شنبه ۷ اوت ۲۰۱۰
نبی حبیبی:به موسوی گفتیم گروهی 100نفره مجهز به مسلسل مامورند در راهپیماییها مردم و پلیس را بکشند
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار گفت: باید باور کنیم که عدهای از خبرنگاران در فضای انتخاباتی سال 88 و حوادث بعد از آن ماموریت داشتند تا با ریشههای نظام جمهوری اسلامی برخورد کنند.
به گزارش آفتاب در این جلسه برخی از خبرنگاران انتقادات خود در زمینه فعال نبودن حزب موتلفه و یا عدم تاثیرگذاری این حزب در تصمیمات دولت و همچنین زندانی شدن برخی خبرنگاران و یا خروج اجباری آنان از کشور ابراز کردند.
به گزارش خبرآنلاین اهم اظهارات محمد نبی حبیبی بدین قرار است :
• باید قبول کنیم برخی توطئههای دشمنان نظام قرار بود به وسیله رسانهها در کشور عملی شود.
• برخی از دوستان در این جمع بهگونهای حرف میزنند که انگار در کل نظام جمهوری اسلامی تاکنون یک روزنامه یا روزنامهنگار بد نداشتهایم و برخی بهگونهای عمل میکنند که انگار عکس این موضوع در کشور حاکم است.
• در هر صورت باید بپذیریم که در نظام جمهوری اسلامی هم روزنامهنگاران منتقد و تاثیرگذار و هم روزنامهنگارانی که ماموریت داشتند با ریشههای نظام جمهوری اسلامی برخورد کنند وجود داشته است.
• باید عینک بدبینی را برداشته و به مسائل با نگاه واقعیتری بنگریم.
• موسوی و کروبی تاکنون درباره رویکرد قانونی که به درخواست آنان در زمینه بازشماری آرا قرار شد انجام شود پاسخی ندادند و از بازشماری آرا با حضور نمایندگانشان و یا خودشان سر باز زدند این درحالی است که باید در همان زمان از سوی برخی از رسانهها این سئوال مطرح میشد که چرا آنان بهدنبال بازشماری آرا نیستند.
• متاسفانه مردم را به خیابانها کشیدند و خواستند آنها را مقابل نظام قرار دهند این در حالی است که در همان زمان گروه 100 نفرهای مسلح با مسلسل و بیسیم از سوی دشمنان نظام مامور شده بودند که در راهپیماییها به هر کسی که رسید از پلیس گرفته تا مردم عادی شلیک کنند و افراد را بکشند.
• این افراد ماموریت داشتند با هدف و بیهدف شلیک کنند و ما نیز این مطالب را به آقای موسوی انتقال دادیم و گفتیم که راهپیماییها برای مردم خطرناک است اما وی به هیچکدام ازاین صحبت ها توجه نکرد.
• دشمنان نظام طراحی کرده بودند نظام جمهوری اسلامی را به بهانه انتخابات ریشهکن کنند و یکی از این راهها نیز همین موضوع انتخابات و تقلب بود.
• موتلفه خود را حق مطلق نمیداند و این تفکر که تصور کنیم منتقدان خارج از نظام هستند تصور اشتباهی است و اصلاحطلبانی که در حلقه نظام حرکت میکنند حتی در صورتی که منتقد و معترض باشند نیز خارج از نظام نیستند.
• در زمان حاضر 4گروه میتوانند با دولت احمدینژاد ارتباط داشته باشند. اول، پشتیبانان بیچونو چرای دولت که هر چه کار خوبو بد دولت انجام دهد آنان آن اقدام را تایید میکنند. دوم، کسانی که دولت را تخطئه میکنند و هر آنچه اقدام خوبو بد انجام دهد به صورت بد ارزیابی میکنند و سوم افراد بیطرف و بیاعتنا هستند.
• موتلفه جزو هیچ کدام از این دستهها نیست و بنا را بر پشتیبانی از دولت اصولگرا دارد و آرزو دارد که این دولت موفق باشد و همانگونه که چوب لای چرخ هیچ دولتی نداشته است در مورد این دولت هم عمل نمیکند اما حق انتقاد را نیز به خود میدهد و هرکجا که لازم باشد اشکالات دولت را به صورت صریح از طریق نامه، دیدار حضوری و یا به صورت رسانهای مطرح میکند
به گزارش آفتاب در این جلسه برخی از خبرنگاران انتقادات خود در زمینه فعال نبودن حزب موتلفه و یا عدم تاثیرگذاری این حزب در تصمیمات دولت و همچنین زندانی شدن برخی خبرنگاران و یا خروج اجباری آنان از کشور ابراز کردند.
به گزارش خبرآنلاین اهم اظهارات محمد نبی حبیبی بدین قرار است :
• باید قبول کنیم برخی توطئههای دشمنان نظام قرار بود به وسیله رسانهها در کشور عملی شود.
• برخی از دوستان در این جمع بهگونهای حرف میزنند که انگار در کل نظام جمهوری اسلامی تاکنون یک روزنامه یا روزنامهنگار بد نداشتهایم و برخی بهگونهای عمل میکنند که انگار عکس این موضوع در کشور حاکم است.
• در هر صورت باید بپذیریم که در نظام جمهوری اسلامی هم روزنامهنگاران منتقد و تاثیرگذار و هم روزنامهنگارانی که ماموریت داشتند با ریشههای نظام جمهوری اسلامی برخورد کنند وجود داشته است.
• باید عینک بدبینی را برداشته و به مسائل با نگاه واقعیتری بنگریم.
• موسوی و کروبی تاکنون درباره رویکرد قانونی که به درخواست آنان در زمینه بازشماری آرا قرار شد انجام شود پاسخی ندادند و از بازشماری آرا با حضور نمایندگانشان و یا خودشان سر باز زدند این درحالی است که باید در همان زمان از سوی برخی از رسانهها این سئوال مطرح میشد که چرا آنان بهدنبال بازشماری آرا نیستند.
• متاسفانه مردم را به خیابانها کشیدند و خواستند آنها را مقابل نظام قرار دهند این در حالی است که در همان زمان گروه 100 نفرهای مسلح با مسلسل و بیسیم از سوی دشمنان نظام مامور شده بودند که در راهپیماییها به هر کسی که رسید از پلیس گرفته تا مردم عادی شلیک کنند و افراد را بکشند.
• این افراد ماموریت داشتند با هدف و بیهدف شلیک کنند و ما نیز این مطالب را به آقای موسوی انتقال دادیم و گفتیم که راهپیماییها برای مردم خطرناک است اما وی به هیچکدام ازاین صحبت ها توجه نکرد.
• دشمنان نظام طراحی کرده بودند نظام جمهوری اسلامی را به بهانه انتخابات ریشهکن کنند و یکی از این راهها نیز همین موضوع انتخابات و تقلب بود.
• موتلفه خود را حق مطلق نمیداند و این تفکر که تصور کنیم منتقدان خارج از نظام هستند تصور اشتباهی است و اصلاحطلبانی که در حلقه نظام حرکت میکنند حتی در صورتی که منتقد و معترض باشند نیز خارج از نظام نیستند.
• در زمان حاضر 4گروه میتوانند با دولت احمدینژاد ارتباط داشته باشند. اول، پشتیبانان بیچونو چرای دولت که هر چه کار خوبو بد دولت انجام دهد آنان آن اقدام را تایید میکنند. دوم، کسانی که دولت را تخطئه میکنند و هر آنچه اقدام خوبو بد انجام دهد به صورت بد ارزیابی میکنند و سوم افراد بیطرف و بیاعتنا هستند.
• موتلفه جزو هیچ کدام از این دستهها نیست و بنا را بر پشتیبانی از دولت اصولگرا دارد و آرزو دارد که این دولت موفق باشد و همانگونه که چوب لای چرخ هیچ دولتی نداشته است در مورد این دولت هم عمل نمیکند اما حق انتقاد را نیز به خود میدهد و هرکجا که لازم باشد اشکالات دولت را به صورت صریح از طریق نامه، دیدار حضوری و یا به صورت رسانهای مطرح میکند
جلوگیری از ارسال تجهیزات زیمنس به ایران
به گزارش هفته نامه آلمانی اشپیگل پلیس گمرک این کشور جلوی ارسال یک محمولهی شرکت زیمنس به ایران را در فرودگاه فرانکفورت گرفته است. ظاهرا قرار بوده تجهیزات ضبط شده از طریق روسیه به نیروگاه هستهای بوشهر منتقل شود.
شرکت زیمنس ژانویه سال جاری میلادی اعلام کرده بود هیچ معامله جدیدی با جمهوری اسلامی انجام نخواهد داد. مسئولان زیمنس پس از انتشار خبر توقیف تجهیزاتی که مقصد نهایی آنها بوشهر اعلام شده تاکید میکنند همچنان بر سر این تصمیم هستند. محمولهای یادشده در فرودگاه فرانکفورت ضبط شده است.
نیروگاه بوشهر و انتظار طولانی
زیگفرید روسوورم، یکی از اعضای هیات مدیره زیمنس که مسئولیت تجارت با ایران را بر عهده دارد به اشپیگل گفته است هیچ نشانهای دال بر سرپیچی از قوانین و ارسال مستقیم تجهیزات از زیمنس به ایران وجود ندارد. بنابر این گزارش قرار بوده تجهیزات ساخت زینمس در قالب معامله با یکی از شرکتهای زیر مجموعه «اتم استروی اکسپورت»، در اختیار این کمپانی روسی قرار گیرد. گفته میشود این کمپانی قصد داشته این وسایل را برای راهاندازی نیروگاه بوشهر به این شهر منتقل کند.
شرکت روسی، طرف قرارداد جمهوری اسلامی برای تکمیل و راهاندازی نیروگاه بوشهر است. ساخت نیروگاه اتمی بوشهر در سال ۱۹۷۵ میلادی توسط یک شرکت آلمانی آغاز شد اما ۴ سال بعد، پس از انقلاب اسلامی متوقف ماند. ادامهی ساخت این نیروگاه از سال ۱۹۹۵ به روسیه واگذار شد و قرار بود تا آغاز سال ۲۰۰۰ به پایان برسد. این موعد از ده سال پیش مدام به تاخیر میافتد. آخرین وعدهای که برای راهاندازی این نیروگاه اعلام شده تابستان امسال است.
نتیجهی تشدید تحریمها توسط اتحادیه اروپا
فعالیتهای هستهای تهران به دلیل آنچه عدم شفافیت و احتمال وجود برنامهای برای تولید سلاح هستهای عنوان میشود مورد مناقشه است. شورای امنیت سازمان ملل تا کنون با تصویب چهار قطعنامه در صدد بوده جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد و وادار به توقف غنیسازی اورانیوم کند. هدف از این درخواست اعتمادسازی و حصول اطمینان از صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای تهران ذکر شده.
جمهوری اسلامی اتهام داشتن فعالیتهای پنهان را رد میکند و هدف از برنامههای هستهای خود را استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی میداند. در پی صدور قطعنامه ۱۹۲۹، ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا تحریمهای یک جانبهای علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساندهاند که محدودیتهای فراوانی برای روابط تجاری و مالی این کشور ایجاد میکند. ماموران گمرک فرودگاه فرانکفورت با استناد به تحریمهای جدید اتحادیه اروپا جلو محموله ارسالی به روسیه را گرفتهاند.
قطع کامل معاملات زیمنس با ایران
در تحریمهای اتحادیه اروپا فروش با واسطه بسیاری از قطعات و دستگاهها به ایران نیز ممنوع است. به نوشتهی اشپیگل گمرک آلمان از پایان سال ۲۰۰۹ تا کنون حدود شش محموله را که اغلب آنها میبایست از مسیر روسیه به ایران میرسید توقیف کرده است.
در ارتباط با تجارتهای غیرقانونی با ایران هم اکنون در چند دادگاه فرانکفورت و نوردراین وستفالن پروندهایی در دست بررسی است. دستکم سه شرکت آلمانی در این ماجرا درگیر هستند اما ظاهرا پروندهای از شرکت زیمنس در میان آنها نیست. عضو هیات مدیره این شرکت میگوید، بدیهی است که زیمنس تمام موارد پیش بینی شده در تحریمهای جدید اتحادیه اروپا را در معامله با تهران مد نظر قرار خواهد داد. او تاکید میکند از نیمهی سال ۲۰۱۰ میلادی تجارت با ایران به طور کامل متوقف شده است
شرکت زیمنس ژانویه سال جاری میلادی اعلام کرده بود هیچ معامله جدیدی با جمهوری اسلامی انجام نخواهد داد. مسئولان زیمنس پس از انتشار خبر توقیف تجهیزاتی که مقصد نهایی آنها بوشهر اعلام شده تاکید میکنند همچنان بر سر این تصمیم هستند. محمولهای یادشده در فرودگاه فرانکفورت ضبط شده است.
نیروگاه بوشهر و انتظار طولانی
زیگفرید روسوورم، یکی از اعضای هیات مدیره زیمنس که مسئولیت تجارت با ایران را بر عهده دارد به اشپیگل گفته است هیچ نشانهای دال بر سرپیچی از قوانین و ارسال مستقیم تجهیزات از زیمنس به ایران وجود ندارد. بنابر این گزارش قرار بوده تجهیزات ساخت زینمس در قالب معامله با یکی از شرکتهای زیر مجموعه «اتم استروی اکسپورت»، در اختیار این کمپانی روسی قرار گیرد. گفته میشود این کمپانی قصد داشته این وسایل را برای راهاندازی نیروگاه بوشهر به این شهر منتقل کند.
شرکت روسی، طرف قرارداد جمهوری اسلامی برای تکمیل و راهاندازی نیروگاه بوشهر است. ساخت نیروگاه اتمی بوشهر در سال ۱۹۷۵ میلادی توسط یک شرکت آلمانی آغاز شد اما ۴ سال بعد، پس از انقلاب اسلامی متوقف ماند. ادامهی ساخت این نیروگاه از سال ۱۹۹۵ به روسیه واگذار شد و قرار بود تا آغاز سال ۲۰۰۰ به پایان برسد. این موعد از ده سال پیش مدام به تاخیر میافتد. آخرین وعدهای که برای راهاندازی این نیروگاه اعلام شده تابستان امسال است.
نتیجهی تشدید تحریمها توسط اتحادیه اروپا
فعالیتهای هستهای تهران به دلیل آنچه عدم شفافیت و احتمال وجود برنامهای برای تولید سلاح هستهای عنوان میشود مورد مناقشه است. شورای امنیت سازمان ملل تا کنون با تصویب چهار قطعنامه در صدد بوده جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد و وادار به توقف غنیسازی اورانیوم کند. هدف از این درخواست اعتمادسازی و حصول اطمینان از صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای تهران ذکر شده.
جمهوری اسلامی اتهام داشتن فعالیتهای پنهان را رد میکند و هدف از برنامههای هستهای خود را استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی میداند. در پی صدور قطعنامه ۱۹۲۹، ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا تحریمهای یک جانبهای علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساندهاند که محدودیتهای فراوانی برای روابط تجاری و مالی این کشور ایجاد میکند. ماموران گمرک فرودگاه فرانکفورت با استناد به تحریمهای جدید اتحادیه اروپا جلو محموله ارسالی به روسیه را گرفتهاند.
قطع کامل معاملات زیمنس با ایران
در تحریمهای اتحادیه اروپا فروش با واسطه بسیاری از قطعات و دستگاهها به ایران نیز ممنوع است. به نوشتهی اشپیگل گمرک آلمان از پایان سال ۲۰۰۹ تا کنون حدود شش محموله را که اغلب آنها میبایست از مسیر روسیه به ایران میرسید توقیف کرده است.
