به گزارش مرکز لرزه نگاري کشوري موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران، اين زمين لرزه در حوالي رامهرمز ساعت 14 و 13 دقيقه و 59ثانيه روز- جمعه-، به بزرگي سه و هشت دهم درجه در مقياس امواج دروني زمين(ريشتر) و 34/31 درجه عرض شمالي و 51/49 درجه طول شرقي به ثبت رسيده است.
زلزله ديگري نيز ساعت 14 و 11 دقيقه و 59 ثانيه امروز به بزرگي سه و هفت دهم درجه در مقياس امواج دروني زمين (ريشتر) حوالي هفتگل واقع در استان خوزستان را لرزاند.
تا کنون از خسارات احتمالي اين زمين لرزه گزارشي ارسال نشده است.
ایرنا
جمعه ۷ مهٔ ۲۰۱۰
«مصیبتی به نام اعزام دانشجویان جوان ایرانی به کشورهائی که هیچگونه ارزش علمی ندارد»
دلم برای وطنم بسیار می سوزد. علت های زیادی وجود دارد که چرا دل من، مانند هر ایرانی مهین پرست، برای این سرزمین و مردمان آن می سوزد – ولی به مناسبت کار شغلی خود و مصیبیتی که در این رابطه با آن روبرو هستیم، این پیام را برای شما می فرستم که امیدوارم آن را درج کنید، تا همگان متوجه شوند که ما با چه بلائی روبرو هستیم:
به مقتضای شغلی خود، که اجازه دهید آن را فاش نکنم، با دانشجویان ایرانی که برای ادامه تحصیل به خارج فرستاده می شوند، و یا به خرج خانواده خودشان رهسپار خارج می شوند، نامه پر از التماسی از یک دانشجو در ایروان (اروان) پایتخت ارمنستان داشتم. التماس و گریه کرده بود که مرا از این کشور نجات دهید – اشتباه کردم که برای تحصیل این کشور را انتخاب کردم. نوشته بود: پائین بودن سطح تحصیل یک طرف، رفتاری که حکومت و مردم با من دارند از آن بدتر است. با ما مانند مهاجمین خارجی رفتار می کنند که آمده ایم نان آن ها را از دستشان بگیریم و به مملکتشان ضرر بزنیم. مثل این که ما دشمن آن ها هستیم. تحقیر می کنند.
دلم از این نامه به درد آمده بود که نامه دیگری را این بار از یک دانشجوی ایرانی که در اوکراین درس میخواند گشودم و خواندم. مطالب مشابهی نوشته بود. نوشته بود که سطح تدریس در دانشگاه بسیار پائین است. استادان به کار خود تسلط ندارند و من که کمی با انگلیسی آشنا هستم و در اینترنت به دنبال مطالب علمی می گردم، مشاهده می کنم که آن ها چقدر هنوز تا کاروان ترقی و تعالی فاصله دارند.
نوشته بود: از پدرم می دانم که روزگاری دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل به آمریکا و کانادا و کشورهای متمدن و مترقی اروپا می رفتند، و نه تنها یک زبان زنده دنیا (انگلیسی یا فرانسه) را به خوبی فرا می گرفتند، بلکه با یک بار غنی دانش و علم و تکنولوژی به ایران باز می گشتند. حالا دانشجویان ما را مجبور می کنند که برای ادامه تحصیل به عقب مانده ترین کشورهای دنیا بروند: آن ها را به فیلیپین می فرستند، راهی مالزی و اوکراین و ارمنستان و بلاروس می کنند.
حتی به آن ها اجازه نمی دهند که برای فرا گرفتن پزشکی یا دندانپزشکی و علم و صنعت به یکی از کشورهای شرق اروپا بروند، که گرچه از نظر سطح دانشگاهی به گرد پای انگلیس و آلمان نمی رسند، ولی به هر حال از فیلیپین و اوکراین و مالزی بسیار پیشرفته تر هستند.
به مقتضای کاری که دارم، می دانم که دولت رفتن دانشجویان ما به رومانی و لهستان و مجارستان و غیره را تشویق نمی کند – زیرا عقیده دارد که در این کشورها بیش از حد آزادی روابط زن و مرد وجود دارد و مردم آن ها از دین و خداپرستی به دور هستند و سابقه کمونیستی دارند و یک جوان ایرانی در پایان تحصیل در آن کشورها، هرگز حاضر نخواهد شد زیر بار دستورات نهی از منکر در داخل ایران برود و طغیان می کند.
مسلم است که بهتر بود دانشجویان ما، که ثروت ملی ایران هستند، در کشورهای غربی و مخصوصا آمریکا و کانادا درس می خواندند. ولی آنقدر حکومت توطئه کرده و فتنه به پا ساخته که در آن کشورها مهر تروریستی بر پیشانی ما ایرانیان زده اند و جوانان ما را به آن کشورها راه نمی دهند. حتی فرانسه هم حاضر نیست یک دانشجوی ایرانی را که بخواهد رشته فیزیک را در سطح پیشرفته بخواند، در خود بپذیرد.
برای دانشجویان ایرانی که به فیلیپین یا مالزی فرستاده می شوند، واقعا دلم کباب است. این ها کشورهای عقب مانده و فقیری هستند. گرچه مالزی در سال های اخیر گام های بلندی در راه پیشرفت برداشته، ولی هنوز در مقایسه با ممالک مترقی جهان چندین قرن فاصله دارد.
این جنایت است که ما جوانان دانشجوی خود را به این کشورها بفرستیم.
بیشتر از همه دلم برای دختران ایرانی که برای ادامه تحصیل به آن گونه کشورها فرستاده می شوند می سوزد. آخر یک دختر تنهای ایرانی، در یک کشور غریبه که حتی زبان آن ها را نمی داند و طبعا با آداب و رسوم و ارزش های اخلاقی آن ها کاملا بیگانه است، در آن سرزمین های دور و عقب مانده، چگونه می تواند درس بخواند؟ چگونه خواهد توانست در آن کشورهای بی در و پیکر امور خود را اداره کند و به ویژه چطور خواهد توانست بدون سرپرستی و نظارت والدین خود، از خطا محفوظ بماند و به راه بد کشیده نشود؟
در پاسخ برخی از خوانندگان این پیام در کشورهای برون مرزی که بپرسند اگر این طور است، پس چرا جوانان ما در داخل کشور نمی مانند و به دانشگاه های متعددی که همانند قارچ پس از باران، هر روز در هر شهر و کوی و برزنی می رویند، وار نمی شوند، در پاسخ آن ها باید بگویم که از وطنشان بی خبر مانده اند – زیرا در دانشگاه های سطح بالای کشور، فرزندان نورچشمی های حکومت و سپاه پاسداران و فلسطینی ها و حزب الله لبنان و دیگران حق تقدم دارند و مسلما اگر خودش یا پدرش یا پدر بزرگش یا زن عموی پدرش و یا هر یک از اعضای دور و نزدیک خانواده سابقه فعالیت سیاسی علیه رژیم داشته و یا بهائی بوده و یا متعلق به اقلیت های دینی دیگر باشد، و به هزار بهانه دیگر، با مشکل روبرو می شود و حتی ممکن است او را وسط تحصیل، از دانشگاه اخراج کنند.
دانشگاه های ما اکنون چند سال است که به جبهه نبرد بین دانشجویان آزادیخواه و ماموران نظام سرکوبگری مبدل شده است و دیگر جای تحصیل نیست. بهترین استادان دانشگاه های ما را اخراج کرده اند. کار را به دست نادان سپرده اند و سطح تدریس در دانشگاه ها آن قدر پائین آمده که فردا ممکن است ایران به عقب مانده ترین کشورها از نظر علمی و دانشگاهی مبدل شود.
دانشگاه های آزاد و اسلامی را هم نپرسید که وضعشان چگونه است. اگر قرار است کسی دنبال گرفتن گواهینامه، بدون اعتنا به سطح تحصیل باشد، بهتر است که به مالزی برود تا در دانشگاه آزاد درس بخواند – هم باید مبلغ کلانی به عنوان شهریه بپرازد و هم گواهینامه دانشگاهی آن ها ارزش واقعی ندارد.
چه بگویم؟ دلم پر از درد است و تقاضا دارم این پیام مرا منتشر کنید تا هموطنان برون مرزی من هم ببینند و بدانند که با چه مصیبتی در وطن روبرو هستیم و چگونه آینده فرزندان ما دارد به باد می رود.
خداوند خودش نگاهدار ایران زمین و مردمان آن باشد.
امضاء: کارمند فرهنگی – شیراز
hamdami
به مقتضای شغلی خود، که اجازه دهید آن را فاش نکنم، با دانشجویان ایرانی که برای ادامه تحصیل به خارج فرستاده می شوند، و یا به خرج خانواده خودشان رهسپار خارج می شوند، نامه پر از التماسی از یک دانشجو در ایروان (اروان) پایتخت ارمنستان داشتم. التماس و گریه کرده بود که مرا از این کشور نجات دهید – اشتباه کردم که برای تحصیل این کشور را انتخاب کردم. نوشته بود: پائین بودن سطح تحصیل یک طرف، رفتاری که حکومت و مردم با من دارند از آن بدتر است. با ما مانند مهاجمین خارجی رفتار می کنند که آمده ایم نان آن ها را از دستشان بگیریم و به مملکتشان ضرر بزنیم. مثل این که ما دشمن آن ها هستیم. تحقیر می کنند.
دلم از این نامه به درد آمده بود که نامه دیگری را این بار از یک دانشجوی ایرانی که در اوکراین درس میخواند گشودم و خواندم. مطالب مشابهی نوشته بود. نوشته بود که سطح تدریس در دانشگاه بسیار پائین است. استادان به کار خود تسلط ندارند و من که کمی با انگلیسی آشنا هستم و در اینترنت به دنبال مطالب علمی می گردم، مشاهده می کنم که آن ها چقدر هنوز تا کاروان ترقی و تعالی فاصله دارند.
نوشته بود: از پدرم می دانم که روزگاری دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل به آمریکا و کانادا و کشورهای متمدن و مترقی اروپا می رفتند، و نه تنها یک زبان زنده دنیا (انگلیسی یا فرانسه) را به خوبی فرا می گرفتند، بلکه با یک بار غنی دانش و علم و تکنولوژی به ایران باز می گشتند. حالا دانشجویان ما را مجبور می کنند که برای ادامه تحصیل به عقب مانده ترین کشورهای دنیا بروند: آن ها را به فیلیپین می فرستند، راهی مالزی و اوکراین و ارمنستان و بلاروس می کنند.
حتی به آن ها اجازه نمی دهند که برای فرا گرفتن پزشکی یا دندانپزشکی و علم و صنعت به یکی از کشورهای شرق اروپا بروند، که گرچه از نظر سطح دانشگاهی به گرد پای انگلیس و آلمان نمی رسند، ولی به هر حال از فیلیپین و اوکراین و مالزی بسیار پیشرفته تر هستند.
به مقتضای کاری که دارم، می دانم که دولت رفتن دانشجویان ما به رومانی و لهستان و مجارستان و غیره را تشویق نمی کند – زیرا عقیده دارد که در این کشورها بیش از حد آزادی روابط زن و مرد وجود دارد و مردم آن ها از دین و خداپرستی به دور هستند و سابقه کمونیستی دارند و یک جوان ایرانی در پایان تحصیل در آن کشورها، هرگز حاضر نخواهد شد زیر بار دستورات نهی از منکر در داخل ایران برود و طغیان می کند.
مسلم است که بهتر بود دانشجویان ما، که ثروت ملی ایران هستند، در کشورهای غربی و مخصوصا آمریکا و کانادا درس می خواندند. ولی آنقدر حکومت توطئه کرده و فتنه به پا ساخته که در آن کشورها مهر تروریستی بر پیشانی ما ایرانیان زده اند و جوانان ما را به آن کشورها راه نمی دهند. حتی فرانسه هم حاضر نیست یک دانشجوی ایرانی را که بخواهد رشته فیزیک را در سطح پیشرفته بخواند، در خود بپذیرد.
برای دانشجویان ایرانی که به فیلیپین یا مالزی فرستاده می شوند، واقعا دلم کباب است. این ها کشورهای عقب مانده و فقیری هستند. گرچه مالزی در سال های اخیر گام های بلندی در راه پیشرفت برداشته، ولی هنوز در مقایسه با ممالک مترقی جهان چندین قرن فاصله دارد.
این جنایت است که ما جوانان دانشجوی خود را به این کشورها بفرستیم.
بیشتر از همه دلم برای دختران ایرانی که برای ادامه تحصیل به آن گونه کشورها فرستاده می شوند می سوزد. آخر یک دختر تنهای ایرانی، در یک کشور غریبه که حتی زبان آن ها را نمی داند و طبعا با آداب و رسوم و ارزش های اخلاقی آن ها کاملا بیگانه است، در آن سرزمین های دور و عقب مانده، چگونه می تواند درس بخواند؟ چگونه خواهد توانست در آن کشورهای بی در و پیکر امور خود را اداره کند و به ویژه چطور خواهد توانست بدون سرپرستی و نظارت والدین خود، از خطا محفوظ بماند و به راه بد کشیده نشود؟
در پاسخ برخی از خوانندگان این پیام در کشورهای برون مرزی که بپرسند اگر این طور است، پس چرا جوانان ما در داخل کشور نمی مانند و به دانشگاه های متعددی که همانند قارچ پس از باران، هر روز در هر شهر و کوی و برزنی می رویند، وار نمی شوند، در پاسخ آن ها باید بگویم که از وطنشان بی خبر مانده اند – زیرا در دانشگاه های سطح بالای کشور، فرزندان نورچشمی های حکومت و سپاه پاسداران و فلسطینی ها و حزب الله لبنان و دیگران حق تقدم دارند و مسلما اگر خودش یا پدرش یا پدر بزرگش یا زن عموی پدرش و یا هر یک از اعضای دور و نزدیک خانواده سابقه فعالیت سیاسی علیه رژیم داشته و یا بهائی بوده و یا متعلق به اقلیت های دینی دیگر باشد، و به هزار بهانه دیگر، با مشکل روبرو می شود و حتی ممکن است او را وسط تحصیل، از دانشگاه اخراج کنند.
دانشگاه های ما اکنون چند سال است که به جبهه نبرد بین دانشجویان آزادیخواه و ماموران نظام سرکوبگری مبدل شده است و دیگر جای تحصیل نیست. بهترین استادان دانشگاه های ما را اخراج کرده اند. کار را به دست نادان سپرده اند و سطح تدریس در دانشگاه ها آن قدر پائین آمده که فردا ممکن است ایران به عقب مانده ترین کشورها از نظر علمی و دانشگاهی مبدل شود.
دانشگاه های آزاد و اسلامی را هم نپرسید که وضعشان چگونه است. اگر قرار است کسی دنبال گرفتن گواهینامه، بدون اعتنا به سطح تحصیل باشد، بهتر است که به مالزی برود تا در دانشگاه آزاد درس بخواند – هم باید مبلغ کلانی به عنوان شهریه بپرازد و هم گواهینامه دانشگاهی آن ها ارزش واقعی ندارد.
چه بگویم؟ دلم پر از درد است و تقاضا دارم این پیام مرا منتشر کنید تا هموطنان برون مرزی من هم ببینند و بدانند که با چه مصیبتی در وطن روبرو هستیم و چگونه آینده فرزندان ما دارد به باد می رود.
خداوند خودش نگاهدار ایران زمین و مردمان آن باشد.
امضاء: کارمند فرهنگی – شیراز
hamdami
رئیس دانشگاه شهید بهشتی:58 درصد لیسانسیهها بیکارند
رئیس دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه زنان در اغلب رشته های دانشگاهی بر مردان پیشی گرفته اند، گفت: در زنان به جز رشته های علوم تربیتی دو برابر نسبت جامعه بیکاری وجود دارد.
به گزارش مهر، احمد شعبانی پنجشنبه در همایش آمایش سرزمین آموزش عالی در دانشگاه شهید بهشتی گفت: بحث جنسیت باید به عنوان یکی از شاخصه های مهم در آمایش سرزمین آموزش عالی مورد توجه قرار گیرد. این شاخص باید هم از نظر توزیع جمعیتی و هم در رشتهها مطرح و برای آن برنامهریزی و آسیبشناسی شود.
وی اظهار داشت: 75 درصد ورودیهای دانشگاه شهید بهشتی در سال جاری دختران هستند.
رئیس دانشگاه شهید بهشتی گفت: 58 درصد فارغ التحصیلان دوره کارشناسی و 38 درصد فارغ الحصیلان دوره کاردانی در کشور بیکارند. همچنین عدم تناسب عرضه و تقاضا در اغلب رشته های علوم انسانی و کشاورزی باعث افزایش درصد بیکاری فارغ التحصیلان در این رشته ها شده است.
وی افزود: بیکاری فارغ التحصیلان مرد در اغلب رشته ها به جز کشاورزی و دامپزشکی از متوسط بیکاری کشور پایین تر است اما در زنان به جز رشته های علوم تربیتی دو برابر نسبت جامعه بیکاری وجود دارد.
شعبانی گفت: میزان اشتغال دانش آموختگان در شغلهای دولتی در سالهای 1355 و 1385 ثابت مانده و تحول عظیمی در جذب به وجود نیامده است.
وی اظهار داشت: 6/48 درصد کل جمعیت کشور در سه بخش صنعت، کشاورزی و ساختمان مشغول به کار هستند در حالیکه تنها 10 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی در این سه حوزه اشتغال به کار دارند. این یعنی رشد آموزش عالی در صنعت و کشاورزی به وجود نیامده و این دو حوزه همچنان در کشور ما به صورت سنتی هستند
به گزارش مهر، احمد شعبانی پنجشنبه در همایش آمایش سرزمین آموزش عالی در دانشگاه شهید بهشتی گفت: بحث جنسیت باید به عنوان یکی از شاخصه های مهم در آمایش سرزمین آموزش عالی مورد توجه قرار گیرد. این شاخص باید هم از نظر توزیع جمعیتی و هم در رشتهها مطرح و برای آن برنامهریزی و آسیبشناسی شود.
وی اظهار داشت: 75 درصد ورودیهای دانشگاه شهید بهشتی در سال جاری دختران هستند.
رئیس دانشگاه شهید بهشتی گفت: 58 درصد فارغ التحصیلان دوره کارشناسی و 38 درصد فارغ الحصیلان دوره کاردانی در کشور بیکارند. همچنین عدم تناسب عرضه و تقاضا در اغلب رشته های علوم انسانی و کشاورزی باعث افزایش درصد بیکاری فارغ التحصیلان در این رشته ها شده است.
وی افزود: بیکاری فارغ التحصیلان مرد در اغلب رشته ها به جز کشاورزی و دامپزشکی از متوسط بیکاری کشور پایین تر است اما در زنان به جز رشته های علوم تربیتی دو برابر نسبت جامعه بیکاری وجود دارد.
شعبانی گفت: میزان اشتغال دانش آموختگان در شغلهای دولتی در سالهای 1355 و 1385 ثابت مانده و تحول عظیمی در جذب به وجود نیامده است.
وی اظهار داشت: 6/48 درصد کل جمعیت کشور در سه بخش صنعت، کشاورزی و ساختمان مشغول به کار هستند در حالیکه تنها 10 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی در این سه حوزه اشتغال به کار دارند. این یعنی رشد آموزش عالی در صنعت و کشاورزی به وجود نیامده و این دو حوزه همچنان در کشور ما به صورت سنتی هستند
علي مطهري: پدرم يك اصلاحطلب اصولگرا بود
فرزند شهيد مطهري معتقد است استاد مطهري يك اصلاحطلب اصولگرا بود و افكار و انديشههاي ايشان ميتواند حلقه وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار گيرد.
به گزارش خبرنگار ايلنا ،علي مطهري در ديدار با جوانان مجمع نيروهاي خط امام(ره) با بيان اينكه شهيد مطهري يك اصلاحطلب اصولگرا بود اظهار داشت: اگر بخواهيم شهيد مطهري را با اصطلاحات امروز تعريف كنيم، معتقدم كه ايشان يك مصلح اصولگرا بودند و همين ويژگي برتر ايشان در ميان بسياري از متفكران و روشنفكران زمان خودشان بود.
وي افزود:شهيد مطهري ضمن اصلاحطلب بودن، اصلاح خودشان را هميشه بر مبنا و اصول انجام ميدادند و هيچوقت از چارچوب اسلام و مكتب خارج نميشدند و در واقع آنچه ميتواند توجيهكننده همه فعاليتهاي فكري و اجتماعي استاد مطهري باشد و مانند نخ تسبيح همه جبنههاي شخصيتي ايشان و تلاش و كار ايشان را توجيه كند همين مساله مصلح بودن شهيد مطهري است.
وي با بيان اينكه همه مصلحان و روشنفكران معاصر در تشخيص دردها خوب عمل ميكند و نظر مشترك دارند اما در ارائه درمان متفاوتند گفت: خصوصيت بارز شهيد مطهري اين بود كه راهحلها را از متن اسلام استخراج ميكرد و بر اين مساله تاكيد داشت كه مبادا خيال كنيم اسلام براي اداره جامعه امروز متناسب نيست.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه هدف شهيد مطهري از تحصيل علم فلسفه، تفسير قرآن و مشخص شدن در حوزههاي مختلف علوم انساني مقدمه قرار دادن اين ابزار براي اصلاح اجتماع بود گفت: شهيد مطهري معتقد بود كه اصلاح اجتماعي بدون اصلاح فكري نميتواند مفيد و موثر باشد و تا زماني كه جامعه اصلاح نشود يك جهانبيني درست نداشته باشد اصلاحات اجتماعي به نتيجه مورد نظر نميرسد.
مطهري با بيان اينكه شهيد مطهري اسلام را به عنوان يك ايدئولوژي مكتبي كه اعضا و اجزا مختلفي دارد كه بايد با هم هماهنگ باشند ميدانست گفت: مطهري معتقد بود اسلام مانند هر مكتب ديگري نظام جزايي-حقوقي،فرهنگي،اقتصادي و نظام سياسي دارد و ايشان به دنبال اين بود كه مكتبهاي مختلفي اسلام را به جامعه عرضه كند و مثل يك مانيفست براي نهضت و انقلاب داشته باشد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: از يادداشتهاي ايشان پس از 15 خرداد 1342 ميتوان فهميد كه شهيد مطهري در آن زمان پي به كاستيهايي در نهضت برده بودند كاستيهايي كه در صورت پيروزي، نهضت را به دليل نداشتن كادر لازم براي اداره كشور و مدون نبودن يك ايدئولوژي با مشكل مواجه ميكرد و لذا پس از 15 خرداد 42 تا سال 57 كه انقلاب به پيروزي رسيد، شهيد مطهري براي برطرف كردن اين نقص يك كار ايدئولوژيك و فشرده را انجام دادند.
وي با اشاره به انديشههاي سيدجمال اسدآبادي و مزايا و ايرادات انديشه سيدجمال از نظر شهيد مطهري گفت: شهيد مطهري ضمن بحث درباره مزاياي انديشههاي سيدجمال يكي از ايرادات او را اين ميداند كه سيدجمال نتوانست اسلام را به زبان روز عرضه كند و اينكه ما ادعا ميكنيم اسلام قادر به اداره جامعه تا قيامت است پس بايد بتوانيم اين يك نظام اسلام را كه كليات آن در قرآن آمده به زبان روز درآورده و به دنيا عرضه كنيم كه سيدجمال موافق به انجام اين كار نشد اما شهيد مطهري تا حدودي توانست اين كار ار انجام دهد.
مطهري تاكيد كرد: براي ادامه راه انقلاب بايد راه اصلاحطلبي مبتني بر اصولگرايي را در پيش بگيريم. اصلاحاتي كه مبتني بر اصولي باشد كه از اسلام گرفتهايم.
وي با بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا نقاط قوت و ضعفي دارند در مورد نقاط قوت و ضعف جريان اصلاحطلب گفت: جريان اصلاحطلبي روي مساله آزادي بيان و انديشه تاكيد فراوان و خوبي دارد و از طرفي بر حفظ ساير ارزشها تاكيد لازم را ندارد و شايد بتوانيم بگوييم ارزش بيش از حدي براي آزاديهاي اجتماعي قائل شده و مرزي ميان آزادي اجتماعي وبيبندوباري را مشخص و روشن نميكند.
نماينده اصولگراي مجلس بيتوجهي اصولگرايان به مساله آزادي بيان را در نقاط ضعف جريان اصولگرا دانست و گفت: اكثريت اصولگرايان توجه كافي به مساله آزادي بيان ندارند و هر تعداد روزنامه هم كه توقيف شود برايشان امري عادي است و هيچ اعتراضي از طرف آنها صورت نميگيرد و يا مساله برداشت از ولايت فقيه كه ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان دوگونه است.
وي با اشاره به نظريه شهيد مطهري در خصوص ولايت فقيه و بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا ادعا ميكنند كه پيرو افكار ايشان هستند گفت: اگر آنچنان كه ادعا ميكنند پيرو انديشههاي شهيد مطهري هستند بايد ببينند كه چقدر انديشههايشان با افكار مطهري مطابقت دارد و سعي كنند اصول خود را با اصول ايشان منطبق كنند.
فرزند شهيد مطهري افزود: من معتقدم كه خود استاد مطهري ميتواند حلقه وحدت و يك منشا وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار بگيرد چراكه هر دو گروه ادعاي پيروي از خط امام و رهبري را دارند و اينگونه ميتوان ديد كه بالاخره كدام گروه صادقتر و بر خط امام منطبقتر است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به موضعگيريهاي اصلاحطلبانه شهيد مطهري در خصوص خرافات رايج در جامعه گفت: موضعگيريهاي شهيد مطهري هيچگاه بر اساس احساس نبوده و ايشان معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه به مبارزه با تحريفات و خرافات رايج در جامعه بپردازد و لذا ايشان درباره تحريفاتي كه در حادثه كربلا رخ داده خيلي جدي چهار جلسه سخنراني ميكنند و نمونههايي از اين تحريفات را بيان ميكنند چراكه معتقد بودند اين وظيفه يك مسلمان است كه هرگاه بدعتها در دين پيدا شد بر عالم است كه علم خودش را آشكار كند و اگر اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد.
وي ادامه داد: ايشان درباره برخي از سنتهاي ملي مانند چهارشنبهسوري كه آيا مبناي عقلي دارد يا ندارد؟ و با توجه به عقايد ما آيا يك عمل شركآميز است يا نه و اگر پدران ما اين كار را انجام ميدادند ما بايد از آنها تقليد كنيم، بحثها و صحبتهايي را در اين مورد داشتهاند و چون معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كند برايشان مهم نبود كه موقعيت اجتماعيشان تنزل پيدا كند.
نمانده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: شهيد مطهري كسي نبود كه كاري را براي خوشآمد جامعه و يا خوشحال كردن عدهاي انجام دهد و لذا موضعگيريهاي ايشان در دهه 40 و 50 را كه مقايسه ميكنيد ميبينيد كه در دهه 40 مطهري به عنوان يك روحاني اصلاحطلب، متجدد، روشنفكر امروزي شناخته ميشده و كسي كه درباره مساله حجاب و تحريفات حادثه كربلا كتاب نوشته و درباره اسلام و نيازهاي روز بحث كرده است و در دهه 50 وقتي متوجه انحرافات فكري مجاهدين خلق ميشود و در مقابل آنها ميايستد همان جوانان و دانشجويان كه در دهه 40 براي سخنراني ايشان در دانشگاه التماس ميكردند و سرو دست ميشكستند نسبت به ايشان موضعگيري ميكنند و موج شايعات و تبليغات و تهمتها عليه ايشان شروع ميشود و در اين شرايط تنها چيزي كه براي ايشان مهم بود مصلحت جامعه است.
مطهري با بيان اينكه بايد هميشه به اصول پايبند بود گفت: اگر اصلاحطلب هستيم، اصلاحات خودمان را بر يك مبناي شناخته شده قرار بدهيم، اگر اصولگرا هستيم اصول مورد نظرمان را كه قرار است به آن پايبند باشيم مشخص كنيم.
وي با بيان اينكه يكي از اصول مهم اصولگرايي، اصلاحطلبي است گفت: اصلاحطلبي يعني امر به معروف و نهي از منكر و به عقيده من مرزي ميان اصولگرا و اصلاحطلب وجود ندارد و هم اصولگرايي حتما بايد اصلاحطلب باشد و هم اصلاحطلبي حتما بايد اصلاحاتش را براساس يك اصولي انجام دهد. چون اصلاحطلبي بدون اصول يعني هرج و مرج و اينكه ما بخواهيم براساس سليقه و ميل خودمان اصلاحاتي را انجام بدهيم امري موجه نيست و اصولگرايي كه اصلا نخواهد اصلاحطلب باشد معنا ندارد.
مطهري با بيان اينكه ميان شخصيتهاي معتدل اصولگرا و شخصيتهاي معتدل اصلاحطلبان فاصله چنداني نيست بر مبنا قرار دادن افكار و انديشههاي شهيد مطهري براي ايجاد وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان تاكيد كرد و گفت: مثلا شهيد مطهري بر مساله عدالت، آزادي بيان، آزادي تفكر و آزاديهاي اجتماعي به معناي درست خودش، مساله استقلال فرهنگي و مكتبي، نقش زن در جامعه و اصل ولايت فقيه با برداشتي صحيح تاكيد داشتند كه اينها ميتواند مبناي وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار گيرد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در خصوص تحليلهاي ارائه شده پيرامون حذف جريان اصلاحات و تقسيم اصولگرايان به دو دسته و جايگزين شدن اصولگرايان معتدل به جاي اصلاحطلبان با بيان اينكه گرچه گروهي به دنبال حذف اصلاحطلبان از عرصه سياسي كشور هستند اما در ميان اصولگرايان كه تعداد قابل توجهي هم ميشوند معترف به حضور اصلاحطلبان بوده و تعامل اصولگرايان معتدل در مجلس با اقليت اصلاحطلب بسيار خوب است گفت: نظام از وجود اصلاحطلبان استقبال ميكند و وجود يك گروه منتقد در برابر دولت براي حكومت يك نعمت است. اگر حكومتي منتقد جدي نداشته باشد دچار خودكامگي ميشود و قدرت مطلق هميشه فساد ميآورد بنابراين وجود منتقدان از جمله اصلاحطلبان براي جمهوري اسلامي يك نعمت است.
وي در خصوص جايگزين شدن اصولگرايان به جاي اصلاحطلبان گفت: حذف يك جريان و جايگزين كردن جرياني ديگر به جاي آن تصميمي نيست كه كسي بتواند بگيرد و گرايش و قضاوت مردم در اين مسائل مهم است و اگر اصلاحطلبان پايگاه اجتماعي قابل توجهي داشته باشند قابل حذف نيستند و اين مسائل مربوط به روح و وجدان جامعه است و اين تحول بايد در جامعه صورت بگيرد.
مطهري در خصوص عوض شدن رهبري اصلاحطلبان و رد صلاحيت شدن رهبران اصلاحطلب گفت: اگر شخصيتها پايگاه اجتماعي محكمي داشته باشند نميتوان به راحتي آنها را رد صلاحيت كرد و رد صلاحيت كردن كسي كه به شخصيت ملي تبديل شده باشد به آساني صورتپذير نيست.
وي با تاكيد بر اينكه ميان اصلاحطلبان معتدل و اصولگرايان معتدل فاصله زيادي نيست گفت: نياز جامعه به اين سمت ميرود كه از تندرويهاي هر دو گروه كاسته شود و احساس من اين است كه جامعه تشنه يك گروه سوم است، گروهي كه تلفيقي از اصلاحطلبان و اصولگرايان با اصول فكري و آرمانهاي مشخص و روشن باشد.
مطهري در خصوص بازگشت اصلاحطلبان به عرصه قدرت گفت: اگر اصلاحطلبان انتظار برخورد محبتآميز از طرف نظام دارند بايد يك گام مثبت بردارند و همانطور كه به دولت انتقاد ميكنند و ميگويند در كجاها اشتفاه كرده است به اشتباهاتي كه در مشي سياسي آنها وجود دارد هم اعتراف كنند و بگويند كه قبلا آقاي موسوي هم اشتباه كرد كه ادعاي تقلب در انتخابات كرد و مردم را به حضور در خيابان تشويق كرد تا اينگونه احساس رعايت انصاف پيدا شود و دلها به هم نزديكتر شده و زمينه حضور آنها در عرصه سياسي كشور فراهم شود.
وي در پايان به جوانان مجمع نيروهاي خط امام توصيه كرد فعاليت حزبي خود را به عنوان يك وظيفه ديني ادامه دهند و اجازه ندهند ناملايمات سياسي موجب نااميدي آنها شود و به تقويت مباني فكري و اعتقادي خود بپردازند و براي هر عمل سياسي خود يك توجيه فكري داشته باشند
به گزارش خبرنگار ايلنا ،علي مطهري در ديدار با جوانان مجمع نيروهاي خط امام(ره) با بيان اينكه شهيد مطهري يك اصلاحطلب اصولگرا بود اظهار داشت: اگر بخواهيم شهيد مطهري را با اصطلاحات امروز تعريف كنيم، معتقدم كه ايشان يك مصلح اصولگرا بودند و همين ويژگي برتر ايشان در ميان بسياري از متفكران و روشنفكران زمان خودشان بود.
