یکشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

مستندی که جنبش سبز را آشفته کرده : شاخص

خمینی و قانون






خمینی و استقلال






خمینی و بنی صدر






خمینی و آزادی




خمینی و فلسطین




خمینی و آمریکا





خمینی و مردم




خمینی و ولایت فقیه




خمینی و وحدت




خمینی وتوطئه ونفاق







خمینی و جمهوری اسلامی


دروغ‌های خمینی قبل از اینکه ارتشی‌ها را اعدام کرد

بودجه-سفر فحاشی به نیویورک آری؛ حمل و نقل شهری نه

عبدالکریم سروش : انقلاب و اصلاح جنبش سبز ۱۷ بهمن
















پرسشها








حسين شريعتمداري : شاخص شما چيست ؟

شايد جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني، نوه گرامي حضرت امام(ره) از اين يادداشت آزرده خاطر شود و نگارنده نيز اگر پاي امام راحل(ره) و جفا به ساحت مقدس، انقلابي و فقهي و عرفاني آن بزرگوار در ميان نبود، ترجيح مي داد هرگز قلمي بر كاغذ نراند كه نوه امام(ره) را برنجاند، اما، به يقين جناب سيدحسن خميني هم تصديق مي فرمايند، شخصيت ارزشمند ايشان مرهون نسبتي است كه با امام راحل(ره) دارند، بنابراين دفاع از ساحت ملكوتي آن مراد به حق پيوسته را مي توان و بايد، به منزله دفاع از شخصيت نوه ايشان نيز تلقي كرد. چرا كه، اگر از شخصيت جناب آقاي سيدحسن خميني، رابطه نسبي وي با حضرت امام(ره) حذف شود، ايشان نيز يك شخص معمولي در ميان ساير افراد عادي و معمولي جامعه خواهند بود.
و اما، موضوع يادداشت امروز، نامه اي است كه حجت الاسلام سيدحسن خميني خطاب به رئيس سازمان صداوسيما نوشته و در آن به آنچه كه از نظر ايشان «پخش گزينشي سخنان حضرت امام(ره)» در برنامه «شاخص» تلويزيون است، اعتراض كرده اند... و در اين باره گفتني هايي هست؛
1-اعتراض- با عرض پوزش- تعجب آور و سؤال برانگيز آقاي سيدحسن خميني در حالي است كه پخش مستند و تصويري سخنان حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي ايران، بسياري از مباني و اصول خط مبارك امام(ره) را براي توده هاي عظيم مردم بازگو مي كند و نه فقط شمار فراواني از نسل هاي اول و دوم انقلاب با شنيدن رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي آن حضرت بار ديگر مباني زلال بينش و منش امام خويش را از زبان خود آن حضرت مي شنوند و به خاطر غفلت از اين رهنمودهاي پيامبرانه و معجزه گون انگشت ندامت و حسرت به دندان گزيده و خط حركت خود را اصلاح مي كنند، بلكه از همه بااهميت تر، سيراب شدن روح حق جو و ذهن پرسش گر نسل هاي سوم و چهارم انقلاب است كه امام راحل(ره) را نديده اند و با مشاهده و شنيدن رهنمودهاي آن بزرگوار، «نقشه راه» را براساس بينش زلال و ملكوتي امام(ره) به دست آورده و در مقابل ترفندها و خيانت هاي گندم نمايان جوفروشي كه زير تابلوي خط امام(ره)، نسخه وارداتي جين شارپ و رابرت هلوي و جرج سوروس صهيونيست را به بازار مكاره فتنه اخير آورده اند، بيمه مي شوند و صدالبته، سران فتنه و برخي از خواص آلوده نيز با پخش مستقيم و بي واسطه رهنمودهاي حضرت امام(ره) ديگر امكان سوء استفاده از نام مبارك ايشان را پيدا نكرده و رسواتر از گذشته خواهند شد كه شده اند.
اكنون بايد به جناب سيدحسن خميني عرض كرد كه كجاي اين ماجرا، حضرتعالي را نگران كرده است؟ رسوايي سران فتنه؟! بيداري و هوشياري نسل هاي سوم و چهارم انقلاب و رويكرد آنان به خط زلال حضرت امام؟! واگويه دوباره نظرات ملكوتي و گره گشاي آن حضرت؟! و...؟! اگر هيچكدام از اين موارد باعث نگراني جنابعالي نشده است- كه نشده و نبايد بشود- پس علت نگراني شما چيست؟!
2- در برنامه شاخص كه با استقبال و قدرداني گسترده مردم روبرو شده است، نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) درباره جنايات آمريكا و اسرائيل، خيانت گروههاي تروريستي نظير منافقين، وابستگي بهائيت به رژيم صهيونيستي، آمريكايي بودن نهضت آزادي و بني صدر، ماجراي عبرت انگيز آيت الله منتظري، جنايات مهدي هاشمي، ضرورت ترديد نسبت به حمايت بيگانگان از شخصيت ها و گروههاي سياسي، توبيخ كساني كه با بيگانگان پيوند مي خورند و انتخابات را زير سؤال مي برند، ملامت و نهيب به جرياناتي كه ادعاي حمايت از نظام اسلامي دارند و عليه نظام دست به سياه نمايي مي زنند، برخورد حكيمانه و مستدل به افراد و گروههايي كه سعي در حذف «اسلام» از قاموس «جمهوري اسلامي ايران» دارند، افشاي چهره واقعي جرياناتي كه روز عاشورا با كف و سوت، به ساحت حضرت امام حسين(ع) اهانت مي كنند، خروش و عتاب نسبت به آنان كه مي كوشند با طرح شعارهاي فرعي، شعار مرگ بر آمريكا را حذف كنند و... مطرح شده است.
اكنون بايد از نوه محترم حضرت امام(ره) پرسيد كجاي اين سخنان و رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي امام راحل(ره) به نظر حضرتعالي «اشكال»! دارد؟! مگر جنابعالي نظرات مبارك حضرت امام(ره) در موارد ياد شده را قبول نداريد؟! و خداي نخواسته- و با عرض پوزش- آمريكاو اسرائيل و منافقين و بهايي ها را دشمن اسلام و انقلاب و نظام نمي دانيد؟! و يا نستجيربالله با حذف اسلام از قاموس «جمهوري اسلامي ايران»، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)،... موافق هستيد؟! به يقين، نظر جنابعالي چنين نيست، بنابراين بفرمائيد ايراد شما به پخش اين سخنان حضرت امام(ره) چيست؟!
3- سران فتنه و سازمان هاي سيا و موساد و MI6 كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، مديريت فتنه اخير را برعهده داشته اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصباني و سراسيمه باشند، چرا كه فتنه گران با پخش نظرات صريح آن بزرگوار نمي توانند پيروي بي كم و كاست خود از آمريكا و اسرائيل و ائتلاف آشكار خويش با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و نهضت آزادي را زير پوشش تظاهر به خط امام(ره) پنهان كنند و از اينكه با وجود نظر مبارك امام(ره) نسبت به آقاي منتظري، از او به عنوان «پدر معنوي جنبش سبز» ياد كرده اند- خجالت كه چه عرض كنم!- خيانت خود را افشا شده مي بينند و...
اما، جناب سيدحسن خميني چرا از پخش اين سخنان حضرت امام(ره) ابراز نگراني مي فرمايند؟!
4- جناب آقاي سيدحسن خميني در نامه خود نوشته اند «چنانكه از منابع موثق شنيده ام، برنامه اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي شود و به گونه اي غيرصادقانه و تحريف آميز، شخصيت جامع عارف كامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است»... كه گفتني است؛
الف: همانگونه كه نوه محترم حضرت امام(ره) تاكيد مي كند، ايشان، خود برنامه شاخص را نديده اند! و به نوشته خودشان « از منابع موثق شنيده اند»! و اشاره نمي كنند كه اين «منابع موثق»! چه كساني بوده اند؟ آيا در اين مسئله حياتي و حساس مي توان به «منابع موثق»! بدون ذكر نام آنها استناد كرد؟ با اين حساب، اعتراض آقاي سيدحسن خميني، اعتراض خود ايشان نيست، بلكه اعتراض آن منابع- به قول ايشان- موثق! است كه معلوم نيست چه كساني هستند؟!
ب: متاسفانه، طي چندماه اخير و به گواهي اخبار رسماً منتشر شده، جناب سيدحسن خميني با برخي از عوامل اصلي فتنه پس از آزادي موقت آنها، ديدار صميمانه و دلجويانه داشته اند و از آنجا كه اين افراد و سران فتنه به شدت از روشنگري هاي حضرت امام(ره) آسيب ديده و رسوا شده اند، اين احتمال پيش كشيده مي شود كه مبادا، «منابع موثق»! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همين دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند! كاش حجت الاسلام سيدحسن خميني نام اين منابع موثق را بيان مي كردند تا ملت جايگاه آنها را در فتنه اخير ارزيابي كنند. چرا كه فقط سران فتنه و مديران بيروني آنها از پخش سخنان روشنگر حضرت امام(ره) لطمه ديده اند و چنانچه آقاي سيدحسن خميني، خود اين برنامه ها را مشاهده مي كرد به يقين نگراني و سراسيمگي دشمنان امام(ره) را به عنوان نظر «منابع موثق» مطرح نمي كرد و حرمت و ساحت مبارك امام راحل(ره) را نمي شكست.
ج: فرموده اند كه صداوسيما به گونه اي غيرصادقانه و تحريف گونه، شخصيت امام خميني(ره) را مخدوش كرده است!! كه بايد پرسيد؛ مگر آنچه از صداوسيما پخش شده است، عين و متن سخنان حضرت امام(ره) نيست؟ بنابراين تهمت «غيرصادقانه» چيست؟!
از سوي ديگر، در اين موارد، حضرت امام(ره) تكليف ملت را مشخص كرده و در وصيت نامه سياسي- الهي خويش تاكيد فرموده اند كه يكي از اصلي ترين ملاك ها و معيارها براي ارزيابي صحت آنچه به ايشان نسبت مي دهند، سخناني است كه از طريق سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است، يعني همان كه حضرتعالي با كم توجهي و بي دقتي، آن را غيرصادقانه!! ناميده ايد.
جناب سيدحسن خميني دراين نامه به پخش «تحريف گونه»! بيانات حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي نيز اشاره كرده است كه با توجه به پخش متن سخنان امام راحل(ره) و تاكيد آن بزرگوار بر ملاك و معيار بودن آن، معلوم نيست نوه محترم امام(ره) از كدام تحريف!! سخن مي گويند؟! و با عرض پوزش بايد گفت؛ تحريف آشكار نظرات مكتوب و مضبوط حضرت امام(ره) بارها از سوي افرادي نظير آيت الله صانعي، آقاي محتشمي پور و... صورت پذيرفت ولي جنابعالي و موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) برخلاف مسئوليتي كه داريد در مقابل اين تحريف ها سكوت فرموديد و حتي بعد از آن كه كيهان متن مكتوب و مضبوط رهنمودهاي حضرت امام(ره) در صحيفه را با متن اظهارات تحريف كنندگان منتشر كرده و تحريف آشكار نظرات مبارك ايشان را به طور مستند اعلام كرده بود، نيز مؤسسه نشر آثار زحمت دفاع از نظر امام(ره) و مقابله با تحريف كنندگان را به خود نداد!
5- به يقين نوه محترم امام راحل(ره) در صحت نظرات پخش شده آن بزرگوار ترديدي ندارند ولي ظاهراً پخش آن را به مصلحت نمي دانند. ايشان نوشته اند، اين بخش از سخنان حضرت امام(ره) به چهره رئوف و مهربان آن بزرگوار لطمه مي زند! كه بايد گفت؛ اگر به اعتقاد ايشان، بيان حال منافقان، شرح ترفند دشمنان، ضرورت هوشياري نسبت به توطئه آنان و لزوم برخورد با فتنه انگيزان، لطمه زدن به چهره ملكو تي حضرت امام(ره) است، نظرتان درباره آيات فراواني از قرآن كريم و احاديث و روايات بي شماري از رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) كه دقيقا به بيان همين مسائل اختصاص دارد چيست؟ آيا معتقديد كه اين آيات و روايات نيز بايد از قرآن و احاديث معصومان(ع) حذف شود؟! قطعاً چنين نظري نداريد.
6- و بالاخره، نگارش اين بند از يادداشت براي نگارنده نيز بسيار تلخ و ناگوار است، اما ساحت قدسي حضرت امام(ره) والاتر و ملكوتي تر از آن است كه اين نكته ناگفته بماند، و آن اين كه به گفته خداوند سبحان، «ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه... نزديكترين مردم به حضرت ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي مي كنند.» - آيه 68 آل عمران- بنابراين رابطه نسبي با حضرت امام(ره) اگر چه محترم است ولي محترم تر از آن پيروي و تبعيت از امام راحل(ره) است و هر كه تابع تر، به حضرت امام(ره) نزديكتر.
حسين شريعتمداري

ستیز مجلس و سید حسن خمینی بر سر برنامه " شاخص" در مورد خمینی

متن کامل نامه سيدحسن خميني به رييس سازمان صداوسيما
حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني در نامه‌اي انتقادي به عزت‌الله ضرغامي رييس سازمان صداوسيما، به ذكر نكاتي درباره برنامه " شاخص" كه در ايام دهه مبارك فجر پخش مي‌شود، پرداخت.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) متن كامل اين نامه به اين شرح است:

بسمه تعالي

جناب آقاي عزت الله ضرغامي

رييس سازمان صداو سيماي جمهوري اسلامي

با تبريک سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، لازم است نکاتي را پيرامون برنامه‌هاي صدا وسيماي جمهوري اسلامي در ايام دهه فجر يادآوردي نمايم. خوش داشتم اين مطالب را مثل سابق و به طور شفاهي متذکر شوم ولي احساس مي‌کنم اثر سخنان شفاهي کم شده و عمق تاثيرگذاري برنامه‌هاي تلويزيون به گونه‌اي است که محتاج تذکر کتبي است.

