دوشنبه ۷ ژوئن ۲۰۱۰
درخواست وزارت کشور برای معرفی نماینده متقاضیان مجوز راهپیمایی٢٢ خرداد
به گزارش منابع خبری از ایران وزارت کشور در عین حال درخواست جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب را برای برگزرای تظاهرات به دلیل " لغو پروانه آنها توسط کمیسیون ماده ده احزاب " نپذیرفته است.
12 ژوئن سالگرد انتخابات بحث بر انگیز ریاست جمهوری سال گذشته است که در پی آن ایران شاهد اعتراضات گسترده گروه های اصلاح طلب و مردم به نتایج انتخابات بود. در پی این اعتراضات دهها نفر توسط نیروهای امنیتی کشته و مجروح و صدها نفر دیگر بازداشت شدند.
پنج روز پیش هشت حزب اصلاح طلب " مجمع نمایندگان ادوار مجلس " ، " مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی"، "سازمان مجاهدین انقلاب"، "جبهه مشارکت"، "انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران"، "حزب اراده ملت" ، "انجمن روزنامه نگاران زن" و "مجمع نیروهای خط امام" طی نامه ای مشترک به وزارت کشور، با استناد به اصل ٢۷ قانون اساسی، تقاضای صدور مجوز برای راهپیمایی روز ٢٢ خرداد، از میدان امام حسین تا میدان آزادی در ساعت ۴ بعد از ظهر کرده بودند.
پیش از این نیز میر حسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد معترض به نتایج انتخابات نیز در نامه ای رسمی به استاندار تهران درخواست صدور مجوز برای راهپیمایی روز 22 خرداد کرده بودند
رهنورد در مصاحبه با یک روزنامه ایتالیایی : مردم به اهداف خود نزدیک ترمی شوند ؛ سرکوب تاثیرندارد
رهنورد درمصاحبه با روزنامه ایتالیایی " لاریپوبلیکا " که امروز دوشنبه 7 – 6 – 2010 منتشر شده است با اشاره به آمادگی معترضان برای برگزاری تظاهرات در سالگرد انتخابات تاکید کرد " ملت تا رسیدن به آزادی و دموکراسی به راه خود ادامه خواهد داد."
وی گفت :" فشار بر معترضان ، زیرپاگذاشتن اصول ، سرکوب ، بازداشت ها و اعدام ها نمی تواند ملت را از این مسیر بازدارد."
او اتهام هایی که حاکمیت در مورد وابستگی جنبش سبز به خارج مطرح می کند را رد کرد و گفت:" جنبش سبز یک جنبش ملی و ایرانی است و هیچ ارتباطی با خارج ندارد و فعالیت خود را بر اساس مطالبات ملت ایران برای رسیدن به آزادی دنبال می کند ."
وی گفت :" ملت به اهدف خود نزدیک می شود و دیگر از تلاش حاکمیت برای ایجاد رعب و وحشت هراسی ندارد و از هر فرصتی برای فریادهایی که حاکمیت را به لرزه درمی آورد استفاده می کند."
همسرمیرحسین موسوی تاکید کرد :" یک بار دیگر با ملیون ها نفر برای زمینه سازی برای پیروزی تظاهرات می کنیم .. ملت ایران با تکیه بر ارادت ، مقاومت و عدالت بر دیکتاتورها پیروز خواهد شد."
وی تاکید کرد :" در دنیای جدید جایی برای نظام های دیکتاتور و تئوکراتیک وجود ندارد."
رهنورد در ادامه گفت :" ما به بخشی از دنیای جدید تبدیل خواهیم شد ؛ دنیای اینترنت و دنیایی که به دمکراسی و آزادی احترام می گذارد
تحليل گاردين از ايران پس از انتخابات: اگر موسوی برنده می شد
احتمال گرم تر شدن روابط ايران و آمريکا در اوائل ماه ژوئن سال گذشته رو به افزايش بود. باراک اوباما تنها پنج ماه پيش از آن مقام رياست جمهوری را تحويل گرفته بود و وعده داده بود اگر ايرانی ها بخواهند مشت بسته خود را باز کنند، ايالات متحده نيز دستش را به سوی رهبران جمهوری اسلامی دراز خواهد کرد. رهبری ايران که پيش تر از سوی دولت بوش در "محور شرارت" جا گرفته بود، ناگهان متوجه شد خواندن ايالات متحده به عنوان "شيطان بزرگ" درحالي که نام وسط رئيس جمهورآن حسين است، کار دشوارتری شده است. اوباما حتی حق ايران برای غنی سازی اورانيوم را به رسميت شناخت، چيزی که دولت قبلی آمریکا از قبول آن سر باز می زد.
درهمان حال در ايران نيز يک جهت گيری سياسی جديد در راه بود. کشور نه تنها با تورم رو به تزايد و معضل بيکاری دست و پنجه نرم می کرد، بلکه از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد هدف سه دور از تحريم های شورای امنيت سازمان ملل قرار گرفته بود. درحالي که دو سوم جمعيت اين کشور را جوانان زير 30 سال تشکيل می دهد و اين عده برای کسب آزادی های بيشتر فشار وارد می کردند، رئيس جمهور فعلی ديگر يک نامزد محبوب برای انتخابات رياست جمهوری سال 2009 نبود.
در آخرين هفته های همايش انتخاباتی، جوانانی که هرچه بيشتر روشن شده بودند، برای حصول اطمینان از عدم انتخاب مجدد احمدی نژاد به حرکت درآمدند. همانطور که ميرحسين موسوی نامزد اصلی اصلاحات و رهبر نهايی جنبش سبز روز قبل از انتخابات تعبير کرد، حال و هوای کشور "شبيه اولين روزهای پس از انقلاب" شده بود.
با اين حال، آقای موسوی به هيچ وجه دشمنی برای نظام محسوب نمی شد. او که تقريباً برای کل دوره هشت ساله جنگ ايران- عراق در مقام نخست وزيری خدمت کرده بود، احترام افراد بسياری در درون نظام را یدک می کشید. در واقع او يکی از چهار نامزدی بود که برای شرکت در انتخابات رئيس جمهوری سال 2009 از سوی شورای نگهبان، نهاد احراز صلاحيت کشور، رد صلاحيت نشده بود. موسوی حتی هم اکنون نيز بر ايستادگی بر سر ديدگاه واقعی خمينی و در چهارچوب قانون اساسی کشور پافشاری می کند.
همين مسأله است که تقلب در انتخابات سال گذشته را به يک واقعيت قابل توجه تبديل کرده است. موسوی برای جمهوری اسلامی، چهره ای درست در زمانی درست بود: يک انقلابی سابق که آماده هدايت سکان کشور در فضايی کاملاً متفاوت ایجاد شده در کاخ سفيد بود. او در خصوص برنامه هسته ای کشور به عنوان موضوع مرکزی سياست خارجی ايران نيز آشکارا خواستار عدم سازش بر سر حقوق مسلم کشور شده بود. باراک اوباما تنها پنج روز پس از برگزاری انتخابات اعلام کرد تفاوت سياست ها ميان موسوی و احمدی نژاد "ممکن است آنچنان که تبليغ شده زياد نباشد".
گذشته از تفاوت ها در سياست های اين دو، چهره جمهوری اسلامی با رياست جمهوری موسوی می توانست منفعت زيادی ببرد. در منطقه ای که تحت استيلای کشورهای عربی است، هيأت حاکمه ايران همواره يک استثنا تلقی شده است. آنچه اهميت بيشتر داشت، بخش دموکراتيک جمهوری اسلامی بود که سرمنشا حاکميت در رژيم بود. انتخاب يک اصلاح طلب که از نظر اجتماعی رو به پيشرفت بود در مقايسه با رئيس جمهور دست راستی افراطی، می توانست کمک شايانی به مشروعيت رژيم کند. شايد به همين دليل است که آرای انتخاباتی آنچنان يکطرفه دستکاری شد.