وي افزود:شهيد مطهري ضمن اصلاحطلب بودن، اصلاح خودشان را هميشه بر مبنا و اصول انجام ميدادند و هيچوقت از چارچوب اسلام و مكتب خارج نميشدند و در واقع آنچه ميتواند توجيهكننده همه فعاليتهاي فكري و اجتماعي استاد مطهري باشد و مانند نخ تسبيح همه جبنههاي شخصيتي ايشان و تلاش و كار ايشان را توجيه كند همين مساله مصلح بودن شهيد مطهري است.
وي با بيان اينكه همه مصلحان و روشنفكران معاصر در تشخيص دردها خوب عمل ميكند و نظر مشترك دارند اما در ارائه درمان متفاوتند گفت: خصوصيت بارز شهيد مطهري اين بود كه راهحلها را از متن اسلام استخراج ميكرد و بر اين مساله تاكيد داشت كه مبادا خيال كنيم اسلام براي اداره جامعه امروز متناسب نيست.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه هدف شهيد مطهري از تحصيل علم فلسفه، تفسير قرآن و مشخص شدن در حوزههاي مختلف علوم انساني مقدمه قرار دادن اين ابزار براي اصلاح اجتماع بود گفت: شهيد مطهري معتقد بود كه اصلاح اجتماعي بدون اصلاح فكري نميتواند مفيد و موثر باشد و تا زماني كه جامعه اصلاح نشود يك جهانبيني درست نداشته باشد اصلاحات اجتماعي به نتيجه مورد نظر نميرسد.
مطهري با بيان اينكه شهيد مطهري اسلام را به عنوان يك ايدئولوژي مكتبي كه اعضا و اجزا مختلفي دارد كه بايد با هم هماهنگ باشند ميدانست گفت: مطهري معتقد بود اسلام مانند هر مكتب ديگري نظام جزايي-حقوقي،فرهنگي،اقتصادي و نظام سياسي دارد و ايشان به دنبال اين بود كه مكتبهاي مختلفي اسلام را به جامعه عرضه كند و مثل يك مانيفست براي نهضت و انقلاب داشته باشد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: از يادداشتهاي ايشان پس از 15 خرداد 1342 ميتوان فهميد كه شهيد مطهري در آن زمان پي به كاستيهايي در نهضت برده بودند كاستيهايي كه در صورت پيروزي، نهضت را به دليل نداشتن كادر لازم براي اداره كشور و مدون نبودن يك ايدئولوژي با مشكل مواجه ميكرد و لذا پس از 15 خرداد 42 تا سال 57 كه انقلاب به پيروزي رسيد، شهيد مطهري براي برطرف كردن اين نقص يك كار ايدئولوژيك و فشرده را انجام دادند.
وي با اشاره به انديشههاي سيدجمال اسدآبادي و مزايا و ايرادات انديشه سيدجمال از نظر شهيد مطهري گفت: شهيد مطهري ضمن بحث درباره مزاياي انديشههاي سيدجمال يكي از ايرادات او را اين ميداند كه سيدجمال نتوانست اسلام را به زبان روز عرضه كند و اينكه ما ادعا ميكنيم اسلام قادر به اداره جامعه تا قيامت است پس بايد بتوانيم اين يك نظام اسلام را كه كليات آن در قرآن آمده به زبان روز درآورده و به دنيا عرضه كنيم كه سيدجمال موافق به انجام اين كار نشد اما شهيد مطهري تا حدودي توانست اين كار ار انجام دهد.
مطهري تاكيد كرد: براي ادامه راه انقلاب بايد راه اصلاحطلبي مبتني بر اصولگرايي را در پيش بگيريم. اصلاحاتي كه مبتني بر اصولي باشد كه از اسلام گرفتهايم.
وي با بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا نقاط قوت و ضعفي دارند در مورد نقاط قوت و ضعف جريان اصلاحطلب گفت: جريان اصلاحطلبي روي مساله آزادي بيان و انديشه تاكيد فراوان و خوبي دارد و از طرفي بر حفظ ساير ارزشها تاكيد لازم را ندارد و شايد بتوانيم بگوييم ارزش بيش از حدي براي آزاديهاي اجتماعي قائل شده و مرزي ميان آزادي اجتماعي وبيبندوباري را مشخص و روشن نميكند.
نماينده اصولگراي مجلس بيتوجهي اصولگرايان به مساله آزادي بيان را در نقاط ضعف جريان اصولگرا دانست و گفت: اكثريت اصولگرايان توجه كافي به مساله آزادي بيان ندارند و هر تعداد روزنامه هم كه توقيف شود برايشان امري عادي است و هيچ اعتراضي از طرف آنها صورت نميگيرد و يا مساله برداشت از ولايت فقيه كه ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان دوگونه است.
وي با اشاره به نظريه شهيد مطهري در خصوص ولايت فقيه و بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا ادعا ميكنند كه پيرو افكار ايشان هستند گفت: اگر آنچنان كه ادعا ميكنند پيرو انديشههاي شهيد مطهري هستند بايد ببينند كه چقدر انديشههايشان با افكار مطهري مطابقت دارد و سعي كنند اصول خود را با اصول ايشان منطبق كنند.
فرزند شهيد مطهري افزود: من معتقدم كه خود استاد مطهري ميتواند حلقه وحدت و يك منشا وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار بگيرد چراكه هر دو گروه ادعاي پيروي از خط امام و رهبري را دارند و اينگونه ميتوان ديد كه بالاخره كدام گروه صادقتر و بر خط امام منطبقتر است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به موضعگيريهاي اصلاحطلبانه شهيد مطهري در خصوص خرافات رايج در جامعه گفت: موضعگيريهاي شهيد مطهري هيچگاه بر اساس احساس نبوده و ايشان معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه به مبارزه با تحريفات و خرافات رايج در جامعه بپردازد و لذا ايشان درباره تحريفاتي كه در حادثه كربلا رخ داده خيلي جدي چهار جلسه سخنراني ميكنند و نمونههايي از اين تحريفات را بيان ميكنند چراكه معتقد بودند اين وظيفه يك مسلمان است كه هرگاه بدعتها در دين پيدا شد بر عالم است كه علم خودش را آشكار كند و اگر اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد.
وي ادامه داد: ايشان درباره برخي از سنتهاي ملي مانند چهارشنبهسوري كه آيا مبناي عقلي دارد يا ندارد؟ و با توجه به عقايد ما آيا يك عمل شركآميز است يا نه و اگر پدران ما اين كار را انجام ميدادند ما بايد از آنها تقليد كنيم، بحثها و صحبتهايي را در اين مورد داشتهاند و چون معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كند برايشان مهم نبود كه موقعيت اجتماعيشان تنزل پيدا كند.
نمانده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: شهيد مطهري كسي نبود كه كاري را براي خوشآمد جامعه و يا خوشحال كردن عدهاي انجام دهد و لذا موضعگيريهاي ايشان در دهه 40 و 50 را كه مقايسه ميكنيد ميبينيد كه در دهه 40 مطهري به عنوان يك روحاني اصلاحطلب، متجدد، روشنفكر امروزي شناخته ميشده و كسي كه درباره مساله حجاب و تحريفات حادثه كربلا كتاب نوشته و درباره اسلام و نيازهاي روز بحث كرده است و در دهه 50 وقتي متوجه انحرافات فكري مجاهدين خلق ميشود و در مقابل آنها ميايستد همان جوانان و دانشجويان كه در دهه 40 براي سخنراني ايشان در دانشگاه التماس ميكردند و سرو دست ميشكستند نسبت به ايشان موضعگيري ميكنند و موج شايعات و تبليغات و تهمتها عليه ايشان شروع ميشود و در اين شرايط تنها چيزي كه براي ايشان مهم بود مصلحت جامعه است.
مطهري با بيان اينكه بايد هميشه به اصول پايبند بود گفت: اگر اصلاحطلب هستيم، اصلاحات خودمان را بر يك مبناي شناخته شده قرار بدهيم، اگر اصولگرا هستيم اصول مورد نظرمان را كه قرار است به آن پايبند باشيم مشخص كنيم.
وي با بيان اينكه يكي از اصول مهم اصولگرايي، اصلاحطلبي است گفت: اصلاحطلبي يعني امر به معروف و نهي از منكر و به عقيده من مرزي ميان اصولگرا و اصلاحطلب وجود ندارد و هم اصولگرايي حتما بايد اصلاحطلب باشد و هم اصلاحطلبي حتما بايد اصلاحاتش را براساس يك اصولي انجام دهد. چون اصلاحطلبي بدون اصول يعني هرج و مرج و اينكه ما بخواهيم براساس سليقه و ميل خودمان اصلاحاتي را انجام بدهيم امري موجه نيست و اصولگرايي كه اصلا نخواهد اصلاحطلب باشد معنا ندارد.
مطهري با بيان اينكه ميان شخصيتهاي معتدل اصولگرا و شخصيتهاي معتدل اصلاحطلبان فاصله چنداني نيست بر مبنا قرار دادن افكار و انديشههاي شهيد مطهري براي ايجاد وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان تاكيد كرد و گفت: مثلا شهيد مطهري بر مساله عدالت، آزادي بيان، آزادي تفكر و آزاديهاي اجتماعي به معناي درست خودش، مساله استقلال فرهنگي و مكتبي، نقش زن در جامعه و اصل ولايت فقيه با برداشتي صحيح تاكيد داشتند كه اينها ميتواند مبناي وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار گيرد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در خصوص تحليلهاي ارائه شده پيرامون حذف جريان اصلاحات و تقسيم اصولگرايان به دو دسته و جايگزين شدن اصولگرايان معتدل به جاي اصلاحطلبان با بيان اينكه گرچه گروهي به دنبال حذف اصلاحطلبان از عرصه سياسي كشور هستند اما در ميان اصولگرايان كه تعداد قابل توجهي هم ميشوند معترف به حضور اصلاحطلبان بوده و تعامل اصولگرايان معتدل در مجلس با اقليت اصلاحطلب بسيار خوب است گفت: نظام از وجود اصلاحطلبان استقبال ميكند و وجود يك گروه منتقد در برابر دولت براي حكومت يك نعمت است. اگر حكومتي منتقد جدي نداشته باشد دچار خودكامگي ميشود و قدرت مطلق هميشه فساد ميآورد بنابراين وجود منتقدان از جمله اصلاحطلبان براي جمهوري اسلامي يك نعمت است.
وي در خصوص جايگزين شدن اصولگرايان به جاي اصلاحطلبان گفت: حذف يك جريان و جايگزين كردن جرياني ديگر به جاي آن تصميمي نيست كه كسي بتواند بگيرد و گرايش و قضاوت مردم در اين مسائل مهم است و اگر اصلاحطلبان پايگاه اجتماعي قابل توجهي داشته باشند قابل حذف نيستند و اين مسائل مربوط به روح و وجدان جامعه است و اين تحول بايد در جامعه صورت بگيرد.
مطهري در خصوص عوض شدن رهبري اصلاحطلبان و رد صلاحيت شدن رهبران اصلاحطلب گفت: اگر شخصيتها پايگاه اجتماعي محكمي داشته باشند نميتوان به راحتي آنها را رد صلاحيت كرد و رد صلاحيت كردن كسي كه به شخصيت ملي تبديل شده باشد به آساني صورتپذير نيست.
وي با تاكيد بر اينكه ميان اصلاحطلبان معتدل و اصولگرايان معتدل فاصله زيادي نيست گفت: نياز جامعه به اين سمت ميرود كه از تندرويهاي هر دو گروه كاسته شود و احساس من اين است كه جامعه تشنه يك گروه سوم است، گروهي كه تلفيقي از اصلاحطلبان و اصولگرايان با اصول فكري و آرمانهاي مشخص و روشن باشد.
مطهري در خصوص بازگشت اصلاحطلبان به عرصه قدرت گفت: اگر اصلاحطلبان انتظار برخورد محبتآميز از طرف نظام دارند بايد يك گام مثبت بردارند و همانطور كه به دولت انتقاد ميكنند و ميگويند در كجاها اشتفاه كرده است به اشتباهاتي كه در مشي سياسي آنها وجود دارد هم اعتراف كنند و بگويند كه قبلا آقاي موسوي هم اشتباه كرد كه ادعاي تقلب در انتخابات كرد و مردم را به حضور در خيابان تشويق كرد تا اينگونه احساس رعايت انصاف پيدا شود و دلها به هم نزديكتر شده و زمينه حضور آنها در عرصه سياسي كشور فراهم شود.
وي در پايان به جوانان مجمع نيروهاي خط امام توصيه كرد فعاليت حزبي خود را به عنوان يك وظيفه ديني ادامه دهند و اجازه ندهند ناملايمات سياسي موجب نااميدي آنها شود و به تقويت مباني فكري و اعتقادي خود بپردازند و براي هر عمل سياسي خود يك توجيه فكري داشته باشند
بزرگترین نهاد باستان شناسی ایران، بازیچه هوسهای مشایی و بقایی
ایسکانیوز: عضو هیات رییسه انجمن موزه داران ایران گفت: نداشتن تخصص و تجربه کافی مهمترین کاستی مدیریت موزه ملی به عنوان نماد موزه داری کشور است.
به گزارش ایسکانیوز ،در آستانه 29 اردیبهشت «روز جهانی موزه» و در پی انتشار بیانیه دانشجویان دانشگاه تهران درباره مشکلات اخیر موزه ملی با دکتر صدرالدین طاهری عضو هیات رییسه انجمن موزه داران ایران به گفتگو نشستیم.
دکتر طاهری در گفت و گو با ایسکانیوز مهمترین مشکل موزه ملی را غیر متخصص بودن مدیریت این مجموعه اعلام کرد و گفت: چگونه از نام آقایان شهمیرزادی، چگینی، مجیدزاده، فائق توحیدی، هژبری و دیگر بزرگان باستان شناسی ایران که با ساختار و روال کار موزه آشنا بوده و تمام زندگی خود را در این راه نهاده اند، گذر کرده و کسی را در رأس مجموعه موزه ملی قرار می دهیم که نه با علم موزه آشنایی دارد و نه تجربه و خبرگی لازم را برای این وظیفه سترگ؟
وی افزود: مجموعه ای با این سطح از حساسیت جهانی که مهمترین آثار تاریخی میهن ما را در خود جای داده و با مهمترین مراکز فرهنگی دنیا در ارتباط بوده، همواره حضور افراد نامدار و شایسته ای چون آندره گودار، دکتر نگهبان، کامبخش فرد، مصطفوی، معصومی، باقرزاده و کارگر را در رأس هرم مدیریتی پذیرا بوده است.
*** جایگاهی همپایه وزیر فرهنگ
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه مدیر موزه های مادر در دنیا، اظهار داشت: ریاست بر موزه مادر یک کشور ویژگیهایی چند طلب می کند: نخست خبرگی و تخصص، و سپس وجهه و خوشنامی جهانی و محبوبیت ملی، تا توانایی رایزنی و ارتباط با سازمانهای فرهنگی و دیگر موزه ها را دارا باشد. حتی اگر نخواهیم کشورهای باسابقه تر را الگو قرار دهیم با نگاه به کشور همسایه خود ترکیه در می یابیم رییس موزه توپقاپی از جایگاه و شأنی همپایه وزیر فرهنگ برخوردار است.
وی ادامه داد: کارشناسان دوسال پیش نیز به انتصاب آقای مهراندیش (با مدرک کارشناسی صداوسیما) که نخستین مدیر غیر باستان شناس در تاریخ هفتاد ساله موزه ملی بود اعتراض کردند، اما شگفت اینجاست که امروز خانمی جوان با مدرک کارشناسی میکروبیولوژی دانشگاه آزاد ریاست موزه ملی را برعهده می گیرد که هیچ سابقه مدیریت جدی در کارنامه ندارد. اکنون باید پرسید چرا دوسال پیش به انتقادات کارشناسان توجه نشد؟ و چرا دوباره رو به مدیری آورده ایم که دستکم یکسال زمان می برد تا الفبای موزه داری را بشناسد؟ پرسنل باسابقه موزه که بسیاری از آنها کارشناسی ارشد و دکتری باستان شناسی و موزه داری دارند چگونه می توانند درکنار چنین مدیریتی موفق جلوه کنند؟
*** نمایش مخزن موزه ملی حرکت تبلیغاتی و غیر کارشناسانه
وی با تبلیغاتی خواندن نمایش مخزن های موزه ملی، تصریح کرد: جدا از گنجینه های اصلی، مخزن موقتی برای نگهداری اشیاء بدست آمده از قاچاقچیان یا عتیقه فروشان وجود دارد که آثار آن بعد از ساماندهی وارد گنجینه اصلی می شوند و نزدیک به نیمی از آثار موزه هنوز در این دسته اند. تعدادی از این آثار تقلبی هستند و پس از بررسی، صلاحیت قرار گرفتن در مخازن اصلی را می یابند تا اصالت مجموعه های موزه حفظ شود.
وی ضمن انتقاد از حضور خبرنگاران در این انبارها و ایجاد یک حرکت تبلیغی نادرست، افزود: این حرکت نه تنها موجب اهانت به جایگاه موزه ملی و کارشناسان دلسوز آن شده بلکه این هراس را برای مردم ایجاد کرده که موزه ملی با داشتن بیش از نیم میلیون آثار بی بدیل تاریخی مکانی امن برای نگهداری از یادگارهای نیاکانمان نباشد.
عضو هیأت رییسه انجمن موزه داران ایران گفت: بررسی مشکلات مجموعه ای چنین حساس که سرمایه های تاریخی و تمدنی ما را در خود جای داده، فضایی تخصصی با حضور کارشناسان علمی و فرهنگی را می طلبد نه غوغاهای رسانه ای با نشان دادن مخازن سامان دهی نشده. موزه ملی ایران برترین نهاد فرهنگی ـ تاریخی ماست و باید دانست که رفتارهایی از این دست به سیمای جهانی ما بسیار آسیب می رساند.
وی تاکید کرد: موزه ملی ایران به عنوان کشوری صاحب تمدن از پایه جهانی موزه هایی چون لوور پاریس، بریتیش میوزیم لندن، متروپولیتن نیویورک یا هرمیتاژ سن پترزبورگ برخوردار است. طی دهه اخیر موزه ملی در بسیاری از کشورهای دنیا نمایشگاه داشته و آنها پیگیر سرنوشت این موزه بزرگ هستند. هر برخورد نسنجیده و دور از کارشناسی ما بازتاب جهانی داشته و آثار زیانباری را برای فرهنگ و تار یخ این کشور به دنبال دارد.
*** کمبود بودجه، کمبود نیروی کارآمد
این استاد دانشگاه مشکل دیگر موزه ها را کمبود بودجه دانست و افزود: بودجه خیلی پایین موزه ها سبب کاهش یا منتفی شدن برگزاری همایش های تخصصی و برنامه های علمی می شود. امکانات موزه های مطرح جهان اصلا با موزه ملی ایران قابل مقایسه نیست و موزه های شهرستان ها نیز در جایگاه بدتری قرار دارند. در بسیاری از این موزه ها یک نفر نقش مدیر، راهنما و مرمتگر را به تنهایی ایفا می کند و موزه ها از کمبود شدید نیرو و بودجه رنج می برند.
*** ایران به 7 هزار موزه نیاز دارد
عضو هیات رییسه انجمن موزه داران ایران با اشاره به استاندارد بین المللی مبنی بر وجود یک موزه به ازای هر ده هزار نفر اعلام کرد: بر این اساس ایران حدود 7 هزار موزه نیاز دارد، این در حالی است که ما با داشتن حدود دویست موزه پراکنده هنوز نتوانسته ایم کف استانداردهای مطلوب را نیز برای این تعداد موزه فراهم کنیم.
طاهری مهمترین عامل پایدار ماندن موزه های ایران را عشق و دلسوزی کارشناسان دانست و افزود: کارشناسان موزه با وجود کمبود بودجه و امکانات از امانتهای میهنی با جان و دل نگهداری می کنند.
گفتنی است متن بیانیه دانشجویان باستان شناسی دانشگاه تهران دربارة رویدادهای اخیر در «موزة ملّی ایران» به شرح زیر است:
در ماه های پایانی سال 1388، ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور در پی بالا گرفتن انتقادها از انتصاب فردی غیرمتخصص به مدیریت «موزه ملّی ایران»، برنامه ای ترتیب داده و در طی آن جمعی از خبرنگاران را به بازدید تعدادی از انبارهای ساماندهی نشده موزة ملّی ایران برد تا وضعیت موزة ملّی را برای افکار عمومی تشریح نماید. با توجه به اینکه «موزة ملّی ایران» از مهمترین ذخایر و پشتوانه های تاریخی و فرهنگی ایران ـ اسلامی و حتی بشری می باشد، توجه به بعضی نکات ضروری است:
1. با وجود اینکه دو سال پیش در زمان انتصاب مدیر پیشین «موزة ملّی ایران» (آقای محمدرضا مهراندیش) انتقادهای زیادی به «غیرمتخصص و فاقد تجربه بودن» وی شد، اما ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتقادهای کارشناسان را نادیده گرفت و او را که پیشتر مسؤول «روابط عمومی» این سازمان بود به ریاست موزة ملّی ایران منصوب کرد. اکنون نیز «موزة ملّی ایران» در وضعیتی مشابه و چه بسا بدتر از قبل قرار دارد؛ فردی را که در این زمینه تحصیلاتی ندارد (کارشناس میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی است)، و فاقد تجارب لازم در زمینة مدیریت مجموعه های علمی-فرهنگی می باشد، به رغم انتقادهای کارشناسان به ریاست این مرکز منصوب کرده اند. سوال این است که اگر مدیر پیشین شخص مناسبی برای تصدی ریاست موزة ملّی ایران نبود، چرا دو سال پیش انتقادهای کارشناسان نادیده گرفته شد؟ چرا هم اکنون نیز مثل گذشته، رییس سازمان میراث فرهنگی کشور بدون توجه به نظرات کارشناسان و متخصصان و دلسوزان، اصرار غیر قابل توجیهی به انتصاب فردی دارد که هیچ سابقه و نقطة درخشانی در حوزة مدیریت چنین مجموعة حساس و مهمی ندارد؟
2. چرا پیش از آنکه از جمعی از متخصصان و صاحب نظران باستان شناسی و موزه داری دعوت شوند تا از وضعیت موزة ملّی بازدید نمایند، در اقدامی نمایشی، جمعی از خبرنگاران ـ که خبرنگاران رسانه های منتقد و مستقل هم دعوت نشده بودند ـ را برای بازدید از انبارهای ساماندهی نشده موزة ملّی فراخوانده اند؟ آیا به شأن و جایگاه «موزة ملّی ایران» اهانت نشده است؟ آیا در سایر نقاط جهان هم با میراث تاریخی ـ تمدنی خود چنین رفتار می کنند؟ آیا در موارد مشابه مثلاً در مراکز ویژة اقتصادی (همچون خزانه بانک ملّی) یا مراکز نظامی ـ امنیتی کشور چنین بازدیدهای ناگهانی ترتیب داده می شود؟ آیا اهمیت مقولة «میراث فرهنگی» کمتر از اهمیت مراکز ویژة اقتصادی یا نظامی ـ امنیتی ماست؟ پیداست که اهمیت سرمایه های تاریخی ـ تمدنی کشور حتی برای مسؤولان و مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، شناخته شده نیست. آیا بهتر نبود در فضایی آرام که شایستة محیط های علمی و فرهنگی است با دعوت از دانشوران و متخصصان و تشکیل کارگاه ها و نشست های تخصصی به بررسی و رفع مشکلات موزة ملّی پرداخته می شد؟ و چرا چنین امری در طی دو سال و نیم گذشته محقق نشد؟
3. متأسفانه در طی چند سال اخیر رویکرد مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور به سمتی بوده است که تدوین و اجرای برنامه ها بیش از آنکه با نظر کارشناسان و متخصصان همراه باشد، با نظر ریاست این سازمان هماهنگ است. ممنوع المصاحبه کردن کارشناسان این سازمان و خصوصاً باستان شناسان و رفتارهای نامناسب با خبرنگاران یا رسانه های منتقد (در حوزه میراث فرهنگی) از جمله مواردی است که در چند سال گذشته به شدت و قوت دنبال شده است. بی تردید این امر یکی از ویژگی های ناخوشایند مدیریت سازمان میراث فرهنگی در مقطع اخیر قلمداد خواهد شد و بجاست که از هم اکنون در رفع آن تلاش شود. همچنین انتظار می رود که مسؤولان محترم قوای سه گانة کشور با دقت و توجه بیشتری به رویدادهای حوزة میراث فرهنگی توجه داشته باشند تا از بی تدبیری هایی که سرمایه ها و دارایی های تاریخی و فرهنگی ایرانی ـ اسلامی ما را تهدید می کند، جلوگیری شود و بیش این شاهد از دست رفتن سرمایه های تاریخی ـ فرهنگی کشور نباشیم
به گزارش ایسکانیوز ،در آستانه 29 اردیبهشت «روز جهانی موزه» و در پی انتشار بیانیه دانشجویان دانشگاه تهران درباره مشکلات اخیر موزه ملی با دکتر صدرالدین طاهری عضو هیات رییسه انجمن موزه داران ایران به گفتگو نشستیم.
دکتر طاهری در گفت و گو با ایسکانیوز مهمترین مشکل موزه ملی را غیر متخصص بودن مدیریت این مجموعه اعلام کرد و گفت: چگونه از نام آقایان شهمیرزادی، چگینی، مجیدزاده، فائق توحیدی، هژبری و دیگر بزرگان باستان شناسی ایران که با ساختار و روال کار موزه آشنا بوده و تمام زندگی خود را در این راه نهاده اند، گذر کرده و کسی را در رأس مجموعه موزه ملی قرار می دهیم که نه با علم موزه آشنایی دارد و نه تجربه و خبرگی لازم را برای این وظیفه سترگ؟
وی افزود: مجموعه ای با این سطح از حساسیت جهانی که مهمترین آثار تاریخی میهن ما را در خود جای داده و با مهمترین مراکز فرهنگی دنیا در ارتباط بوده، همواره حضور افراد نامدار و شایسته ای چون آندره گودار، دکتر نگهبان، کامبخش فرد، مصطفوی، معصومی، باقرزاده و کارگر را در رأس هرم مدیریتی پذیرا بوده است.
*** جایگاهی همپایه وزیر فرهنگ
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه مدیر موزه های مادر در دنیا، اظهار داشت: ریاست بر موزه مادر یک کشور ویژگیهایی چند طلب می کند: نخست خبرگی و تخصص، و سپس وجهه و خوشنامی جهانی و محبوبیت ملی، تا توانایی رایزنی و ارتباط با سازمانهای فرهنگی و دیگر موزه ها را دارا باشد. حتی اگر نخواهیم کشورهای باسابقه تر را الگو قرار دهیم با نگاه به کشور همسایه خود ترکیه در می یابیم رییس موزه توپقاپی از جایگاه و شأنی همپایه وزیر فرهنگ برخوردار است.
وی ادامه داد: کارشناسان دوسال پیش نیز به انتصاب آقای مهراندیش (با مدرک کارشناسی صداوسیما) که نخستین مدیر غیر باستان شناس در تاریخ هفتاد ساله موزه ملی بود اعتراض کردند، اما شگفت اینجاست که امروز خانمی جوان با مدرک کارشناسی میکروبیولوژی دانشگاه آزاد ریاست موزه ملی را برعهده می گیرد که هیچ سابقه مدیریت جدی در کارنامه ندارد. اکنون باید پرسید چرا دوسال پیش به انتقادات کارشناسان توجه نشد؟ و چرا دوباره رو به مدیری آورده ایم که دستکم یکسال زمان می برد تا الفبای موزه داری را بشناسد؟ پرسنل باسابقه موزه که بسیاری از آنها کارشناسی ارشد و دکتری باستان شناسی و موزه داری دارند چگونه می توانند درکنار چنین مدیریتی موفق جلوه کنند؟
*** نمایش مخزن موزه ملی حرکت تبلیغاتی و غیر کارشناسانه
وی با تبلیغاتی خواندن نمایش مخزن های موزه ملی، تصریح کرد: جدا از گنجینه های اصلی، مخزن موقتی برای نگهداری اشیاء بدست آمده از قاچاقچیان یا عتیقه فروشان وجود دارد که آثار آن بعد از ساماندهی وارد گنجینه اصلی می شوند و نزدیک به نیمی از آثار موزه هنوز در این دسته اند. تعدادی از این آثار تقلبی هستند و پس از بررسی، صلاحیت قرار گرفتن در مخازن اصلی را می یابند تا اصالت مجموعه های موزه حفظ شود.
وی ضمن انتقاد از حضور خبرنگاران در این انبارها و ایجاد یک حرکت تبلیغی نادرست، افزود: این حرکت نه تنها موجب اهانت به جایگاه موزه ملی و کارشناسان دلسوز آن شده بلکه این هراس را برای مردم ایجاد کرده که موزه ملی با داشتن بیش از نیم میلیون آثار بی بدیل تاریخی مکانی امن برای نگهداری از یادگارهای نیاکانمان نباشد.
عضو هیأت رییسه انجمن موزه داران ایران گفت: بررسی مشکلات مجموعه ای چنین حساس که سرمایه های تاریخی و تمدنی ما را در خود جای داده، فضایی تخصصی با حضور کارشناسان علمی و فرهنگی را می طلبد نه غوغاهای رسانه ای با نشان دادن مخازن سامان دهی نشده. موزه ملی ایران برترین نهاد فرهنگی ـ تاریخی ماست و باید دانست که رفتارهایی از این دست به سیمای جهانی ما بسیار آسیب می رساند.
وی تاکید کرد: موزه ملی ایران به عنوان کشوری صاحب تمدن از پایه جهانی موزه هایی چون لوور پاریس، بریتیش میوزیم لندن، متروپولیتن نیویورک یا هرمیتاژ سن پترزبورگ برخوردار است. طی دهه اخیر موزه ملی در بسیاری از کشورهای دنیا نمایشگاه داشته و آنها پیگیر سرنوشت این موزه بزرگ هستند. هر برخورد نسنجیده و دور از کارشناسی ما بازتاب جهانی داشته و آثار زیانباری را برای فرهنگ و تار یخ این کشور به دنبال دارد.
*** کمبود بودجه، کمبود نیروی کارآمد
این استاد دانشگاه مشکل دیگر موزه ها را کمبود بودجه دانست و افزود: بودجه خیلی پایین موزه ها سبب کاهش یا منتفی شدن برگزاری همایش های تخصصی و برنامه های علمی می شود. امکانات موزه های مطرح جهان اصلا با موزه ملی ایران قابل مقایسه نیست و موزه های شهرستان ها نیز در جایگاه بدتری قرار دارند. در بسیاری از این موزه ها یک نفر نقش مدیر، راهنما و مرمتگر را به تنهایی ایفا می کند و موزه ها از کمبود شدید نیرو و بودجه رنج می برند.
*** ایران به 7 هزار موزه نیاز دارد
عضو هیات رییسه انجمن موزه داران ایران با اشاره به استاندارد بین المللی مبنی بر وجود یک موزه به ازای هر ده هزار نفر اعلام کرد: بر این اساس ایران حدود 7 هزار موزه نیاز دارد، این در حالی است که ما با داشتن حدود دویست موزه پراکنده هنوز نتوانسته ایم کف استانداردهای مطلوب را نیز برای این تعداد موزه فراهم کنیم.
طاهری مهمترین عامل پایدار ماندن موزه های ایران را عشق و دلسوزی کارشناسان دانست و افزود: کارشناسان موزه با وجود کمبود بودجه و امکانات از امانتهای میهنی با جان و دل نگهداری می کنند.
