چهارشنبه ۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

یک برنامۀ اتمی، دو نگاه

احتمالاً رئیس سازمان سیا لئون پانتا در هیچ کجای دنیا جز اسرائیل با حرفهایش اینقدر احساس رضایت مندی ایجاد نکرده است. از سه سال پیش دولت اسرائیل و سازمان موساد با این نتیجه گیریِ سازمان های اطلاعاتی آمریکا مخالفت می کنند که ایران به احتمال زیاد بعد از سال ۲۰۰۳ برنامۀ ساخت سلاح اتمی را متوقف کرده و تا میانۀ سال ۲۰۰۷ نیز به احتمال از سرنگرفته است.
البته در یک شنبۀ هفتۀ گذشته پانتا دراین جملۀ کلیدی در گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا کاملاً تجدید نظر نکرد. اما ارزیابی او مبنی براینکه ایران می تواند ظرف دو سال به بمب اتمی برسد و یا دست پایین شروع به ادامۀ ساخت سلاح های هسته ای کرده است، به نظر سازمان های اطلاعاتی اروپایی تنها تلاشی است برای «عقب تشینی آبرومندانه» از موضعی که دیگر دفاع کردنی نیست.
به واقع نشانه هایی در دست است که رهبری ایران در سال ۲۰۰۳ موقتاً برنامۀ تسلیحاتی اتمی خود را متوقف یا به حداقل رسانده است. در این مورد هم یک توجیه سیاسی و هم یک توجیه فنی می شود: از طرفی ایران از قرار بگونه ای زیر تأثیر اشغال عراق بدست آمریکا بود که رهبر مذهبی آیت الله خامنه ای محرمانه به واشینگتن رساند ایران آمادۀ صحبت دربارۀ توافق سیاسی است – دولت جورج بوش با تلاش تندروها به این پیشنهاد ترتیب اثری نداد. از طرف دیگر متخصصان ایرانی مانع مهمی را برای ساخت بمب اتمی از سر راه برداشته بودند: دست کم آزمایش یک چاشنی کروی به این متخصصان امید داد بتوانند قطعه های غیرهسته ای یک اسلحۀ اتمی را بسازند.
اما از آن به بعد سازمان های اطلاعاتی اروپایی – و اکنون از قرار سازمان های اطلاعاتی آمریکا نیز – مجموعه شواهدی را یافته اند که نشان می دهد ایران ساخت مخفیانه بمب اتمی را از سرگرفته گرچه هنوز به سطح کاری گذشته نرسیده است. آمریکایی ها اکنون این نظر را که اسرائیل نیز از مدتها قبل دارد پذیرفته است.
اما اختلاف نظر بدین ترتیب از بین نرفته است. درحالیکه موساد بر آن است که حکومت ایران مدتهاست تصمیم به ساخت بمب گرفته است، سازمان سیا همراه با چندین سازمان اطلاعاتی اروپایی معتقدند این تصمیم هنوز «گرفته نشده» است. پانتا می گوید در تهران «بحث جدی» در این مورد می شود، پانتا – همانند رئیس ستاد ارتش آمریکا مایکل مولن – آشکار ساخت از اسرائیل چه انتظاری دارد: شکیبایی. پانتا گفت: «فکر می کنم اسرائیلی ها آماده اند به ما امکان بدهند تا بتوانیم از راه دیپلماتیک و فرهنگی و سیاسی و نه نظامی ایران را تغییر دهیم.» احتمالاً نخست وزیر اسرائیل ناتانیاهو در دیدار این سه شنبۀ خود با رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما خواهد گفت موضع اسرائیل در این مورد چیست.
دیپلمات های اروپایی نشانه های روشنی می بینند که تحریم های سازمان ملل در ایران «روند بازاندیشی» دربارۀ سیاست اتمی ایجاد کرده است. به تعبیر اروپایی ها اظهارات تازۀ احمدی نژاد اشاره ای به آمادگی برای مذاکرات است. وی گفت «تازه بعد از اوت» ایران با غرب گفنگو می کند تا غرب رفتارش را برخورد با دیگر کشورها عوض کند. البته قبل از تصمیم شورای امنیت تهران تهدید به «پایان هرگونه گفتگو» کرده و گفته بود پیشنهاد مبادلۀ اورانیوم با میلۀ سوختی که توسط این کشور و برزیل و ترکیه تدوین شده بود دیگر وجود خارجی ندارد- اکنون ایران این موضع را هم تغییر داده است. دیپلمات های غربی می گویند برای ارزیابی واکنش ایران هنوز زود است. اما ایران تاکنون به این بسنده کرده که دو بازرس آژانس بین المللی انرژی اتمی را از ایران اخراج کند. البته مجازات های یک طرفۀ آمریکا و اتحادیۀ اروپا که فراتر از تحریم های شورای امنیت هستند تازه شروع به تأثیر می کنند.
به گفتۀ سفیر اسرائیل در آمریکا ماکل اورن در صحبت با مجلۀ فارن پالیسی نگرانی اسرائیل این است که ایران سوای برنامۀ هسته ای دنبال انتقام گیری است، برای نمونه ممکن است شبه نظامیان حزب الله و نیروهای حماس را برای حمله به اسرائیل تشویق کند. دیپلمات های اروپایی می گویند چنین احتمالی را نمی توان «رد کرد.» طبق این تحلیل: «برای ایران این مزیت را دارد که توجه ها را از مشکلات خود منحرف می کند و در عین حال اسرائیل و آمریکا را به دردسرهای بزرگ می اندازد.»
* از: پاول- آنتون کروگر / در: زود دویچه تسایتونگ
پائول-آنتون کروگر / مترجم:ح.پدرام (از آلمانی) / زود دویچه تسایتونگآلمان

گزارش اختصاصی از پارلمان اروپا :تویتر برای ایرانیان تله بود، نه کمک

پژمان اکبرزاده


«نقش تازه‏ی سیاسی موبایل و اینترنت در ایران»، عنوان همایش یک‏روزه‏ای بود که به تازگی در پارلمان اروپا برگزار شد. این برنامه به همت سبزهای پارلمان در بروکسل سازمان‏دهی شده بود.

Download it Here!
همایش با خوشامدگویی دانیل کوهن بندیت، نایب رییس سبزها آغاز شد و با مقدمه‏ای از باربارا لوخ‏بیلر، مدیر هیئت مذاکره‌کننده با ایران در پارلمان اروپا ادامه یافت. نخستین بخش از سخنرانی و بحث‏، به مدیریت ماریچه اسخاکه، عضو کمیته‏ی امور خارجی پارلمان اروپا آغاز شد. نخستین سخنران این بخش، دلبر توکلی، روزنامه‏نگار پیشین روزنامه‏های «اعتماد» و «سرمایه» بود.

همایش "نقش تازه‏ی سیاسی موبایل و اینترنت در ایران" در پارلمان اروپا - عکس‌ها از پژمان اکبرزاده
توکلی که به دلیل شرایط ایران، ناگزیر به ترک کشور شده، به نقش اینترنت در مخابره‌ی اطلاعات به خارج از مرزهای ایران پرداخت و گفت: «در جریان رویدادهای اخیر ایران، دسترسی آزاد به اطلاعات و امکان انتشار اخبار را نداشتیم. تنها راهی که برای ما وجود داشت تا بتوانیم اتفاقات درون را به بیرون انعکاس بدهیم، پناه بردن به فضای اینترنت بود. اما این خیلی راحت نبود. چون فضای سانسور و سرکوب در ایران شاید خیلی محکم‏تر از دیوار چین بود. »

دلبر توکلی، روزنامه‌نگاری که به تازگی ناگزیر به ترک ایران شده است
دلبر توکلی افزود: «ما طی این یک ‏سال در فضای اینترنتی از خط قرمز‏های جمهوری اسلامی عبور کردیم. می‏بینیم همان لحظه‏ای که ندا آقاسلطان کشته می‏شود، صحنه با یک موبایل تصویربرداری می‏شود و به بیرون انعکاس پیدا می‏کند. از این طریق، بسیاری از اتفاق‌های ضد حقوق بشری‌ که در ایران رخ داد، به بیرون منعکس شد. این اتفاق‌ها اولین‌بار نیست که روی می‏دهد. طی سی‌سال گذشته ما بارها و بارها دستگیری و اعدام داشته‏‏ایم. انسان‏ها برای گفتن حداقل اعتراضات‏شان ممکن است سال‏ها زندانی کشیده باشند. تجاوز برای اولین‌بار در سال گذشته در زندان‏های ایران رخ نداده بود، اما اینترنت برای اولین بار این فضا و امکان را به ما داد که در لحظه صدای‏مان اعتراض‌مان را به بیرون برسانیم.
دلبر توکلی: «تجاوز برای اولین‌بار در سال گذشته در زندان‏های ایران رخ نداده بود، اما اینترنت برای اولین بار این امکان را به ما داد که در لحظه، صدای‏مان اعتراض‌مان را به بیرون برسانیم.»
خیلی از اتفاق‌ها مانند قتل‏های زنجیره‏ای، سال‏ها بعد، به بیرون انعکاس پیدا کرد، اما امروز ما هم‏زمان و در هرکجایی که هستیم، می‏توانیم اخبار تازه را از داخل و خارج از ایران داشته باشیم. به همین دلیل است که علی‏رغم این‏که خیلی‏ها می‏گویند جمهوری اسلامی هم‏چنان می‏تواند ادامه بدهد، باید بگویم: نه، این فضا شکسته است.»

از راست به چپ: رضا معینی، فرد پتروسیان، امید معماریان
در ادامه‌ی همایش، رضا معینی، مدیر بخش ایران «سازمان گزارشگران بدون مرز» از پاریس، پیش از آغاز بحث اصلی خود، گفت: «این نشست در پارلمان اروپا، میزبان سه نسل از روزنامه‏نگاران ایرانی است که به‏دلیل شرایط دشوار کار در ایران، ناگزیر به ترک کشورشان شده‏اند. می‏توانم شهادت بدهم که هیچ‏کدام از این روزنامه‏نگاران به‏ دلخواه خودشان کشورشان را ترک نکرده‏اند. بلکه در رابطه با سانسور ایران را ترک گفته‏اند.»
مدیر بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز، در سخنان خود، به ارتباط ورود تلگراف و اینترنت به ایران پرداخت و گفت: «هردوی این دو پدیده، دگرگونی‏های عجیبی را در کشور ما دامن زدند. هردو بلافاصله به یک امکان اعتراضی تبدیل شدند. اوایل که تلگراف به ایران آمد، اولین خطش در خدمت قدرت بود. اگر اشتباه نکنم، اولین خط تلگراف حدود سال‏های ۱۸۵۴ در ایران برقرار شده است ولی بلافاصله پس از آن، این تلگراف در حین گسترش، به وسیله‏ای برای تغذیه‏ی اطلاع‏رسانی و به‏ویژه کنترل از طرف قدرت تبدیل شد. »
این نشست در پارلمان اروپا، میزبان سه نسل از روزنامه‏نگاران ایرانی است که به‏دلیل شرایط دشوار کار در ایران، ناگزیر به ترک کشورشان شده‏اند.
معینی افزود: «تلگراف برای قاجار یکی از مهم‏ترین ارکانی بود که از راه آن می‏توانستند از اتفاق‌هایی که در سراسر کشور می‏افتد، باخبر شوند و بتوانند کنترل بیش‌تری بر جامعه داشته باشند. شکل دیگر آن استفاده از آن برای اطلاع‏رسانی بود. ساختمان تلگراف در ایران، به محلی برای تحصن تبدیل شده بود. یعنی خیلی از معترضین در تلگراف‏خانه‏ها تحصن می‏کردند... خارجی‌ها در رابطه با اینترنت و تلگراف نقش ویژه‏ای دارند. تلگراف نیز در ایران در عمل با کمک خارجی‌ها آورده شده، اما نقش و حضور انگلیس، بعد روس و آلمان برجسته‌تر بود. جالب این‏ است که در ارتباط با بخشی از خط‏های تلگراف در ایران هم همان موقع ما با زیمنس مشکل داشتیم.
از همان زمان هم نوعی درگیری بین منافع خارجی و داخلی این وسیله، در عمل به چالش عظیمی در کشور ما تبدیل شده بود. در همان زمان هم بخشی از مخالفین دولت از این وسیله استفاده می‏کردند و قدرت تهدیدشان می‏کرد. این داستان مربوط به زمانی است که سیم‏های تلگراف را قطع می‏کردند و چوب‏های تلگراف را می‏شکستند. طوری که در مقطعی انگلیس مجبور شد تیر‏های آهنی برای تلگراف نصب کند. در هرصورت نقش تلگراف و منتسب کردن هر حرکت اعتراضی‏ به خارجی‌ها در رابطه با این وسیله، خیلی شباهت به نقش اینترنت در دنیای امروز ما دارد.»
گلایه از زیمنس-نوکیا
فرد پطروسیان، مدیر بخش آن‏لاین رادیو فردا از پراگ نیز در این همایش شرکت داشت. وی با توجه به حضور نماینده‏ای از کمپانی زیمنس- نوکیا در همایش، در بخشی از سخنانش گفت: «از حضور ایشان خوشحال هستم چون می‏توانیم در حضور او گلایه‏هایمان را از این شرکت که با قراردادن تجهیزات ردیابی، زمینه‌های کشتار و زندانی شدن بسیاری از هم‌وطنانمان را فراهم آورده، مطرح کنیم.»

بن رومی، نماینده زیمنس-نوکیا در همایش
بخشی از برنامه همایش نیز به بن رومی، نماینده‏ی کمپانی زیمنس- نوکیا اختصاص داشت؛ شرکتی که در پی دستگیری‏های گسترده در جریان تظاهرات اخیر در ایران، مورد خشم و تحریم بسیاری از ایرانیان و حتی شیرین عبادی، برنده‏ی جایزه‏ی صلح نوبل قرار گرفت.
نماینده زیمنس- نوکیا: «کمپانی ما به‌صورت عادی، اطلاعات ردیابی را در اختیار دولت‏های متقاضی می‏گذارد.»
بن رومی در توضیحاتش گفت: «زیمنس- نوکیا به‌صورت عادی، اطلاعات ردیابی را در اختیار دولت‏های متقاضی می‏گذارد. این تجهیزات نیز از ابتدا، بدون شناخت دقیق از ماهیت دولت ایران، در اختیار دولت جمهوری اسلامی قرار گرفت ولی در سال ۲۰۰۹ با شناخت نسبت به عملکرد دولت ایران، شرکت زیمنس- نوکیا ارائه‏ی این خدمات به ایران را متوقف کرده است.»

رضا ولی‌زاده، مجری پیشین صدا و سیمای جمهوری اسلامی به شدت به نماینده زیمنس-نوکیا اعتراض کرد
رضا ولی‏زاده، از مجریان پیشین صداوسیمای جمهوری اسلامی که به‏تازگی از ایران خارج شده، به شدت به سخنان نماینده‏ی کمپانی زیمنس- نوکیا اعتراض کرد و گفت: «فقط همین مانده بود که ایشان آگهی زیمنس-نوکیا را بیاورند و همین‏جا بگذارند. شرم‏آور است. شما باید از ملت ایران عذرخواهی کنید، نه فقط شما، بلکه دولت آلمان، چون این قرارداد به‏هیچ‏ عنوان تنها یک قرارداد تجاری نبود. بلکه قراردادی تجاری و سیاسی بود. خانم مرکل، کاملاً در جریان این قرارداد بودند و بعدها در یک جلسه‏ی محرمانه اعلام کردند: "اگر این اتفاق می‏افتاد تعداد زیادی از کارمندان نوکیا-زیمنس بی‌کار می‏شدند". اما موضوع فقط بی‌کاری نبود.»
رضا ولی‌زاده خطاب به نماینده زیمنس-نوکیا: «شرم‏آور است. شما باید از ملت ایران عذرخواهی کنید، نه تنها شما، بلکه دولت آلمان.»
ولی‌زاده همچنین افزود: «از شما خواهش می‏کنم، به احترام مردم ایران، جزییات این قرارداد را منتشر کنید. اگر منتشر نمی‏کنید، اگر واقعاً فکر می‏کنید اشتباه کرده‏اید، می‏توانید در این مقطع در ارائه‏ی یک تکنولوژی جدیدتر به مردم ایران برای مبارزه با سانسور، کمک کنید. ما از غرب نمی‏خواهیم که از جنبش اعتراضی مردم ایران حمایت کنند. از غرب فقط می‏خواهیم دست حمایتش را از پشت جمهوری اسلامی بردارد. به جای این‏که پشت پرده از آن حمایت کنید و در همایش‌‏های شیک، خوشگل و فانتزی اپوزیسیون ایرانی را جمع کنید و از آنها حرف‏های قشنگ در مورد حقوق بشر و دمکراسی بشنوید، لطف کنید پشت پرده با ایران زدوبند نکنید.»