در ارتباط با تجارتهای غیرقانونی با ایران هم اکنون در چند دادگاه فرانکفورت و نوردراین وستفالن پروندهایی در دست بررسی است. دستکم سه شرکت آلمانی در این ماجرا درگیر هستند اما ظاهرا پروندهای از شرکت زیمنس در میان آنها نیست. عضو هیات مدیره این شرکت میگوید، بدیهی است که زیمنس تمام موارد پیش بینی شده در تحریمهای جدید اتحادیه اروپا را در معامله با تهران مد نظر قرار خواهد داد. او تاکید میکند از نیمهی سال ۲۰۱۰ میلادی تجارت با ایران به طور کامل متوقف شده است
پنج نفر صبح امروز در اهواز اعدام شدند
حقوق بشر ایران ۱۶ مرداد ماه ۱۳۸۹: به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس صبح امروز پنج نفر در زندان کارون اهواز به دار آویخته شدند. بر اساس اين گزارش«م.م » به اتهام حمل ۹۰۰ كيلوگرم ترياك، «م.ج» به اتهام حمل ۵۰۰ كيلوگرم ترياك و «ي.س» به اتهام حمل و نگهداري ۲۰۰ كيلوگرم ترياك و در معرض فروش قرار دادن ۶۷/۱۵ كيلوگرم ترياك، از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز و «س. الف» به اتهام مشاركت در نگهداري ۷۲ گرم كراك و «ع.ر» به اتهام حمل ۱۹۴ گرم هروئين و ۶ گرم كراك از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز مستقر در ايذه به اعدام محكوم شدند و حكم صادره در خصوص آنان، پس از تأييد از سوي دادستاني كل كشور اجرا شد.
این اتهامات از طرف هیچ منبع مستقلی تائید نشده اند.
بنا به گزارش های منتشر شده در سایت حقوق بشر ایران دستکم ۱۲ نفر در یک ماه گذشته در استان خوزستان اعدام شده اند
این اتهامات از طرف هیچ منبع مستقلی تائید نشده اند.
بنا به گزارش های منتشر شده در سایت حقوق بشر ایران دستکم ۱۲ نفر در یک ماه گذشته در استان خوزستان اعدام شده اند
خاطره هاشمی از آغاز "اتهامات اقتصادی"(?) به وی
در كوران انواع و اقسام توطئهها عليه انقلاب اسلامي در سالهاي 57 تا 60 يكي از دغدغههاي اصلي مسئولان در جلسات، نفوذ اختاپوسگونه دشمنان در ميان دانشجويان بود كه با سوءاستفاده از روح جستجوگر دانشجويي تا حدودي نيز موفق شده بودند.
به گزارش ايلنا، آيتالله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، در نوشتاري به مناسبت 16 مرداد، روز تشكيل جهاد دانشگاهي، آورده است: دانشگاه تهران كه نماد هر حركت دانشجويي در كشور بود، در آن روزها به جاي تحصيل و تدريس، ميدان نزاع گروهكها بود. بهگونهاي كه هر يك از آنان اتاق جنگي مملو از سلاحهاي مختلف براي خود داشتند.
متن كامل سخنان آيتالله هاشميرفسنجاني را در ادامه ميخوانيد: در آن شرايط، تعطيلي دانشگاهها عليرغم ميل باطني ما اتفاق افتاد، اما در قبل و بعد از آن و حتي پس از بازگشايي مجدد دانشگاهها كه از آن تعبير به انقلاب فرهنگي ميشد، گروهي از مسئولان مبارزه و بعدها مسئولان انقلاب، انديشهاي را در جلسات خويش پيگيري ميكرديم كه درنهايت منجر به تأسيس جهاد دانشگاهي شد.
شايد نقطه آغاز اين حركت سفر من به آذربايجان شرقي و حضور در جمع دانشجويان تبريز بود، سفري كه مخالفان همراهي دانشگاهها با انقلاب در كنار همه برنامههاي شوم خويش، طرح يكپارچه دامن زدن به شايعات اقتصادي عليه مرا عملياتي كرده بودند. وقتي وارد فضاي دانشگاه شدم، در و ديوار دانشگاه را سرشار از انواع و اقسام پارچه نوشتهها و اعلاميهها ديديم كه هاشمي با فلان مقدار پول، فلان مقدار هكتار زمين، فلان تعداد حلقه چاه عميق و... آمده است.
همزمان با تشكيل حزب جمهوري اسلامي نيز يكي از بحثهاي اصلي شوراي مركزي در چندين جلسه، چگونگي حضور دانشجويان در مناطق محروم بود كه شايد اعزام جوانان دانشجو عضو حزب جمهوري براي كمك به كشاورزان در جهت برداشت محصولات نقطه شروع آن باشد.
آن حركت انقلابي در گذر زمان و رشد تدريجي برنامهها، منجر به تشكيل جهاد سازندگي و سپس جهاد دانشگاهي شد كه به اعتراف دوست و دشمن يكي از نهادهاي بسيار تأثيرگذار در همراهي جوانان با انقلاب و همچنين يكي از عوامل اصلي جذب ساكنان مناطق محروم به محتواي انقلاب بود. حركتي كه مدعيان جذب طبقات كارگر و محروم را با انديشههاي ماركسيستي مأيوس كرد.
از زاويه ديگر تشكيل اين نهاد در دانشگاه، تا حدود بسيار زيادي فاصله دانشگاه و صنعت را پر كرد و نگذاشت خلأ همكاري صف و ستاد با مباحث نظري و عملي بيشتر شود، هرچند هنوز هم متأسفانه شاهد فاصله عميق دانشگاهها و مراكز صنعتي و مسكوت ماندن و بايگاني شدن بسياري از طرحها در مرحله پايلوت هستيم كه در يكي از بازديدهاي دوران سازندگي در يكي از نمايشگاههاي دانشگاهي با تمام وجودم اين درد اجتماعي را در بدنه دانشگاه و صنعت احساس كردم.
البته جهاد دانشگاهي در طول اين سالها و بدون توجه به چوبهايي كه خواسته و ناخواسته لاي چرخ آن گذاشته ميشد، به حركت خويش ادامه داد كه اقدامات مؤسسه رويان و خبرگزاري قرآني دو نمونه از موفقيتهاي مراكز زيرمجموعه اين نهاد مقدس است.
شايد موازيكاريها و تداخل برنامههاي جهاد دانشگاهي با انجمنهاي اسلامي و بعدها بسيج دانشجويي باعث كند شدن حركت توسعهاي آن شده است كه متأسفانه اين روزها در خبرهاي نگرانكننده، ميشنويم بيش از نه ماه است كه مسئولان مربوطه با تمام ادعاهايي كه ميكنند، نميتوانند در انتخاب فرد موردنظر خود در رأس هرم، اين سازمان دانشجويي را در جهت اهداف جناحي خود قرار دهند، بديهيترين نتيجه اين اقدامات تأملبرانگيز توقف پيشرفتهاست.
در صورتي كه با اصلاح سياستهاي صدر و ذيل اصل 44 كه به تعبير رهبري نظام، انتظار يك انقلاب اقتصادي از آن ميرفت و تأسيس پاركهاي علمي و فناوري و از طرف ديگر روحيه استقلال اقتصادي در ميان قشر جوان و دانشجو و همچنين وجود سرمايههاي سرگردان فراوان، ميتوانستيم با برنامهريزيهاي دقيق و پرهيز از دامن زدن به اختلافات سليقهاي و تبديل منتقدان به دشمنان، راه را براي شروع يك برنامه ميداني براي نزديك كردن دانشگاهها با طرحهاي اقتصادي، فرهنگي، كشاورزي و صنعتي هموار نماييم.
اينجانب با علم كامل به تواناييهاي جهاد دانشگاهي كه نمونههايي از دستاورهاي آنان را در يكي از نمايشگاههاي وسايل ارتباطي و مخابراتي در كرج ديدهام، با اطمينان كامل اعلام مينمايم كه اگر به جاي مانع تراشي، فقط راهكارهاي قانوني را مشخص نماييم، عرضه و تقاضا به عنوان دو عامل مهم در هر رونق اقتصادي و اجتماعي خيلي زود دانشگاه و صنعت را به هم پيوند ميدهد كه ماحصل آن چيزي جز حركت به سوي اهداف چشمانداز 20 ساله نظام نخواهد بود كه دانايي، محوريترين پايه و اساس آن ميباشد
به گزارش ايلنا، آيتالله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، در نوشتاري به مناسبت 16 مرداد، روز تشكيل جهاد دانشگاهي، آورده است: دانشگاه تهران كه نماد هر حركت دانشجويي در كشور بود، در آن روزها به جاي تحصيل و تدريس، ميدان نزاع گروهكها بود. بهگونهاي كه هر يك از آنان اتاق جنگي مملو از سلاحهاي مختلف براي خود داشتند.
متن كامل سخنان آيتالله هاشميرفسنجاني را در ادامه ميخوانيد: در آن شرايط، تعطيلي دانشگاهها عليرغم ميل باطني ما اتفاق افتاد، اما در قبل و بعد از آن و حتي پس از بازگشايي مجدد دانشگاهها كه از آن تعبير به انقلاب فرهنگي ميشد، گروهي از مسئولان مبارزه و بعدها مسئولان انقلاب، انديشهاي را در جلسات خويش پيگيري ميكرديم كه درنهايت منجر به تأسيس جهاد دانشگاهي شد.
شايد نقطه آغاز اين حركت سفر من به آذربايجان شرقي و حضور در جمع دانشجويان تبريز بود، سفري كه مخالفان همراهي دانشگاهها با انقلاب در كنار همه برنامههاي شوم خويش، طرح يكپارچه دامن زدن به شايعات اقتصادي عليه مرا عملياتي كرده بودند. وقتي وارد فضاي دانشگاه شدم، در و ديوار دانشگاه را سرشار از انواع و اقسام پارچه نوشتهها و اعلاميهها ديديم كه هاشمي با فلان مقدار پول، فلان مقدار هكتار زمين، فلان تعداد حلقه چاه عميق و... آمده است.
همزمان با تشكيل حزب جمهوري اسلامي نيز يكي از بحثهاي اصلي شوراي مركزي در چندين جلسه، چگونگي حضور دانشجويان در مناطق محروم بود كه شايد اعزام جوانان دانشجو عضو حزب جمهوري براي كمك به كشاورزان در جهت برداشت محصولات نقطه شروع آن باشد.
آن حركت انقلابي در گذر زمان و رشد تدريجي برنامهها، منجر به تشكيل جهاد سازندگي و سپس جهاد دانشگاهي شد كه به اعتراف دوست و دشمن يكي از نهادهاي بسيار تأثيرگذار در همراهي جوانان با انقلاب و همچنين يكي از عوامل اصلي جذب ساكنان مناطق محروم به محتواي انقلاب بود. حركتي كه مدعيان جذب طبقات كارگر و محروم را با انديشههاي ماركسيستي مأيوس كرد.
از زاويه ديگر تشكيل اين نهاد در دانشگاه، تا حدود بسيار زيادي فاصله دانشگاه و صنعت را پر كرد و نگذاشت خلأ همكاري صف و ستاد با مباحث نظري و عملي بيشتر شود، هرچند هنوز هم متأسفانه شاهد فاصله عميق دانشگاهها و مراكز صنعتي و مسكوت ماندن و بايگاني شدن بسياري از طرحها در مرحله پايلوت هستيم كه در يكي از بازديدهاي دوران سازندگي در يكي از نمايشگاههاي دانشگاهي با تمام وجودم اين درد اجتماعي را در بدنه دانشگاه و صنعت احساس كردم.
البته جهاد دانشگاهي در طول اين سالها و بدون توجه به چوبهايي كه خواسته و ناخواسته لاي چرخ آن گذاشته ميشد، به حركت خويش ادامه داد كه اقدامات مؤسسه رويان و خبرگزاري قرآني دو نمونه از موفقيتهاي مراكز زيرمجموعه اين نهاد مقدس است.
شايد موازيكاريها و تداخل برنامههاي جهاد دانشگاهي با انجمنهاي اسلامي و بعدها بسيج دانشجويي باعث كند شدن حركت توسعهاي آن شده است كه متأسفانه اين روزها در خبرهاي نگرانكننده، ميشنويم بيش از نه ماه است كه مسئولان مربوطه با تمام ادعاهايي كه ميكنند، نميتوانند در انتخاب فرد موردنظر خود در رأس هرم، اين سازمان دانشجويي را در جهت اهداف جناحي خود قرار دهند، بديهيترين نتيجه اين اقدامات تأملبرانگيز توقف پيشرفتهاست.
در صورتي كه با اصلاح سياستهاي صدر و ذيل اصل 44 كه به تعبير رهبري نظام، انتظار يك انقلاب اقتصادي از آن ميرفت و تأسيس پاركهاي علمي و فناوري و از طرف ديگر روحيه استقلال اقتصادي در ميان قشر جوان و دانشجو و همچنين وجود سرمايههاي سرگردان فراوان، ميتوانستيم با برنامهريزيهاي دقيق و پرهيز از دامن زدن به اختلافات سليقهاي و تبديل منتقدان به دشمنان، راه را براي شروع يك برنامه ميداني براي نزديك كردن دانشگاهها با طرحهاي اقتصادي، فرهنگي، كشاورزي و صنعتي هموار نماييم.
اينجانب با علم كامل به تواناييهاي جهاد دانشگاهي كه نمونههايي از دستاورهاي آنان را در يكي از نمايشگاههاي وسايل ارتباطي و مخابراتي در كرج ديدهام، با اطمينان كامل اعلام مينمايم كه اگر به جاي مانع تراشي، فقط راهكارهاي قانوني را مشخص نماييم، عرضه و تقاضا به عنوان دو عامل مهم در هر رونق اقتصادي و اجتماعي خيلي زود دانشگاه و صنعت را به هم پيوند ميدهد كه ماحصل آن چيزي جز حركت به سوي اهداف چشمانداز 20 ساله نظام نخواهد بود كه دانايي، محوريترين پايه و اساس آن ميباشد
پیوند فارسی 1 با گروهک تروریستی منافقین
ه گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان، هر چند حذف همیشگی این شبکه های ماهواره ای از خانه های مردم، نیاز به تلاش مضاعف تر صدا و سیما دارد اما در شرایط حال اقبال مخاطب نسبت به این سریالها که اتفاقا همراه با قطع شبکه فارسی 1صورت گرفته است را باید به فال نیک گرفت.
اما قطع این شبکه مستهجن منجر به 2 اتفاق شد:
1)بدنبال قطع شدن شبکه فارسی 1،لرزه به اندام مسئولین این شبکه صهیونیستی افتاد تا یکی مدیران این شبکه ضمن نقض هویت اصلی و انکار وجود مرداک به عنوان مدیر این شبکه چنین اظهار نظری را داشته باشد:
"حاجی كمیل، مشاور ارشد و مدیر هماهنگی گروه رسانهای موبی، مالک اصلی شبکه «فارسی1» از پیشنهاد مدیران این شبکه جنجالی ماهواره برای گفتوگو با مدیران جمهوری اسلامی ایران خبر داد.
وی در خصوص ارتباطات این شبکه با شبکههای سرمایهگذاری یهودی از جمله «روپرت مورداک» نیز گفت: «گروه رسانهای موبی به عنوان یك مجموعه مسلمان و معتقد به یكسری ارزشهای اسلامی و انسانی شدیداً ناراحت است و نگرانیهایی خود را از طریق مصاحبه با شما رسماً اعلام میكنیم. اتهامبستن به یك مسلمان و آن هم ارتباط با مجموعهای از یهودیها یك گناه كبیره است.
ما مسلمان هستیم و معتقد به ارزشهای اسلامی. آنچه كه ما مسلمانان در ایران و افغانستان و بهطور كلی در جهان اسلام را به هم متصل میكند، دغدغهها و اهداف مشترك هست و باید باشد. دغدغه ما به هرحال وجود و حضور صهیونیسم است و ما نگران وضعیت فلسطین هستیم. ..."
2)اما دومین اتفاق که البته چندان هم عجیب نبود بر ملا شدن پیوند مدیران صهیونیست این شبکه با سرکردگان گروهک تروریستی منافقین است.
پس از قطع شبکه فارسی 1، سرکردگان شبکه تروریستی منافقین به کمک دوستان صهیونیست خود در این شبکه آمدند تا شرایط وصل مجدد این شبکه را فراهم نمایند.
بنابر این گزارش، به همت منافقین، اين شبکه از طريق همان ماهواره اي که شبکه تلويزيوني گروهک تروريستي منافقين از آن پخش مي شود، در روند پخش قرار گرفت
اما قطع این شبکه مستهجن منجر به 2 اتفاق شد:
1)بدنبال قطع شدن شبکه فارسی 1،لرزه به اندام مسئولین این شبکه صهیونیستی افتاد تا یکی مدیران این شبکه ضمن نقض هویت اصلی و انکار وجود مرداک به عنوان مدیر این شبکه چنین اظهار نظری را داشته باشد:
"حاجی كمیل، مشاور ارشد و مدیر هماهنگی گروه رسانهای موبی، مالک اصلی شبکه «فارسی1» از پیشنهاد مدیران این شبکه جنجالی ماهواره برای گفتوگو با مدیران جمهوری اسلامی ایران خبر داد.