جناح "راست جديد" با انگيزه بقای سياسی سرانجام ايران را گروگان گرفت. دولت موجود که نمی خواست قدرت را بر سر صندوق های رأی ببازد، نه تنها رژيم را تضعيف کرد بلکه در مواجهه با مخالفان پرطرفدار و رو به افزايش، احتمالاً به زوال خود سرعت بخشيد.
ايران در جبهه هسته ای با دور چهارم تحريم های شورای امنيت سازمان ملل و اولين تحریم از زمان بدست گرفتن قدرت توسط باراک اوباما روبرو شده است. توافق مبادله اورانيوم با سوخت هسته ای که واشنگتن در فوريه گذشته آنرا پيشنهاد می کرد، اکنون پس از موافقت ايران در مذاکره با ترکيه و برزيل ديگر مورد بحث نيست. جمهوری اسلامی پس از تقلب شتاب زده در انتخابات، متحمل صدمه قابل توجهی در چهره و جايگاه خود شده است. دور دوم رياست جمهوری احمدی نژاد از همان ابتدا و به طور گسترده غيرمشروع تلقی می شد و رژيم تصميم گرفت نه تنها بر نتيجه انتخابات پافشاری کند، بلکه به سرکوب شديد معترضان دست بزند. هر زرق و برق "دموکراتيکی" که جمهوری اسلامی در گذشته داشت، اکنون به طور قطع تيره و تار شده است.
نتيجه آشکار ديگر اين است که رژيم جايگاه دينی خود را در پيش چشمان مسلمانان بی شماری از دست داده است. در منطقه ای که شمار وفاداران سنی و شيعه به رژيم در حال فزونی بود، هميشه بخش اسلام از جمهوری اسلامی بوده که مرزها را در می نورديده است. يک سال پس از انتخابات و با توجه با وجود شواهد فراوان از قتل، شکنجه و تجاوز دولتی، حاکميت اخلاق در رژيم برباد رفته است. تعدادی از آيت الله العظمی ها در طول سال گذشته به طور علنی دولت را زير سؤال برده اند. آيت الله العظمی فقيد حسينعلی منتظری، جانشين سابق خمينی، اينچنين گفته بود: "رژيم نه اسلامی و نه جمهوری است."
به دنبال سرکوب وحشيانه تظاهرات گسترده در ماه ژوئن، و پيش از سرکوب کامل آن در سی و يکمين سالگرد جمهوری اسلامی در ماه فوريه، امروز خيلی ها فکر می کنند جنبش سبز محو شده است. اما اگرچه خيابان ها خالی تر شده است، جنبش سبز تا پايان راه فاصله طولانی دارد. جنبش همانطور که در يک ضرب المثل فارسی آمده است، "آتش زير خاکستر است."
يک جنبش اجتماعی بنيادين در حال ريشه دواندن در ايران است، درست نظير همان جنبشی که به انقلاب 1979 منجر شد. مخالفان با بهره گيری از شبکه های اجتماعی هنوز در حال تعديل، يارگيری و رشد هستند. اين مهم است که به خاطر داشته باشيم سلطنت خودکامه بيش از يک دهه پس از ظهور مخالفان ضد شاه سرنگون شد.
درحاليکه اهداف نهايی جنبش سبز دور و دراز است و بايد موضوع بحث گسترده قرار بگيرد، واقعيت اين است که اين جنبش هنوز در دوره نوزادی خود است. ميرحسين موسوی در عصرگاه سال نوی ايرانی در ماه مارس مطابق سنتی که معمولاً از سوی رهبر عالی دنبال می شود، نامی را برای سال جديد برگزيد. او امسال را "سال شکيبايی و استقامت" خواند. اين نام بايد ياد آور اين نکته باشد که اگرچه يک سال از وقايع تکان دهنده ايران گذشته است، اما ممکن است بزرگترين چالش ها در برابر جمهوری اسلامی هنوز در آينده نهفته باشد.
منبع: گاردين- 6 ژوئن
مادر سهراب: کسی نمی تواند حق برگزاری سالگرد را از من بگیرد
سهراب اعرابی جوان نوزده ساله ای که به گفته مادرش دست هایش را برای یک اعتراض مسالمت آمیز بالا برده بود اما در برگه پزشکی قانونی او گواهی شده است، علاوه بر تیری که به این جوان شلیک شده بود، بازوی او را نیز شکستند.
پروین فهیمی شاید یکی از نخستین مادران داغداری بود که پس از کشته شدن فرزندش سکوت نکرد و مادران شهدای دیگر را نیز مشوق به شکستن سکوت بود. در سی و یکم تیر ماه سال گذشته، وی تنها چند روز پس از خاکسپاری سهراب اعرابی به همراه جمعی از زنان عضو کمپین یک میلیون امضاء ، علی رغم فضای کاملا امنیتی، به دیدار خانواده ندا آقا سلطان رفتند و آنجا بود که مادر ندا آقا سلطان نیز چهل روز پس از کشته شدن دختر بیست و هشت ساله اش لب به سخن گشود و این شاید پیوند نخست مادران کشته شدگان انتخابات بود که ناگفته هایشان را به صورت جدی تر در رسانه ها منعکس می ساخت.
در سالی که گذشت، از میان ده ها کشته انتخابات شاید نام ندا و سهراب بیش از سایرین بر زبان ها بود و حتی تمبر یادبود سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان در ژاپن و هلند نیز منتشر شده است.
جرس با پروین اعرابی، در آستانه سالگرد شهادت سهراب اعرابی، گفتگویی پیرامون رنج یک ساله مادران داغدار ،پیگیری ها، بیم ها، امیدها و نگرانی هایش در مورد شهدای گمنام انجام داده است که در پی می آید:
خانم فهیمی، تنها هشت روز دیگر باقی مانده است به سالگرد روزی که گفته می شود سهراب در میدان آزادی تیر خورده است، این روزها در آستانه 22 خرداد به خانواده برخی از کشته شدگان تذکر داده اند که مراسم سالگرد و یادبود برای شهدا برگزار نکنند، برخی ها هم از مصاحبه منع شده اند، شما چه چطور؟
یک بار به خانه من آمده اند و تذکر دادند که نباید در خانه ما هیچ تجمعی صورت بگیرد. اما برگزاری مراسم سالگرد حق یک مادر است و هیچ کسی نمی تواند این حق را از ما بگیرد. من ۲۵ خرداد به بهشت زهرا می روم تا در کنار سهراب باشم. بیست و دوم تیرماه هم سالگرد به خاک سپاری سهراب است و ما باید به بهشت زهرا برویم. سهراب را کشتند و کسی نمی تواند منکر این شهادت شود، جای او هم بهشت زهرا هست پس کسی هم نمی تواند جلوی ما را بگیرد که پیش بچه هایمان نرویم. فقط می توانم ابراز امیدواری کنم که ۲۵ خرداد شاهد انبوه نیروهای امنیتی در بهشت زهرا نباشیم. .