گفتنی است متن بیانیه دانشجویان باستان شناسی دانشگاه تهران دربارة رویدادهای اخیر در «موزة ملّی ایران» به شرح زیر است:
در ماه های پایانی سال 1388، ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور در پی بالا گرفتن انتقادها از انتصاب فردی غیرمتخصص به مدیریت «موزه ملّی ایران»، برنامه ای ترتیب داده و در طی آن جمعی از خبرنگاران را به بازدید تعدادی از انبارهای ساماندهی نشده موزة ملّی ایران برد تا وضعیت موزة ملّی را برای افکار عمومی تشریح نماید. با توجه به اینکه «موزة ملّی ایران» از مهمترین ذخایر و پشتوانه های تاریخی و فرهنگی ایران ـ اسلامی و حتی بشری می باشد، توجه به بعضی نکات ضروری است:
1. با وجود اینکه دو سال پیش در زمان انتصاب مدیر پیشین «موزة ملّی ایران» (آقای محمدرضا مهراندیش) انتقادهای زیادی به «غیرمتخصص و فاقد تجربه بودن» وی شد، اما ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتقادهای کارشناسان را نادیده گرفت و او را که پیشتر مسؤول «روابط عمومی» این سازمان بود به ریاست موزة ملّی ایران منصوب کرد. اکنون نیز «موزة ملّی ایران» در وضعیتی مشابه و چه بسا بدتر از قبل قرار دارد؛ فردی را که در این زمینه تحصیلاتی ندارد (کارشناس میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی است)، و فاقد تجارب لازم در زمینة مدیریت مجموعه های علمی-فرهنگی می باشد، به رغم انتقادهای کارشناسان به ریاست این مرکز منصوب کرده اند. سوال این است که اگر مدیر پیشین شخص مناسبی برای تصدی ریاست موزة ملّی ایران نبود، چرا دو سال پیش انتقادهای کارشناسان نادیده گرفته شد؟ چرا هم اکنون نیز مثل گذشته، رییس سازمان میراث فرهنگی کشور بدون توجه به نظرات کارشناسان و متخصصان و دلسوزان، اصرار غیر قابل توجیهی به انتصاب فردی دارد که هیچ سابقه و نقطة درخشانی در حوزة مدیریت چنین مجموعة حساس و مهمی ندارد؟
2. چرا پیش از آنکه از جمعی از متخصصان و صاحب نظران باستان شناسی و موزه داری دعوت شوند تا از وضعیت موزة ملّی بازدید نمایند، در اقدامی نمایشی، جمعی از خبرنگاران ـ که خبرنگاران رسانه های منتقد و مستقل هم دعوت نشده بودند ـ را برای بازدید از انبارهای ساماندهی نشده موزة ملّی فراخوانده اند؟ آیا به شأن و جایگاه «موزة ملّی ایران» اهانت نشده است؟ آیا در سایر نقاط جهان هم با میراث تاریخی ـ تمدنی خود چنین رفتار می کنند؟ آیا در موارد مشابه مثلاً در مراکز ویژة اقتصادی (همچون خزانه بانک ملّی) یا مراکز نظامی ـ امنیتی کشور چنین بازدیدهای ناگهانی ترتیب داده می شود؟ آیا اهمیت مقولة «میراث فرهنگی» کمتر از اهمیت مراکز ویژة اقتصادی یا نظامی ـ امنیتی ماست؟ پیداست که اهمیت سرمایه های تاریخی ـ تمدنی کشور حتی برای مسؤولان و مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، شناخته شده نیست. آیا بهتر نبود در فضایی آرام که شایستة محیط های علمی و فرهنگی است با دعوت از دانشوران و متخصصان و تشکیل کارگاه ها و نشست های تخصصی به بررسی و رفع مشکلات موزة ملّی پرداخته می شد؟ و چرا چنین امری در طی دو سال و نیم گذشته محقق نشد؟
3. متأسفانه در طی چند سال اخیر رویکرد مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور به سمتی بوده است که تدوین و اجرای برنامه ها بیش از آنکه با نظر کارشناسان و متخصصان همراه باشد، با نظر ریاست این سازمان هماهنگ است. ممنوع المصاحبه کردن کارشناسان این سازمان و خصوصاً باستان شناسان و رفتارهای نامناسب با خبرنگاران یا رسانه های منتقد (در حوزه میراث فرهنگی) از جمله مواردی است که در چند سال گذشته به شدت و قوت دنبال شده است. بی تردید این امر یکی از ویژگی های ناخوشایند مدیریت سازمان میراث فرهنگی در مقطع اخیر قلمداد خواهد شد و بجاست که از هم اکنون در رفع آن تلاش شود. همچنین انتظار می رود که مسؤولان محترم قوای سه گانة کشور با دقت و توجه بیشتری به رویدادهای حوزة میراث فرهنگی توجه داشته باشند تا از بی تدبیری هایی که سرمایه ها و دارایی های تاریخی و فرهنگی ایرانی ـ اسلامی ما را تهدید می کند، جلوگیری شود و بیش این شاهد از دست رفتن سرمایه های تاریخی ـ فرهنگی کشور نباشیم
خشم بازماندگان قربانیان 11 سپتامبر از ساخت مسجد در کنار محل حملات
نیویورک اجازه بنای مسجدی را در کنار محل حملات 11 سپتامبر صادر کرد.
مادر یک قربانی : بنای این مسجد مانند "سیلی به صورت" است
برای کسی قابل تصور نبود که شوراری محلی منطقه منهتن در نیویورک با بنای یک مسجد در کنار محل وقوع حملات تروریستی 11 سپتامبر موافقت کند. روز گذشته 12 عضو این شورا با اکثریت مطلق آرا با در خواست سازمان اسلامی آمریکا جهت ساخت این مسجد در کنار منطقه "گراوند زيرو" که پیش از حملات برج تجارت بین المللی در آن سر به فلک کشیده بود موافقت کردند. در نتیجه حملات تروریستی یادشده در 11 سپتامبر 2001 هزاران بیگناه کشته شدند.
شیخ فیصل عبدالرئوف رئيس سازمان "اقدام قرطبه" که طرح ساخت این مسجد جنجال برانگیز را در دست دارد روز جمعه 7-5-2010 در گفتگوی تلفنی با العربیه.نت گفت سازمان وی که یک ماه پس از حملات 11 سپتامبر "به منظور بهبود روابط میان آمریکایی ها و امت اسلام" تاسیس گردید، در نظر دارد این مرکز بسیار بزرگ اسلامی فرهنگی را با هزینه ای بیش از 100 میلیون دلار در شهر نیویورک بسازد.
شیخ فیصل که یک شهروند امریکایی مصری تبار می باشد و 61 سال پیش در شهر نیویورک چشم به جهان گشوده است و با زبان عربی آشنایی کامل دارد، افزود، هزینه ساخت این مرکز اسلامی را به ویژه مسلمانان آمریکا پرداخت کرده اند ونیز از کمک های مالی کشورهای عربی واسلامی نیز استفاده شده است.
وی اعتراف کرد، ساخت این مسجد که برای 2000 نمازگزار وسعت دارد آن هم در چنین منطقه ای باعث خشم برخی از خانواده های قربانیان حملات 11 سپتامبر شد ودر همین حال کنجکاوی مطبوعات را نیز بر انگیخت تا جایی که 8 روزنامه و شبکه تلویزیونی آمریکایی تنها در یک روز پس از موافقت شورای محلی با بنای مسجد با من مصاحبه کردند.
وی درباره دلیل برگزیدن نام "قرطبه" برای این مسجد گفت این انتخاب به میمنت نام مسجد تاریخی شهر قرطبه در اسپانیا انجام شده است.
وی در ادامه افزود اعضای شورای محلی این منطقه ساخت این مسجد را به عنوان "افزوده ای ارزشمند به جامعه آمریکا" توصیف کردند. این تعبیر را "رو شیوی" رئیس شورای محلی منطقه در مصاحبه با روزنامه نیویورک دیلی نیوز به کار برده است.
از سوی دیگر جیم ریچز که پسر آتش نشان خود را در حملات 11 سپتامبر از دست داده است به یکی از مطبوعات آمریکا گفت "من می دانم که همه مسلمانان مسئول آن حملات نیستند اما نمی خواهم هر بار که برای مراسم یادبود فرزندم به منطقه می آیم، مسجدی را در این آنجا مشاهده کنم."
خانم رزماری كین می گوید وجود یک مسجد در کنار محل وقوع حملات همانند "سیلی به صورت" است . وی نیز پسر آتش نشان خود را در حادثه دو برج معروف نیویورک از دست داده است.
العربیه
مادر یک قربانی : بنای این مسجد مانند "سیلی به صورت" است
برای کسی قابل تصور نبود که شوراری محلی منطقه منهتن در نیویورک با بنای یک مسجد در کنار محل وقوع حملات تروریستی 11 سپتامبر موافقت کند. روز گذشته 12 عضو این شورا با اکثریت مطلق آرا با در خواست سازمان اسلامی آمریکا جهت ساخت این مسجد در کنار منطقه "گراوند زيرو" که پیش از حملات برج تجارت بین المللی در آن سر به فلک کشیده بود موافقت کردند. در نتیجه حملات تروریستی یادشده در 11 سپتامبر 2001 هزاران بیگناه کشته شدند.
شیخ فیصل عبدالرئوف رئيس سازمان "اقدام قرطبه" که طرح ساخت این مسجد جنجال برانگیز را در دست دارد روز جمعه 7-5-2010 در گفتگوی تلفنی با العربیه.نت گفت سازمان وی که یک ماه پس از حملات 11 سپتامبر "به منظور بهبود روابط میان آمریکایی ها و امت اسلام" تاسیس گردید، در نظر دارد این مرکز بسیار بزرگ اسلامی فرهنگی را با هزینه ای بیش از 100 میلیون دلار در شهر نیویورک بسازد.
شیخ فیصل که یک شهروند امریکایی مصری تبار می باشد و 61 سال پیش در شهر نیویورک چشم به جهان گشوده است و با زبان عربی آشنایی کامل دارد، افزود، هزینه ساخت این مرکز اسلامی را به ویژه مسلمانان آمریکا پرداخت کرده اند ونیز از کمک های مالی کشورهای عربی واسلامی نیز استفاده شده است.
وی اعتراف کرد، ساخت این مسجد که برای 2000 نمازگزار وسعت دارد آن هم در چنین منطقه ای باعث خشم برخی از خانواده های قربانیان حملات 11 سپتامبر شد ودر همین حال کنجکاوی مطبوعات را نیز بر انگیخت تا جایی که 8 روزنامه و شبکه تلویزیونی آمریکایی تنها در یک روز پس از موافقت شورای محلی با بنای مسجد با من مصاحبه کردند.
وی درباره دلیل برگزیدن نام "قرطبه" برای این مسجد گفت این انتخاب به میمنت نام مسجد تاریخی شهر قرطبه در اسپانیا انجام شده است.
وی در ادامه افزود اعضای شورای محلی این منطقه ساخت این مسجد را به عنوان "افزوده ای ارزشمند به جامعه آمریکا" توصیف کردند. این تعبیر را "رو شیوی" رئیس شورای محلی منطقه در مصاحبه با روزنامه نیویورک دیلی نیوز به کار برده است.
از سوی دیگر جیم ریچز که پسر آتش نشان خود را در حملات 11 سپتامبر از دست داده است به یکی از مطبوعات آمریکا گفت "من می دانم که همه مسلمانان مسئول آن حملات نیستند اما نمی خواهم هر بار که برای مراسم یادبود فرزندم به منطقه می آیم، مسجدی را در این آنجا مشاهده کنم."
خانم رزماری كین می گوید وجود یک مسجد در کنار محل وقوع حملات همانند "سیلی به صورت" است . وی نیز پسر آتش نشان خود را در حادثه دو برج معروف نیویورک از دست داده است.
العربیه
مزدور رژیم پس از آزادی از زندان در فرانسه، به آغوش اربابانش بازگشت
سایت حکومتی ایرنا نوشت :"مجيد کاکاوند" شهروند ايراني که نوروز سال گذشته در يک سفر خانوادگي در پي نفوذ آمريکا و به دلايل واهي، توسط پليس فرانسه بازداشت شده بود بعداز ظهر روز جمعه به وقت محلي با پرواز هواپيمايي جمهوري اسلامي راهي تهران شد.
آمريکا اين شهروند ايراني را به خريد و ارسال تجهيزات داراي کاربرد دوگانه به ايران متهم کرده بود و از فرانسه خواست او را به آن کشور تحويل دهد.
دادگاه پاريس با نادرست دانستن دلايل قضايي آمريکا، درخواست استرداد کاکاوند را رد کرد و پس از بررسي کارشناسي درباره ادعاي کاربرد دوگانه تجهيزات خريداري شده ، روز پنجشنبه حکم به برائت وي داد.
اين دادگاه اعلام کرد: دليلي براي استرداد اين شهروند ايراني به آمريکا وجود ندارد.
مجيد کاکاوند بعد از صدور حکم دادگاه گفت راي اين دادگاه ثابت کرد که تمامي دلايلي که آمريکاييان عليه من ارائه داده بودند اشتباه و بي اساس بوده و آمريکايي ها درصدد فريب دادن قوه قضاييه فرانسه بوده اند.
وي با محکوم کردن فشارهاي سياسي آمريکا در اين پرونده افزود: آمريکايي ها نمي توانند قوانين خاص خود را بر ديگر کشورها تحميل کنند.
به گزارش خبرنگار ايرنا از فرودگاه اورلي پاريس تعدادي از مسئولان سفارت جمهوري اسلامي کاکاوند را بدرقه کردند
آمريکا اين شهروند ايراني را به خريد و ارسال تجهيزات داراي کاربرد دوگانه به ايران متهم کرده بود و از فرانسه خواست او را به آن کشور تحويل دهد.
دادگاه پاريس با نادرست دانستن دلايل قضايي آمريکا، درخواست استرداد کاکاوند را رد کرد و پس از بررسي کارشناسي درباره ادعاي کاربرد دوگانه تجهيزات خريداري شده ، روز پنجشنبه حکم به برائت وي داد.
اين دادگاه اعلام کرد: دليلي براي استرداد اين شهروند ايراني به آمريکا وجود ندارد.
مجيد کاکاوند بعد از صدور حکم دادگاه گفت راي اين دادگاه ثابت کرد که تمامي دلايلي که آمريکاييان عليه من ارائه داده بودند اشتباه و بي اساس بوده و آمريکايي ها درصدد فريب دادن قوه قضاييه فرانسه بوده اند.
وي با محکوم کردن فشارهاي سياسي آمريکا در اين پرونده افزود: آمريکايي ها نمي توانند قوانين خاص خود را بر ديگر کشورها تحميل کنند.
به گزارش خبرنگار ايرنا از فرودگاه اورلي پاريس تعدادي از مسئولان سفارت جمهوري اسلامي کاکاوند را بدرقه کردند
محمود پینوکیو نژاد :بالاترين حد آزادی در ايران است
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دفتر امور رسانههاي رياست جمهوري، محمود احمدي نژاد در مصاحبه با روزنامه نيويورك تايمز در پاسخ به سوالي در خصوص دلايل اصلاح ساختار آژانس بين المللي انرژي اتمي گفت: يكي از اشكالات ان پي تي كه بايد اصلاح شود اين است كه اين مركز بين المللي بعضا به جاي اينكه جلوي توليد بمب اتم را بگيرد، براي اعضاي فاقد بمب مزاحمت ايجاد ميكند.
وي با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران توليد سوخت 20 درصد را با اعلام قبلي به آژانس بين المللي انرژي هسته اي آغاز كرده است ، خاطر نشان كرد: هيچ موضوع مبهمي در فعاليت هاي هسته اي ايران وجود ندارد و دوربين هاي آژانس بين المللي اتمي در تمام مراكز هسته اي مستقر هستند . ايران در برنامه هسته اي خود مطابق قوانين عمل كرده و تخلفي هم مرتكب نشده است .
رئيس جمهور گفت: شرايط كنوني آژانس بين المللي انرژي اتمي بهگونه اي است كه ظاهرا هر كس بخواهد از حقوق قانوني استفاده كند با موانع گوناگوني مواجه است اما در صورتي كه غير قانوني عمل شود هيچ مانعي وجود ندارد .وجود اين اشكالات ضرورت ايجاد اصلاح در اين سازمان را افزايش داده است .اينكه تاكنون چندين نشست براي اصلاح "ان.پي. تي " برگزار شده، نشاندهنده نقص آن است.
احمدي نژاد در پاسخ به سوالي درباره جلوگيري از نصب دوربين هاي آژانس بين المللي اتمي در مراكز نظامي خاطر نشان كرد : نصب دوربين توسط آژانس تابع مقررات است و بايد طبق قانون نصب شود .آژانس نمي تواند در هر نقطه اي كه علاقه داشت، دوربين نصب كنند. طبق قانون اين دوربين ها بايد فقط در مراكز هسته اي نصب شود، در مراكز هسته اي هم در محل هاي خاصي بايد نصب باشد تا مزاحم كاركردهاي روزمره و عادي نشود.
وي افزود: اينكه ادعا مي شود دوربين هاي آژانس نصب نيست، پس چگونه آژانس از كوچكترين فعاليت هاي هسته اي ما مطلع است و روزانه روند توليد سوخت20 درصدي ايران را گزارش مي كند.
رئيس جمهور تصريح كرد: آژانس حق دخالت در صنايع موشكي و فعاليت هاي هوا فضاي هيچ كشوري را ندارد. در "ان پي تي " هم هيچ حقي در اين باره بر عهده آژانس گذاشته نشده است، اينها همه اشكالات ان پي تي است كه بايد رفع شود.
احمدي نژاد در پاسخ به سوال خبرنگار نيويورك تايمز مبني بر اينكه خيليها ان پي تي را موفق مي دانند و از عملكرد آن راضي هستند گفت: اينكه مي گوييد خيلي ها از عملكرد ان پي تي راضي هستند، تعجب آور است البته چند كشوري كه سلاح هسته اي دارند، راضي هستند، اما 118 كشور عدم تعهد رسما ديروز در جريان كنفرانس بيانيه دادند و در سخنراني هاي خود اشكالات ان پي تي و عملكرد آژانس را مطرح كردند، آيا اين مي تواند به معناي رضايت باشد؟ حتي خيلي از كساني كه عضو گروه «نم» هم نيستند در اطلاعيه و سخنراني هاي خود درباره عملكرد ان پي تي موضع گيري كردند، واقعيت اين است كه اكثريت كشورها از ان پي تي و عملكرد آن اراضي نيستند به همين خاطر است كه كنفرانس بازنگري برگزار شده است . پيشنهاداتي فراواني هم كه براي اصلاح آن رسيده، بهترين سند براي ناموفق بودن ان پي تي و ضرورت ايجاد اصلاح در آن است.
وي تصريح كرد: نبايد بعضيها در برابر اصلاح ان پي تي مقاومت كنند بلكه همه بايد كمك كنند تا اشكالات آن رفع شود و اين به نفع بشريت است.
رئيس جمهور در پاسخ به سوالي در خصوص علت استفاده ايران ازتجهيزات پيشرفته درتاسيسات هسته اي گفت : استفاده از دستگاه هاي پيشرفته تر سرعت و كيفيت فعاليت ها را افزايش مي دهد به همين خاطر بدنبال استفاده از سانتريفيوژهاي جديد در مراكز هسته اي خود هستيم.
احمدي نژاد در پاسخ به اينكه آيا سانتريفيوژهاي قديميتان مشكل داشتند، اظهار داشت: اينكه امروز مردم خودرو مدل 2010 سوار مي شوند دليل بر اشكال خودروهاي 2005 نيست . البته ماشين هاي جديد توانايي و قابليت هاي بيشتري دارند كه استفاده از آن را ضروري مي سازد. درباره سانتريفيوژها هم همين موضوع صدق مي كند.
وي در پاسخ به اينكه چرا ايران به جاي اينكه اين همه وقت بر سر مسايل هسته اي بگذارد روي نفت و گاز و صادرات آن سرمايه گذاري نمي كند، گفت: آمريكا هم نفت دارد پس چرا از انرژي هسته اي استفاده مي كند ؟ آمريكا ذخاير عظيمي در آلاسكا دارد كه از آنها بهره برداري نميكند، هر كشوري حق دارد كه از انرژيهاي گوناگون استفاده كند، ماده 4 ان پي تي هم صراحت دارد كه همه كشورها ميتوانند از انرژي هستهاي استفاده كنند. اين حق همه كشورها است، كسي نمي تواند درباره اين حق از كسي سوال كند.
رئيس جمهور گفت: انرژي هسته اي كاربردهايي دارد كه سوخت فسيلي فاقد آن است و توليد راديو داروها، ضد عفوني محصولات كشاورزي و اصلاح بذر و توليد اشعهها براي شناخت بيماريها از جمله كاربردهاي انرژي هستهاي است كه سوخت فسيلي در اين زمينه هيچ كارآيي ندارد؛ ضمن اينكه انرژي هستهاي هزينه اش كمتر از انرژي فسيلي است.
احمدي نژاد درباره ارزيابي خود از اقدام آمريكا در كاهش بمب هاي اتمي اش از 30 هزار به 5100 بمب، خاطر نشان كرد: اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد گام مثبتي به شمار ميرود اما نكته اينجا است كه هيچ سازمان مستقلي در اينباره نظارت نكرده و گزارشي ارايه نشده است؛ چراكه هيچ نظارتي بر فعاليتهاي هستهاي آمريكا وجود ندارد، خودشان اعلام كردهاند كه بمبهاي خود را به حدود 5 هزار عدد كاهش دادهاند، چه كسي ميتواند اين مساله را ثابت كند؟ در حالي كه 40 – 50 سال است كه بحث خلع سلاح مطرح است به يكباره ديروز اين بحث مطرح شده است ضمن اينكه وجود حتي يك بمب اتم هم خطرناك است و اميدواريم به روزي برسيم كه حتي يك بمب اتم هم در دنيا وجود نداشته باشد.
وي تصريح كرد: اميدواريم روزي آژانس بين المللي انرژي هسته اي بر فعاليتهاي هستهاي آمريكا هم نظارت كند و گزارشات مستندي در اين باره ارايه دهد.
احمدي نژاد اظهار داشت: در اختيار داشتن بمب اتم بيش از همه به ضرر مردم آمريكا است؛ چراكه در هر كشوري كه بمب اتم انبار شده باشد، اگر اتفاقي در نگهداري آن بيفتد مردم آنجا آسيب خواهند ديد.
وي در پاسخ به اين سوال نيويورك تايمز مبني بر مفقود شدن يك تاجر آمريكايي در جزيره كيش اظهار داشت: البته مطابق نامه رسمي دولت آمريكا وي مامور FBA بوده است و خانواده اش هم همين مساله را تاييد كردند، مطابق اطلاعات ما اين شخص از كيش خارج شده است و براي روشن شدن هر چه بيشتر اين مساله هم خواستار تشكيل كميته مشترك اطلاعاتي شديم تا نسبت به پيدا كردن وي در ساير كشورها اقدام شود.
رئيس جمهور همچنين در پاسخ به سوالي درباره سرنوشت سه آمريكايي كه به صورت غير قانوني وارد مرزهاي كشورمان شده بودند گفت: پرونده اين افراد در اختيار دستگاه قضايي است و دستگاه قضايي در ايران مستقل عمل مي كند؛ ضمن اينكه امروز دستگاه قضايي و مردم ما نگران سرنوشت هفت شهروند ايراني هستند كه در زندان هاي آمريكا به سر ميبرند، اين افراد ايرانياني هستند كه نه در مرزهاي كشور آمريكا بلكه در كشور ثالثي توسط آمريكا دستگير شده اند، اميدواريم همه زندانيان آزاد شوند و از اينكه كسي زنداني باشد ،خوشحال نيستيم.
احمدي نژاد در پاسخ به سوالي درباره اوضاع داخلي ايران اظهار داشت: بالاترين حد آزادي در ايران است و امروز مردم ايران بسيار بسيار قوي تر از ده سال پيش روي آرمانهاي جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايستادهاند و اينكه 85 درصد در انتخابات شركت كردند و بالاترين ركورد مشاركت در تاريخ دمكراسي را به نمايش گذاشتند، نشاندهنده اين است كه مردم طرفدار انقلاب هستند، نسل امروز هم انقلابي تر از نسل گذشته در صحنه حضور دارند.
وي خاطر نشان كرد: فكر ميكنم بيش از اينكه به فكر ساير كشورها باشيد، بايد نگران آينده آمريكا و مردم اين كشور باشيد
وي با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران توليد سوخت 20 درصد را با اعلام قبلي به آژانس بين المللي انرژي هسته اي آغاز كرده است ، خاطر نشان كرد: هيچ موضوع مبهمي در فعاليت هاي هسته اي ايران وجود ندارد و دوربين هاي آژانس بين المللي اتمي در تمام مراكز هسته اي مستقر هستند . ايران در برنامه هسته اي خود مطابق قوانين عمل كرده و تخلفي هم مرتكب نشده است .
رئيس جمهور گفت: شرايط كنوني آژانس بين المللي انرژي اتمي بهگونه اي است كه ظاهرا هر كس بخواهد از حقوق قانوني استفاده كند با موانع گوناگوني مواجه است اما در صورتي كه غير قانوني عمل شود هيچ مانعي وجود ندارد .وجود اين اشكالات ضرورت ايجاد اصلاح در اين سازمان را افزايش داده است .اينكه تاكنون چندين نشست براي اصلاح "ان.پي. تي " برگزار شده، نشاندهنده نقص آن است.
احمدي نژاد در پاسخ به سوالي درباره جلوگيري از نصب دوربين هاي آژانس بين المللي اتمي در مراكز نظامي خاطر نشان كرد : نصب دوربين توسط آژانس تابع مقررات است و بايد طبق قانون نصب شود .آژانس نمي تواند در هر نقطه اي كه علاقه داشت، دوربين نصب كنند. طبق قانون اين دوربين ها بايد فقط در مراكز هسته اي نصب شود، در مراكز هسته اي هم در محل هاي خاصي بايد نصب باشد تا مزاحم كاركردهاي روزمره و عادي نشود.
وي افزود: اينكه ادعا مي شود دوربين هاي آژانس نصب نيست، پس چگونه آژانس از كوچكترين فعاليت هاي هسته اي ما مطلع است و روزانه روند توليد سوخت20 درصدي ايران را گزارش مي كند.
رئيس جمهور تصريح كرد: آژانس حق دخالت در صنايع موشكي و فعاليت هاي هوا فضاي هيچ كشوري را ندارد. در "ان پي تي " هم هيچ حقي در اين باره بر عهده آژانس گذاشته نشده است، اينها همه اشكالات ان پي تي است كه بايد رفع شود.
احمدي نژاد در پاسخ به سوال خبرنگار نيويورك تايمز مبني بر اينكه خيليها ان پي تي را موفق مي دانند و از عملكرد آن راضي هستند گفت: اينكه مي گوييد خيلي ها از عملكرد ان پي تي راضي هستند، تعجب آور است البته چند كشوري كه سلاح هسته اي دارند، راضي هستند، اما 118 كشور عدم تعهد رسما ديروز در جريان كنفرانس بيانيه دادند و در سخنراني هاي خود اشكالات ان پي تي و عملكرد آژانس را مطرح كردند، آيا اين مي تواند به معناي رضايت باشد؟ حتي خيلي از كساني كه عضو گروه «نم» هم نيستند در اطلاعيه و سخنراني هاي خود درباره عملكرد ان پي تي موضع گيري كردند، واقعيت اين است كه اكثريت كشورها از ان پي تي و عملكرد آن اراضي نيستند به همين خاطر است كه كنفرانس بازنگري برگزار شده است . پيشنهاداتي فراواني هم كه براي اصلاح آن رسيده، بهترين سند براي ناموفق بودن ان پي تي و ضرورت ايجاد اصلاح در آن است.
وي تصريح كرد: نبايد بعضيها در برابر اصلاح ان پي تي مقاومت كنند بلكه همه بايد كمك كنند تا اشكالات آن رفع شود و اين به نفع بشريت است.
رئيس جمهور در پاسخ به سوالي در خصوص علت استفاده ايران ازتجهيزات پيشرفته درتاسيسات هسته اي گفت : استفاده از دستگاه هاي پيشرفته تر سرعت و كيفيت فعاليت ها را افزايش مي دهد به همين خاطر بدنبال استفاده از سانتريفيوژهاي جديد در مراكز هسته اي خود هستيم.
احمدي نژاد در پاسخ به اينكه آيا سانتريفيوژهاي قديميتان مشكل داشتند، اظهار داشت: اينكه امروز مردم خودرو مدل 2010 سوار مي شوند دليل بر اشكال خودروهاي 2005 نيست . البته ماشين هاي جديد توانايي و قابليت هاي بيشتري دارند كه استفاده از آن را ضروري مي سازد. درباره سانتريفيوژها هم همين موضوع صدق مي كند.
وي در پاسخ به اينكه چرا ايران به جاي اينكه اين همه وقت بر سر مسايل هسته اي بگذارد روي نفت و گاز و صادرات آن سرمايه گذاري نمي كند، گفت: آمريكا هم نفت دارد پس چرا از انرژي هسته اي استفاده مي كند ؟ آمريكا ذخاير عظيمي در آلاسكا دارد كه از آنها بهره برداري نميكند، هر كشوري حق دارد كه از انرژيهاي گوناگون استفاده كند، ماده 4 ان پي تي هم صراحت دارد كه همه كشورها ميتوانند از انرژي هستهاي استفاده كنند. اين حق همه كشورها است، كسي نمي تواند درباره اين حق از كسي سوال كند.
رئيس جمهور گفت: انرژي هسته اي كاربردهايي دارد كه سوخت فسيلي فاقد آن است و توليد راديو داروها، ضد عفوني محصولات كشاورزي و اصلاح بذر و توليد اشعهها براي شناخت بيماريها از جمله كاربردهاي انرژي هستهاي است كه سوخت فسيلي در اين زمينه هيچ كارآيي ندارد؛ ضمن اينكه انرژي هستهاي هزينه اش كمتر از انرژي فسيلي است.
احمدي نژاد درباره ارزيابي خود از اقدام آمريكا در كاهش بمب هاي اتمي اش از 30 هزار به 5100 بمب، خاطر نشان كرد: اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد گام مثبتي به شمار ميرود اما نكته اينجا است كه هيچ سازمان مستقلي در اينباره نظارت نكرده و گزارشي ارايه نشده است؛ چراكه هيچ نظارتي بر فعاليتهاي هستهاي آمريكا وجود ندارد، خودشان اعلام كردهاند كه بمبهاي خود را به حدود 5 هزار عدد كاهش دادهاند، چه كسي ميتواند اين مساله را ثابت كند؟ در حالي كه 40 – 50 سال است كه بحث خلع سلاح مطرح است به يكباره ديروز اين بحث مطرح شده است ضمن اينكه وجود حتي يك بمب اتم هم خطرناك است و اميدواريم به روزي برسيم كه حتي يك بمب اتم هم در دنيا وجود نداشته باشد.
وي تصريح كرد: اميدواريم روزي آژانس بين المللي انرژي هسته اي بر فعاليتهاي هستهاي آمريكا هم نظارت كند و گزارشات مستندي در اين باره ارايه دهد.
احمدي نژاد اظهار داشت: در اختيار داشتن بمب اتم بيش از همه به ضرر مردم آمريكا است؛ چراكه در هر كشوري كه بمب اتم انبار شده باشد، اگر اتفاقي در نگهداري آن بيفتد مردم آنجا آسيب خواهند ديد.
وي در پاسخ به اين سوال نيويورك تايمز مبني بر مفقود شدن يك تاجر آمريكايي در جزيره كيش اظهار داشت: البته مطابق نامه رسمي دولت آمريكا وي مامور FBA بوده است و خانواده اش هم همين مساله را تاييد كردند، مطابق اطلاعات ما اين شخص از كيش خارج شده است و براي روشن شدن هر چه بيشتر اين مساله هم خواستار تشكيل كميته مشترك اطلاعاتي شديم تا نسبت به پيدا كردن وي در ساير كشورها اقدام شود.
رئيس جمهور همچنين در پاسخ به سوالي درباره سرنوشت سه آمريكايي كه به صورت غير قانوني وارد مرزهاي كشورمان شده بودند گفت: پرونده اين افراد در اختيار دستگاه قضايي است و دستگاه قضايي در ايران مستقل عمل مي كند؛ ضمن اينكه امروز دستگاه قضايي و مردم ما نگران سرنوشت هفت شهروند ايراني هستند كه در زندان هاي آمريكا به سر ميبرند، اين افراد ايرانياني هستند كه نه در مرزهاي كشور آمريكا بلكه در كشور ثالثي توسط آمريكا دستگير شده اند، اميدواريم همه زندانيان آزاد شوند و از اينكه كسي زنداني باشد ،خوشحال نيستيم.
احمدي نژاد در پاسخ به سوالي درباره اوضاع داخلي ايران اظهار داشت: بالاترين حد آزادي در ايران است و امروز مردم ايران بسيار بسيار قوي تر از ده سال پيش روي آرمانهاي جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايستادهاند و اينكه 85 درصد در انتخابات شركت كردند و بالاترين ركورد مشاركت در تاريخ دمكراسي را به نمايش گذاشتند، نشاندهنده اين است كه مردم طرفدار انقلاب هستند، نسل امروز هم انقلابي تر از نسل گذشته در صحنه حضور دارند.
وي خاطر نشان كرد: فكر ميكنم بيش از اينكه به فكر ساير كشورها باشيد، بايد نگران آينده آمريكا و مردم اين كشور باشيد
قاتل شاهپور بختیار در انتظار آزادی است
لوفیگارو: بختیار آخرین نخست وزیر محمد رضا پهلوی شاه ایران، از وزارت کشور فرانسه درخواست کرد با امضای حکم رفع توقیف وی از وزارت دادگستری این کشور بخواهد در جهت آزادی وی اقدام کند و اورا به ایران باز گرداند.