وی در خصوص ارتباطات این شبکه با شبکههای سرمایهگذاری یهودی از جمله «روپرت مورداک» نیز گفت: «گروه رسانهای موبی به عنوان یك مجموعه مسلمان و معتقد به یكسری ارزشهای اسلامی و انسانی شدیداً ناراحت است و نگرانیهایی خود را از طریق مصاحبه با شما رسماً اعلام میكنیم. اتهامبستن به یك مسلمان و آن هم ارتباط با مجموعهای از یهودیها یك گناه كبیره است.
ما مسلمان هستیم و معتقد به ارزشهای اسلامی. آنچه كه ما مسلمانان در ایران و افغانستان و بهطور كلی در جهان اسلام را به هم متصل میكند، دغدغهها و اهداف مشترك هست و باید باشد. دغدغه ما به هرحال وجود و حضور صهیونیسم است و ما نگران وضعیت فلسطین هستیم. ..."
2)اما دومین اتفاق که البته چندان هم عجیب نبود بر ملا شدن پیوند مدیران صهیونیست این شبکه با سرکردگان گروهک تروریستی منافقین است.
پس از قطع شبکه فارسی 1، سرکردگان شبکه تروریستی منافقین به کمک دوستان صهیونیست خود در این شبکه آمدند تا شرایط وصل مجدد این شبکه را فراهم نمایند.
بنابر این گزارش، به همت منافقین، اين شبکه از طريق همان ماهواره اي که شبکه تلويزيوني گروهک تروريستي منافقين از آن پخش مي شود، در روند پخش قرار گرفت
بدحجابي؛ توطئه دشمن يا بيماري رواني؟
خبرگزاري فارس: در حالي كه تابستان يا همان فصل اوج بدحجابيها به نيمه رسيده است ديگر جوششي از تب داغ مسئولان براي برخورد با اين پديده مذموم به چشم نميخورد.
پرده اول:
يادش بخير خانوم جون هميشه به جوانهاي عزب نصيحت ميكرد كه سر به زير باشند و در كوچه و بازار زل نزنند به چشم مردم، اما نور به قبرت ببارد خانوم جون. الآن ديگر اين نصيحت، جواب نميدهد. سربه زير كه در خيابان راه ميروي پاهايي را ميبيني كه برهنهاند، نميدانم شايد فقير باشند چون شلوارهايشان برايشان كوتاه شده است! اما نه ظاهرا زنجيرهايي را به اين پاها بستهاند؛ شايد زندان بودهاند! خدا رهايشان كند.
خانوم جون خوش ميگفت كه «هر كسي بر طينت خود ميتند.»
پرده دوم:
هوا گرگ و ميش است، اتوبان؛ پاركينگ متحركي از خودروها شده است، همه براي رفع بيكاري گردن ميچرخانند خانمي كه ظاهرا يا از مهماني برگشته يا به يك شبنشيني دعوت است روسرياش را روي شانههايشان انداخته است، نگاهها كاملاً با هم حرف ميزنند، هوا گرم است؟ در كوچه بنبست گير كرده بوده و هنوز فكر ميكند 30 سال پيش است؟ اختلال حواس دارد؟ دو جنسيتي است؟
خانوم جون اين طور مواقع، حرف خوبي ميزد «آخر رختتو عوض كردي، بختتو چه ميكني؟»
پرده سوم:
ظهر يك روز كاري در شلوغترين خيابان پايتخت زنها و مردها پيراهن و شلوار به تن كردهاند با اين تفاوت كه پيراهن مردها آستين بلند است اما خانمها ... شايد همان «لباس ملي» كه سالها پيش قرار بود طراحي كنند همين است، پيراهني با آستين بالاي آرنج، شلواري آب رفته و شالي به عرض 15 سانتيمتر، اما نميدانم در حالي كه همه چيز آب ميرود چرا اندازه كيفها روز به روز بزرگتر ميشود! جالبتر از همه اينكه طي يكي دو سال اخير نميدانم آيا پزشكان موهاي مردم خبره شدهاند يا كلاهگيسها ارزان شده است موهايي كه در بالاي سر خانمها به افزايش قد آنها تا 20 سانتيمتر هم كمك ميكند البته اگر خانوم جون بود اينجا ميگفت: «رخت، بخت نميياره!»
تابستان بدحجاب!
------------------------
تابستان گرمي كه مسئولان همچون سالهاي گذشته پيش از آغاز آن براي اظهارنظر در خصوص حفظ حجاب و عفاف گوي سبقت را در خط و نشان كشيدن ميربودند در حالي به نيمه رسيده است كه مظاهر بدحجابي بيش از پيش خودنمايي ميكند.
پيش از آغاز تابستان از مراجع عظام تقليد، رئيس قوه قضائيه و نمايندگان مجلس گرفته تا نيروي انتظامي، وزارت كشور و احزاب از وضعيت حجاب و عفاف در سطح جامعه انتقادهاي متعددي را مطرح كردند و متفقالقول خواستار برخورد جدي با مظاهر بيعفتي و بيحجابي بودند اما به ناگاه چه اتفاقي باعث شد تا مسئولان در اجراي طرحهاي خود دست به عصا عمل كنند؟ مگر وزير كشور در اظهار نظرهاي رسانهاي خود پا را فراتر از "عفاف زنان " نگذاشت و اعلام نكرد كه با بيعفتي در مردان نيز با جديت برخورد خواهد شد؟
مردم هنوز لفظ «تبرج» را كه سردار رادان براي برخورد با خاطيان استفاده كرد فراموش نكردهاند، تأكيد مراجع عظام تقليد بر رفع بيحجابيها و بدحجابيها در جامعه، امسال بيش از سالهاي گذشته بود.
امسال خروج طرح "عفاف و حجاب " از بايگاني پس از گذشت 4 سال از زمان ابلاغ مصوبه آن در شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي 26 سازمان و وزارتخانه هم ظاهرا دردي را دوا نكرد.
حجتالاسلام حقشناس؛ مدير گروه مطالعات زنان و خانواده در پژوهشكده باقرالعلوم قم نيز بر اين اعتقاد است "بدتر شدن روز به روز وضعيت حجاب و عفاف در كشور نشان ميدهد اجراي اين طرح با مشكل روبرو است. "
به گفته وي، "اقدامات زيربنايي در اين زمينه زياد نيست و مجموعه تلاشها و حركتها در مقوله عفاف و حجاب ساده، مقطعي و كوتاه مدت بوده است. "
حجتالاسلام حقشناس تمام دستگاههاي نظام را در اين زمينه مسئول ميداند چرا كه حجاب به اعتقاد وي "پديده اجتماعي پيچيدهاي است كه به راحتي تغيير نمييابد و زمان بيشتر و مشاركت تمام اقشار جامعه را ميطلبد. "
بدحجابي؛ توطئه دشمن يا بيماري رواني؟!
----------------------------------------------------
نمايندگان عضو كميسيون امنيت ملي مجلس، بيحجابيها و بدحجابيهاي كنوني در سطح جامعه را توطئه دشمنان ميدانند كه عدهاي را اجير كردهاند تا هر روز با وضعيت نابهنجار در سطح جامعه تردد كند و الگوي افراد سادهلوح شود. اين در حالي است كه به اعتقاد برخي از روانشناسان از جمله منوچهر محمدي "اشخاصي كه حاضر ميشوند شلوارهاي كوتاهي كه متعلق به دلقكهاي سيرك است يا مانتوهايي كه چسبان با آستينهاي كوتاه هستند را به تن كنند اغلب مشكلات «خود كم بيني» و «حقارت» دارند. به همين دليل به دنبال جلب توجه و جذب نگاههاي افراد هستند. "
اين روانشناس ميگويد: "هيچ انساني كه از نظر رواني سالم و شخصيت تكامل يافتهاي داشته باشد حاضر نميشود شلوار يا مانتويي را كه با تيغ پاره كردهاند و ريشريش شده است براي حضور در اجتماع استفاده كنند. افراد سالم به دنبال ظاهر سالم هستند. "
چشم نازكي هنجارشكنان به خواستههاي مردم و مسئولان
-----------------------------------------------------------------------
عموم مردم از وضعيت فعلي حجاب در جامعه ابراز نارضايتي ميكنند از سوي ديگر مسئولان نيز به دنبال اصلاح هستند پس كساني كه چهره جامعه را با بيعفتيها و بدحجابيها مخدوش ميكنند از كجا آمدهاند؟
مرضيه ارجمندي؛ يك معلم بازنشسته است كه در پاسخ به اين پرسش ميگويد: "هيچ خانوادهاي راضي نيست از اينكه فرزندش با بيبندوباريهايي در جامعه مواجه شود اما خود خانوادهها به بهانه روشنفكري چارچوبي را براي جوانانشان تعريف نميكنند و آنها نيز به اقتضاي سنشان به دنبال جلب توجه هر چه بيشتر ميروند. "
برخلاف نظر خانم ارجمندي، آقايي كه فروشنده مانتو در يك پاساژ پررفتو آمد است معتقد است: "بدحجابيها تنها به دختران جوان محدود نميشود گاهي برخي از خانمهاي ميانسال درخواست لباسهايي از ما دارند كه 2 سايز از خودشان كوچكتر است. "
جداي از افرادي كه فساد اخلاقي دارند و با ظاهر خاص وارد جامعه ميشوند عموم دختران جواني كه تبديل به نماد بدحجابي شدهاند براي عقب نماندن از هم سن و سالانشان و براي اينكه انگ «سنتي بودن» به آنها نچسبد به سراغ لباسهاي خاص ميروند.
ساجده، دختر دانشجويي است كه همراه با مانتوي آستين كوتاهش ساق دست هم پوشيده است او درباره انتخاب نوع پوشش خود ميگويد: "واقعا اجناس فروشگاهها و مراكز خريد به گونهاي است كه وقتي يك مدلي تبديل به مد روز ميشود ديگر به راحتي نميتوان مدل ديگري را انتخاب كرد، من براي خريد يك مانتو كه معمولا در ذهن هر فردي يك مانتو بايد آستين بلند داشته باشد به چندين مغازه سر زدم اما سؤالي را ميپرسيدم كه براي خودم خندهدار بود با ورود به هر مغازه بايد ميگفتم «مانتوي آستينبلند داريد؟» جالب اين است كه آخر هم مجبور شدم مانتويي را بخرم كه آستينش بالاي آرنج است به همين خاطر ساق دست هم ميپوشم. "
عشرت شايق؛ نماينده سابق مجلس معتقد است كه "هيچ خانواده سالمي به دنبال اين نيست كه فرزندش در جامعهاي ناسالم رشد كند به همين دليل عدهاي بيبند و بار و بيكار در اكثر ساعات روز و شب، ظاهر شهر را كريه كردهاند و اين پيام را القاء ميكنند كه عموم مردم اينگونه هستند در حالي كه افرادي كه از نظر سطح تحصيلات، فرهنگ خانوادگي و كسب و كار در رتبه قابل قبولي هستند هيچگاه در طي روز با ظاهري خاص در خيابانها سرگردان نيستند و آنقدر مشغله دارند كه خودنمايي براي آنها جايگاهي ندارد. "
به گفته وي، مردم و مسئولان همه به دنبال چهره زيبا و پاك جامعه هستند اما نزديك شدن به اين مدينه فاضله نيازمند عزمي جديتر از سوي مسئولان است.
زهره الهيان، نماينده مردم تهران در مجلس نيز اجراي طرح حجاب و عفاف را مطالبه مردم از نمايندگان مجلس عنوان ميكند و ميگويد: "مردم به جهت اعتقادات، فرهنگ و باورهايشان به دنبال اجراي طرح عفاف و حجاب هستند و از ما ميپرسند كه دولت، نيروي انتظامي و ساير دستگاهها چه اقداماتي را انجام ميدهند؟ "
الهيان درباره كند شدن روند برخورد با بدحجابيها در حالي كه به اواسط تابستان رسيدهايم تصريح ميكند: "طرح حجاب و عفاف مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي دارد كه در واقع يك «قانون» است.از سوي ديگر وزارت كشور نيز قولهايي را در جهت تسريع در عملكرد خود در اين راستا به ما داده است اما ممكن است مسائلي باعث تحتالشعاع قرار گرفتن حجاب و عفاف شده باشد مثل تفاوت سليقهها و در اولويت قرار گرفتن چالشهاي ديگري كه در كشور وجود دارد. "
چشمپوشي از فرهنگسازي، خودداري از برخورد قهري
------------------------------------------------------------------
برخي رسانهها عامل تعطيلي طرح عفاف و حجاب را اظهارنظر صريح احمدينژاد، رئيسجمهور در رسانه ملي ميدانند كه عنوان كرد: برخوردها با بدحجابي ربطي به دولت ندارد و نبايد برخوردهاي سليقهاي در اجراي طرح داشت.
اين در حالي است كه مطابق قانون مصوب شوراي انقلاب فرهنگي طرح جامع گسترش فرهنگ حجاب و عفاف تنها به برخوردهاي قهري نيروي انتظامي محدود نميشود و 26 سازمان و وزارتخانه بايد براي بالا بردن سطح فرهنگ عفاف وارد عمل ميشدند كه نه تنها فرهنگسازي نشد بلكه برخورد قهري هم جمع شد.
مريم مجتهدزاده؛ رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري هم معتقد است: "هر كسي كه درصدد ابداع و تحميل روش به دولت باشد در واقع قانون را زير پا گذاشته است. تجربه تاريخي ثابت كرده است كه برخورد فيزيكي و افراطگرايانه با نمادهاي جنسيتي پوشش در هيچ برههاي موفقيتآميز نبوده و هيچ كدام از نهضتهاي مقطعي مبارزه با رابطه بين لباس و هويت جنسي از سوي زنان مورد پذيرش قرار نگرفته است.
به گفته وي، اينكه گفته ميشود دولت متولي برخورد با بدحجابي است واژه درستي نيست بلكه بايد گفته شود دولت متولي اصلاح وضعيت حجاب در جامعه و بازگرداندن به اصول فطري و اخلاقي است. "
به اعتقاد اسفنديار رحيممشايي؛ رئيس دفتر رئيس جمهور و رئيس كميسيون فرهنگي دولت "بسياري از موضعگيريها عليه سخنان احمدينژاد درباره برخورد روش برخورد با بدحجابي نشان داده است كه اينها خود را نيازمند مطالعه موضع رئيسجمهور و آگاهي از اصل نظر ايشان نميدانند. "
برخوردهاي فصلي با بدحجابهاي تابستانه و زمستانه
----------------------------------------------------------------
طي سالهاي اخير با راه افتادن گشتهاي ارشاد نيروي انتظامي كه تابستان امسال كمرنگترين زمان حضورشان در خيابانهاي پايتخت تجربه كرديم شاهد برخوردهاي فصلي با بدحجابي بودهايم، برخوردهايي كه نبودنشان، مانتوهاي آستينكوتاه و بيآستين و پيراهن مردانه و تيشرتها را بر تن برخي از مخدرات كرده است.
جداي از اينكه وظيفه برقراري عفاف و حجاب در جامعه بر عهده دولت است، يا خير، مردم و مسئولان از 26 سازمان و وزارتخانهاي كه طبق قانون بايد در زمينه حجاب و عفاف وارد عمل شوند ميخواهند كمي جديتر به اين قضيه بنگرند.
به گفته زهره الهيان نماينده مردم تهران در مجلس وضعيت فعلي جامعه معقول نيست و اجراي طرح عفاف و حجاب بايد در اولويت كار دستگاههاي مرتبط قرار گيرد.
اميدواريم مسئولان به برخي اظهار نظرهاي خود درباره عفاف و حجاب رجوعي داشته باشند و هر چه سريعتر نسبت به اصلاح وضعيت موجود اقدام كنند و به قول خانوم جون «ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است
پرده اول:
يادش بخير خانوم جون هميشه به جوانهاي عزب نصيحت ميكرد كه سر به زير باشند و در كوچه و بازار زل نزنند به چشم مردم، اما نور به قبرت ببارد خانوم جون. الآن ديگر اين نصيحت، جواب نميدهد. سربه زير كه در خيابان راه ميروي پاهايي را ميبيني كه برهنهاند، نميدانم شايد فقير باشند چون شلوارهايشان برايشان كوتاه شده است! اما نه ظاهرا زنجيرهايي را به اين پاها بستهاند؛ شايد زندان بودهاند! خدا رهايشان كند.
خانوم جون خوش ميگفت كه «هر كسي بر طينت خود ميتند.»