در تمام این یک سال، آیا دولت ایران سراغی از شما گرفت؟
همان روزهای اول از استانداری و هلال احمر آمدند و بعد همه چیز تمام شد، در حالی که من هیچ هراسی از اینکه کسی به خانه ام بیاید نداشتم و می خواستم حرف ها و ناگفته هایم را به هر مسوولی بگویم تا شاید قاتل فرزندم را پیدا کنم. آنها حتی وسایل سهراب را هم به من تحویل ندادند، بالاخره برای یک مادر تمام وسایل فرزندش ارزشمند است، مگر چقدر کار داشت که بگویند حداقل وسایلش را به ما برگردانند که هر وسیله سهراب به اندازه یک دنیا برای من می ارزد؟
مثلا چه وسایلی؟
سهراب وسایل زیادی نداشت، اما همان عینکش، دو انگشتر که یکی عقیق بود، یادگار مادربزرگش و یکی هم یادگار پدرش بود، مدال فرورتیش با یک زنجیر در گردن اش و یک دستبند سبز. این همه چیزهایی بود که می توانست دل یک مادر را آرام کند. ولی همان را هم نتوانستیم پس بگیریم، شاید برای آنها بی ارزش باشد اما برای یک مادر همه چیز است. معلوم است وقتی جواب همین درخواست های ساده را نمی دهند، پرونده کشته شدن را هم پاسخگو نخواهند بود. به ما حتی قول پیگیری هم نداده اند. تازه من دنبال قصاص قاتل هم نبودم، همه خواسته من، معرفی و محاکمه یک قاتل بود تا به عنوان یک مادر به او بگویم، پسر من و باقی جوان هایی که کشته شدند، دشمن شما نبودند، دشمن این مملکت هم نبودند، می خواستم از قاتل فرزندم بپرسم به دستور چه کسی دلش رضا داد که هم وطن اش را بکشد.
و شما همه این حرف ها را بعدها به رسانه ها گفتید، آیا از رسانه ملی ایران و از رسانه های دولتی هم کسی سراغ تان آمد تا حرف های شما را بشنود؟
از صدا و سیما برای یک مصاحبه به خانه ما آمدند، من فقط یک درخواست ساده از آنها کردم، گفتم به شرط آنکه همه گفته های یک مادر را پخش کنند، حاضرم بنشینم و هر آنچه بر من گذشت را برایشان بازگو کنم. چه بهتر که آدم با رسانه های رسمی کشور خودش از ظلمی که به یک شهروند رفته است حرف بزند، اما آنها نخواستند و رفتند، از پرس تی وی آمده بودند و من فقط خواستم مرا سانسور نکنند چون به عنوان یک مادر فقط می خواستم از حق خودم برای پیگیری پرونده کشته شدن سهراب بگویم. به آنها گفتم فایده ندارد که مدام برنامه بسازیم و بگوییم یک عده اغتشاشگر بچه های ما را کشتند، بیایید تا ما برایتان بگوییم چه کسانی بچه های مرا درخیابان و یا در کهریزک کشته اند، من یک انسان هستم، در ایران زندگی می کنم و این حق قانونی من است که با رسانه ملی کشور خودم در مورد آنچه بر پسرم گذشت حرف بزنم و هیچ حرف سیاسی هم ندارم. حاضر نشدند بنشینند پای درد دل های یک مادر تا حداقل برایشان بگوید سهراب چگونه تیر خورد و من چگونه بیست و پنج روز به هوای اینکه بچه ام هنوز زنده است همه جا را گشتم .
پزشکی قانونی هم تیرخوردن سهراب را تایید کرده بود، وقتی برگه پزشکی قانونی را دیدید...
در برگه پزشکی قانونی نوشته بودند، تیر به سمت بازوی سهراب اصابت کرد و از زیر قلب وارد ریه شده. بازوی سهراب را شکستند. نمی دانم چه کسانی و اصلا چطوری. قلبم درد می گیرد وقتی یاد آن روزها می افتم که تمام بدنم بی جان شده بود و هیچ کسی نبود حتی جواب نامه های ما را بدهد که این بچه را کجا بردند و چرا کشتند، برای یک اعتراض؟ سهراب خلافی نکرد ه بود و سزاور مرگ نبود، من حتی برای بچه های کسی که به سمت بچه من شلیک کرده اند هم نمی توانم مرگ بخواهم آنها چطور دلشان آمد دست های خالی پسرم را ببینند و بعد شلیک کنند و بازوی شکسته او را تحویل ما بدهند، به خدا قسم من حتی یک سیلی هم نمی توانم به صورت قاتل پسرم بزنم .
خیلی از جوانان دچار خشم هستند از کسانی که سهراب و دیگران را کشته اند و در طول این یک سال پاسخگو هم نبوده اند؟
می دانم شهدای گمنام دیگری هستند که شاید ما حتی نام آنها را هم نشنیده باشیم. هیچ آمار دقیقی از تعداد کسانی که بعد از انتخابات کشته شدند در دست نیست. بهشت زهرا شده است بهشت جوانان اما من به عنوان یک مادر حتی حس انتقام جویی هم ندارم، از اعدام و قصاص بیزارم چون دردی را دوا نمی کند، دار زدن و انتقام گرفتن از قاتل، برای من، سهراب نمی شود همه دلخوشی و امید من این است که حس هم وطن کشی یک جایی تمام شود نه آنکه خودم همان کاری را بکنم که آنها با بچه های ما کرده اند. همیشه یک اقلیت ناچیز وجود دارند که می توانند آدم ها را بکشند و این اقلیت از عقل محروم هستند، آدم به روی انسانی که عقل ندارد و از روی حماقت آدم می کشد، گلوله نمی کشد.
پس با همین استدلال درست در آستانه سالگرد کشته شدن سهراب، از خون فرزندتان به بهای آزادی زندانیان سیاسی گذشتید؟
بله، چون اولا برای من بخشش شیرین تر از انتقام است. اگر چه می دانم طرف مقابل هم باید فهم این بخشش را داشته باشد و در ثانی فکر می کنم، حالا که سهراب من بر نمی گردد شاید باید کاری برای بچه های دیگرم که در زندان هستند انجام دهم. برای همین گفتم حاضرم از خون فرزندم بگذرم به شرطی که زندانیان سیاسی را آزاد کنند. همه آنها یکی هستند مثل سهراب. من با خون سهراب معامله کردم، یک معامله انسانی واگر زبان انسانیت برایشان آشنا باشد باید جواب دهند وقتی یک مادر از خون جوان از دست رفته اش برای آزادی صدها جوان دیگر می گذرد، چرا آنها مقاومت می کنند؟
فکر نمی کنید کسانی که حتی سید حسن خمینی را به دلیل دیدار با زندانیان سیاسی سرزنش می کنند و می گویند؛ دیدار او با اغتشاشگران آزاد شده جرم است، شما را هم متهم به دفاع از اغتشاشگران در زندان کنند؟
واقعیت این است که اغتشاشگر معنی نمی دهد، مگر می شود یکدفعه بگوییم این همه مردم اغتشاشگر هستند؟ اینها همه فرزندان همین کشور هستند و با اغتشاشگر خواندن آنها مشکل اصلی سرجای خودش باقی می ماند.
شما در شورای شهر تهران گزارشی در مورد وضعیت پرونده کشته شدن سهراب ارائه داده بودید، نتیجه چه شد و آیا از طریق مجلس هم پیگیری بوده اید؟
هیچ کس در مملکت پاسخگو نیست. درد من این است که مجلس هم مثلا باید خانه ملت باشد و نماینده هایش باید داد ما را بزنند ولی هرگز اینطور نبوده، در همان بیست و پنج روز که به هر دری می زدم تا سهراب را پیدا کنم به مجلس هم رفتم، به نماینده های مجلس می گفتم بچه خودتان اگر گم می شد چه می کردید؟ آنقدر جواب مرا ندادند تا بچه من یخ زد، جنازه یخ زده سهراب را تحویل من دادند. ظاهرا ما هیچ جایی در این مملکت نداریم که برویم. ما مردم صبوری هستیم و تحمل ما هم زیاد است. انگار هنوز باور نکرده اند که قدرت را با خودشان نمی توانند ببرند آن دنیا، آدم فقط یک کفن را می تواند با خودش ببرد، پسر جوان من و جوان های دیگر هم با یک کفن رفتند با این تفاوت که بچه های ما با یک کفن خون آلود می روند و دل هایشان پاک است.
موقع خاکسپاری سهراب فیلمی از شما منتشر شد که فریاد می زدید سکوت نخواهید کرد، به خاطر می آورید آن روز را؟
بدترین روز زندگی ام یکی آن روز بود که فهمیدم سهراب کشته شد و دومی زمان خاک سپاری اش بود. من چهار تا بچه دارم، وقتی سهراب را کشتند، برای من انگار یک چهارم قلبم از جا کنده شد و با تابوت سهراب رفت ولی سکوت و بغضم همان روزی شکست که عکس سهراب را در میان عکس های کشته شدگان شناسایی کردیم.