چنانکه از منابع موثق شنيده‌ام، برنامه‌اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي‌شود و به گونه‌اي غير صادقانه و تحريف‌آميز، شخصيت جامع عارف کامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسيله آن‌چه در اين برنامه پخش مي‌شود، شخصيت واقعي امام را نمي‌شناسد و تنها با شخصيت دست ساخته‌ صداوسيما آشنا مي‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقيقت امام که به فرموده‌ رهبري انقلاب همه هويت جمهوري اسلامي است، فاصله دارد.

در شرايطي که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه‌هاي بيگانه، هر لحظه چهره‌اي خشن و غيرانساني و صد البته غيرواقعي از انقلاب شکوهمند اسلامي مي‌سازند، انتظار بيهوده‌اي نيست اگر چشم انتظار تبيين شخصيت جامع امام و امت امام در صداوسيما باشيم و ابعاد بلند معرفتي و ماهيت انساني انقلاب را که بي‌شک در ميان همه انقلاب‌هاي قرن حاضر، بيشترين ارزش‌هاي اسلامي و بشر دوستانه را آفريده، تصوير نماييم. جاي تاسف است که در صداوسيما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ي به جوهره اسلامي و روح بلند مذهب شيعه اثني عشريه آفريده شد، چشم پوشيده مي‌شود و بدون اشاره به شرايط زماني خاص به بزرگ نمايي غلط و تحريف گونه قضاياي گذشته همت مي‌گماريد و به غلط درصدد مشابه‌سازي تاريخي هستيد.

اينجانب جناب‌عالي را از علاقمندان امام راحل مي‌شناسم و به حکم وظيفه فرزندي امام نسبت به اين اشتباه فاحش صداوسيما و تصميم گيرندگان چنين موضوعاتي، اعتراض جدي دارم و معتقدم اگر حقيقتا به دنبال شناخت واقعي امام هستيد، بايد از ياران نزديک امام دعوت نماييد تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بيان نمايند و هم ناگفته‌هاي زندگي امام را بيان کنند.

اميدوارم احتياجي به تصديع بيشتر نباشد و دوستان واقعي امام وظيفه خويش را در قبال امام و تحليل انقلاب اسلامي به انجام برسانند.

سيد حسن خميني

15 /11 /88

180 نماينده مجلس با صدور بيانيه‌اي از عملكرد صدا و سيما و توليد برنامه‌هايي پيرامون امام(ره) به ويژه برنامه "شاخص" حمايت و تشكر كردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، متن اين بيانيه كه در اختيار خبرنگاران قرار گرفته، به شرح ذيل است:

« " امروز مهم‌ترين وظيفه‌، انتقال سالم مكتب سياسي امام(ره) به نسل‌هاي آينده است. اظهار ارادت به امام بدون اعتماد به اين مكتب سياسي بي‌مفهوم است." آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي ايران بزرگترين تحولي بود كه به رهبري امام خميني(ره)، ايران را از يك كشور وابسته به يك قدرت بي‌بديل مستقل تبديل كرد. از ابتداي انقلاب اسلامي قدرت‌هايي كه منافع آنها به خطر افتاد، يا عناصر ضد انقلاب داخلي و نفوذي‌هايي كه از لحاظ انديشه به بيگانگان غرب يا شرق وابسته بودند يك لحظه از كارشكني، توطئه و معارضه عليه انقلاب خميني دست برنداشتند.

رهبري‌هاي مدبرانه و بي‌نظير امام خميني(ره)، انقلاب اسلامي را با سرافرازي تمام و با حمايت مردم و الطاف خداوندي از همه‌ي پيچ و خم‌ها و فراز و نشيب‌ها عبور داد.

امروز نيز فتنه‌گران با همان ماهيت و شيوه‌ها و وابستگي‌ها به مقابله با اركان نظام جمهوري اسلامي برخاسته‌اند. امروز نيز بيش از هر زمان جامعه‌ي انقلابي ما به رهنمودهاي حضرت امام خميني و تعيين ملاك حق و باطل نيازمند است.

بدين‌وسيله ما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران كه در ايام پيروزي انقلاب اسلامي با برنامه‌هاي مناسب و پرجاذبه، بار ديگر انديشه و افكار امام خميني را به عنوان شاخص حق در معرض ديد ملت ايران خصوصا نسل‌هاي جديد قرار داده است و به تبيين رهبري‌هاي خردمندانه، فرزانه و قاطعانه امام خميني پرداخته است، صميمانه تشكر مي‌كنيم.

مسئولين صدا و سيماي جمهوري اسلامي بايد به راه خويش مطمئن باشند كه امام خميني(ره) نه وابسته به بيت خاصي است و نه در حصار زمان و مكان خاصي قرار مي‌گيرد و نه در انحصار حزب و گروه خاصي مي‌باشد. امام خميني(ره) روح بيدار و زنده‌ تاريخ در كالبد همه‌ي نسل‌ها و امت‌هاست و كلام و راهش گشاينده‌ي همه‌ي بن‌بست‌ها و افشاگر همه‌ي فتنه‌هايي است كه اصل نظام آرماني و الهي امام خميني را هدف قرار داده است.

مجددا از برنامه‌هاي دهه‌ي فجر صدا و سيما خصوصا برنامه‌ي شاخص سپاسگزاري مي‌نماييم و خواستار ادامه‌ بي‌وقفه اين راه روشن و روشنگر مي‌باشيم

سی‌.ان.ان:واکنشهای جهانی به رفتار رژیم ایران

هفته‌نامه اشپیگل :شمار بیشتری از ماموران پلیس آلمان با زنان ایرانی ارتباط داشته‌اند

در حالی که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی یک دختر ایرانی را به اتهام «داشتن رابطه با دیپلمات‌های آلمانی» تحت پیگرد قرار داده است، هفته‌نامه آلمانی «اشپیگل» از ارتباط شمار بیشتری از ماموران امنیتی سفارت آلمان در تهران با این دختر ایرانی خبر داده است.

اشپیگل که هفته گذشته از فراخوانده شدن دو تن از مأموران پلیس مستقر در سفارت آلمان در تهران به دلیل ارتباط با یک دختر ایرانی خبر داده بود، در تازه‌ترین گزارش خود در این باره نوشته‌ است، چند تن دیگر از نگهبانان سفارت در دو سال گذشته با یک دختر ایرانی به نام «سمین .الف» ارتباط داشته‌اند.

این هفته‌نامه روز یکشنبه در سایت اینترنتی خود در این باره نوشته است، دو تن از مأموران حفاظت سفارت آلمان در تهران که اواخر ماه ژانویه از تهران خارج شده بودند، اطلاعات تازه‌ای در باره روابط عاشقانه خود با یک زن ایرانی ارایه کرده‌اند.

بر اساس گزارش اشپیگل، این زن ایرانی به تازگی در جریان محاکمه شماری از بازداشت‌شدگان تظاهرات روز عاشورا در تهران، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران محاکمه شده است.

در این میان تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نیز چند روز پیش «اعتراف‌های یكى از متهمان پرونده حوادث روز عاشورا» را نشان داد که در جلسه دادگاه از «ارتباط خود با ديپلمات‌های آلمانی» سخن می‌گفت.

این زن جوان در دادگاه گفته است که «با ديپلمات‌هاى آلمانى از طريق ايميل در ارتباط بوده و يك بار نيز از آنها کیسه‌های حاوى دستبندهاى سبز دريافت كرده است.»

هر چند حامیان جنبش سبز و مدافعان حقوق بشر حكومت ايران را متهم مى كنند كه با توسل به زور و تهديد، متهمان رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران را وادار به «اعتراف» می‌کند، با این حال هفته‌نامه «اشپیگل» در گزارش تازه خود در این باره نوشته است، یکی از نگهبانان سفارت آلمان با مچ‌بند سبز در حاشیه تظاهرات معترضان به نتایج انتخابات توسط پلیس متوقف شده است.

به نوشته این نشریه آلمانی، این مأمور پلیس حتی در هنگام بازجویی اولیه در سفارت آلمان در تهران نیز علامت معترضان به نتایج انتخابات در ایران را به همراه داشته است.

به دنبال انتشار گزارش‌هایی درباره ارتباط مأموران پلیس آلمان با دختران ایرانی، وزارت امور خارجه آلمان موضوع را برای بررسی‌های بیشتر و انجام کنترل‌های لازم به سرویس اطلاعاتی این کشور ارجاع داده است.

با این حال اشپیگل می‌نویسد: «مأموران پلیس در نخستین بازجویی‌های خود تأکید کرده‌اند که روابط آنها با سمین الف صرفاً جنبه خصوصی داشته است و آنها در پارتی‌ با هم آشنا شده‌اند.»

همچنین بررسی‌ها نشان داده است که یک مأمور دیگر پلیس آلمان مستقر در تهران با یک زن ایرانی که از کارکنان یکی از دانشگاه‌های ایران است، رابطه داشته است.

هفته‌نامه اشپیگل یک بار دیگر مأموران امنیتی سفارت آلمان در تهران را به سهل‌انگاری متهم کرده و وجود چنین روابطی را برای وزارت امور خارجه آلمان «شرم‌آور» توصیف کرده است.

هفته گذشته و پس از آن که رسانه‌های دولتی ایران به نقل از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از بازداشت دو دیپلمات آلمانی در جریان تظاهرات روز عاشورا در تهران خبر دادند، این هفته‌نامه آلمانى گزارش داده بود، وزارت خارجه آلمان دو تن از محافظان سفارت خود در تهران را به دلایل امنیتی از ایران خارج کرده است.

بر اساس گزارش یاد شده، این دو پلیس آلمانی به دلیل داشتن رابطه خصوصی با یک دختر ایرانی از سوی دستگاه جاسوسی ایران زیر نظر گرفته شده بودند و یک بار نیز پلیس ایران اوراق شخصی آنها را کنترل کرده بود.

لینک خبر

http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,676273,00.html

تظاهرات در پاریس با حضور بابک داد- پاریس 18بهمن





تجمع اعتراضی روبروی مسجد امام علی‌ وین -17 بهمن

نایاک و جامعه ایرانیان خارج از کشور

تارنمای شورای ملی آمریکائیان ایرانی (نایاک) مقاله ای به زبان انگلیسی درج کرده که عنوان آن چنین است: "جنبش راه سبز (جرس) فعالیت های مدنی نایاک را مورد ستایش قرار میدهد." طبیعتا خوانندگان آمریکائی با خواندن مقاله نایاک تصور میکنند که گویا جنبش سبز نایاک را تأیید کرده است. مقاله ایکه نایاک به آن اشاره میکند توسط آقای اشکبوس طالبی نوشته شده که فرزند ایشان از بینانگذاران و اعضای هیئت مدیره نایاک بوده است. نام مقاله نیز "روانشناسی گروهی از ایرانیان مقیم خارج" است.

اگرچه مقاله آقای طالبی حاوی توهین های مکرر به هموطنان مقیم آمریکاست و بیشتر به عقده گشائی نزدیک است تا یک مقاله تحلیلی یا کارشناسی، اما چاپ این مقاله توسط جرس عملی است شایسته زیرا زمینه را برای بحث و گفتگو در مورد یکی از سوژه های مورد بحث جامعه ایرانی در خارج از کشور و بخصوص آمریکا باز میکند. ضرورت این بحث هنگامی بیشتر میشود که آقای تریتا پارسی رئیس سازمان نایاک، ضمن فعالیت گسترده خود در کنگره آمریکا، بارها و بارها خود را به جنبش سبز متصل کرده است و حتی در سخنرانی دوم دسامبر خویش در دانشکده حقوق واشنگتن، به عموم حضار اعلام کرد که فعالیت های ایشان با جنبش سبز هماهنگ میباشد و خودشان نیز با رهبران سبز در تماس هستند و نام یکی از شخصیت های وابسته به جنبش را نیز اعلام کردند.

مقاله آقای طالبی شامل دو بخش است: قسمت اول تعریفی از تاریخچه و فعالیت های نایاک و قسمت دوم حمله و ناسزای ایشان به کسانی که نایاک را مورد انتقاد قرار داده اند. متاسفانه ایشان هم در مورد تأسیس و فعالیت نایاک اطلاع درستی ندارند و هم اینکه در حمله به منتقدان نایاک، حقیقت را نمی گویند.

منتفدان نایاک

آقای طالبی در مقاله خود اینطور وانمود میکنند که ریشه انتقادات از نایاک را بایستی در مشکل روانشناسانه انتقاد کنندگان جستجو کرد و گویا عده ای مجاهد و سلطنت طلب ورشکسته که از پیشرفت های نایاک به خشم آمده اند به میدان آمده و با تهمت پراکنی علیه این سازمان، آب را گل آلود کرده اند. ایشان می نویسند:

" واکنش ها به موفقیت های نایاک

این فعالیت ها و حضور موثر نایاک در صحنه سیاسی امریکا واکنش های طبیعی فراوانی را باعث شد که همگی از نظر روانی توجیه پذیرند. سلطنت طلبان بیش از دیگران واکنش نشان دادند البته با شانتاژ سیاسی، کمپین ترساندن ایرانیان از نایاک که نایاک حقوق بگیر جمهوری اسلامی است و برای جمهوری اسلامی لابی ميکند... این رفتارها و پرخاشگریها از طرف هموطنان سلطنت طلب طبیعی به نظر میرسد چون تهمت زدن و ترور شخصیت نشانه شکست است و ازمنطق و حقیقت گویی و پروژه دموکراسی خارج است.