این روزنامه فرانسوی در ادامه نوشت این قاتل شاهپور بختیار نخست وزیر شاه ایران تقاضای فوری آزادی خود ارائه کرده است پیش از این در دهم فوریه گذشته دادگاه ضد تروریسم پاریس حکم آزادی مشروط وکیلی را صادر کرده بود، اما اجرای آن را به هجدهم ماه مه موکول کرد.
با توجه به این که وکیلی راد مجوز اقامت در فرانسه را ندارد وی نمی تواند در این تاریخ به عنوان یک مجرم چنین اقامتی را داشته باشد. ودر نتیجه وزیر کشور فرانسه قادر به صدور حکم خروج وی از کشور را نخواهد بود.
لوفیگارو نوشت وکیل این شهروند ایرانی به سلب آزادی موکل اش در شرایط فعلی اعتراض دارد.
منبع خبر: العربیه
این روزنامه فرانسوی در ادامه نوشت این قاتل شاهپور بختیار نخست وزیر شاه ایران تقاضای فوری آزادی خود ارائه کرده است پیش از این در دهم فوریه گذشته دادگاه ضد تروریسم پاریس حکم آزادی مشروط وکیلی را صادر کرده بود، اما اجرای آن را به هجدهم ماه مه موکول کرد.
با توجه به این که وکیلی راد مجوز اقامت در فرانسه را ندارد وی نمی تواند در این تاریخ به عنوان یک مجرم چنین اقامتی را داشته باشد. ودر نتیجه وزیر کشور فرانسه قادر به صدور حکم خروج وی از کشور را نخواهد بود.
لوفیگارو نوشت وکیل این شهروند ایرانی به سلب آزادی موکل اش در شرایط فعلی اعتراض دارد.
منبع خبر: العربیه
سرقت کابلها هم سریالی شد/ تلفن 5 هزار مشترک دیگر قطع شد
پس از اعلام سرقت کابل از مرکز منطقه هفت مخابرات تهران و قطعی ارتباط چهار هزار مشترک، مسئولان منطقه 8 مخابراتی نیز از سرقت کابلهای این مرکز و قطعی پنج هزار شماره تلفن ثابت خبر دادند که به نظر می رسد سرقت کابلها هم مثل مجسمه ها سریالی شده است.
به گزارش مهر، پس از آنکه مسئولان شرکت مخابرات استان تهران از سرقت بخشی از کابلهای زیربار رفته مخابرات مرکز ولیعصر تهران که منجر به قطعی ارتباط حدود چهار هزار مشترک این مرکز با پیش شماره هفت شد خبر دادند این بار خبرنگار مهر کسب اطلاع کرد که تلفنهای ثابت مرکز مخابرات نصرالهی نیز به دلیل سرقت کابل دچار اختلال شده است.
محمد خجسته نیا مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات استان تهران با تایید این خبر گفت: به دنبال سرقت کابل مرکزی در مرکز مخابرات نصرالهی تهران در حوالی محدوده کوی نصر و شهرک آزمایش با پیش شماره هشت، حدود پنج هزار شماره قطع شده است.
وی با تاکید براینکه پیمانکاران نگهداری شبکه در حال رفع مشکل به وجود آمده هستند گفت: اتصال قطعی کابلهای مخابراتی حدود 48 تا 72 ساعت به طول می انجامد و ما امیدواریم تا فردا شنبه تلفنهای این مرکز بازسازی شود.
جهانبخش مدیر مرکز مخابراتی نصراللهی تهران نیز با بیان اینکه این سرقت نیز در چهارشنبه شب رخ داده است گفت: سرقت کابلهای مخابراتی از کابل مرکزی بوده که یکی از کابلها تاکنون بازسازی شده و تلاش برای بازسازی کابل دیگر و اتصال ارتباط مشترکان تلفن ثابت این مرکز ادامه داد.
محمد چوپانی یکی از کارشناسان مخابرات نیز در این باره گفت: کابلهای مرکزی مخابرات در لوله هایی به قطر 10 سانتیمتر در حوضچه 250 متری بارگذاری می شود و حدود چهار تن وزن دارند که از جا درآوردن آن به بیش از دو ساعت زمان نیاز دارد.
منبع:عصر ایران
به گزارش مهر، پس از آنکه مسئولان شرکت مخابرات استان تهران از سرقت بخشی از کابلهای زیربار رفته مخابرات مرکز ولیعصر تهران که منجر به قطعی ارتباط حدود چهار هزار مشترک این مرکز با پیش شماره هفت شد خبر دادند این بار خبرنگار مهر کسب اطلاع کرد که تلفنهای ثابت مرکز مخابرات نصرالهی نیز به دلیل سرقت کابل دچار اختلال شده است.
محمد خجسته نیا مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات استان تهران با تایید این خبر گفت: به دنبال سرقت کابل مرکزی در مرکز مخابرات نصرالهی تهران در حوالی محدوده کوی نصر و شهرک آزمایش با پیش شماره هشت، حدود پنج هزار شماره قطع شده است.
وی با تاکید براینکه پیمانکاران نگهداری شبکه در حال رفع مشکل به وجود آمده هستند گفت: اتصال قطعی کابلهای مخابراتی حدود 48 تا 72 ساعت به طول می انجامد و ما امیدواریم تا فردا شنبه تلفنهای این مرکز بازسازی شود.
جهانبخش مدیر مرکز مخابراتی نصراللهی تهران نیز با بیان اینکه این سرقت نیز در چهارشنبه شب رخ داده است گفت: سرقت کابلهای مخابراتی از کابل مرکزی بوده که یکی از کابلها تاکنون بازسازی شده و تلاش برای بازسازی کابل دیگر و اتصال ارتباط مشترکان تلفن ثابت این مرکز ادامه داد.
محمد چوپانی یکی از کارشناسان مخابرات نیز در این باره گفت: کابلهای مرکزی مخابرات در لوله هایی به قطر 10 سانتیمتر در حوضچه 250 متری بارگذاری می شود و حدود چهار تن وزن دارند که از جا درآوردن آن به بیش از دو ساعت زمان نیاز دارد.
منبع:عصر ایران
نتیجه انتخابات پارلمانی بریتانیا دولت آینده را مشخص نکرده است
با اعلام نتیجه شمارش آرا در اکثر حوزه های انتخاباتی بریتانیا هیچ حزبی به تنهایی قادر به تشکیل دولت آینده نخواهد بود.
شمارش آرا در حوزه های انتخابیه بریتانیا در ساعات بامداد روز جمعه، 17 اردیبهشت (7 مه)، همچنان ادامه دارد در حالیکه نتایج به دست آمده نشان می دهد که حزب محافظه کار، حزب اصلی مخالف در پارلمان قبلی، بیشترین تعداد آرا و شمار کرسی های اعلام شده را کسب کرده اما به اکثریت لازم کرسی ها برای تشکیل دولت دست نیافته است.اگرچه هنوز نتیجه انتخابات در تعدادی از حوزه ها اعلام نشده اما نتایجی که تاکنون به دست آمده مشخص می کند که هیچ حزبی اکثریت کرسی های مجلس عوام را کسب نکرده و در نتیجه، تشکیل دولت آینده مستلزم همکاری و یا ائتلاف احزاب خواهد بود.
مجلس عوام پارلمان بریتانیا ششصد و پنجاه نماینده دارد و اگر حزبی بتواند دست کم سیصد و بیست و شش کرسی را کسب کند، می تواند با اتکای به اکثریت مطلق کرسی ها، دولت آینده را تشکیل دهد.
نتایج اعلام شده تا ساعاتی پیش نشان می دهد که حزب محافظه کار دویست و نود و پنج کرسی، حزب کارگر دویست و پنجاه و دو کرسی و حزب لیبرال دموکرات پنجاه و سه کرسی و سایر احزاب کوچکتر بیست و هفت کرسی را در اختیار گرفته اند.
براساس این نتایج اولیه، در مقایسه با پارلمان قبلی، حزب محافظه کار توانسته است نود و سه کرسی بیشتر به دست آورد در حالیکه حزب حاکم کارگر هشتاد و هفت کرسی و حزب لیبرال دموکرات پنج کرسی را از دست داده اند و تعداد کرسی های سایر احزاب تغییری نیافته است.
از مجموع آرای ریخته شده به صندوق ها در حوزه هایی که آرای آنها شمارش شده، محافظه کاران 36.1 درصد، حزب کارگر 29.3 درصد و حزب لیبرال دموکرات 22.9 درصد کل آرا را کسب کرده اند و سایر احزاب و گروه ها 11.8 درصد آرا را به خود اختصاص داده اند.
در این انتخابات برای نخستین بار در بریتانیا، حزب سبزها - طرفداران محیط زیست - موفق شدند یکی از کرسی های مجلس عوام را در اختیار بگیرند.

نتیجه آرای شمارش شده تاکنون نشانه ای از کسب اکثریت توسط هیچ حزب واحدی ندارد
هنوز شمارش آرا در بعضی از حوزه های انتخابیه خاتمه نیافته و در نتیجه، امکان تغییر در نتایج اعلام شده وجود دارد اما در مجموع، این نتیجه قطعی به نظر می رسد که هیچیک از احزاب به اکثریت کرسی ها دست نخواهد یافت.
در مقایسه با چند دوره گذشته، میزان مشارکت رای دهندگان در این انتخابات خوب بوده و به طور متوسط به حدود شصت و پنج درصد رسیده هر چند در برخی از حوزه های انتخابیه به حدود هشتاد و چهار درصد نیز رسید.
میزان مشارکت رای دهندگان در دست کم دو مرکز رای گیری از امکانات پیش بینی شده مسئولان محلی فراتر رفت به نحوی که دهها نفر نتوانستند تا قبل از خاتمه زمان رای گیری آرای خود را به صندوق بیاندازند.
پیش از آغاز رای گیری در روز پنجشنبه نیز نظر سنجی های انجام شده حکایت از آن داشت که احتمالا هیچیک از احزاب به اکثریت کرسی های مجلس عوام دست نخواهد یافت و قادر به تشکیل دولت "اکثریت" نخواهد بود و با اعلام نتیجه شمارش آرا این نتیجه گیری تغییری نیافته است.
'پارلمان معلق'
در اصطلاح سیاسی بریتانیا، از وضعیتی که در آن هیچیک از احزاب نتواند اکثریت کرسی های مجلس عوام را در اختیار گیرد با عنوان "پارلمان معلق" نام برده می شود.
برای مدتی طولانی از زمان آغاز دولت های حزبی در بریتانیا در قرن هجدهم، صحنه سیاسی در انحصار دو حزب قرار داشت و در نتیجه، همواره یکی از این دو حزب می توانست اکثریت کرسی های مجلس عوام را به دست آورد و کابینه را تشکیل دهد.

در صورت بروز "پارلمان معلق" سرنوشت دولت آینده به مذاکرات رهبران احزاب بستگی می یابد
با اینهمه، در تاریخ بریتانیا، بروز "پارلمان معلق" نادر بوده است و در اکثر انتخابات، یکی از دو حزب اصلی توانسته است با کسب اکثریت کرسی های مجلس عوام، دولت اکثریت را بدون نیاز به حمایت سایر احزاب تشکیل دهد و در نتیجه، تشکیل دولت اقلیت، با اتکا به حمایت سایر احزاب، و دولت ائتلافی، با حضور بیش از یک حزب، وضعیتی غیرعادی بوده است.
با عدم موفقیت احزاب در کسب اکثریت کرسی های مجلس عوام در انتخابات کنونی، این کشور با وضعیت پارلمان معلق مواجه می شود و تشکیل دولت به سرعت و سادگی میسر نخواهد بود بلکه مستلزم مذاکره و مصالحه بین احزاب مختلف خواهد بود.
براساس سنت های سیاسی بریتانیا، در چنین شرایطی، نخست وزیر و رهبر حزب حاکم، ولو اینکه شمار کرسی های حزب او کمتر از سایر احزاب باشد، خواهد کوشید با ائتلاف یا کسب وعده حمایت احزاب و نمایندگان دیگر از برنامه های خود، دولت ائتلافی یا دولت اقلیت را تشکیل دهد.
در صورتیکه وی در این زمینه موفق نباشد، دولت استعفا می دهد و ملکه ماموریت تشکیل دولت را به رهبر حزب دارای بیشترین شمار کرسی ها محول خواهد کرد تا او نیز برای تشکیل دولت اقلیت یا دولت ائتلافی تلاش کند و البته اگر او هم در این زمینه موفق نشود، تنها راه برون رفت از چنین بن بستی، انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات جدید خواهد بود.
گوردون براون، نخست وزیر و رهبر حزب کارگر، از پذیرش شکست در انتخابات خودداری کرده و گفته است که مهمترین موضوع در حال حاضر، وجود دولتی مقتدر برای حفاظت از منافع ملی است که احتمالا به معنی تمایل او به تشکیل دولت ائتلافی است.
در همانحال، دیوید کامرون، رهبر حزب محافظه کار که بیشترین کرسی ها را کسب کرده، گفته است که کاهش کرسی های حزب کارگر به معنی آن است که رای دهندگان اعتماد خود را به دولت کارگری و نخست وزیر از دست داده اند و خواستار کناره گیری آقای براون شده است.
با مطرح شدن امکان تشکیل دولت ائتلافی، نظر و موضعگیری احزاب کوچکتر، از جمله حزب لیبرال دموکرات، اهمیت خاصی می یابد هر چند معمولا در بریتانیا، دولت های اقلیت یا ائتلافی دوام چندانی نداشته اند و نخست وزیر چنین دولتی به محض اینکه احساس کرده از حمایت رای دهندگان برخوردار است، پارلمان را منحل و انتخابات جدید را برگزار کرده است.
تا پیش از این، آخرین مورد پارلمان معلق در بریتانیا در سال 1974 روی داد که حزب مخالف کارگر توانست در مقایسه با حزب حاکم محافظه کار کرسی های بیشتری کسب کند بی آنکه هیچ حزبی به اکثریت لازم دست یافته باشد.
پس از آنکه ادوارد هیث، نخست وزیر محافظه کار، نتوانست حمایت احزاب دیگر را برای تشکیل دولت ائتلافی کسب کند، هارولد ویلسون، رهبر حزب کارگر، دولت اقلیت را تشکیل داد که تا تنها چند ماه و تا زمان برگزاری انتخابات جدید و کسب اکثریت لازم توسط حزب کارگر، دوام داشت.
دلیل کوتاهی عمر دولت های اقلیت و یا ائتلافی این است که حزبی که رهبری چنین دولتی را در دست دارد نمی توانند برنامه های مورد نظر خود را به طور کامل اجرا کند بلکه ناگزیر می شود برخی از این برنامه ها را به خاطر حفظ حمایت احزاب حامی خود، کنار بگذارد.
هر فردی که سمت نخست وزیری را بر عهده بگیرد باید تا حدود سه هفته دیگر و افتتاح دوره جدید پارلمان دولت ائتلافی و یا اقلیت را تشکیل داده باشد
بازداشت 80 دختر و پسر در پارتي شبانه
به گزارش رهوا :دادستان تهران از بازداشت 80 دختر و پسر در پارتي شبانه در ويلايي در حومه تهران خبر داد و گفت: افرادي كه اقدام به فروش بليت براي شركت در اين مراسم ميكردند، نيز بازداشت شدند.
دكتر عباس جعفري دولتآبادي در گفتوگو با ايسنا، با اعلام اين خبر، اظهار كرد: شب گذشته پليس امنيت اخلاقي ناجا با كسب اطلاعات مردمي متوجه شد، گروهي به صورت مخفيانه و حرفهاي بليتهايي را با قيمت 30 تا 35 هزار تومان براي شركت در مراسم موسيقي زنده به فروش ميرسانند؛ پليس با حكم قضايي وارد محل برگزاري اين كنسرت غيرقانوني ميشود و در پي آن 80 دختر و پسر با لباس نامناسب و در حالت غيرعادي را بازداشت ميكنند.
دادستان تهران افزود: پرونده اين 80 دختر و پسر به اتهام شركت در مجالس لهو و لعب و پنج نفر از فروشندگان بليت اين موسيقي زنده، به دادسراي ارشاد تهران ارجاع شده است.
وي با بيان اينكه اين پنج نفر برگزار كننده موسيقي زنده براي هر اجرا، شبي 50 ميليون ريال دريافت ميكردند، گفت: افرادي كه براي اولين بار در زمينه تشكيل مجالس مبتذل و ضداخلاقي بليت ميفروختند جوانان را در محلي جمع و سپس با هماهنگي آنها را به محل برگزاري اين پارتي شبانه منتقل ميكردند.
دادستان تهران به افرادي كه املاك خود را براي مجلس لهو و لعب اجاره يا در اختيار اينگونه افراد قرار ميدهند، هشدار داد: اگر افراد عامدانه دست به اين اقدام بزنند نسبت به ضبط املاك آنها به نفع دولت اقدام خواهد شد.
وي گفت: اكثر افراد بازداشت شده در اين پارتي شبانه در حالت غيرعادي بودند و مقاديري مشروبات دستساز و خارجي از اين محل كشف شده است.
وي به خانوادهها توصيه كرد كه براي شركت در مراسمها صرفا بليت را از مراكز مجاز و مورد تاييد مراجع دولتي تهيه كنند تا فرزندانشان با مشكلات مشابه مواجه نشوند
دكتر عباس جعفري دولتآبادي در گفتوگو با ايسنا، با اعلام اين خبر، اظهار كرد: شب گذشته پليس امنيت اخلاقي ناجا با كسب اطلاعات مردمي متوجه شد، گروهي به صورت مخفيانه و حرفهاي بليتهايي را با قيمت 30 تا 35 هزار تومان براي شركت در مراسم موسيقي زنده به فروش ميرسانند؛ پليس با حكم قضايي وارد محل برگزاري اين كنسرت غيرقانوني ميشود و در پي آن 80 دختر و پسر با لباس نامناسب و در حالت غيرعادي را بازداشت ميكنند.
دادستان تهران افزود: پرونده اين 80 دختر و پسر به اتهام شركت در مجالس لهو و لعب و پنج نفر از فروشندگان بليت اين موسيقي زنده، به دادسراي ارشاد تهران ارجاع شده است.
وي با بيان اينكه اين پنج نفر برگزار كننده موسيقي زنده براي هر اجرا، شبي 50 ميليون ريال دريافت ميكردند، گفت: افرادي كه براي اولين بار در زمينه تشكيل مجالس مبتذل و ضداخلاقي بليت ميفروختند جوانان را در محلي جمع و سپس با هماهنگي آنها را به محل برگزاري اين پارتي شبانه منتقل ميكردند.
دادستان تهران به افرادي كه املاك خود را براي مجلس لهو و لعب اجاره يا در اختيار اينگونه افراد قرار ميدهند، هشدار داد: اگر افراد عامدانه دست به اين اقدام بزنند نسبت به ضبط املاك آنها به نفع دولت اقدام خواهد شد.
وي گفت: اكثر افراد بازداشت شده در اين پارتي شبانه در حالت غيرعادي بودند و مقاديري مشروبات دستساز و خارجي از اين محل كشف شده است.
وي به خانوادهها توصيه كرد كه براي شركت در مراسمها صرفا بليت را از مراكز مجاز و مورد تاييد مراجع دولتي تهيه كنند تا فرزندانشان با مشكلات مشابه مواجه نشوند
گزارش ديدارهاي متكي درنيويورك
منوچهر متكي، رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان، در حاشيه سفر به نيويورك نمايندگان 15 عضو دائم و غيردائم شوراي امنيت را به ضيافت شام دعوت و در برنامهاي جداگانه با دبيركل سازمان ملل ديدار كرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منوچهر متكي همچنين در ديدارهاي جداگانه با دبيركل سازمان ملل، وزراي خارجه الجزاير، اسپانيا، سوييس، سوئد، استراليا، برزيل و نمايندگان دائم كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در مقر سازمان ملل در نيويورك ديدار و گفتوگو كرد.
خبرگزاري رويتر گزارش داد كه وزير امور خارجه ايران روز پنجشنبه با برخي كشورهاي سازمان ملل و ديگر اعضاي شوراي امنيت ديدار كرد.
رويتر گزارش داد كه نمايندگان آمريكا، انگليس، فرانسه و روسيه در سازمان ملل در ضيافت شامي كه به ميزباني منوچهر متكي وزير امور خارجه ايران و توسط نمايندگي ايران در سازمان ملل تشكيل شد شركت نكردهاند، اما ديپلماتهاي خود را به اين جلسه فرستادهاند.
اكثر ديگر كشورهاي عضو شوراي امنيت سفراي خود را در سازمان ملل به اين ضيافت كه در سفارت ايران در منهتن برگزار شد فرستادند. ليبائودانگ سفير چين در سازمان ملل نيز در اين نشست حضور داشت.
يوكييو تاكاسو سفير ژاپن در سازمان ملل در اين باره گفت: ما براي مذاكره به اينجا نيامدهايم، ما به اينجا آمدهايم كه ايدههاي كلي خود را به طور مستقيم با يكديگر در ميان بگذاريم. هيچ گفتوگويي درباره تحريمها انجام نشد. آنچه مهم است اين است كه اكثر اعضاي شوراي امنيت در اينجا هستند.
تاكاسو افزود كه متكي در اين جلسه موضع ايران مبني بر اينكه "حق استفاده صلحآميز از انرژي هستهيي را دارد" را تكرار كرد.
الخاندرو وولف معاون نماينده آمريكا در سازمان ملل به نمايندگي از واشنگتن در اين نشست حضور داشت.
وولف از هرگونه اظهار نظري خودداري كرد و تنها گفت: "شام بسيار خوبي بود."
ساير نمايندگان بدون گفتوگو با خبرنگان جلسه را ترك كردند.
به گزارش ايسنا، همچنين منوچهر متكي در ديدارهاي جداگانه با دبيركل سازمان ملل، وزراي خارجه الجزاير، اسپانيا، سوييس، سوئد، استراليا و برزيل ديدار و گفتوگو كرد.
وزير امور خارجه كشورمان در ديدار با بانكي مون دبيركل سازمان ملل تصريح كرد: جدي گرفتن موضوع خلع سلاح و همكاري سازندهي كشورهاي دارندهي اين سلاحها ضروري است.
متكي كه براي شركت در كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك به سر ميبرد، روز جمعه با بان كي مون دبيركل سازمان ملل ديدار و گفتوگو كرد.
در اين ديدار كه بيش از يك ساعت به طول انجاميد، محورهاي اساسي كنفرانس بازنگري انپيتي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و متكي بر ضرورت جدي گرفتن موضوع خلع سلاح و همكاري سازندهي كشورهاي دارندهي اين سلاحها تاكيد كرد.
وي با اشاره به طرح خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهيي گفت: مانع اصلي در اين رابطه استقرار صدها كلاهك هستهيي در فلسطين اشغالي توسط رژيم صهيونيستي است.
وزير امور خارجهي كشورمان افزود:متعهد كردن اين رژيم به انپيتي و شروع بازرسيهاي قانوني مقدمهي لازم براي جدي شدن تحقق طرح خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهيي است.
در اين ديدار دبيركل سازمان ملل نيز با اشاره به نقش سازندهي رييسجمهور اسلامي ايران در اجلاس بازنگري انپيتي افزود: در دهها ملاقاتي كه با وزيران خارجه و سفيران كشورهاي مختلف داشتهام، همگي آنها بر حضور قوي و نقش سازنده دكتر احمدينژاد رييسجمهور اسلامي ايران در كنفرانس بازنگري انپيتي تاكيد داشتند.
وي افزود: لازم ميدانم در اين ارتباط شخصا از شما تقدير كنم.
وزير امور خارجهي كشورمان نيز در مورد بان كي مون دربارهي بحرانهاي جاري در منطقه و راهكارهاي برونرفت از آنها، استفاده از ظرفيتهاي منطقهاي را براي تدوين راه حلهايي جامعالاطراف ضروري دانست و حل مسائل پيچيدهي منطقه و لبنان را بر اساس چنين رويكردي به عنوان يك نمونهي موفق نام برد.
بان كي مون نيز ضمن تاييد ديدگاههاي وزير امور خارجهي كشورمان در اين زمينه، خاطرنشان كرد: شايد بتوان بحران جاري در افغانستان را نيز در چارچوب چنين راهكاري حل و فصل كرد.
متكي هم با اشاره به اقدامات يك سال گذشتهي كشورمان در قالب اجلاس سران و نشست سهجانبهي وزراي خارجهي ايران، پاكستان و افغانستان، بر آمادگي كشورمان براي كمك به حل بيشتر مسائل منطقهاي تاكيد كرد.
رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان همچنين با اشاره به محدوديتهاي موجود براي ديپلماتهاي خارجي مقيم نيويورك مانند مشكلات جدي در تسهيل اقامت و صدور رواديد در مرخصي ديپلماتها و همچنين خبرنگاران و هزينهمند كردن زندگي در نيويورك، از ايجاد اين محدويتها به شدت انتقاد كرد و از دبيركل سازمان ملل خواست تا در مذاكره با مقامات آمريكا، نسبت به منع اين تضييقات اقدام كند.
وي بار ديگر تاكيد كرد كه انجام اين اقدامات از سوي دولت آمريكا تكليفي است كه در چارچوب مقررات مربوط به مقر سازمانهاي بينالمللي بر عهدهي دولت ميزبان است.
وزير امور خارجهي كشورمان همچنين ابراز اميدواري كرد كه توازن در بهكارگيري ديپلماتهاي كشورها براي مسووليتهاي مختلف در سازمان ملل از سوي اين سازمان اعمال شود.
متكي با اشاره به توانمندي ديپلماتهاي ايران از يك سو و پرداخت حق عضويت كشورمان از سوي ديگر ابراز اميدواري كرد كه دبيركل سازمان ملل در چارچوب يك برنامهريزي به اين مسالهي مهم توجه كند.
در پايان اين گفتوگوها دو طرف عملياتي كردن پيشنهاد مبادلهي سوخت هستهيي را اقدامي سازنده و اعتمادساز قلمداد كردند و ابراز اميدواري كردند كه پذيرش طرفهاي مختلف موجب عملياتي شدن هرچه سريعتر اين پيشنهاد شود.
به گزارش ايسنا، منوچهر متكي وزير امور خارجهي كشورمان با مراد مدلسي وزير امور خارجهي الجزاير ديدار و گفتوگو كرد.
وزير امور خارجهي كشورمان در اين ديدار با ابراز خرسندي از روند رو به رشد روابط و همكاريهاي دوستانه و نزديك تهران ـ الجزيره، استمرار رايزنيهاي دو كشور در مورد مناسبات دوجانبه و مسائل منطقهاي و بينالمللي را به نفع دو ملت، منطقه و جهان دانست.
وي با اشاره به آخرين تحولات در عراق، افغانستان و خاورميانه، برگزاري كنفرانس بينالمللي خلع سلاح در تهران با شعار «انرژي هستهيي براي همه، سلاح هستهيي براي هيچكس» را نشانهي ديگري از مخالفت جمهوري اسلامي ايران با توليد، توسعه و انباشت سلاح هستهيي دانست.
متكي با اشاره به همكاريهاي نزديك دو كشور در مجامع منطقهاي و بينالمللي، فعاليت گروه 15 با برنامه، عمل و نقشه راه جامع را گامي اساسي و تاثيرگذار در توسعهي جهاني خواند.
مراد مدلسي وزير امور خارجهي الجزاير نيز حضور و سخنراني رييسجمهور كشورمان در كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك را باعث پراهميتتر شدن اين كنفرانس دانست.
وي همچنين گروه 15 را براي ارتقاي سطح همكاريهاي كشورهاي عضو از جمله در زمينهي انرژي، آب و گردشگري مهم توصيف كرد.
وزير امور خارجه الجزاير خواستار افزايش رايزنيهاي فيمابين در جهت توسعه و تحكيم بيشتر مناسبات و همكاريهاي دو كشور در حوزههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي شد.
همچنين وزيران خارجه اسپانيا، الجزاير، سوييس، سوئد و استراليا در حاشيهي كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك به طور جداگانه با منوچهر متكي وزير امور خارجهي كشورمان ديدار و گفتوگو كردند.
در اين ديدارها در مورد روابط دوجانبه، تحولات مهم منطقهاي و بينالمللي، موارد مطرح شده در كنفرانس بازنگري انپيتي و همچنين موضوعات مورد علاقه گفتوگو و رايزني شد.
در ديدار ميگل آنجل موراتينوس وزير امور خارجه اسپانيا، متكي در مورد موضوع تبادل سوخت هستهيي، ضرورت وجود ارادهي سياسي از سوي طرف مقابل را خاطرنشان كرد و افزود: پيشنهاد تبادل سوخت روي ميز است و اين فرمول ظرفيت خوبي براي اعتمادسازي همهي طرفها و زمينه و فرصت مناسبي براي همكاري است.
وزير امور خارجه كشورمان همچنين با اشاره به وضعيت بحراني خاورميانه بهويژه شرايط دشوار مردم غزه ناشي از جنايات، اشغال، محاصره و تهديدات رژيم صهيونيستي، بر ضرورت رفع اشغال و محاصره و نيز احقاق حقوق مشروع مردم فلسطين تاكيد كرد.
وي نيز با تاكيد بر ضرورت اتخاذ رويكرد مذاكره براي رسيدن به يك راه مسالمتآميز در مورد برنامهي هستهيي ايران، ابراز اميدواري كرد كه بار ديگر شرايط مذاكره و گفتوگو فراهم شود.
به گزارش ايسنا، متكي با وزير امور خارجهي سوييس ديدار و گفتوگو كرد.
متكي در ديدار با خانم كالمي ري همتاي سوييسياش راههاي تقويت همكاريهاي تهران – برن در عرصههاي مختلف را مورد بحث و تبادل نظر قرار داد.
وي بر ضرورت استمرار رايزنيها و تماسهاي دو كشور و رفت و آمد متقابل مقامات عاليرتبهي دو طرف تاكيد كرد.
وزير امور خارجه كشورمان در مورد فرمول مبادلهي سوخت براي تامين سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران، با تاكيد بر اينكه اعتمادسازي بايد دوجانبه باشد، پيشنهاد مبادلهي سوخت را مبنايي براي اعتمادسازي متقابل از جمله اعتماد جمهوري اسلامي ايران نسبت به طرفهاي ديگر دانست.
كالمي ري نيز با تاكيد بر ضرورت ادامهي رفت و آمد مقامات بلندپايهي دو كشور و حفظ ارتباط و تماس و رايزنيهاي فيمابين، بر علاقهمندي سوييس براي توسعهي همكاريها با جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرد.
در اين ديدار همچنين طرفين در مورد تحولات منطقهاي از جمله بحران افغانستان، تبادل نظر كردند.
همچنين، وزير امور خارجه كشورمان در حاشيهي كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك با وزير امور خارجهي سوئد ديدار و گفتوگو كرد.
در اين ديدار، متكي و كارل بيلت وزير امور خارجهي سوئد موضوع تبادل سوخت براي تامين سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران را مورد بحث و بررسي قرار دادند.
در اين مذاكرات همچنين طرفين در زمينهي تحولات منطقهاي بهويژه مسالهي افغانستان گفتوگو و تبادل نظر كردند.
به گزارش ايسنا، متكي در نيويورك با همتاي برزيلي خود ديدار و گفتوگو كرد.
وزير امور خارجهي كشورمان در ديدار با سلسو آموريم وزير امور خارجهي برزيل درخصوص تسريع در اجراي توافقات فيمابين و همكاريها دو كشور، رايزني كردند.
در اين ديدار همچنين در زمينهي همكاريهاي منطقهاي و بينالمللي و بهويژه سفر هفتهي آيندهي لولا داسيلوا رييسجمهور برزيل به تهران گفتوگو و تبادل نظر شد.
به گزارش ايسنا، منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان كه براي شركت در كنفرانس بازنگري ان پي تي در نيويورك به سر ميبرد در نشستي با نمايندگان دائم كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در مقر سازمان ملل در نيويورك با تاكيد بر اينكه روابط بينالملل وارد مرحله مهمي ميشود، خاطرنشان كرد: انگيزه و هدف بنيانگذار ان پي تي اين بود كه كليه اهداف اين معاهده زماني اجرايي شود.
وي با تاكيد بر اولويت خلع سلاح و عدم اشاعه از سوي ديگر، كمك به كشورهاي در حال توسعهي عضو انپي تي به منظور استفاده از انرژي هستهيي صلحآميز را از ديگر اهداف و پايههاي مهم انپي تي توصيف كرد كه بايد اجرايي شوند.
متكي با بيان نگراني جامعه جهاني به ويژه نگراني اعضاي عدم تعهد نسبت به عملي نشدن اهداف مهم انپيتي خاطرنشان كرد: زمان انهدام كامل سلاحهاي هستهيي فرارسيده و اين امر مهمترين بخش كاملا مغفول مانده انپيتي است.