امید معماریان، پژوهشگر "کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران" از نیویورک به همایش آمده بود
امید معماریان، وبلاگ‏نویس و پژوهشگر «کمپین بین‏المللی حقوق بشر در ایران» از دیگر سخنرانان این همایش بود. او در سخنرانی خود با اشاره به ارسال پارازیت از سوی دولت ایران روی شبکه‏های ماهواره‏ای که درباره‏ی ایران برنامه پخش می‏کنند و هم‏چنین محدودیت‏هایی که برای روزنامه‏نگاران در ایران فراهم می‏شود، تاکید کرد که نباید اجازه داد شبکه‏های دولتی ایران آزادانه در اروپا فعالیت داشته باشند و برنامه پخش کنند.
امید معماریان در ادامه‏ی سخنانش، به نقش مهم رسانه‏های فارسی‏زبان در یک‏سال گذشته، در به‏چالش کشیدن جمهوری اسلامی اشاره کرد و خواستار پشتیبانی از این شبکه‏ها شد. او تحریم اقتصادی علیه ایران را نامؤثر و به‏ضرر مردم ایران خواند و خواستار تحریم‏های مسافرتی علیه کسانی شد که در سرکوب مردم نقش داشته‏اند. وی افزود در نشست حقوق بشری‏ای که ماه پیش در در ژنو تشکیل شده، یک ان‏جی‏اوی ایرانی حضور داشته که توسط یکی از عوامل وزارت اطلاعات ایران اداره می‏شود و این نهاد، یک میلیون دلار از اتحادیه‏ی اروپا کمک دریافت کرده است.


جنبش سبز و مسئله‌ی رهبری
در ادامه، ابراهیم نبوی، روزنامه‏نگار و طنزپرداز ایرانی، سخنانی ایراد کرد که دقیقاً روشن نشد طنز سیاسی است یا یک سخنرانی جدی. او در بخشی از سخنانش گفت: «هرکس به شما گفت که ایران آینده، جامعه‏ای غیر دینی خواهد بود، برای ۵۰ سال آینده روی حرف او حساب نکنید. بعد از ۵۰ سال هم احتمالاً فقط آقای هنری کیسینجر از فردا خبر دارد.»
نبوی افزود: «جنبش سبز رهبری مشخصی دارد. میرحسین موسوی رهبر این جنبش است. اما خودش و دیگر رهبران این جنبش، مانند خاتمی و کروبی، هرگز نگفته‏اند که رهبران جنبش‏اند. چرا که رهبران جنبش رابطه‏ای کاملاً دوسویه با حامیان دارند. پنجاه درصد محتوای فکری، خواسته‏ها و ادبیات میرحسین موسوی در طول یک‏سال گذشته تغییر کرده است. نه به این خاطر که او انسجام فکری ندارد، به‏خاطر این‏که او تعامل خود را با حامیان و به‏خصوص رهبران میانی جنبش حفظ کرده است. جنبش سبز، مسالمت‏آمیز است. با این‏‌همه، اگر می‏شنویم که تنها در یک‏سال، هزاران نفر زندانی، مجروح، تبعید و شکنجه‏ شده‏اند و بیش از ۱۰۰ نفر در خیابان کشته شده‏اند، تعجب نکنیم که چطور جنبشی مسالمت‏آمیز است و این‌همه آدم در آن کشته می‏شوند. همه به‏خاطر هراس حکومت از گسترش جنبش و حجم وسیع خشونت خیابانی اعمال شده علیه مردم است. »
ابراهیم نبوی: «دخالت دائمی اروپایی‏ها در کار رسانه‏ای که با پول آنها دایر می‏شود، باعث می‏شود که این رسانه‏ها در عمل نابود شوند. یکی از بهترین نمونه‏های آن "رادیو زمانه" است که عملاً از بین رفت.»
این روزنامه‌نگار و طنزپرداز ایرانی همچنین گفت: «امسال قرار بود در روز ۲۲ خرداد، سالگرد کودتا، مردم به خیابان بروند، اما دولت علی‏رغم ماده‏ی ۲۷ قانون اساسی، مجوز راهپیمایی صادر نکرد. جنبش سبز قصد ندارد با کشاندن یک جمعیت ۱۰هزار نفری به خیابان- که هرلحظه قادر به انجام چنین کاری است- ده‏ها کشته و صدها زندانی بدهد.»
ابراهیم نبوی در بخش دیگری از سخنانش به تاثیر رسانه‏های فارسی‏زبان از دولت‏های کشور پشتیبان اشاره کرد و گفت: «دخالت دائمی اروپایی‏ها در کار رسانه‏ای که با پول آنها دایر می‏شود، باعث می‏شود که این رسانه‏ها در عمل نابود شوند. یکی از بهترین نمونه‏های آن رادیو زمانه است که عملاً از بین رفت.»
تله یا کمک؟
یکی از بحث‏های جالب در همایش نقش تازه‏ی سیاسی اینترنت و موبایل در ایران، از سوی اریش موشل، روزنامه‏نگار اتریشی مطرح شد. او با بیانی تلخ و گزنده به ردیابی مطالب در تویتر و پیامک اشاره کرد و گفت: «بدانید که اگر در اروپا هم اتفاقی بیفتد، پیش از آن‏که کار به خیابان‏ها بکشد، افراد ردیابی شده‏اند. پس درباره‏ی آن‏چه استفاده می‏کنید، یک تحقیق لعنتی انجام بدهید. این‏که این یک ابزار کمک است، مزخرف است. برای این‏که برای ایرانی‏ها تویتر یک تله بود، نه کمک.»
رادیکالیسم اسلامی
محمدرضا حیدری، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی در نروژ که چندی پیش با اعلام پناهندگی‌اش، یک جنجال خبری- سیاسی برپا شد نیز در همایش حضور داشت. او سخنان خود را در قالب یک پرسش مطرح کرد:
روزنامه‌نگار اتریشی: «این که می‌گویند برای ایرانیان تویتر یک ابزار کمک بود مزخرف است! تویتر یک تله بود، نه کمک.»
«اخیراً سازمان‏های امنیتی آلمانی گزارشی مبنی بر حضور عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی در مراکز اسلامی‏، مانند مرکز اسلامی هامبورگ و مسجد امام علی منتشر کرده‏اند. این مراکز اسلامی به‏صورت قارچ مانند، در کل اروپا در حال رشد هستند و عوامل پشت آن هم طبق اطلاعاتی که دارم، عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستند. چرا اتحادیه‏ی اروپا با رادیکالیسم اسلامی‌ که از طریق جمهوری اسلامی در سطح اروپا پخش می‏‌شود، هیچ برخوردی نمی‏کند، آنها را محدود نمی‏کند و در این تحریم‏ها جایی برای آنها نگذاشته است؟»
گسترش ترس
باربارا لوخ‏بیلر، رییس هیئت گفت‏وگو با ایران در پارلمان اروپا، در پاسخ به این پرسش گفت: «پس از قتل مخالفان ایران در میکونوس، فعالیت‏های رسمی عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در خارج از سفارت‏خانه‏های ایران متوقف شده است. این تنها اطلاعاتی است که من در اختیار دارم. در ضمن برای پارلمان اروپا دشوار است که بتواند از عملکرد سرویس‏های اطلاعاتی اروپایی آگاه شود. من این موضوع را گزارش خواهم کرد و می‏دانم بخشی از فعالیت‏هایی که اشاره کردید، به‏صورت عمدی، برای گسترش ترس انجام می‏شود.»

پونه قدوسی، مجری بخش فارسی و جهانی بی.بی.سی
پونه‏ قدوسی، از مجریان بخش فارسی و بخش جهانی بی‏بی‏سی نیز در سخنرانی‌ها و جلسات بحث این همایش شرکت داشت. یکی از حاضران در همایش از دلیل متفاوت بودن رویکرد بی‏بی‏سی در پوشش خبرها در بخش فارسی و جهانی این شبکه پرسید. پونه‏ قدوسی دلیل آن را «متفاوت بودن مخاطب و میزان آگاهی آنها از زمینه‏ی مسائل» بیان کرد.

گیسیپه بوسینی، از بخش ایران کمیسیون اروپا از آغاز کار شبکه فارسی یورونیوز در ماه اکتبر خبر داد
بخش پایانی همایش به سخنان گیسیپه بوسینی، از بخش ایران کمیسیون اروپا، اختصاص داشت. وی گفت: «از ماه اکتبر، فعالیت بخش فارسی تلویزیون "یورونیوز" آغاز می‏شود.»
بیش‌تر برنامه‏های این شبکه، به مسائل اروپا و جهان اختصاص دارد. وی در پاسخ به این پرسش که آیا برنامه‏های ویژه‏‌ای نیز درباره‌ی ایران در بخش فارسی یورونیوز تولید خواهد شد یا خیر؟ پاسخ داد: «در هفته، حدود ۱۰ دقیقه برنامه، ویژه‏ی ایران پخش خواهد بود.»
در این لحظه، گروهی از روزنامه‏نگاران ایرانی حاضر در همایش، به‏صورت کنایه‏آمیز او را تشویق کردند و گفتند: «ده دقیقه در هفته؟ ممنونیم!»
بوسینی با گیج شدن از این حرکت، پرسید: «کم است یا زیاد؟!»
گروهی از حاضران خندیدند و به‏شوخی گفتند: «زیاد است! زیاد

امارات: مخالف استفاده از گزينه نظامی عليه ايران هستيم

معاون وزير امور خارجه امارات روز چهارشنبه اعلام کرد که اظهارات سفير اين کشور در واشينگتن در خصوص حمايت از گزينه نظامی برای حل مناقشه ايران «درست» منعکس نشده است و اين کشور مخالف استفاده از گزينه نظامی عليه ايران است.

طارق الهيدان، معاون وزير امور خارجه امارات متحده عربی، به آژانس خبری اين کشور گفته: اظهارات منتسب به يوسف العتيبه، سفیر امارات متحده عربی در واشینگتن، در روزنامه واشينگتن‌تايمز دقيق نيست.

طارق الهيدان اضافه کرده است که اظهارات سفير امارات در واشينگتن در حاشيه يک نشست غير رسمی بوده است و به طور ناقص منتشر شده‌اند.

رسانه‌های خبری آمريکا گزارش داده بودند که يوسف العُتيبه در تاريخ ۱۵ تيرماه، در يک نشست مطبوعاتی در واشينگتن از حمله نظامی به تأسيسات هسته‌ای ايران،‌ در صورت شکست تحريم‌ها، استقبال کرده و سودهای ناشی از اين حمله را بيش از زيان‌های آن دانسته است.

طبق اين گزارش‌ها، يوسف العتيبه با اشاره به اينکه اين اقدام به طور حتم اعتراضاتی را در سطح جهان بر خواهد انگيخت و به روابط تجاری ميان ايران و امارات ضربه خواهد زد، تصريح کرده بود: «با اين وجود ما نمی‌توانيم در کنار ايران هسته‌ای زندگی کنيم. من حاضرم برای امنيت امارات هر چيزی را به جان بخرم».

اين در حالی است که طارق الهيدان تصريح کرده است: «امارات متحده عربی کاملاً مخالف استفاده از گزينه نظامی برای حل مناقشه هسته‌ای ايران است و خواهان حل اين مسئله از طريق سياسی است.»

معاون وزير امور خارجه امارات همچنين گفت است که کشورش به حق حاکميت کشورها احترام می گذارد و به اصل مداخله نکردن در امور داخلی ديگر کشور پايبند است.

با اين حال اين مقام وزارت امور خارجه امارات متحده عربی تأکيد کرده است که خليح فارس می‌بايست عاری از هرگونه سلاح هسته‌ای باشد.

واکنش ایران

یک روز پس از حمایت سفیر امارات از حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ایران، این اظهارات را «دریده‌گویی» خواند و از دولت امارات خواست تا با اعلام نظر در مورد اظهارات سفیر خود رد سازمان ملل، این اظهارات را تصحیح کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، کاظم جلالی همچنین افزود: «برخی دولتمردان امارات باید بدانند در همین شرایط بحرانی اقتصادی که آنها درگیر هستند این سفرهای ایرانی‌ها به امارات بود که اقتصاد بحران‌زده امارات، خصوصاً دوبی را از وضعیت بدتر نجات داد».

ايران و امارات روابط تجاری گسترده‌ای با هم دارند اما به دنبال تصويب چهارمين قطعنامه تحريمی عليه جمهوری اسلامی، اين کشور اقداماتی برای مسدود کردن حساب‌های بانکی شرکت‌های ايرانی انجام داده است و از جمله به تازگی حساب بانکی ۴۱ شخصيت حقيقی و حقوقی ايرانی در امارات را مسدود کرده است.

بانک مرکزی امارات مسدود شدن اين حساب‌ها را در راستای اجرای تحريم‌های سازمان ملل عنوان کرد و همچنين از مؤسسات مالی و اعتباری اين کشور نيز خواست که از پرداخت وجه به ايرانيان مشمول تحريم خودداری کند.

اين کشور همچنين چند روز پيش از اين اقدام، از تعطيل شدن ۴۰ شرکت محلی و بين‌المللی در امارات که تحريم‌های سازمان ملل عليه ايران را زير پا گذاشته بودند، خبر داد.

به دنبال اين اقدامات، رئيس ايرانی اتاق مشترک بازرگانی دو کشور تهديد کرد که تجارت ميان ايران و امارات کاهش خواهد يافت

radiofarda

ناگفته های پالیزدار منتشر شد

سایت گروه مجلات همشهری: 27 بهمن 1387 بود که مجلس با تلاش برخی از نمایندگان طرح تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را به تصویب رساند. دکتر حداد عادل رئیس وقت مجلس طی مکاتبه‌ای خطاب به رئیس وقت قوه قضائیه (آیت‎الله هاشمی‌شاهرودی) با معرفی تعداد 15 نفر از اعضای هیأت تحقیق و تفحص، از وی می‌خواهد در اجرای ماده 201 قانون آیین‎نامه داخلی مجلس دستور دهد تا دستگاه‎‎های مربوطه همکاری لازم را معمول دارند. با وجود مخالفت دستگاه قضائی با این موضوع که آن را نمونه بارز دخالت قوا در فعالیت یکدیگر می‌دانست، کار تحقیق و تفحص سه سال به طول انجامید و در نهایت در صحن مجلس قرائت شد؛ اما این مساله پایان ماجرا نبود بلکه دستگاه قضا به شدت نسبت به گزارش واکنش نشان داد و آن را برگرفته از شایعات و نامه‌ها و گزارشات غرض‌آلود عنوان کرد. هنوز اختلافات دو قوه فروکش نکرده بود که فردی به نام پالیزدار به یکباره محور اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی شد. وی با سخنرانی در برخی از دانشگاه‌ها به چهره‌های مطرح نظام اتهاماتی را وارد کرد و از آنجایی که وی عنوان دبیر کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را یدک می‌کشید سخنان وی مورد توجه قرار گرفت. اتهامات وی که عمدتا متوجه چهره‌های قدیمی جناح به اصطلاح راست بود واکنش‌های بسیاری را برانگیخت. پس از نفوذ این سخنان در متن جامعه، وی به یکباره دستگیر شد و همه مرتبطین وی در مجلس به انکار نقش‌اش در جریان تحقیق و تفحص یعنی دبیری کمیته پرداختند.


بخش‌های مهم این گفتگو که در شماره 48 همشهری ماه منتشر و امروز به روی کیوسک‌های مطبوعاتی رفته در پی می‌آید:


• شروع همکاری بنده به مجلس هفتم بازمی‌گردد که برای تحقیق درباره مشکلات صنعت و تولید کشور با برخی از نمایندگان مانند خانم آجرلو و آقای کاتوزیان همکاری و جلساتی داشتم و در نهایت هم به مرکز پژوهش‌ها برای‌ شناسایی گلوگاه‌های صنعت کشور معرفی شدم. در آن مقطع با حکم رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس که به امضای آقای احمد توکلی رسیده بود فعالیت خود را آغاز کردم.همه اسناد و احکام بنده هست و مشخص است که چه کسی دروغ می‌گوید. الان نامه معرفی بنده به وزیر اطلاعات از طرف یکی از نمایندگان تهران هست. معرفی‌نامه بنده به 30 نهاد و ارگان موجود است.


• سال 83 با دعوت برخی از نمایندگان مانند خانم آجرلو و آقایان زاکانی، محمد دهقان، کامران و کاتوزیان جلساتی برگزار کردیم و آنجا از من خواسته شد که راه‌های دستیابی به اطلاعات مفاسد اقتصادی را ارائه کنم، بنده هم با توجه به اینکه می‌دانستم که سرنخ‌هایی از مفاسد اقتصادی در میان پرونده‌های قوه قضائیه وجود دارد پیشنهاد انجام تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را به این نمایندگان ارائه دادم.