ظاهرا برادر سهراب، عکس را شناسایی کرد و خبر کشته شدن را به شما داده بود، درست است؟
بله بیست تیر به اتفاق پسرم سیامک رفته بودیم آگاهی شاپور چون من پیگیری هایم در زندان ها و بیمارستان و خیابان ها و هیچ جا جواب نداد، پرونده مفقودی برای سهراب تشکیل دادیم، گفتند بیایید عکس کسانی که کشته شده اند را ببینید و شناسایی کنید که آیا سهراب یکی از آنهاست یا نه. دفعه اول که دیدم سهراب میان آنها نبود و من دیگه طاقت نداشتم بار دوم بروم عکس بچه های مردم را که کشته شده اند ببینم، گفتم پسرم می آید اینکار را می کند. سیامک رفت، تا دوساعت نیامد، نگرانش بودم، من مدام توی ساختمان ها دنبالش می گشتم ولی از دور دیدم سیامک پشت یک دیواری قایم شده است. با آنکه دلم آن روز دگرگون بود و یک حسی به من می گفت یک اتفاقی افتاده اما آن لحظه نفهمیدم چرا سیامک پشت دیوار قایم شده، جلو رفتم و گفتم سیامک چی شد، رنگ به صورت سیامک نبود، از یاد آوری صورت ترس خورده و بی رنگ سیامک تمام تنم می لرزد، گفت؛ مادر، سهراب را کشتند، من از آن لحظه به بعد هیچ نفهمیدم.
ببخشید که شما را مجبور به بازگو کردن یک ماجرای دردناک کرده ام ولی آیا خودتان هم موفق به دیدن عکس سهراب و یا پیکرش شدید؟
من نمی توانستم ببینم، طاقت نداشتم. فقط یادم هست همان روز به زور مرا می بردند پشت مانیتور و می گفتند چون شاکی پرونده خود شما هستید باید خودت هم عکس را ببینی و تایید کنی وگرنه با تایید پسر شما نمی توانیم جنازه را تحویل بدهیم. هر چه می گفتم من دل دیدن عکس سهراب را ندارم و می دانم سیامک دروغ نمی گوید اما رضایت ندادند، پاهایم را روی زمین می کشیدند و من نا نداشتم حرکت کنم، من همسرم را سال هشتاد و شش از دست داده بودم و رنج دیده بودم اما پدر سهراب مریض بود. حالا که یک بچه بی پدر را کشته بودند...خدایا بدترین و سخت ترین لحظه زندگی ام بود زمانی که ناگهان صورت مهربان سهراب را در مانیتور اداره آگاهی دیدم، به زمین و زمان فحش دادم. در اولین عکس از گلو به بالا را فقط نشانم دادند، جای تیر خوردن را نشانم ندادند. صورتش حالت خواب سهراب بود. آرام بود... مگر این تصویر از جلوی ذهنم می رود...
آخرین باری که سهراب را دیدید کی بود؟
بیست و پنج خرداد بعد از راهپیمایی مسالمت آمیز از من خداحافظی کرد و به سمت انقلاب رفت. ولی من همان روزهایی که دنبالش می گشتم، همان روزهایی که اخبار مربوط به شکنجه ها را هم می شنیدم، یک بار سهراب را در خواب دیدم. دندان هایش را ریز ریز کرده بودند. این خواب، آرام و قرارم را از من گرفته بود، در همان خواب مدام از سهراب می پرسیدم شکنجه شدی؟ دندان هایت چرا ریز ریز شده؟ در گوشم گفت: اشکالی نداره. ولی من باز سوال می کردم و سهراب خم شد و درگوش دیگرم با یک لحنی که مرا آرام کند، گفت: می گم اشکالی نداره مامان. وقتی عکس سهراب را در مانیتور دیدم فقط می خواستم ببینم دندان های پسرم را خرد خرد کردند، می خواستم ببینم شکنجه اش کردند... نگذاشتند در غسالخانه بروم و بچه ام را ببینم...
خرداد برای سهراب ماه شلوغ و پر هیجانی بود، چون عکس ها و فیلم های زیادی از او در کمپین های انتخاباتی و راهپیمایی های بعد از انتخابات منتشر شده است که شما هم در آن عکس ها با سهراب همراه می شدید، خرداد امسال چه حالی دارید؟
خرداد، برای سهراب انگار ماه اضطراب بود، هم باید برای دانشگاه خودش را آماده می کرد و هم برای آینده کشور .نگرانی داشت، همان عکسی که شال سبز به گردن دارد و من هم با عکس آقای موسوی کنارش نشسته ام خود گویای همه چیز است، سهراب چند روز قبل از کشته شدن اش اصلا غذا نمی خورد، لب به هیچ چیزی نمی زد و مدام می گفت من نگران آینده هستم، یعنی چه اتفاقی می خواهد برای کشور بیافتد.
پس سهراب با آنکه فقط نوزده سال داشت، به مسایل سیاسی هم توجه می کرد؟
سهراب مثل خیلی از جوان های دیگر این مملکت قلبش برای کشورش می زد، بی قرار آینده بود، اهل روزنامه خواندن بود، آرزو داشت خبرنگار شود، دلم می خواهد دفتر خاطراتش را به شما نشان دهم ببینید چقدر دردناک است که پسر من در دفتر خودش اسم چند روزنامه نگار ایرانی را به عنوان خبرنگاران مورد علاقه اش نوشته بود و حالا خوشحالی من به عنوان یک مادر این است که دارم با روزنامه نگارانی که سهراب اسم شان را در دفترش نوشته بود، صحبت می کنم. دلم می خواهد ایران آنقدر آباد و آزاد شود که برای همه فرزندانش جا داشته باشد نه کسی را بکشند و نه کسی را مجبور کنند از خانه خودش بیرون برود، می دانم گریه و زاری کردن از مادر رها نمی شود اما اینها برای من فرزند نمی شود، دلم می خواهد فرزندان دیگرم آزاد باشند
با سپاس از شما که وقت تان را در اختیار جرس قرار دادید
دانشمند اتمی که در عربستان ناپدید شده بود در امریکا پیدا شد
شهرام امیری مورد ادعا که گفته می شود به امریکا پناهنده شده در این نوار از سازمانهای بین المللی و حقوق بشر می خواهد که او را از چنگ ربایندگان خود نجات دهند.
پخش این نوار در حالی صورت می گیرد که آژانس بین المللی انرژی اتمی بررسی پرونده اتمی جمهوری اسلامی را از امروزآغاز کرده است . ایالات متحده در این پرونده ، مدارکی را ارائه کرده کرده که گفته می شود از لاب تاب متعلق به شهرام امیری و سایر گفته های او استخراج شده است . جمهوری اسلامی ادعا می کند که این مدارک ساختگی است و امریکا برای قانع کردن شورای حکام سازمان آنها را درست کرده است .
در این نوار گفته می شود که این نوار از راههای خاص در اختیار دستگاههای اطلاعاتی ایران قرار گرفته است . این نوار را با هم نگاه کنیم
شهرام اميري کارشناس و محقق دانشگاه صنعتي مالک اشتر که سال گذشته در مدينه منوره ربوده شده است، در يک پيام تصويري که در تاريخ سهشنبه 17 فروردين 89 مطابق با 5 آوريل 2010 ضبط شده و به روشي خاص به دست دستگاههاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران رسيدهاست، به تشريح ربايش و وضعيت کنوني خود پرداخت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) به نقل از پايگاه اطلاعرساني دولت شهرام اميري در اين سند تصويري ارسالي که از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و در بخش هاي مختلف خبري پخش شد، با بيان اينکه هماکنون در شهر توسان ايالت آريزوناي آمريکا هستم، ميگويد: در تاريخ 13 خرداد 88 در يک عمليات مشترک بين تيمهاي ترور و ربايش سازمان اطلاعات آمريکا (CIA) و استخبارات عربستان سعودي در مدينه منوره دزديده شدم. سپس من را به يک خانه در يک جايي نامعلوم در عربستان بردند و در داخل آن به من آمپول بيهوشي زدند و وقتي به هوش آمدم در راه انتقال به سمت کشور آمريکا بودم.