وي با اشاره به افزايش تعداد دارندگان سلاح هستهيي در چند دهه اخير با بيان اينكه تنها از كاهش سلاحهاي هستهيي صحبت ميشود افزود: سلاحهاي هستهيي ريشه تهديد است و محو كامل اينگونه سلاحها و ايجاد جهان عاري از سلاحهاي هستهيي اولويت و خاص ملتها است كه بايد مبدل به يك فرهنگ مشترك شود.
وزير امور خارجه با اشاره به شعار كنفرانس بينالمللي خلع سلاح در تهران، "انرژي هستهيي براي همه، سلاح هستهيي براي هيچ كس" خاطرنشان كرد: خوشبختانه اين شعار منطقي با اقبال ملتهاي جهان مواجه شده و هر روزه مخاطبين بيشتري پيدا ميكند.
وي تصريح كرد: ضروري است كليه كشورهاي جهان به صورت عام و جنبش عدم تعهد به صورت خاص فرهنگ انهدام سلاح هستهيي در جهان را ترويج و تقويت كنند.
رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان در ادامه با اشاره به حمايت مستمر جنبش عدم تعهد از فعاليتهاي هستهيي صلح آميز ايران از طريق بيانيهها و قطعنامههاي مختلف طي سالهاي گذشته در مورد موضوع مبادله سوخت گفت: فرمول مبادله سوخت براي راكتور تحقيقاتي تهران كه براي بيش از 800 هزار بيمار راديو دارو توليد ميكند ميتواند مبنايي براي اعتمادسازي همه طرفها و همچنين زمينهاي براي همكاري باشد.
رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان تاكيد كرد: چنانچه اراده سياسي وجود داشته باشد پيشنهاد مبادلهاي سوخت همچنان روي ميز است و امكان عملي شدن آن وجود دارد.
وي از اعضاي جنبش عدم تعهد در حمايت از مواضع بر حق جمهوري اسلامي ايران تقدير كرد.
به گزارش ايسنا، در اين نشست تعدادي از نمايندگان عضو جنبش عدم تعهد در سخناني از ايستادگي جمهوري اسلامي ايران در احقاق حق قانوني خود بر اساس ماده چهار انپيتي براي استفاده از انرژي هستهيي صلحآميز حمايت و قدرداني كرده و اين امر در جهت منافع و خواست كشورهاي در حال توسعه توصيف كردند.
اين نمايندگان جمهوري اسلامي ايران را پيشتاز ابتكار خاورميانهي عاري از سلاح هستهيي خواندند و رژيم صهيونيستي اسرائيل را با بيش از 200 كلاهك هستهيي مانع اصلي ايجاد خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهايي دانستند.
آنها عدم انجام تعهدات از سوي برخي از دولتهاي دارندگان سلاحهاي هستهيي را مانع و مشكل اصلي اجرايي شدن انپيتي دانستند و تصريح كردند: نبايد برخي قدرتها مواد ان پي تي را به نحوي تفسير كنند كه از انجام تعهدات خود طفره روند.
نمايندگان عضو جنبش عدم تعهد حمايت و كمك برخي دارندگان سلاح هستهيي از رژيم صهيونيستي اسرائيل را بر خلاف تعهدات آنها نسبت به ان پي تي توصيف كرده و خواستار توقف اين روند شدند. آنها همچنين سخنان منوچهر متكي روشنگرانه توصيف كردند و از برگزاري كنفرانس بينالمللي خلع سلاح در تهران با شعار اصلي "انرژي هستهيي براي همه، سلاح هستهيي براي هيچكس" تقدير و حمايت كردند.
به گزارش ايسنا، همچنين متكي در پاسخ به سوالي درباره اظهارات وزير خارجهي كانادا پيرامون انتخاب ايران به عضويت كميسيون مقام زن (كه از نهادهاي وابسته به سازمان ملل است) اظهار كرد: رويكردهاي مقامات كانادا نسبت به حقوق بشر همواره ناشي از اغراض سياسي و القائات محافل مشكوك و تامين كننده اميال صهيونيستها بوده است.
منوچهر متكي با ابراز تاسف از موضع غيرمنطقي دولت كانادا در اين زمينه، اين رويكرد منفي را به مفهوم نابردباري اتاوا نسبت به راي اجماعي كشورهاي حامي عضويت جمهوري اسلامي ايران در كميسيون ارزيابي كرد.
وزير امور خارجه كشورمان عضويت جمهوري اسلامي ايران در كميسيون مقام زن و ساير نهادهاي سازمان ملل را گام مثبتي در جهت توجه جامعهي جهاني به ضرورت مشاركت معيارهاي فرهنگي مختلف از جمله فرهنگ غني اسلامي در مسير مسووليت حقوق بشر و اذعان به اهميت نقطه نظرات حقوق بشري جمهوري اسلامي ايران دانست.
متكي با تاكيد بر حضور فعال جمهوري اسلامي ايران در مجامع بينالمللي حقوق بشر، مجمع كاري بوميان و كميسيون مقام زن تصريح كرد: پيگيري نقض حقوق بوميان و زنان اقليتهاي قومي در كشورهاي ناقض حقوق آنها از جمله كانادا از محورهاي مورد توجه جامعهي جهاني است كه جمهوري اسلامي ايران با جديت آنها را پيگيري خواهد كرد.
وزير امور خارجه كشورمان همچنين درباره اظهارات وزير امور خارجه كانادا دربارهي حضور ايران در اجلاس ان.پي.تي اظهار كرد: حضور نقشآفرين و سطح بالاي جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس بازنگري ان.پي.تي به ويژه سخنراني قوي احمدينژاد ـ رييسجمهور اسلامي ايران ـ بازتاب بسيار مثبتي در جهان داشته و ارزيابيها اين است كه اين سخنراني برجسته داراي محورهاي قابل تمركز، پيشنهادهاي عيني و قابل دسترسي و نقاط اشتراك مهم بوده و بخشهاي مغفول مانده ان. پي. تي شامل بندهاي اساسي استفاده از انرژي هستهيي صلحآميز توسط اعضا، منع اشاعه و خلع سلاح را برجسته كرد
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منوچهر متكي همچنين در ديدارهاي جداگانه با دبيركل سازمان ملل، وزراي خارجه الجزاير، اسپانيا، سوييس، سوئد، استراليا، برزيل و نمايندگان دائم كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در مقر سازمان ملل در نيويورك ديدار و گفتوگو كرد.
خبرگزاري رويتر گزارش داد كه وزير امور خارجه ايران روز پنجشنبه با برخي كشورهاي سازمان ملل و ديگر اعضاي شوراي امنيت ديدار كرد.
رويتر گزارش داد كه نمايندگان آمريكا، انگليس، فرانسه و روسيه در سازمان ملل در ضيافت شامي كه به ميزباني منوچهر متكي وزير امور خارجه ايران و توسط نمايندگي ايران در سازمان ملل تشكيل شد شركت نكردهاند، اما ديپلماتهاي خود را به اين جلسه فرستادهاند.
اكثر ديگر كشورهاي عضو شوراي امنيت سفراي خود را در سازمان ملل به اين ضيافت كه در سفارت ايران در منهتن برگزار شد فرستادند. ليبائودانگ سفير چين در سازمان ملل نيز در اين نشست حضور داشت.
يوكييو تاكاسو سفير ژاپن در سازمان ملل در اين باره گفت: ما براي مذاكره به اينجا نيامدهايم، ما به اينجا آمدهايم كه ايدههاي كلي خود را به طور مستقيم با يكديگر در ميان بگذاريم. هيچ گفتوگويي درباره تحريمها انجام نشد. آنچه مهم است اين است كه اكثر اعضاي شوراي امنيت در اينجا هستند.
تاكاسو افزود كه متكي در اين جلسه موضع ايران مبني بر اينكه "حق استفاده صلحآميز از انرژي هستهيي را دارد" را تكرار كرد.
الخاندرو وولف معاون نماينده آمريكا در سازمان ملل به نمايندگي از واشنگتن در اين نشست حضور داشت.
وولف از هرگونه اظهار نظري خودداري كرد و تنها گفت: "شام بسيار خوبي بود."
ساير نمايندگان بدون گفتوگو با خبرنگان جلسه را ترك كردند.
به گزارش ايسنا، همچنين منوچهر متكي در ديدارهاي جداگانه با دبيركل سازمان ملل، وزراي خارجه الجزاير، اسپانيا، سوييس، سوئد، استراليا و برزيل ديدار و گفتوگو كرد.
وزير امور خارجه كشورمان در ديدار با بانكي مون دبيركل سازمان ملل تصريح كرد: جدي گرفتن موضوع خلع سلاح و همكاري سازندهي كشورهاي دارندهي اين سلاحها ضروري است.
متكي كه براي شركت در كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك به سر ميبرد، روز جمعه با بان كي مون دبيركل سازمان ملل ديدار و گفتوگو كرد.
در اين ديدار كه بيش از يك ساعت به طول انجاميد، محورهاي اساسي كنفرانس بازنگري انپيتي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و متكي بر ضرورت جدي گرفتن موضوع خلع سلاح و همكاري سازندهي كشورهاي دارندهي اين سلاحها تاكيد كرد.
وي با اشاره به طرح خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهيي گفت: مانع اصلي در اين رابطه استقرار صدها كلاهك هستهيي در فلسطين اشغالي توسط رژيم صهيونيستي است.
وزير امور خارجهي كشورمان افزود:متعهد كردن اين رژيم به انپيتي و شروع بازرسيهاي قانوني مقدمهي لازم براي جدي شدن تحقق طرح خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهيي است.
در اين ديدار دبيركل سازمان ملل نيز با اشاره به نقش سازندهي رييسجمهور اسلامي ايران در اجلاس بازنگري انپيتي افزود: در دهها ملاقاتي كه با وزيران خارجه و سفيران كشورهاي مختلف داشتهام، همگي آنها بر حضور قوي و نقش سازنده دكتر احمدينژاد رييسجمهور اسلامي ايران در كنفرانس بازنگري انپيتي تاكيد داشتند.
وي افزود: لازم ميدانم در اين ارتباط شخصا از شما تقدير كنم.
وزير امور خارجهي كشورمان نيز در مورد بان كي مون دربارهي بحرانهاي جاري در منطقه و راهكارهاي برونرفت از آنها، استفاده از ظرفيتهاي منطقهاي را براي تدوين راه حلهايي جامعالاطراف ضروري دانست و حل مسائل پيچيدهي منطقه و لبنان را بر اساس چنين رويكردي به عنوان يك نمونهي موفق نام برد.
بان كي مون نيز ضمن تاييد ديدگاههاي وزير امور خارجهي كشورمان در اين زمينه، خاطرنشان كرد: شايد بتوان بحران جاري در افغانستان را نيز در چارچوب چنين راهكاري حل و فصل كرد.
متكي هم با اشاره به اقدامات يك سال گذشتهي كشورمان در قالب اجلاس سران و نشست سهجانبهي وزراي خارجهي ايران، پاكستان و افغانستان، بر آمادگي كشورمان براي كمك به حل بيشتر مسائل منطقهاي تاكيد كرد.
رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان همچنين با اشاره به محدوديتهاي موجود براي ديپلماتهاي خارجي مقيم نيويورك مانند مشكلات جدي در تسهيل اقامت و صدور رواديد در مرخصي ديپلماتها و همچنين خبرنگاران و هزينهمند كردن زندگي در نيويورك، از ايجاد اين محدويتها به شدت انتقاد كرد و از دبيركل سازمان ملل خواست تا در مذاكره با مقامات آمريكا، نسبت به منع اين تضييقات اقدام كند.
وي بار ديگر تاكيد كرد كه انجام اين اقدامات از سوي دولت آمريكا تكليفي است كه در چارچوب مقررات مربوط به مقر سازمانهاي بينالمللي بر عهدهي دولت ميزبان است.
وزير امور خارجهي كشورمان همچنين ابراز اميدواري كرد كه توازن در بهكارگيري ديپلماتهاي كشورها براي مسووليتهاي مختلف در سازمان ملل از سوي اين سازمان اعمال شود.
متكي با اشاره به توانمندي ديپلماتهاي ايران از يك سو و پرداخت حق عضويت كشورمان از سوي ديگر ابراز اميدواري كرد كه دبيركل سازمان ملل در چارچوب يك برنامهريزي به اين مسالهي مهم توجه كند.
در پايان اين گفتوگوها دو طرف عملياتي كردن پيشنهاد مبادلهي سوخت هستهيي را اقدامي سازنده و اعتمادساز قلمداد كردند و ابراز اميدواري كردند كه پذيرش طرفهاي مختلف موجب عملياتي شدن هرچه سريعتر اين پيشنهاد شود.
به گزارش ايسنا، منوچهر متكي وزير امور خارجهي كشورمان با مراد مدلسي وزير امور خارجهي الجزاير ديدار و گفتوگو كرد.
وزير امور خارجهي كشورمان در اين ديدار با ابراز خرسندي از روند رو به رشد روابط و همكاريهاي دوستانه و نزديك تهران ـ الجزيره، استمرار رايزنيهاي دو كشور در مورد مناسبات دوجانبه و مسائل منطقهاي و بينالمللي را به نفع دو ملت، منطقه و جهان دانست.
وي با اشاره به آخرين تحولات در عراق، افغانستان و خاورميانه، برگزاري كنفرانس بينالمللي خلع سلاح در تهران با شعار «انرژي هستهيي براي همه، سلاح هستهيي براي هيچكس» را نشانهي ديگري از مخالفت جمهوري اسلامي ايران با توليد، توسعه و انباشت سلاح هستهيي دانست.
متكي با اشاره به همكاريهاي نزديك دو كشور در مجامع منطقهاي و بينالمللي، فعاليت گروه 15 با برنامه، عمل و نقشه راه جامع را گامي اساسي و تاثيرگذار در توسعهي جهاني خواند.
مراد مدلسي وزير امور خارجهي الجزاير نيز حضور و سخنراني رييسجمهور كشورمان در كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك را باعث پراهميتتر شدن اين كنفرانس دانست.
وي همچنين گروه 15 را براي ارتقاي سطح همكاريهاي كشورهاي عضو از جمله در زمينهي انرژي، آب و گردشگري مهم توصيف كرد.
وزير امور خارجه الجزاير خواستار افزايش رايزنيهاي فيمابين در جهت توسعه و تحكيم بيشتر مناسبات و همكاريهاي دو كشور در حوزههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي شد.
همچنين وزيران خارجه اسپانيا، الجزاير، سوييس، سوئد و استراليا در حاشيهي كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك به طور جداگانه با منوچهر متكي وزير امور خارجهي كشورمان ديدار و گفتوگو كردند.
در اين ديدارها در مورد روابط دوجانبه، تحولات مهم منطقهاي و بينالمللي، موارد مطرح شده در كنفرانس بازنگري انپيتي و همچنين موضوعات مورد علاقه گفتوگو و رايزني شد.
در ديدار ميگل آنجل موراتينوس وزير امور خارجه اسپانيا، متكي در مورد موضوع تبادل سوخت هستهيي، ضرورت وجود ارادهي سياسي از سوي طرف مقابل را خاطرنشان كرد و افزود: پيشنهاد تبادل سوخت روي ميز است و اين فرمول ظرفيت خوبي براي اعتمادسازي همهي طرفها و زمينه و فرصت مناسبي براي همكاري است.
وزير امور خارجه كشورمان همچنين با اشاره به وضعيت بحراني خاورميانه بهويژه شرايط دشوار مردم غزه ناشي از جنايات، اشغال، محاصره و تهديدات رژيم صهيونيستي، بر ضرورت رفع اشغال و محاصره و نيز احقاق حقوق مشروع مردم فلسطين تاكيد كرد.
وي نيز با تاكيد بر ضرورت اتخاذ رويكرد مذاكره براي رسيدن به يك راه مسالمتآميز در مورد برنامهي هستهيي ايران، ابراز اميدواري كرد كه بار ديگر شرايط مذاكره و گفتوگو فراهم شود.
به گزارش ايسنا، متكي با وزير امور خارجهي سوييس ديدار و گفتوگو كرد.
متكي در ديدار با خانم كالمي ري همتاي سوييسياش راههاي تقويت همكاريهاي تهران – برن در عرصههاي مختلف را مورد بحث و تبادل نظر قرار داد.
وي بر ضرورت استمرار رايزنيها و تماسهاي دو كشور و رفت و آمد متقابل مقامات عاليرتبهي دو طرف تاكيد كرد.
وزير امور خارجه كشورمان در مورد فرمول مبادلهي سوخت براي تامين سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران، با تاكيد بر اينكه اعتمادسازي بايد دوجانبه باشد، پيشنهاد مبادلهي سوخت را مبنايي براي اعتمادسازي متقابل از جمله اعتماد جمهوري اسلامي ايران نسبت به طرفهاي ديگر دانست.
كالمي ري نيز با تاكيد بر ضرورت ادامهي رفت و آمد مقامات بلندپايهي دو كشور و حفظ ارتباط و تماس و رايزنيهاي فيمابين، بر علاقهمندي سوييس براي توسعهي همكاريها با جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرد.
در اين ديدار همچنين طرفين در مورد تحولات منطقهاي از جمله بحران افغانستان، تبادل نظر كردند.
همچنين، وزير امور خارجه كشورمان در حاشيهي كنفرانس بازنگري انپيتي در نيويورك با وزير امور خارجهي سوئد ديدار و گفتوگو كرد.
در اين ديدار، متكي و كارل بيلت وزير امور خارجهي سوئد موضوع تبادل سوخت براي تامين سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران را مورد بحث و بررسي قرار دادند.
در اين مذاكرات همچنين طرفين در زمينهي تحولات منطقهاي بهويژه مسالهي افغانستان گفتوگو و تبادل نظر كردند.
به گزارش ايسنا، متكي در نيويورك با همتاي برزيلي خود ديدار و گفتوگو كرد.
وزير امور خارجهي كشورمان در ديدار با سلسو آموريم وزير امور خارجهي برزيل درخصوص تسريع در اجراي توافقات فيمابين و همكاريها دو كشور، رايزني كردند.
در اين ديدار همچنين در زمينهي همكاريهاي منطقهاي و بينالمللي و بهويژه سفر هفتهي آيندهي لولا داسيلوا رييسجمهور برزيل به تهران گفتوگو و تبادل نظر شد.
به گزارش ايسنا، منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان كه براي شركت در كنفرانس بازنگري ان پي تي در نيويورك به سر ميبرد در نشستي با نمايندگان دائم كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در مقر سازمان ملل در نيويورك با تاكيد بر اينكه روابط بينالملل وارد مرحله مهمي ميشود، خاطرنشان كرد: انگيزه و هدف بنيانگذار ان پي تي اين بود كه كليه اهداف اين معاهده زماني اجرايي شود.
وي با تاكيد بر اولويت خلع سلاح و عدم اشاعه از سوي ديگر، كمك به كشورهاي در حال توسعهي عضو انپي تي به منظور استفاده از انرژي هستهيي صلحآميز را از ديگر اهداف و پايههاي مهم انپي تي توصيف كرد كه بايد اجرايي شوند.
متكي با بيان نگراني جامعه جهاني به ويژه نگراني اعضاي عدم تعهد نسبت به عملي نشدن اهداف مهم انپيتي خاطرنشان كرد: زمان انهدام كامل سلاحهاي هستهيي فرارسيده و اين امر مهمترين بخش كاملا مغفول مانده انپيتي است.
وي با اشاره به افزايش تعداد دارندگان سلاح هستهيي در چند دهه اخير با بيان اينكه تنها از كاهش سلاحهاي هستهيي صحبت ميشود افزود: سلاحهاي هستهيي ريشه تهديد است و محو كامل اينگونه سلاحها و ايجاد جهان عاري از سلاحهاي هستهيي اولويت و خاص ملتها است كه بايد مبدل به يك فرهنگ مشترك شود.
وزير امور خارجه با اشاره به شعار كنفرانس بينالمللي خلع سلاح در تهران، "انرژي هستهيي براي همه، سلاح هستهيي براي هيچ كس" خاطرنشان كرد: خوشبختانه اين شعار منطقي با اقبال ملتهاي جهان مواجه شده و هر روزه مخاطبين بيشتري پيدا ميكند.
وي تصريح كرد: ضروري است كليه كشورهاي جهان به صورت عام و جنبش عدم تعهد به صورت خاص فرهنگ انهدام سلاح هستهيي در جهان را ترويج و تقويت كنند.
رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان در ادامه با اشاره به حمايت مستمر جنبش عدم تعهد از فعاليتهاي هستهيي صلح آميز ايران از طريق بيانيهها و قطعنامههاي مختلف طي سالهاي گذشته در مورد موضوع مبادله سوخت گفت: فرمول مبادله سوخت براي راكتور تحقيقاتي تهران كه براي بيش از 800 هزار بيمار راديو دارو توليد ميكند ميتواند مبنايي براي اعتمادسازي همه طرفها و همچنين زمينهاي براي همكاري باشد.
رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان تاكيد كرد: چنانچه اراده سياسي وجود داشته باشد پيشنهاد مبادلهاي سوخت همچنان روي ميز است و امكان عملي شدن آن وجود دارد.
وي از اعضاي جنبش عدم تعهد در حمايت از مواضع بر حق جمهوري اسلامي ايران تقدير كرد.
به گزارش ايسنا، در اين نشست تعدادي از نمايندگان عضو جنبش عدم تعهد در سخناني از ايستادگي جمهوري اسلامي ايران در احقاق حق قانوني خود بر اساس ماده چهار انپيتي براي استفاده از انرژي هستهيي صلحآميز حمايت و قدرداني كرده و اين امر در جهت منافع و خواست كشورهاي در حال توسعه توصيف كردند.
اين نمايندگان جمهوري اسلامي ايران را پيشتاز ابتكار خاورميانهي عاري از سلاح هستهيي خواندند و رژيم صهيونيستي اسرائيل را با بيش از 200 كلاهك هستهيي مانع اصلي ايجاد خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهايي دانستند.
آنها عدم انجام تعهدات از سوي برخي از دولتهاي دارندگان سلاحهاي هستهيي را مانع و مشكل اصلي اجرايي شدن انپيتي دانستند و تصريح كردند: نبايد برخي قدرتها مواد ان پي تي را به نحوي تفسير كنند كه از انجام تعهدات خود طفره روند.
نمايندگان عضو جنبش عدم تعهد حمايت و كمك برخي دارندگان سلاح هستهيي از رژيم صهيونيستي اسرائيل را بر خلاف تعهدات آنها نسبت به ان پي تي توصيف كرده و خواستار توقف اين روند شدند. آنها همچنين سخنان منوچهر متكي روشنگرانه توصيف كردند و از برگزاري كنفرانس بينالمللي خلع سلاح در تهران با شعار اصلي "انرژي هستهيي براي همه، سلاح هستهيي براي هيچكس" تقدير و حمايت كردند.
به گزارش ايسنا، همچنين متكي در پاسخ به سوالي درباره اظهارات وزير خارجهي كانادا پيرامون انتخاب ايران به عضويت كميسيون مقام زن (كه از نهادهاي وابسته به سازمان ملل است) اظهار كرد: رويكردهاي مقامات كانادا نسبت به حقوق بشر همواره ناشي از اغراض سياسي و القائات محافل مشكوك و تامين كننده اميال صهيونيستها بوده است.
منوچهر متكي با ابراز تاسف از موضع غيرمنطقي دولت كانادا در اين زمينه، اين رويكرد منفي را به مفهوم نابردباري اتاوا نسبت به راي اجماعي كشورهاي حامي عضويت جمهوري اسلامي ايران در كميسيون ارزيابي كرد.
وزير امور خارجه كشورمان عضويت جمهوري اسلامي ايران در كميسيون مقام زن و ساير نهادهاي سازمان ملل را گام مثبتي در جهت توجه جامعهي جهاني به ضرورت مشاركت معيارهاي فرهنگي مختلف از جمله فرهنگ غني اسلامي در مسير مسووليت حقوق بشر و اذعان به اهميت نقطه نظرات حقوق بشري جمهوري اسلامي ايران دانست.
متكي با تاكيد بر حضور فعال جمهوري اسلامي ايران در مجامع بينالمللي حقوق بشر، مجمع كاري بوميان و كميسيون مقام زن تصريح كرد: پيگيري نقض حقوق بوميان و زنان اقليتهاي قومي در كشورهاي ناقض حقوق آنها از جمله كانادا از محورهاي مورد توجه جامعهي جهاني است كه جمهوري اسلامي ايران با جديت آنها را پيگيري خواهد كرد.
وزير امور خارجه كشورمان همچنين درباره اظهارات وزير امور خارجه كانادا دربارهي حضور ايران در اجلاس ان.پي.تي اظهار كرد: حضور نقشآفرين و سطح بالاي جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس بازنگري ان.پي.تي به ويژه سخنراني قوي احمدينژاد ـ رييسجمهور اسلامي ايران ـ بازتاب بسيار مثبتي در جهان داشته و ارزيابيها اين است كه اين سخنراني برجسته داراي محورهاي قابل تمركز، پيشنهادهاي عيني و قابل دسترسي و نقاط اشتراك مهم بوده و بخشهاي مغفول مانده ان. پي. تي شامل بندهاي اساسي استفاده از انرژي هستهيي صلحآميز توسط اعضا، منع اشاعه و خلع سلاح را برجسته كرد
گزارش ايلنا از راهپيمايي امّت خر تهراني در اعتراض به بدحجابي
ایلنا: نمازگزاران تهراني امروز پس از اقامه نماز در اعتراض به آنچه كه آنرا بيحجابي و رواج روابط لجامگسيخته ميخواندند تظاهرات كردند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، نمازگزاران نماز جمعه امروز پس از اقامه نماز در اعتراض به آنچه كه آنرا بيحجابي و رواج روابط لجامگسيخته ميخواندند به خيابانها آمدند و با سر دادن شعارهايي ضمن محكوم كردن بدحجابي خواستار برخورد قوه قضاييه و اقدام عاجل مسئولان اجرايي و انتظامي شدند.
اين تظاهركنندگان پلاكاردهايي حمل ميكردند كه بر روي آن نوشته شده بود: اي حافظ امنيت اخلاقي به پا خيز حمايتت ميكنيم، شعار مسئولين انقلابي قيام عليه بدحجابي، شبيه خون فرهنگي خنثي بايد گردد، فساد و بدحجابي اصلاح بايد گردد.
همچنين تظاهرات كنندگان شعارهاي الله اكبر، ماشاءالله حزبالله، حزبالله بيداره از بيحجاب بيزاره، منافق بدحجاب عامل استكباره، فرموده رهبري اجرا بايد گردد تذكر لساني احياء بايد گردد، فساد بيحجابي خواسته استكبار است فحشا و بيعفتي حربه استكبار است، نقشه بيحجابي توطئه انگليس، مرگ بر بيحجاب، بيحجاب ننگت باد، نيروي انتظامي اقدام انقلابي، نيروي انتظامي تو مجري قانوني، مانكن بيحيايي لكه ننگ مايي، منافق بدحجاب عامل استكبار است، حفظ حجاب و عفت از آيات قرآن است فساد و بيحجابي وسوسه شيطان است را فرياد ميزدند.
اين تظاهرات كنندگان در شعارهاي ديگري از دولت خواستار پاسخ انقلابي به رواج بدحجابي شدند و همچنين صدا و سيما را موظف به تبليغ عفاف و معروف دانستند.
آنها همچنين فرياد ميزدند؛ ارشادات اسلامي وظيفه ارشاد است، منافق بدحجاب ملت ز تو بيزار است، عفاف ما نشانه دين ماست محصول انقلاب خونين ماست.
در بيانيهاي كه از سوي ستاد مردمي احياي فرهنگ و ارزشهاي اسلامي تهيه شده بود بر حضور فعال امت حزبالله و به خصوص خواهران حزباللهي در صحنه مبارزه قانوني با مظاهر فساد تاكيد شد.
در اين بيانيه همچنين با اشاره به نقش جدي قوه قضاييه در كندي و سستي يا جديت در امر مبارزه با فساد آمده بود: حمايت از نيروي انتظامي در برخورد با مظاهر بدحجابي، فساد اخلاقي، برخورد با مراكز قدرتي كه پنهان يا آشكار از مفسدان و متظاهران به بدحجابي و بيبندو باري حمايت ميكنند برخورد با عوامل پشت صحنه داخلي و خارجي مروجان فساد، فحشا و بيبند و باري و نهايتا حمايت از ضابطان اين حوزه و عوامل امر به معروف و نهي از منكر مورد تقاضا از رئيس قوه قضائيه است.
درخواست مصرانه از صدا و سيما در دستور كار قرار دادن ترويج و گسترش فرهنگ عمومي حجاب و اخلاق و جلوگيري از ترويج مظاهر فساد و روابط لجامگسيخته از ديگر مطالبات تظاهراتكنندگان در اين بيانيه بود.
در اين بيانيه همچنين خطاب به مجلس شوراي اسلامي آمده بود كه با تحقيق و تفحص دلايل عدم اجراي قانون گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را در دستور كار قرار داده و سنگاندازان و مخالفين آن به مردم معرفي كند.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: احياء و اجراي طرح امنيت اخلاقي كه توسط نيروي انتظامي به شكل موثري در حال انجام بوده و آثار مثبت آن به خوبي مشهود بود و با توطئههاي دستهاي نفاق پوشيده در لفافه دلسوزي و اصولگرايي برخي مسئولين اجرايي خودباخته متوقف شد و مورد توجه و تاكيد مقام معظم رهبري نيز هست قاطعانه مورد تقاضاي امت حزبالله و ولايتمدار ايراني است.
در بخش ديگري از اين بيانيه با طرح اين پرسش كه توجيه برخي ناهنجاريهاي امروز مسئولين اجرايي كشور چيست؟ آمده است: حدود بيست سال از شروع طرح مباحث تهاجم فرهنگي از طرف مقام معظم رهبري ميگذرد و اين مسئله تاكنون در مقاطع مختلف با بيانهاي مختلف نظير شبيخون فرهنگي، قتل عام فرهنگي، جنگ نرم و ... مورد اشاره و تاكيد و تصريح قرار گرفته است. بلاي خانمانسوز اباحيگري، روزمرهگي، عملزدگي و انفعال كه به جان بخش قابل ملاحظهاي از مسئولين اجرائي مخاطب مقام معظم رهبري افتاده است مجال تحقق آرمانهاي اخلاقي انقلاب اسلامي را تهديد ميكند. متاسفانه اين خلاء و بيتفاوتي در طي اين سالها و در دولتهاي مختلف با شدت و ضعف كم و بيش ادامه داشته و با كمال تاسف بايستي اقرار كرد كه در دولت فعلي نيز عليرغم تصريح و تاكيد مقام معظم رهبري اين مسئله ناديده انگاشته شده و يا حداقل اين است كه مورد توجه و اهتمام جدي قرار نگرفته است.
همچنين جمعي از تظاهراتكنندگان كه از گروههاي دانشآموزي بودند فرياد زدند:فيتيله جمعه تعطيله محكوم بايد گردد،وزارت ارشاد مارا نكن دشمن شاد
به گزارش خبرنگار ايلنا، نمازگزاران نماز جمعه امروز پس از اقامه نماز در اعتراض به آنچه كه آنرا بيحجابي و رواج روابط لجامگسيخته ميخواندند به خيابانها آمدند و با سر دادن شعارهايي ضمن محكوم كردن بدحجابي خواستار برخورد قوه قضاييه و اقدام عاجل مسئولان اجرايي و انتظامي شدند.
اين تظاهركنندگان پلاكاردهايي حمل ميكردند كه بر روي آن نوشته شده بود: اي حافظ امنيت اخلاقي به پا خيز حمايتت ميكنيم، شعار مسئولين انقلابي قيام عليه بدحجابي، شبيه خون فرهنگي خنثي بايد گردد، فساد و بدحجابي اصلاح بايد گردد.
همچنين تظاهرات كنندگان شعارهاي الله اكبر، ماشاءالله حزبالله، حزبالله بيداره از بيحجاب بيزاره، منافق بدحجاب عامل استكباره، فرموده رهبري اجرا بايد گردد تذكر لساني احياء بايد گردد، فساد بيحجابي خواسته استكبار است فحشا و بيعفتي حربه استكبار است، نقشه بيحجابي توطئه انگليس، مرگ بر بيحجاب، بيحجاب ننگت باد، نيروي انتظامي اقدام انقلابي، نيروي انتظامي تو مجري قانوني، مانكن بيحيايي لكه ننگ مايي، منافق بدحجاب عامل استكبار است، حفظ حجاب و عفت از آيات قرآن است فساد و بيحجابي وسوسه شيطان است را فرياد ميزدند.
اين تظاهرات كنندگان در شعارهاي ديگري از دولت خواستار پاسخ انقلابي به رواج بدحجابي شدند و همچنين صدا و سيما را موظف به تبليغ عفاف و معروف دانستند.
آنها همچنين فرياد ميزدند؛ ارشادات اسلامي وظيفه ارشاد است، منافق بدحجاب ملت ز تو بيزار است، عفاف ما نشانه دين ماست محصول انقلاب خونين ماست.