• بعد از اینکه طرح در مجلس رأی آورد خانم آجرلو و آقای دهقان از من خواستند که دبیری آن را بپذیرم. قبول نکردم و گفتم در جریان کارهای قبلی با شما در مرکز پژوهش‌ها که طرح‌هایی را برای ‌شناسایی گلوگاه‌های مشکلات صنعتی و تولیدی کشور داشتیم ضرر مالی کردم و شما زیر پای من را خالی کردید. گفتم اینجا دیگر بحث مالی مطرح نیست بلکه آبرویی و جانی است و من با شما کار نمی‌کنم. خانم آجرلو قسم خورد به آیات قرآن و روح حاج احمد و حاج داوود آجرلو که تا آخر با تو هستیم. بچه‌های جنگ به حاج احمد آجرلو خیلی اعتقاد داشتند چرا که در حرف‌هایش خیلی راسخ بود. مرد بود. من هم فکر می‌کردم وی هم خواهر همان آدم است. از اول هم قرار گذاشتیم یا اصلاح یا افشا. اما زیر پای من را خالی کردند. البته این را هم بگویم که چند ماهی پس از تصویب طرح فوق آقای احمدی‌نژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی وارد میدان شد و فضای خوبی برای انجام این کار در کشور به وجود آمد. در حقیقت من با فضایی که ایجاد شد، تصور کردم فرصت مناسبی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی است.


• ابتدای کار هم به گونه‌ای نشان ‌دادیم که ما فقط به دنبال تحقیق از وضعیت مالی قوه قضائیه هستیم. لذا در جلسات اول از مسؤولان سازمان بازرسی کل کشور درباره مسائل مالی سوال می‌کردیم لذا همین کار ما موجب شد که فضا علیه تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه شکسته شود. بعد آرام آرام بحث را به پرونده‌ها کشاندیم.به صراحت از من خواسته شد. ما جلساتمان را ضبط می‌کردیم.


• برخی‌ها صورت جلسه می‌شد. برخی هم نمی‌شد. وقتی کارها سنگین‌تر شد بسنده کردیم به ضبط صدای جلسات. البته هیچ کدام از اینها دست ما نیست. همه را گرفتند. به پیشنهاد آقای دهقان و بقیه، رکوردری تهیه کردیم و از جلسات با سازمان بازرسی کل کشور هم ضبط صدا می‌کردیم. البته به صورت پنهانی نبود. مثلا می‌گفتیم آقای فلانی می‌خواهیم جلسات را ضبط کنیم مراقب باش چه می‌گویی.


• هر چه به این نمایندگان گفتم چرا گزارش در مجلس قرائت نمی‌شود آنها به نزدیکی انتخابات مجلس هشتم اشاره می‌کردند و می‌گفتند الان زمان برای این کار مناسب نیست و بیشتر نمایندگان به دنبال کارهای انتخابات خود هستند. شما نگران نباشید گزارش قطعا در مجلس قرائت می‌شود. فقط باید تلاش کنیم نمایندگان عضو کمیته تحقیق و تفحص در انتخابات بعدی هم رأی بیاورند تا کار محکم‌تر پیش برود. لذا من هم همه تلاشم را کردم تا این نماینده‌ها در شهرشان رأی بیاورند. بعد از انتخابات و در حالی که هنوز دوره مجلس هفتم تمام نشده بود، از چند تن از نمایندگان خواستم که گزارش تحقیق و تفحص بر اساس وعده‌ای که داده‌اند در مجلس قرائت شود. این بار بهانه‌ دیگری آوردند و گفتند فضای کشور برای این کار آماده نیست.


• می‌گفتند ابتدا باید افکار عمومی برای این کار آماده شود لذا اینجا از من خواستند که به دانشگاه‌های مختلف رفته و در آنجا سخنرانی کنم و برای قرائت گزارش به اصطلاح آقایان فضاسازی کنم. در این رابطه هم هماهنگی‌ها از طرف این نماینده‌ها با جامعه اسلامی دانشجویان انجام شد و برایم به مجلس دعوت‌نامه فرستادند. برای شروع یک روز خانم آجرلو با من تماس گرفت و گفت هماهنگی لازم برای سخنرانی من در دانشگاه همدان انجام شده و فلان روز باید بروی همدان.


• یک بار مدیران یک روزنامه هم با من تماس گرفتند که چرا درباره مثلا آقای رضوانی و موسوی بجنوردی و چند نفر دیگر حرف نمی‌زنی؟ گفتم که من سندی ندارم که درباره اینها حرف بزنم. گفت بیا ما سند به تو می‌دهیم.گفتم اگر سند دارید خودتان بگویید. گفت شما بگویید اثرش بیشتر است. بعد گفت بیا با ما مصاحبه کن {…}. بعد از دستگیری ما آن وقت اینها ضد من شدند و کلی علیه من مطلب نوشتند!درباره برخی اصلا سندی نداشتم ولی به من می‌گفتند اسم اینها را بیاور ما سند داریم.


• خانم آجرلو به خصوص خیلی درباره خانواده آقای هاشمی و شخص ایشان تاکید داشت که من حرف بزنم. درباره آقای ناطق هم همین‌طور عنوان می‌شد. من هم متاسفانه تحت تاثیر القائات همین آدم‌ها بعضی چیزها را اضافه کردم در حالی که سندی درباره آنها نبود. به همین دلیل من از آقای هاشمی عذرخواهی کردم چرا که ایشان حتی شکایت هم نکرد.


• . وقتی رفتم خدمت آقای ناطق نوری و با ایشان صحبت کردم متوجه شدم که ایشان تنها یک دوره عضو هیات امنای بنیاد بوده و هیچ مسؤولیت اجرایی هم در بنیاد نداشته است. آقای ناطق ثابت کرد اطلاعی از ماشین‌ها نداشته است. یا مطلب دیگری درباره آقای ناطق نوری تنها با استناد به اظهارات یکی از همین آقایان که هرگز ثابت نشده است، گفته بودم که از بیان این حرف‌ها پشیمان هستم. البته یک اشکال دیگر هم در این میان وجود داشت که مربوط به من نبود و اگر مجلس و اعضای کمیته تحقیق و تفحص فضایی را فراهم می‌کردند تا با افرادی که اتهاماتی به آنها مطرح است گفت‌وگو شود، خیلی از ابهامات برطرف می‌شد. مثلا اگر فضایی فراهم می‌شد که با آقای احمد علم‌الهدی صحبت می‌کردم، سوءتفاهم‌ها بر‌طرف می‌شد و اصلا کار به شکایت نمی‌کشید. یا مطالبی که به آقای خزعلی منتسب شده بود. آیت‌الله خزعلی برای دفاع از خود و رفع ابهامات چندین ساعت وقت گذاشتند و در جلسات مختلف شرکت کردند. نتیجه این شد که متوجه شدیم ایشان هیچ رابطه‌ای با این پرونده ندارد و اساسا در پرونده فوق تخلف مالی صورت نگرفته و همه امور طبق قانون اجرا شده است.


• جالب است که بگویم قبل از این که به دادستانی بروم با اعضای کمیته تحقیق و تفحص تماس گرفتم با... تماس گرفتم که ناگهان داد زد، پالیزدار این حرف‌ها چی بود که زدی؟ با تعجب گفتم مگر قرارمان همین نبود؟ به... هم زنگ زدم. تا گوشی را برداشت گفت پالیزدار مثل این که دلت آب خنک می‌خواد؟ گفتم شما نبودی که می‌گفتی از کسی ترس و واهمه ندارم.


• بارها از طرف آقای احمدی‌نژاد و اطرافیان ایشان مطرح شده بود که بنده را به نوعی وارد سیستم اجرایی می‌کنند و بارها از من حمایت شده بود، با خود آقای احمدی‌نژاد هم دیدار داشتم، بعضی از مباحثی که ایشان درباره مفاسد می‌گفت من منتقل کرده بودم که نقطه اوج آن جریان مناظرات انتخابات گذشته بود.


• جریانی سوار صداقت من شد. آمدند همان حرف‌های من را تکرار کردند و در سخنرانی‌ها همان‌ها را گفتند ولی معلوم نشد چه کار کردند. اگر بحث‌ها درست بود چرا هیچ اقدامی نشد. چرا کار را دنبال نکردند؟ حتی به اندازه رکسانا صابری جاسوس هم از منی که به اصطلاح مورد اعتماد بودم حمایت نشد. حکم یک جاسوس از هشت سال صفر شد و رفت آن وقت فقط از حرف‌های من استفاده سیاسی شد. مگر ادعای مبارزه با مفاسد را نمی‌کردند می‌گویم اصلا عباس پالیزدار را مثلا نمی‌شناختید چطور همان حرف‌ها در جاهای مختلف اما عملا پیگیری برای درستی یا نادرستی ادعاها نکردند. اگر درست بود چه کردند؟ حداقل می‌آمدند می‌گفتند این حرف‌هایی که پالیزدار زده این مقدار درست است این مقدار نادرست است. چرا وسط کار از من تعریف می‌کنند و بعد انگار نه انگار.


• ستاد آقای احمدی‌نژاد در دوره اول دو قسمت بود؛ اول ستاد‌های مردمی تشکیل شدند و بعد رایحه خوش خدمت آمد. من عضو ستادهای مردمی بودم و زیر مجموعه آقای رضاخواه فعالیت می‌کردم.از طرف همین ستادهای مردمی آقای احمدی‌نژاد نفر پنجم لیست قرار گرفتم که رأی نیاوردم.. من قرار بود وزیر صنایع در دولت نهم بشوم.برای این پست به آقای احمدی‌نژاد معرفی شدم.خانم آجرلو و خانم پروین احمدی‌نژاد من را به کمیسیون مربوطه که وزرا را بررسی می‌کرد معرفی کردند و بنده دفاعیه تهیه کردم و کتابچه برنامه‌های خود را نوشتم و چند جلسه هم آقای خوش‌چهره که در کمیسیون مربوطه بود با بنده گفت‌وگو کرد. اتفاقا کمیسیون روی بنده نظر مثبت داشت ولی درنهایت به مجلس معرفی نشدم.

متن کامل این گفتگو به همراه پاسخ‌های آجرلو و کامران به این مصاحبه در همشهری ماه شماره 48 منتشر شده که در روزهای آینده بر روی سایت گروه مجلات همشهری قرار می‌گیرد

ادامه اعتصاب و تنش در بازار تهران

برای دومین بار در چند سال اخیر بخشی از بازار ایران دست از کار کشید تا دولت را در برابر خواسته‌های خود مجبور به تمکین کند. این اعتصاب در دومین روز خود با دخالت نیروهای انتظامی و لباس شخصی ابعاد تازه‌تری پیدا کرده است.

دویچه وله : چند سایت خبری مخالفان دولت ایران از تهران گزارش دادند که در دومین روز اعتصاب بازاریان تهران، نیروهای انتظامی از آنها خواسته‌اند که مغازه های خود را بازکنند و به اعتصاب خاتمه دهند.

گزارش‌های تایید نشده‌ای نیز از حمله‌ی نیروهای انتظامی و برخی لباس شخصی‌ها به مغازه‌هایی که همچنان به اعتصاب خود ادامه دادند، منتشر شده است.

همچنین این منابع خبری مدعی شدند در پی این اقدامات تعداد بیشتری از بازاریان‌ مغازه‌های خود را تعطیل کردند و برای ساعاتی فضای بازار متشنج شده است.

دومین عقب‌نشینی دولت

بنابر گزارش خبرگزاری‌های ایران اعتصاب و تنش در بخش‌هایی از بازار تهران از روز گذشته، ۱۵تیرماه (۶ جولای)، درپی بالا گرفتن اختلاف میان سازمان امور مالیاتی و اصناف در خصوص تعیین مالیات سال ‌٨٨، آغاز شد.

سایت آفتاب‌نیوز گزارش داد «سرای پارچه‌فروشان، پاساژ قائم، بازار قماش و پرده، بازار عباس‌آباد و حمام چال از جمله بازارهایی بود که با نا آرامی و اعتراض بازاریان همراه بود. همچنین بازار طلا و پارچه با هدف عقب انداختن مجدد مالیات بر اصناف دست به اعتصاب زدند».

محمد طحان‌پور، ‌رییس اتحادیه کشوری لوازم خانگی به خبرگزاری ایسنا گفته از مدتها قبل در مورد این اتفاق در جلسات "انجمن اسلامی اصناف و بازاریان" هشدار داده است.

وی می‌افزاید: «از همان زمان که احتمال عدم توافق مطرح شد این موضوع را پیش بینی می کردم و بارها به مسئولان ذی‌ربط نیز به صورت مکتوب اعلام کردم که اثرات و پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت».

ساعاتی پس از آغاز اعتصاب، خبرهایی از توافق میان دولت و اصناف برای لغو تصمیم دولت برای افزایش مالیات منتشر شد. تلویزیون دولتی ایران نیز شامگاه سه‌شنبه اعلام کرد که "دولت هیچ برنامه ای برای افزایش مالیات نخواهد داشت."

روایت دولتی از ماجرای افزایش مالیات

یک روز پس از اعتصاب در بازار تهران، معاون وزیر بازرگانی ایران در مصاحبه با خبرگزاری فارس مدعی شد افزایش ۷۰ درصدی مالیات از ابتدا نیز مطرح نبوده که منتفی شود.

محمد علی ضیغمی گفت: "بخشی از مشمولین قانون مالیات های مستقیم تا پایان تیر مالیات خود را بر اساس ۴۰ درصد مالیات عملکرد سال ۸۷ بپردازند تا مالیات قطعی سال ۸۸ توسط اتحادیه ها تعیین و تا پایان مرداد ماه پرداخت شود".

وی اضافه کرد: "گروهی دیگر از اصناف کمتر از ۷۰ درصد کل اصناف کشور هستند به احتمال زیاد تا پایان ۳۱ تیرماه مالیات آنها تعیین شده و باید اظهار نامه های خود را تحویل دهند".

اما پیش از این رئیس شورای اصناف در مصاحبه با رسانه‌های گروهی این پرسش را مطرح کرد که "در سال ۸۸ چه اتفاقی در رابطه با اقتصاد افتاده است که مالیات اصناف ۷۰ درصد افزایش یافته است؟"

نوده فراهانی مدعی است "اصناف توان پرداخت افزایش ۷۰ درصدی مالیات را ندارند و سازمان امور مالیاتی هم نباید چنین توقعی داشته باشد".

اولین تلاش ناکام

قانون مالیات بر ارزش در سال ۸۷ تصویب شده تا در مدت آزمایشی ۵ ساله از تاریخ اول مهرماه ۱۳۸۷ به اجرا گذاشته شود. اما زمزمه اجرای این قانون واکنش تند بخشی از بازاریان ذی‌نفوذ را در پی داشت.

در اواسط مهر ماه ۸۷ اعتراض برخی اصناف به ویژه طلافروشان و پارچه فروشان در برخی شهرها که از اصفهان شروع و به تبریز، مشهد، شیراز و سرانجام تهران کشیده شد، محمود احمدی نژاد را به واکنش واداشت.

وی اعلام کرد "به زودی دولت لایحه‌ای را به مجلس می‌دهد تا مجلس حداقل فرصت را برای مهیا کردن زمینه‌ها و اقدامات لازم برای اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده را تمدید کند."

اظهاراتی که به عقب‌نشینی دولت در برابر بازار تعبیر شد. در ابتدا دولت اجرای این طرح را یک‌سال به تعویق انداخت و سپس برخی از فعالیت‌های اقتصادی را معاف از اجرای این قانون نمود.

مالیات؛ تعهد دوجانبه دولت و ملت

مالیات یک نوع هزینه اجتماعی است که شهروندان موظف‌اند در راستای بهره‌وری از امکانات و منابع یک کشور پرداخت کنند تا توانائی‌های جایگزینی این امکانات و منابع مهیا گردد.

مالیات در واقع انتقال بخشی از درآمدهای جامعه به دولت و یا بخشی از سود فعالیت‌های اقتصادی است که نصیب دولت می‌گردد تا برای تداوم فعالیت‌های دولت و مدیریت جامعه صرف شود.

در ازای پرداخت مالیات شهروندان از دولت‌ها انتظار پاسخگویی و توانایی مدیریت صحیح جامعه را دارند. در این حالت دولت‌ها همه تلاش خود را در جهت کسب رضایت‌مندی عمومی به کار می‌گیرند.

پیش از این در کشورهای به اصطلاح نفتی معمولا موضوع مالیات آنچنان جدی گرفته نمی‌شد. تنها در دهه اخیر حکومت ایران سعی کرده در کسب مالیات از فعالیت‌های اقتصادی سختگیرانه‌تر برخورد کند.

داستان مالیات در ایران همچنان به سرانجام مشخصی نرسیده و بسیاری از بخش‌های اقتصادی "با نفوذ" در مقابل تغییرات قانونی مقاومت می‌کنند.

به باور کارشناسان اقتصادی وابستگی‌های سیاسی و سو مدیریت‌دولت موجب شده که اخذ مالیات قانونی از بخشی از بازاریان و تجار ‌نزدیک به حکومت، دچار مشکلات عدیده‌ای گردد. این درحالی است که دیگر بخش‌های اقتصادی خصوصی و فعالان خرده‌پا توان سرپیچی از قوانین مالیاتی را ندارند.

در حالی که در کشورهای توسعه یافته در برابر "فرار مالیاتی" قوانین سختگیرانه‌ای اجرا می‌گردد، در ایران دولت‌ها از اجرای قوانین مصوب مالیاتی ناتوان هستند

جون بولتون یار جدید مجاهدین: کشورهای عربی‌ از حمله به ایران حمایت می‌کنن

معروف‌ ترین هشت پای دنیا

خمینی:پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد

مشکلات ازدواج

پوشش زنان بلای جان آخوند ها :تربیت 25 هزار مدرس حجاب

خبر آنلاین :از سال 1385برنامه حجاب و عفاف تدوین و به مدیران ادارات آموزش و پرورش سراسر کشور ارسال شد.