وي ميافزايد: در طي 8 ماه که در آمريکا نگهداري شدم تحت شديدترين شکنجهها و فشارهاي روحي گروههاي بازجويي سازمان اطلاعات آمريکا قرار گرفتم و هدف اصلي آنها از اين فشارها اين بود که از من ميخواستند در يک مصاحبه تلويزيوني با يکي از شبکههاي خبري آمريکا ادعا کنم که فرد مهمي در برنامه هستهاي ايران بوده و به درخواست خودم به آمريکا پناهنده شدم و در اين فرآيند پناهندگي، يک سري مدارک و اسناد مهم را از کشورم به همراه يک لپتاپ که حاوي اسرار محرمانه برنامه هستهاي نظامي ايران است، به آمريکا منتقل کردم.
اين تبعه ربوده شده ايراني خاطر نشان ميکند: هدف اصلي از اين قضيه فشار سياسي به جمهوري اسلامي ايران و در واقع محکوم کردن و اثبات دروغهايي است که آمريکا مدام عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح ميکند.
اميري همچنين از سازمانها و نهادهايي که در خصوص مسئله حقوق بشر فعاليت ميکنند خواسته است موضوع وي را با جديت پيگيري کنند.
وي ادامه ميدهد: من واقعاً به ناحق از يک کشور ثالث دزديده شده و به آمريکا آورده شدهام و درخواستم اين است که اين سازمانها تمام تلاش و توان خود را براي آزادي من و برگشتم به کشور عزيزم ايران انجام بدهند.
اين تبعه ربوده شده ايراني همچنين در اين پيام تصويري خطاب به خانوادهاش ميگويد: از خانوادهام ميخواهم اگر روزي اين سخنراني من را ديدند و صحبتهاي آخر من را شنيدند، صبور باشند.
اين فيلم به عنوان سندي منحصربهفرد نشان مي دهد که مجموعه ادعاهاي آمريکا در مورد برنامه هستهاي جمهوري اسلامي ايران، سندسازي بيارزشي بيش نيست
پلیس آلمان در جستوجوی حقیقت ماجرای شکوف
نیمروز دوشنبه (۷ ژوئن، ۱۷ خرداد) آقای هوم سخنگوی پلیس کلن گفت که پرونده داریوش شکوف فیلمساز ایرانی، پس از ثبت اظهارت وی و شاهدان، به دادستانی کلن انتقال یافته است. به گفته سخنگوی پلیس، شکوف درحال حاضر در یکی از بیمارستانهای کلن بستری است و تا پایان یافتن تحقیقات و تکمیل پرونده، جزئیات موضوع فاش نخواهد شد.
سکوت شاهد و پلیس
مادر شریک زندگی داریوش شکوف، یکی از شاهدانی است که برای توضیح به نزد پلیس فراخوانده شده است. این خانم ایرانی، به اختر قاسمی خبرنگار آزاد گفت:«متاسفانه به دستور پلیس، اجازه دادن هیچ اطلاعی را ندارم.» وی حتی حاضر نشد توضیح بدهد که در جریان توضیح به پلیس، آیا با شکوف دیداری داشته است، یا نه.
سخنگوی پلیس در برابر این پرسش که آیا موضوع ربایش فیلمساز ایرانی ثابت شده است یا نه گفت:«هنوز هیچ چیز روشن نیست و هدف تحقیقات پلیس یافتن پاسخ همین پرسش است. همینقدر میتوانیم بگوئیم که حال آقای شکوف خوب است.»
اختر قاسمی، عکاس دویچهوله میخواست برای تهیه عکسی از سکوف به بیمارستان مراجعه کند. اما پلیس حاضر به افشای نام بیمارستان نشد. آقای هوم در توضیح گفت:« تحقیقات پلیس، برای روشن کردن صحت و سقم اظهارات آقای شکوف، احتمالا تا چهارشنبه ادامه خواهد یافت. تا آن زمان، هیچ اطلاعی در اختیار رسانهها گذاشته نخواهد شد.»
آقای فلد، مسئول تعقیب پرونده در دادستانی کلن نیز، از توضیح درباره جزئیات پرونده خودداری کرد. ویگفت:«دادستان از پلیس هم خواسته است که تا پایان تحقیقات هیچ خبری منتشر نکند.»
دو هفته بیخبری
داریوش شکوف، فیلمساز ایرانی مقیم برلن، دو هفته پیش، در حالی که اعلام کرده بود عازم پاریس است، ناپدید شد. وی برای آخرین بار در ایستگاه مرکزی قطار کلن دیده شد.
پلیس، جست و جوی خود را برای یافتن وی، از روز جمعه (۴ ژوئن) آغاز کرد. ۴۸ ساعت بعد، فیلمساز ایرانی در نقطه خلوتی در شمال کلن ظاهر شد و در حالی که برخلاف انتظار به انگلیسی حرف میزد از چند نوجوان خواست که حضور او را به پلیس اطلاع بدهند. وی به آنها گفت که نام من شکوف است و ربوده شدهام.
نخستین گزارشها حاکی از آن است که لباس شکوف، هنگام پیدا شدن، کاملا خیس بوده و او با سر و وضعی آشفته، دستخوش ضعف شدید بوده است. روزنامه "کلنر اشتات آنسایگر" نوشت به نظر میرسیده که وی تحت تاثیر مواد مخدر بوده است. گزارش پلیس هم این نکته را تایید میکند. اما دوستان و آشنایان نزدیک شکوف میگویند که او حتی در مواقعی که بیمار بود حاضر به مصرف داروهای مسکن نمیشد و در مصرف نوشابههای الکلی نیز، به این دلیل که بدنش واکنش نامطلوبی نشان میداد، امساک میکرد.
تاکسیهای بهشت
آخرین کار هنری شکوف، فیلم "تاکسیهای بهشت" نام دارد. در این فیلم، ماجراهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و شکنجههای معترضان در زندان، به گونهای بسیار تکان دهنده، بازسازی شده است.
تاکسیهای بهشت، روز اول ماه مه امسال، برای نخستین بار در برلین به نمایش درآمد. پس از گم شدن شکوف، این گمان ایجاد شد که وی ممکن است ربوده شده باشد. اما برخی نیز گمانهزنی میکردند که موضوع ممکن است شخصی و فاقد زمینههای سیاسی باشد.
جواد طالعی، رادیو آلمان
فیلم زیر گزارش مستندی به زبان آلمانی است که خبرنگار در محلی که داریوش شکوف پیدا شده با جوانانی که وی را پیدا کرده و پلیس را خبر کرده اند گفتگو میکند
داریوش شکوف، نقاش و فیلمساز برجستۀ ایرانی پس از دوازده روزی که از اسارتش در دست آدم ربایان سپری شده بود، روز یکشنبه، 6 یونی 2010 از سوی پلیس کلن شناسایی شد. بر اساس گزارش مستندی که تهیه شده است، داریوش شکوف در منطقۀ پورتْسْ کلن با جسمی تحلیل رفته و وضعیتی نامطلوب از سه دانش آموزی که در کنار رودخانۀ راین سرگرم گفتگو با یکدیگر بوده اند، طلب یاری می کند و به آنان می گوید که او را ربوده بوده اند و نامش داریوش شکوف است. دانش آموزان که حالت روحی و جسمی وی را بد توصیف کرده اند، با شتاب پلیس را آگاه می کنند و وی در محافظت پلیس به بیمارستان منتقل می شود. ایشان امروز، 7 یونی 2010 بیمارستان را ترک گفته اند. کمیتۀ حمایت از داریوش شکوف در برلن که افکار عمومی را متوجه آدم ربایی کرد، به زودی ماجرای ناپدید و ربوده شدن ایشان را به آگاهی خواهد رساند
بانک زنانه رژیم برای" حفظ حرمت و حجاب و با خلق و خوی محمدی " افتتاح شد
به گزارش سایت حکومتی ايرنا، مديرعامل بانک ملي جمهوری اسلامی در آيين گشايش اين بانک هدف از اين اقدام را حفظ حرمت و حجاب بانوان در محيط اجتماعي عنوان کرد.