در بيانيهاي كه از سوي ستاد مردمي احياي فرهنگ و ارزشهاي اسلامي تهيه شده بود بر حضور فعال امت حزبالله و به خصوص خواهران حزباللهي در صحنه مبارزه قانوني با مظاهر فساد تاكيد شد.
در اين بيانيه همچنين با اشاره به نقش جدي قوه قضاييه در كندي و سستي يا جديت در امر مبارزه با فساد آمده بود: حمايت از نيروي انتظامي در برخورد با مظاهر بدحجابي، فساد اخلاقي، برخورد با مراكز قدرتي كه پنهان يا آشكار از مفسدان و متظاهران به بدحجابي و بيبندو باري حمايت ميكنند برخورد با عوامل پشت صحنه داخلي و خارجي مروجان فساد، فحشا و بيبند و باري و نهايتا حمايت از ضابطان اين حوزه و عوامل امر به معروف و نهي از منكر مورد تقاضا از رئيس قوه قضائيه است.
درخواست مصرانه از صدا و سيما در دستور كار قرار دادن ترويج و گسترش فرهنگ عمومي حجاب و اخلاق و جلوگيري از ترويج مظاهر فساد و روابط لجامگسيخته از ديگر مطالبات تظاهراتكنندگان در اين بيانيه بود.
در اين بيانيه همچنين خطاب به مجلس شوراي اسلامي آمده بود كه با تحقيق و تفحص دلايل عدم اجراي قانون گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را در دستور كار قرار داده و سنگاندازان و مخالفين آن به مردم معرفي كند.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: احياء و اجراي طرح امنيت اخلاقي كه توسط نيروي انتظامي به شكل موثري در حال انجام بوده و آثار مثبت آن به خوبي مشهود بود و با توطئههاي دستهاي نفاق پوشيده در لفافه دلسوزي و اصولگرايي برخي مسئولين اجرايي خودباخته متوقف شد و مورد توجه و تاكيد مقام معظم رهبري نيز هست قاطعانه مورد تقاضاي امت حزبالله و ولايتمدار ايراني است.
در بخش ديگري از اين بيانيه با طرح اين پرسش كه توجيه برخي ناهنجاريهاي امروز مسئولين اجرايي كشور چيست؟ آمده است: حدود بيست سال از شروع طرح مباحث تهاجم فرهنگي از طرف مقام معظم رهبري ميگذرد و اين مسئله تاكنون در مقاطع مختلف با بيانهاي مختلف نظير شبيخون فرهنگي، قتل عام فرهنگي، جنگ نرم و ... مورد اشاره و تاكيد و تصريح قرار گرفته است. بلاي خانمانسوز اباحيگري، روزمرهگي، عملزدگي و انفعال كه به جان بخش قابل ملاحظهاي از مسئولين اجرائي مخاطب مقام معظم رهبري افتاده است مجال تحقق آرمانهاي اخلاقي انقلاب اسلامي را تهديد ميكند. متاسفانه اين خلاء و بيتفاوتي در طي اين سالها و در دولتهاي مختلف با شدت و ضعف كم و بيش ادامه داشته و با كمال تاسف بايستي اقرار كرد كه در دولت فعلي نيز عليرغم تصريح و تاكيد مقام معظم رهبري اين مسئله ناديده انگاشته شده و يا حداقل اين است كه مورد توجه و اهتمام جدي قرار نگرفته است.
همچنين جمعي از تظاهراتكنندگان كه از گروههاي دانشآموزي بودند فرياد زدند:فيتيله جمعه تعطيله محكوم بايد گردد،وزارت ارشاد مارا نكن دشمن شاد
علي مطهري: وجود اصلاحطلبان براي جمهوري اسلامي يك نعمت است
ایلنا: فرزند شهيد مطهري معتقد است استاد مطهري يك اصلاحطلب اصولگرا بود و افكار و انديشههاي ايشان ميتواند حلقه وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار گيرد.
به گزارش خبرنگار ايلنا ،علي مطهري در ديدار با جوانان مجمع نيروهاي خط امام(ره) با بيان اينكه شهيد مطهري يك اصلاحطلب اصولگرا بود اظهار داشت: اگر بخواهيم شهيد مطهري را با اصطلاحات امروز تعريف كنيم، معتقدم كه ايشان يك مصلح اصولگرا بودند و همين ويژگي برتر ايشان در ميان بسياري از متفكران و روشنفكران زمان خودشان بود.
وي افزود:شهيد مطهري ضمن اصلاحطلب بودن، اصلاح خودشان را هميشه بر مبنا و اصول انجام ميدادند و هيچوقت از چارچوب اسلام و مكتب خارج نميشدند و در واقع آنچه ميتواند توجيهكننده همه فعاليتهاي فكري و اجتماعي استاد مطهري باشد و مانند نخ تسبيح همه جبنههاي شخصيتي ايشان و تلاش و كار ايشان را توجيه كند همين مساله مصلح بودن شهيد مطهري است.
وي با بيان اينكه همه مصلحان و روشنفكران معاصر در تشخيص دردها خوب عمل ميكند و نظر مشترك دارند اما در ارائه درمان متفاوتند گفت: خصوصيت بارز شهيد مطهري اين بود كه راهحلها را از متن اسلام استخراج ميكرد و بر اين مساله تاكيد داشت كه مبادا خيال كنيم اسلام براي اداره جامعه امروز متناسب نيست.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه هدف شهيد مطهري از تحصيل علم فلسفه، تفسير قرآن و مشخص شدن در حوزههاي مختلف علوم انساني مقدمه قرار دادن اين ابزار براي اصلاح اجتماع بود گفت: شهيد مطهري معتقد بود كه اصلاح اجتماعي بدون اصلاح فكري نميتواند مفيد و موثر باشد و تا زماني كه جامعه اصلاح نشود يك جهانبيني درست نداشته باشد اصلاحات اجتماعي به نتيجه مورد نظر نميرسد.
مطهري با بيان اينكه شهيد مطهري اسلام را به عنوان يك ايدئولوژي مكتبي كه اعضا و اجزا مختلفي دارد كه بايد با هم هماهنگ باشند ميدانست گفت: مطهري معتقد بود اسلام مانند هر مكتب ديگري نظام جزايي-حقوقي،فرهنگي،اقتصادي و نظام سياسي دارد و ايشان به دنبال اين بود كه مكتبهاي مختلفي اسلام را به جامعه عرضه كند و مثل يك مانيفست براي نهضت و انقلاب داشته باشد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: از يادداشتهاي ايشان پس از 15 خرداد 1342 ميتوان فهميد كه شهيد مطهري در آن زمان پي به كاستيهايي در نهضت برده بودند كاستيهايي كه در صورت پيروزي، نهضت را به دليل نداشتن كادر لازم براي اداره كشور و مدون نبودن يك ايدئولوژي با مشكل مواجه ميكرد و لذا پس از 15 خرداد 42 تا سال 57 كه انقلاب به پيروزي رسيد، شهيد مطهري براي برطرف كردن اين نقص يك كار ايدئولوژيك و فشرده را انجام دادند.
وي با اشاره به انديشههاي سيدجمال اسدآبادي و مزايا و ايرادات انديشه سيدجمال از نظر شهيد مطهري گفت: شهيد مطهري ضمن بحث درباره مزاياي انديشههاي سيدجمال يكي از ايرادات او را اين ميداند كه سيدجمال نتوانست اسلام را به زبان روز عرضه كند و اينكه ما ادعا ميكنيم اسلام قادر به اداره جامعه تا قيامت است پس بايد بتوانيم اين يك نظام اسلام را كه كليات آن در قرآن آمده به زبان روز درآورده و به دنيا عرضه كنيم كه سيدجمال موافق به انجام اين كار نشد اما شهيد مطهري تا حدودي توانست اين كار ار انجام دهد.
مطهري تاكيد كرد: براي ادامه راه انقلاب بايد راه اصلاحطلبي مبتني بر اصولگرايي را در پيش بگيريم. اصلاحاتي كه مبتني بر اصولي باشد كه از اسلام گرفتهايم.
وي با بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا نقاط قوت و ضعفي دارند در مورد نقاط قوت و ضعف جريان اصلاحطلب گفت: جريان اصلاحطلبي روي مساله آزادي بيان و انديشه تاكيد فراوان و خوبي دارد و از طرفي بر حفظ ساير ارزشها تاكيد لازم را ندارد و شايد بتوانيم بگوييم ارزش بيش از حدي براي آزاديهاي اجتماعي قائل شده و مرزي ميان آزادي اجتماعي وبيبندوباري را مشخص و روشن نميكند.
نماينده اصولگراي مجلس بيتوجهي اصولگرايان به مساله آزادي بيان را در نقاط ضعف جريان اصولگرا دانست و گفت: اكثريت اصولگرايان توجه كافي به مساله آزادي بيان ندارند و هر تعداد روزنامه هم كه توقيف شود برايشان امري عادي است و هيچ اعتراضي از طرف آنها صورت نميگيرد و يا مساله برداشت از ولايت فقيه كه ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان دوگونه است.
وي با اشاره به نظريه شهيد مطهري در خصوص ولايت فقيه و بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا ادعا ميكنند كه پيرو افكار ايشان هستند گفت: اگر آنچنان كه ادعا ميكنند پيرو انديشههاي شهيد مطهري هستند بايد ببينند كه چقدر انديشههايشان با افكار مطهري مطابقت دارد و سعي كنند اصول خود را با اصول ايشان منطبق كنند.
فرزند شهيد مطهري افزود: من معتقدم كه خود استاد مطهري ميتواند حلقه وحدت و يك منشا وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار بگيرد چراكه هر دو گروه ادعاي پيروي از خط امام و رهبري را دارند و اينگونه ميتوان ديد كه بالاخره كدام گروه صادقتر و بر خط امام منطبقتر است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به موضعگيريهاي اصلاحطلبانه شهيد مطهري در خصوص خرافات رايج در جامعه گفت: موضعگيريهاي شهيد مطهري هيچگاه بر اساس احساس نبوده و ايشان معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه به مبارزه با تحريفات و خرافات رايج در جامعه بپردازد و لذا ايشان درباره تحريفاتي كه در حادثه كربلا رخ داده خيلي جدي چهار جلسه سخنراني ميكنند و نمونههايي از اين تحريفات را بيان ميكنند چراكه معتقد بودند اين وظيفه يك مسلمان است كه هرگاه بدعتها در دين پيدا شد بر عالم است كه علم خودش را آشكار كند و اگر اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد.
وي ادامه داد: ايشان درباره برخي از سنتهاي ملي مانند چهارشنبهسوري كه آيا مبناي عقلي دارد يا ندارد؟ و با توجه به عقايد ما آيا يك عمل شركآميز است يا نه و اگر پدران ما اين كار را انجام ميدادند ما بايد از آنها تقليد كنيم، بحثها و صحبتهايي را در اين مورد داشتهاند و چون معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كند برايشان مهم نبود كه موقعيت اجتماعيشان تنزل پيدا كند.
نمانده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: شهيد مطهري كسي نبود كه كاري را براي خوشآمد جامعه و يا خوشحال كردن عدهاي انجام دهد و لذا موضعگيريهاي ايشان در دهه 40 و 50 را كه مقايسه ميكنيد ميبينيد كه در دهه 40 مطهري به عنوان يك روحاني اصلاحطلب، متجدد، روشنفكر امروزي شناخته ميشده و كسي كه درباره مساله حجاب و تحريفات حادثه كربلا كتاب نوشته و درباره اسلام و نيازهاي روز بحث كرده است و در دهه 50 وقتي متوجه انحرافات فكري مجاهدين خلق ميشود و در مقابل آنها ميايستد همان جوانان و دانشجويان كه در دهه 40 براي سخنراني ايشان در دانشگاه التماس ميكردند و سرو دست ميشكستند نسبت به ايشان موضعگيري ميكنند و موج شايعات و تبليغات و تهمتها عليه ايشان شروع ميشود و در اين شرايط تنها چيزي كه براي ايشان مهم بود مصلحت جامعه است.
مطهري با بيان اينكه بايد هميشه به اصول پايبند بود گفت: اگر اصلاحطلب هستيم، اصلاحات خودمان را بر يك مبناي شناخته شده قرار بدهيم، اگر اصولگرا هستيم اصول مورد نظرمان را كه قرار است به آن پايبند باشيم مشخص كنيم.
وي با بيان اينكه يكي از اصول مهم اصولگرايي، اصلاحطلبي است گفت: اصلاحطلبي يعني امر به معروف و نهي از منكر و به عقيده من مرزي ميان اصولگرا و اصلاحطلب وجود ندارد و هم اصولگرايي حتما بايد اصلاحطلب باشد و هم اصلاحطلبي حتما بايد اصلاحاتش را براساس يك اصولي انجام دهد. چون اصلاحطلبي بدون اصول يعني هرج و مرج و اينكه ما بخواهيم براساس سليقه و ميل خودمان اصلاحاتي را انجام بدهيم امري موجه نيست و اصولگرايي كه اصلا نخواهد اصلاحطلب باشد معنا ندارد.
مطهري با بيان اينكه ميان شخصيتهاي معتدل اصولگرا و شخصيتهاي معتدل اصلاحطلبان فاصله چنداني نيست بر مبنا قرار دادن افكار و انديشههاي شهيد مطهري براي ايجاد وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان تاكيد كرد و گفت: مثلا شهيد مطهري بر مساله عدالت، آزادي بيان، آزادي تفكر و آزاديهاي اجتماعي به معناي درست خودش، مساله استقلال فرهنگي و مكتبي، نقش زن در جامعه و اصل ولايت فقيه با برداشتي صحيح تاكيد داشتند كه اينها ميتواند مبناي وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار گيرد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در خصوص تحليلهاي ارائه شده پيرامون حذف جريان اصلاحات و تقسيم اصولگرايان به دو دسته و جايگزين شدن اصولگرايان معتدل به جاي اصلاحطلبان با بيان اينكه گرچه گروهي به دنبال حذف اصلاحطلبان از عرصه سياسي كشور هستند اما در ميان اصولگرايان كه تعداد قابل توجهي هم ميشوند معترف به حضور اصلاحطلبان بوده و تعامل اصولگرايان معتدل در مجلس با اقليت اصلاحطلب بسيار خوب است گفت: نظام از وجود اصلاحطلبان استقبال ميكند و وجود يك گروه منتقد در برابر دولت براي حكومت يك نعمت است. اگر حكومتي منتقد جدي نداشته باشد دچار خودكامگي ميشود و قدرت مطلق هميشه فساد ميآورد بنابراين وجود منتقدان از جمله اصلاحطلبان براي جمهوري اسلامي يك نعمت است.
وي در خصوص جايگزين شدن اصولگرايان به جاي اصلاحطلبان گفت: حذف يك جريان و جايگزين كردن جرياني ديگر به جاي آن تصميمي نيست كه كسي بتواند بگيرد و گرايش و قضاوت مردم در اين مسائل مهم است و اگر اصلاحطلبان پايگاه اجتماعي قابل توجهي داشته باشند قابل حذف نيستند و اين مسائل مربوط به روح و وجدان جامعه است و اين تحول بايد در جامعه صورت بگيرد.
مطهري در خصوص عوض شدن رهبري اصلاحطلبان و رد صلاحيت شدن رهبران اصلاحطلب گفت: اگر شخصيتها پايگاه اجتماعي محكمي داشته باشند نميتوان به راحتي آنها را رد صلاحيت كرد و رد صلاحيت كردن كسي كه به شخصيت ملي تبديل شده باشد به آساني صورتپذير نيست.
وي با تاكيد بر اينكه ميان اصلاحطلبان معتدل و اصولگرايان معتدل فاصله زيادي نيست گفت: نياز جامعه به اين سمت ميرود كه از تندرويهاي هر دو گروه كاسته شود و احساس من اين است كه جامعه تشنه يك گروه سوم است، گروهي كه تلفيقي از اصلاحطلبان و اصولگرايان با اصول فكري و آرمانهاي مشخص و روشن باشد.
مطهري در خصوص بازگشت اصلاحطلبان به عرصه قدرت گفت: اگر اصلاحطلبان انتظار برخورد محبتآميز از طرف نظام دارند بايد يك گام مثبت بردارند و همانطور كه به دولت انتقاد ميكنند و ميگويند در كجاها اشتفاه كرده است به اشتباهاتي كه در مشي سياسي آنها وجود دارد هم اعتراف كنند و بگويند كه قبلا آقاي موسوي هم اشتباه كرد كه ادعاي تقلب در انتخابات كرد و مردم را به حضور در خيابان تشويق كرد تا اينگونه احساس رعايت انصاف پيدا شود و دلها به هم نزديكتر شده و زمينه حضور آنها در عرصه سياسي كشور فراهم شود.
وي در پايان به جوانان مجمع نيروهاي خط امام توصيه كرد فعاليت حزبي خود را به عنوان يك وظيفه ديني ادامه دهند و اجازه ندهند ناملايمات سياسي موجب نااميدي آنها شود و به تقويت مباني فكري و اعتقادي خود بپردازند و براي هر عمل سياسي خود يك توجيه فكري داشته باشند
به گزارش خبرنگار ايلنا ،علي مطهري در ديدار با جوانان مجمع نيروهاي خط امام(ره) با بيان اينكه شهيد مطهري يك اصلاحطلب اصولگرا بود اظهار داشت: اگر بخواهيم شهيد مطهري را با اصطلاحات امروز تعريف كنيم، معتقدم كه ايشان يك مصلح اصولگرا بودند و همين ويژگي برتر ايشان در ميان بسياري از متفكران و روشنفكران زمان خودشان بود.
وي افزود:شهيد مطهري ضمن اصلاحطلب بودن، اصلاح خودشان را هميشه بر مبنا و اصول انجام ميدادند و هيچوقت از چارچوب اسلام و مكتب خارج نميشدند و در واقع آنچه ميتواند توجيهكننده همه فعاليتهاي فكري و اجتماعي استاد مطهري باشد و مانند نخ تسبيح همه جبنههاي شخصيتي ايشان و تلاش و كار ايشان را توجيه كند همين مساله مصلح بودن شهيد مطهري است.
وي با بيان اينكه همه مصلحان و روشنفكران معاصر در تشخيص دردها خوب عمل ميكند و نظر مشترك دارند اما در ارائه درمان متفاوتند گفت: خصوصيت بارز شهيد مطهري اين بود كه راهحلها را از متن اسلام استخراج ميكرد و بر اين مساله تاكيد داشت كه مبادا خيال كنيم اسلام براي اداره جامعه امروز متناسب نيست.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه هدف شهيد مطهري از تحصيل علم فلسفه، تفسير قرآن و مشخص شدن در حوزههاي مختلف علوم انساني مقدمه قرار دادن اين ابزار براي اصلاح اجتماع بود گفت: شهيد مطهري معتقد بود كه اصلاح اجتماعي بدون اصلاح فكري نميتواند مفيد و موثر باشد و تا زماني كه جامعه اصلاح نشود يك جهانبيني درست نداشته باشد اصلاحات اجتماعي به نتيجه مورد نظر نميرسد.
مطهري با بيان اينكه شهيد مطهري اسلام را به عنوان يك ايدئولوژي مكتبي كه اعضا و اجزا مختلفي دارد كه بايد با هم هماهنگ باشند ميدانست گفت: مطهري معتقد بود اسلام مانند هر مكتب ديگري نظام جزايي-حقوقي،فرهنگي،اقتصادي و نظام سياسي دارد و ايشان به دنبال اين بود كه مكتبهاي مختلفي اسلام را به جامعه عرضه كند و مثل يك مانيفست براي نهضت و انقلاب داشته باشد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: از يادداشتهاي ايشان پس از 15 خرداد 1342 ميتوان فهميد كه شهيد مطهري در آن زمان پي به كاستيهايي در نهضت برده بودند كاستيهايي كه در صورت پيروزي، نهضت را به دليل نداشتن كادر لازم براي اداره كشور و مدون نبودن يك ايدئولوژي با مشكل مواجه ميكرد و لذا پس از 15 خرداد 42 تا سال 57 كه انقلاب به پيروزي رسيد، شهيد مطهري براي برطرف كردن اين نقص يك كار ايدئولوژيك و فشرده را انجام دادند.
وي با اشاره به انديشههاي سيدجمال اسدآبادي و مزايا و ايرادات انديشه سيدجمال از نظر شهيد مطهري گفت: شهيد مطهري ضمن بحث درباره مزاياي انديشههاي سيدجمال يكي از ايرادات او را اين ميداند كه سيدجمال نتوانست اسلام را به زبان روز عرضه كند و اينكه ما ادعا ميكنيم اسلام قادر به اداره جامعه تا قيامت است پس بايد بتوانيم اين يك نظام اسلام را كه كليات آن در قرآن آمده به زبان روز درآورده و به دنيا عرضه كنيم كه سيدجمال موافق به انجام اين كار نشد اما شهيد مطهري تا حدودي توانست اين كار ار انجام دهد.
مطهري تاكيد كرد: براي ادامه راه انقلاب بايد راه اصلاحطلبي مبتني بر اصولگرايي را در پيش بگيريم. اصلاحاتي كه مبتني بر اصولي باشد كه از اسلام گرفتهايم.
وي با بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا نقاط قوت و ضعفي دارند در مورد نقاط قوت و ضعف جريان اصلاحطلب گفت: جريان اصلاحطلبي روي مساله آزادي بيان و انديشه تاكيد فراوان و خوبي دارد و از طرفي بر حفظ ساير ارزشها تاكيد لازم را ندارد و شايد بتوانيم بگوييم ارزش بيش از حدي براي آزاديهاي اجتماعي قائل شده و مرزي ميان آزادي اجتماعي وبيبندوباري را مشخص و روشن نميكند.
نماينده اصولگراي مجلس بيتوجهي اصولگرايان به مساله آزادي بيان را در نقاط ضعف جريان اصولگرا دانست و گفت: اكثريت اصولگرايان توجه كافي به مساله آزادي بيان ندارند و هر تعداد روزنامه هم كه توقيف شود برايشان امري عادي است و هيچ اعتراضي از طرف آنها صورت نميگيرد و يا مساله برداشت از ولايت فقيه كه ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان دوگونه است.
وي با اشاره به نظريه شهيد مطهري در خصوص ولايت فقيه و بيان اينكه هر دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا ادعا ميكنند كه پيرو افكار ايشان هستند گفت: اگر آنچنان كه ادعا ميكنند پيرو انديشههاي شهيد مطهري هستند بايد ببينند كه چقدر انديشههايشان با افكار مطهري مطابقت دارد و سعي كنند اصول خود را با اصول ايشان منطبق كنند.
فرزند شهيد مطهري افزود: من معتقدم كه خود استاد مطهري ميتواند حلقه وحدت و يك منشا وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار بگيرد چراكه هر دو گروه ادعاي پيروي از خط امام و رهبري را دارند و اينگونه ميتوان ديد كه بالاخره كدام گروه صادقتر و بر خط امام منطبقتر است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به موضعگيريهاي اصلاحطلبانه شهيد مطهري در خصوص خرافات رايج در جامعه گفت: موضعگيريهاي شهيد مطهري هيچگاه بر اساس احساس نبوده و ايشان معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه به مبارزه با تحريفات و خرافات رايج در جامعه بپردازد و لذا ايشان درباره تحريفاتي كه در حادثه كربلا رخ داده خيلي جدي چهار جلسه سخنراني ميكنند و نمونههايي از اين تحريفات را بيان ميكنند چراكه معتقد بودند اين وظيفه يك مسلمان است كه هرگاه بدعتها در دين پيدا شد بر عالم است كه علم خودش را آشكار كند و اگر اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد.
وي ادامه داد: ايشان درباره برخي از سنتهاي ملي مانند چهارشنبهسوري كه آيا مبناي عقلي دارد يا ندارد؟ و با توجه به عقايد ما آيا يك عمل شركآميز است يا نه و اگر پدران ما اين كار را انجام ميدادند ما بايد از آنها تقليد كنيم، بحثها و صحبتهايي را در اين مورد داشتهاند و چون معتقد بودند كه مصلح واقعي كسي است كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كند برايشان مهم نبود كه موقعيت اجتماعيشان تنزل پيدا كند.
نمانده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: شهيد مطهري كسي نبود كه كاري را براي خوشآمد جامعه و يا خوشحال كردن عدهاي انجام دهد و لذا موضعگيريهاي ايشان در دهه 40 و 50 را كه مقايسه ميكنيد ميبينيد كه در دهه 40 مطهري به عنوان يك روحاني اصلاحطلب، متجدد، روشنفكر امروزي شناخته ميشده و كسي كه درباره مساله حجاب و تحريفات حادثه كربلا كتاب نوشته و درباره اسلام و نيازهاي روز بحث كرده است و در دهه 50 وقتي متوجه انحرافات فكري مجاهدين خلق ميشود و در مقابل آنها ميايستد همان جوانان و دانشجويان كه در دهه 40 براي سخنراني ايشان در دانشگاه التماس ميكردند و سرو دست ميشكستند نسبت به ايشان موضعگيري ميكنند و موج شايعات و تبليغات و تهمتها عليه ايشان شروع ميشود و در اين شرايط تنها چيزي كه براي ايشان مهم بود مصلحت جامعه است.
مطهري با بيان اينكه بايد هميشه به اصول پايبند بود گفت: اگر اصلاحطلب هستيم، اصلاحات خودمان را بر يك مبناي شناخته شده قرار بدهيم، اگر اصولگرا هستيم اصول مورد نظرمان را كه قرار است به آن پايبند باشيم مشخص كنيم.
وي با بيان اينكه يكي از اصول مهم اصولگرايي، اصلاحطلبي است گفت: اصلاحطلبي يعني امر به معروف و نهي از منكر و به عقيده من مرزي ميان اصولگرا و اصلاحطلب وجود ندارد و هم اصولگرايي حتما بايد اصلاحطلب باشد و هم اصلاحطلبي حتما بايد اصلاحاتش را براساس يك اصولي انجام دهد. چون اصلاحطلبي بدون اصول يعني هرج و مرج و اينكه ما بخواهيم براساس سليقه و ميل خودمان اصلاحاتي را انجام بدهيم امري موجه نيست و اصولگرايي كه اصلا نخواهد اصلاحطلب باشد معنا ندارد.
مطهري با بيان اينكه ميان شخصيتهاي معتدل اصولگرا و شخصيتهاي معتدل اصلاحطلبان فاصله چنداني نيست بر مبنا قرار دادن افكار و انديشههاي شهيد مطهري براي ايجاد وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان تاكيد كرد و گفت: مثلا شهيد مطهري بر مساله عدالت، آزادي بيان، آزادي تفكر و آزاديهاي اجتماعي به معناي درست خودش، مساله استقلال فرهنگي و مكتبي، نقش زن در جامعه و اصل ولايت فقيه با برداشتي صحيح تاكيد داشتند كه اينها ميتواند مبناي وحدت ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان قرار گيرد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در خصوص تحليلهاي ارائه شده پيرامون حذف جريان اصلاحات و تقسيم اصولگرايان به دو دسته و جايگزين شدن اصولگرايان معتدل به جاي اصلاحطلبان با بيان اينكه گرچه گروهي به دنبال حذف اصلاحطلبان از عرصه سياسي كشور هستند اما در ميان اصولگرايان كه تعداد قابل توجهي هم ميشوند معترف به حضور اصلاحطلبان بوده و تعامل اصولگرايان معتدل در مجلس با اقليت اصلاحطلب بسيار خوب است گفت: نظام از وجود اصلاحطلبان استقبال ميكند و وجود يك گروه منتقد در برابر دولت براي حكومت يك نعمت است. اگر حكومتي منتقد جدي نداشته باشد دچار خودكامگي ميشود و قدرت مطلق هميشه فساد ميآورد بنابراين وجود منتقدان از جمله اصلاحطلبان براي جمهوري اسلامي يك نعمت است.
وي در خصوص جايگزين شدن اصولگرايان به جاي اصلاحطلبان گفت: حذف يك جريان و جايگزين كردن جرياني ديگر به جاي آن تصميمي نيست كه كسي بتواند بگيرد و گرايش و قضاوت مردم در اين مسائل مهم است و اگر اصلاحطلبان پايگاه اجتماعي قابل توجهي داشته باشند قابل حذف نيستند و اين مسائل مربوط به روح و وجدان جامعه است و اين تحول بايد در جامعه صورت بگيرد.
مطهري در خصوص عوض شدن رهبري اصلاحطلبان و رد صلاحيت شدن رهبران اصلاحطلب گفت: اگر شخصيتها پايگاه اجتماعي محكمي داشته باشند نميتوان به راحتي آنها را رد صلاحيت كرد و رد صلاحيت كردن كسي كه به شخصيت ملي تبديل شده باشد به آساني صورتپذير نيست.
وي با تاكيد بر اينكه ميان اصلاحطلبان معتدل و اصولگرايان معتدل فاصله زيادي نيست گفت: نياز جامعه به اين سمت ميرود كه از تندرويهاي هر دو گروه كاسته شود و احساس من اين است كه جامعه تشنه يك گروه سوم است، گروهي كه تلفيقي از اصلاحطلبان و اصولگرايان با اصول فكري و آرمانهاي مشخص و روشن باشد.
مطهري در خصوص بازگشت اصلاحطلبان به عرصه قدرت گفت: اگر اصلاحطلبان انتظار برخورد محبتآميز از طرف نظام دارند بايد يك گام مثبت بردارند و همانطور كه به دولت انتقاد ميكنند و ميگويند در كجاها اشتفاه كرده است به اشتباهاتي كه در مشي سياسي آنها وجود دارد هم اعتراف كنند و بگويند كه قبلا آقاي موسوي هم اشتباه كرد كه ادعاي تقلب در انتخابات كرد و مردم را به حضور در خيابان تشويق كرد تا اينگونه احساس رعايت انصاف پيدا شود و دلها به هم نزديكتر شده و زمينه حضور آنها در عرصه سياسي كشور فراهم شود.
وي در پايان به جوانان مجمع نيروهاي خط امام توصيه كرد فعاليت حزبي خود را به عنوان يك وظيفه ديني ادامه دهند و اجازه ندهند ناملايمات سياسي موجب نااميدي آنها شود و به تقويت مباني فكري و اعتقادي خود بپردازند و براي هر عمل سياسي خود يك توجيه فكري داشته باشند
دفاع جواد لاریجانی از عملکرد بین المللی احمدی نژاد/حیف است رئیس جمهور فقط برای 2 دوره باشد
ایلنا،محمدجواد لاریجانی، در نخستین کنگره ملی علامه امامی مازندرانی درشهرستان بابل با بیان اینکه ولایتدارای دو مبنای اصول و فروع دین است گفت: جنبه عملی ولایت بسیار حائز اهمیت است که در گذشته مغفول بوده است.
به گزارش ایلنا دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه شروع انحرافات پس از دهمین دوره رریاست جمهوری را از دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دانست و خاطر نشان کرد: در آن دوره عدهای آمدند و گفتند این طور نمیتوانیم همانند کشورهای دیگر پیشرفت کنیم چون اسلام برای زندگی خصوصی است و ما باید حکومتمان را سکولار قرار دهیم.
وی با بیان اینکه وقتی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد دشمنان بیان میکردند روحانیت نمیتواند مملکت را هدایت کند گفت: در حالی که در طول سی سال گذشته روحانیت در تمامی عرصههای مدیریتی و اجرایی نقش آفرین بوده و خدمات بسیار زیادی را به جامعه ارائه کرده است.
وی ادامه داد: دشمنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی میگفتند نظامی که بر پایه اسلام و روحانیت شکل گرفته حکومتی خواهد بود که فاقد توانایی است و اینگونه مسائل نیز پس از انقلاب اسلامی در زمان دوم خرداد با پول بیتالمال بیان میشد؛ ولی امروز همان دشمنان میبینند ایران اسلامی به عنوان یک قدرت برتر منطقهای نقش آفرینی میکند.
لاریجانی تشخیص ملاکهای ولایت را از دیگر ملاکهای بیان شده در بحث ولایت عنوان کرد و افزود: تشخیص مصداق در مساله ولایت نیز اهمیت ویژهای دارد که در همین مورد افرادی هستند که مساله ولایت را به راحتی بیان میکنند و حتی قبول هم دارند؛ اما مصداق آن را به خوبی نمیشناسند.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه با بیان اینکه دشمن هیچگاه به مرزهای ما حمله نخواهد کرد گفت: دشمن به دنبال تضعیف جایگاه ولایت است و به این جایگاه حمله می کند و اینجاست که نقش حصون اسلام با اهمیت است.
لاریجانی در ادامه با بیان اینکه در بیش از 90درصد احادیث به مساله ولایت اشاره شده افزود: شاخصههای سیاست بحث ولایت است.