پرده دوم:
هوا گرگ و ميش است، اتوبان؛ پاركينگ متحركي از خودروها شده است، همه براي رفع بيكاري گردن ميچرخانند خانمي كه ظاهرا يا از مهماني برگشته يا به يك شبنشيني دعوت است روسرياش را روي شانههايشان انداخته است، نگاهها كاملاً با هم حرف ميزنند، هوا گرم است؟ در كوچه بنبست گير كرده بوده و هنوز فكر ميكند 30 سال پيش است؟ اختلال حواس دارد؟ دو جنسيتي است؟
خانوم جون اين طور مواقع، حرف خوبي ميزد «آخر رختتو عوض كردي، بختتو چه ميكني؟»
پرده سوم:
ظهر يك روز كاري در شلوغترين خيابان پايتخت زنها و مردها پيراهن و شلوار به تن كردهاند با اين تفاوت كه پيراهن مردها آستين بلند است اما خانمها ... شايد همان «لباس ملي» كه سالها پيش قرار بود طراحي كنند همين است، پيراهني با آستين بالاي آرنج، شلواري آب رفته و شالي به عرض 15 سانتيمتر، اما نميدانم در حالي كه همه چيز آب ميرود چرا اندازه كيفها روز به روز بزرگتر ميشود! جالبتر از همه اينكه طي يكي دو سال اخير نميدانم آيا پزشكان موهاي مردم خبره شدهاند يا كلاهگيسها ارزان شده است موهايي كه در بالاي سر خانمها به افزايش قد آنها تا 20 سانتيمتر هم كمك ميكند البته اگر خانوم جون بود اينجا ميگفت: «رخت، بخت نميياره!»
تابستان بدحجاب!
------------------------
تابستان گرمي كه مسئولان همچون سالهاي گذشته پيش از آغاز آن براي اظهارنظر در خصوص حفظ حجاب و عفاف گوي سبقت را در خط و نشان كشيدن ميربودند در حالي به نيمه رسيده است كه مظاهر بدحجابي بيش از پيش خودنمايي ميكند.
پيش از آغاز تابستان از مراجع عظام تقليد، رئيس قوه قضائيه و نمايندگان مجلس گرفته تا نيروي انتظامي، وزارت كشور و احزاب از وضعيت حجاب و عفاف در سطح جامعه انتقادهاي متعددي را مطرح كردند و متفقالقول خواستار برخورد جدي با مظاهر بيعفتي و بيحجابي بودند اما به ناگاه چه اتفاقي باعث شد تا مسئولان در اجراي طرحهاي خود دست به عصا عمل كنند؟ مگر وزير كشور در اظهار نظرهاي رسانهاي خود پا را فراتر از "عفاف زنان " نگذاشت و اعلام نكرد كه با بيعفتي در مردان نيز با جديت برخورد خواهد شد؟
مردم هنوز لفظ «تبرج» را كه سردار رادان براي برخورد با خاطيان استفاده كرد فراموش نكردهاند، تأكيد مراجع عظام تقليد بر رفع بيحجابيها و بدحجابيها در جامعه، امسال بيش از سالهاي گذشته بود.
امسال خروج طرح "عفاف و حجاب " از بايگاني پس از گذشت 4 سال از زمان ابلاغ مصوبه آن در شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي 26 سازمان و وزارتخانه هم ظاهرا دردي را دوا نكرد.
حجتالاسلام حقشناس؛ مدير گروه مطالعات زنان و خانواده در پژوهشكده باقرالعلوم قم نيز بر اين اعتقاد است "بدتر شدن روز به روز وضعيت حجاب و عفاف در كشور نشان ميدهد اجراي اين طرح با مشكل روبرو است. "
به گفته وي، "اقدامات زيربنايي در اين زمينه زياد نيست و مجموعه تلاشها و حركتها در مقوله عفاف و حجاب ساده، مقطعي و كوتاه مدت بوده است. "
حجتالاسلام حقشناس تمام دستگاههاي نظام را در اين زمينه مسئول ميداند چرا كه حجاب به اعتقاد وي "پديده اجتماعي پيچيدهاي است كه به راحتي تغيير نمييابد و زمان بيشتر و مشاركت تمام اقشار جامعه را ميطلبد. "
بدحجابي؛ توطئه دشمن يا بيماري رواني؟!
----------------------------------------------------
نمايندگان عضو كميسيون امنيت ملي مجلس، بيحجابيها و بدحجابيهاي كنوني در سطح جامعه را توطئه دشمنان ميدانند كه عدهاي را اجير كردهاند تا هر روز با وضعيت نابهنجار در سطح جامعه تردد كند و الگوي افراد سادهلوح شود. اين در حالي است كه به اعتقاد برخي از روانشناسان از جمله منوچهر محمدي "اشخاصي كه حاضر ميشوند شلوارهاي كوتاهي كه متعلق به دلقكهاي سيرك است يا مانتوهايي كه چسبان با آستينهاي كوتاه هستند را به تن كنند اغلب مشكلات «خود كم بيني» و «حقارت» دارند. به همين دليل به دنبال جلب توجه و جذب نگاههاي افراد هستند. "
اين روانشناس ميگويد: "هيچ انساني كه از نظر رواني سالم و شخصيت تكامل يافتهاي داشته باشد حاضر نميشود شلوار يا مانتويي را كه با تيغ پاره كردهاند و ريشريش شده است براي حضور در اجتماع استفاده كنند. افراد سالم به دنبال ظاهر سالم هستند. "
چشم نازكي هنجارشكنان به خواستههاي مردم و مسئولان
-----------------------------------------------------------------------
عموم مردم از وضعيت فعلي حجاب در جامعه ابراز نارضايتي ميكنند از سوي ديگر مسئولان نيز به دنبال اصلاح هستند پس كساني كه چهره جامعه را با بيعفتيها و بدحجابيها مخدوش ميكنند از كجا آمدهاند؟
مرضيه ارجمندي؛ يك معلم بازنشسته است كه در پاسخ به اين پرسش ميگويد: "هيچ خانوادهاي راضي نيست از اينكه فرزندش با بيبندوباريهايي در جامعه مواجه شود اما خود خانوادهها به بهانه روشنفكري چارچوبي را براي جوانانشان تعريف نميكنند و آنها نيز به اقتضاي سنشان به دنبال جلب توجه هر چه بيشتر ميروند. "
برخلاف نظر خانم ارجمندي، آقايي كه فروشنده مانتو در يك پاساژ پررفتو آمد است معتقد است: "بدحجابيها تنها به دختران جوان محدود نميشود گاهي برخي از خانمهاي ميانسال درخواست لباسهايي از ما دارند كه 2 سايز از خودشان كوچكتر است. "
جداي از افرادي كه فساد اخلاقي دارند و با ظاهر خاص وارد جامعه ميشوند عموم دختران جواني كه تبديل به نماد بدحجابي شدهاند براي عقب نماندن از هم سن و سالانشان و براي اينكه انگ «سنتي بودن» به آنها نچسبد به سراغ لباسهاي خاص ميروند.
ساجده، دختر دانشجويي است كه همراه با مانتوي آستين كوتاهش ساق دست هم پوشيده است او درباره انتخاب نوع پوشش خود ميگويد: "واقعا اجناس فروشگاهها و مراكز خريد به گونهاي است كه وقتي يك مدلي تبديل به مد روز ميشود ديگر به راحتي نميتوان مدل ديگري را انتخاب كرد، من براي خريد يك مانتو كه معمولا در ذهن هر فردي يك مانتو بايد آستين بلند داشته باشد به چندين مغازه سر زدم اما سؤالي را ميپرسيدم كه براي خودم خندهدار بود با ورود به هر مغازه بايد ميگفتم «مانتوي آستينبلند داريد؟» جالب اين است كه آخر هم مجبور شدم مانتويي را بخرم كه آستينش بالاي آرنج است به همين خاطر ساق دست هم ميپوشم. "
عشرت شايق؛ نماينده سابق مجلس معتقد است كه "هيچ خانواده سالمي به دنبال اين نيست كه فرزندش در جامعهاي ناسالم رشد كند به همين دليل عدهاي بيبند و بار و بيكار در اكثر ساعات روز و شب، ظاهر شهر را كريه كردهاند و اين پيام را القاء ميكنند كه عموم مردم اينگونه هستند در حالي كه افرادي كه از نظر سطح تحصيلات، فرهنگ خانوادگي و كسب و كار در رتبه قابل قبولي هستند هيچگاه در طي روز با ظاهري خاص در خيابانها سرگردان نيستند و آنقدر مشغله دارند كه خودنمايي براي آنها جايگاهي ندارد. "
به گفته وي، مردم و مسئولان همه به دنبال چهره زيبا و پاك جامعه هستند اما نزديك شدن به اين مدينه فاضله نيازمند عزمي جديتر از سوي مسئولان است.
زهره الهيان، نماينده مردم تهران در مجلس نيز اجراي طرح حجاب و عفاف را مطالبه مردم از نمايندگان مجلس عنوان ميكند و ميگويد: "مردم به جهت اعتقادات، فرهنگ و باورهايشان به دنبال اجراي طرح عفاف و حجاب هستند و از ما ميپرسند كه دولت، نيروي انتظامي و ساير دستگاهها چه اقداماتي را انجام ميدهند؟ "
الهيان درباره كند شدن روند برخورد با بدحجابيها در حالي كه به اواسط تابستان رسيدهايم تصريح ميكند: "طرح حجاب و عفاف مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي دارد كه در واقع يك «قانون» است.از سوي ديگر وزارت كشور نيز قولهايي را در جهت تسريع در عملكرد خود در اين راستا به ما داده است اما ممكن است مسائلي باعث تحتالشعاع قرار گرفتن حجاب و عفاف شده باشد مثل تفاوت سليقهها و در اولويت قرار گرفتن چالشهاي ديگري كه در كشور وجود دارد. "
چشمپوشي از فرهنگسازي، خودداري از برخورد قهري
------------------------------------------------------------------
برخي رسانهها عامل تعطيلي طرح عفاف و حجاب را اظهارنظر صريح احمدينژاد، رئيسجمهور در رسانه ملي ميدانند كه عنوان كرد: برخوردها با بدحجابي ربطي به دولت ندارد و نبايد برخوردهاي سليقهاي در اجراي طرح داشت.
اين در حالي است كه مطابق قانون مصوب شوراي انقلاب فرهنگي طرح جامع گسترش فرهنگ حجاب و عفاف تنها به برخوردهاي قهري نيروي انتظامي محدود نميشود و 26 سازمان و وزارتخانه بايد براي بالا بردن سطح فرهنگ عفاف وارد عمل ميشدند كه نه تنها فرهنگسازي نشد بلكه برخورد قهري هم جمع شد.
مريم مجتهدزاده؛ رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري هم معتقد است: "هر كسي كه درصدد ابداع و تحميل روش به دولت باشد در واقع قانون را زير پا گذاشته است. تجربه تاريخي ثابت كرده است كه برخورد فيزيكي و افراطگرايانه با نمادهاي جنسيتي پوشش در هيچ برههاي موفقيتآميز نبوده و هيچ كدام از نهضتهاي مقطعي مبارزه با رابطه بين لباس و هويت جنسي از سوي زنان مورد پذيرش قرار نگرفته است.
به گفته وي، اينكه گفته ميشود دولت متولي برخورد با بدحجابي است واژه درستي نيست بلكه بايد گفته شود دولت متولي اصلاح وضعيت حجاب در جامعه و بازگرداندن به اصول فطري و اخلاقي است. "
به اعتقاد اسفنديار رحيممشايي؛ رئيس دفتر رئيس جمهور و رئيس كميسيون فرهنگي دولت "بسياري از موضعگيريها عليه سخنان احمدينژاد درباره برخورد روش برخورد با بدحجابي نشان داده است كه اينها خود را نيازمند مطالعه موضع رئيسجمهور و آگاهي از اصل نظر ايشان نميدانند. "
برخوردهاي فصلي با بدحجابهاي تابستانه و زمستانه
----------------------------------------------------------------
طي سالهاي اخير با راه افتادن گشتهاي ارشاد نيروي انتظامي كه تابستان امسال كمرنگترين زمان حضورشان در خيابانهاي پايتخت تجربه كرديم شاهد برخوردهاي فصلي با بدحجابي بودهايم، برخوردهايي كه نبودنشان، مانتوهاي آستينكوتاه و بيآستين و پيراهن مردانه و تيشرتها را بر تن برخي از مخدرات كرده است.
جداي از اينكه وظيفه برقراري عفاف و حجاب در جامعه بر عهده دولت است، يا خير، مردم و مسئولان از 26 سازمان و وزارتخانهاي كه طبق قانون بايد در زمينه حجاب و عفاف وارد عمل شوند ميخواهند كمي جديتر به اين قضيه بنگرند.
به گفته زهره الهيان نماينده مردم تهران در مجلس وضعيت فعلي جامعه معقول نيست و اجراي طرح عفاف و حجاب بايد در اولويت كار دستگاههاي مرتبط قرار گيرد.
اميدواريم مسئولان به برخي اظهار نظرهاي خود درباره عفاف و حجاب رجوعي داشته باشند و هر چه سريعتر نسبت به اصلاح وضعيت موجود اقدام كنند و به قول خانوم جون «ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است
اجاره مسکن قد کشید/ آقای وزیر! لیست افزایش اجاره خانه را بخوانید
خبرگزاری مهر - گروه اقتصادی: نرخ تورم تک رقمی شده، قیمت مسکن همچنان شیب نزولی دارد اما اجاره بهای مسکن به طور متوسط بیش از 20 درصد بالا رفته است. این مسئله نگرانی اجاره نشینان را که اغلب از اقشار آسیب پذیر جامعه هستند در پی داشته است.
به گزارش خبرنگار مهر، گرچه در اوایل سال مسئولان امر هرگونه افزایش قیمت را در اجاره بها رد می کردند اما هم اکنون آنان نیز اذعان دارند قیمت مسکن سیر افزایشی را تجربه می کند. عالی ترین مقام وزارت مسکن نیز روز جمعه با قبول این افزایش، آن را ناشی از احتکار مسکن دانسته است.
علی نیکزاد از برخورد با محتکران مسکن خبر داده و گفته است: مطابق قانون تعزیرات با احتکار کنندگان مسکن برخورد خواهد شد. آقای وزیر البته یادآور شده است: مطابق عرف همه ساله در فصل تابستان بالاترین میزان جابه جایی توسط مردم صورت میگیرد و این مسئله باعث می شود تا به صورت طبیعی قیمت اجاره بها هم افزایش یابد.
با توجه به اهمیت موضوع، خبرنگاران مهر در سطح استان تهران به آژانسهای املاک مراجعه و از آخرین تغییرات و تحولات اجاره بهای مسکن جویا شدند.
بررسی میدانی مهر نشان می دهد باوجود تک رقمی شدن نرخ تورم و تداوم سیر نزولی قیمت مسکن، اما قیمت اجاره بها با افزایش بیش از 20 درصدی ( به طور متوسط ) مواجه شده است به طوریکه متقاضیان خرید مسکن به دلیل ارائه نشدن تسهیلات بانکی قدرت خرید را از دست داده و به ناچار متحمل پرداخت اجارههای سنگین تر از دوران قبل از رکود شده اند.
فعالان بازار مسکن می گویند: تعیین سلیقه ای اجارهبها توسط صاحبان خانه و دخالت دلالان این بازار علاوه بر مختل کردن بازار مسکن بستر افزایش اجاره بها را به دنبال داشته، این در حالی است برخی صاحبان خانه به امید افزایش بیشتر اجاره بها و یافتن مستاجرهای پولدارتر، خانه های خود را خالی نگه می دارند که در کنار رکود ساخت و ساز، این بازار را با مشکلات بیشتری مواجه کرده است.
اما موضوعی که اغلب فعالان حوزه مسکن آن را از عوامل اصلی افزایش اجاره بها می دانند تمایل موجرها به دریافت اجاره بها و مستاجرها به رهن کامل است. به عبارتی، کاهش سود بانکی نسبت به تورم رغبت افراد را برای سپرده گذاری کاهش داده و افزایش هزینهها ، موجرها را برای کسب درآمد ماهانه از طریق اجاره بها راغب تر.