ایسنا نوشت:مدیر کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش با تشریح برنامه‌های این وزارتخانه درباره گسترش «حجاب و عفاف» در میان دانش‌آموزان از برگزاری نمایشگاه‌های لباس و پوشش دانش‌آموزی در سراسر کشور خبرداد.

مهری سویزی افزود: آموزش و پرورش در راستای توسعه حجاب و عفاف در بین مدارس دخترانه برنامه‌های متعددی را تعریف کرده است که تربیت 25 هزار مدرس حجاب در کشور، برگزاری 12هزار و 400 نشست دانش‌آموزی و پرسمان دینی به منظور رفع سوالات و ابهامات و انجام طرح‌های پژوهشی برخی از این برنامه‌هاست.

وی افزود: برگزاری نمایشگاه‌های لباس و پوشش دانش‌آموزی و معلمان، تهیه و توزیع نمایشگاه «در حریم ریحانه» برای استان‌های کشور و برگزاری کارگاه آموزشی تخصصی مرتبط از دیگر برنامه‌های دیگر دفتر زنان وزارت آموزش و پرورش در راستای توسعه حجاب و عفاف است.

سویزی با بیان اینکه آموزش و پرورش در موضوع عفاف و حجاب ساختارمند و پیشتازانه حرکت کرده است، تصریح کرد: آموزش و پرورش در سال 85 که موجی به گستردگی امروز نسبت به عفاف و حجاب وجود نداشت، با جدیت تمام به عنوان یک اصل اعتقادی ورود پیدا کرد و جلسات و نشست‌های پیایی را برگزار و شیوه‌نامه اجرایی را تدوین و به سراسر کشور ابلاغ ارسال کرد.

به گفته وی، از سال 1385برنامه حجاب و عفاف تدوین و به مدیران ادارات آموزش و پرورش سراسر کشور ارسال شد، به طوری که با استناد به گزارش‌های مصور بیش از 300 عنوان برنامه فراگیر در موضوع عفاف و حجاب در 31 سازمان و آموزش و پرورش سراسر کشور برگزار شد

ایران خواستار 'بازگشت فوری' شهرام امیری از آمریکا شد

ایران خواستار بازگشت بدون قید و شرط یک پژوهشگر ایرانی از ایالات متحده شده است.
روز چهارشنبه، 16 تیر (7 ژوئیه)، رادیو دولتی ایران گزارش کرد که کاردار سفارت سوئیس، به عنوان حافظ منافع ایالات متحده در ایران، بار دیگر "به منظور روشن شدن وضعیت شهرام امیری" از سوی سرپرست اداره کل آمریکا به وزارت خارجه خارجه احضار شد.
در این خبر به نقل از اداره کل اطلاعات و مطبوعات وزارت خارجه جمهوری اسلامی آمده است که احضار کاردار سفارت سوئیس در تهران در پی انتشار اسناد جدیدی درباره "ربایش" شهرام امیری توسط نیروهای امنیتی آمریکایی و انتقال او به خاک آن کشور، صورت گرفت و "یادداشت اعتراض مجدد ایران به وی ابلاغ شد."
سرپرست اداره کل آمریکا وزارت خارجه در این ملاقات اظهار داشت که "ایالات متحده به لحاظ انسانی و حقوقی مسئولیت حفظ جان و سلامتی امیری را برعهده دارد" و با تاکید بر ضرورت دسترسی فوری دیپلماتیک به آقای امیری، "خواهان فراهم شدن امکان بازگشت فوری و بدون قید و شرط وی" به ایران شد.
این دومین بار طی یک هفته اخیر است که مقامات سفارت سوئیس در ارتباط با اتهام دولت جمهوری اسلامی در مورد ربودن و انتقال شهرام امیری به ایالات متحده به وزارت خارجه ایران احضار می شوند.
چند روز پیش، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت که "اسناد ربایش" این شهروند ایرانی به سفارت سوئیس در تهران تحویل شده است.
در ماه های اخیر، انتشار مطالبی در بعضی رسانه های غربی و در پی آن، انتشار چند نوار ویدیوئی حاوی اظهارات ضد و نقیض شهرام امیری، باعث ابهام بیشتری در مورد ماجرای ناپدید شدن وی شده است.
اواخر ماه مارس سال جاری، شبکه تلویزیونی آمریکایی ای بی سی به نقل از برخی منابع اطلاعاتی آمریکایی، اما بدون ذکر نام آنها، گزارش کرد که شهرام امیری، پژوهشگر اتمی ایران، به ایالات متحده پناهنده شده و اطلاعات خود در مورد برنامه های هسته ای مخفیانه جمهوری اسلامی را در اختیار آمریکا و آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار داده است.
وزارت خارجه ایران
وزارت خارجه خواستار بازگشت فوری و بدون قید و شرط شهرام امیری از آمریکا شده است
این نخستین بار از زمان انتشار خبر ناپدید شدن آقای امیری توسط منابع دولتی ایران بود که یک شبکه تلویزیونی آمریکایی از پناهنده شدن او خبر می داد.
در ماه اکتبر سال گذشته، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که شهرام امیری، یک محقق ایرانی، در ماه ژوئن و هنگام سفر حج عمره، توسط ماموران امنیتی آمریکا و با کمک ماموران سعودی در عربستان ربوده شده است.
مقامات ایرانی در اظهارات بعدی خود در این زمینه تاکید داشتند که آقای امیری، که در دانشگاه صنعتی مالک اشتر، وابسته به وزارت دفاع ایران به تحقیق مشغول بود، با برنامه های اتمی ایران ارتباطی نداشته است، اما در گزارش شبکه تلویزیونی ای بی سی، از او به عنوان افشا کننده اطلاعات مهمی در مورد این برنامه ها یاد شد.
برخی منابع غربی این نظر را مطرح کرده اند که کشورهای غربی آگاهی خود از ساخت یک مرکز جدید غنی سازی اورانیوم در نزدیکی شهر قم را مدیون اطلاعاتی هستند که آقای امیری در اختیار سازمان های اطلاعاتی آنان قرار داد.
ویدئوهای ابهام افزا
با اینهمه، اوایل ماه گذشته شهرام امیری با انتشار یک نوار ویدیوئی در شبکه یوتیوب، گفت که تحقیقات او منحصر به کاربرد فناوری هسته ای در زمینه پزشکی بوده و افزود که به اراده خود و صرفا برای ادامه تحصیل به ایالات متحده آمده است و امیدوار است پس از خاتمه تحصیل، شرایط بازگشت او فراهم آید.
ساعاتی قبل از انتشار این نوار ویدیوئی، تلویزیون دولتی ایران نوار دیگری از آقای امیری را پخش کرده بود که وی در آن، ربوده شدن توسط ماموران سعودی و آمریکایی و انتقال خود به آمریکا را تایید کرده و خواستار رسیدگی دولت ایران به این موضوع شده بود هر چند در مورد دلیل ربوده شدن خود توضیح قانع کننده ای نداد.
آقای امیری در مورد نحوه تهیه و ارسال این نوار گفته بود که توانسته است برای مدتی از چنگ ماموران آمریکایی بگریزد و این نوار را در دسترس مراکز اطلاعاتی ایران قرار دهد.
در حالیکه مقامات دولتی آمریکا اتهام ربودن شهرام امیری را بی اساس خوانده و به تمسخر گرفته اند، دولت ایران همچنان بر موضع خود در این زمینه پافشاری می کند و حتی خواستار مداخله نهادهای بین المللی برای رهایی آقای امیری شده است.
تصاویر امیری در ویدیوهای متناقض
انتشار پیام هایی با محتوای متناقض ماجرای ناپدید شدن امیری را مبهم تر کرده است
شهرام امیری در هر دو نواری که در ماه ژوئن از او منتشر شد به خانواده خود، که در ایران باقی مانده اند، اشاره کرد.
در نوار پخش شده در تلویزیون دولتی، وی با اظهار دلتنگی برای همسر و فرزندش، خواستار بازگشت هر چه سریعتر به ایران و پیوستن به خانواده خود شده بود و در نوار منتشر شده در یوتیوب، ابراز امیدواری کرده بود که شرایط مناسب برای ملحق شدن به خانواده اش پس از پایان تحصیلات در آمریکا پفراهم شود.
آقای امیری در این نوار گفت که اطمینان دارد دولت جمهوری اسلامی ایران از خانوده اش مراقبت می کند.
هفته گذشته، خبرگزاری های داخلی ایران گزارش کردند که تعدادی از اعضای خانواده شهرام با معاون کنسولی، مجلس و امور ایرانیان خارج از کشور ملاقات کرده و خواستار تلاش دولت جمهوری اسلامی برای بازگرداندن خویشاوند ربوده شده خود از آمریکا شده اند و در این مورد، قول مساعد دریافت کرده اند.
در حالیکه مقامات ایرانی برای "رهایی شهرام امیری" به یک رشته اقدامات دیپلماتیک، شامل درخواست مداخله مجامع بین المللی و تسلیم اعتراض نامه دست زده اند، در این مورد که آیا تسهیلاتی برای پیگیری حقوقی این موضوع در اختیار خانواده وی قرار داده شده یا نه، اطلاعی در دست نیست.
براساس ویدئوهای منتشر شده و اظهارات مقامات ایرانی، شهرام امیری در حال حاضر در خاک ایالات متحده حصور دارد و در نتیجه، قاعدتا قوانین و مقررات آن کشور، از جمله در زمینه حقوق و آزادی های مدنی، در مورد او جاری و دولت آمریکا به رعایت این قوانین و مقررات ملزم است.
بنابراین، برای اعضای خانواده آقای امیری و کسانی که نگران وضعیت او هستند این امکان وجود دارد تا از طریق استخدام وکیل دعاوی، دولت آمریکا را برای دریافت اطلاعات شفاف و رسیدگی فوری به وضعیت این شهروند ایرانی تحت فشار قرار دهند و در این زمینه، حتی از سازمان های مدافع حقوق مدنی در آمریکا و سایر نقاط جهان نیز کمک بگیرند

bbc

بریتانیا تقاضای پناهندگی همجنسگرای ایرانی را پذیرفت

دادگاه عالی بریتانیا گفته است دو مرد همجنسگرا، که یکی ایرانی و دیگری اهل کشور کامرون است، حق دارند از دولت بریتانیا تقاضای پناهندگی کنند.
هیئت قضات در دادگاه عالی بریتانیا روز چهارشنبه (7 ژوئیه)، گفت متفق القول تصمیم گرفته است با تقاضای فرجام این دو نفر موافقت کند.
تقاضای پناهندگی این دو مرد قبلا رد شده بود و مقام های اداره مهاجرت گفته بودند متقاضیان مذکور می توانسته اند در برگشت به ایران و کامرون، طوری رفتار کنند که گرایش جنسی شان مخفی بماند.
اما استدلال دو مرد همجنسگرا این بود که به محض بازگشت از بریتانیا در کشورهای خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و به همین دلیل درخواست فرجام کردند.
دادگاه عالی بریتانیا امروز گفت این که به زن یا مردی همجنسگرا گفته شود در مورد گرایش جنسی خود دروغ بگوید تا در کشورشان امنیت داشته باشد به این معنی است که آنها نباید آزادانه بگویند چه کسی هستند در حالی که این آزادی، حقی بنیادین هر فرد است.
ترزا می، وزیر کشور دولت ائتلافی بریتانیا ضمن استقبال از حکم دادگاه گفت این حکم موضع دولت جدید این کشور را تایید می کند و همه پرونده ها اکنون بر اساس قوانین جدید بررسی خواهند شد.
اکنون پرونده های "ه.ت." از کشور کامرون و "ه.ج" از ایران، توسط دادگاه های اداره مهاجرت بررسی می شود. این مراجع بررسی های خود را منطبق با موازینی انجام خواهند داد که به تقاضاهای پناهندگی که بر اساس اعتقادات مذهبی یا سیاسی مطرح می شود.
بیش از دو سال پیش دولت بریتانیا به یک جوان همجنسگرای ایرانی که گفته بود اگر به ایران بازگردد، با خطر اعدام روبروست، مجوز اقامت داد.
این در حالی بود که دولت وقت بریتانیا قبلا تقاضای پناهندگی مهدی کاظمی را رد کرده بود.
فعالان حقوق بشر معتقدند که از زمان انقلاب اسلامی 1979 تاکنون در ایران بیش از چهار هزار مرد و زن همجنسگرا اعدام شده اند.

انتقاد از وزارت کشور بریتانیا

پیش از صدور حکم دادگاه عالی بریتانیا، وزارت کشور بریتانیا متهم شده بود که به مردان و زنان همجنسگرا گفته است با مخفی نگه داشتن گرایش جنسی خود از اذیت و آزار در کشورشان اجتناب کنند.
کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان روز گذشته ادعا کرد بریتانیا روند کنوانسیون بین المللی حقوق بشر را معکوس کرده است.
وزارت کشور بریتانیا می گوید به تامین امنیت جانی مردان و زنان همجنسگرا متعهد است.
کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان روز گذشته (6 ژوئیه)، به بی بی سی گفت بر اساس آزمونی موسوم به "آزمایش روش پنهانکاری"، که مقام های اداره مهاجرت و دادگاه های بریتانیا از سال 2006 استفاده کرده اند، به مردان و زنان همجنسگرا گفته شده است به زادگاهشان بازگردند و با مخفی نگه داشتن گرایش جنسی شان، از عواقب آن اجتناب کنند.
آلکساندر مک دوال، مامور حقوقی کمیساریای سازمان ملل در امور پناهندگان روز سه شنبه به بی بی سی گفت پنهانکاری به عنوان روشی برای تامین جانی همجنسگرایان، در واقع باعث می شود که عنصری به زندگی آنها وارد شود که نباید وجود داشته باشد.
خانم مک دوال گفت روش پنهانکاری باعث می شود که همجنسگرایانی که تقاضای پناهندگی آنها رد شده است، مجبور شوند در زادگاهشان مخفیانه زندگی کنند.
او افزود ذات آزار و اذیت به صرف این که فرد با پنهانکاری از آن اجتناب کرده است، تغییر نمی کند.
آمار رسمی دولت بریتانیا در مورد شمار پناهجویانی که تقاضای پناهندگی آنها رد شده، بر اساس جنسیت یا گرایش جنسی آنها تفکیک نشده است.
اما به گفته استون وال، گروه مدافع حقوق همجنسگرایان، 98 درصد تقاضاهای پناهندگی که وزارت کشور بریتانیا از سوی همجنسگرایان خارجی دریافت می کند، در مرحله اول رد می شود