اما مجاهدین چرا؟ آنها که خود را انقلابی و یگانه آلترناتیوابدی جمهوری اسلامی جا میزنند و قاعدتاً بر اساس مدعیاتشان باید از بهم پیوستگی و سازمان یافتگی ایرانیان مهاجر خوشحال باشند و بزعم خودشان نباید از چند صدایی آزرده شوند! برایم تعجب آور بود که چگونه این گروه "خوشنام متحد صدام!" شمشیر از رو بسته اند و انگار که کفر و معصیتی بوقوع پیوسته چرا که این گروه تازه وارد زیر پرچم "خلق قهرمان" سینه نمی زنند و شوربختانه به شیوه ای دیگر می اندیشند وآنها نیز دست و پا زدند که از سلطنت طلب ها عقب نیفتند و گوی سبقت ببرند. نا سزا گویی و تهمت را بجایی رساندند که ای دل غافل بیاید و بدانید که نایاک غیر قانونی است چون برای جمهوری اسلامی لابی میکند."

اظهارات آقای طالبی هم توهین به هموطنان مقیم آمریکاست و هم ادعائی است خلاف واقعیت. انتقاد به نایاک و بحث در مورد این سازمان از هنگامی آغاز شد که کارفرمای آقای پارسی یعنی باب نی در سال 2006 تحت تعقیب قضائی قرار گرفت و بجرم رشوه گیری و فساد روانه زندان شد. یکی از جرم های ایشان دریافت رشوه از دو قاچاقچی مقیم لندن بود که در صدد خرید یک هواپیمای تشریفاتی برای رهبر جمهوری اسلامی بودند. از خوانندگان عزیز درخواست میکنم که به این دو آدرس اینترنتی مراجعه فرمایند تا همه اسناد و مدارک مربوط به اظهارات من در این مقاله را مشاهده فرمایند.

سایت وابسته به کمیته آمریکائیان و ایرانیان پیشرو (فارسی و انگلیسی) http://www.iranian-americans.com/

سایت شخصی من به دو زبان: http://www.iranianlobby.com/

با افشای روابط باب نی با اینگونه محافل، سوال و پرسش در مورد دستیار ایرانی ایشان یعنی آقای پارسی نیز در میان ایرانیان و آمریکائیان بالا گرفت. اولین ایرانی که من یادم هست در مورد آقای پارسی مقاله ای نوشت هنرمند بزرگ کشورمان آقای پرویز صیاد بود که در 15 دسامبر 2006 منتشر نمود.

از آنزمان تا کنون، بسیاری از هموطنان با گرایشات سیاسی مختلف به انتقاد در مورد نایاک پرداخته اند که یکی از این شخصیت ها هنرمند کشورمان آقای محسن مخملباف از رهبران جنبش سبز هستند که در مصاحبه با روزنامه واشنگتن تایمز اظهار داشته اند که از نظر ایشان آقای پارسی برای جمهوری اسلامی لابی میکند.

به این جمع میتوان دهها نویسنده و روزنامه نگار آمریکائی را اضافه کرد و به سیاستمداران رسید. سناتور جان کایل در نامه ایکه اخیرا به وزیر دادگستری نوشته از ایشان درخواست کرده است تا در مورد ارتباطات نایاک با جمهوری اسلامی و لابی آنان تحقیق کند. اظهارات نماینده کنگره مارک کرک و چندین نماینده دیگر را نیز به این لیست اضافه کنید. آقای طالبی سپس نوک حمله را متوجه من میکند و با همان لحنی که دیگر هموطنان را خطاب کرده می نویسد:

" تازگیها آقایی از آریزونا با نام مستعار "داعی" که خود را نویسنده و خبرنگار میداند به دستگاه امنیتی امریکا چشمک میزند که ای کجایید خفته در هتل ها! نایاک غیر قانونیست و برای جمهوری اسلامی لابی میکند. بگیرید آنها را ببندید و شلاق و حد بزنید که پا از گلیم بیرون نهاده اند . معنی خودمانی این حرف این است که ای امنیتی های امریکا چرا کاری نمیکنید؟ و ای ایرانیهای هموطن ببینید که این نایاکیها برای جمهوری اسلامی کار میکنند و ما با جمهوری اسلامی میجنگیم. آنهارا را لو بدهید و بهFBI بسپارید."

من بیش از سه سال است که در مورد شبکه لابی جمهوری اسلامی در آمریکا و بخصوص آقای پارسی و نایاک مطلب می نویسم و همین تازگیها نیست که شروع کرده ام. آقای طالبی برای آنکه مرا زیر علامت سوال ببرد میگوید که من اسم مستعار دارم. نام من حسن داعی الاسلام است که در مقالات انگلیسی ام بطور کامل از آن استفاده میکنم و در مقالات فارسی آنرا به حسن داعی کوتاه کرده ام. روی وبسایت انگلیسی ام نیز نام کامل خود را با حروف درشت نوشته ام. اگر قرار بر اسم مستعار بود حتما نامی انتخاب میکردم که باب روز باشد نه حسن داعی.

من به مقامات امنیتی آمریکا نیز چشمک نمیزنم. این سناتور ایالات متحده جان کایل است که از وزیر دادگستری چنین تقاضائی کرده است. تقاضای سناتور کایل نیز پس از انتشار اسناد داخلی خود نایاک بود که توسط دادگاه انجام گرفت. دو تن از مقامات سابق اف بی آی و ضد جاسوسی نیز پس از مطالعه این اسناد به روزنامه واشنگتن تایمز گفته اند که ازنظر آنان آقای تریتا پارسی برای جمهوری اسلامی و بطور غیر قانونی لابی میکند.

مراجعه به مقامات نیز بیشتر زیبنده نایاک است. پس از چاپ مقاله ای از من در سال 2008 که به رابطه نایاک با بیناد اعانه ملی آمریکا اشاره داشتم، خانم دخی فصیحیان که مدیر اجرائی نایاک بود در یکی از ایمیل های خود به آقای پارسی میگوید که با مسئولان این بیناد صحبت خواهد کرد تا ضربه سختی به حسن داعی بزنند.

در جلسه هیئت مدیره نایاک نیز در سال 2008 صراحتا بیان شده که هدف از شکایت قانونی علیه من، به زانو در آوردن من بوده است. قبل از من، نایاک همین کار را علیه دکتر سیامک شجاعی، رئیس بخش اقتصاد دانشگاه کانتیکات انجام داد و با راه اندازی یک کارزار وسیع مصمم بود تا ایشان را از دانشگاه اخراج کند. جرم دکتر شجاعی این بود که در یک جلسه عمومی آقای تریتا پارسی را لابی جمهوری اسلامی خوانده بود.

فعالیت های نایاک

ریشه اختلاف و دلیل انتقاداتی که از نایاک میشود، عملکرد این سازمان و رئیس آن آقای پارسی است. هموطنان احساس میکنند که این فعالیت ها عمدتا در جهت منافع جمهوری اسلامی بوده است. بنظر من این احساس ریشه در واقعیت دارد. وقتی فردی یا سازمانی به نوعی رفتار میکند که سفیر احمدی نژاد در سازمان ملل (محمد جواد ظریف) این رفتار و فعالیت ها را می پسندد و تشویق میکند حتما باید نگران این فعالیت ها بود. در مکاتبات بین آقای پارسی و جواد ظریف می توان مشاهده کرد که بارها و بارها جواد ظریف پس از مطالعه مقاله یا مصاحبه آقای پارسی میگوید:

"تریتا مصاحبه ات با بی بی سی را دیدم. مثل همیشه فوق العاده بود". یا اینکه: "تریتا مقاله ات عالی بود. در ادامه کارت موفق باشی."

طبیعی است که نمی توان هم مورد پسند سفیر احمدی نژاد بود، با وی بطور مکرر ملاقات کرد، باهم بطور هماهنگ به فعالیت پرداخت و در پایان نیز انتظار داشت که جامعه ایرانی در باره رفتار و کردار نایاک به عکس العمل بر نخیزد.

فعالیت های آقای تریتا پارسی طی 13 سال گذشته عمدتا در جهت برداشتن فشار از روی جمهوری اسلامی بوده است. این فعالیت ها به سال 2000 نیز بر نمی گردد. خود ایشان در اسنادیکه دادگاه منتشر کرده می نویسد که از سال 1997 یک گروه لابی بنام ایرانیان برای همکاری بین المللی تأسیس کرد که هدف آن برداشتن تحریم های اقتصادی از روی جمهوری اسلامی و همچنین فشار به اعضای کنگره برای اتخاذ یک سیاست دوستانه در برابر جمهوری اسلامی بود.

بابک طالبی یعنی فرزند آقای اشکبوس طالبی نیز مدتی رئیس همین گروه لابی بود. پس از آن، در سال 2001 آقای پارسی از طرف شورای آمریکائی ایرانی متعلق به آقای هوشنگ امیر احمدی استخدام شد و به آمریکا مهاجرت کرد. از همان سال 2001 ایشان در صدد راه اندازی یک گروه لابی جدید بود و سرانجام نایاک را به کمک بابک طالبی و آلکس پاتیکو براه انداخت.

در مورد اهداف این لابی، آقای طالبی به راه اندازی کلاس های آموزشی و فعالیت های مدنی اشاره میکنند. آقای طالبی درست میگویند ولی این همه حقیقت نیست. درست است که نایاک با راه اندازی این کلاس ها سعی در سازماندهی ایرانیان و برقراری تماس با قانونگزاران آمریکائی را داشت اما اینها فقط ابزار کار بود. آنچه آقای طالبی نمیگویند هدف نهائی این لابی بود.

اجازه بدهید با هم بخشی از نامه محرمانه آقای پارسی را که در سال 2002 به "روی کافی" یکی از لابیست های معروف واشنگتن نوشته بخوانیم تا با اهداف آقای پارسی و لابی نایاک آشنا شویم. روی کافی همان کسی است که بهمراه باب نی به لندن رفته بود و با دو قاچاقچی وابسته به جمهوری اسلامی قرار دار بسته بود تا ترتیب خرید هواپیمای تشریفاتی برای خامنه ای را بدهد. روی کافی با کاخ سفید و با خانواده جرج بوش نیز رابطه بسیار نزدیکی داشت. با هم نامه آقای پارسی را بخوانیم:

گرچه وظیفه اصلی این لابی باید بهبود رابطه ایران و آمریکا و برداشتن تحریم ها باشد اما در مرحله اول بایستی روی موضوعاتی کار کرد که حساست کمتری ایجاد میکند مثل مشکل ویزا یا تبعیض علیه ایرانیان. اگر در آغاز کار روی اینگونه موضوعاتی که بحث انگیز نیست متمرکز شویم، اینکار باعث کسب اعتبار لابی ما در میان جامعه ایرانیان می شود.

به لابی خود چهره ای انساندوستانه بدهیم

برای رفع نیاز های مالی این لابی بایستی به سراغ تاجران ایرانی رفت. اگرچه طرف حساب های اصلی این لابی تاجران ایرانی و آمریکائی هستند اما باید حتما یک چهره انسانی به این لابی و اهداف آن داد. باید توجه داشت که سازمان ایپاک یعنی لابی اسرائیل بخوبی موفق شده تا طرفداران برداشتن تحریم از روی ایران را بعنوان سرمایه داران پر طمعی معرفی کند که حاضرند برای منفعت اقتصادی خود، با یک رژیم تروریستی معامله کنند.

در مقابل، کمپانی های نفتی نیز که در صف اول برداشتن تحریم ها هستند، تاکنون نتوانسته اند به کارزار خود یک چهره انسانی بدهند و مثلا در توجیه فعالیت های خود، از اینگونه دلائل استفاده کنند: "ما برای ایرانیانی که در چنگال رژیم دیکتاتوری ایران هستند نگرانیم" یا مثلا: "تحریم های موجود علیه ایران باعث ویرانی بسیاری از خانواده های آمریکائی شده که شغل خودشان را بخاطر تحریم ها از دست داده اند."

با انسانی جلوه دادن لابی خودمان هم میتوانیم اعتماد جامعه ایرانی را بخود جلب کنیم و هم میتوانیم برای پیروزی در کنگره آمریکا ازآن استفاده کنیم.

کمک مالی

تا کنون، سازمان های ایرانی – آمریکائی برای کمک مالی به سراغ کمپانی های نفتی رفته اند. این استراتژی مثل یک شمشیر دو لبه است. از یکطرف، این کمپانی ها بطور کامل با ما همراه هستند و در این زمینه گشاده دستی لازم را نیز دارند که باید به نمونه شورای امیر احمدی اشاره نمود. اما از طرف دیگر، کمپانی های نفتی وجهه خوبی در میان ایران ها ندارند و باعث بی آبروئی ما در میان این جماعت خواهد شد. باید حمایت مالی کمپانی های مزبور را محدود کرد مثلا بیشتر از ده درصد در آمد کل لابی نباشد.

باید به سراغ آندسته از بخش های اقتصادی رفت که هم چهره مثبتی دارند و هم آنکه از باز شدن دربهای ایران بروی تجارت و داد و ستد سود میبرند مثل کمپانی موتورولا که از بازار 70 میلیون نفری ایران سود سرشاری خواهد برد. بطور کلی باید توجه داشت که کمپانی هایی که در بخش ارتباطات و کامپیوتر کار میکنند منفعت زیادی در ایران دارند زیرا نیروی کار ایران مجرب ولی ارزان است مثل هند. یا بایستی برای کمک مالی به سراغ کمپانی های ساختمان، آبیاری یا شرکت های نوشابه با شرکت هایی مثل مک دونالد رفت."

همانطور که آقای طالبی مشاهده میکنند، هدف اصلی برداشتن تحریم و بازکردن بازار پر رونق ایران بروی کمپانی های آمریکائی است اما برای کسب اعتبار در میان ایرانیان باید در آغاز روی موضوعاتی کار کرد که زیاد بحث انگیز نباشد.