گذری بر بنگاههای مسکن نشان می دهد برای رهن کامل یک آپارتمان 33 متری یکخوابه در چهارراه نظام آباد باید 11 میلیون تومان پرداخت. برای اجاره آپارتمانی 43 متری در خیابان دربند علاوه بر پرداخت ودیعه 3 میلیون و 500 هزار تومانی باید ماهانه 350 هزار تومان اجاره داد و یک آپارتمان 70 متری در خیابان رسالت را با 3 میلیون تومان ودیعه و پرداخت 300 هزار تومان ماهانه اجاره کرد. برای آپارتمان 70 متری در خیابان شهدا 8 میلیون ودیعه و 400 هزار تومان اجاره باید پرداخت شود.
آپارتمانهای بالای 80 متر نیز از این افزایش قیمت بی نصیب نمانده اند به طوریکه برای اجاره یک واحد آپارتمان 80 متری در فردوس بهار شمالی باید 20 میلیون تومان ودیعه و 400 هزار تومان ماهانه پرداخت کرد. یک آپارتمان 78 متری 2 خوابه در شهران با 5 میلیون تومان ودیعه و 600 هزار تومان ماهانه اجاره کرد.
آپارتمانی 95 متری در خیابان دولت در مقابل 9 میلیون تومان ودیعه و 700 هزار تومان ماهانه ، خانه ای با متراژ مشابه در خیابان فرشته با 30 میلیون تومان ودیعه و 900 هزار تومان ماهانه و در شهرک غرب با 10 میلیون تومان ودیعه و 750 هزار تومان ماهانه اجاره بها به مستاجر داده می شود.
این در حالی است که در اوایل سال جاری رئیس اتحادیه مشاوران املاک در گفتگو با مهر از کاهش 10 تا 20 درصدی قیمت اجاره بهای مسکن ناشی از کاهش قیمت ملک در کشور تا پایان سال خبر داده بود که علت این پیش بینی را افزایش تسهیلات ساخت مسکن از 15 میلیون تومان به 25 میلیون تومان عنوان کرد اما این پیش بینی نیز محقق نشده است.
ارسلان فتحی پور رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی نیز اخیرا گفته است: کمیسیون اقتصادی پس از تعطیلات مجلس افزایش اجاره بهای مسکن را بررسی می کند. وی در خصوص دلایل افزایش نرخ اجاره بهای مسکن افزوده است: در حال حاضر فروش خانه راکد شده است و روزبه روز کاهش قیمت مسکن را در کشور شاهد هستیم و برعکس اجاره بها در حال افزایش است.
فتحی پور مدعی شده است: بسیاری از دست پنهان به علت ناتوانی در فروش مسکن با برنامه ریزی اجاره بها را افزایش داده و می خواهند با این وضعیت مردم را ناچار به خرید این خانه ها کنند.
در همین حال، اجاره بهای مسکن در حالی با افزایش مواجه شده است که قیمت خرید مسکن همچنان به سیر نزولی خود ادامه می دهد. البته بازار مسکن در سال 85 در سه مرحله ( تابستان، پاییز و زمستان) با انفجار قیمتها مواجه شد و در سال 86 نیز شاهد توقف افزایش قیمتها در این بخش بودیم
به گزارش خبرنگار مهر، گرچه در اوایل سال مسئولان امر هرگونه افزایش قیمت را در اجاره بها رد می کردند اما هم اکنون آنان نیز اذعان دارند قیمت مسکن سیر افزایشی را تجربه می کند. عالی ترین مقام وزارت مسکن نیز روز جمعه با قبول این افزایش، آن را ناشی از احتکار مسکن دانسته است.
علی نیکزاد از برخورد با محتکران مسکن خبر داده و گفته است: مطابق قانون تعزیرات با احتکار کنندگان مسکن برخورد خواهد شد. آقای وزیر البته یادآور شده است: مطابق عرف همه ساله در فصل تابستان بالاترین میزان جابه جایی توسط مردم صورت میگیرد و این مسئله باعث می شود تا به صورت طبیعی قیمت اجاره بها هم افزایش یابد.
با توجه به اهمیت موضوع، خبرنگاران مهر در سطح استان تهران به آژانسهای املاک مراجعه و از آخرین تغییرات و تحولات اجاره بهای مسکن جویا شدند.
بررسی میدانی مهر نشان می دهد باوجود تک رقمی شدن نرخ تورم و تداوم سیر نزولی قیمت مسکن، اما قیمت اجاره بها با افزایش بیش از 20 درصدی ( به طور متوسط ) مواجه شده است به طوریکه متقاضیان خرید مسکن به دلیل ارائه نشدن تسهیلات بانکی قدرت خرید را از دست داده و به ناچار متحمل پرداخت اجارههای سنگین تر از دوران قبل از رکود شده اند.
فعالان بازار مسکن می گویند: تعیین سلیقه ای اجارهبها توسط صاحبان خانه و دخالت دلالان این بازار علاوه بر مختل کردن بازار مسکن بستر افزایش اجاره بها را به دنبال داشته، این در حالی است برخی صاحبان خانه به امید افزایش بیشتر اجاره بها و یافتن مستاجرهای پولدارتر، خانه های خود را خالی نگه می دارند که در کنار رکود ساخت و ساز، این بازار را با مشکلات بیشتری مواجه کرده است.
اما موضوعی که اغلب فعالان حوزه مسکن آن را از عوامل اصلی افزایش اجاره بها می دانند تمایل موجرها به دریافت اجاره بها و مستاجرها به رهن کامل است. به عبارتی، کاهش سود بانکی نسبت به تورم رغبت افراد را برای سپرده گذاری کاهش داده و افزایش هزینهها ، موجرها را برای کسب درآمد ماهانه از طریق اجاره بها راغب تر.
گذری بر بنگاههای مسکن نشان می دهد برای رهن کامل یک آپارتمان 33 متری یکخوابه در چهارراه نظام آباد باید 11 میلیون تومان پرداخت. برای اجاره آپارتمانی 43 متری در خیابان دربند علاوه بر پرداخت ودیعه 3 میلیون و 500 هزار تومانی باید ماهانه 350 هزار تومان اجاره داد و یک آپارتمان 70 متری در خیابان رسالت را با 3 میلیون تومان ودیعه و پرداخت 300 هزار تومان ماهانه اجاره کرد. برای آپارتمان 70 متری در خیابان شهدا 8 میلیون ودیعه و 400 هزار تومان اجاره باید پرداخت شود.
آپارتمانهای بالای 80 متر نیز از این افزایش قیمت بی نصیب نمانده اند به طوریکه برای اجاره یک واحد آپارتمان 80 متری در فردوس بهار شمالی باید 20 میلیون تومان ودیعه و 400 هزار تومان ماهانه پرداخت کرد. یک آپارتمان 78 متری 2 خوابه در شهران با 5 میلیون تومان ودیعه و 600 هزار تومان ماهانه اجاره کرد.
آپارتمانی 95 متری در خیابان دولت در مقابل 9 میلیون تومان ودیعه و 700 هزار تومان ماهانه ، خانه ای با متراژ مشابه در خیابان فرشته با 30 میلیون تومان ودیعه و 900 هزار تومان ماهانه و در شهرک غرب با 10 میلیون تومان ودیعه و 750 هزار تومان ماهانه اجاره بها به مستاجر داده می شود.
این در حالی است که در اوایل سال جاری رئیس اتحادیه مشاوران املاک در گفتگو با مهر از کاهش 10 تا 20 درصدی قیمت اجاره بهای مسکن ناشی از کاهش قیمت ملک در کشور تا پایان سال خبر داده بود که علت این پیش بینی را افزایش تسهیلات ساخت مسکن از 15 میلیون تومان به 25 میلیون تومان عنوان کرد اما این پیش بینی نیز محقق نشده است.
ارسلان فتحی پور رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی نیز اخیرا گفته است: کمیسیون اقتصادی پس از تعطیلات مجلس افزایش اجاره بهای مسکن را بررسی می کند. وی در خصوص دلایل افزایش نرخ اجاره بهای مسکن افزوده است: در حال حاضر فروش خانه راکد شده است و روزبه روز کاهش قیمت مسکن را در کشور شاهد هستیم و برعکس اجاره بها در حال افزایش است.
فتحی پور مدعی شده است: بسیاری از دست پنهان به علت ناتوانی در فروش مسکن با برنامه ریزی اجاره بها را افزایش داده و می خواهند با این وضعیت مردم را ناچار به خرید این خانه ها کنند.
در همین حال، اجاره بهای مسکن در حالی با افزایش مواجه شده است که قیمت خرید مسکن همچنان به سیر نزولی خود ادامه می دهد. البته بازار مسکن در سال 85 در سه مرحله ( تابستان، پاییز و زمستان) با انفجار قیمتها مواجه شد و در سال 86 نیز شاهد توقف افزایش قیمتها در این بخش بودیم
ماندگار شدن منافقین در لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا
با انتشار جدیدترین لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان مجاهدین خلق(منافقین) علی رغم تمام تلاش ها و استفاده از لابی قدرت صهیونیستها و برخی اعضای کنگره آمریکا، برای چهاردهمین سال پیاپی در لیست تروریستی این کشور باقی ماند.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) با انتشار لیست تروریستی اداره ضد تروریسم وزارت خارجه آمریکا مشاهده میشود که نام گروهک منافقین باز هم همچون سالهای گذشته، این بار نیز در کنار نام 43 گروه دیگر از جمله پ ک ک، باسک، لشکر جهنگوی، القاعده و ابوسیاف به چشم میخورد.
دراین گزارش با تاکید بر سوابق متعدد تروریستی این فرقه آمده است: طی سال گذشته تاکنون نیز هیچ تغییری در وضعیت و مشخصات سازمان مجاهدین ایجاد نشده است و این سازمان مستحق خروج از این لیست نیست.
طی سالهای اخیر منافقین با صرف میلیونها دلار برای خروج از لیست تروریستی آمریکا تلاش کردهاند و چندی پیش نیز از وزارت خارجه آمریکا به دادگاه استیناف آمریکا در واشنگتن شکایت کردند و این دادگاه به وزارت خارجه آمریکا تاکید نمود روال تفهیم اتهام منافقین را به مجدد طی نماید اما منافقین با سوء استفاده از درخواست دادگاه استیناف آمریکا، اعلام کردند رای دادگاه بر خروج این فرقه از لیست تروریستی آمریکا تاکید دارد
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) با انتشار لیست تروریستی اداره ضد تروریسم وزارت خارجه آمریکا مشاهده میشود که نام گروهک منافقین باز هم همچون سالهای گذشته، این بار نیز در کنار نام 43 گروه دیگر از جمله پ ک ک، باسک، لشکر جهنگوی، القاعده و ابوسیاف به چشم میخورد.
دراین گزارش با تاکید بر سوابق متعدد تروریستی این فرقه آمده است: طی سال گذشته تاکنون نیز هیچ تغییری در وضعیت و مشخصات سازمان مجاهدین ایجاد نشده است و این سازمان مستحق خروج از این لیست نیست.
طی سالهای اخیر منافقین با صرف میلیونها دلار برای خروج از لیست تروریستی آمریکا تلاش کردهاند و چندی پیش نیز از وزارت خارجه آمریکا به دادگاه استیناف آمریکا در واشنگتن شکایت کردند و این دادگاه به وزارت خارجه آمریکا تاکید نمود روال تفهیم اتهام منافقین را به مجدد طی نماید اما منافقین با سوء استفاده از درخواست دادگاه استیناف آمریکا، اعلام کردند رای دادگاه بر خروج این فرقه از لیست تروریستی آمریکا تاکید دارد
احمدينژاد :اگر روزي با اسم بردن از مفسدان اقتصادي كارها پيش برود اين كار را ميكنم
رييسجمهور گفت: بالاترين سطح آزادي در جمهوري اسلامي ايران است و عدهاي كاري نكنند كه اين را مخدوش كنند و بهانه به دست برخي از افراد ندهند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر محمود احمدينژاد در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار و تجليل از خانواده شهداي رسانه با تبريك روز خبرنگار در پاسخ به مطلب يكي از مهمانان حاضر در اين جلسه كه گفته بود برخي از خبرنگاراني كه به خارج از كشور رفتهاند، اكنون براي بازگشت به كشور مشكلاتي دارند، گفت: هر ايراني هر كجاي دنيا كه باشد هر لحظه ميتواند به وطن خود بيايد و در وطن خود حضور پيدا كند و نميتوان مانع رفت و آمد آنها به وطنشان شد.
وي ادامه داد: همه عزيز هستند و هيچ كسي منعي براي ورود ايرانيان ندارد. عزيزاني هستند كه در نقاط مختلف دنيا ساكن هستند و ميتوانند به وطن برگردند و اگر مشكل حقوقي در كشوري كه ساكن هستند دارند و يا تحت فشارهاي سياسي و اقتصادي در آن كشور هستند ميتوانند به شوراي عالي ايرانيان اين مشكلشان را انتقال دهند تا مشكلشان رفع شود. اگر ميخواهند به ايران بازگردند و خدمت كنند راه باز است. از ناحيه دولت به معناي دولت مانعي وجود ندارد. البته اگر بحثي در دستگاه قضايي مثل شكايت و يا مواردي مثل اين باشد بايد پيگيري شود تا مشكل حل شود.
وي در ادامه به تعامل دولت با رسانهها اشاره كرد و گفت: فكر ميكنم بيشترين سطح تماس با رسانهها را در دولت نهم و دهم داشتهايم. من خودم اينقدر ارتباط دارم كه برخي اعتراض ميكنند كه چرا اينقدر زياد. جلسات ما با خبرنگاران تقريبا آزاد بوده و هر كسي هر سوالي كه داشته ميتواند بپرسد. در سطح بينالمللي نيز اينگونه بوده است و خبرنگاران اجازه داشتهاند هر سوالي را بپرسند و من فكر ميكنم دولت نهم و دهم گستردهترين سطح تماس با رسانهها را داشته است. البته نميگويم اين كافي است ولي تا آنجا كه امكانپذير بوده اين ارتباطات گسترده بوده و ايجاد شده است.
رييسجمهور در ادامه به سخنان برخي از ميهمانان اين جلسه اشاره كرد و گفت: برخي از حرفهاي شما را قبول دارم. من قبول ندارم كه اگر نويسنده يك مقالهاي نوشت و نقدي كرد، فورا با آن برخورد شود و به هر قيمتي كه شده آن را محكوم كنند. من به صراحت ميگويم كه اين را قبول ندارم. در اين چهار – پنج سال فكر ميكنم ما شاهد بيشترين نقد و انتقاد و حتي تخريب عليه دولت بودهايم و من اينجا اعلام ميكنم كه هر دستگاهي در هر جايي از هر خبرنگاري طرح شكايت كرده از طرف دولت شكايتش را پس بگيرد.
وي گفت: من قبول دارم كه برخي براي خود مصونيت درست كردهاند. اين درست نيست. طبق قانون شخصيتهايي بايد حريمشان به خاطر حفظ استقلال و منافع كشور حفظ شود، مثل امام و رهبري و رييسجمهور و هر كس اتهامي را وارد كرد بايد مدعيالعموم خود وارد شود و شكايت كند. البته راجع به من اين اتفاق نيفتاده است. من ناراحت اين موضوع نيستم. من نوكر مردم هستم، اما ديگران نيز نبايد برخي مصونيتهايي را براي خود تصور و حلقههايي را ايجاد كنند و اينكه مثلا كسي مقالهاي نوشته و در آن مقاله اسم كسي را نيز نبرده است، ولي ميآيند و ميگويند چون به فلان آقا برخورده شما بايد بياييد و جواب بدهيد. رييسجمهور ادامه داد: جالب است اتفاق اخيري كه رخ داد، هيات منصفه به اتفاق آرا گفته بود كه فلان فرد به خاطر انتشار فلان مقاله مجرم نيست و در واقع فقط انتقاد كرده ولي قاضي مربوطه گفته است كه من اجازه دارم برخلاف هيات منصفه راي بدهم و هفت ماه حبس تعليقي براي اين فرد قاضي در نظر گرفته است.
رييسجمهور با اشاره به نقش رسانهها و اهميت كار خبر، گفت: امروز نقش رسانهها و اهميت خبر يك نقش بيبديل است، امروز بدون خبر و رسانه نميتوان زندگي كرد.
وي با بيان اينكه هيچ جرياني امروز بدون رسانه و خبر امكان گسترش و بقا ندارد، گفت: از پيچيدهترين كارها، كار اطلاعرساني و كار رسانه است.
احمدينژاد ادامه داد: اين حرف درستي نيست كه بگوييم رسانه يك امر مطلق و بيرنگ است و اين نشدني است. رنگ و بوي رسانه برآمده از بستري است كه از آنجا برخاسته است.