محمودرضا خاوري گفت:از بهترين طراحان براي طراحي بهترين لباسها براي همکاران خانم شاغل در اين شعب دعوت به عمل آمده است تا آنها بتوانند به راحتي وظايف خود را انجام دهند.
وي افزود:در اقتصاد امروز ايران بانوان نقشي اساسي پيدا کرده اند که بر اساس آن بايد بتوانند از ظرفيتهاي اقتصادي جامعه بهره مند شوند ، لذا يکي ديگر از اهداف افتتاح شعب بانک ملي بانوان کشور تسهيل در امور بانکي، پولي و خدماتي بانوان تاثير گذار در اقتصاد است.
او ادامه داد:بانک ملي همواره همراه با اعتقادات مردم حرکت کرده است به همين دليل سال گذشته در هر يک از شعب بانک ملي، يک باجه ترويج بانکداري اسلامي تاسيس شد تا مشتريان بر مبناي قراردادهاي دين مبين اسلام عمل کنند.
خاوري گفت:کارکنان بانک ملي بايد وظايف خود را مبتني بر احکام الهي انجام دهند و محيط بانک بايد مشتري مدار و با خلق و خوي محمدي باشد.
در نخستين شعبه بانک ملي بانوان کشور که در " بلوار ابوريحان " مشهد آغاز به کار کرد صرفا بانوان شاغل در بانک ملي به بانوان خدمات بانکي ارائه مي دهند.
در اين مراسم ، امام جمعه مشهد ،استاندار خراسان رضوي و جمعي از مسوولان محلي
حضور داشتند
بررسی پرونده ایران در آژانس انرژی اتمی؛ انتقاد ایران از روسیه
اجلاس یک هفته ای شورای حکام در حالی برگزار می شود که کشورهای عمده جهانی بر سر تصویب قطعنامه ای حاوی یک رشته تنبیه های بین المللی علیه جمهوری اسلامی به توافق رسیده اند.
هفته گذشته یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی، گزارش جدید خود در مورد برنامه هسته ای ایران را بین اعضای شورای حکام توزیع کرد که در آن آمده بود که این کشور به خواست شورای امنیت در مورد توقف برخی برنامه های هسته ای خود عمل نکرده است.
شورای امنیت با تصویب قطعنامه هایی خواست هایی را در مورد برنامه های اتمی ایران مطرح کرده و از جمله خواستار تعلیق فعالیت این کشور در زمینه غنی سازی اورانیوم شده اما جمهوری اسلامی این قطعنامه ها را غیرقانونی خوانده و اجرای آنها سر باز زده است.
در حالیکه برخی کشورهای غربی خواستار تشدید تحریم های بین المللی علیه ایران بوده اند، در ماه اکتبر سال گذشته، گروه 1+5، متشکل از کشورهای عضو دایم شورای امنیت و آلمان، راه حلی شامل مبادله اورانیوم غنی شده در ایران با سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران را مطرح کردند.
براساس این طرح، که توسط آژانس بین المللی در مذاکرات نمایندگان آمریکا، روسیه و فرانسه ( به نمایندگی از گروه 1+5)، با نمایندگان ایران در نشستی در وین مطرح شد، قرار بود بخش عمده ذخیره اورانیوم غنی شده ایران در برابر دریافت اورانیوم قابل استفاده در رآکتور تهران به خارج ارسال شود.
کشورهای گروه 1+5 این طرح را پذیرفتند اما ایران از اعلام نظر قطعی او در این مورد خودداری ورزید و علاوه بر آن، به تولید اورانیوم با خلوص بالاتر مبادرت کرد که فشار کشورهای غربی برای تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت را در پی آورد.
در حالیکه به نظر می رسید زمان تصویب قطعنامه جدید نزدیک می شود، ماه گذشته، ایران طرح پیشنهادی ترکیه و برزیل برای مبادله اورانیوم را پذیرفت که شامل انتقال بخش عمده ذخیره اورانیوم غنی شده ایران با سوخت رآکتور تهران بود اما برخلاف پیشنهاد آژانس بین المللی، نظارتی از سوی گروه 1+5 بر این مبادله اعمال نمی شد.
انتقاد از روسیه
این طرح، که به آن نام بیانیه تهران داده شده است، با حضور رئیسان جمهوری برزیل، ترکیه و ایران به امضا رسید و رهبران این سه کشور ظاهرا انتظار داشتند راه حل مورد توافق آنان با استقبال کشورهای جامعه جهانی و به خصوص کشورهای گروه 1+5 مواجه شود و از وضع تحریم های جدید شورای امنیت علیه ایران جلوگیری کند.

به خصوص رهبران روسیه، که قبل از سفر رئیس جمهوری برزیل به تهران به نظر می رسید طرح پیشنهادی برزیل و ترکیه را با دیدی مثبت تلقی می کنند، پس از صدور بیانیه تهران، بر لزوم اجرای طرح پیشنهادی آژانس تاکید نهادند و از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران حمایت کردند.
در واکنش نست به موضعگیری روسیه، محمود احمدی نژاد در سخنانی در کرمان از اظهارات دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، در حمایت از تشدید تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی انتقاد کرد و آن کشور را به همسویی با "دشمنان ملت ایران" متهم ساخت.
در مقابل، یکی از مشاوران آقای مدودف سخنان آقای احمدی نژاد را عوامفریبانه خواند و وزیر خارجه روسیه نیز این اظهارات را سخنانی از سر احساسات توصیف کرد.
موضعگیری روسیه باعث شد تا روز دوشنبه، محمد رضا میر تاج الدینی، معاون پارلمانی رئیس جمهوری ایران در مصاحبه با خبرگزاری مهر، اعلام کند که "اظهارات جدید مدودف باورنکردنی است."
به گزارش مهر، آقای تاج الدینی با اشاره به سخنان دمیتری مدودف که در سفر به آلمان گفته است که تصویب تحریم های جدید علیه ایران قطعی است و ایران باید صدای غرب را بشنود، هشدار داد که "این موضعگیری سران روسیه به ضرر خودشان خواهد بود" و افزود که "دنباله روی روسیها از آمریکایی ها برای آنان گران تمام خواهد شد و قطعا روسها را در میان افکار عمومی جهان و ملت ها محکوم خواهد کرد."
این مقام ایرانی گفت که پس از سخنان آقای احمدی نژاد در کرمان، مقامات روسیه در تماس با مقامات جمهوری اسلامی نشان دادند که خواستار "تغییر در رفتارشان" هستند و به همین دلیل هم سخنان اخیر آقای مدودف و "موضعگیری های وی علیه جمهوری اسلامی برای ما جای سئوال دارد."
به گزارش همین خبرگزاری، کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، هم گفته است که روس ها "نباید از جریان تند و افراطگرایی آمریکایی دنباله کنند" و افزودکه "در چنین شرایطی، اگر این رویه روس ها ادامه پیدا کند، تجدید نظر در سطح روابط با این کشور الزامی است."