اما مهمترین مسئله ایکه در مورد نایاک و آقای پارسی مطرح میشود، رابطه منسجم و طولانی ایشان با کسانی در ایران است که هم با دولت جمهوری اسلامی شریک هستند و هم شغل آنان ایجاب میکند که تحریم های آمریکا برداشته شود. اسناد داخلی نایاک و مکاتبات ایشان با سیامک نمازی نشان میدهد که آقای پارسی گزارش لابی خود را به تهران برای کسی ارسال میکرده که در ایران با دولت جمهوری اسلامی شریک بوده و کار مشترک اقتصادی میکرده است. کار اصلی دوستان آقای پارسی در ایران، کمک به کمپانی های بین المللی برای ورود به بازار ایران بوده است. یا به زبان ساده تر، دلالی برای کمپانی های بزرگ بخصوص غولهای نفتی.

در پایان نیز به مسئله صلح طلبی و مبارزه با جنگ میرسیم. بنظر من اگر ارتباطات و همکاری آقای پارسی با مسئولان جمهوری اسلامی را نادیده بگیریم، زیان بار ترین بخش از فعالیت های ایشان همان است که طی چهار سال گذشته و تحت نام مبارزه با جنگ انجام داده اند.

فعالیت ایشان در این مدت خرید زمان برای برنامه اتمی جمهوری اسلامی بود. آقای پارسی جمهوری اسلامی را از صندلی متهم برداشت و حکومت ایران را قربانی توطئه های آمریکا و اسرائیل معرفی کرد تا فشار از روی برنامه اتمی اش برداشته شود. در این مسیر، آقای پارسی رهبری یک لابی قدرتمند بنام Campaign for a new American policy on Iran را بعهده داشت. یکی از همکاران آقای پارسی در این لابی خانم لیلا زند است که در باره این فعالیت ها میگوید:

"در چند سال گذشته، ما اینجا در آمریکا، از آقای احمدی نژاد و سیاست های وی از هر طریق ممکن که فکر میکردیم به مردم ایران کمک کند حمایت کردیم. ازآنجا که ما انتخاب مردم ایران (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شمردیم، طی چهار سال گذشته به مقابله با هر حرکت غیر منصفانه و توهین کننده ای که علیه ایشان بعنوان ریئس جمهور منتخب ایران بود برخاستیم.

ما برای حمایت از ایشان تظاهرات براه انداختیم. با سناتورها و نمایندگان کنگره ملاقات کردیم تا از ایران و رئیس جمهورش و سخنرانی های وی دفاع کنیم. ما مقالات زیادی در دفاع از وی نوشتیم بخصوص هنگامیکه وی در سال 2007 در دانشگاه کلمبیا رفت و مورد حمله بی ادبانه رئیس دانشگاه کلمبیا قرار گرفت. هنگامیکه وی سال بعد به آمریکا آمد و با لاری کینگ در تلویزیون سی ان ان مصاحبه کرد برایش دست زدیم. ما برای وی یک جلسه دیدار بسیار محترمانه با بسیاری از گروههای صلح طلب برگزار کردیم تا دیالوگ را ترویج دهیم.

ما دلمان میخواست که همه بدانند که ما از سیاست های تهدید آمیز آمریکا علیه ایران حمایت نمی کنیم. ما با احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور ایران به گفتگو نشستیم. ما همه این اقدامات رانه فقط به این خاطر که به آقای احمدی نژاد مربوط میشد انجام دادیم بلکه ما در کنار کسی نشتستیم که رئیس جمهور یک کشوری است که مردمش مورد تهدید قرار گرفته اند. ما این کار را برای هر ایرانی که در داخل کشور است انجام دادیم زیرا ما هوش و انتخاب ایرانیان (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شماریم.”

در پایان من براین عقیده ام که اگر آقای طالبی عینک بدبینی را بردارند و این اسناد را مطالعه فرمایند، به همان نتیجه ای میرسند که شخصیت هایی مثل پرویز صیاد یا محسن مخملباف رسیده اند و آنگاه بجای ناسزا گوئی به ایرانیان مقیم آمریکا، همراه با آنان از جای برخواهد خاست و سوالات جدی خود را از آقایان پارسی و بابک طالبی مطرح خواهند نمود

اسکات ریتر، صلح طلب دروغین طرفدار خامنه ای بجرم فساد اخلاقی دستگیر شد

اسکات ریتر، صلح طلب دروغین طرفدار خامنه ای بجرم فساد اخلاقی دستگیر شد

اسکات ریتر، بازرس پیشین سازمان ملل در عراق که طی چند سال گذشته ضمن همکاری با لابی رژیم ایران و تحت نام صلح طلبی به دفاع از برنامه اتمی ملایان مشغول بود، امروز بجرم ارتباط با یک دختر 15 ساله و انحراف جنسی دستگیر و تحت تعقیب قضائی قرار گرفت.

"ریتر" که در کنار سازمان "کاسمی" به فعالیت مشغول بود، سه سال پیش به ایران رفت و در بازگشت، کتابی تحت عنوان "هدف ایران" منتشر نمود. وی در این کتاب به دفاع از بی گناهی رژیم پرداخت و مدعی شد که ملایان قربانی توطئه های شوم جرج بوش شده اند. فعالیت های ریتر انعکاس وسیعی در رسانه های مهم آمریکا داشت و وی به یکی از چهره های شناخته شده ای بود که همواره برای تبلیغات به نفع رژیم ایران مورد استفاده قرار میگرفت.

سیمور هرش روزنامه نگار معروفی که ضدیت اش با جرج بوش وی را به دفاع از آخوندها کشانده بود، مصاحبه معروفی با اسکات ریتر داشت که طی این مصاحبه هر دو نفر مرزهای بی پرنسیبی اخلاقی و سیاسی را در نوردیدند و تا آنجا که می توانستند برای بی گناه جلوه دادن رژیم حاکم بر کشورمان سینه خود را به تنور چسباندند.

اسکات ریتر که پرروگی و وقاحت را از آخوندها یاد گرفته بود، در دفاع از برنامه اتمی رژیم و صلح آمیز بودن آن به فتوای خامنه ای استناد میکرد و مثل یک مسلمان دو آتشه از جایگاه مذهبی علی خامنه ای دفاع میکرد. وی گفته بود: 1

« برای من اعتقادات مذهبی آیت الله خامنه ای بسیار جدی است. او یک شخصیت مذهبی جدی است و من کسی نیستم که بگویم او یک ایرانی مسلمانی است که دروغ میگوید. او یک فقیه مهم و جدی است و فتوی داده است که سلاح اتمی با اسلام مغایر است و جمهوری اسلامی ایران هرگز بدنبال آن نخواهد بود.»

اسکات ریتر در حمایت از آخوندها آنچنان کاسه داغتر از آش شد که از بیخ و بن مدعی گردید که ایران قادر به غنی سازی اورانیوم نیز نیست و این دروغی است که اسرائیل و آمریکا به ایران نسبت میدهند: (وبلاگ امید معماریان، ۱۲ دی ۱۳۸۵)

«حتما با اسکات ریتر آشنا هستید. چند هفته پیش آمده بود منطقه کالیفرنیای شمالی وچندین سخنرانی داشت. یکی ازاین سخنرانی ها در اوکلند بود. وقتی درمورد برنامه هسته ای ایران صحبت می کرد گفت که ایران به هیچ عنوان توانایی غنی سازی ندارد واینکه ایران بتواند مثلا ۳۰۰۰ دستگاه سانتریفوژِ را سرهم وصل کند، یک افسانه است."

معماریان در گزارش خود در "واشنگتن پریزم" اول دی ۱۳۸۵ ، سخنان کاملتر وی را بدینگونه گزارش کرد:

«همه می دانند که ایران نمی تواند درهیچ سطحی، اورانیوم را غنی سازی کند و از شر ناخالصی های آن، رها شود. وقتی آنها نمی توانند غنی سازی را انجام بدهند، چطور می توانند به دنبال سلاح بروند؟ ایران از این دیدگاه هیچ تهدیدی نخواهد بود.»

اما تخصص و هنر اصلی اسکات ریتر در این بود که هر 6 ماه یکبار توطئه حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران را کشف میکرد و تاریخ دقیق آنرا نیز در اختیار مطبوعات قرار میداد. وی بمدت 4 سال با داغ نگاه داشتن خبر حمله اسرائیل به ایران سعی میکرد ملایان را قربانی توطئه های کاخ سفید و تل آویو معرفی نماید.

اکنون با آشکار شدن فساد اخلاقی این "صلح طلب" دروغین، باید امید داشته باشیم که این بار دستگاه قضائی آمریکا بدنبال تحقیق در مورد بده و بستان های مالی وی با لابی رژیم ایران باشد. اگر یادمان باشد، دفعه پیش که باب نی یعنی یکی دیگر از طرفداران رژیم آخوندی بجرم فساد مالی و رشوه گیری و دروغگوئی و ... دستگیر شد و به زندان رفت، دستگاه قضائی تحقیقات لازم را انجام نداد و جامعه ایرانی از آشنائی به روابط پشت پرده وی با آخوند ها محروم ماند

وزير اطلاعات: حضور عناصری با سابقه اطلاعاتی در حرمت‌شکنی عاشورا / به‌کارگیری آقازاده‌ها و ارتباطات فامیلی با هفت تا هشت واسطه در فتنه

حجت‌الاسلام حیدر مصلحی امروز در گردهمایی مشترک امنیت‌آفرینان فجر تهران، گفت که "به اعتقاد نظریه‌پردازان آمریکایی، تکنولوژی و ایدئولوژی به عنوان دو چالش اساسی پیش‌روی استکبار و دنیای غرب قرار دارد.

به گزارش رجانيوز، وزیر اطلاعات با بیان این‌که آن‌ها با کنترلی که در بحث فضاسازی رسانه‌ای دارند، اجازه نمی‌دهند این بحران از سوی رسانه‌ها پوشش خبری داده شود و به شدت این موضوع را کنترل می‌کنند، گفت که "رییس‌جمهور آمریکا چندی پیش اذعان کرد به هیچ‌وجه نتوانسته است با بحران اقتصادی مقابله کند. هر چند که اجازه اطلاع‌رسانی در این حوزه را به رسانه‌ها ندادند."

مصلحی با اشاره به ایدئولوژی به‌عنوان چالش دیگر غربی‌ها، گفت: انقلاب اسلامی بر پایه اسلام ناب محمدی شکل گرفته و از همان ابتدا مؤسسات فراوانی در جهان غرب برای شناسایی انقلاب اسلامی به وجود آمد و این موسسات یک مشکل عمده داشتند و آن هم این‌که به دست آوردن اسلام ناب از طریق مطالعات علمی امکان‌پذیر نیست.

وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: اسلام ناب از شیعه به‌وجود آمده و مقوله‌ای از باب ولایت است که با عشق، محبت و دل سر و کار دارد. آن کس که در این مقوله نباشد، نمی‌تواند موضوع را درک و فهم کند.

وی یادآور شد: وقتی ولی‌فقیه در جایگاه خود اشاره‌ای می‌کند و ولایتمداران حرف ولی خود را اجابت می‌کنند، این موضوع هرگز نمی‌تواند از طریق مطالعات و تحقیقات علمی شناسایی شود.

مصلحی "جنگ نرم" را "یکی از راه‌های مقابله استکبار با اسلام" خواند و افزود: این جنگ نرم، تفاوت‌های بسیار زیادی با جنگ نرم‌هایی که در دیگر کشورها صورت گرفته، دارد؛ اما به‌هیچ‌وجه در انقلاب اسلامی جواب نمی‌دهد هر چند آن‌ها جنگ نرم را متناسب با شرایط هر کشور طراحی می‌کنند.

حرکتی از بیرون نظام مرکزیت فتنه را هدایت می‌کرد

وزیر اطلاعات با بیان این‌که "امروز استکبار جنگ نرم را متناسب با شرایط اسلام ناب طراحی کرده است" گفت که "استراتژی و تاکتیک، روش و ابزاری که فتنه‌گران در جریانات پس از انتخابات به‌ کار گرفتند، در قالب جنگ نرمی بود که با طراحی خارجی علیه نظام صورت گرفت."

وی تاکید کرد: در این‌که فتنه‌گران برای استکبار جریان‌سازی می‌کرند، شکی نیست و بر اساس اسنادی که از گروه‌های فتنه به خصوص سران رده اول آن‌ها به‌دست آمده، این مهم ثابت شده که چه کسانی، از کجا و با چه هدفی این فتنه را شروع کردند.

مصلحی با بیان این‌که "حرکتی از بیرون نظام مرکزیت فتنه را هدایت می‌کرد" خاطرنشان کرد: شناخت این مرکزیت درحال انجام است. نکته قابل توجه این است که مرکزیتی با چند واسطه این فتنه‌ها را در داخل هدایت می‌کرد.
به زعم وی، "در همه فتنه‌های پس از انقلاب این مرکزیت وجود داشته و سعی کرده نیروهایی از داخل را به‌عنوان ابزار در خدمت فتنه داشته باشد."

استراتژی‌های جریان فتنه چه بود؟

وزیر اطلاعات با اشاره به این‌که مرکزیت در حرکت جریان فتنه اخیر چند استراتژی را دنبال می‌کرد، اظهار داشت: پیروزی در هر صورت از جمله این استراتژی‌ها بود، استراتژی دوم حضور و نگهداری مردم در خیابان و نشان دادن حضور آنها به عنوان معترضین بود.

وی یادآور شد: در این راستا جریان فتنه موضوعات مختلفی را همچون کمیته صیانت از آرا، ستاد پویش، سازمان مردمی و ستاد 88 شکل داد و با صدور بیانیه‌های مختلف سعی کرد در مسیر حرکت مردم به سمت جریان فتنه نقش‌آفرینی کند.

مصلحی تصریح کرد: حرکتی که در بحث استراتژی بعدی جریان فتنه شکل گرفت، استفاده ابزاری از زنان بود، به‌طوری که ما دیدیم افرادی که از این جریان حمایت می‌کردند درصدد ایجاد بی‌بند و باری و لاابالی‌گری در میان جوانان بودند؛ این‌که زنی با همراه داشتن چهار گذرنامه مختلف در همه اغتشاشات در جمع اراذل و اوباش حضور داشته و با توسل به ارتباطاتش با آن‌ها سعی کرد در همه اغتشاشات این جمعیت را به صحنه بیاورد، نمونه بارز آن است.

وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: جریان فتنه سعی کرد در حوزه‌های علمی که در فتنه‌های ادوار گذشته همواره جایگاهش در بین فتنه‌گران خالی بوده، از این پایگاه برای همراهی استفاده کند که در مواردی نیز با استفاده از ابزار آقازاده‌ها در این راه موفق بود.

مصلحی گفت: به‌کارگیری آقازاده‌ها و ارتباطات فامیلی با هفت تا هشت واسطه را در جریان فتنه‌های اخیر دیدیم. این‌ها به‌دنبال فتح پایگاه حوزه‌های علمیه هم بودند.

به گفته وزیر اطلاعات، ارتباط با بیگانگان و سفارتخانه‌های خارجی، استراتژی دیگر جریان فتنه بود، وقتی اعترافات و مطالب بازداشت‌شدگان روز عاشورا را مطالعه می‌کردم، آن‌چه برایم مسلم بود این‌که بسیاری از کشورها با برنامه‌ریزی در این فتنه‌ها نقش داشته و مقابل نظام قرار گرفتند.

وی تاکید کرد: در پیش داشتن تز هدایت اجتماعات و اعتراضات مختلف و تلاش برای تصدی جنبش در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و قومی از دیگر استراتژی‌ های جریان فتنه بود، حضور و برنامه‌ریزی آن‌ها در مسائل اقتصادی برای ایجاد چالش علیه نظام بود که در این راه حرکتی آغاز شده ولی مجموعه اطلاعاتی کشور تسلط خوبی بر این حرکت دارد.

حضور عناصری با سابقه اطلاعاتی و نظامی در حرمت‌شکنی عاشورا

وزیر اطلاعات در بخش دیگری از سخنان خود از حضور عناصری با سابقه اطلاعاتی و نظامی در جریان فتنه و ایفای نقش آن‌ها در وقایع پس از انتخابات و حرمت‌شکنی عاشورا خبر داد و گفت: براساس آن‌چه وقایع روز عاشورا نشان داد، متوجه شدیم حرکت این روز، اطلاعاتی و نظامی بود که هدایت‌شده شکل می‌گرفت.

وی خاطرنشان کرد: یکی از پیچیدگی‌های فتنه، وجود عناصری مرتبط با فتنه در نظام بود که این افراد با صدور بیانیه‌های مختلف سعی در تشویش اذهان و جلب‌نظر مردم داشتند.

مصلحی خاطرنشان کرد: آموزش اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی برای اغتشاشگران از سوی جریان فتنه توجیه اعضای ستادها، کمک به شناسایی نیروهای اطلاعاتی مقابله‌کننده با فتنه از دیگر استراتژی‌های دشمن برای مقابله با نظام بود.

وی یادآور شد: پایبندی جریان فتنه به حرفی که از روز اول در مورد انتخابات، تقلب و ابطال آن زدند، در حقیقت در قالب جنگ نرمی بود که استکبار علیه نظام آغاز کرده است.

وزیر اطلاعات تاکید کرد: کسانی این حرف را می‌زدند که خود در این کشور و نظام برگزارکننده انتخابات بودند و می‌دانستند موضوع تقلب آن هم در این سطح غیر واقعی است و امکان‌پذیر نیست.

وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر این‌که خواص حرف‌های دو پهلو نزنند و موضع خود را مشخص کنند، گفت: خطاب‌های رهبری به خواص صریح و روشن بود ولی با کمال تاسف این آقایان هیچ واکنشی در این خصوص نداشتند. چرا که استنادشان برای تقلب در انتخابات پوچ و توخالی بود.

جای خالی دستگاه‌های فرهنگی در مقابله با جنگ نرم

مصلحی یکی دیگر از کارهای لازم برای مقابله با جنگ نرم را، "اقدامات متناسب با برنامه‌های دشمن" دانست و گفت: جنگ نرم کم‌هزینه است بنابراین سعی می‌کنند از طریق فضاهای مجازی و رسانه‌ای مردم را تشویق به مشارکت کنند، ما هم باید اقدامات کم‌هزینه‌ای در مقابل آن انجام دهیم که آن شناسایی خانه‌هایی است که با جنگ نرم همکاری می‌کنند و این می‌تواند از سوی پایگاه‌های بسیج انجام شود.

مصلحی گفت: حکومت‌ها در جنگ نرم دچار ضعف بینش و فهم شدند بنابراین دشمنان از این ضعف استفاده می‌کنند. پس باید ما این مسیر را با قوت و جدیت ادامه دهیم و روی ترمیم نقاط ضعف خود سرمایه‌گذاری کنیم.

به گفته وزیر اطلاعات،دشمن از طریق جنگ نرم سعی می‌کند صاحبان دانش و مهارت را از همکاری با حکومت بازدارد. این یکی از توطئه‌های استکبار است که سازمان‌های اطلاعاتی آنها به‌دنبال دانشمندان ما می‌روند تا زمینه ورود را به پروژه‌های علمی و تحقیقاتی‌شان فراهم کنند. این در واقع خنثی کردن نقش نخبگان است.

وزیر اطلاعات در پایان خاطرنشان کرد: امروز جای خالی دستگاه‌های فرهنگی در مقابله با جنگ نرم در کشور احساس می‌شود. ما معتقدیم همه باید در مقابل فتنه و جنگ نرم با هم همراه باشند

واکنش رادیو فردا به اطلاعیه وزارت اطلاعات درباره بازداش هفت شهروند ایرانی

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در اطلاعیه‌ای با اعلام دستگیری هفت نفر از کسانی که آنها را «مرتبطین تشکیلاتی شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب و رسانه‌های صهیونیستی» خوانده است، مدعی شد که دستگیرشدگان با رادیو فردا در ارتباط بوده‌اند.

در اطلاعیه وزارت اطلاعات که در خبرگزاری‌های مختلف ایران منعکس شده است، نامی از دستگیرشدگان به میان نیامده، اما افراد دستگیر شده متهم شده‌اند که آموزش‌هایی در زمینه «شیوه‌های مختلف براندازی نرم شامل ایجاد اخلال در نظم و امنیت عمومی، شایعه‌سازی و سایر اقدامات خرابکارانه» دیده‌اند.


این اطلاعیه افزوده است که دستگیرشدگان «در جریان اغتشاشات پس از انتخابات به‌ویژه عاشورا نقش عمده‌ای در جمع‌آوری و ارسال اخبار به خارج و تحریک آشوبگران داشتند.»

وزارت اطلاعات همچنین مدعی شده است که دستگیر شدگان همچنین متهم شده‌اند که «قرار بود بعد از اجرای برنامه مشابه در روز ۲۲ بهمن، از کشور خارج و به آمریکایی‌ها ملحق شوند.»

این اطلاعیه همچنین افراد دستگیر شده را از «مرتبطین رادیو فردا» خوانده و مدعی شده است که این افراد دوره‌های مختلف گزینش و آموزش را در دوبی و استانبول گذرانده و عده‌ای از آنها هم به استخدام رسمی سازمان جاسوسی آمریکا در آمده‌اند.

انتساب این اتهام به دستگیرشدگان در حالی است که رادیو فردا هیچ خبرنگاری در ایران ندارد و این رسانه تا کنون اقدام به برگزاری هیچ دوره آموزشی نکرده و اساساً برگزاری دوره‌های آموزشی در اساسنامه این رسانه پیش‌بینی نشده است.

پیش از این هم نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با انتساب مواردی چون جاسوسی به روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و مدنی محدودیت‌هایی را در زمینه فعالیت آنان ایجاد کرده بودند.

آرمان مستوفی، مدیر رادیو فردا، در گفت ‌و گو با این رسانه ضمن رد اتهامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، موارد طرح شده در اطلاعیه این وزارتخانه را مشابه اتهاماتی ارزیابی کرد که در ماه‌های اخیر متوجه شمار دیگری از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و مدنی شده است.



مدیر رادیو فردا افزود که به نظر می‌ رسد این دستگیری‌ها در امتداد فشارها و سرکوب شش ماه اخیر علیه روزنامه‌نگاران صورت گرفته و ایران که تا پیش از این بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه بود اکنون به بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان تبدیل شده است.

به گفته آقای مستوفی، رادیو فردا هیچ خبرنگاری را در ایران در استخدام رسمی یا غیر رسمی ندارد ولی صدها هزار نفر از شنوندگان رادیو فردا در ایران بدون اینکه خبرنگار باشند یا رابطه استخدامی با این رسانه داشته باشند، از طرق مختلف به رادیو فردا خبر رسانی می‌کنند.

وی همچنین اتهام برگزاری دوره‌های آموزشی توسط رادیو فردا در دوبی یا استانبول را رسماً رد کرد و آن را بیشتر شبیه «شوخی» دانست.

مدیر رادیو فردا همچنین در واکنش به این بخش از اطلاعیه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، که رادیو فردا را به عنوان «یک رسانه برانداز و متعلق به سازمان سیا» معرفی کرده است، گفت: موضوع ارتباط سازمان سیا با رادیو فردا کاملاً غیر واقعی است و سازمان سیا از سال‌ها پیش از تأسیس رادیو فردا و رادیو آزادی، ارتباط خود را با رادیو اروپای آزاد قطع کرده است.

آرمان مستوفی اضافه کرد: رادیو فردا یک رسانه آمریکایی است که در قالب رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی و از محل بودجه تصویب شده توسط کنگره آمریکا به انتشار برنامه می‌پردازد و طبیعتاً همان طور که بسیاری از کشورها از جمله ایران، به تولید برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی به زبان‌های دیگر می‌پردازند، ایالات متحده نیز از جمله به زبان فارسی تولید برنامه دارد.

وی تأکید کرد: رادیو فردا رسانه‌ای است که در انتشار خبرهای خود زیر تیغ سانسور نیست.

پیش از این نیز یکی از معاونان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، در مصاحبه‌ای که در خبرگزاری‌های داخلی ایران انتشار یافت، ده‌ها نهاد غیردولتی و رسانه خارج از ایران را متهم کرده بود که در ناآرامی‌های پس از انتخابات اخیر در ایران نقش داشته و براندازی نظام جمهوری اسلامی را در قالب جنگ نرم دنبال می‌کنند.

اين مقام امنيتى در اظهارات خود «شبكه‌هاى رسانه‌‌اى، ماهواره‌‌اى و اينترنتى» به گفته وى، «معاند و مخالف نظام جمهورى اسلامى» را شامل راديو و تلويزيون هاى فارسى زبان خارج از كشور از جمله صدای آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی، رادیو اسرائیل دانسته و از شبكه‌‌هاى ماهواره‌‌اى «مجاهدين خلق، سلطنت‌ طلب، پارس، رنگارنگ، كانال يك» و همچنين برخى از سايت‌‌هاى اينترنتى مانند «جرس» به عنوان مصاديق سازمان‌هاى «برانداز بيگانه» نام برده بود و اعلام کرده بود که هر گونه همکاری با این رسانه‌ها ممنوع است.

«جنگ نرم» واژه‌اى است كه در ماه‌هاى اخير بارها در سخنان مقام‌هاى جمهورى اسلامى ايران در ارتباط با حوادث پس از انتخابات مطرح شده و معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهورى دهم متهم شده‌اند كه در خدمت اين «جنگ نرم» هستند.

دستگاه قضايى ايران از شش ماه گذشته تا كنون تعداد زيادى از فعالان سياسى، مدنى و رسانه‌اى منتقد دولت را به بهانه ارتباط با «جنگ نرم» عليه «نظام» بازداشت و براى آنها احكام سنگينى صادر كرده است.

در عين حال ده‌ها روزنامه و هزاران وب سايت نيز به اين بهانه توقيف و يا با فيلترينگ مواجه شده‌اند

بازداشت هفت نفر به اتهام ارتباط با رادیو فردا

وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد هفت نفر که با «رادیو فردا در ارتباط بوده‌اند» را دستگیر کرده است.

در اطلاعیه وزارت اطلاعات، به هویت این افراد اشاره‌ای نشده است، اما آمده که آنها «دوره‌های مختلف گزینش و آموزش را در دبی و استانبول» گذرانده‌اند.


به گزارش خبرگزاری ایلنا، این اطلاعیه همچنین ادعا کرده که برخی از این افراد، به «استخدام رسمی» سازمان جاسوسی آمریکا درآمده بودند.

وزارت اطلاعات در عین حال مدعی شده که این افراد، «شیوه‌های مختلف براندازی نرم، شامل ایجاد اخلال در نظم و امنیت عمومی، ‌شایعه‌سازی و سایر اقدامات خرابکارانه» را آموزش دیده‌اند.

وزارت اطلاعات مدعی شده که این افراد، «شیوه‌های مختلف براندازی نرم، شامل ایجاد اخلال در نظم و امنیت عمومی، ‌شایعه‌سازی و سایر اقدامات خرابکارانه» را آموزش دیده‌اند

در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده که دستگیرشدگان در جریان «اغتشاشات پس از انتخابات به ویژه روز عاشورا نقش عمده‌ای در جمع‌آوری و ارسال اخبار به خارج و تحریک آشوبگران» برعهده داشتند.

وزارت اطلاعات افزوده که این افراد، «قرار بود بعد از اجرای برنامه مشابه در روز ۲۲ بهمن، ‌از کشور خارج و به آمریکایی‌ها ملحق شوند.»

طی دو هفته اخیر، بیش از ۱۰ روزنامه‌نگار توسط ماموران اطلاعات دستگیر و زندانی شده‌اند.