رييسجمهور با بيان اينكه امروز كساني كه شعار اطلاعرساني آزاد، دسترسي آزاد به اطلاعات و اينكه دانستن حق مردم است ميدهند، برعكس اين شعارها عمل ميكنند، گفت: ميبينيد خبرنگاري كه 30 سال كار كرده به خاطر يك كلمه نوشتن در وبلاگ شخصياش و اينكه مطلبي گذاشته كه گوشهاي به صهيونيستها ميزند با خشونت هر چه تمامتر او را از محل كارش اخراج ميكنند و در واقع كسي كه در نقطه مقابل سياستهاي استكباري بايستد تمام خدماتش را ناديده ميگيرند و او را اخراج ميكنند و اين كار از سوي كساني صورت ميگيرد كه مدعي اين حرفها يعني آزادي انديشه و اطلاعرساني هستند. در آمريكا سنگينترين خفقان فكري و انديشه وجود دارد.
رييسجمهور ادامه داد: كساني كه هدفشان تسلط بر دنيا است براي گسترش هر چه بيشتر اين تسلط به صورت هر چه تمامتر از ابزار و عنصر رسانه استفاده ميكنند. آنها سنگينترين تهاجمات رواني را با رسانه سازماندهي ميكنند. با خبر و خبررساني و پوشش اخبار به افكار عمومي القا ميكنند كه اقتدار مطلق دارند و در واقع اينگونه القا ميكنند كه خيلي توانمند هستند. با رسانه خود را طرفدار آزادي و حقوق بشر معرفي ميكنند با آن كه جنايتهاي بزرگي را انجام دادهاند. در نقطه مقابل جبهه آزاديخواهان را متفرق، ضعيف و عقبافتاده معرفي ميكنند.
احمدينژاد گفت: شب گذشته در تلويزيون آگهياي در وسط سريال زير هشت منتشر شد كه البته گويي حواسشان نبود. تبليغ تلفن همراه بود و تبليغ ميكرد كه شما به كشورهاي مختلف ميرويد ميتوانيد با استفاده از اين تلفن با داخل ارتباط برقرار كنيد. وقتي كه اسم كشورهاي آفريقايي و عربي را ميگفت چهره يك مرد سوار بر شتر و در بيابان را پخش ميكرد ولي وقتي كه اسم كشورهاي اروپايي را آورد، هواپيما و برج و اينها را پخش كرد. با زدن اين مثال ميخواستم بگويم كه چقدر آنها با تبليغات سعي ميكنند ذهنيتها و افكار عمومي را شكل دهند.
رييسجمهور گفت: آنها در واقع با رسانهها سعي ميكنند ما را ضعيف، كوچك، حقير و ناتوان و ناكارآمد معرفي كنند.
به گزارش ايسنا رييسجمهور در ادامه با بيان اينكه بيعرضهترين، كمبهرهترين و ناكارآمدترين مديريت را كشورهاي غربي دارند، گفت: من ميتوانم اين را اثبات كنم. ما با چه درآمدي كشور را اداره ميكنيم، چه مقدار نفت ميفروشيم و چقدر ماليات ميگيريم، اينها همه معلوم است، ولي آنها از كجا آوردهاند و روي هم چيدند، از كدام كشورها آوردهاند، ما بيش از 200 سال شاهد بردهداري جديد بوديم، صدها ميليون انسان را به بيگاري كشيدهاند و مفت و مجاني براي آنها كار كردهاند، مزارعشان را آباد كردهاند، چقدر منابع كشورها را غارت كردهاند، چه ملتهايي كه در فقر هستند و نميدانند كه چقدر معادن آنها توسط استعمارگران به قيمتهاي مفت غارت شده است، چقدر نفت ملتها را به قيمت مفت ميبرند و ميبينيم كه خريدار نفت دو برابر فروشنده نفت سود ميبرد.
وي افزود: قبل از اينكه روي اين نفت كاري انجام دهد، اجازه نميدهند كه قيمت واقعي نفت مشخص شود و از روي تحميلهاي سياسي بر روي نفت چه سودهايي ميبرند و اينكه چگونه آنها كسري بودجه خود را به ديگر كشورها منتقل ميكنند، ميبينيد در مورد مردم افغانستان چه كردهاند، كساني كه صدام را تجهيز كرده بودند به بهانه مبارزه با كشتار سلاح جمعي آمدند و به عراق لشكركشي كردند و به گونهاي تبليغ ميكنند كه گويي ملت عراق، ملتي مجرم و تروريسم است. ميبينيد كه در فلسطين چه جنايتهايي ميكنند و كسي كه مورد ظلم واقع ميشود را فردي خشن و تروريسم معرفي ميكنند و ميبينيد اين كارها را با رسانهها ميكنند، ماجرايي را به نام هولوكاست ساخته و پرداخته كردهاند و با تبليغات در ذهن مردم آن را رسوخ دادهاند و جا انداختهاند و اين كارها را با رسانه و تبليغات انجام دادهاند حتي تا حدي اين كار را به پيش بردند كه ميبينيد كه كساني در داخل كشور كه مدعي خط امام و انقلاب هستند، نميتوانند باور كنند كه اين ماجرا يعني هولوكاست ساختگي است و براي تسلط ملتها ايجاد شده است و ساختگي بودن آن نيز مشخص است، چرا كه اجازه نميدهند در مورد آن تحقيقات شود.
احمدينژاد ادامه داد: ماجراي يازده سپتامبر چه بود؟ ديديد كه با ايجاد فضاي تبليغاتي و رسانه، افكار عمومي را به نحوي شكل دادند كه بتوانند به افغانستان و عراق حمله كنند. در ماجراي يازده سپتامبر گفتند كه سه هزار نفر كشته شدهاند و در بين اين سه هزار نفر هيچ صهيونيستي نبود و از روز قبل به صهيونيستها گفته بودند كه سر كار نيايند و در اثر حمله آنها به عراق بيش از 110 هزار نفر كشته شدهاند، صدها هزار نفر در افغانستان كشته شدهاند.
رييسجمهور در بخش ديگري از صحبتهاي خود با بيان اينكه مظلومترين ملتهاي تاريخ، ملت ايران است،گفت: معادله را ببينيد كه چگونه شكل دادهاند كسي كه 20 هزار بمب اتم ذخيره كرده است مدعي ميشود و ميگويد كه ممكن است ايران بمب بسازد و با اتكا به رسانهها، هياهو ايجاد ميكنند.
وي با بيان اينكه غربيها از رسانه به عنوان ابزار جنگ عليه ملتها استفاده ميكنند، گفت: آنها با رسانه خود را متمدن معرفي ميكنند، ولي شما اگر اهل مطالعه باشيد متوجه ميشويد كه متوحشتر از آنها در تاريخ وجود ندارد. چه كسي جنگ راه انداخت تا سلاحهايش را بفروشد؟ چه كساني ميكروب توليد كردند تا بتوانند دارو بفروشند؟ آنها ديگران را تحقير ميكنند و خود را متمدن معرفي ميكنند. غيردموكراتترين حكومتها را آزاديخواه معرفي ميكنند. خشنترين ديكتاتورها مورد حمايت آمريكا هستند و حكومتهاي آزادهخواه مورد بغض دولت آمريكاست.
رييسجمهور با بيان اينكه ضعيفترين ارتش در طول تاريخ، ارتش آمريكا بوده است و در هيچ جنگي پيروز نشده است، گفت: آنها هر جا وارد شدند شكست خوردند، ولي با رسانه و تبليغات، جور ديگري خود را معرفي ميكنند و ابهت دروغين براي خود درست ميكنند.
وي با بيان اينكه امروز ما شاهد يك جنگ واقعي هستيم، گفت: در واقع اين جنگ، جنگ سنگين رسانهاي است، آنها با ابزار رسانه ديگران را عقب افتاده معرفي ميكنند و خودشان را پيشرفته و متمدن، در حالي كه خشنترين رفتارها در خود آمريكا صورت ميگيرد، ديديد كه پليس آمريكا چه كار ميكند وقتي كه به كسي مشكوك ميشود درجا ميكشد و اين اختيار را دارد كه بكشد، آنها با رسانه مانع انتشار واقعيتها ميشوند، بمباران خبري ايجاد ميكنند كه حقايق منتشر نشود، ما امروز در يك جنگ گسترده و همه جانبه رسانهاي قرار داريم كه عليه ما و ملتها تدارك ديده شده است و در واقع رسانه جزء برندهترين سلاح آنهاست و سلاح اقتصادي و سياسي اينقدر اثر نداشته است كه سلاح رسانه اثر دارد.
به گزارش ايسنا رييسجمهور با اشاره به تاثيرات رسانه و همچنين ايجاد ماجرا به وسيله رسانه از سوي غربيها گفت: همين دو روز گذشته در همدان ديديد كه چه اتفاقي افتاد. ما به زيارت مردم همدان رفته بوديم و مردم همدان نيز به استقبال آمده بودند و جمعيت زيادي بود. در بين جمعيت يك نفر يك ترقه از آن ترقه رنگيها كه در چهارشنبه سوري ميزنند، انداخت و با هر انگيزهاي انجام داد و ملت نيز آن طرف ما حضور داشتند و تكاني نخوردند و اتفاقي نيفتاد، ولي ديديد كه بلافاصله شروع شد، كمتر از يكي دو دقيقه خبر را منتشر كردند. البته اول يك شبكه داخلي خبر را زد و بعد ديديد كه آنها چه غوغايي درست كردند. گفتند كه چقدر زخمي و كشته داده، احمدينژاد را به يك نقطه نامعلوم بردهاند. سرنوشت احمدينژاد معلوم نيست چه شده. در حالي كه ما در بين مردم بوديم و سخنراني ميكرديم و آنها داشتند اين قضيه را پر و بال ميدادند.
احمدينژاد با بيان اينكه بسياري از شبكههاي خارجي براي تاثيرگذاري بر ذهن ملتها ايجاد شده است، گفت: ما بايد از كار رسانهاي حداكثر استفاده را بكنيم. البته ما نميتوانيم خبر غيرواقعي را منتشر كنيم و از نظر اخلاقي نيز اين حق را نداريم. ما در نقطه مقابل آنها قرار داريم. ما فكر ميكنيم كه بايد خبر درست باشد، اميدآفرين و اميدبخش باشد و به نفع ملتها باشد و فكر ميكنيم كه اگر انسانها اميدوار باشند زودتر بساط ظلم جمع ميشود و اگر مردم مايوس باشند كاري نميتوان كرد.
رييس جمهور افزود: ما فكر ميكنيم تك تك انسانها محترمند و ارزش دارند و بايد عادلانه رفتار كنيم. ما بدخواه ديگران نيستيم، حتي بدخواه مردم آمريكا و آقاي بوش نيز نيستيم و اگر با آقاي بوش مقابله ميكنيم به خاطر فسادي است كه در جامعه ايجاد ميكند و ميخواهيم جلوي اين فساد را بگيريم و به نفع او نيز هست.
وي با بيان اينكه رسانهها در عرصه داخلي و بينالمللي مسووليت دارند، گفت: همانطور كه دوستان تاكيد كردند امروز ايران يك كشور در كنار ساير كشورها نيست. ايران يك جغرافيا و يك قوم نيست. ايران امروز يك فرهنگ است. ايران امروز يك مكتب و جريان تاريخي است و پرچمدار ايستادگي در برابر زورگويان. امروز ايران نقطه اتكاي ملتهاست. نام ايران مصادف است با خداپرستي، مبارزه با ظلم.
رييسجمهور گفت: البته مشكلات زيادي داريم. هنوز حيات طيبه برپا نشده است و جامعه جهاني آرماني برپا نشده است كه مشكلات مادي از پيش پاي بشريت برداشته شود. نوري در ايران درخشيده است و اميدها به ايران است. مهمترين ماموريت ما حفظ ايران است، بايد اقتدار و توانمندي ايران حفظ شود.
احمدينژاد با اشاره به قطعنامههاي غربيها عليه ايران گفت: آنها يك كاغذپاره به نام قطعنامه و تحريم نوشتهاند كه براي ما ارزشي ندارد. آنها ميخواهند به ملت ايران فشار بياورند و دروغ ميگويند كه ما نميخواهيم به ملت ايران فشار بياوريم. آنها ميگويند ميخواهيم به ملت ايران فشار بياوريم كه آنها نيز به دولت ايران فشار بياورند. واقعا چه احمقهايي بر دنيا حاكم هستند. اينها ارزشي ندارد. ميخواهند با تبليغات فشار بياورند و بگويند كه ايران عقبنشيني كرده است.
وي گفت: امروز بايد از اقتدار، مكتب و هويت ايران، سرزمين و وحدت ايران با تمام وجود دفاع كنيم و اين دفاع، دفاع از انسانيت و آرمان مشترك بشري است. بحث مليگرايي نيست. برخي اشتباه متوجه شدهاند و ايرانيان هيچ وقت مليگرا به معناي انحرافي آن نبودهاند. ملت ايران داشتههاي خود را با دنيا تقسيم كرده است.
رييسجمهور با بيان اينكه بهترين نقدها و عالمانهترين نقدها بايد در ايران صورت بگيرد، گفت: ما بايد در عرصه خبر، افق جهاني را در نظر بگيريم، ما در جنگ رسانهاي بايد بايستيم و از خودمان دفاع كنيم و شما در خط مقدم قرار داريد. ما بايد در مقياس انسان و جهان برنامهريزي كنيم.
وي خطاب به اهالي رسانه گفت: ميليونها گوش شنوا براي شنيدن پيام ملت ايران آماده است و ما بايد از اين ظرفيت استفاده كنيم و رسانهها در انتقال پيام ملت ايران و انقلاب اسلامي نقش اساسي دارند.
رييسجمهور با بيان اينكه ميخواهم چند سفارش به اعضاي دولت، خبرنگاران و مديران مسوول رسانهها داشته باشم، گفت: سفارش اولم به دولت است. اينكه ما بايد سعه صدر داشته باشيم. رسانهها با دولت و حكومت يك خانواده هستند. ما همه يك ماموريت داريم و آن ساختن ايران است. ما بايد براي ساختن ايران تلاش كنيم و اين ماموريت يعني بلند كردن پرچم توحيد، عدالت و ايستادن در برابر زورگويان و خودخواهان بر عهده اين خانواده است. ما همه يك خانواده هستيم و تقسيم كار صورت گرفته است. كساني كه ميخواهند به تقابلها دامن بزنند از خانواده ما نيستند. من از وزرا و روابط عموميها و مسوولان ميخواهم كه ارتباط بيشتري با رسانهها داشته باشند. ارتباط را گسترده كنند، تعامل بيشتري داشته باشند، گفتوگوهاي بيشتري صورت بگيرد و ما بايد همه ايران را بسازيم.
احمدينژاد گفت: در اين جلسه بحثهايي را وزير ارشاد در مورد بيمه تكميلي خبرنگاران، مسكن خبرنگاران و اينكه خبرنگاري شغل سخت و زيانآوري است، مطرح كردند. من قبول دارم. شما فرزندان و سرمايههاي اين ملت هستيد. ما خودمان را از شما و شما را از خودمان ميدانيم و جدايي وجود ندارد.
وي در ادامه خطاب به رسانهها گفت: كار رسانه كار مقدسي است. آقاي زريبافان در اين جلسه گفتند 317 خبرنگار شهيد داريم و اين به نسبت جمعيت خبرنگاران زياد است. در يك حادثه سقوط هواپيما دهها خبرنگار به رحمت خدا پيوستند. خبرنگار بايد در موقعيتهاي سخت حضور پيدا كند. در موقعيتهايي كه خطر وجود دارد، من در سفرهاي استاني غصه خبرنگاران را ميخورم. خبرنگاران كه به هر حال زودتر از ما ميروند، ديرتر از ما برميگردند و بايد در حين خبر خواندن و گزارش دادن، به برنامه بعدي نيز برسند و دائم بايد بدوند. فشار و سرعت اين كار بسيار بالاست و من اين را ميفهمم.
رييسجمهور خطاب به خبرنگاران با بيان اينكه قدر خودتان را بدانيد، تصريح كرد: شما خبرنگاران در خط مقدم يك ملت قرار داريد. قدر خودتان را بدهيد. ظرفيتهايتان را گسترش دهيد. مطالعاتتان را زياد كنيد. برخي از خبرنگاران كه براي مصاحبه با من ميآيند ميفهمم كه آنها قبل از مصاحبه، ساعتها مطالعه كردهاند، اخبار را رصد كردهاند و با بالاترين آگاهي براي مصاحبه ميآيند. شما خبرنگاران بايد مطالعهتان زياد باشد و اطلاعات دقيق و صحيحي راجع به تاريخ كشورمان و اتفاقات داشته باشيد.