bbc

تایمز:تبعیدی ها؛ زرنگ ترین و شجاع ترین از ایران

در یک مخروبه، آپارتمانی با اثاثیه کم و پراکنده، در شهری دور دست در مرکز ترکیه، علیرضا کریمی تولدش را به همراه برادرش و نیم جین از بقیه پناهندگانی که از دست رژیم ظالم و خشن ایران فرار کرده اند، جشن گرفته است. آنها از همدیگر برای خرید بادکنک ها، تزئینات کاغذی رنگی و تعدادی بشقاب پلو و ماکارونی که روی زمین چیده شده، پول جمع کرده اند.
لحظات تلخ و شیرینی است. آقای کریمی می گوید:«سی سال اول زندگیم در ایران گذشته است. چه کسی می داند سی سال بعد را کجا خواهم گذراند؟» وقتی شمع های روی کیکش را فوت کرد، آرزویش سلامتی خانواده اش در تهران بود که شاید دیگر هیچ وقت آنها را نبیند.
سال گذشته برادران کریمی در تظاهرات هایی علیه منازعه انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده بودند؛ تظاهرات هایی که دنیا کلیپ های نه چندان باکیفیت آن را از طریق فیلم های موبایل دید.
آقای کریمی که به دلیل فعالیت های سیاسی ممنوع التحصیل شده و برادر ۲۷ ساله اش آرش، فارغ التحصیل رشته حقوق که او هم به همین دلیل ممنوع الفعالیت شده است، مکررا در خیابان به نیروهای امنیتی سنگ پرتاب می کردند، اطلاعات پخش می کردند و زندگی و آزادی شان را به خطر می انداختند.
آقای کریمی می گوید:«ما سرباز بودیم». آنها جان سالم بدر برده بودند تا زمانی که پلیس اخباری مربوط به عکس های معترضان تظاهرات روز عاشورا در ماه دسامبر را منتشر کرد: «اگر شهروندان خوبی هستید، این افراد را پیدا کنید و به ما خبر بدهید.» مدرک رو شده بود. دو برادر کاملا شناسایی شده بودند. آنها لپ تاپ هایشان و دیگر وسایل و موارد اتهام برانگیز را از خانه خارج کردند و قبل از این که پلیس برای دستگیری شان بیاید، به شهر قزوین فرار کردند.
با گذشت چهارهفته از مخفی شدن شان، پدر و مادرشان التماس کردند که ایران را ترک کنند. آنها دو هزار دلار برای هر کدامشان به قاچاقچی های کرد دادند، خداحافظی هایشان را کردند و وحشت زده عازم سفر چهارروزه به ترکیه شدند؛ سوار بر اسب و قبل از گذشتن از مرزهای کوهستانی، بیشتر در شب مسافرت می کردند. اولین باری بود که آنها ایران را ترک کرده بودند.
از زمان انتخابات ژوئن سال گذشته، بیش از دوهزار و ۳۰۰ ایرانی برای گرفتن پناهندگی در کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل در ترکیه ثبت نام کرده اند. بعضی از آنها همجسنگرا و یا افرادی هستند که به دلیل عقاید دینی شان، مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند ولی بیشتر آنها سیاسی و فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران، دانشجویان، هنرمندان و ایرانیان معمولی هستند که نادیده گرفتن دموکراسی از سوی رژیم، آنها را تحریک به فعالیت و اقدام کرده است.
بیشترشان جوان و مجرد هستند، تعدادی از زرنگ ترین و شجاع ترین افراد نسل خودشان که برای گریز از دستگیری در فرودگاه و یا پست های مرزی مجبور به فرار مخفیانه شده اند. ترکیه که دارای روابط دیپلماتیک و افتصادی با ایران است، حضور آنها را تحمل می کند ولی به سختی پذیرای این مخالفان است.
ترکیه، پناهندگی دائمی شان را نمی پذیرد و آنها را در۳۲ شهر کوچک در اطراف کشور متفرق می کند آن هم برای مدت سه سال که ممکن است مراحل رسمی بیش از اندازه زمان بر کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل برای ارزیابی درخواست پناهندگی شان و یافتن کشورهایی که آنها را قبول خواهند کرد، طول بکشد.
تبعیدی ها که از ترس و وحشت ایران نجات پیدا کرده اند، خود را گرفتار و اسیر در زندان دیگری می یابند، نمی توانند ترکی حرف بزنند، خروج شان از شهرهای تعیین شده ممنوع است، کارکردن شان ممنوع است، شرکت در فعالیت های سیاسی ممنوع است و هیچ پشتیبانی ندارند جز اندک پولی که با خودشان آورده اند.
آنها باید ۲۰۰ دلار هم برای هزینه اقامت بپردازند که تعداد کمی از آنها توانایی پرداختش را دارند و باید هفته ای دوبار هم خود را به پلیس معرفی کنند. آنها در بدترین خانه ها زندگی می کنند و گاهی چندین نفر در یک اتاق می خوابند. تعداد کمی از آنها به صورت غیرقانونی کار می کنند ولی کمتر از ده دلار در روز بدست می آورند.
آقای کریمی، یکی از ۳۵۰ ایرانی شهر نیدگه- شهر بلوک های آپارتمانی واقع شده در تپه های خشک و لم یزرع- از آنهایی که کتاب راهنمای سیاره تنها می نویسد:«دلتان نمی خواهد بمانید»- می گوید:«ما در دوزخ گیر افتاده ایم.»
تبعید شده ها، شواهدی زنده و عینی از بیرحمی های رژیم ایران با خود همراه دارند. در مهمانی آقای کریمی، محمدرضا طیبی ۲۴ساله، آثار تورم روی شکمش را نشان می دهد، جاهایی که شلاق خورده بود.
رامین حق جو، ۲۴ساله، سوراخ گلوله روی شکمش را نشان می دهد، جایی که در جریان تظاهرات خیابانی به او شلیک شده بود. پویا سعید لو ۲۰ ساله هنوز آثاری از شکنجه های پنج روز دربند بودن در زندان بدنام اوین تهران را همراه دارد، زخمی عمیق و عریض روی پیشانی اش و جای زخم گلوله روی زانوهایش. او الان می لنگد.
بقیه، آثار روانی با خود همراه دارند. منیره ربیعی ۳۳ ساله، مدیر فروش، شش ماه به دلیل داشتن جرات اعتراض در اوین بوده است. او در سلول های پرجمعیت کثیف حبس شده، کتک خورده، مورد تجاوز کلامی قرار گرفته، ساعت های متوالی بازجویی شده و یکماه در سلول انفرادی بوده است.
او می گوید: «هرشب در خواب هایم به آنجا برمی گردم.» در کابوسی تکرار شونده، یک بازجو می پرسد که چرا او تا حالا اعدام نشده است. در کابوس دیگری، چشمان بیگناه شیرین علم عولی را می بیند، یک زندانی کرد که با او در اوین دوست شده بود و در ماه مه او را دار زدند.
خیلی ها احساس گناه می کنند از اینکه همکاران شان در ایران را رها کرده اند، هرچند تلاش می کنند تا مبارزه شان را از ترکیه ادامه دهند.
علیرضا کامبیز، یک روزنامه نگار اپوزیسیون که بعد از آنکه ماموران حکومت در جستجوی او، خانه مادرش را تفتیش کردند، از ایران فرار کرده، بیشتر روزها وبلاگ می نویسد:«اگر ننویسم، تاریخ فراموش می کند.»
حسام میثاقی ۲۲ ساله یکی از ۱۵عضو گزارشگران حقوق بشر است، وب سایتی که اخبار دستگیری های بعد از انتخابات را مستند و جمع آوری می کرد. او در ماه فوریه، بعد از این که هفت نفر از همکارانش دستگیر و خودش هم احضاریه دریافت کرد، از ایران گریخت در حالی که به سختی در عبور از کوهستان که تا کمر در برف شدید بوده، زنده مانده است.
او هم اکنون با تکیه بر اطلاعات اندک افراد آشنای باقیمانده داخل ایران، وب سایت را از نیگده اداره می کند و ثابت قدم و استوار با اقدامات رژیم برای مسدود کردن آن مبارزه می کند. او می گوید:«شرایط سخت تر و سخت تر می شود. من همه تلاشم را می کنم تا به مبارزه ادامه بدهم.»
برادران کریمی دستبندهای سبز بسته اند و عکس هایی از زندانیان سیاسی روی دیوار زده اند، اما وقتی ماه گذشته برنامه ریزی کرده بودند تا سالگرد مرگ ندا آقاسلطان را در پارک برگزار کنند، پلیس جلوی آنها را گرفت.
تبعیدی ها همچنین با هراس از سرویس های اطلاعاتی ایران زندگی می کنند، از هم میهنانی که نمی شناسد دوری می کنند، هرگز تنها بیرون نمی روند و مراقب تماس با خانواده هایشان هستند چون احتمال می دهند که مکالمات تلفنی و ایمیل هایشان در حال چک شدن است.
داستان های زیادی در مورد پناهندگانی وجود دارد که در دیگر شهرهای ترکیه مورد حمله قرار گرفته اند هرچند مقامات رسمی سازمان غیردولتی گفته اند که هیچ موردی تاکنون ثابت نشده است. آقای کامبیز می گوید که رژیم برایش در فیس بوک پیغام تهدید آمیز فرستاده و تلاش کرده اند تا کامپیوترش را هک کنند.
این پاداش تبعیدی ها برای رشادت هایشان است. آنها ایده ای ندارند که قرار است چه بر سرشان بیاید، کی می توانند دوباره خانواده هایشان را ببیند و یا این که اصلا می توانند به خانه برگردند. اما هنوز روحیه شان را از دست نداده اند و هرچند رژیم ایجاد وحشت کرده و فشارهای بیرحمانه ای برای درهم شکستن تظاهرات ها انجام داده است، اما آنها مطمئن هستند که مقاومت ها ادامه پیدا می کند. آقای کامبیز می گوید: «من به مردمم اعتماد دارم-آنها خیلی خوب و قوی هستند و می توانند خیلی کارها انجام دهند.»
خانم ربیعی می گوید:«نمی دانم کی، ولی ایمان دارم که یک روزی می توانم به خانه برگردم.»
آن زن جوان باجرات-همان که زندانی شده و خانه و خانواده و شغلش را از دست داده است- باید از خودش در این سرزمین ناخوشایند مراقبت کند. هروقت که از او درباره پدر مادرش می پرسیدم، یک لحظه از پا در می آمد، اما اصرار داشت که پیشمان نیست. او می گوید:«ما حق مان را می خواهیم. ایرانیان حاضرند بمیرند تا این که با این دولت زندگی کنند.»
* تایمز
مارتین فلتچر / محبوبه حسین زاده (از انگلیسی) / تایمز / 05/07/2010

«میلیون ها نفر اسرائیلی درمرگ ندا گریستند وبا تظاهرات میلیونی ایرانیان، احساس غرورکردند»

hamdami.com

میلیون ها نفر از مردم اسرائیل هنگام مشاهده نوار جان باختن ندا آقا سلطان در تظاهرات یک سال پیش، همانند ایرانیان گریستند و هنگامی که میلیون ها نفر ایرانی به خیابان ها آمدند تا شعارهای آزادی خواهانه خود را فریاد کنند، مردم اسرائیل نیز همراه با آنان احساس غرور کردند. بدانید که غریزه آزادی خواهی یک امر همگانی است و نباید گذاشت مشعل آزادی خاموش گردد».
این بخشی از سخنان تسخی هنگبی
  رئیس کمیسیون امنیت و امور خارجی در پارلمان اسرائیل در برنامه هفتگی "گفتگوی سیاسی" در رادیو اسرائیل بود که شب گذشته (دوشنبه 14 تیرماه – 5 ژوئیه) به صورت مستقیم پخش شد. این مقام اسرائیلی به پرسش های منشه امیر درباره برنامه های اتمی ایران، دفاع از حقوق شهروندی ایرانیان، روند صلح اسرائیل و فلسطینیان و سفر نتانیاهو به واشنگتن پاسخ گفت و شماری از شنوندگان در ایران نیز روی خط آمدند و پرسش هائی مطرح کردند و ضمن ابراز همبستگی با مردم اسرائیل خواهان یاری های بیشتر اسرائیلیان به مردم ایران شدند.
نخستین پرسش آن بود که با توجه به اظهارات مقامات ایرانی دائر بر این که در چند فرودگاه اروپائی و عربی از تحویل سوخت به هواپیماهای مسافری ایرانی خودداری شده، آیا می توان از روند تحریم ها ابراز خشنودی کرد و این امید را داشت که بالاخره جمهوری اسلامی را از ادامه تلاش برای دستیابی به بمب هسته ای باز دارد؟ (گرچه، سران جمهوری اسلامی ایران امروز |سه شنبه| گفته های دیروز خود را نادرست خواندند و ادعا کردند که مشکل تحویل بنزین وجود نداشته است).

تسخی هنگبی در پاسخ گفت: به باور من، انتظار ملت اسرائیل و اصولا کل مردم جهان آن است که تحریم ها در ابعاد و به شیوه ای باشد که بالاخره جمهوری اسلامی ایران را از ادامه برنامه ها برای تولید بمب هسته ای باز دارد. تنها در این صورت است که می توان از روند کنونی ابراز خرسندی کرد. شوربختانه تحریم ها تا کنون این انتظار را برآورده نکرده است، ولی اگر این بار تحریم هائی که اخیرا از جانب کنگره ایالات متحده برقرار گردید و پرزیدنت اوباما آن را توشیح کرد، همراه با تحریم های اتحادیه اروپا و قطعنامه چهارم شورای امنیت بتوانند ایران را از راه خود باز دارند، می توان از این روند ابراز خشنودی کرد.
رئیس کمیسیون امنیت و امور خارجی کنست (پارلمان اسرائیل) که با بسیاری از ظرافت های روابط بین المللی و امور امنیتی اسرائیل آشنائی دارد، در ادامه سخنانش گفت: تردیدی نیست که باید تحریم های جدی تری علیه حکومت ایران برقرار گردد. تحریم هائی که فلج کننده باشد و امور روزمره حکومت ایران را مختل کند – که یک نمونه آن می تواند همین مساله خودداری از رساندن سوخت به هواپیماها باشد. در هر صورت، اگر تحریم ها به صورت فلج کننده و موثر برقرار و اجرا گردد، می تواند دنیا را به هدف نزدیک کند.

در این جا از هنگبی پرسیده شد: از دیدگاه شما چه نوع تحریم های دیگری باید برقرار شود که جامعه جهانی را به نتیجه (توقف برنامه ساخت بمب هسته ای در ایران) برساند؟
او در پاسخ گفت: منظورم تحریم های فلج کننده است. موارد دیگر می تواند مثلا تحریم دعوت از دانشمندان ایرانی برای شرکت در کنفرانس ها و همایش های بین المللی باشد. تحریم تیم های ورزشی ایرانی برای شرکت در مسابقات جهانی و بازی های اولمپیک. می توان پرواز هواپیماهای ایرانی به کشورهای خارجی را ممنوع کرد و مثلا اجازه نداد که کشتی های باری ایرانی در بنادر جهان پهلو بگیرند و به بارگیری و یا تخلیه بار بپردازند. این گونه تحریم ها باید کوبنده، قاطع، و به ویژه سریع برقرار گردد، زیرا اگر کند و طولانی باشد، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

از رئیس کمیسیون امنیت و امور خارجی پارلمان اسرائیل پرسیده شد که اگر همه این تلاش های دیپلماتیک و تحریم ها کارآ نباشد، آیا وی با عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی موافق است؟

هنگبی گفت: به باور من، واژه ای که پرزیدنت اوباما به کار برد می تواند بازگو کننده راه مناسب باشد. او گفت: هیچ یک از گزینه ها را نباید کنار گذاشت. این سیاست درستی است، زیرا اگر گزینه نظامی برداشته شود، همانند آن است که به حکومت ایران پیغام رسانده شود که "نگران نباشید، شکیبائی پیشه کنید، مذاکرات را همچنان کش بدهید، بالاخره ما به خواسته های شما تسلیم خواهیم شد". نتیجه ای که می خواهم بگیرم آن است که اگر می خواهیم گام ها نتیجه بخش باشد و ایران را از ادامه برنامه های اتمی بازدارد، باید همه گزینه ها و از جمله گزینه نظامی همچنان روی میز باشد.

منشه امیر پرسید: ولی اگر همه گزینه ها بی ثمر ماند و راهی جز عملیات نظامی باقی نماند، کدام کشور باید آن را عملی سازد؟ ایالات متحده؟ اسرائیل؟

هنگبی در پاسخ گفت: مسلم و منطقی آن است که همان کشورهائی که برای جلوگیری از اتمی شدن ایران این تصمیمات را گرفتند و این اقدامات را انجام دادند، اعلام دارند که همه شیوه های به کار گرفته شده و تحریم ها بی نتیجه مانده، و اکنون باید گزینه دیگری را پیش رو قرار داد.

به رئیس کمیسیون امنیت و امور خارجی کنست (پارلمان اسرائیل) گفته شد: شاید شما در مقامی که دارید نخواهید به این پرسش پاسخ گوئید، ولی در هر حال ما می خواهیم بپرسیم که آیا اسرائیل خود را برای حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران آماده می سازد؟

هنگبی در پاسخ گفت: اسرائیل همیشه باید خود را برای رویاروئی با هر وضعیت فرضی آماده سازد و بداند که با رقیب یا دشمن خود چگونه رفتار کند – و مسلم است در مورد چالشی نیز که جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل قرار داده همین اصل برقرار است. ولی این به مفهوم آن نیست که اسرائیل باید علیه برنامه های اتمی ایران پیشگام شود و حمله را انجام دهد. به باور من، معضل اتمی ایران یک مساله جهانی است و تنها به اسرائیل مربوط نمی شود.
هنگبی در دنباله توضیحات خود افزود: در آن دورانی که اسرائیل (در رویاروئی با تلاش اتمی همسایگان ناباب) تنها بود، ناچار شد خود با آن ها دست و پنجه نرم کند. اسرائیل کوره اتمی عراق را ویران کرد و به استناد منابع خبری خارجی، هواپیماهای اسرائیلی بودند که تاسیسات در حال احداث اتمی سوریه را منهدم کردند. ولی البته مساله اتمی ایران مورد جداگانه ای است و با آن دو نمونه فرق می کند – زیرا این بار نه تنها اسرائیل از برنامه های اتمی ایران نگران است، بلکه این نگرانی از جانب همه کشورهای بزرگ مانند روسیه و چین و ایالات متحده و کشورهای اروپائی و ممالک عربی نیز بیان می شود. با توجه به این موضوع، من فکر نمی کنم وضعی پیش آید که اسرائیل ناچار گردد خود به تنهائی به میدان بیاید.