وزارت اطلاعات افزوده که این افراد، «قرار بود بعد از اجرای برنامه مشابه در روز ۲۲ بهمن، ‌از کشور خارج و به آمریکایی‌ها ملحق شوند»

در هفته‌های نخستین اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، نهاد‌های امنیتی از دستگیری برخی از همکاران شبکه‌های ماهواره‌ای در ایران خبر داده بودند.

نهاد‌های امنیتی ایران طی هفت ماه گذشته، بیشتر از ۱۰۰ روزنامه‌نگار را بازداشت کرده‌اند که در حال حاضر نزدیک به ۴۰ تن از آنها در زندان به‌سر می‌برند.

برای برخی از این روزنامه‌نگاران، احکام سنگینی صادر شده است و بسیاری از آنها نیز با تودیع وثیقه‌های سنگین به طور موقت آزاد هستند.

وزارت اطلاعات پیش‌تر با صدور اطلاعیه‌ای، همکاری با رادیو فردا و دیگر رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور را ممنوع اعلام کرده بود

محمد جواد لاريجاني در گفت‌وگو با ايلنا از انقلاب و احزاب سياسي مي‌گويد

ايلنا:اگر از برادران لاریجانی یک نفر بر صندلی قانونگذاری، دیگری پشت میز قضاوت و دو تن دیگر در فضاهای علمی و فرهنگی حضور دارند، قطعا از میان آنان یکی هم باید «تصمیم ساز» باشد و پشت صحنه سیاست و فارغ از مسئولیتهای رسمی مشورت دهد.
محمد جواد لاریجانی همین نقش را ایفا می کند و به همین دلیل همیشه به عنوان چهره ای رمز آلود که هر از چندی سخنی می‌گوید و دوباره به پرده‌نشینی باز می‌گردد، در جامعه شناخته شده است.
در یکی از روزهای بارانی بهمن ماه و با کوله‌باری از سوالات که متاسفانه بدلیل جلسه بعدی وی مجال طرح کامل آنان فراهم نشد، به دفتر کار وی در مرکز پژوهش‌های علوم بنیادی در میدان نیاوران رفتیم ، جایی که درباره آن می گوید: «در اینجا کار سیاسی انجام نمی دهیم و فقط فرمول حل می‌کنیم».
بخش اول گفت‌وگوي تفصيلي رئیس کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه با ايلنا كه بيشتر بر محور انقلاب اسلامي و مسائل روز است در پي مي‌آيد:
محمد جواد لاریجانی در ابتدای این گفت‌وگو در پاسخ به سوالي در مورد راهبرد اتخاذ شده امام خميني(ره) در مبارزه براي بسيج نيروهاي گوناگون سياسي واجتماعي آن زمان گفت: هنر حضرت امام را بايد به دوبخش تقسيم كنيم: بخش اول، مبارزه با رژيم طاغوت و پايان دادن به رژيم حكومتي غير عقلايي، كه بر پايه سلطنت بود و مشروعيتي براي آن وجود نداشت و بخش دوم، دوره تاسيسی بود که ايشان يك سازمان مدني را براساس فكر وعقلانيت اسلامي كه در ذهنشان بود پياده كردند.
وی افزود: اکنون ما با دموكراسي جديدي در دنيا روبه رو هستيم؛ بدین معنا که يك نظام دموكراسي نماينده‌اي براساس عقلانيت اسلامي، شکل گرفته است و هنر بزرگ امام هدايت دو بخش مبارزه و تاسیس بوده است، زيرا بعضي‌ها مبارز خوبي هستند اما در تاسيس هنرمندي ندارند و یا بالعكس.
لاریجانی با بیان اینکه بسيج نيروها در اين دو فاز متفاوت بود، یادآور شد: در زماني كه امام مبارزه را هدايت مي‌كردند جمع مختلفي از مردم كه تفكرات ماركسيستي و... داشتند،‏ ایشان را همراهي مي كردند، اما از وقتي كه امام تاسيس يك نظام مدني براساس اسلام را مطرح كردند ما شاهد ریزش‌هايي بوديم. ولي امام هدف بزرگ خود را به اين خاطر كه چند از نفر از جبهه ملي يا نهضت آزادي و... بمانند، معامله نكرد و به بدنه امت اسلامي نگاه كردند و كار را انجام دادند و البته آنها را هميشه توجيه مي‌كردند.
وی درباره اینکه امام در ابتدا افرادي از گروه‌هاي ملي را براي دولت موقت منصوب كردند و با سران بسياري گروه‌هاي ديدار كردند، تصریح کرد: اينگونه ديدارها ‏، براي رهبران بزرگ مبارز اشكالي ندارد، ‌البته ايشان هيچگاه سران منافقين را نپذيرفتند، در حالي كه آنها نيرو تشكيل داده بودند و مدعي بودند بايد بازوي نظامي كشور باشند و در مبارزه با شاه سابقه آنها از بسياري دیگر بيشتر بود، اما امام به دليل انحراف بزرگي كه در تفكر آنها بود، نپذيرفت.

امام احترام خاصي به مهندس بازرگان داشتند
لاریجانی ادامه داد: در مورد دولت موقت هم بايد گفت، امام احترام خاصي به شخص مهندس بازرگان داشتند و در حكم نخست وزيري ايشان گفتند كه شما را فارغ از وابستگي هاي گروهي مسوول چند كار مانند تدوين قانون اساسي و اجراي آن مي‌كنم و اين امر بدليل حسن نيت امام به بازرگان بوده، زيرا او فردي مبارز و داراي عرق مسلماني بود، اما وقتي بازرگان سركار آمد سخن امام مبني بر اينكه «شما را قطع نظر از وابستگي‌هاي گروهي انتخاب كردم» رعايت نكرد و نهضت آزادي خيال كرد امام اهل مملكت داري نيست و كار را بدست آنها داده است، لذا اشكال كار آقايان از آنجا آغازشد و امام نيز تحمل نكردند.
این نماینده اسبق مجلس در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه اگر فضاي جنگ تحميلي و جنگ مسلحانه منافقين پيش نمي‌آمد تصفيه‌های سیاسی صورت نمي‌گرفت؟‌ پاسخ داد: اين گروه‌ها خيلي پيچيده نيستند؛ گروهي مانند منافقين و چريك هاي فدايي خلق به روي جمهوري اسلامي شمشير كشيدند و معتقد بودند مبارزه براساس شيوه‌هاي ماركسيستي انجام شود و طبيعتا حذف مي‌شدند، گروه ديگر مانند نهضت آزادي و جبهه ملي به خصوص گروه دوم با گروه‌هاي محارب اتحاد بر قرار كردند و نيز آشكارا عليه قانون اساسي و رعايت احكام اسلامي، مانند لايحه قصاص موضع گيري كرده و گفتند كه ما نظام را قبول نداريم. همین مساله باعث شد تا آنها کنار گذاشته شوند، در حالی که اگر اصول دموکراسی را رعایت می‌کردند و ضمن احترام به قانون اساسی اعلام می‌کردند که نظام را قبول داریم و ضمنا دست به اسلحه نمي‌بردند، مي‌توانستند در نظام بمانند، اما به دليل اين دو خبط بزرگ حذف شدند و بقيه گروه‌ها نیز با بدنه اجتماعي وسيع باقي ماندند.

فرهنگ دموكراسي‏؛ از الزامات جامعه مدني

رئیس کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه در پاسخ به سوال دیگری در مورد رفتار نظام در مقابل تكثر گروه‌هاي سياسي در دوره فعلي، با بیان اینکه پس از گذشت سه دهه نظامات مدني جمهوري اسلامي جا افتاده‌تر است و استحكام بيشتري نسبت به اوايل انقلاب دارد اما برخي موارد با آن زمان ممكن است مشابه باشد، اظهار داشت: از مواردي كه در جامعه مدني مهم است، آشنايي با فرهنگ دموكراسي واختلاف است. عادت كردن به اين فرهنگ ضوابطي دارد در حالي كه ما گاهي اوقات به آنچه می‌خواهیم آنقدر علاقه داريم كه مي‌خواهيم به هر قيمتي آن را بدست آوريم. در حاليكه اين رفتار مشكل زاست.
وی با اشاره به اینکه در اصولگرایان و اصلاح طلبان طیف‌های فكري وسيعي وجود دارد و با تاکید بر اینکه آنچه موجب تشويش است قانونمداری در پیشبرد اهداف و رعایت قواعد دموكراسي است، گریزی به حوادث اخیر در کشور زد و گفت: مشكلات انتخاب اخير عمدتا ناشي از اين است كه قواعد بازي را رعايت نمي‌كنيم، در حالی که اگر اینگونه بود، گروه‌هاي مختلف سرمايه‌هاي اجتماعي سنگيني را بدست آورده بودند تا در دوره‌هاي بعد توفيقات زيادي داشته باشند‏، البته نظام مدني ما سالي يك انتخاب دارد و براي عادت كردن در اين زمينه مفيد است.
لاریجانی با بیان اینکه بسیاری رفتارها نیازمند فرهنگ‌سازي است، یادآور شد: در غرب دموكراسي حدود 300 سال سابقه دارد و آرام آرام آن را آموخته‌اند؛ به طور مثال در دوره اول انتخاب بوش پسر نتيجه انتخابات مناقشه‌آميز شد و دو ماه نتيجه اعلام نشد و با توجه به اینکه در آمريكا شوراي نگهبان آنها قوه قضاييه است كه خود رئيس‌جمهور هم رئيس آن را تعيين مي‌كند، تمام گروه‌ها قبول كردند كه قضاوت را به آن نهاد بسپارند وهيچ كس نگفت به دليل اينكه او منصوب بوش است مورد قبول نيست، اما دركشور ما مي‌گويند به اين خاطر كه فلان فرد عضو شوراي نگهبان حامي احمدي‌نژاد است راي آنها درست نيست؛ اين امر نشان مي‌دهد كه ما از چيزي كه مي‌خواهيم، دست بر نمي‌داريم و لذا مي‌خواهم بگويم وجود تفكرات مختلف و حتي چرخه نرم در زندگي سياسي فقط در دولت و حكومت نسبت، بلكه يك فرهنگ عمومي است كه همه اجزاء بايد در آن وارد شوند و همانطور كه « رشد » در صنعت قابل لمس است در زندگي اجتماعي هم اينگونه است.

همراهي با شعار توسعه سياسي خاتمي
وی ادامه داد: در زندگی اجتماعی توسعه لازم است و بر همین اساس من با يكي از شعارهاي خاتمي كه معتقد بود توسعه سياسي برانواع مختلف توسعه مقدم است موافقم، البته در محتواي آن ممكن است اختلاف نظرهايي با يكديگر داشته باشيم اما كليت آن صحيح است، ولی ما به توسعه سياسي بهاي كمي داده ايم.
سيستم انتخاباتي ما اشكالاتي دارد
لاریجانی در پاسخ به سوال دیگري مبنی براینکه معترضان معتقدند صدای آنها بدرستی شنیده نشده است، تصریح کرد: طبيعتا در سيستم انتخاباتي ما اشكالاتي وجود دارد و كسي نمي‌گويد اين سيستم در عالي‌ترين وضعيت قرار دارد. ولي اين سيستم قابل اعتماد است، زيرا هاشمي رفسنجاني و خاتمي از دل آن درآمد در حالي كه همه ما طرفدار ناطق نوري بودیم و جالب است كه اين سيستم را با تركيه مقايسه كنيد؛ اربكان در آن كشور تقريبا همزمان با خاتمي راي آورد اما پس از دو سال ارتش به خيابانها ريخت و او را بركنار كرد ولي خاتمي حتي در دور دوم هم راي آورد و از دل تشكيلات او احمدي نژاد بيرون آمد که مجلس هم اينگونه چرخش داشته است. پس سيستم انتخاباتي ما اگر اشكال هم داشته باشد جلوي ميل مردم را نمي‌گيرد. يعني اگر مردم به امري توجه داشته باشند مي‌تواند آن را منعكس كند و اين بسيار ارزشمند است.

دعوت مردم به حضور در خيابان‌ها كودتا بود

وی درباره انتقادات شدید که به رفتار صدا و سیما وارد است، گفت: اما اشكالاتي كه به صداوسيما و... وارد مي‌شود مسائل حاشيه‌اي است و در حال به هيچ عنوان قابل قبول نيست که يك كانديدا در روز انتخابات اعلام كند كه من رئيس‌جمهور هستم و هر نتيجه ديگري كه اعلام شود باطل است و مردم را به حضور در خیابانها براي گرفتن حقشان دعوت كند؛ نام اين رفتار اعتراض نيست بلكه مقابله با نظام و نوعي كودتاست. يعني نيروهاي درون نظام ناگهان بر مي‌گردند ودر مقابل آن مي‌ايستند.
لاریجانی تصريح كرد:فرض كنيم همه هم بد هستند، اما اين كار غير قانوني، ‏‌غير شرعي و غير اخلاقي بود و مشكلات پس از انتخابات از همين رفتار آغاز شد. كانديدايي كه اعتراض دارد، اعتراضش محترم است اما نبايد هدفي را كه فكر مي‌كند صحيح است به هر قيمتي بدست آورد بلكه به سيستم بايد اعتماد كند و اگر آن را هم قبول ندارد اصلا چرا كانديداشد؟
وی نتیجه گیری کرد: این اشكال نه تنها يك خطا، بلكه يك خيانت بزرگ است و نياز به پيگيرد دارد. البته من فكر مي كنم اين آقايان اشتباه كردند و نمي‌دانستند اين كار خطاست، از همين جهت مي‌گويم ما فرهنگ دموكراسي را بلد نيستيم، ولی از سوی دیگر این خطا در سيستم حكومتي ما تاثير ندارد وچرخه قانوني پيش مي‌رود، ولي به بدنه نظام هم آسيب زد و از آن مهم‌تر كساني كه به اين سرزمين طمع دارند فرصتی براي سرمايه‌گذاري يافتند و باب را براي سوء استفاده دشمنان به نحو وسيعي باز كرد.
این نماینده اسبق مجلس در ادامه بررسی موضوع انتخابات اخیر با بیان اینکه سيستم‌هاي اطلاعاتی ما در حجم وسيع سرمايه‌گذاري غرب روي انتخابات غافلگير شدند، اظهار داشت: دخالت آمريكا، انگليس و آلمان در انتخابات ما بسيار مفتضح بود و از آن مفتضح‌تر اين بود كه برخي دوستان ما از حمايت ضد انقلاب‌ها، سلطنت طلبان و منافقين خوشحال شدند! در حالي كه اگر از نظر سياسي زرنگ بودند همان اول بايد خط كشي كردند و به آنان ميگفتند دعواي ما داخلی است و وقتی اين مرزبندي اتفاق نيفتاد، دشمن فكر كرد كار مهمي مي‌كند.
لاریجانی خاطرنشان كرد: در يكي از روزنامه‌هاي آمريكايي اخيرا مي‌خواندم كه اين بزرگنمايي‌ها فقط براي پمپاژ كردن به ذهن ايراني‌ها نبود بلكه ازاين طريق روي مغز اوباما هم كار مي‌كردند و مي گفتند حكومت ايران در طول 4-5 عوض مي‌شود، ولي الان جيغ عده‌اي در آمده است كه مي‌گويند نئوكان‌ها مي‌خواستند سرماكلاه بگذارند و اين نشان مي دهد كه پيچيدگي كار وسيع بوده است.