رييسجمهور با اشاره به اهميت آزادمنشي در عرصه خبر گفت: بايد حق را گفت. البته معنايش اين نيست كه هر حقي را بگوييم، بلكه برخي مواقع بايد يك حق را در سينه نگه داريم، ولي اگر مطلبي را ميگوييم بايد حق باشد و حق را بگوييم. بايد تلاش كنيم كه اميد در جامعه افزايش پيدا كند. خبرنگار بايد عاشق انسان باشد و خبرنگاري بدون عشق به انسان محال است. اگر در دنياي غرب خفقان سنگيني كه وجود دارد برداشته شود ميبينيد كه جامعه خبري در آنجا نيز جامعه مردمي است.
احمدينژاد خطاب به مديران مسوول رسانهها گفت: يك مقدار كمتر به خبرنگاران و تهيهكنندگان خبر فشار بياوريد. خبرنگاراني به من رجوع كردند كه گفتند در ماه 60-70 هزار تومان حقوق ميگيرند. بايد اين مشكل رفع شود. به خبرنگاران توجه بيشتري شود و دولت نيز كمك ميكند. از سوي مسوولان كمتر خبرنگاران را تحت فشار قرار دهيد و اگر خبر درستي تهيه كرده است بگذاريد كه منتشر شود. بگذاريد در روزنامه شما نيز يك خبر از خدمات دولت منتشر شود.
وي گفت: ما همه يك خانواده هستيم. ممكن است كه اختلاف سليقه داشته باشيم، ولي اين دوستيها نبايد به هم بخورد. ما با هم دوست هستيم.
رييسجمهور همچنين ادامه داد: بايد مديران رسانهها اجازه دهند كه خبرنگاران و تحليلگران كمي بازتر باشند و كمك كنيم كه مشكلاتي كه دارند رفع شود.
احمدينژاد همچنين در اين جلسه در پاسخ به اظهارات يكي از خبرنگاران درباره اهميت مبارزه با مفاسد اقتصادي و اينكه به نظر ميرسد عزم دولت جهت برخورد با مفاسد اقتصادي كمتر شده است، گفت: دولت مبارزه با مفاسد اقتصادي را با قدرت دنبال ميكند و عزم دولت براي مبارزه نه تنها كمتر نشده بلكه ما تقريبا تمام راههايي كه اين اجازه را براي مفاسد اقتصادي ميداد بستهايم. البته نميگويم كه كاملا بسته شده است. گوشه و كنار ممكن است راههايي باقي مانده باشد، ولي ما تقريبا تمامي راهها را بستهايم و دولت در اين ارتباط مصمم است.
وي گفت: ما اميدواريم كه مفسدان اقتصادي مجازات شوند تا مردم خوشحال شوند.
رييسجمهور گفت: من مشكلي در نام بردن مفسدان اقتصادي ندارم و مطمئن باشيد اگر روزي به جايي برسيم كه كارها در اين زمينه جلو نرود و با اسم بردن از مفسدان اقتصادي كارها پيش برود بدانيد اين كار را ميكنم، اما هنوز مايوس نشدهام و اميدوارم كه ديگران نيز همراهي كنند.
احمدينژاد گفت: مفاسد اقتصادي خيلي كم شده ولي كمش هم بد است. يك دانه آن هم بد است و اضافي است.
وي خطاب به خبرنگاري كه در اين زمينه صحبت كرده بود، گفت: آقاي مردوخي گويا يادتان رفته است من 10-12 دقيقه در اين مورد صحبت كردم چه غوغايي شد. خبرنگار خطاب به احمدينژاد گفت شما بتشكن هستيد. احمدينژاد خطاب به وي گفت: بتشكن شما، ملت و فرهنگ و تمدن ايران است.
رييسجمهور در ادامه با گراميداشت ياد شهداي رسانه گفت: اين شهدا راه را براي ما ترسيم كردهاند. راه آزادگي، عشق به خوبيها و خدمتگزاري صادقانه به ملت.
احمدينژاد همچنين گفت: بار ديگر روز خبرنگار را به خبرنگاران تبريك ميگويم.
در اين مراسم علاوه بر رييسجمهور، مشايي رييس دفتر رييسجمهور، وزير ارشاد و تعدادي از مسوولان مطبوعات سخنراني كردند.
همچنين در اين مراسم به خانواده 18 تن از شهداي عرصه خبر لوحهاي تقديري اهدا و از آنها تقدير شد.
گفتني است از خانواده حسن قريب عكاس ايسنا نيز كه در حادثه سقوط هواپيماي C130 به شهادت رسيده بود، تقدير شد و خواهر وي به نمايندگي از خانوادهاش لوح تقدير را از رييسجمهور دريافت كرد.
گفتني است در اين مراسم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به برخي از مشكلات خبرنگاران و كارهايي كه اين وزارتخانه براي حل مشكلات خبرنگاران انجام داده است اشاره كرد
ناگفته هايي از زبان فرزند الهام
برنا: از دهه هفتاد در فضای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران واژه ای به نام آقازادگی پا به عرصه ظهور گذاشت. اولین چیزی که با شنیدن این کلمه به ذهن افراد به خصوص جوانان می رسد این است که فرزندان تمام مسوولین در نظام به نوعی با این واژه ارتباط دارند و در واقع آقازادگان کسانی هستند که از قدرت و منصب پدر خود استفاده نموده و اکنون دارای کانون قدرتی هستند و به عنوان مثال در دانشگاه اساتید به آنها به راحتی نمره می دهند یا مسائلی از این دست. سعی مان براین بود که برای اولین مصاحبه به سراغ پسران دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری برویم که به دلیل محدودیت ها امکان پذیر نشد. بنابراین به سراغ صادق الهام، فرزند دکتر غلامحسین الهام سخنگوی دولت نهم و نزدیکترین فرد به رییس جمهور رفتیم. صادق فرزند دوم و آخر دکتر الهام و متولد سال 1364 است. برادر بزرگتر و متأهلی هم دارد که تقریبا دو سال از خودش بزرگتر است.
فوق لیسانس دانشگاه امام صادق (ع) است و می گوید: "هنوز دفاع پایان نامه ام انجام نشده و الحمدا... در مقطع دکترا هم پذیرفته شدم، ولی هنوز شروع نشده. لباس روحانیت را هم از دانشگاه امام صادق دارم."
* کجا زندگی می کنی؟
در حال حاضر با پدرم زندگی می کنم. منزل ما هم دیگر آدرسش همه جا رفته. کیلومتر 5 جاده کرج است. البته مدتی هم به اجبار در پاستور ساکن بودیم.
* پدرت را چطور توصیف می کنی؟
از جنبه هایی مختلفی می شود او را توصیف کرد. منظورتان کدام جنبه است؟
* از طرف پسری که 25 سال با دکتر الهام زندگی کرده است.
پدری دلسوز. بعضی از خصایص او بسیار پسندیده ست. نمی دانم چقدر گفتنش درست باشد. پدرم از ابتدا دارای فرهنگ ساده زیستی بود ولی هیچوقت به خانواده در امور مالی سخت نمی گیرد و بسیار هم در خانه به فرزندان راحت می گیرد. ولی چون از ابتدای انقلاب و بعد هم مسائل جنگ همیشه مشاغل زیادی داشت شاید کمتر فرصت کرد که بنشیند و با فرزندانش صحبت کند. ولی از آن طرف هم با مدیریت نامحسوسی توانست در تربیت ما نقش داشته باشد.
در واقع مشغله کاری پدر باعث نشده که خانواده را از دست بدهد. از نظر سیاسی هم خوب خانواده ما خانواده ای سیاسی است. والده هم فردی سیاسی است و بحث سیاسی هم در خانه انجام می شود ولی نه به حالت کشمکش، پدر من در خانه بیشتر وقتش صرف بحث های سیاسی و دنبال کردن اخبار از طریق روزنامه و سایت ها می شود.
از جنبه بیرونی هم که بعنوان سیاستمداری که ویژگی بارزش به عقیده من دو چیز است: داشتن تفکر انقلابی و ساده زیستی. موضوعی که شاید خیلی کم پیدا شود و نکته آخر این که او چهره ای علمی است و تلاش هم بر این بوده که بیشتر کار علمی انجام دهد و سابقه هم نشان داده کارهای علمی هم برای خودشان هم برای جامعه مفید تر بوده تا کارهای اجرایی.
*گفتید که پدر از تربیت شما باز نماندند، خوب پدر و مادر شما افرادی کاملا سیاسی هستند. این تربیت به چه صورت انجام شده است؟
فکر می کنم عمده ترین کار مدیریتی پدرم انتخاب والده ما بوده است. چون او کسی را برگزید که کاملا توانایی فکری و عملی برای تربیت فرزندان را دارا است. مدیر خوب در یک مجموعه کسی را در سمت های مختلف آن مجموعه قرار می دهد که توانایی اجرای فکر و نظرات او را داشته باشد و قرار نیست که به صورت مستقیم دخالت کند. خوشبختانه کسی توسط پدر انتخاب شد که توانایی اجرای تفکرات پدرو شیوه تربیت اسلامی را دارا بوده است.
* می خواهم این مطلب بیشتر روشن شود. چون بنده به خاطر دارم که روزنامه "یالثارات الحسین" (ع) و "صبح" همیشه مطالبی از مادر شما داشت. منظور این است که مادر هم مشغله هایی از قبیل نویسندگی و تدریس دردانشگاه داشته اند پس چطور به تربیت شما می پرداختند؟
مادر بنده صد درصد در منزل هستند و اصلا شاغل نیستند و بیشتر وقت شان برای زندگی و خانه داری است. آن وقت اضافه ای که خانم ها مشغول تلفن زدن و خریدهای غیرضروری هستند را صرف انجام کارهای سیاسی، نوشتن مقاله و کتاب کرده و تاکید می کنم که او بیشتر عمرش را برای خانواده گذاشته و از خیلی چیزها مانند مدارج علمی بالاتر محروم شده.
* در چه رشته ای تحصیل می کنی؟
در رشته الهیات گرایش فقه و مبانی حقوق.
* چقدر نظر پدرتان در انتخاب این رشته تأثیر داشت و این رشته چقدر مرتبط با کار پدر است؟
این رشته ارتباط زیادی با رشته پدر ندارد. او معمولا در مشورت های خانوادگی هیچ وقت استبداد رای ندارد. حالا این تا چه اندازه خوب است بماند. البته برای ما که خوب بوده او بیشتر سعی کرده مشورت بدهد و اگر احساس کنند که مخالفت با نظرش زیاد است دیگر اصرار نمی کند. یکی از مطالبی که او رویش اصرار داشت این بود که من رشته حقوق بخوانم و به دانشگاه امام صادق (ع) راه پیدا کنم. چون بنده دانشگاه تهران هم الهیات پذیرفته شدم و با استفاده از امتیاز هیات علمی پدر می توانستم به حقوق تغییر رشته بدهم.
پدر خیلی اصرار داشت که حتی اگر امکان دارد در دانشگاه آزاد حقوق بخوانم، به دلیل موقعیت شغلی. ولی من نه اهل کار حقوقی هستم و نه علاقه ای به این نوع کار دارم. رشته من در دانشگاه امام صادق بیشتر فقه و اصول است. چون در مقطع فوق لیسانس فقط 4 واحد حقوق تدریس می شود. الان هم که ملبس به لباس روحانیت شده ام. در مقطع دکترا هم فقه الاقتصاد را ادامه خواهم داد.
پدر من همیشه افسوسی در زندگی دارند که چرا درس طلبگی را ادامه نداند. چون در حوزه هم بوده و زمانی که دید من وارد همین فضای روحانیت و طلبگی شدم پدر استقبال کرد و از من خواست که این راه را با تمام توان ادامه بدهم. که لااقل از تاسف ادامه ندادن طلبگی توسط خودشان کم شود.
* شما تقریبا 25 سال با پدرتان اختلاف سن دارید. صادق الهام چقدر تفاوت دیدگاه دارد با پدر؟ منظورم تفکرات اکنون پدرت است.
خوب کم اختلاف وجودندارد. ولی در کلیات با یکدیگر هم عقیده هستیم.
*محل اختلاف شما کجاست؟
چون من جوان هستم شاید گاهی مصلحت اندیشی ها و تسامح به معنای مثبت آن که توسط پدر انجام می شود برای من جای بحث دارد. طبیعتا من یک مقداری داغ تر هستم به دلیل جوانی و نداشتن منصب اجرایی و در واقع شخصیت حقوقی گاهی اصرار می کنم که مثلا شما جواب فلانی را اینطور باید می دادید و یا فلان مطلب را باید بگویید.
ولی پدر مراعات شخصیت و جایگاهی حقوقی ای را که دارد به حق انجام می دهد. عمده بحث های ما در مورد کیفیت بحث هاست ولی در مورد عقاید و نظر درباره اشخاص شاید تا 90 درصد با یکدیگر هم نظر هستیم. مگر در مورد افراد درجه دو یا سه که در راس امور نیستند و این طبیعی است.
*مبحثی هست به نام آقازادگی که در جامعه بسیار گسترش دارد، تعریف شما از آقازادگی چیست؟
یک بزرگی تعریفی از آقازادگی ارائه داده که من تعریف او را نقل قول می کنم. آقازاده امام زاده گان و اهل بیت هستند که مقدس و قابل احترام هستند. در طول این آقازادگی، عالم دین زادگی و فرزندان علمایی که در مسیر پدر حرکت کرده اند این ها هم دارای شرافت هستند و این نوع پسندیده است و من نیز این نوع را قبول دارم. اما مطلبی که الان مطرح است فرزند مسوول بودن و رانت های سیاسی است. این نوع آقازادگی را نه خود ما اجرا کردیم و نه خودمان به معنای استفاده از رانت قبول داریم .
*خودت را آقا زاده می دانی؟
من به حمدا... جنبه ای از آقازادگی که عرض کردم را دارا هستم به واسطه پدربزرگم آیت ا... دوانی و اجدادش که به علامه مجلسی (ره) می رسد. ولی اگر از نظر سیاسی بخواهید نه. در حالی که به موقعیت و جایگاه پدرم افتخار می کنم ولی اگر هم نبود برای بنده فرقی نمی کرد و باز هم تاکید می کنم که جایگاه علمی پدربرای من قابل احترام و دارای ارزش است. البته خیلی مواقع شغل ما و سمت های پدر برای بنده دردسرسازهم شده. در واقع جز حقوقدان بودن او در شورای نگهبان حضور در دولت برای من دردسر ساز بوده چون بالاخره مراجعه از طرف دیگران و دوستان زیاد شد.
*سمت هایی که پدر شما در آن مطرح شدند و به عنوان چهره شناخته شدند سخنگویی در قوه قضاییه، شورای نگهبان و غیره بوده است، تغییر سمت پدر (چون آقای الهام از سال 60 در کارهای اجرایی بوده اند) که باعث بیشتر مطرح شدن پدر شد، تأثیری در رفتارشان گذاشت؟
در سمت هایی که پدر داشتند تغییر زمانی صورت گرفت که پدر وارد دولت نهم شد، دیگر خانه نمی آمدند و فرصت صحبت کردن نداشتند و در عین حال ما هم انتقادات و حرف هایی داشتیم که پدر به دلیل خستگی توانایی پاسخگویی نداشتند و گاهی باعث دلخوری ما هم می شد. تغییر در همین مطالبی بود که عرض کردم وگر نه در مسائل رفتاری و مالی خیر.
*از رفتار پدر در خانه می گویی؟
همیشه دارای آرامش است و به قولی بهتر بگویم او اصلا بلد نیست داد بزند. گاهی هم اگر اشتباهی از من و برادرم سر می زد با آرامش برخورد می کردند. مثلا یکبار شیشه بزرگی توسط ما شکسته شد و خیلی ترسیده بودیم که پدر چطور برخورد می کند. وقتی پدر آمد و مادر موضوع را مطرح کرد او گفت من فکر کردم ماشین را دزدیده اند. شیشه که حالا مهم نیست. البته یک بار هم ماشین را دزدیدند. در کل با مسائل و خسارات مالی راحت کنار می آیند.
* نام غلامحسین الهام به عنوان پدر چقدر تأثیر داشته برای تحصیل در دانشگاه امام صادق (ع)؟ چون خیلی از اساتید همکار پدرت هستند...