منشه امیر به این مقام اسرائیلی گفت: در میان جنجال جهانی که بر سر معضل اتمی ایران به راه افتاده، مساله پایمال سازی حقوق انسانی در ایران و سرکوبگری های رژیم علیه مردمانی که حقوق آزادی خواهانه خویش را طلب می کنند به دست فراموشی سپرده شده است. چرا اسرائیل در این باره سکوت می کند؟ چرا فقط مسائل اتمی ایران مطرح می گردد؟ پس موضوع حقوق بشر کجاست؟

تسخی هنگبی در پاسخ گفت: من بر این گمان نیستم که اسرائیل نسبت به پایمال سازی حقوق انسانی در ایران راه سکوت در پیش گرفته است. همه مردم اسرائیل با مردم خوب ایران در تلاش آن ها برای رسیدن به حقوق خویش و رهائی از سرکوبگری های رژیم ابراز همبستگی می کنند. میلیون نفر اسرائیلی با دیدن ویدئوکلیپ جان باختن ندا، همانند ایرانیان گریستند و با به خیابان آمدن میلیون های نفر ایرانی که آرمان های آزادیخواهانه خویش را فریاد کردند، میلیون ها نفر اسرائیلی احساس غرور کردند.

به این مقام اسرائیلی گفته شد که شنوندگان در برنامه "صدای شما در صدای اسرائیل" گفته اند که خود اسرائیلی ها نیز اذعان دارند که در دوهزار و پانصد سال پیش، کورش بزرگ هنگامی که امپراطوری بابل را شکست داد، نه تنها یهودیان را از اسارت آزاد کرد و اجازه داد آنان به سرزمین پدری خود باز گردند، بلکه کورش کبیر به یهودیان یاری مالی رساند که بتوانند بیت المقدس (نیایشگاه یهودیان) را که نماد راستین استقلال و سیادت و حاکمیت ملی آنان است، دوباره بنا کنند – و امروز ایرانیان می پرسند که چرا اسرائیل این دین تاریخی خود را به ملت ایران ادا نمی کند و به یاری آنان برای رهائی از وضع موجود نمی شتابد؟

رئیس کمیسیون امنیت و امور خارجی کنست در پاسخ گفت: من هم می پذیرم که ملت اسرائیل به ملت ایران دین تاریخی دارد. این واقعیت در کتب درسی اسرائیل نیز آمده است و دانش آموزان اسرائیلی نیز از این حقیقت باستانی آگاه می شوند. در گذشته مناسبات بسیار طبیعی دوستی و همکاری بین دو ملت اسرائیل و ایران برقرار بود. وضع غیرطبیعی آن چیزی است که امروز جریان دارد. امیدواریم که این حالت غیرطبیعی از میان برود و روابط به صورت طبیعی و منطقی خود باز گردد.
او گفت: من بر این باورم که شمار بسیار زیادی از ایرانیان خواهان بازگشت دوران طلائی همکاری بین دو کشور هستند. من به علت مقامی که دارم به کشورهای دنیا زیاد سفر می کنم و در کنفرانس های بین المجالس و دیگر همایش های بین المللی حضور می یابم و با برخی ایرانیانی برخورد می کنم که ناچار به ترک وطن خویش گردیده و راه غربت در پیش گرفته اند و همه آنان خواهان فرارسیدن روزی هستند که مناسبات همکاری بین اسرائیل و ایران به همان حال طبیعی خود بازگردد

صالحي:تست گرم نيروگاه بوشهر پايان يافت /نيروگاه بوشهر شهريورماه راه‌اندازي مي‌شود

علي‌اكبر صالحي رييس سازمان انرژي اتمي كشورمان صبح امروز(چهارشنبه) براي بازديد از مراحل كار نيروگاه بوشهر به همراه محمود احمديان، رييس شركت توليد و توسعه‌ انرژي اتمي به بوشهر سفر كرد.
به گزارش خبرنگار انرژي هسته‌يي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، صالحي پيش از اين اعلام كرده بود امروز (چهارشنبه) خبرهاي خوبي درباره روند پيشرفت كار در نيروگاه بوشهر اعلام خواهد شد.
پايان تست گرم نيروگاه بوشهر
راه‌اندازي نيروگاه بوشهر در شهريورماه
ورود روند كار نيروگاه بوشهر به نقطه‌اي غيرقابل بازگشت
صالحي از پايان تست گرم نيروگاه بوشهر و آغاز مرحله‌ تست نهايي تجهيزات نيروگاه براي راه‌اندازي آن در شهريورماه خبر داد.
به گزارش خبرنگار اعزامي انرژي هسته‌يي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به بوشهر، دكتر علي‌اكبر صالحي، رييس سازمان انرژي اتمي كشورمان پيش از بازديد از نيروگاه بوشهر در جمع مديران و كاركنان ايراني و روسي نيروگاه بوشهر از پايان آخرين تست نيروگاه بوشهر پيش از راه‌اندازي نيروگاه خبر داد و گفت: اين موفقيت را به ملت عزيز و مسوولان نظام تبريك مي‌گوييم و در آستانه مبعث پيامبر (ص) اعلام مي‌كنيم كه نيروگاه بوشهر در شهريورماه راه‌اندازي خواهد شد.
صالحي با بيان اينكه روز فراموش نشدني را پشت سر مي‌گذاريم چرا كه اين روز نقطه عطفي در تاريخ پر فراز و نشيب راكتور بوشهر است، افزود: ما يكي از مهمترين مراحل را پشت سر مي‌گذاريم كه اين تست( تست گرم ) آخرين تست قبل از بهره‌برداري است.
وي با بيان اينكه به شما عزيزان دست‌مريزاد مي‌گويم، گفت: انتظار 37 ساله براي راه‌اندازي راكتور بوشهر به سر آمده است و از اين به بعد تست خاصي را در پيش نداريم و تنها مقدمات ورود به فاز A4 براي بازبيني تجهيزات و مدار اول نيروگاه را در پيش داريم.
رييس سازمان انرژي اتمي كشورمان گفت: احساس مي‌كنيم در روند كار نيروگاه به نقطه‌اي غيرقابل بازگشت رسيده‌ايم و از اين به بعد راه براي راه‌اندازي راكتور هموار است و اميدواريم همانطور كه دوستان روسي و همكاران ايراني به ما اعلام كرده‌اند در شهريور ماه جاري شاهد راه‌اندازي نيروگاه باشيم.
وي اظهار كرد: نيروگاه بوشهر نمادي از همكاري عميق و ريشه‌دار بين دولت ملت بزرگ و ريشه‌دار روسيه و ايران است. روسيه در دو برهه آثار فراموش نشدني از خود به يادگار گذاشته است. يكي در زمان راه‌اندازي ذوب‌آهن ايران بيش از 40 سال پيش كه نمادي براي ورود ايران به مرحله‌ي صنعتي شدن بود و دوم راه‌اندازي نيروگاه بوشهر كه نماد ورود ايران به عرصه‌ي تكنولوژي است. اميدواريم اين همكاري‌هاي فني و صنعتي ميان ايران و روسيه بيش از گذشته ادامه پيدا كند.
صالحي خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه بيش از 30 سال به اين نيروگاه رفت و آمد داشته‌ام و مسوول رسيدگي به آثار تخريبي حمله‌ي صدام به نيروگاه بوشهر بودم جا دارد متذكر شوم دلاورمردي‌ها و جانفشاني‌هاي شهدايمان باعث شد سرافراز در اين نقطه بايستيم و در عرصه‌ي فناوري هسته‌يي نگذاريم خون شهدايمان هدر رود.
اميدواريم در نيمه شهريور سوخت را به قلب رآكتور بوشهر وارد كنيم
مشكل محموله توقيف شده تجهيزات نيروگاه بوشهراز سوي آلمان، حل شده است
رييس سازمان انرژي اتمي اظهار كرد: منظور از راه‌اندازي نيروگاه بوشهر در شهريورماه آماده شدن براي سوخت‌گذاري اصلي در قلب رآكتور است و اميدواريم در نيمه شهريورماه سوخت را به قلب رآكتور وارد كنيم.
به گزارش خبرنگار اعزامي انرژي هسته‌يي ايسنا به بوشهر، دكتر علي‌اكبر صالحي در كنفرانس خبري در جمع خبرنگاران پس از بازديد بخش‌هايي از نيروگاه بوشهر گفت: امروز شاهد به اتمام رسيدن تست گرم هستيم. اين تست از اول ارديبهشت‌ماه تا امروز طول كشيده است. اين تست براي اطمينان از انتقال سوخت رآكتور و اطمينان از ايمن بودن سيستم‌هاي ايمني رآكتور است.
وي با بيان اينكه در تست گرم با حداقل مشكلات روبرو بوديم، تصريح كرد: به لطف خدا اين تست را امروز به پايان رسانديم و الان مقدمه ورود به فاز بعدي را پيش رو داريم كه تست و بازبيني سيستم‌هاي كلي نيروگاه است؛ از جمله عايق‌بندي‌هاي لوله‌ها و كل سيستم كه پروسه‌اي 60- 70 روزه است.
صالحي گفت:‌ اميدواريم در شهريورماه سال جاري آغاز بهره‌برداري نيروگاه را داشته باشيم.
وي با بيان اينكه شروع كار نيروگاههاي اتمي با نيروگاه‌هاي فسيلي متفاوت است، اظهار كرد: يعني در نيروگاه‌هاي اتمي به يكباره به توان اسمي نيروگاه (هزار مگاوات) نمي‌رسيم. 5 تا 6 ماه و گاهي تا 9 ماه به توان اسمي كامل رسيدن نيروگاه طول مي‌كشد. ما اميدواريم تا پايان شهريورماه سال جاري به 50 درصد توان اسمي خود برسد. براي رسيدن به صد در صد توان اسمي نيروگاه 5 تا 6 ماه نياز داريم؛ چرا كه بحث‌هاي ايمني سيستم‌ها مطرح است. اميدواريم وقتي قدرت توليد 50 درصد رسيد به شبكه برق متصل شويم.
وي همچنين از كارشناسان ايراني و روسي تشكر كرد و گفت: نزديك به سه هزار نيروي روسي در نيروگاه كار مي‌كنند اميدواريم اين همكاري‌ها ادامه يابد و در بهره‌برداري از نيروگاه بتوانيم با تشكيل كنسرسيوم مشترك همچنان از تجربه‌ روس‌ها استفاده كنيم.
رييس سازمان انرژي اتمي در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا، مبني بر اينكه گفته‌ايد پايان شهريورماه آغاز راه‌ اندازي است منظور از راه‌ اندازي چيست؟ اظهار داشت: با اتمام تست گرم ما از انتقال سوخت به رآكتور و ايمن‌ بودن دستگاه‌هاي ايمني و كاركرد نيروگاه مطمئن شديم و اين اهداف را با انجام اين تست محقق شده تلقي مي‌كنيم. ما با انجام بازبيني تجهيزات نيروگاه در يك دوره 70 روزه و البته از همكارا‌نمان خواسته‌ايم اين مدت زمان را كوتاه‌تر كنند كه از امروز رقم مي‌خورد به مرحله سوخت‌گذاري وارد مي‌شويم. پس از اتمام اين 70 روز (مرحله بازبيني تجهيزات نيروگاه) كه اواسط شهريورماه مي‌شود براي سوخت‌گذاري در قلب رآكتور آماده مي‌شويم كه ممكن است البته قبل از 15 شهريور انتقال سوخت اصلي از محل انبار كه خارج از ساختمان اصلي رآكتور است به استخرهاي جنب رآكتور منتقل شود و نيمه شهريور سوخت را از داخل ساختمان رآكتور در استخرها وارد قلب رآكتور مي‌كنند كه اين مرحله نيز تقريبا 20 روز طول مي‌كشد. آن وقت مي‌ توان گفت مرحله راه‌اندازي رآكتور عملا محقق مي‌شود و ما به نوعي كليد رآكتور را مي‌زنيم و قلب رآكتور را فعال مي‌كنيم و اين از نظر ما راه‌ اندازي نيروگاه بوشهر است. انشاءالله اگر اتفاق خاصي نيفتد انتظار داريم شهريورماه راه‌اندازي آغاز شود.
وي ادامه داد: از آن به بعد قدرت اسمي رآكتور را از صفر به هزار مگاوات بايد برسانيم اين مرحله به خاطر ذات رآكتور و يك سري تست‌هايي است كه بايد انجام شود. با بالا و پايين كردن قدرت رآكتور بايد ببينيم عملا رآكتور و كل نيروگاه قادر به كار مطابق طراحي‌هاي صورت گرفته با سوخت اصلي است يا خير. در اين مرحله (فعال‌سازي قلب رآكتور) يك تا چهل روز به طول مي‌ انجامد تا به 50 درصد قدرت اسمي رآكتور برسيم. بعد از آن قدرت را دوباره بالا و پايين مي‌كنند كه آن هم 5 تا 6 ماه طول مي‌كشد تا نيروگاه به ظرفيت هزار مگاوات برسد و از آن به بعد رآكتور در اين قدرت فعال مي‌ماند. رآكتورهاي هسته‌يي توليدكننده برق ثابت هستند و روي قدرت اسمي كامل خود باقي مي‌مانند.
صالحي با بيان اينكه از نظر ما رآكتور به طور مجازي به كار افتاده است در پاسخ به سوالي درباره احتمال بروز مشكلي پس از فعال‌سازي قلب رآكتور گفت: در آن صورت كه بعيد است صورت گيرد رآكتور را خاموش مي‌كنند و مشكل را رفع مي‌كنند و مجددا رآكتور راه‌ اندازي مي‌شود اما عملا چنين احتمالي بعيد است چرا كه تست‌هاي مورد نظر براي اطمينان از عدم بروز مشكل در كار رآكتور صورت مي‌گيرد.
وي در پاسخ به سوالي درباره نحوه بازرسي بازرسان آژانس از نيروگاه بوشهر گفت: طبق تعهدات ما با آژانس بازرسان در ارتباط با حسابرسي مواد هسته‌يي فعال هستند و كاري به تجهيزات موردنظر ندارند در حال حاضر چون اورانيوم در داخل سايت هسته‌يي بوشهر است و پلمپ شده آژانس هرچند وقت يكبار مي‌آيد و آن را چك مي‌كند كه سوخت سرجايش باشد. وقتي سوخت وارد قلب رآكتور شود بازرسان آژانس در روند ورود و خروج سوخت نظارت دارند در حال حاضر در زير محفظه كره فلزي دوربين‌هاي آژانس نصب شده است كه در داخل و خارج كردن سوخت نظارت دارند تا سوخت مسيرش را طبق مقررات و ترتيبات پادماني طي كند. در مرحله كنوني كاري به بازرسان آژانس نداريم . بازرسان فقط نگهبان سوخت توديع شده در سايت بوشهر هستند.
رييس سازمان انرژي اتمي در مورد توقيف محموله‌اي از تجهيزات نيروگاه بوشهر از سوي آلمان اظهار كرد: ‌مشكل اين محموله توقيف شده حل شده است و تجهيزات توقيف شده مربوط به تجهيزات الكترونيك بوده است
تحريم‌ها در فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران اثر ندارد
هاينونن همواره به دنبال بهانه‌تراشي براي ايجاد مشكل بود
صالحي در ادامه كنفرانس خبري خود در بوشهر در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه قرارداد ديگري با روس‌ها را توصيه مي‌كنيد؟ اظهار كرد: فعلا تمام توجه‌مان متوجه نيروگاه بوشهر است و اميدواريم اين رآكتور هزار مگاواتي كه بزرگترين نيروگاه در جهان اسلام است آغاز به كار كند. در حال حاضر پاكستان دو نيروگاه 300 مگاواتي دارد و راه‌اندازي نيروگاه بوشهر دستاورد عظيمي است هرچند زمان زيادي براي آن وقت صرف شده است.
به گزارش ايسنا، وي با بيان اين اعتقاد كه طول كشيدن راه‌اندازي نيروگاه بوشهر تقديري بوده است تا از اين تاخيرها كارشناسان ايراني آبديده شوند، افزود: يكي از مسائل مهم در ساخت نيروگاه، تربيت نيروي انساني است كه اين ذخيره انساني امروز براي ما بسيار ارزشمند است و اين اندوخته براي آينده ما حائز اهميت است.
صالحي در پاسخ به سوال ديگر درباره حريم ايمني نيروگاه بوشهر با بيان اينكه نيروگاه‌ها داراي دو حريم ايمني و امنيتي هستند و براساس كنوانسيون‌ها و پروتكل‌هاي بين‌المللي طبق قوانين خاصي بايد ساخته شوند گفت: به لحاظ امنيتي بايد از نيروگاه‌ها حفاظت خاصي صورت گيرد . اگر نيروگاهي دچار آسيب شود نتايج‌اش از مرزها عبور مي‌كند از اين رو مجموعه جامعه بين‌الملل نسبت به ايمن بودن نيروگاه‌ها حساس‌اند و بايد به لحاظ فيزيكي از آنها حفاظت شود كه بخشي از اين حفاظت ناظر بر مسائل امنيتي است و يك بخش هم به منطقه ايمني آن بر مي‌گردد كه اگر خدايي ناكرده به لحاظ فني اتفاقي رخ داد بتوان از عهده آن برآمد.
وي درباره روستاهاي اطراف نيروگاه بوشهر خاطرنشان كرد: منطقه‌اي كه براي نيروگاه در نظر گرفته شده است در شعاع 5 كيلومتري نسبت به مراكز مسكوني است . براي رفع مشكلات روستاهايي كه الان اطراف سايت بوشهر هستند قرار است وزارت كشور اقدامات لازم را انجام دهد.
رييس سازمان انرژي اتمي كشورمان در پاسخ به سوال ديگر ايسنا،‌ درباره افزايش تحريم‌هاي هسته‌يي و اقتصادي گفت: نمي‌ توان گفت تحريم‌ها اثري ندارد اما اتفاقا اگر هدف تحريم جلوگيري از فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران باشد با اقداماتي نظير آنچه كنگره آمريكا در خصوص بنزين صورت داده است بايد گفت اين تحريم‌ها در فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران اثر ندارد. ممكن است كار را با كندي مواجه كند اما فعاليت‌ها را متوقف نمي‌كند و اين امري قطعي است.
وي تاكيد كرد: سايت بوشهر جزو تحريم نيست و مسوولان روسي بارها بر اين مساله تاكيد كردند از اين رو قطعنامه‌ها ربطي به بوشهر ندارند. اما در بحث غني‌سازي در برخي از تجهيزات جانبي مثل تجهيزات اندازه‌گيري ممكن است مشكلاتي پيدا كنيم. اما همانطور كه خيلي از تجهيزات را خودمان توليد كرديم اگر در خصوص اين تجهيزات هم با مشكل روبرو شويم در اين خصوص هم وارد عمل مي‌شويم و اين تجهيزات را مي‌سازيم.
صالحي درباره استعفاي اولي هاينونن، معاون مديركل آژانس در امور پادمان‌ها و ارتباط آن با ممانعت ايران از ورود دو بازرس آژانس به ايران با بيان اينكه در اين ارتباط بيش از آنچه در رسانه‌ها خواندم نمي‌دانم اظهار كرد: رسانه‌ها تحليل‌هايي را در اين باره داشته‌اند درست يا غلط نمي‌ توانم درباره آنها اظهارنظر كنم.
وي در عين حال تصريح كرد: هاينونن مي‌توانست در كارنامه خود يك نمودي از كار منصفانه به عنوان بازرس را ثبت كند كه متاسفانه اين كار را نكرد و همواره به دنبال بهانه تراشي براي ايجاد مشكل بود و اين برداشت ما در تحليل‌هاي غربي‌ها نيز ديده مي‌شود. من آقاي هاينونن را قبل از اينكه به اين مسووليت درآيند مي‌شناختم و ما با هم در تماس بوديم اوايل به نظر نمي‌رسيد خارج از انصاف و حرفه‌اي بودن عمل كند اما وقتي مسووليت معاونت مدير كل آژانس در امور سازمان‌ها را گرفتند شايد تحت تاثير فشارهاي سياسي كه آژانس بي‌تاثير از اين فشارها نيست رفتارهايي را از خود نشان داد كه معتقدم الان با كارنامه افتخار‌آميزي آژانس را ترك نمي‌كندو اين سوال برانگيز است.
وي درباره مليت دو بازرسي كه از ورودشان به ايران جلوگيري شده است اظهار كرد: نمي‌توانم درباره مليت‌شان چيزي بگويم اما همين قدر كافي است كه اروپايي نبودند.
وي درباره تامين سوخت رآكتور تهران با بيان اينكه تامين سوخت رآكتور فرع بر تبادل سوخت شده است گفت: بحث تبادل سوخت به مساله سياسي تبديل شده است . تامين سوخت رآكتور تهران به خاطر رفتار غيرمنطقي و غيرعقلاني طرف مقابل بامشكلاتي مواجه شد و سبب شد ما به سمت توليد سوخت 20 درصد و تكميل ساخت صفحات سوخت برويم والان اعلام مي‌كنم كه مهندسان و متخصصان ما هم سوخت با غناي 20 درصد را توليد كردند به گونه‌اي كه آژانس آن را تاييد كرده است و هم دانش ساخت صفحات سوخت را در اختيار دارند.
وي گفت: اميدواريم در چند ماه آينده بتوانيد از سايت اصفهان بازديد كنيد و كارگاه توليد صفحات سوخت را ببينيد.
رييس سازمان انرژي اتمي تاكيد كرد: ما مشكلي از نظر تامين سوخت رآكتور تهران نداريم هرچند اولين تجربه ماست و اگر مساله خاصي پيش نيايد در شهريور ماه سال آينده (90) اولين مجتمع صفحه سوخت را تحويل رآكتور تهران مي‌دهيم.
وي ادامه داد: كاركرد راكتور تهران را طوري تنظيم كرده‌ ايم كه سوخت فعلي آن در شهريورماه سال آينده برسد و فعلا يك هفته در ميان از رآكتور استفاده مي‌كنيم و راديو دارو توليد مي‌كنيم و باقي نياز كشور در زمينه راديو دارو را به همراه وزارت بهداشت از خارج تامين مي‌كنيم به بيماران مي‌گوييم كه نگران تامين راديو دارو نباشند.
در مرحله تهيه پاسخ به گروه وين هستيم
سوخت مجازي راكتور اراك سال آينده تحويل داده مي‌شود
صالحي در خصوص پاسخ ايران به سوالات گروه وين اظهار كرد: در مرحله‌ي تهيه‌ي پاسخ هستيم و پاسخ‌ها‌ را زماني كه گروه وين براي مذاكره اعلام آمادگي كرد، مطرح مي‌كنيم.
به گزارش ايسنا، رييس سازمان انرژي اتمي در ادامه كنفرانس خبري‌اش در نيروگاه بوشهر درباره كنسرسيوم مشترك بهره‌برداري نيروگاه بوشهر ميان ايران و روسيه گفت: كارشناسان ما به خوبي در اين زمينه تقويت شده‌اند و در فعاليت‌هاي بهره‌برداري اشراف كامل دارند؛ اما به هر حال اين اولين تجربه ماست و علاقمنديم همكاري‌مان با روس‌ها ادامه پيدا كند. ما آماده‌ايم اگر روس‌ها آمادگي دارند يك كنسرسيوم مشترك براي استفاده از تجربيات‌مان داشته باشيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه رييس كميسيون امنيت ملي مجلس اعلام كرده است كه اگر سوخت راكتور تهران را به ايران بدهند به غني‌سازي با غناي 20 درصد ادامه نمي دهيم، اظهار كرد: از تقاضاي ما براي تامين سوخت راكتور تهران بيش از يك سال مي‌گذرد. تقاضاي ما به اين معني بود كه ما قصد ورود به غني‌سازي در مقياس 20 درصد را نداشتيم و مي‌خواستيم آژانس مثل گذشته سوخت مورد نظر راكتور تهران را تامين كند؛ اما شاهد بوديد كه چه تحولاتي اتفاق افتاد. اين تحولات باعث شد ما به توليد سوخت با غناي 20 درصد وارد شويم چرا كه داشتيم زمان را از دست مي‌داديم و آنها با اين تصور كه ايران قادر نيست سوخت با غناي 20 درصد توليد كند و يا مجتمع صفحه‌ سوخت بسازد،‌ گفتند كه ايران تسليم مي‌شود؛ اما ما كار را شروع كرديم و دنيا شاهد بود كه ما هم سوخت با غناي 20 درصد و هم صفحه‌ي سوخت مجازي را ساختيم، الان به جاي مس از عناصري استفاده مي‌كنيم كه خواص فيزيكي‌اش به اورانيوم نزديك‌تر است.
وي گفت: اميدواريم در بهار سال آينده اولين مجتمع صفحه‌ي سوخت را براي آزمايش‌هاي تشعشاتي كه ببينيم اين صفحه چقدر انسجام خود را حفظ مي‌كند، توليد كنيم.
وي خاطرنشان كرد: ما به اندازه‌اي سوخت با غناي 20 درصد توليد مي‌كنيم كه به آن نياز داشته باشيم. ما نمي‌خواهيم تمام ذخاير خود را به سوخت با غناي 20 درصد تبديل كنيم، در عين حال كه حق ماست براي مقاصد صلح‌آميز به هر ميزان كه مي‌خواهيم غني‌سازي كنيم و حق توليد سوخت با غناي 20 درصدمان را هم براي خود محفوظ مي‌داريم. ما علاقه‌مند نيستيم بيش از نيازمان سوخت با غناي 20 درصد توليد كنيم.
رييس سازمان انرژي اتمي درباره راكتور تحقيقاتي اراك گفت: همكاران‌مان در تاسيسات هسته‌يي اصفهان مشغول به ساخت سوخت مجازي براي راكتور آب سنگين اراك هستند و حدود 20 درصد كار جلو رفته است و احتمالا سال آينده سوخت مجازي را تحويل مي‌دهند.
صالحي در پاسخ به اين سوال كه ظاهرا براي اكتشاف و استخراج بودجه‌ بيشتري را درخواست داده‌ايد، گفت: رييس‌جمهور به معاونت نظارت راهبردي و برنامه‌ريزي دستور دادند كه بودجه‌ي مورد نياز براي اكتشاف و استخراج اورانيوم را تامين كنند. ما امسال فعاليت‌هايمان را در اين بخش چند برابر كرديم و الان اولويت سازمان انرژي اتمي در اين زمينه است. ما سعي داريم با تزريق نيروي انساني و استفاده از تجارب‌مان و حمايت‌هاي هر چه بيشتر دولت و عنايت رييس‌جمهور، زمان دسترسي به اين هدف را هر چه بيشتر كوتاه كنيم تا هفت الي هشت سال آينده بتوانيم كل معادن كشور را مورد بررسي و اكتشاف قرار دهيم و ارزيابي كاملي از معادن اثبات شده داشته باشيم و شروع به استخراج معادن ثبت شده كنيم.
وي ادامه داد: به كار معدن ساغند سرعت بخشيده‌ايم و به نظر مي‌آيد معدن ناريگان، معدني رو باز باشد. همچنين در اطراف معدن رو باز بندرعباس نشانه‌هاي خوبي از اورانيوم پيدا كرديم و تيم‌هاي اكتشاف در آنجا را بيشتر كرديم كه به احتمال بسيار قوي بندرعباس و اطراف آن معادن رو باز بيشتري داشته باشد.
وي در پاسخ به اين سوال كه تمركز بر روي اكتشاف و استخراج به معناي كاهش توجه به فعاليت‌هاي غني‌سازي در نطنز است، اظهار كرد: نطنز روال طبيعي خود را طي مي‌كند. ما به دنبال تثبيت فعاليت‌هاي هسته‌يي كشوريم. فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران 45 سال سابقه دارد، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب ما فعاليت‌هاي هسته‌يي مهمي داشتيم بنابراين فعاليت نطنز ادامه پيدا مي‌كند اما سعي داريم در فعاليت‌هايمان مقداري فني‌تر كار را پيش ببريم و ديگر عجله‌اي در كار نداريم. يك زماني در ساخت سانتريفيوژها سرعت داشتيم؛ اما مراحل علمي را عميق پيش نمي‌برديم الان سعي مي‌كنيم به همه‌ي اين‌ها يك نظام مهندسي و صنعتي ببخشيم. ما از مرزهاي لازم در دانش و تكنولوژي هسته‌يي عبور كرده‌ايم و الان تلاش داريم كارها مهندسي و حساب شده و با حداقل ضايعات و حداكثر كارايي پيش رود. اميدواريم در سه تا چهار سال آينده سازمان انرژي اتمي سيستماتيك و بر اساس اصول مهندسي باشد.
صالحي درباره بازگرداندن سوخت استفاده شده در راكتور بوشهر به روسيه، اظهار كرد: بعد از آنكه سوخت براي حمل آماده شد به روسيه برگردانده مي‌شود اينكه چرا چنين درخواستي از طرف روس‌ها براي بازگرداندن سوخت مصرف شده راكتور صورت گرفته است به اين دليل بوده كه آنها فكر مي‌كردند ما مقاصد غيرصلح‌آميز داريم و مي‌خواهيم از پلوتونيوم در داخل سوخت مصرف شده استفاده كنيم؛ اما براي ما اين مسئله نه صرفه اقتصادي دارد و نه قصدش را داريم.
وي خاطر نشان كرد: تفاهمي ميان ايران و روسيه براي بازگرداندن سوخت مصرف شده به مسكو وجود دارد؛ اما هيچ پولي هم به اين منظور پرداخت نشده است.
وي در خصوص هزينه‌ي نهايي نيروگاه بوشهر در 30 سال گذشته گفت: بعد از انقلاب حدود 5/1 ميليارد دلار براي نيروگاه هزينه شده است.
وي در خصوص كاهش تعداد نيروهاي روسي گفت: الان چون تست‌هاي نيروگاه انجام شده است ديگر به كارشناسان روسي نيازي نداريم و طبيعتا از تعداد آن‌ها كاسته مي‌شود.
وي در خصوص پاسخ ايران به سوالات گروه وين اظهار كرد: رييس‌جمهور اعلام آمادگي كردند كه به ميثاق‌هاي بين‌المللي كه امضا كرده‌ايم پايبنديم،‌ بنابراين بيانيه‌ي تهران مبناي مذاكرات ما با گروه وين است. رييس‌جمهور شرايطي براي مذاكره با 1+5 گذاشتند كه دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي روز گذشته صريحا در نامه‌اي به خانم اشتون اين شرايط را اعلام كردند. همچنين ترك‌ها و برزيلي‌ها پاسخ 9 سوال سه كشور آمريكا، فرانسه و روسيه در خصوص بيانيه تهران را دادند، پاسخ آنها منطقي بوده است و ما هم به سهم خود در مرحله‌ي تهيه‌ي پاسخ هستيم و در زمان مقررش كه شرايط به گونه‌اي باشد كه گروه وين آمادگي‌اش را براي مذاكره اعلام كند، پاسخ‌هايمان را مطرح مي‌كنيم