وی با اشاره به اینکه در بحث ولایت که از هدایتهای الهی مجموعا چهار مورد استنباط صورت میگیرد خاطر نشان کرد:محور اول این است که ولایت را بدانیم یعنی مبنای مشروعیت سیطره را در حکومت درک کنیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود انحراف را چالش بزرگ جامعه ما عنوان کرد و گفت: علمای دین که به عنوان برج باروی دین هستند در مبارزه با انحراف وظیفه سنگینی دارند.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه با اشاره به مصداقهای بازر انحراف در اوایل پیروزی انقلاب گفت:در آن زمان بچه مسلمانها دو گروه بودند یکی طرفدار اندیشههای حضرت امام و دیگری طرفداران اندیشه افرادی نظیر مرحوم بازرگان و شریعتی بودند که آنها اعتقاد داشتند دین باید همراه با مبارزه و علم همراه باشد.
لاریجانی با اشاره به اینکه طرفداران دین همراه با مبارزه موافق اسلام منهای روحانیت بودند خاطر نشان کرد: آنها همانند شریعتی معتقد بودند که اسلام متولی نمی خواهد همانند شریعتی که برای فقه ارزشی قائل نبود.
وی با تاکید بر اینکه روحانیت نظام اسلامی با روحانیان مسیحی کاملا متفاوت هستند بیان داشت: روحانیت ما مردمی است و از بطن مردم برخواسته است.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه اسلام منهای روحانیت را زمینه ایجاد انحرافات دانست و تصریح کرد: با حذف روحانیت دین نیز حذف خواهد شد.
لاریجانی در ادامه به انحرافات ایجاد شده پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اشاره کرد و ادامه داد: متاسفانه کسانی که در جبهه و جنگ حضور داشتند و خدمات بسیاری نیز در طول دوران انقلاب از خود نشان دادند دچار انحراف شدند و آرام آرام نیز به نفاق رسیدند و به بهانه انتخابات از پشت به نظام خنجر زدند که با این اقدام همان جریان منافقان ابتدای انقلاب تکرار شد.
لاریجانی شروع انحرافات پس از دهمین دوره رریاست جمهوری را از دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دانست و خاطر نشان کرد: در آن دوره عدهای آمدند و گفتند این طور نمیتوانیم همانند کشورهای دیگر پیشرفت کنیم چون اسلام برای زندگی خصوصی است و ما باید حکومتمان را سکولار قرار دهیم.
وی ادامه داد: حزب کارگزاران سازندگی اظهار میکرد ما بچه مسلمانهایی هستیم که طرفدار نظام سکولار هستیم که این افراد همانند همان بچه مسلمانهای قبل از انقلاب بودند که منافقین را تشکیل دادند.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در ادامه افزود: در زمان امام خمینی (ره) همین آقای موسوی طرفدار فقه پویا بود که تاکید میکرد این فقه نباید در قوانین ما بیاید که امام (ره) گفتند فقه ما سنتی و جواهری است.
وی با بیان اینکه امروز غربی ها جهان گشایی لیبرال را دارند دامن میزنند گفت: این اقدام غربیها عین همان مارکسیستها است.
به گزارش ایلنا، محمد جواد لاریجانی همچنین در جمع فرمانداران و اعضای ستادی استانداری مازندران گفت:راهی که ایران برای دستیابی به انرژی هستهای گذرانده است طولانی بود چون با به دنبال تهیه سوخت و استفاده علمی بوده است.
وی به ضرورت استفاده ایران به انرژی هستهای با محوریت علمی اشاره کرد و گفت: ممانعت کشورهای غربی به دلیل این است که میخواهند ایران به آنها وابسته باشد.
دبیر ستاد حقوق بشر و مشاوره امور بینالملل رئیس قوه قضاییه یادآور شد: بسیاری از کشورهای جهان سوم هنوز به انرژی هستهای دست نیافتند اما جمهوری اسلامی به عنوان یکی از کشورهایی که در برابر غربیها برای به دست آوردن حقش تلاش کرده است.
لاریجانی با تعبیر این نکته که پای ایران در این بخش ضعیف نیست، افزود: غرب در صورتی به ایران میگوید که ما به شما انرژی میدهیم در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر که سیاستهای اسلامزدایی را به شدت پیگیری کرده است، این انرژی را در اختیار آنها قرار نمیدهد.
وی ادامه داد: نخستین بار است که ایران از تشکیل مونوپلی در بخش انرژی هستهای خطرناک و ذلتبار جلوگیری کند که حضور و سخنرانی احمدینژاد در نیویورک بسیار خوب و حساب شده بود.
لاریجانی یادآور شد: برنامههای هستهای ایران از لحاظ فنی بسیار جلوتر از هند و پاکستان است که برخی از دوستان میدانند که راه و برنامههای ایران در بحث انرژی هستهای از لحاظ فنی بسیار پیشرفته است.
وی با دفاع از عملکرد احمدینژاد در مجامع بینالمللی تصریح کرد: حیف است که رئیس جمهوری فقط دو دوره است چون عملکرد احمدینژاد در این دوره بهتر از دوره قبل بوده است.
لاریجانی با تعبیر این نکته که پای ایران در این بخش ضعیف نیست، افزود: غرب در صورتی به ایران میگوید که ما به شما انرژی میدهیم در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر که سیاستهای اسلامزدایی را به شدت پیگیری کرده است، این انرژی را در اختیار آنها قرار نمیدهد
به گزارش ایلنا دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه شروع انحرافات پس از دهمین دوره رریاست جمهوری را از دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دانست و خاطر نشان کرد: در آن دوره عدهای آمدند و گفتند این طور نمیتوانیم همانند کشورهای دیگر پیشرفت کنیم چون اسلام برای زندگی خصوصی است و ما باید حکومتمان را سکولار قرار دهیم.
وی با بیان اینکه وقتی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد دشمنان بیان میکردند روحانیت نمیتواند مملکت را هدایت کند گفت: در حالی که در طول سی سال گذشته روحانیت در تمامی عرصههای مدیریتی و اجرایی نقش آفرین بوده و خدمات بسیار زیادی را به جامعه ارائه کرده است.
وی ادامه داد: دشمنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی میگفتند نظامی که بر پایه اسلام و روحانیت شکل گرفته حکومتی خواهد بود که فاقد توانایی است و اینگونه مسائل نیز پس از انقلاب اسلامی در زمان دوم خرداد با پول بیتالمال بیان میشد؛ ولی امروز همان دشمنان میبینند ایران اسلامی به عنوان یک قدرت برتر منطقهای نقش آفرینی میکند.
لاریجانی تشخیص ملاکهای ولایت را از دیگر ملاکهای بیان شده در بحث ولایت عنوان کرد و افزود: تشخیص مصداق در مساله ولایت نیز اهمیت ویژهای دارد که در همین مورد افرادی هستند که مساله ولایت را به راحتی بیان میکنند و حتی قبول هم دارند؛ اما مصداق آن را به خوبی نمیشناسند.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه با بیان اینکه دشمن هیچگاه به مرزهای ما حمله نخواهد کرد گفت: دشمن به دنبال تضعیف جایگاه ولایت است و به این جایگاه حمله می کند و اینجاست که نقش حصون اسلام با اهمیت است.
لاریجانی در ادامه با بیان اینکه در بیش از 90درصد احادیث به مساله ولایت اشاره شده افزود: شاخصههای سیاست بحث ولایت است.
وی با اشاره به اینکه در بحث ولایت که از هدایتهای الهی مجموعا چهار مورد استنباط صورت میگیرد خاطر نشان کرد:محور اول این است که ولایت را بدانیم یعنی مبنای مشروعیت سیطره را در حکومت درک کنیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود انحراف را چالش بزرگ جامعه ما عنوان کرد و گفت: علمای دین که به عنوان برج باروی دین هستند در مبارزه با انحراف وظیفه سنگینی دارند.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه با اشاره به مصداقهای بازر انحراف در اوایل پیروزی انقلاب گفت:در آن زمان بچه مسلمانها دو گروه بودند یکی طرفدار اندیشههای حضرت امام و دیگری طرفداران اندیشه افرادی نظیر مرحوم بازرگان و شریعتی بودند که آنها اعتقاد داشتند دین باید همراه با مبارزه و علم همراه باشد.
لاریجانی با اشاره به اینکه طرفداران دین همراه با مبارزه موافق اسلام منهای روحانیت بودند خاطر نشان کرد: آنها همانند شریعتی معتقد بودند که اسلام متولی نمی خواهد همانند شریعتی که برای فقه ارزشی قائل نبود.
وی با تاکید بر اینکه روحانیت نظام اسلامی با روحانیان مسیحی کاملا متفاوت هستند بیان داشت: روحانیت ما مردمی است و از بطن مردم برخواسته است.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه اسلام منهای روحانیت را زمینه ایجاد انحرافات دانست و تصریح کرد: با حذف روحانیت دین نیز حذف خواهد شد.
لاریجانی در ادامه به انحرافات ایجاد شده پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اشاره کرد و ادامه داد: متاسفانه کسانی که در جبهه و جنگ حضور داشتند و خدمات بسیاری نیز در طول دوران انقلاب از خود نشان دادند دچار انحراف شدند و آرام آرام نیز به نفاق رسیدند و به بهانه انتخابات از پشت به نظام خنجر زدند که با این اقدام همان جریان منافقان ابتدای انقلاب تکرار شد.
لاریجانی شروع انحرافات پس از دهمین دوره رریاست جمهوری را از دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دانست و خاطر نشان کرد: در آن دوره عدهای آمدند و گفتند این طور نمیتوانیم همانند کشورهای دیگر پیشرفت کنیم چون اسلام برای زندگی خصوصی است و ما باید حکومتمان را سکولار قرار دهیم.
وی ادامه داد: حزب کارگزاران سازندگی اظهار میکرد ما بچه مسلمانهایی هستیم که طرفدار نظام سکولار هستیم که این افراد همانند همان بچه مسلمانهای قبل از انقلاب بودند که منافقین را تشکیل دادند.
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در ادامه افزود: در زمان امام خمینی (ره) همین آقای موسوی طرفدار فقه پویا بود که تاکید میکرد این فقه نباید در قوانین ما بیاید که امام (ره) گفتند فقه ما سنتی و جواهری است.
وی با بیان اینکه امروز غربی ها جهان گشایی لیبرال را دارند دامن میزنند گفت: این اقدام غربیها عین همان مارکسیستها است.
به گزارش ایلنا، محمد جواد لاریجانی همچنین در جمع فرمانداران و اعضای ستادی استانداری مازندران گفت:راهی که ایران برای دستیابی به انرژی هستهای گذرانده است طولانی بود چون با به دنبال تهیه سوخت و استفاده علمی بوده است.
وی به ضرورت استفاده ایران به انرژی هستهای با محوریت علمی اشاره کرد و گفت: ممانعت کشورهای غربی به دلیل این است که میخواهند ایران به آنها وابسته باشد.
دبیر ستاد حقوق بشر و مشاوره امور بینالملل رئیس قوه قضاییه یادآور شد: بسیاری از کشورهای جهان سوم هنوز به انرژی هستهای دست نیافتند اما جمهوری اسلامی به عنوان یکی از کشورهایی که در برابر غربیها برای به دست آوردن حقش تلاش کرده است.
لاریجانی با تعبیر این نکته که پای ایران در این بخش ضعیف نیست، افزود: غرب در صورتی به ایران میگوید که ما به شما انرژی میدهیم در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر که سیاستهای اسلامزدایی را به شدت پیگیری کرده است، این انرژی را در اختیار آنها قرار نمیدهد.
وی ادامه داد: نخستین بار است که ایران از تشکیل مونوپلی در بخش انرژی هستهای خطرناک و ذلتبار جلوگیری کند که حضور و سخنرانی احمدینژاد در نیویورک بسیار خوب و حساب شده بود.
لاریجانی یادآور شد: برنامههای هستهای ایران از لحاظ فنی بسیار جلوتر از هند و پاکستان است که برخی از دوستان میدانند که راه و برنامههای ایران در بحث انرژی هستهای از لحاظ فنی بسیار پیشرفته است.
وی با دفاع از عملکرد احمدینژاد در مجامع بینالمللی تصریح کرد: حیف است که رئیس جمهوری فقط دو دوره است چون عملکرد احمدینژاد در این دوره بهتر از دوره قبل بوده است.
لاریجانی با تعبیر این نکته که پای ایران در این بخش ضعیف نیست، افزود: غرب در صورتی به ایران میگوید که ما به شما انرژی میدهیم در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر که سیاستهای اسلامزدایی را به شدت پیگیری کرده است، این انرژی را در اختیار آنها قرار نمیدهد
حضور هوشنگ امیر احمدی دلال رابطه ايران و آمريکا در گیلان
هوشنگ امير احمدي ـ ايراني مقيم آمريکا ـ که در اذهان عمومي به عنوان دلال رابطه ايران و آمريکا معروف مي باشد به محل زادگاه خود در روستاي شيخ نشين شهرستان ماسال وارد و با اقوام و دوستان خود ديدار و نشست داشته است که ورود وي در سطح منطقه بازتابهاي متفاوتي داشته است.
به گزارش اتی: نامبرده اواخر سال گذشته (16/12/88) نيز وارد محل زادگاه خود شده و طي نشستهايي ديدگاههاي خود را در بين مردم و اقوام بيان و از عملکرد برخي مسئولين گذشته و حال و همچنين روزنامه "ک" انتقاد داشته است.
امير احمدي درباره رابطه ايران با آمريکا گفته است: «رابطه ايران و آمريکا به نفع ايران است ولي آمريکا براي برقراري رابطه با هر کشوري شرطهايي دارد که مهمترين اين شرطها داشتن پايگاه نظامي در آن کشور است براي مثال کشورهاي کره جنوبي ، ژاپن و ... »
امير احمدي با برخي از افراد با نفوذ و مسئولين شهرستان از جمله نماينده فعلي شهرستانهاي تالش، ماسال و رضوانشهر رابطه داشته و در طرح استاني شدن مناطق غرب استان گيلان (استان تالشستان) فعاليتهاي زيادي کرده است.
منبع: جهان نیوز
به گزارش اتی: نامبرده اواخر سال گذشته (16/12/88) نيز وارد محل زادگاه خود شده و طي نشستهايي ديدگاههاي خود را در بين مردم و اقوام بيان و از عملکرد برخي مسئولين گذشته و حال و همچنين روزنامه "ک" انتقاد داشته است.
امير احمدي درباره رابطه ايران با آمريکا گفته است: «رابطه ايران و آمريکا به نفع ايران است ولي آمريکا براي برقراري رابطه با هر کشوري شرطهايي دارد که مهمترين اين شرطها داشتن پايگاه نظامي در آن کشور است براي مثال کشورهاي کره جنوبي ، ژاپن و ... »
امير احمدي با برخي از افراد با نفوذ و مسئولين شهرستان از جمله نماينده فعلي شهرستانهاي تالش، ماسال و رضوانشهر رابطه داشته و در طرح استاني شدن مناطق غرب استان گيلان (استان تالشستان) فعاليتهاي زيادي کرده است.
منبع: جهان نیوز
«هشداری دیگر» و «رهبر ِ قاتل ِ ساده زیست
دو یادداشت از بصیر نصیبی
1-هوشداری دیگر به فیلمسازان سینمای جمهوری اسلامی
« بگذاريد تنها دغدغه من اين باشد که فيلم آلمانی
برای آلمان چهره قابل احترامی به دست آورد
سخنرانی گوبلز در ماه مه 1933»
من بار ها گفته ام که جمهوری اسلامی یک سیستم مافیایی است که نمی توان آن را با نظام های دیکتاتوری کلاسیک در یک کفه ترازو سنجید. فیلمسازان سینمای جمهوری اسلامی طی 31 سال عمر سراسر ننگ و رسوایی این نظام هرگز نتوانستند راهی پیدا کنند تا خودشان را با خواست آخوندها تطبیق دهند و بدون دردسر کار کنند. فیلمسازان فستیوالی که بیشترین بهرهء سیاسی را به نظام رسانده اند و براین تصور بوده اند که از مقامات رژیم کارت سفید گرفته اند هم اکنون متعجب شده اند که چرا دیگر به آنها بند می کنند؟
اگر ج .اسلامی یک نظام دیکتاتوری کلاسیک بود خب این توقع فیلمسازان هم معنا و مفهومی می یافت، اما وفتی نظامی مافیایی باشد سران نظام هم بدون هیچ ملاحظه ای همدیگر را حذف می کنند و کسی که خودش را بدرون مافیا وصل کند البته منافعی دارد اما نمی تواند به این منافع دلخوش باشد.
اگر روال متداول دیگر نظام های سرکوبگر در ج. اسلامی هم حکم می راند محسن مخملباف، که هم سینمای اسلامی شان را بنیان گذاشته، هم از دل این نظام برخواسته است، و هم در زندان ها تواب سازی کرده، هم سابقهء چاقو کشی، شکارمخالفان و سپردن به دست لاجوردی در کارنامه اش ثبت شده، الان بابد وزیر ارشاد باشد. اما در دوران همان خاتمی عذرش خواستند. مدتی رفت سر افغان ها شیره بمالد و از فقر و بدبختی مردم زجر کشیدهء افغانستان برای «فیلمچرخانی» اش بهره ببرد که سرانجام از کابل اخراجش کردند. و بعد پاپیون بست و رفت خدمت ژیل ژاکوب، مدیر فستيوال کن، و آنجا ادعا کرد که جمهوری اسلامی می خواهد ترورش کند، که البته او پیش دستی کرد تا چنین سرنوشتی را برایش رقم نزنند، چون خودش هم از جنس آنهاست و می داند آخوند جماعت نه چشم و رو دارد و نه حیا و شرم سرش می شود. و در نظام مافیائی شان که جلاد بزرگ، خمینی کبیر!، ینیان گذاشت آدم کشی جز ذات آن است (مگر سرنوشت قطب زاده که روی پای بنیان گذار می نشست از یاد ها رفته است ؟) حالا هم حرفهء اصلی اش شده است پادویی ِ سبز الهی ها. هرچند از سران باند مغلوب هم گاه بی مهری می بیند، موسوی هم یک بار اعلام کرد که در اروپا نماینده ای ندارد اما آقا محسن به روی خودش نمی آورد و همچنان خودش را به او و کروبی چسبانده است.
وقتی آقا محسن شان را این چنین در بدر می کنند دیگر کسانی مثل پناهی، که در تولد این موجود ناقص الخلقه سهمی نداشته اند، تکلیف شان روشن است. دربارهء به بند کشیدن جعفر پناهی و برای دفاع از حقوق انسانی وی هم در گزارشی ديگر تاکید کرده ام که با چند اطلاعیه نیم بند و درخواست از مقامات، توسل به وزارت اطلاعات مخوف جمهوری اسلامی و مقامات قضایی ج. اسلامی، که صد ها جوان مبارز را در همین چند ماهه در خیابان ها شکار کرده است و هزاران مبارز بی نام و نشان هم اکنون در زندان هايش زیر شکنجهء مامورین اش هستند، کار به حایی نمی برند. جز کندن از کلیت این نظام و پیوستن به مردم راهی برای اینان نیست. جعفر پناهی دارد قربانی می شود تا دیگران حساب کار خودشان را بکنند. بهانه های وزارت اطلاعات (اتهام مسخرهء قصد فیلم سازی ِ مخفی جعفر پناهی) پشیزی اعتبار ندارد.
به بخشی از یکی از اطلاعیه های سینماگران که مثلاً می خواهد به دستگیری پناهی اعتراض کند (اکثرا امضاء کنندگان وابستگان سینمای گلخانه ای هستند) در «خبر آنلاین» توجه کنید:
«پس از نمايش فيلم "داريوش مهرجويي، كارنامهء 40 ساله" به كارگرداني ماني حقيقي، جمعي از هنرمندان و بازيگران سينما و كارگردانان با امضاي نامهاي از مسئولان ذيربط تقاضاي آزادي و رفع مشكل جعفر پناهي و محمدرسولاف کردند. در ادامهء این اطلاعیه چنین تاکید می شود: "...پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در طول 30 سال گذشته، اين فيلمسازان بودهاند كه به عنوان سفيران فرهنگي ايران نام اين كشور عزيز (بخوانید نام جمهوری اسلامی) را در سراسر جهان پرآوازهتر ساختهاند..."»
آیا لازم است این بیانیه را تفسیر کنیم تا دریابیم که اشارهء اینان به بهره ای ست که فیلم سازان سینمای گلحانه ای برای کسب آبروی قلابی برای بی آبرو ترین نظام در دنیای معاصر به اين نظام رسانده اند؟ و ما سال ها ست همین را می گوئیم که: مدیران فستیوال ها با زد و بند با ج. اسلامی و از طریق فیلم های سینمای ج. اسلامی برای رژیم بی آبرو، آبرو و افتخار کسب می کنند.
ما البته ملامت می شدیم که نسبت به موفقیت سینمای ج. اسلامی حسادت! می کنیم. اما شما سینماگران سینمای جمهوری اسلامی باید هوشدارهای باند غالب را جدی بگیرید. و اگر حسابتان را از این رژیم جدا نکنید بزودی شتر در ِ خانهء شما هم توقف خواهد کرد.
به نظر می رسد دیگر رژیم به «آبرو»، از آن نوع که شما فیلمسازان برایش می خریدید، نیاز ندارد. دو هزار جایزه، که در موزه نگهداری می کند، برایش کفایت می کند. برای رژیم، در این شرایط که پایان عمرش را نزدیک می بیند، فقط بقایش مهم است و ابایی ندارد که، اگر لازم باشد، همهء شما را هم به بند بکشد. بیدار شوید و در صف مردم قرار بگیرید لااقل مبارزه و ایستادگی ملینامرکوری بازیگر یونانی علیه حکومت سرهنگ ها مد نظرتان باشد، نه فرصت طلبی های عباس کیارستمی که قلبش را به احمدی نژاد ملیجک بارگاه خامنه ای تقدیم کرد و رأیش رابه دزد سرگردنه، هاشمی رفسنجانی.
28 مارس 2010 زاربروکن آلمان
2- «رهبر قاتل ساده زیست!» وسینماگران سینمای اسلامی
وقتی ما می گوئیم سینماگران جمهوری اسلامی برای ماندن و امتیاز گرفتن از حکومت چاره ای جز تمکین به خواست رژیم ندارند، جمعی به ما ایراد می گیرندکه نه این طور نیست، فیلمسازان ج. اسلامی که در فستیوال ها می چرخند و جایزه باران می شوند مستقل اند وبا شجاعت و شهامت دردهای اجتماع را منعکس می کنند و بنیاد فارابی هم خود عامل ارسال این فیلم های مستقل و ضد موجودیت اش به جشنواره ها می شود، یک تیم گزارشگر، خبرنگار، عکاس به جشنواره می فرستد تا موفقیت فیلم و فیلمساز را پوشش دهند و در ایبجا هم کلی هزینه می کند تا دلال ها و کارچاق کن ها، فیلم ارسالی ج. اسلامی را رشد دهند (عجب رژیم دمکراتی ست این جمهوری مهربان اسلامی!)
مگر یادتان رفته که نشریهء مشهور «کایه دو سینما» ویژه نامهء عباس کیارستمی را با همکاری سفارت ج. اسلامی و بانک های سوئیس منتشر کرد و در صفحهء اولش هم از این همکاری ها، به خصوص خدمات سردلال پاریسی، سپاسگزاری شده بود؟
البته این فیلمسازان از «اول» سرشناس نیستند. اما اگر اعمال و رفتارشان مورد پسند رژیم باشد ابتدا امتیاز هایی در فستيوال فجر می گیرند، بعد دامنهء این امتیاز ها گسترش می یابد و فستیوال های کم اثر، در آسیای میانه و ترکیه و مسکو، جوایزی به آنها تقدیم می کنند و، در نهایت می رسند به این چند جشنوارهء موقعیت ساز ـ کن، ونیز، برلیناله، وییناله، لندن، تورنتو، آمستردام و... این راهی است که هم اکنون تازه واردانی که نامشان گاه اینجا و آنجا شنیده می شود ـ مثل امیر شهاب رضوی ـ طی کرده اند.
اما البته اکنون، به همت خیزش مردمی، و بعد از حذف جناج مغلوب، با سینماگران همراه با آنها که به سبز سیدی وصل شده اند رفتار ديگری دارند. هر چند که، در نهایت، خواست های کسانی همانند موسوی، کروبی، و خاتمی در چهار چوب حفظ نظام خلاصه شده و تنها بر این تصورند که، با به قدرت رساندن باند مغلوب بار، دیگر دوران طلایی شبه اصلاحات برای آنها تکرار خواهد شد.
مقامات سینمایی نظام مافیایی، رفتارهای خلاف میل «رهبر» را، بهر منظور که باشد، تاب نمی آورند و توقع دارند که این سینما گران ـ که 80 در صد بودجهء فیلم شان را نظام تامین کرده است ـ تابع رهبر باشند.
اگر رهبر روزی چنین نظر داد که خاتمی و دار و دسته اش در گود باشند، حمایت از خاتمی عارضه ای ندارد که هیچ، امتیاز هایی هم دارد و داشت. حالا هم که میل رهبر به احمدی نژاد است فیلمسازان سینمای گلخانه ای باید، به مانند امت اسلامی، به فرمان رهبر تمکین کنند – رهبری که خودشان، در اطلاعیهء جمعی شان در دورهء اول به قدرت رسیدن باند خاتمی، او را «رهبر فرزانه» نامیده اند. قدعلم کردن در برابر خواست رهبری در نظام ولایت فقیه، سرکشی و مخالفت با نظام مقدس ارزیابی می شود. دیدید که این بی چشم و روها حتا وصل شدن به موسوی را هم ـ که از نظارت استصوابی گذشته و بندگیش به ولایت فقیه نیاز به اثبات ندارد ـ را مجاز نمی دانند.
اما غرض از این مقدمه، نقل خیالپردازی ها و قصه سازی های یکی از همین کارگردان های سینمای جمهوری اسلامی (رضا میرکریمی) است که دارند برایش موقعیت می سازند تا جانشین بازنشسته ها و متمردین شود. وی چند فیلم کوتاه ساخته، چند سریال سر هم کرده، چند فیلم سینمائی در کارنامه اش ثبت شده، و از چند جشنوارهء کشورهای شوروی سابق جوایزی کسب کرده است و امتیاز هائی هم که نقلش می کنم مربوط به اوست در جشنواره فجر (و یا بقول فیلمسازانی که از این خوان گسترده بهره ای نبرده اند "جشنواره زجر!"):
- دیپلم افتخار بهترین کارگردانی برای فیلم کودک و سرباز
- شش سیمرغ بلورین برای فیلم «خیلی دور خیلی نزدیک» در بیست و سومین جشنواره
- جایزهء بهترین کارگردانی و بهترین فیلم برای «به همین سادگی» و...
بیش از این در انتظارتان نمی گذارم. با هم این سناریوی تخیلی/ ساختگی ِ آقای کارچرخان را که بمنظور آبروسازی برای رهبر جنایتکاران جهان، آن هم بعد از جنایت های همین چند ماه پیش و سرکوب وحشیانهء مردم بپاخواسته ایران، تهيه شده بخوانیم:
«به گزارش خبرگزاري فارس، محمدرضا سرشار در سايت شخصي خود؛ خاطرهاي از ديدار رضا ميركريمي - نويسنده و كارگردان سينما - با رهبر انقلاب را نقل كرده است:
«آقاي ميركريمي ميگفت (نقل به مضمون): هر وقت در جريان كار و زندگي زياد به من فشار [رواني ] وارد ميآيد، در هر مرحلهاي كه باشم، همه چيز را رها ميكنم و - گاهي از همان سر كار - تلفني به خانه ميزنم و يك راست به فرودگاه ميروم. همان جا بليطي تهيه ميكنم و عازم مشهد ميشوم. آنجا زيارتي [و درد دلي] با امام رضا (ع) ميكنم و آرام ميشوم، و برميگردم.
«يك بار - در يكي از همين سفرها - توي هواپيما نشسته بودم و در خودم بودم كه ديدم در قسمت جلوی هواپيما انگار وضعيت متفاوتي است. به اين معني كه كساني را ميديدم كه، از جاهاي مختلف هواپيما، يكي يكي به قسمت جلو ميرفتند. آنجا كنار يكي از صندليها مينشستند. با شخصي كه روي آن صندلي نشسته بود چيزهايي ميگفتند و ميشنيدند. بعد، خوشحال و راضي، برميگشتند و سر جايشان مينشستند.
«كنجكاو شدم بدانم قضيه چيست. از يكي از كساني كه از آنجا برميگشت، موضوع را پرسيدم. گفت: كسي كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبري است.
«هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردي كه معلوم بود محافظ است پرسيدم: ميشود رفت، با آقا صحبت كرد؟
«گفت: بله. قدري صبر كن تا كسي كه پهلوي آقاست، صحبتش تمام شود.
«از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومي به مشهد ميروند؟!
«گفت: آقا فقط سفرهاي رسمي دولتي را با پرواز اختصاصي ميروند. سفرهاي شخصي [كه عمدتا هم سفر زيارتي به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهاي عمومي ميروند.
«پرسيدم: يعني ميروند برايشان بليط هم ميخريد؟!
«گفت: بله. مثل همه مسافرهاي معمولي، برايشان بليط ميخرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، ميآيند سوار هواپيما ميشوند و راهي مي شوند. تازه توي هواپيماست كه خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ايشان ميشوند.
«صبر كردم تا صحبت نفر قبلي تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفي كردم و .... "
«با خود گفتم: از كسي كه عمري را به سادگي و با حداقل امكانات مادي زيسته و اكنون رهبري انقلابي ترين نظامهاي سياسي - و البته مذهبي - جهان را بر عهده دارد، جز اين همه ملاحظه و دقت در استفاده از بيتالمال و قائل شدن مرز و تفاوت بين كار شخصي و كار حكومتي نيز انتظار نميرود. كاش ديگر مسئولان نظام، خاصه آنان كه اين لباس مقدس را - كه در حقيقت لباس رسول اكرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ايشان، در رعايت مسائل مالي و امكانات بيتالمال، خدا را در نظر ميگرفتند و تقوا ميورزيدند»
توجه فرمودید؟ آیا این فقط رضا میر کریمی است که از ساده زیستی رهبری که از هر اتومبيل ساخت «ایران خودرو» هم سهم به حسابش سرازیر می شود، این چنین قصه می بافد؟
اگر کنجکاو هستید به آرشیو سایت سینمای آزاد و به آرشیو سایت هایی که مطلب من را حفظ کرده اند سر بزنید، خواهید دانست که سینماگران مشاطه گر، طی سال های متمادی، چه جانفشایی هائی برای بقای ج. اسلامی از خود نشان داده اند.
اگر این رژیم بماند همین آقای رضا میرکریمی، در زمانی نه چندان طولانی، به چهره ای بدل خواهد شد که اگر بگوئید بالای چشم اش ابروست، فوری از طرف اپوزیسیون خارح نشین متهم می شوید به حسادت و ضدیت با هنرمندان مستقل درون مرز؛ و اگر بگویی که «این آقای رضا میرکریمی و نظایرشان سینماگر جمهوری اسلامی هستند» که دیگر قتلت واجب می شود.
بله، تا این جو تقویت می شود دیگر تعجب نکنید اگر هنوز بساط این شیادان خونخوار و مرتجع زیر عنوان جمهوری اسلامی برچیده نشده باشد.
18 آوریل 2010 ـ زاربروکن آلمان
1-هوشداری دیگر به فیلمسازان سینمای جمهوری اسلامی
« بگذاريد تنها دغدغه من اين باشد که فيلم آلمانی
برای آلمان چهره قابل احترامی به دست آورد
سخنرانی گوبلز در ماه مه 1933»
من بار ها گفته ام که جمهوری اسلامی یک سیستم مافیایی است که نمی توان آن را با نظام های دیکتاتوری کلاسیک در یک کفه ترازو سنجید. فیلمسازان سینمای جمهوری اسلامی طی 31 سال عمر سراسر ننگ و رسوایی این نظام هرگز نتوانستند راهی پیدا کنند تا خودشان را با خواست آخوندها تطبیق دهند و بدون دردسر کار کنند. فیلمسازان فستیوالی که بیشترین بهرهء سیاسی را به نظام رسانده اند و براین تصور بوده اند که از مقامات رژیم کارت سفید گرفته اند هم اکنون متعجب شده اند که چرا دیگر به آنها بند می کنند؟
اگر ج .اسلامی یک نظام دیکتاتوری کلاسیک بود خب این توقع فیلمسازان هم معنا و مفهومی می یافت، اما وفتی نظامی مافیایی باشد سران نظام هم بدون هیچ ملاحظه ای همدیگر را حذف می کنند و کسی که خودش را بدرون مافیا وصل کند البته منافعی دارد اما نمی تواند به این منافع دلخوش باشد.