هرگز سران اعتراضات را به ارتباط با بیگانگان متهم نمي‌كنم
رئیس کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه همچنین درباره متهم کردن سران اعتراضات اخیر به ارتباط با بیگانگان تاکید کرد: اينكه ما سران اعتراضات را مرتبط با غربي‌ها بدانيم من هرگز چنين حرفي نمي‌زنم و باید عادت كنيم كه در عين اختلاف نظر به افراد احترام بگذاريم؛ مثلاً چهره‌هايي مانند هاشمي رفسنجاني در انقلاب كمياب هستند، اما من فكر مي‌كنم ايشان در برخي موارد اشتباه كرده‌اند، ولي اين مساله مانع از احترام به او نمي‌شود و اتفاقا اشتباهات انسانهاي بزرگ مي‌توانند خيلي بزرگ باشد.

هنرمندي احمدي‌نژاد در كشاندن مردم به خيابان‌ها كمتر از موسوي نيست
لاریجانی در ادامه تصریح کرد: فرض كنيم موسوي با كشاندن مردم به خيابان‌ها موفق مي‌شد تا دولت ومجلس را هم سرنگون كند و خودش رئیس شود‏، اما هنر كشاندن مردم به خيابانها را فقط ايشان نداشت و هنرمندي احمدي نژاد در اين زمينه كمتر از ايشان نيست.
وی ادامه داد: البته اين كار(کشاندن مردم به خیابانها) موفق نشد و اگر موفق مي‌شد، نه تنها از نظام اسلامي بلكه از تماميت ارضي ما هم چيزي باقي نمي‌ماند و اصلا من تعجب مي‌كنم كسي مانند مهندس موسوي كه 10 سال در سطوح بالاي سياسي كشور كار كرده بود اين مساله ساده را متوجه نشد و من خبطي به اين بزرگي در تاريخ سي ساله در ميان اصحاب انقلاب كمتر سراغ دارم.

انتقادات به پخش كردن پول در روستاها جزو رقابت‌هاي سياسي است
این فعال سیاسی اصولگرا در پاسخ به اینکه فارغ از موضوع سيستم برگزاري انتخابات، از مدتها پيش اصلاح‌طلبان هشدار مي‌دادند كه دولت با سوء استفاده از اختيارات قانوني مانند پخش كردن پول در روستاها راي جمع كنند و يا اينكه از برخي خلاء‌هاي قانوني سوء استفاده مي‌كند، با بیان اینکه ما مي‌توانيم بگوييم همه دولت‌ها اين كار را كرده‌اند گفت: اين انتقادات جزو رقابتهاي سياسي است، زیرا ممكن است يك دولت پروژه‌اي را به نیت جمع كردن راي در دوره بعدي افتتاح كنند، ولی نمي‌توان جلوي اين مساله را گرفت. همه اينها مجوز اين نيست كه كسي از سيستم قانوني خارج شود و مردم را به آشوب تشويق كند .
وی تاکید کرد: در عين حال رفع اشكالات قانوني انتخابات بايد جزو برنامه‌هاي توسعه سياسي باشد و از سوی دیگر در قالب رقابت سياسي هم مي‌توانيم به رقيب ايراد بگيريم كه پول پخش مي‌كند( هرچند که وعده تقسيم پول را كروبي راه انداخت) و حتي داد و بیداد هم را بيندازيم اما اين مسابقه قواعد خوددش را دارد.
لاریجانی افزود: مي‌توانيم هميشه معترض باشيم ولي مجوز نمي‌شود كه نيروي يك سيستم در مقابل آن بایستد؛ بنده در يكي ازشهرها، در یک انتخابات مجلس صدرصد آرا را كسب كردم اما طرف مقابل خرابكاري كرد و مردم هم به خيابان ريختند، ولي به آنها گفتم كه به خانه برويد و اتفاقا شوراي نگهبان نهایتا اعتراض من را نپذيرفت.
وی تصریح کرد: بين اينكه اشكالاتي در سيستم وجود دارد و اينكه مردم را به قيام دعوت كنيم تفاوت وجود دارد.

سياستمداران، ژست مصلحان الهي را نگيرند
در ادامه این گفت وگو خبرنگار ایلنا در خصوص ریشه‌های اجتماعی اعتراضات پس از انتخابات پرسید که لاریجانی پاسخ داد: ويژگي انتخابات اين است كه مقدار زيادي هيجان و احساسات دارد، به خصوص در اين انتخابات كه صداوسيما ابتكار زيبايي به خرج داد و وقت زيادي را به كانديداها داد و كمترين فايده آن این بود كه کاربرد پوستر و اقلام سنتي تبليغاتي از بين رفت و آنقدر وقت براي كانديداها بود كه حرف براي گفتن كم داشتند. در آن دوران مردم حتی در شهرستانها، در خيابان مباحثه مي‌كردند.
وی ادامه داد: اين هيجان طبيعي است و مهم آن است كه رهبري اين حركات چگونه هيجان را هدايت كند؛ مردم خالصانه راي دادند و موسوي در تهران بالاي 2 ميليون راي داشت و اگر او به مردم بگويد كه به خيابان‌ها بيايد آنها مي‌آيند و اگر بگويد نياييد آنها هم نمي‌آيند، سخن من اين است كه اگر اين روند پيش مي‌رفت چه اتفاقي مي‌افتاد؟
لاريجاني خاطرنشان كرد: سران اصلاحات اين هنر را نداشتند كه 13 ميليون راي را مديريت كنند و مردم را به خيابان نكشانند. اشكال در اين است كه از وقتي احمدي‌نژاد سركار آمد گفتند هر كس بهتر از احمدي نژاد است، سپس گفتند احمدي‌نژاد به هر وسيله بايد كنار رود؛ اينها شعارهاي دموكراتيكي نیست و به نظرم سران اصلاحات خبط‌هاي بسيار بزرگي كردند و در مقابل مردم هم خطا كردند زيرا ذهن آنان را آشفته كرده و به خيابان كشاندند.
اين فعال سياسي اصولگرا با بیان اینکه در آشوبها از پليس و مردم كساني كشته شدند و طبيعي است دولت هم برخورد مي‌كند ودر همه جاي جهان اينگونه است، اظهار داشت: اين مساله تجربه بزرگي براي آينده است؛ يعني سياستمداران قبل از ورود به عرصه، ژست مصلحان الهي را نگيرند بلكه به وظايف و ماموريتهاي خودشان عمل كنند. وقتي كسي مي‌خواهد مسووليتي را به عهده بگيرد، اگر احساس وظيفه كند كه بايد آنجا را به هم بريزد آدم مي‌ترسد! اميدواريم اين اشكالات در انتخابات بعدي جبران شود.

اشكالات فعلي در كشور؛ سيستم‌هاي حكومتي و القاء در باغ سبز دموكراسي ليبرال

رئیس اسبق مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا آرمانهاي اساسي مردم مانند آزادي ودموكراسي هيچ اثري در اعتراضات نداشته است؟ تصریح کرد: من ريشه‌هاي سياسي بلافصل حوادث پس از انتخابات را بيان كردم؛ مي‌توان اين سوال را مطرح كرد كه چگونه اصلاح‌طلبان پيدا شدند؟ چرا به گرايش‌هاي سكولار رسيدند؟ چرا ادبيات آنها اينگونه است؟ مشكل اين نبوده كه دموكراسي و آزادي در كشور ما نيست؛ اتفاقا در كشوري كه سال‌ها سلطنت حاكم بوده براي اولين بار دموكراسي چرخشی داريم و افراد با نرده بام راي مردم به حكومت رسده و با همان نرده بام هم پايين مي‌آيند.
لاریجانی توضیح داد: ما در کشورمان دو مشكل داريم؛ يكي اشكالات سيستم‌هاي حكومتي و ديگري القاء در باغ سبز دموكراسي ليبرال. اين پديده فقط مربوط به كشور ما نيست، اما مي‌تواند ريشه فهم بسياري از پديده‌ها باشد. ما در امور بايد تا جايي ریشه یابی کنیم، به طور مثال وقتي دو نفر دعوا مي‌كنند بايد جلوي آن را بگيريم و حتي موضوع به دادگاه برود اما دعوا مي‌تواند سابقه عظيمي داشته باشد، اين ريشه يابي‌هاي اجتماعي خوب است اما در عین حال در چارچوب مقررات فعلي اشكالاتي كه گفتم وجود دارد.

مساله نشاط سياسي در كشور ما همواره با نوعي خشونت همراه بوده است
رئیس کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره وضعیت اخلاق سیاسی در کشور و نسبت آن با آرمانهای انقلاب و امام(ره) گفت: اخلاق سياسي فرعي از رشد سياسي است و قويا معتقدم توسعه سياسي امر مهمي است كه شاخصه‌هاي مهمي دارد و يكي از آنها اين است كه چگونه در انتخابات شركت كنيم و ديگري چگونگي رقابت است؛ مساله نشاط سياسي در كشور ما همواره با نوعي خشونت همراه بوده است و مربوط به 4 سال گذشته نيست.

در زمان نخست وزيري موسوي با پوشيدن آستین كوتاه مخالفت مي‌شد
وی خاطرنشان کرد: در چند سال گذشته صداي جناح اصلاحات بلند بوده است، ولي بايد به دوره نخست‌وزيري مهندس موسوي برگردیم؛ در زمان ايشان در خیابان اگر مردي پیراهن آستین كوتاه مي‌پوشيد به دست او رنگ مي‌پاشيدند و در همان دوره در چندين مورد دستگير شدگان به تلويزيون آمدند و اعتراف كردند كه عليه نظام كار كرده‌اند، ولي هيچ كس نگفت كه اعتراف در زندان غير قابل قبول است؛ تهمت اسلام آمريكايي هم يكي از آن موارد بود.

نگه داشتن گروگان‌هاي آمريكايي به ضرر منافع ملي بود

لاريجاني با اشاره به حادثه گروگانگيري در سال 58 گفت: من در يكي از روزنامه‌ها مقاله‌اي نوشته بودم و گفتم نگه داشتن گروگان‌هاي آمريكايي در 444 روز به ضرر منافع ملي ما بود و دولت نبايد در اين مساله درگير مي‌شد و به همين خاطر دولت تبديل به دولت گروگانگير شد؛ به محض انتشار اين مطلب در روزنامه سلام ده‌ها مقاله منتشر شد و مرا آمريكايي و... لقب دادند، در حالي كه مي‌توانستند با استدلال مخالفت كنند، لذا بد اخلاقی‌ها در دوجناح و بيرون آن وجود دارد.
وی افزود: دل من واقعا مي‌خواهد كه رقباي سياسي بگو و بخند داشته باشند، اما رقابت هم داشته باشند ومردم از وضع فعلی ناراحت هستند که اين مساله به دليل عقب افتادگي ماست، زیرا نظام مدني جوان است و فقط 30 سال دارد.

كله شقي ايرانی در همه جناح‌ها وجود دارد

لاریجانی تصریح کرد: هرکدام ما مي‌خواهيم حرف خودمان را به كرسي بنشانيم و اين كله شقي ايرانی در همه جناحها وجود دارد و وقتي وارد زندگي جمعي مي‌شود خيلي بد است؛ اینکه مي‌گوييم حرف مرد يكي است در حالي كه كار اين حرف اگر بدين معنا باشد كه حرفهمان را هر روز عوض نكنيم خوب است اما اگر متوجه غلط بودن حرفمان شويم و آن را تغییر ندهیم صحيح نیست؛ از هنرهاي زندگي مدني اين است كه با هم متفاوت باشيم ضمنا دوست هم باشيم. تعداد دعواها در كشورشان مي‌دهد كه چقدر رشد سياسي دارم.
وی در پایان تاكيد كرد: من نااميد نيستم و فكرمي كنم دستاوردي كه تا امروز داريم دركشوري كه تا قبل از آن شاهان حكومت مي‌كردند بي‌نظير است؛ ما در كل منطقه خارميانه بزرگ‌ترين دموكراسي هستيم نمونه‌اي هم نداريم و به آن افتخارمي كنيم، زیرا مردم حق دارند تا رهبراشان را انتخاب كنند.

نگاه تردید‌آمیز به مواضع جدید تهران در کنفرانس امنیتی مونیخ

شرکت ناگهانی منوچهر متکی، در کنفرانس امنیتی مونیخ در روز جمعه (۵ فوریه / ۱۶ بهمن)، حاکی از آن بود که وزیر امور خارجه ایران خبری مهم برای جامعه بین‌المللی به همراه آورده است. متکی در مباحثه‌ای با کارل بیلد، وزیر امور خارجه سوئد، اعلام کرد، ایران با قید و شرط‌هایی با پیشنهاد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ مبنی بر تبادل اورانیوم موافقت دارد و خواهان حل مناقشه اتمی است.