معاون وزیر امور خارجه : حضور 5 میلیون ایرانی در خارج از کشور

معاون کنسولی و امور ایرانیان وزیر امور خارجه با بیان اینکه با پیگیریهای انجام شده در سال گذشته حداقل 546 ایرانی از زندانهای کشورهای مختلف آزاد شده اند گفت: 20 ایرانی اخیرا از زندانهای ترکمنستان آزاد شدند.
حسن قشقاوی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص اقدامات معاونت کنسولی ، امور ایرانیان و پارلمانی وزارت امور خارجه برای پیگیری وضعیت ایرانیان زندانی در خارج از کشور اظهار داشت: دو اداره کل امور ایرانیان و کنسولی شامل 6اداره سجلات، تابعیت، روادید، اجتماعی، ایرانیان و دانشجویی است که دو اداره ایرانیان و اجتماعی مسئول اصلی رسیدگی به مشکلات ایرانیان مقیم خارج و ایرانیان زندانی به شمار می روند.
 64 ایرانی در زندانهای  امریکا
سخنگوی سابق وزیر امور خارجه در پاسخ به سئوالی درباره تعداد ایرانیان زندانی در ایالات متحده امریکا گفت:64 ایرانی در زندان ها امریکا گرفتار هستند البته همه این افراد به دلایل سیاسی زندانی نشده اند برخی از آنان تابعیت امریکایی یا تابعیت دوگانه دارند .
قشقاوی ادامه داد: ما بر اساس وظیفه ذاتی خود برای آزادی تمام ایرانیان زندانی در آمریکا به خصوص کسانی که به دلایل سیاسی در این کشور زندانی هستند یا از دیگر کشورها به امریکا مسترد شده اند اقدام می کنیم.
 آمار ایرانیان مقیم خارج
معاون وزیر خارجه در پایان در پاسخ به سئوالی درباره آمار دقیق ایرانیان مقیم خارج با اشاره به اینکه آمار دقیقی وجود ندارد گفت: آماری که ما داریم ناشی از وجود پرونده ها و مراجعات کنسولی هموطنان است و بر این اساس حدود 4 میلیون نفر ایرانی در خارج هستند اما از نظر خود من شخصا فکر می کنم 5میلیون ایرانی در خارج از کشور داریم

قطعنامه شورای امنیت از نگاه موسوی

کلمه: میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در یادداشتی به طرح نظرات خود پیرامون قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت علیه کشورمان و نیز تدابیری که می توان برای مواجهه با پیامدهای پیش روی ایران لحاظ کرد پرداخت. به گزارش کلمه متن یادداشت میر حسین موسوی به شرح زیر است:

سرانجام و متاسفانه قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر وعقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود. تاکید بر این واقعیت نمک پاشیدن روی زخم نیست؛ بلکه از آن روست که تجاهل در این زمینه پیامدهای آن را وخیم تر خواهد ساخت. اینکه بگوئیم این قطعنامه چون یک دستمال استفاده شده است مصائب ناشی از سیاستهای پر هیاهو وعوامفریبانه راتخفیف نخواهد داد. البته در این میان، فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تاثیری نخواهد داشت. مگر تردید داریم که مسئولان این کشورها همواره منافع خود را در چهارچوب منافع ملی کشورشان تعریف می کنند و نه متاسفانه مانند برخی از سیاستمداران ما که منافع خود وجناح خود رابه جای منافع ملی جا می زنند. من امیدوارم که ملت ما به پاسخی که وزیرامورخارجه روسیه به یکی از سخنرانی های عوامانه داد دقت کرده باشند. این جوابیه یک واقعیت بدیهی در روابط بین الملل را تکرار می کند و اینکه برای روسیه ( وشما کشورهای دیگر چون آمریکا، چین، ترکیه و برزیل و… را اضافه کنید) مهمترین مساله حفظ منافع ملی روسیه است، اگرچه درک این نکته ساده برای کسانی که اسیر منافع کوتاه مدت خویشند مشکل باشد. برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشترمعیشتی واجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم اندازبیست ساله خواهد کوبید. کدام عقل سلیم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟

سرنوشت کشورهای دیگر در منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه ومیان تهی دولتیانشان افتادند وسرنوشت شوم و ترحم برانگیزی پیدا کردند باید جلوی چشم همه ما باشد.

آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن به راه حلهائی است که بتواند احتمالات خطر رابرای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند و در عین حال پاسدار آزادی و حقوق شهروندان باشد که حفظ امنیت ملی بدون پشتوانه شهروندانی آزاد و آگاه ممکن نیست. شبکه های سبز مشفقانه به راه حلهائی که می تواند به دفع این شر عارض گشته کمک کند بپردازند. قبل از اشاره به تعدادی از این راه حل ها تاکید بر محکومیت این قطعنامه ظالمانه ضروری است. ما در شرایطی محکوم می شویم که به سادگی ازجنایات در سرزمینهای اشغال شده فلسطین وبمبهای هسته ای آن غمض عین می شود وحق استفاده صلح آمیز از تکنولوژی هسته ای ازما دریغ می گردد. بی تردید این یک قطعنامه بر ضد ملت ماست. گرچه در کنار آن ما نمی توانیم ازتاثیر سیاستهای ماجراجویانه و مغشوش چشم بپوشیم…

۱- اولین وضروری ترین راه حل و حتی فوری ترین آن اطلاع رسانی صادقانه به ملت است. این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آنها بدانند این تحریمها چه اثری بر سفره آنها و روی نرخ بیکاری و تورم وتولید وپیشرفت کشورو امنیت می گذارد. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند. اگر قرار است مردم در مقابل بحرانی که ناخواسته در حال ورود به آن هستند مقاومت کنند ضرورت دارد که اعتماد آنها جلب شود و اعتماد جز ازطریق راستگوئی حکومت و شفافیت اطلاعات بدست نمی آید.

۲- ازمواردی که لازم است مردم حتما بدانند خطرات امنیتی قابل پیش بینی ناشی از قطعنامه جدید است. بسیاری از ملت ما نمی دانند مسیری که با ندانم کاری و گزافه گوئی های بی مورد درآن افتاده ایم تاچه حد خطرناک است. اینکه کسانی بخواهند با بذله گوئی و رجزخوانی خیال خود ومردم را راحت کنند خیانت به مردم است. اگر می خواهیم آمادگی مردم را به عنوان مهمترین عامل بازدارندگی در مقابل خطرات احتمالی قراردهیم باید در حد ممکن پیامدهای احتمالی امنیتی شرایط موجود را به اطلاع آنها برسانیم. اگر این اقدام برای مسوولان کشور دشوار است حداقل رسانه های غیر دولتی آزاد گذاشته شوند که بدون اغراق و دلسوزانه اطلاعات و تحلیل های لازم را به مردم انتقال بدهند.

۳-شرایط تازه ایجاب می کند که دایره مشاوران پرونده حساس هسته ای گسترده تر شود. تا آنجا که نویسنده اطلاع دارد بر خلاف دوران جناب اقای خاتمی عده کمتر وکم تجربه تری درگیر این پرونده حساس هستند. و به طور قطع یکی از دلایل ورود به این مرحله ناخوشایند و بحرانی تنگ بودن دایره مشاوران زبده است. در کشورهای موفق دولتها علیرغم برخورداری ازمشروعیت ناشی از رعایت میثاقهای ملی سعی می کنند در چنین مواردی ازعقلانیت جمعی و حتی اجماع نسبی استفاده کنند. چه اشکالی دارد همچون پرونده گروگانهای امریکائی، تصمیم گیری در مورد اصول حاکم بر سیاست هسته ای کشور به تصویب مجلس برسد، نه آنکه مجلس درآخر کار با مصوبات فرمایشی خرابکاری های تصمیم گیران را توجیه نماید. چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هائی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟ مگر قرار نبود مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند؟ چرا فکر کنیم که مردم باید با هرچه ما تصمیم گرفتیم موافق باشند؟ آیا اصل مربوط به رفراندوم جنبه زینتی دارد که هر زمان برای حل مسائل مهم کشوربه آن اشاره می شود طوفانی از اتهام و توهین راه می افتد؟ آیا جای آن نیست که در موارد حساس نظر ملت را از این طریق پشت سر تصمیمات مهم قرار دهیم؟

۴- در شرایط کنونی شکاف بین ملت و دولت، خطر بیگانگان و بد خواهان از همیشه بیشتر است. نتایج ناشی از تقلب انتخاباتی و سرکوبهای بعد از انتخابات ومصائب ناشی از سوء مدیریتها و فساد و دروغ و آشفتگی سیاستهای اقتصادی و فرهنگی منجر به بحران اعتماد به حکومت و فاصله گرفتن مردم از دست اندرکاران شده است. امروز ضرورت پرداختن به راه حلهای شبیه آنچه در بیانیه شماره ۱۷ آمده است بیش از همیشه خود را نشان می دهد. یک دولت نامشروع و سرکوبگر ودر حال جنگ با ملت خود نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید. در چنین حالتی یا باید به بیگانگان باج دهد و یا کشور را در آستانه خطرات مهلک افکند. در این وضعیت ایجاد دورنمای اطمینان بخش برای انتخابات آزاد و رقابتی و غیر گزینشی و آزادی مطبوعات و رسانه ها و آزادی زندانیان سیاسی ورسیدگی جدی به خانواده های شهدا وآسیب دیدگان یک امر حیاتی است. اگر سرمایه ما در هماوردی با شرایط خطیر کنونی، ملت است باید به ملت وآراء و نظرات آن احترام گذاشت و درهر تصمیمی اکنون قبل ازهمه به تاثیرات آن بر زندگی کارمندان و کارگران و معلمان و اقشار حقوق بگیر و مستضعف اندیشید. این عادلانه نیست که اقشار تهیدست و جوانان جویای کار چوب تصمیمات مستبدانه و ماجراجویانه دولت را بخورند. ودرعین حال همه شاهد باشند یک عده عربده کش چماقدار که به جان ومال وآبروی مردم در روز روشن افتاده اند به عنوان طرفداری از دولت در روز روشن از به توپ بستن مجلس سخن بگویند. آیا این است شیوه ی اداره جهان؟

۵- با کینه ها و دشمن تراشی ها وتصفیه های جناحی، نظام بیش ازهمیشه دستانش از نیروهای کارآمد خالی است. تاملی اندک به ماجراهای سال گذشته نیویورک و کنفرانس ژنو می تواند ضعف مفرط دولتیان را نشان دهد. کشور امروز برای عبور ازاین بحران خطرناک نیازمند استفاده از همه ظرفیتهای مدیریتی خویش است. خطرآنچنان مهم است که به خاطرآن استفاده ازتجربیات ومنزلت شخصیت هائی چون جنابان هاشمی و خاتمی و روحانی و آقازاده و لاریجانی و… ضرورت داشته باشد. آیا تامل بر انگیز نیست که از مسافرت رئیس جمهور سابق کشور(با احترامی که در سطح بین الملل دارد) برای استفاده از تریبونی که می توانست در آن از حقوق ملت درزمینه هسته ای دفاع نماید جلوگیری شود؟ کیست که نداند اغلب مدیران برجسته و نیروهای زبده برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی ازمدار تصمیم گیری ها و سیاستگزاری ها به کناری گذاشته شده ا ند؟ آیا این واقعیت آشکار، دلهره آور و شک برانگیز نیست؟

۶- سپاه امروز در گیر مسائل سوال برانگیزی است. از سویی اسلحه سپاه وبسیج به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته است ودر سرکوب و دستگیری ها و بازجوئی ها ی نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول دارند و از سوی دیگر سپاه در حجم غیر قابل باوری درگیر مسائل اقتصادی است. به یقین بازگرداندن سپاه به سوی مسوولیت های اصلی خود می تواند هم نقش افتخار آمیزی که این نهاد در دفاع مقدس داشت احیا کند وخطرات ناشی از طمع بدخواهان را کاهش دهد و هم در سلامت اقتصادی جامعه وکاهش امواج روز افزون فساد و دلگرمی بخش خصوصی موثر واقع شود. سپاهی که مشغله فکریش بالا و پائین رفتن قیمت دلار و دخالت در امور بانکداری و بازارسهام وپیمانکاری و صادرات و واردات است نمی تواند برای تامین امنیت کشورو انقلاب مورد اعتماد باشد. ومتاسفانه در این معرکه ما شاهد زوال اعتبار قدیمی و پشتیبانی مردمی سپاه خوهیم بود. قابل پیش بینی است که با ادامه این روند سپاه به جای دفاع از ملت و کشور به دفاع از شرکتها و سهام وموسسات پولی و مالی خود و سرانجام به جای دفاع از کشور وانقلاب به دفاع از از سازمان و تشکیلات خود بغلطد ویا به تمامی در اختیار یک قدرت مستبد و ضد مردمی قرار گیرد. اگر محبت و اعتماد مردم به نیروهای مسلح بزرگترین سرمایه آنها باشد امروز با عملکرد سپاه در حوزه امنیت داخلی و اقتصاد این سرمایه اجتماعی بی بدیل در حال ذوب شدن است.

ما همه می دانیم که سپاهیان سلحشور و یاران باکری ها و همت ها از این روال بیزارند. از یاد نبریم نفرت مردم از نهادهای اقتصادی و امنیتی رژیم شاهنشاهی تا چه حد در ظهور و بروز خشم مردم موثر بود. با شرایط تحمیلی ناشی ازقطعنامه و تحریم ها بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند. درحاشیه صریحا بگویم که حمله با پرچم بسیج به جناب اقای کروبی و خاتمی و ماجرائی که در ۱۴ خرداد شاهد آن بودیم و اخیرا حمله و توهین به مجلس منافع ومقاصد طراحان قطعنامه را راحت تر می کند.

۷- نکته اخرآنکه همه توجه داشته باشیم که قصد از تحریم ها صرف به زانو درآوردن دولت نیست. تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنوشت تلخ عراق وافغانستان در زمان معاصر پیشاروی ماست وهشیاری مضاعف آنکه چه بسا بخشی از دولتیان شانس بقای خود را درادامه این بحران وتشدید مخاصمات وحتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی ببینند. بر جنبش سبز است که بین پایداری بر اصول و هویت خود و مقابله با این خطر روشن وفاقی ایجاد نماید. ما باید عنصر مقاومت در مقابل تهدید و تعرض خارجی را به عنوان یک ضرورت در کنار سایر مطالبات خود بنشانیم و نشان دهیم که راه خروج از این بحران و خطر در برگشت به اصول و راه حلهائی است که جنبش سبز در یک سال عمر سر افراز خود همواره منادی آن بوده است. جنبش سبز باید از تمام توان بین المللی خود استفاده کند تا به قدرتهای خارجی نشان دهد به آنها اجازه نمی دهد از ضعف وعدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور آسیب رسانند.

جنبش سبز همچنین از طریق آگاه سازی همه جانبه اقشار اجتماعی و نخبگان به سرکوبگران اجازه نخواهد داد با ایجاد وضعیت اضطراری در کشور و استقبال از درگیری های نظامی از پاسخگویی و مسوولیت پذیری فرار کند و به تشدید سرکوب و ارعاب مخالفان بپردازد و یا در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد

کارشناس آلمانی: افزایش خطر جنگ در خاورمیانه

فولکر پرتس، مدیر "بنیاد دانش و سیاست" در برلین، معروف به "اتاق فکر" دولت آلمان، مقاله «حال و هوایی چون وضعیت پیش از جنگ» را درباره اوضاع خاورمیانه منتشر کرده است. او در این مقاله به عوامل جنگ‌زای منطقه پرداخته است.

فولکر پرتس، کارشناس آلمانی، در مقاله خود می‌نویسد که خطر جنگ در خاورمیانه و خاور نزدیک در هفته‌های اخیر به شدت افزایش یافته است. او چهار عامل را برمی‌شمرد که به نظر او هر یک موجب بی‌ثباتی در منطقه شده و به مرور تشدید یافته‌اند.

ناامیدی و بی‌اعتمادی

عامل نخست از نظر مدیر "بنیاد دانش و سیاست" «نومیدی و بدگمانی» است. وی در این مورد می‌نویسد: «بیشتر فلسطینیان واسراییلی‌ها همچنان به ایده بنای دو حکومت به عنوان راه حال می‌نگرند. اما به همین ترتیب اکثریت آنان امید خود را از دست داده‌اند که بتوان این ایده را متحقق ساخت و اینکه توافق بر سر ایجاد حکومتی فلسطینی در غزه و کرانه غربی رود اردن واقعا در عمل هم خود را نشان دهد. در سوریه نیز انتظاری وجود نداشت که مذاکرات صلح با اسراییل به هدف برسد. [...] در خاورمیانه بسیاری معتقدند اگر روند صلح راکد بماند، جنگی کوچک حتی می‌تواند مفید باشد.»

سیاست‌های نادرست

این کارشناس آلمانی به عنوان عامل دوم بی‌ثباتی در منطقه از «سیاست‌های نادرست حکومتهای منطقه» نام می‌برد و می‌نویسد: «نقش‌آفرینان مهمی چون دولتهای اسراییل و ایران با سیاستی که اعمال می‌کنند بر لبه پرتگاه گام می‌زنند. آنان یا به دور از واقعیت به سرمی‌برند و حسی برای محیط اطرافشان ندارند یا با رفتار تحریک‌کننده خود در تلاش کسب جایگاهی مهمتر برای خود هستند. مدتهاست در مورد دولت نتانیاهو گفته می‌شود که دچار کوری استراتژیک است، چون این دولت چنان به سیاست کوته‌بینانه خود در مورد مناطق اشغالی و شهرکها چسبیده است که علائق درازمدت اسراییل را در ارتباط با برقراری تعادل در روابطش با فلسطینی‌ها به مخاطره می‌افکند. [...] و طبیعتا اسراییل دشمنانی واقعی دارد که از چنین نقطه ضعف‌هایی استفاده می‌کنند. دولت ایران و حزب‌الله لبنان در آن میان نقش تحریک‌کننده را بازی می‌کنند. [...] یک برخورد می‌تواند به آسانی موجب ایجاد درگیری سخت میان حزب‌الله و اسراییل ‌شود.»

خلاء قدرت

«خلاء قدرت در جهان عرب» از نظر فولکر پرتس سومین عامل تشدید بی‌ثباتی در خاورمیانه است: «امروزه در این منطقه قدرتی راهبر وجود ندارد که ثبات منطقه را تضمین کند. هنوز مدت زمانی لازم است تا عراق بتواند بار دیگر نقشی مهم در این منطقه ایفا کند. اولویت برای پادشاه عربستان انجام اصلاحات در درون این کشور است. سوریه بخصوص در برابر حل بحران غیرفعال است. مصر به لحاظ سیاسی در حالت سکون به سر می‌برد و در نتیجه نفوذ خود را در منطقه از دست می‌دهد. قطر در مورد قدرتش مبالغه می‌کند. قدرت بزرگ منطقه در حال حاضر ایران است. کشورهای عربی از این واقعیت خوششان نمی‌آید. اما آنها می‌ترسند که جنگی بین ایران و اسراییل درگیرد، در عین حال نمی‌توانند نقشی در روند امر داشته باشند. در عمل سه کشور هستند که نقش اصلی را در تعیین وضعیت منطقه بازی می‌کنند و هیچ یک از این کشورها تعلقی به جهان عرب ندارد. این سه کشور عبارتند از اسراییل، ایران و به طور فزاینده ترکیه.»

غیبت میانجی خارجی

و سرانجام چهارمین عامل تقویت کننده بی‌ثباتی در خاورمیانه از نظر مدیر "بنیاد دانش و سیاست" عبارت است از «نبود واسط خارجی». وی در این مورد می‌نویسد: «دولت ترکیه در چند سال اخیر به طور فعال میان طرف‌های درگیر کشمکش در منطقه میانجیگری کرده است. [...] سودمند است اگر ترکیه در آینده نیز این نقش را برعهده گیرد. اما در عمل ترکیه مدام با این خطر روبروست که پایش به درون کشمکش‌های خاورمیانه کشانده شود. [...] سیاست آمریکا در برابر خاورمیانه در آغاز پرقدرت می‌نمود. اما دستی که باراک اوباما برای نزدیک شدن به سوی ایران دراز کرده بود، به مرور حالت مشت به خود گرفته است. تجربه نشان داده است که تنش‌‌های خاورمیانه و خاور نزدیک بندرت خودبخود و با گذشت زمان برطرف می‌شوند. همین تجربه می‌گوید که بهترین راه برای رفع تنش در این منطقه فعال شدن عوامل تاثیرگذار جهانی و منطقه‌ای است، وگرنه این تنش‌ها تنها با خشونت حل خواهند شد.»

دویچه وله