برخی ناظران گفته اند که مقامات روسیه نه تنها به دلیل ارجحیتی که برای روابط با ایالات متحده قایل اند، بلکه در تلاش برای ارائه تصویری از خود به عنوان رهبران یک قدرت جهانی و دارای مسئولیت بین المللی، ناگزیر از هماهنگی با مواضع کشورهای غربی در قبال بحران اتمی ایران بوده اند.
روسیه در سال های اخیر در تلاش برای حفظ موقعیت خود به عنوان یک قدربت جهانی، در مواردی درگیر اختلاف نظرهایی با ایالات متحده و سایر کشورهای غربی بوده است.
درهمانحال، به نظر می رسد که مقامات جمهوری اسلامی تلاش روسیه برای امتیاز گیری از غرب را ناشی از تعارض اجتناب ناپذیر دو طرف دانسته و آن را به عنوان عنصری مهم و بنیادی در تدوین سیاست خارجی و هسته ای خود منظور کرده اند
رادان خبر داد: کردستان از امنترین مناطق کشور است / برخورد قاطع پلیس با اخلالگران
بدهی200 میلیارد تومانی دانشگاه تهران/ بانک مرکزی تذکر داد
| بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به دانشگاه تهران درباره بدهی 200 میلیارد تومانی این دانشگاه به یک بانک بین المللی تذکر داد این درحالی است که مسئولان وقت دانشگاه تهران در سال دریافت آن اعلام کردند که بازپرداخت وام با دولت است. | |
| به گزارش خبرنگار مهر، دانشگاه تهران به میزان 200 میلیارد تومان با پشتوانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای تأمین اعتبار طرح توسعه این دانشگاه از یک بانک بین المللی وام اخذ کرده است این وام بانکی در اواخر تابستان 84 تحقق پیدا کرده و در نیمه دوم سال 84 به دست دانشگاه رسیده است. طرح توسعه دانشگاه تهران با نام طرح ساماندهی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از حدود 14 سال گذشته آغاز شده است. طرح توسعه پردیس دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از سال 85 همراه با اخذ وام 200 میلیارد تومان با سرعت بیشتری پیش رفته و بر اساس آن مقرر بوده مساحت پردیس مرکزی دانشگاه تهران از 208 هزار و360 متر مربع به 521 هزار و 655 متر مربع افزایش یابد. محدوده طرح ساماندهی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران چنین است که دانشگاه تهران از شمال به بلوار کشاورز، از جنوب به خیابان انقلاب، در شرق به خیابان وصال و در غرب به خیابان کارگر شمالی متصل خواهد شد که با اجرایی شدن این طرح عملا دانشگاه تهران از جنوب به میدان انقلاب و از شمال به پارک لاله می رسد. فرهاد رهبر - رئیس دانشگاه تهران در سال 87 اتمام اعتباراتی که در اختیار طرح توسعه فیزیکی دانشگاه تهران بود را اعلام کرد و گفت: ادامه طرح توسعه دانشگاه تهران رقمهای درشتی نیاز دارد. به اعتقاد مسئولان وقت دانشگاه تهران در سال اولیه دریافت وام 200 میلیارد تومانی، بازپرداخت این وام با دولت است. به عنوان نمونه محمد حسین امید معاون اداری و مالی دانشگاه تهران چنین نظری را ابراز کرده بود. با این وجود بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای بازپرداخت این وام خواستار چاره اندیشی دانشگاه تهران شده است |
ترکیه تفاهمنامههای نظامی با اسرائیل را لغو میکند
به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاری ریانووستی، روزنامه سیاسی «خبر ترک» به نقل از عمر چلیک نوشت كه در آینده نزدیک تفاهمنامههای نظامی آنكاراـتلآويو لغو میشود.
در اواخر هفته گذشته نیز «بیولنت آرینچ»، معاون نخستوزیر ترکیه در مورد امکان به حداقل رسیدن روابط با اسرائیل هشدار داده بود.
معاون رهبر حزب حاکم ترکیه که ریاست آن را «رجب طیب اردوغان»، نخستوزیر این کشور به عهده دارد، همچنین اعلام کرد که آنکارا از کلیه حقوق بینالمللی خود استفاده میکند تا اسرائیل را وادار به پاسخگویی کند.
چلیک گفت: «از کلیه حقوق برای مجازات دولت اسرائیل و کسانی که دستور (حمله به ناوگروه آزادی) را دادهاند، استفاده خواهد شد.»
روابط آنكاراـتلآويو در پي حمله نيروهاي رژيمصهيونيستي به ناوگان كمكهاي بشردوستانه به شدت متشنج شده است
چه کسی و چرا کاروان کمک های بشردوستانه را به چنگ اسرائیل داد؟
مولف در مقاله خود نوشت، قدر مسلم آنکه اسرائیل با این حرکت به وجهه خود لطمه معنوی محسوسی وارد کرده است. اما بسیاری از ناظران به یک مسئله توجه می کنند. این حادثه به خودی خود و یا به خاطر عملکرد برخی از مدافعین حقوق بشر رخ نداده است. باید از لحاظ مالی این کاروان را بدقت تامین کرد که در آن تقریبا هفت صد نفر از فعالان حقوق بشری از بسیاری از کشورهای جهان (پیش از هر چیز ترکیه) حضور داشته باشند و سپس آن را راهی سواحل نوار غزه کرد. و اینجاست که نقش اصلی آنکارا دیده می شود که نمی توانست این واقعه را نادیده فرض کند. چرا که اسرائیل پیش از این هشدار داده بود که کشتی های "ناوگروه آزادی" توقیف خواهند شد.
وی در ادامه می نویسد، اما آنکارا بدون توجه به این مسائل به این کار تن داد. برخی از کارشناسان امور سیاسی و ناظران چنین رفتاری را بدین ترتیب توضیح می دهند که بعد از به قدرت رسیدن "میانه روهای اسلام گرا" در ترکیه به رهبری "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر، سیاست این کشور تغییر زیادی کرده است. عدم موفقیت در روابط با اتحادیه اروپا، اشتباهات محاسبه ای در پیشنهادات میانجی گری مشکلات منطقه ای و دیگر مسائل سیاست خارجی آنکارا، دست های ترکیه را نه تنها در نقش قدرت منطقه ای بلکه در بقیه مسائل نیز بسته است. این مسئله آنکارا را واداشت تا بر روی عامل اسلامی سرمایه گذاری کند. ترکیه که یکی از قدرت های اقتصادی و نظامی منطقه است، حال تلاش می کند که در عرصه مذهبی خود را بعنوان قدرت جهان اسلام معرفی کند.
ساژین معتقد است که آنکارا از اینکه جبهه جنوبی ناتو باشد خسته شده و می خواهد که به طور مستقلی مسائل جنگ و صلح بین المللی را حل کند. بی دلیل نیست که "حسین چلیک" معاون رهبر حزب حاکم "توسعه و عدالت" ترکیه اخیرا اعلام کرد: "اگر پیش از این سیاست خارجی ما توسط ناتو تعیین می شد، حال ترکیه سیاست خارجی را خود اعمال می کند". سیاست جدید اردوغان با نزدیکی سریع به ایرانی که خود مدعی رهبری جهان اسلام است، حماس و وخامت شدید روابط با اسرائیل جامه عمل به خود پوشانید. برای اینکه سردی شدید روابط و حتی قطعی روابط دیپلماتیک میان ترکیه و اسرائیل را حدس بزنیم، نیازی نیست که فالگیر باشیم.
وی در خاتمه نوشت، در عین حال با نگرش به عملکرد اخیر دولت اردوغان می توان گفت که این سیاست دقیقا شکل گرفته و به صورت مدرسه ای تنظیم شده است و به شعارها و تهدیدات توخالی علیه اسرائیل محدود نمی گردد. این سیاست عملگرایانه ایست که گام به گام آن به سوی هدف می رود.