اگر روال متداول دیگر نظام های سرکوبگر در ج. اسلامی هم حکم می راند محسن مخملباف، که هم سینمای اسلامی شان را بنیان گذاشته، هم از دل این نظام برخواسته است، و هم در زندان ها تواب سازی کرده، هم سابقهء چاقو کشی، شکارمخالفان و سپردن به دست لاجوردی در کارنامه اش ثبت شده، الان بابد وزیر ارشاد باشد. اما در دوران همان خاتمی عذرش خواستند. مدتی رفت سر افغان ها شیره بمالد و از فقر و بدبختی مردم زجر کشیدهء افغانستان برای «فیلمچرخانی» اش بهره ببرد که سرانجام از کابل اخراجش کردند. و بعد پاپیون بست و رفت خدمت ژیل ژاکوب، مدیر فستيوال کن، و آنجا ادعا کرد که جمهوری اسلامی می خواهد ترورش کند، که البته او پیش دستی کرد تا چنین سرنوشتی را برایش رقم نزنند، چون خودش هم از جنس آنهاست و می داند آخوند جماعت نه چشم و رو دارد و نه حیا و شرم سرش می شود. و در نظام مافیائی شان که جلاد بزرگ، خمینی کبیر!، ینیان گذاشت آدم کشی جز ذات آن است (مگر سرنوشت قطب زاده که روی پای بنیان گذار می نشست از یاد ها رفته است ؟) حالا هم حرفهء اصلی اش شده است پادویی ِ سبز الهی ها. هرچند از سران باند مغلوب هم گاه بی مهری می بیند، موسوی هم یک بار اعلام کرد که در اروپا نماینده ای ندارد اما آقا محسن به روی خودش نمی آورد و همچنان خودش را به او و کروبی چسبانده است.
وقتی آقا محسن شان را این چنین در بدر می کنند دیگر کسانی مثل پناهی، که در تولد این موجود ناقص الخلقه سهمی نداشته اند، تکلیف شان روشن است. دربارهء به بند کشیدن جعفر پناهی و برای دفاع از حقوق انسانی وی هم در گزارشی ديگر تاکید کرده ام که با چند اطلاعیه نیم بند و درخواست از مقامات، توسل به وزارت اطلاعات مخوف جمهوری اسلامی و مقامات قضایی ج. اسلامی، که صد ها جوان مبارز را در همین چند ماهه در خیابان ها شکار کرده است و هزاران مبارز بی نام و نشان هم اکنون در زندان هايش زیر شکنجهء مامورین اش هستند، کار به حایی نمی برند. جز کندن از کلیت این نظام و پیوستن به مردم راهی برای اینان نیست. جعفر پناهی دارد قربانی می شود تا دیگران حساب کار خودشان را بکنند. بهانه های وزارت اطلاعات (اتهام مسخرهء قصد فیلم سازی ِ مخفی جعفر پناهی) پشیزی اعتبار ندارد.
به بخشی از یکی از اطلاعیه های سینماگران که مثلاً می خواهد به دستگیری پناهی اعتراض کند (اکثرا امضاء کنندگان وابستگان سینمای گلخانه ای هستند) در «خبر آنلاین» توجه کنید:
«پس از نمايش فيلم "داريوش مهرجويي، كارنامهء 40 ساله" به كارگرداني ماني حقيقي، جمعي از هنرمندان و بازيگران سينما و كارگردانان با امضاي نامهاي از مسئولان ذيربط تقاضاي آزادي و رفع مشكل جعفر پناهي و محمدرسولاف کردند. در ادامهء این اطلاعیه چنین تاکید می شود: "...پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در طول 30 سال گذشته، اين فيلمسازان بودهاند كه به عنوان سفيران فرهنگي ايران نام اين كشور عزيز (بخوانید نام جمهوری اسلامی) را در سراسر جهان پرآوازهتر ساختهاند..."»
آیا لازم است این بیانیه را تفسیر کنیم تا دریابیم که اشارهء اینان به بهره ای ست که فیلم سازان سینمای گلحانه ای برای کسب آبروی قلابی برای بی آبرو ترین نظام در دنیای معاصر به اين نظام رسانده اند؟ و ما سال ها ست همین را می گوئیم که: مدیران فستیوال ها با زد و بند با ج. اسلامی و از طریق فیلم های سینمای ج. اسلامی برای رژیم بی آبرو، آبرو و افتخار کسب می کنند.
ما البته ملامت می شدیم که نسبت به موفقیت سینمای ج. اسلامی حسادت! می کنیم. اما شما سینماگران سینمای جمهوری اسلامی باید هوشدارهای باند غالب را جدی بگیرید. و اگر حسابتان را از این رژیم جدا نکنید بزودی شتر در ِ خانهء شما هم توقف خواهد کرد.
به نظر می رسد دیگر رژیم به «آبرو»، از آن نوع که شما فیلمسازان برایش می خریدید، نیاز ندارد. دو هزار جایزه، که در موزه نگهداری می کند، برایش کفایت می کند. برای رژیم، در این شرایط که پایان عمرش را نزدیک می بیند، فقط بقایش مهم است و ابایی ندارد که، اگر لازم باشد، همهء شما را هم به بند بکشد. بیدار شوید و در صف مردم قرار بگیرید لااقل مبارزه و ایستادگی ملینامرکوری بازیگر یونانی علیه حکومت سرهنگ ها مد نظرتان باشد، نه فرصت طلبی های عباس کیارستمی که قلبش را به احمدی نژاد ملیجک بارگاه خامنه ای تقدیم کرد و رأیش رابه دزد سرگردنه، هاشمی رفسنجانی.
28 مارس 2010 زاربروکن آلمان
2- «رهبر قاتل ساده زیست!» وسینماگران سینمای اسلامی
وقتی ما می گوئیم سینماگران جمهوری اسلامی برای ماندن و امتیاز گرفتن از حکومت چاره ای جز تمکین به خواست رژیم ندارند، جمعی به ما ایراد می گیرندکه نه این طور نیست، فیلمسازان ج. اسلامی که در فستیوال ها می چرخند و جایزه باران می شوند مستقل اند وبا شجاعت و شهامت دردهای اجتماع را منعکس می کنند و بنیاد فارابی هم خود عامل ارسال این فیلم های مستقل و ضد موجودیت اش به جشنواره ها می شود، یک تیم گزارشگر، خبرنگار، عکاس به جشنواره می فرستد تا موفقیت فیلم و فیلمساز را پوشش دهند و در ایبجا هم کلی هزینه می کند تا دلال ها و کارچاق کن ها، فیلم ارسالی ج. اسلامی را رشد دهند (عجب رژیم دمکراتی ست این جمهوری مهربان اسلامی!)
مگر یادتان رفته که نشریهء مشهور «کایه دو سینما» ویژه نامهء عباس کیارستمی را با همکاری سفارت ج. اسلامی و بانک های سوئیس منتشر کرد و در صفحهء اولش هم از این همکاری ها، به خصوص خدمات سردلال پاریسی، سپاسگزاری شده بود؟
البته این فیلمسازان از «اول» سرشناس نیستند. اما اگر اعمال و رفتارشان مورد پسند رژیم باشد ابتدا امتیاز هایی در فستيوال فجر می گیرند، بعد دامنهء این امتیاز ها گسترش می یابد و فستیوال های کم اثر، در آسیای میانه و ترکیه و مسکو، جوایزی به آنها تقدیم می کنند و، در نهایت می رسند به این چند جشنوارهء موقعیت ساز ـ کن، ونیز، برلیناله، وییناله، لندن، تورنتو، آمستردام و... این راهی است که هم اکنون تازه واردانی که نامشان گاه اینجا و آنجا شنیده می شود ـ مثل امیر شهاب رضوی ـ طی کرده اند.
اما البته اکنون، به همت خیزش مردمی، و بعد از حذف جناج مغلوب، با سینماگران همراه با آنها که به سبز سیدی وصل شده اند رفتار ديگری دارند. هر چند که، در نهایت، خواست های کسانی همانند موسوی، کروبی، و خاتمی در چهار چوب حفظ نظام خلاصه شده و تنها بر این تصورند که، با به قدرت رساندن باند مغلوب بار، دیگر دوران طلایی شبه اصلاحات برای آنها تکرار خواهد شد.
مقامات سینمایی نظام مافیایی، رفتارهای خلاف میل «رهبر» را، بهر منظور که باشد، تاب نمی آورند و توقع دارند که این سینما گران ـ که 80 در صد بودجهء فیلم شان را نظام تامین کرده است ـ تابع رهبر باشند.
اگر رهبر روزی چنین نظر داد که خاتمی و دار و دسته اش در گود باشند، حمایت از خاتمی عارضه ای ندارد که هیچ، امتیاز هایی هم دارد و داشت. حالا هم که میل رهبر به احمدی نژاد است فیلمسازان سینمای گلخانه ای باید، به مانند امت اسلامی، به فرمان رهبر تمکین کنند – رهبری که خودشان، در اطلاعیهء جمعی شان در دورهء اول به قدرت رسیدن باند خاتمی، او را «رهبر فرزانه» نامیده اند. قدعلم کردن در برابر خواست رهبری در نظام ولایت فقیه، سرکشی و مخالفت با نظام مقدس ارزیابی می شود. دیدید که این بی چشم و روها حتا وصل شدن به موسوی را هم ـ که از نظارت استصوابی گذشته و بندگیش به ولایت فقیه نیاز به اثبات ندارد ـ را مجاز نمی دانند.
اما غرض از این مقدمه، نقل خیالپردازی ها و قصه سازی های یکی از همین کارگردان های سینمای جمهوری اسلامی (رضا میرکریمی) است که دارند برایش موقعیت می سازند تا جانشین بازنشسته ها و متمردین شود. وی چند فیلم کوتاه ساخته، چند سریال سر هم کرده، چند فیلم سینمائی در کارنامه اش ثبت شده، و از چند جشنوارهء کشورهای شوروی سابق جوایزی کسب کرده است و امتیاز هائی هم که نقلش می کنم مربوط به اوست در جشنواره فجر (و یا بقول فیلمسازانی که از این خوان گسترده بهره ای نبرده اند "جشنواره زجر!"):
- دیپلم افتخار بهترین کارگردانی برای فیلم کودک و سرباز
- شش سیمرغ بلورین برای فیلم «خیلی دور خیلی نزدیک» در بیست و سومین جشنواره
- جایزهء بهترین کارگردانی و بهترین فیلم برای «به همین سادگی» و...
بیش از این در انتظارتان نمی گذارم. با هم این سناریوی تخیلی/ ساختگی ِ آقای کارچرخان را که بمنظور آبروسازی برای رهبر جنایتکاران جهان، آن هم بعد از جنایت های همین چند ماه پیش و سرکوب وحشیانهء مردم بپاخواسته ایران، تهيه شده بخوانیم:
«به گزارش خبرگزاري فارس، محمدرضا سرشار در سايت شخصي خود؛ خاطرهاي از ديدار رضا ميركريمي - نويسنده و كارگردان سينما - با رهبر انقلاب را نقل كرده است:
«آقاي ميركريمي ميگفت (نقل به مضمون): هر وقت در جريان كار و زندگي زياد به من فشار [رواني ] وارد ميآيد، در هر مرحلهاي كه باشم، همه چيز را رها ميكنم و - گاهي از همان سر كار - تلفني به خانه ميزنم و يك راست به فرودگاه ميروم. همان جا بليطي تهيه ميكنم و عازم مشهد ميشوم. آنجا زيارتي [و درد دلي] با امام رضا (ع) ميكنم و آرام ميشوم، و برميگردم.
«يك بار - در يكي از همين سفرها - توي هواپيما نشسته بودم و در خودم بودم كه ديدم در قسمت جلوی هواپيما انگار وضعيت متفاوتي است. به اين معني كه كساني را ميديدم كه، از جاهاي مختلف هواپيما، يكي يكي به قسمت جلو ميرفتند. آنجا كنار يكي از صندليها مينشستند. با شخصي كه روي آن صندلي نشسته بود چيزهايي ميگفتند و ميشنيدند. بعد، خوشحال و راضي، برميگشتند و سر جايشان مينشستند.
«كنجكاو شدم بدانم قضيه چيست. از يكي از كساني كه از آنجا برميگشت، موضوع را پرسيدم. گفت: كسي كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبري است.
«هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردي كه معلوم بود محافظ است پرسيدم: ميشود رفت، با آقا صحبت كرد؟
«گفت: بله. قدري صبر كن تا كسي كه پهلوي آقاست، صحبتش تمام شود.
«از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومي به مشهد ميروند؟!
«گفت: آقا فقط سفرهاي رسمي دولتي را با پرواز اختصاصي ميروند. سفرهاي شخصي [كه عمدتا هم سفر زيارتي به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهاي عمومي ميروند.
«پرسيدم: يعني ميروند برايشان بليط هم ميخريد؟!
«گفت: بله. مثل همه مسافرهاي معمولي، برايشان بليط ميخرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، ميآيند سوار هواپيما ميشوند و راهي مي شوند. تازه توي هواپيماست كه خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ايشان ميشوند.
«صبر كردم تا صحبت نفر قبلي تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفي كردم و .... "
«با خود گفتم: از كسي كه عمري را به سادگي و با حداقل امكانات مادي زيسته و اكنون رهبري انقلابي ترين نظامهاي سياسي - و البته مذهبي - جهان را بر عهده دارد، جز اين همه ملاحظه و دقت در استفاده از بيتالمال و قائل شدن مرز و تفاوت بين كار شخصي و كار حكومتي نيز انتظار نميرود. كاش ديگر مسئولان نظام، خاصه آنان كه اين لباس مقدس را - كه در حقيقت لباس رسول اكرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ايشان، در رعايت مسائل مالي و امكانات بيتالمال، خدا را در نظر ميگرفتند و تقوا ميورزيدند»
توجه فرمودید؟ آیا این فقط رضا میر کریمی است که از ساده زیستی رهبری که از هر اتومبيل ساخت «ایران خودرو» هم سهم به حسابش سرازیر می شود، این چنین قصه می بافد؟
اگر کنجکاو هستید به آرشیو سایت سینمای آزاد و به آرشیو سایت هایی که مطلب من را حفظ کرده اند سر بزنید، خواهید دانست که سینماگران مشاطه گر، طی سال های متمادی، چه جانفشایی هائی برای بقای ج. اسلامی از خود نشان داده اند.
اگر این رژیم بماند همین آقای رضا میرکریمی، در زمانی نه چندان طولانی، به چهره ای بدل خواهد شد که اگر بگوئید بالای چشم اش ابروست، فوری از طرف اپوزیسیون خارح نشین متهم می شوید به حسادت و ضدیت با هنرمندان مستقل درون مرز؛ و اگر بگویی که «این آقای رضا میرکریمی و نظایرشان سینماگر جمهوری اسلامی هستند» که دیگر قتلت واجب می شود.
بله، تا این جو تقویت می شود دیگر تعجب نکنید اگر هنوز بساط این شیادان خونخوار و مرتجع زیر عنوان جمهوری اسلامی برچیده نشده باشد.
18 آوریل 2010 ـ زاربروکن آلمان
احمدی نژاد: آب نیازمند مدیریت جهانی است
رئیس جمهوری اسلامی ایران آب را به عنوان منشا و پایه اصلی حیات و نیازمند مدیریت جهانی دانست و گفت: مدیریت آب در همه بخشها از جمله تامین، انتقال، تصفیه و بازیافت نیازمند مدیریت جهانی است.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر محمود احمدی نژاد در دیدار اعضای شرکتکننده در هفتمین اجلاس شورای حکام مرکز منطقهای مدیریت آب شهری گفت: مدیریت آب از مهمترین نیازهای زندگی بشر و از موضوعات اساسی دنیا به شمار میرود.
احمدینژاد اظهار داشت: اگرچه چهار پنجم محیط کره زمین را آب فرا گرفته است اما منابع آب سالم که تامین کننده نیاز انسان است، محدودیت دارد. از این رو مدیریت آب، موضوع مهمی به شمار میرود.
وی با بیان اینکه "مدیریت آب مسئلهای حیاتی است"، افزود: آب نه تنها منشا حیات، بلکه منشا پاکی و پاک کنندگی است و از سوی دیگر اگر آب نباشد، اکسیژن هم نیست.
احمدی نژاد با اشاره به اینکه "مدیریت آب به هماهنگی بخشهای مختلفی نیاز دارد"، گفت: امروز آلودگیهای محیطی، چرخه آب را با مشکل مواجه کرده است و به همین دلیل میزان آب محدودی هم که در جهان وجود دارد به طور متوازن توزیع نمی شود.
وی با تاکید بر اینکه "آب نیازمند مدیریت جهانی است"، اظهار داشت: هیچ جای جهان مستقل از نقاط دیگر نیست؛ چه بسا اتفاقی که در گوشهای از دنیا رخ میدهد، نابسامانیهایی را در منطقه دیگری از جهان به وجود آورد؛ چرا که محیط زیست کاملا به هم پیوسته و متاثر از هم است. هر کس در هر نقطهای از عالم دخالتی در محیط زیست میکند در واقع کل چرخه زیستی را تحت تاثیر قرار میدهد.
رئیس جمهوری، توجه به آموزش را در مدیریت آب بسیار موثر دانست و گفت: تمام کشورها متناسب با شرایط طبیعی، شیوههایی را در مدیریت آب برای استفاده بهینه از آن طراحی کردهاند که باید این تجربیات را به یکدیگر منتقل کنند.
احمدی نژاد ادامه داد: امیدواریم مدیریت منطقهای آب بسرعت با سایر مجموعههای جهانی برای صیانت و استفاده از آب هماهنگ شود.
وی با بیان اینکه "در موضوع آب نمیتوان شیوه واحدی را به تمام دنیا دیکته کرد"، خاطرنشان کرد: سنتها و روشهای بومی که برای حفظ آب در کشورهای مختلف و متناسب با محیط، طراحی شده و در طول تاریخ بر اساس تجربه به دست آمدهاند، بهترین شیوههای مدیریت آب هستند و نباید به فراموشی سپرده شوند.
رئیس جمهوری افزود: به طور مثال شبکه قناتها شیوه بسیار مناسبی برای حفظ آب، استفاده درست و جلوگیری از هدر رفت آب به شمار میرود و یک کار کاملا علمی و سازگار با محیط است که باید حفظ شود و اگر متناسب با نیاز امروز به تغییراتی احتیاج داشته باشد، باید این کار با مطالعه و دقت انجام شود.
احمدینژاد با اشاره به اینکه "شیوههای جدید کنترل و استفاده از آب دارای مزایا و معایبی هستند"، گفت: نباید روشهای جدید را مطلق فرض کرد؛ چه بسا ایجاد یک سد، چرخه آب را در آن محیط کاملا با مشکل مواجه کند.
رئیس جمهوری ،عوامل موثر بر مدیریت آب را بسیار گسترده دانست و تصریح کرد: اگر مدیریت واحدی برای کنترل آلودگی و گازهای گلخانهای وجود نداشته باشد، بدون تردید مدیریت آب نیز موفق نخواهد شد.
وی ادامه داد: همچنین مدیریت آب نیازمند وجود مدیریت جهانی برای کنترل مصرف سوخت فسیلی است و اگر این مدیریت نباشد، هر قدر روی مدیریت آب سرمایه گذاری شود بازدهی آن پایین خواهد آمد.
رئیس جمهوری همچنین مدیریت جهانی اقتصاد را برای موفقیت مدیریت سوخت الزامی دانست و افزود: کنترل مصرف سوخت، نیازمند مدیریت اقتصادی است؛ چرا که منابع عظیمی به این واسطه جابجا میشوند.
وی خاطرنشان کرد: مدیریت واحد اقتصادی نیز نیازمند هماهنگی سیاسی است که اگر وجود نداشته باشد، مدیریت واحد اقتصادی شکل نمیگیرد.
رئیس جمهوری با اشاره به اجلاس اخیر کپنهاک درباره آلودگیهای زیست محیطی اظهار داشت: همگان در کپنهاک مشاهده کردند که اراده سیاسی چند کشور مانع از تصمیمگیری درست برای کنترل آلودگی هوا شد. همه این موارد نشان میدهد که نگاه به مسایل مختلف باید جهانی باشد.
رئیس جمهوری تصریح کرد: اگر در عرصه بینالمللی برای مدیریت در بخش آب و سایر بخشها، هماهنگی ایجاد شود، تلاشهای صورت گرفته نیز به نتیجه سازنده و مثبت خواهد انجامید.
وی با اشاره به نقش موسسات بینالمللی تصریح کرد: در این زمینه یونسکو و موسسات وابسته به سازمان ملل نقش مهمی دارند که باید زمینهسازی و پشتیبانی کنند و اگر لازم باشد حتی کشورها را نسبت به رعایت تعهدات جهانی مجبور کنند.
وی ادامه داد: چه بسا اگر اجبار در کار نباشد، کشورهایی که 70درصد آلودگی را در جهان ایجاد میکنند، هیچ وقت منشا این آلودگیها را از بین نخواهند برد.
رئیس جمهوری اسلامی ایران همچنین ماموریت سازمان ملل را در این خصوص "سنگین" ارزیابی کرد
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر محمود احمدی نژاد در دیدار اعضای شرکتکننده در هفتمین اجلاس شورای حکام مرکز منطقهای مدیریت آب شهری گفت: مدیریت آب از مهمترین نیازهای زندگی بشر و از موضوعات اساسی دنیا به شمار میرود.
احمدینژاد اظهار داشت: اگرچه چهار پنجم محیط کره زمین را آب فرا گرفته است اما منابع آب سالم که تامین کننده نیاز انسان است، محدودیت دارد. از این رو مدیریت آب، موضوع مهمی به شمار میرود.
وی با بیان اینکه "مدیریت آب مسئلهای حیاتی است"، افزود: آب نه تنها منشا حیات، بلکه منشا پاکی و پاک کنندگی است و از سوی دیگر اگر آب نباشد، اکسیژن هم نیست.
احمدی نژاد با اشاره به اینکه "مدیریت آب به هماهنگی بخشهای مختلفی نیاز دارد"، گفت: امروز آلودگیهای محیطی، چرخه آب را با مشکل مواجه کرده است و به همین دلیل میزان آب محدودی هم که در جهان وجود دارد به طور متوازن توزیع نمی شود.
وی با تاکید بر اینکه "آب نیازمند مدیریت جهانی است"، اظهار داشت: هیچ جای جهان مستقل از نقاط دیگر نیست؛ چه بسا اتفاقی که در گوشهای از دنیا رخ میدهد، نابسامانیهایی را در منطقه دیگری از جهان به وجود آورد؛ چرا که محیط زیست کاملا به هم پیوسته و متاثر از هم است. هر کس در هر نقطهای از عالم دخالتی در محیط زیست میکند در واقع کل چرخه زیستی را تحت تاثیر قرار میدهد.
رئیس جمهوری، توجه به آموزش را در مدیریت آب بسیار موثر دانست و گفت: تمام کشورها متناسب با شرایط طبیعی، شیوههایی را در مدیریت آب برای استفاده بهینه از آن طراحی کردهاند که باید این تجربیات را به یکدیگر منتقل کنند.
احمدی نژاد ادامه داد: امیدواریم مدیریت منطقهای آب بسرعت با سایر مجموعههای جهانی برای صیانت و استفاده از آب هماهنگ شود.
وی با بیان اینکه "در موضوع آب نمیتوان شیوه واحدی را به تمام دنیا دیکته کرد"، خاطرنشان کرد: سنتها و روشهای بومی که برای حفظ آب در کشورهای مختلف و متناسب با محیط، طراحی شده و در طول تاریخ بر اساس تجربه به دست آمدهاند، بهترین شیوههای مدیریت آب هستند و نباید به فراموشی سپرده شوند.
رئیس جمهوری افزود: به طور مثال شبکه قناتها شیوه بسیار مناسبی برای حفظ آب، استفاده درست و جلوگیری از هدر رفت آب به شمار میرود و یک کار کاملا علمی و سازگار با محیط است که باید حفظ شود و اگر متناسب با نیاز امروز به تغییراتی احتیاج داشته باشد، باید این کار با مطالعه و دقت انجام شود.
احمدینژاد با اشاره به اینکه "شیوههای جدید کنترل و استفاده از آب دارای مزایا و معایبی هستند"، گفت: نباید روشهای جدید را مطلق فرض کرد؛ چه بسا ایجاد یک سد، چرخه آب را در آن محیط کاملا با مشکل مواجه کند.
رئیس جمهوری ،عوامل موثر بر مدیریت آب را بسیار گسترده دانست و تصریح کرد: اگر مدیریت واحدی برای کنترل آلودگی و گازهای گلخانهای وجود نداشته باشد، بدون تردید مدیریت آب نیز موفق نخواهد شد.
وی ادامه داد: همچنین مدیریت آب نیازمند وجود مدیریت جهانی برای کنترل مصرف سوخت فسیلی است و اگر این مدیریت نباشد، هر قدر روی مدیریت آب سرمایه گذاری شود بازدهی آن پایین خواهد آمد.
رئیس جمهوری همچنین مدیریت جهانی اقتصاد را برای موفقیت مدیریت سوخت الزامی دانست و افزود: کنترل مصرف سوخت، نیازمند مدیریت اقتصادی است؛ چرا که منابع عظیمی به این واسطه جابجا میشوند.
وی خاطرنشان کرد: مدیریت واحد اقتصادی نیز نیازمند هماهنگی سیاسی است که اگر وجود نداشته باشد، مدیریت واحد اقتصادی شکل نمیگیرد.
رئیس جمهوری با اشاره به اجلاس اخیر کپنهاک درباره آلودگیهای زیست محیطی اظهار داشت: همگان در کپنهاک مشاهده کردند که اراده سیاسی چند کشور مانع از تصمیمگیری درست برای کنترل آلودگی هوا شد. همه این موارد نشان میدهد که نگاه به مسایل مختلف باید جهانی باشد.
رئیس جمهوری تصریح کرد: اگر در عرصه بینالمللی برای مدیریت در بخش آب و سایر بخشها، هماهنگی ایجاد شود، تلاشهای صورت گرفته نیز به نتیجه سازنده و مثبت خواهد انجامید.
وی با اشاره به نقش موسسات بینالمللی تصریح کرد: در این زمینه یونسکو و موسسات وابسته به سازمان ملل نقش مهمی دارند که باید زمینهسازی و پشتیبانی کنند و اگر لازم باشد حتی کشورها را نسبت به رعایت تعهدات جهانی مجبور کنند.
وی ادامه داد: چه بسا اگر اجبار در کار نباشد، کشورهایی که 70درصد آلودگی را در جهان ایجاد میکنند، هیچ وقت منشا این آلودگیها را از بین نخواهند برد.
رئیس جمهوری اسلامی ایران همچنین ماموریت سازمان ملل را در این خصوص "سنگین" ارزیابی کرد
کتابهایی که در دو روز اول از نمایشگاه جمع آوری شد
سرویس فرهنگی ـ در دو روز ابتدایی بیست و سومین نمایشگاه کتاب، تعداد قابل توجهی کتاب از ناشران داخلی و خارجی جمع آوری شد که بسیاری از این کتب مربوط به فرقههای ضاله بهائیت و بابیت بوده است.
به گزارش «تابناک»، در دو روز نخست برپایی نمایشگاه کتاب، عناوینی از کتب خارجی که نام جعلی برای خلیج فارس را در خود درج کردهبودند، از سطرح غرفههای خارجی جمع آوری شد.
بنابر این گزارش برخی غرفههای بینالمللی با ارائه کتب نقشه های جغرافیایی و دستکاری نقشه ایران و خلیج فارس، در مقابل این برخورد ایران هیچ اعتراضی نداشتند و گاه خود اشتباه اینگونه کتب را تایید میکردند.
بنابر گزارش خبرنگار ما، اغلب کتابهای فرقه های ضاله بهائیت و بابیت نیز از سطح نمایشگاه جمع آوری شده است، امسال تعداد عناوین بیشتری در این خصوص مشاهده شده است.
نکته جالب در فهرست بندی برخی از این کتب، دستهبندی جدید ادیان بوده به طوری که بعد از اسلام و مسیحیت، بودا و بهائیت نیز در زمره ادیان(!؟) قرار گرفته بود!
در بخش بین الملل نیز کتابهایی که ایران را رسما(!) حامی تروریسم معرفی کردهبودند و حماس را نیز از جمله گروه های ترور در جهان که ایران حامی اصلی او به شمار میرود، کم نبودند که تقریبا همگی از سطح نمایشگاه جمع آوری شد. کتابهایی در تایید هلوکاست نیز از سطح نمایشگاه جمع شده است.
کتابهای فرقه وهابیت نیز در بخش کتب عربی امسال حضور پررنگتری داشته که این کتب نیز در روزهای اول و دوم به خوبی رصد و جمعآوری شده است.
آموزش بودا از طریق مدیتیشن در کنار انوع و اقسام کتابهای مرتبط با «ذن» و ذندرمانی نیز از سطح نمایشگاه جمع آوری شد.
بنابر اطلاع خبرنگار "تابناک"، برخی از کتب خارجی جمع آوری شده نیز بدین شرح است:
Why Politics Can't Be Freed From Religion
که تحلیلی است بر انتخابات ریاستجمهوری سال قبل ایران و با تاکید بر ناکارآمدی مردمسالاری دینی در کشور.
power islam and political elite in iran
که جایگاه نخبگان در ایران را مورد حمله قرار داده و به نوعی قضاوتی غیرمنصفانه راجع به کشورمان است.
Zen Mind, Beginner's Mind
ذندرمانی و... از سطح نمایشگاه جمع آوری شده است.
همچنین تمامی آثار مرتبط با ایتالله صانعی نیز از نمایشگاه جمع آوری شده است.
مشاهدات خبرنگار ما میگوید که دفتر فرهنگی مصلا و بعد قسمت تشریفات، محل تجمیع این کتابهای جمع اوری شده میباشد.
توضیح مهم
گفتنی است پیش از این در خبری آمده بود که کتابهای مربوط به مرحوم آیتالله منتظری نیز از سطح نمایشگاه کتاب جمع شده است که پیگیری خبرنگار "تابناک" نشان از عدم صحت آن تا این ساعت دارد
به گزارش «تابناک»، در دو روز نخست برپایی نمایشگاه کتاب، عناوینی از کتب خارجی که نام جعلی برای خلیج فارس را در خود درج کردهبودند، از سطرح غرفههای خارجی جمع آوری شد.
بنابر این گزارش برخی غرفههای بینالمللی با ارائه کتب نقشه های جغرافیایی و دستکاری نقشه ایران و خلیج فارس، در مقابل این برخورد ایران هیچ اعتراضی نداشتند و گاه خود اشتباه اینگونه کتب را تایید میکردند.
بنابر گزارش خبرنگار ما، اغلب کتابهای فرقه های ضاله بهائیت و بابیت نیز از سطح نمایشگاه جمع آوری شده است، امسال تعداد عناوین بیشتری در این خصوص مشاهده شده است.
نکته جالب در فهرست بندی برخی از این کتب، دستهبندی جدید ادیان بوده به طوری که بعد از اسلام و مسیحیت، بودا و بهائیت نیز در زمره ادیان(!؟) قرار گرفته بود!
در بخش بین الملل نیز کتابهایی که ایران را رسما(!) حامی تروریسم معرفی کردهبودند و حماس را نیز از جمله گروه های ترور در جهان که ایران حامی اصلی او به شمار میرود، کم نبودند که تقریبا همگی از سطح نمایشگاه جمع آوری شد. کتابهایی در تایید هلوکاست نیز از سطح نمایشگاه جمع شده است.
کتابهای فرقه وهابیت نیز در بخش کتب عربی امسال حضور پررنگتری داشته که این کتب نیز در روزهای اول و دوم به خوبی رصد و جمعآوری شده است.
آموزش بودا از طریق مدیتیشن در کنار انوع و اقسام کتابهای مرتبط با «ذن» و ذندرمانی نیز از سطح نمایشگاه جمع آوری شد.
بنابر اطلاع خبرنگار "تابناک"، برخی از کتب خارجی جمع آوری شده نیز بدین شرح است:
Why Politics Can't Be Freed From Religion
که تحلیلی است بر انتخابات ریاستجمهوری سال قبل ایران و با تاکید بر ناکارآمدی مردمسالاری دینی در کشور.
power islam and political elite in iran
که جایگاه نخبگان در ایران را مورد حمله قرار داده و به نوعی قضاوتی غیرمنصفانه راجع به کشورمان است.
Zen Mind, Beginner's Mind
ذندرمانی و... از سطح نمایشگاه جمع آوری شده است.
همچنین تمامی آثار مرتبط با ایتالله صانعی نیز از نمایشگاه جمع آوری شده است.
مشاهدات خبرنگار ما میگوید که دفتر فرهنگی مصلا و بعد قسمت تشریفات، محل تجمیع این کتابهای جمع اوری شده میباشد.
توضیح مهم
گفتنی است پیش از این در خبری آمده بود که کتابهای مربوط به مرحوم آیتالله منتظری نیز از سطح نمایشگاه کتاب جمع شده است که پیگیری خبرنگار "تابناک" نشان از عدم صحت آن تا این ساعت دارد
اشتراک در:
پیامها (Atom)