کاترین اشتون، مسئول سیاست‌خارجی اتحادیه اروپا، گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، و جیمز جونز، مشاور باراک اوباما در مسایل امنیتی، در روز شنبه (۶ فوریه / ۱۷ بهمن) در میزگردی شرکت کردند و درباره مسایل مختلف امنیتی، از جمله برنامه اتمی ایران و موضع‌گیری جدید تهران در این زمینه، به گفت‌وگو پرداخته و به پرسش‌های حاضران پاسخ گفتند.

کاترین اشتون در این میزگرد نخست از حضور متکی در کنفرانس امنیتی مونیخ ابراز خوشنودی کرد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت، اعمال فشارها بر ایران ادامه خواهد یافت، اما ادامه همزمان گفت‌وگو‌ها با تهران را ممکن دانست. وی از جمهوری اسلامی خواست، نشان دهد برنامه اتمی‌اش واقعاَ صلح‌آمیز بوده و خواهان ادامه همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان، و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در این میزگرد اعلام کردند که در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با منوچهر متکی دیدار و گفت‌وگو داشته‌اند.

وستروله پیشاپیش تاکید کرد که استفاده صلح‌آمیز از انرژی اتمی حق ایران است، اما در گفت‌وگوی شبانه با هیئت ایرانی به این نظر نرسیده است که تهران بطور جدی در موضع‌گیری‌های گذشته خود تغییر اساسی داده است. وزیر امور خارجه آلمان گفت که با دقت به سخنان احمدی‌نژاد در تلویزیون دولتی ایران گوش داده‌‌، اما گام جدی برای چرخش در سیاست‌های ایران را ارائه پیشنهادی کتبی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌داند.

وستروله تصریح کرد، که در صورت دستیابی ایران به تسلیحات اتمی، باید مطمئن بود که در خلال ۱۰ سال، دیگر کشورهای منطقه به یک رقابت اتمی روی خواهند آورد و سرانجام به کشورهای دیگر نیز این رقابت کشیده خواهد شد. وزیر امورخارجه آلمان تاکید کرد که جامعه بین‌المللی آماده ادامه مذاکره با ایران است، اما در کردار ایران باید تغییری عملی رخ دهد.

وی قاطعیت جامعه بین‌المللی در قبال برنامه اتمی ایران را ناشی از فقدان «شفافیت» در سیاست‌های اتمی ایران دانست. وی تاکید کرد که تصویت قطعنامه‌های گذشته شورای امنیت علیه ایران نشان می‌دهند، چین و روسیه نیز نگران برنامه اتمی ایران هستند.

برای نخستین بار وزیر امورخارجه چین در کنفرانس امنیتی مونیخ شرکت جست. کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان و یانگ جیشی، وزیرخارجه چین برای نخستین بار وزیر امورخارجه چین در کنفرانس امنیتی مونیخ شرکت جست. کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان، و یانگ جیشی، وزیرخارجه چین

وستروله: دفاع از حقوق‌بشر دخالت در امور داخلی ایران نیست

وزیرامورخارجه آلمان تصریح کرد که آلمان از حقوق بشر در ایران حمایت خواهد کرد. وی خطاب به حاضران گفت، این اقدام نه تنها برای آلمان، بلکه برای شما نیز بدیهی است و ما این عمل را دخالت در امور داخلی ایران نمی‌دانیم. وی ضمن اشاره به اعدام معترضان به خاطر شرکت در تظاهرات افزود: «اوضاع داخلی ایران هنوز ناروشن و مبهم است»، و گفت‌وگوهای دیروز با متکی هنوز تغییری در سیاست جامعه بین‌المللی بوجود نیاورده و ایران باید دست به عمل‌هایی مشخص زند.

جونز: تغییری هنوز در سیاست اتمی ایران ندیده نمی‌شود

جمیز جونز، مشاور امنیتی اوباما، در تشریح مواضع آمریکا در قبال برنامه اتمی ایران تاکید کرد که سخنان جدید مقامات جمهوری اسلامی تاکنون تغییری در برنامه واشنگتن بوجود نیاورده است. جونز با استناد به سخنان باراک اوباما گفت: «ایران تا پایان سال ۲۰۰۹ میلادی وقت داشت، پاسخی روشن به جامعه بین‌المللی دهد. حال با پایان این مهلت، برخورد با مناقشه اتمی وارد مرحله جدیدی شده است و فشارها بر ایران تشدید خواهد شد.»

جونز تاکید کرد، آمریکا هنوز بر این باور است که درهای مذاکره باز هستند، اما هنوز نشانه‌ای واقعی از تغییر موضع‌گیری ایران دیده نمی‌شود. وی نیز، همچون وستروله، دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را غیرقابل خواند و خطر دستیابی تروریست‌ها به تسلیحات اتمی را نگران کننده و مخرب دانست. وی در پایان به ضرورت رعایت حقوق‌بشر در ایران تاکید و از گفت‌وگوی عقلانی با ایران استقبال کرد.

لاوروف: روسیه دستیابی ایران به تسلیحات اتمی را نمی‌پذیرد

سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه، نیز با اشاره به سخنان یک ساعته خود با متکی در مونیخ گفت، به وزیر امور خارجه ایران تفهیم کرده است که جهان با برنامه صلح‌آمیز اتمی در ایران مخالفتی نداشته، اما ایران باید به مذاکرات خود با جامعه بین‌المللی ادامه دهد و دست به همکاری زند.

لاوروف به شرایط پیچیده منطقه اشاره کرد و با خطاب به خاویر سولانا، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا، که در جمع مهمانان نشسته بود، گفت: «خاویر به خاطر می‌آورد که بسته پیشنهادی ما به ایران در سال‌های گذشته در برگیرنده کمک‌های اقتصادی و تضمین‌های امنیتی برای منطقه بود.» وی افزود، روسیه نمی‌تواند دستیابی به تسلیحات اتمی از سوی ایران و یا هر کشور جدید دیگری را بپذیرد

خامنه ای: انشاالله نابودی اسرائیل حتمی خواهد بود

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه "اراده الهی به پایان دادن ظلم در منطقه و به خاک مالیدن بینی مستکبران تعلق گرفته است" افزودند: اسرائیل در سراشیبی تند افول و زوال حرکت می کند و انشاءالله نابودی آن حتمی خواهد بود.

به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دکتر رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین و هیئت همراه با مقایسه وضع فلسطین و رژیم صهیونیستی در 30 سال پیش و اکنون خاطرنشان کردند: فلسطین امروز مظهر حیات، عزم، اراده، ایمان، مجاهدت و عزت است و مردم فلسطین نشان داده اند که از لحاظ بنیه معنوی به مراتب از غاصبان صهیونیست، قوی ترند به همین دلیل ارتش اسرائیل با وجود برتری نظامی نتوانست بر ایمان و اراده آنان غلبه کند و شکست خورد.

رهبر معظم انقلاب ناتوانی رژیم صهیونیستی را در تسلط بر غزه، شبیه به معجزه دانستند و تصریح کردند: رژیم صهیونیستی با وجود برخورداری از تمام کمکهای مادی و سیاسی و پس از حدود دو سال محاصره ، نتوانست مقاومت ملت فلسطین را در هم بشکند.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند: اراده الهی به پایان دادن ظلم در منطقه و به خاک مالیدن بینی مستکبران تعلق گرفته است.

ایشان با اشاره به قساوت، شدت عمل و وحشی گری بی سابقه رژیم صهیونیستی خاطرنشان کردند: این رژیم در طول 60 سالی که از عمر غاصبش می گذرد، مظهر همه زشتی ها، ظلم ها و نامردمی هایی است که ممکن است در یک مجموعه پیدا شود.

رهبرانقلاب اسلامی مقاومت فلسطین را دربرابر همه فشار اعجاب برانگیز دانستند و افزودند: امید برگرفته از ایمان مردم فلسطین مهمترین عامل مقاومت است و در تمام قضایای سیاسی صحنه فلسطین باید امید به پیروزی و ادامه مقاومت مورد توجه باشد.

رهبر معظم انقلاب ضمن تمجید از نقش جنبش جهاد اسلامی در عرصه جهاد و سیاست فلسطین، تأکید کردند: من به آینده فلسطین بسیار خوش بین هستم و معتقدم اسرائیل در سراشیبی تند افول و زوال حرکت می کند و انشاءالله نابودی آن حتمی خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای به روند «قدرت گرفتن جبهه حق» و در مقابل، «ضعیف شدن جبهه باطل» اشاره و خاطرنشان کردند: تردیدی نیست که پایان این مسیر، نجات فلسطین از چنگال صهیونیستها و بازگشت آن به دامن فلسطینی ها و زوال رژیم صهیونیستی است.

ایشان به تلاش برخی دولتهای عربی در جهت کمک به دشمن صهیونیستی اشاره کردند و افزودند: قطعاً این تلاشها اثر و دوامی ندارد چرا که ملتهای مسلمان همواره پشتیبان آرمان فلسطین هستند.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان خاطرنشان کردند: ما براساس عقیده خود از فلسطین دفاع می کنیم و پای آن ایستاده ایم و اعتقاد قلبی داریم که خداوند متعال از اهل ایمان دفاع می کند.

در این دیدار آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، ضمن تبریک فرارسیدن سی و یکمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی گفت: همانطور که شهید فتحی شقاقی می گفت انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بی نظیر است و با هیچ انقلاب دیگری قابل مقایسه نیست.

وی با بیان گزارشی از آخرین تحولات فلسطین و منطقه گفت: گروههای مقاومت اسلامی، با وحدت کامل و استحکام مواضع به فعالیت جهادی و سیاسی خود تا پیروزی نهایی ادامه می دهند.

دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین به سیاست جنگ طلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه اشاره کرد و افزود: گروههای مقاومت و جهاد اسلامی فلسطین با احساس قوت و هوشیاری کامل، اوضاع را رصد می کنند و آماده دفاع و رویارویی با هرگونه تحرکات و اقدامات حماقت آمیز دشمن صهیونیستی خواهند بود.

دکتر رمضان عبدالله با تحسین هوشیاری ملت بزرگ ایران گفت: امروز جمهوری اسلامی ایران، در بهترین و قوی ترین موقعیت قرار دارد و همه به مواضع به حق ایران افتخار می کنند و قطعاً حق نیز پیروز خواهد بود

دومین جلسه دادگاه هفت مدیر پیشین جامعه بهايی برگزار شد

برگرفته از سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر

دومین جلسه ی دادگاه هقت مدیر پیشين جامعه ی بهایی امروز 18 بهمن ماه برگزار شد.

دومین جلسه ی دادگاه مدیران جامعه ی بهایی در حالی برگزار شد که باز هم از حضور خانواده های آنها جلوگیری به عمل آمد و دادگاه به صورت غیر علنی برگزار شد.

جلسه ی اول این دادگاه روز 22 دیماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. از روند برگزاری دادگاه ها این طور استنباط می شود که جلسات محاکمه ایشان دنباله دار خواهد بود.

فریبا کمال‌آبادی، جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم، شش تن از مدیران جامعه بهائیان هستند که ۲۵ اردبیهشت ماه سال گذشته در منازل شخصی‌شان بازداشت شدند.

مهوش ثابت، یکی دیگر از مدیران جامعه بهائیان نیز ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ بازداشت شده بود

محبوبیت احمدی نژاد، حماس وحزب الله، به شدت کاهش یافته است

العربیه نوشت:نتایج نظرسنجی موسسه پیو نشان می دهد که محبوبیت ملک عبدالله پادشاه سعودی در کشورهای عربی واسلامی افزایش یافته است

.

موسسه " پیو " یکی از موسسه های معروف نظرسنجی در آمریکا است واخیرا در47 کشورجهان از جمله 11 کشورعربی واسلامی برای سنجش میزان محبوبیت رهبران سیاسی نظرسنجی انجام داده است.

بر اساس این نظرسنجی محبوبیت احمدی نژاد به شدت کاهش یافته است.

این موسسه همچنین از افزایش وکاهش محبوبیت برخی دیگر از رهبران وجنبش ها در کشورهای عربی واسلامی گزارش تهیه کرده است.

نظرسنجی در برخی کشورها نشان دهنده افزایش محبوبیت ملک عبدالله پادشاه سعودی بخصوص در مصر و اردن در مقایسه با دیگر رهبران وشخصیت های اسلامی است.

درهمین حال محبوبیت جنبش هایی مثل حماس وحزب الله نیز در بیشتر کشورهای عربی واسلامی بخصوص در لبنان و فلسطین به شدت کاهش پیدا کرده است.

بر همین اساس محبوبیت ملک عبدالله درمصربه 83 درصد و در اردن به 92 درصد رسیده است.

این گزارش در ادامه می افزاید محبوبیت احمدی نژاد در مصر 26 درصد و درلبنان 32 درصد است.

همچنین حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در لبنان محبوبیت 37 درصدی و در مصر محبوبیت 34 درصدی دارد.

اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده نیز در اردن 28 و در مصر 23 درصد محبوب دارد اما محبوبیت وی در فلسطین به 51 درصد می رسد.

از سوی دیگر 52 درصد از فلسطینیان شرکت کننده در این نظرسنجی مخالفت خود را با حماس اعلام کردند و فقط 44 درصد از آن حمایت کردند.

نکته جالب توجه این است که در این نظرسنجی محبوبیت حماس در نوار غزه بیش از کرانه باختری کاهش یافته است.

محبوبیت این گروه در نوار غزه 37 درصد و در کرانه باختری 47 درصد گزارش شده است اما محبوبیت این گروه در اردن و مصر با اندکی افزایش به ترتیب به 56 و 52 درصد رسیده است