منبع: خبرگزاری
ریا نووستی
جعفر پناهی در بارۀ زندان: "فکر می کردند حتی در سلول هم فیلم می سازم
علت این بازجویی ظاهراً این بوده که پناهی به همبندانش گفته پنج فیلم ساخته که به آنها "افتخار" می کند و اکنون در زندان سناریوی "فیلم زندگیم" در حال شکل گیری است. این حرف ها را شنود کرده اند و دلیلی برای قاچاق دوربین به زندان دانسته اند. پناهی در مصاحبه می گوید: "تمام جست و جوها و همۀ فشارها تنها حاصل تخیل آنهاست، نتیجۀ ترسشان از سینما. به فیلمی فکر کردن یا آرزوی آن را داشتن در اینجا جرم است".
در حالیکه پناهی بعلت انتقادش خود را آمادۀ بازداشت مجدد می کند کار برای حامی او عباس کیارستمی و هنرپیشۀ فیلمش ژولیت بینوشه در حال حاضر به نسبت راحت تر است. همچنان که معلوم شده فیلمِ در ایتالیا ساخته شده و در کن برای اولین بار به نمایش درآمدۀ عباس کیارستمی به نام "رونوشت برابراصل" اجازۀ نمایش در ایران ندارد.
معاون وزارت ارشاد جواد شمقدری علت این تصمیم را لباسِ ژولیت بینوشه اعلام کرد. وی در این فیلم بیشتر با لباس سبک تابستانی است. دست بالا، به گفتۀ شمقدری، "چند دانشگاه و بعضی جاها" می توانند فیلم را نشان دهند.
همانگونه که گفته شده کیارستمی و ژولیت بینوشه در کن، جایی که بینوشه بعلاوه جایزۀ بهترین بازیگر زن را گرفت، بشدت از پناهیِ در حالِ اعتصاب غذا دفاع کرده بودند. اشک های بینوشه در کنفرانس مطبوعاتی و نیز تصویر و نام پناهی که وی در مراسم پایانی بالا گرفت در سراسر جهان تأثیر گذاشت. از طرف دیگر پناهی که به گفتۀ خود در زندان تقریباً هیچ خبری کسب نمی کرده در گفتگویِ "آرته" از حمایت فیلم سازان جهان که کمک کردند "دوباره نزد خانواده ام باشم" تشکر کرد.
عکس از: DPA
مصاحبه مهدی کروبی با مجله نیوزویک:ما خود را برای پرداخت هر هزینهای آماده کردهایم
***
گفته میشود که شما خائن به کشورید و خطری برای امنیت ملی محسوب میشوید. فکر میکنید چرا تاکنون دستگیر نشدهاید؟
آنها تا به حال دو بار به خانه من حمله کردند و همه شیشهها را شکستند. دفتر کارم را پلمب کردند، روزنامهام را توقیف کردند و حزبم را به تعطیلی کشاندند. یکی از فرزندانم را مجروح کردند. از خروج دو تن از فرزندانم از مرزهای کشور جلوگیری کردند. بسیاری از افرادی که به من نزدیک بودند را بازداشت و زندانی کردند. هر یک از نمایندگان مجلس که به دیدار من میآیند، تحت تعقیب و مورد حمله قرار میگیرند. من واقعا نمیدانم که آنها برنامهای برای دستگیری من دارند یا نه، اما خودم و خانوادهام در راه نبرد برای تحقق خواستههای مردم ایران، خود را برای پرداخت هر هزینهای آماده کردهایم.
آیا شما خود را یکی از رهبران جنبش سبز میدانید؟
اگر قرار بود جنبش سبز توسط افراد مشخصی هدایت و رهبری شود، حکومت بلافاصله با بازداشت و زندانی کردن آنها به قائله خاتمه میداد. وقتی من و آقای موسوی در جریان اعتراضات پس از انتخابات کمیتهای چهارنفره را مسئول رسیدگی به وضعیت خانوادههای آسیبدیدگان پس از انتخابات کردیم، هر چهار عضو این کمیته دستگیر شدند.
آیا به اعتقاد شما آنچه در انتخابات ایران رخ داده را میتوان کودتا نامید؟
بله، قطعا! یک گروه نظامی که در سال ۲۰۰۵ (تیر ۸۳ و دور اول ریاستجمهوری محمود احمدینژاد) به قدرت رسید، بلافاصله همه مقامات و شخصیتهای با کفایت را از حکومت کنار زد. حالا نظامیان کاملا کنترل عرصههای سیاسی و اقتصادی را به دست گرفتهاند.
آیا شما با جمهوری اسلامی بهعنوان شکلی از حکومتگری مخالفید؟ یا معتقدید باید اصلاحاتی در آن صورت گیرد؟
من چندین دهه پیش از انقلاب اسلامی، برای تاسیس جمهوری اسلامی مبارزه کردهام و پس از انقلاب هم پستهای بسیار مهمی در حکومت داشتهام. من با تمامیتگرایی گروهی که اکنون در مسند قدرت است مخالفم؛ گروهی که فجایع و مصیبتهای بسیاری برای کشور به بار آورده است.
به نظر میرسد در سالگرد انتخابات جنجالبرانگیز ریاستجمهوری، اعتراضاتی صورت خواهد گرفت، شاید بتوان گفت وقوع این اعتراضات اجتنابناپذیر است. آیا شما نگران به خشونت کشیده شدن اعتراضات هستید؟
پس از تقلب گسترده در انتخابات، مردم به خیابانها آمدند و به شیوهای کاملا صلحآمیز و مدنی به نتایج اعلامشده اعتراض کردند. امسال ما از وزارت کشور درخواست کردیم که مجوز راهپیمایی معترضان را صادر کند تا از وقوع هرگونه خشونتی جلوگیری شود. اگر آنها چنین مجوزی صادر نکنند، ما باید راهحلهای دیگری بیابیم.
به نظر شما چه کسی مسئول سرکوب خشونتآمیز تظاهرات معترضان در سال گذشته است؟
کسانی که مسئول خشونتها و سرکوب خشونتآمیز مردماند، همان کسانی هستند که مسئول برگزاری انتخابات هم بودهاند. وقتی میلیونها نفر از مردم مخالفت خود با نتایج انتخابات را اعلام کردند، آقای احمدینژاد آنها را «خس و خاشاک» خواند. روحانیون وابسته به دولت، معترضان و مخالفان را «احمق» خواندند. این دولت بود که برای مقابله با معترضان به خشونت متوسل شد. من سالهای بسیاری در زندانهای رژیم شاه محبوس بودهام. در برخی موارد شکنجهها و آزارهای صورت گرفته در زندان، حتی از زمان شاه هم بدتر بوده است.
فکر میکنید جامعه جهانی، بهخصوص آمریکا، باید از مبارزات مردم ایران حمایت کند؟
دولتهای خارجی نباید از ما حمایت کنند، چون در این صورت حکومت ما را به جاسوسی برای آنها و تلاش برای تحقق اهداف دولتهای خارجی متهم خواهد کرد. اما من از مردم سراسر جهان و بهخصوص ایرانیانی که در خارج از مرزهای کشور زندگی میکنند میخواهم که از جنبش مردم ایران حمایت کنند.
ارزیابی شما از آینده ایران چیست؟
به اعتقاد من تنها راه خروج از بحران کنونی، بازگشت به قانون اساسی است و این مستلزم آزادی همه زندانیان سیاسی، آزادی رسانهها، احترام به حقوق دانشجویان و شخصیتهای دانشگاهی و اصلاح شیوههای مدیریت کشور است. ما نمیخواهیم انقلاب دیگری را تجربه کنیم. ما میخواهیم با بهرهگیری از روشهای غیرخشونت آمیز، حکومت را اصلاح کنیم.
مصاحبه از:مازیار بهاری و مسیح علینژاد
فرخ نگهدار:باید اصلاحات را پیش ببریم
دویچه وله: آقای نگهدار، بهنظر شما آیا جنبش سبز شکست خورده یا به نسبت ماههای آغازین از قدرتاش کمتر شده است؟