فضای دانشگاه امام صادق به گونه ای نیست که به نسب کسی بها داده شود. حضرت آیت ا... مهدی کنی هم که به قول دوستان آشنا سرشان نمی شود. آنجا درس خواندن اولویت اول است حتی من برای مقطع دکترا مشکلی داشتم، زمانی که به ایشان مراجعه کردم هیچ کمکی خارج از قانون دانشگاه نکردند و فرمودند که خودتان باید حل کنید.
البته مشکلی که در واقع به همان دردسر ساز بودن مناصب پدر مربوط می شود این است که از دربان دانشگاه تا افراد دفتر حضرت آقای مهدوی کنی به بنده نامه داده اند برای رساندن به پدر و یا پیگیری مشکلی و از این جهت در رودربایستی با دوستان و اساتید بودم. بعضا هم کار انجام نمی شد و موجبات ناراحتی آنها را فراهم می کرد. در ضمن کار گروه فقه و اصول دانشگاه امام صادق (ع) گروهی کاملا علمی است. به دلیل حضور آقای باقری کنی برادر آقای مهدوی کنی از این جهت نام پدر برای بنده در دانشگاه منفعتی نداشته است.
*اگر طی چند ماه آینده پدر سمتی در جایگاهی دولتی بگیرد و به شما هم پیشنهاد کار بدهد به خاطر مدرک تحصیلیتان وارد آن کار می شوید؟
موضوعی که صورت مساله را پاک خواهد کرد این است که بنده اصلا علاقه ای به کارهای اجرایی که پدر انجام می دهند ندارم. بنابراین کار اجرایی پدر کاملا دور از زندگی شخصی من است و در مورد شغل هم بیشتر دوست دار تدریس هستم، ولی قطعا کاری را که در حوزه اجرایی است نمی پذیرم.
*وقتی کتاب "احمدی نژاد معجزه هزاره سوم" نوشته مادرت را خواندی چه نظری داشتی؟
خوب. نظر بنده که خیلی مثبت بود و اگرچه شاید اکنون نظرات یک مقدار تغییر کرده باشد، ولی من کتاب را خواندم و نویسنده آن را تحسین کردم و نظر پدر هم کاملا مثبت بود. این کتاب در شرایطی نوشته شد که تمام مؤمنان و حزب اللهی ها زیر یک پرچم بودند.
*نوشتن این کتاب موج انتقادهایی را به همراه داشت. نظر غلامحسین الهام در این باره چه بوده؟
بله درست است. پدر من مشخصا هیچ وقت به دنبال جلب نظر دشمنان و معاندان نبوده، ولی معمولا انتقادات را به دوستان در گوشی می گویند، برای اینکه دشمنان سوء استفاده نکنند. ولی همیشه فریادشان در مقابل معاندین انقلاب و نظام بلند است.
*خاطره ای از آیت ا... دوانی در ذهن داری. اصلا کمی در مورد ایشان توضیح می دهی؟
مادر تعبیر جالبی در مورد پدر خود دارند که می گویند: نمی دانم علاقه به روحانیت باعث علاقه به پدرم شد یا علاقه به پدر باعث علاقه به روحانیت. همچنین ارتباطی بین من و پدربزرگ نیز بود و هنوز برای خود من هم حل نشده است. کسانی که آیت ا... دوانی را دیده بودند از نزدیک خصوصیات برجسته اخلاقی و رفتاری ایشان را درک کرده اند. هرکس یک بار با او ملاقات می کرد این را متوجه می شد و حالا چه برسد به بنده که نوه اش بودم و از نظر چهره هم شباهتی به پدربزرگ داشتم که این علاقه را بین ما بیشتر کرده بود.
مطلبی را عرض می کنم و نمی دانم انتشار آن تا چه حد تأثیرگذار است. خودم نامه ای را نوشتم در مورد مسائلی که در سال 85 پیش آمده بود. خیلی پیش ایشان رفتند که پدربزرگ را در مقابل نوه قرار دهند، چون از علاقه بین ما با خبر بودند، ولی حضرت آیت ا.. دوانی هیچ مطلبی را به روی من نیاورد. خیلی ها تأسف خوردند که چرا این رابطه خراب نشد.
*غلامحسین الهام همیشه در کار اجرایی بوده و کمتر در منزل بوده. این در تفریح و نشاط شما تأثیر داشته؟ بالاخره پدر در این طور مسائل یکی از رکن ها هستند.
مسلما این مطلب درست است. ولی عرض کردم، مدیریت مادر باعث شد احساس کمبودی در این زمینه نکنیم. شاید اینطور تفریحات کم بود، ولی برای ما حل شده بود که نیازی نیست.
*الان چه تفریحی داری؟ آیا با پدر هم تفریح مشترکی داری؟
از وقتی که وارد دانشگاه امام صادق (ع) شدم آقای مهدوی کنی این را به من القا کردند که تفریح برای من کتاب خواندن است و این خیلی از فشار درس برای من کم کرد. پدر هم کلا زیاد اهل ورزش نیست. بر خلاف من که دو سوم عمرم را در ورزش گذراندم. شاید به شکلی به ورزش علاقه ای نداشتند. ولی همیشه در زمینه امور ورزشی فرزندان را یاری کرده. از نظر تامین مالی برای ثبت نام در باشگاه و مسائل مرتبط با آن الان هم گاهی اوقات به اجبار با پدر راهی استخر می شوم . تاکید می کنم که به اجبار آن هم 10 دقیقه (با خنده).
*مردم نسبت به فرزندان مسوولین دیدی دارند که هر شخصی که فرزند یکی از مسوولین است منفعت هایی کسب کرده. حالا در هر زمینه مثل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی تا چه حد این را قبول دارید؟
خوب مطمئنا دید مردم تفاوت پیدا می کند نسبت به فرزند یک مسوول. یعنی نمی شود گفت که دید مردم به من مثل یک آدم عادی است. نظر بنده این است که فرد نباید دنبال استفاده از این مرتبه و جایگاهی که پیدا شده است برود، ولی مسائلی که به طور غیرارادی پیش می آید مثل احترام گذاشتن افراد جامعه چیز بدی نیست. به طور کلی سوءاستفاده در هر زمینه ای چه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی به هیچ وجه قابل قبول نیست. مگر آن هایی که عرض کردم خود به خود به وجود می آید به دلیل جایگاه پدر.
* کمی از کودکیات می گویی؟
دو سال و نیمه بودم که به خاطر کار پدر در جنگ به اهواز رفتیم و خاطرات مبهمی از آن زمان دارم. فکر می کنم سال 67 بود و وضعیت موشک باران هم شدید شده بود. مادر من را به تهران برگرداند و خودش در اهواز ماند. خاطرم هست که در آخر جنگ اهواز هم مورد حمله قرار گرفته بود. من پیش پدربزرگم زندگی کردم. آن مدت باعث نزدیکی من و پدربزرگ شد.
*وظیفه خودت را به عنوان یک جوان دانشجو، طلبه و فرزند دکتر الهام چه می دانی؟
اولین و مهمترین مسأله را قوی کردن اعتقادات دینی و مذهبی می دانم. چون اگر فرد دراین جهت کارکرد دیگر پست ها و مناصب پدر، او را دچار تغییر نمی کند. این باعث تأثیر در جامعه می شود که مثلا فرزند فلان مسوول مسائل مذهبی را رعایت می کند. وظیفه خودم می دانم که به عنوان فرزند یک فرد شناخته شده بدون مسامحه کاری اعتقادات مذهبی، باورهای دینی - عقیدتی و ولایی خودم را ابراز کنم.
چون این باعث تأثیرگذاری در جامعه می شود – و این را هم تأکید می کنم که ما در تمام پست های پدر سعی کردیم هیأت مذهبی ای که داریم و پدر در آن حضور دارند را تعطیل نکنیم. چون به عقیده بنده جنبه مذهبی که قوی شد، موضع گیری سیاسی هم قوی می شود. کسی که جنبه اهل بیتی او قوی شد ولایت پذیری او هم بالا می رود و مشکل جامعه حل می شود. وظیفه ما هم این است که بعنوان کسی که دارای موقعیتی است بدون ترس و احساس شرم عقیده ولایی و اسلامی خود را ارائه کنیم . چون بعضا افراد مذهبی هم وجود دارند که فکر می کنند این طور ابراز عقاید برای کسانی که جایگاه و وجهه ای دارند، نیست در حالی که این اشتباه است
فوق لیسانس دانشگاه امام صادق (ع) است و می گوید: "هنوز دفاع پایان نامه ام انجام نشده و الحمدا... در مقطع دکترا هم پذیرفته شدم، ولی هنوز شروع نشده. لباس روحانیت را هم از دانشگاه امام صادق دارم."
* کجا زندگی می کنی؟
در حال حاضر با پدرم زندگی می کنم. منزل ما هم دیگر آدرسش همه جا رفته. کیلومتر 5 جاده کرج است. البته مدتی هم به اجبار در پاستور ساکن بودیم.
* پدرت را چطور توصیف می کنی؟
از جنبه هایی مختلفی می شود او را توصیف کرد. منظورتان کدام جنبه است؟
* از طرف پسری که 25 سال با دکتر الهام زندگی کرده است.
پدری دلسوز. بعضی از خصایص او بسیار پسندیده ست. نمی دانم چقدر گفتنش درست باشد. پدرم از ابتدا دارای فرهنگ ساده زیستی بود ولی هیچوقت به خانواده در امور مالی سخت نمی گیرد و بسیار هم در خانه به فرزندان راحت می گیرد. ولی چون از ابتدای انقلاب و بعد هم مسائل جنگ همیشه مشاغل زیادی داشت شاید کمتر فرصت کرد که بنشیند و با فرزندانش صحبت کند. ولی از آن طرف هم با مدیریت نامحسوسی توانست در تربیت ما نقش داشته باشد.
در واقع مشغله کاری پدر باعث نشده که خانواده را از دست بدهد. از نظر سیاسی هم خوب خانواده ما خانواده ای سیاسی است. والده هم فردی سیاسی است و بحث سیاسی هم در خانه انجام می شود ولی نه به حالت کشمکش، پدر من در خانه بیشتر وقتش صرف بحث های سیاسی و دنبال کردن اخبار از طریق روزنامه و سایت ها می شود.
از جنبه بیرونی هم که بعنوان سیاستمداری که ویژگی بارزش به عقیده من دو چیز است: داشتن تفکر انقلابی و ساده زیستی. موضوعی که شاید خیلی کم پیدا شود و نکته آخر این که او چهره ای علمی است و تلاش هم بر این بوده که بیشتر کار علمی انجام دهد و سابقه هم نشان داده کارهای علمی هم برای خودشان هم برای جامعه مفید تر بوده تا کارهای اجرایی.
*گفتید که پدر از تربیت شما باز نماندند، خوب پدر و مادر شما افرادی کاملا سیاسی هستند. این تربیت به چه صورت انجام شده است؟
فکر می کنم عمده ترین کار مدیریتی پدرم انتخاب والده ما بوده است. چون او کسی را برگزید که کاملا توانایی فکری و عملی برای تربیت فرزندان را دارا است. مدیر خوب در یک مجموعه کسی را در سمت های مختلف آن مجموعه قرار می دهد که توانایی اجرای فکر و نظرات او را داشته باشد و قرار نیست که به صورت مستقیم دخالت کند. خوشبختانه کسی توسط پدر انتخاب شد که توانایی اجرای تفکرات پدرو شیوه تربیت اسلامی را دارا بوده است.
* می خواهم این مطلب بیشتر روشن شود. چون بنده به خاطر دارم که روزنامه "یالثارات الحسین" (ع) و "صبح" همیشه مطالبی از مادر شما داشت. منظور این است که مادر هم مشغله هایی از قبیل نویسندگی و تدریس دردانشگاه داشته اند پس چطور به تربیت شما می پرداختند؟
مادر بنده صد درصد در منزل هستند و اصلا شاغل نیستند و بیشتر وقت شان برای زندگی و خانه داری است. آن وقت اضافه ای که خانم ها مشغول تلفن زدن و خریدهای غیرضروری هستند را صرف انجام کارهای سیاسی، نوشتن مقاله و کتاب کرده و تاکید می کنم که او بیشتر عمرش را برای خانواده گذاشته و از خیلی چیزها مانند مدارج علمی بالاتر محروم شده.
* در چه رشته ای تحصیل می کنی؟
در رشته الهیات گرایش فقه و مبانی حقوق.
* چقدر نظر پدرتان در انتخاب این رشته تأثیر داشت و این رشته چقدر مرتبط با کار پدر است؟
این رشته ارتباط زیادی با رشته پدر ندارد. او معمولا در مشورت های خانوادگی هیچ وقت استبداد رای ندارد. حالا این تا چه اندازه خوب است بماند. البته برای ما که خوب بوده او بیشتر سعی کرده مشورت بدهد و اگر احساس کنند که مخالفت با نظرش زیاد است دیگر اصرار نمی کند. یکی از مطالبی که او رویش اصرار داشت این بود که من رشته حقوق بخوانم و به دانشگاه امام صادق (ع) راه پیدا کنم. چون بنده دانشگاه تهران هم الهیات پذیرفته شدم و با استفاده از امتیاز هیات علمی پدر می توانستم به حقوق تغییر رشته بدهم.
پدر خیلی اصرار داشت که حتی اگر امکان دارد در دانشگاه آزاد حقوق بخوانم، به دلیل موقعیت شغلی. ولی من نه اهل کار حقوقی هستم و نه علاقه ای به این نوع کار دارم. رشته من در دانشگاه امام صادق بیشتر فقه و اصول است. چون در مقطع فوق لیسانس فقط 4 واحد حقوق تدریس می شود. الان هم که ملبس به لباس روحانیت شده ام. در مقطع دکترا هم فقه الاقتصاد را ادامه خواهم داد.
پدر من همیشه افسوسی در زندگی دارند که چرا درس طلبگی را ادامه نداند. چون در حوزه هم بوده و زمانی که دید من وارد همین فضای روحانیت و طلبگی شدم پدر استقبال کرد و از من خواست که این راه را با تمام توان ادامه بدهم. که لااقل از تاسف ادامه ندادن طلبگی توسط خودشان کم شود.
* شما تقریبا 25 سال با پدرتان اختلاف سن دارید. صادق الهام چقدر تفاوت دیدگاه دارد با پدر؟ منظورم تفکرات اکنون پدرت است.
خوب کم اختلاف وجودندارد. ولی در کلیات با یکدیگر هم عقیده هستیم.
*محل اختلاف شما کجاست؟
چون من جوان هستم شاید گاهی مصلحت اندیشی ها و تسامح به معنای مثبت آن که توسط پدر انجام می شود برای من جای بحث دارد. طبیعتا من یک مقداری داغ تر هستم به دلیل جوانی و نداشتن منصب اجرایی و در واقع شخصیت حقوقی گاهی اصرار می کنم که مثلا شما جواب فلانی را اینطور باید می دادید و یا فلان مطلب را باید بگویید.
ولی پدر مراعات شخصیت و جایگاهی حقوقی ای را که دارد به حق انجام می دهد. عمده بحث های ما در مورد کیفیت بحث هاست ولی در مورد عقاید و نظر درباره اشخاص شاید تا 90 درصد با یکدیگر هم نظر هستیم. مگر در مورد افراد درجه دو یا سه که در راس امور نیستند و این طبیعی است.
*مبحثی هست به نام آقازادگی که در جامعه بسیار گسترش دارد، تعریف شما از آقازادگی چیست؟
یک بزرگی تعریفی از آقازادگی ارائه داده که من تعریف او را نقل قول می کنم. آقازاده امام زاده گان و اهل بیت هستند که مقدس و قابل احترام هستند. در طول این آقازادگی، عالم دین زادگی و فرزندان علمایی که در مسیر پدر حرکت کرده اند این ها هم دارای شرافت هستند و این نوع پسندیده است و من نیز این نوع را قبول دارم. اما مطلبی که الان مطرح است فرزند مسوول بودن و رانت های سیاسی است. این نوع آقازادگی را نه خود ما اجرا کردیم و نه خودمان به معنای استفاده از رانت قبول داریم .
*خودت را آقا زاده می دانی؟
من به حمدا... جنبه ای از آقازادگی که عرض کردم را دارا هستم به واسطه پدربزرگم آیت ا... دوانی و اجدادش که به علامه مجلسی (ره) می رسد. ولی اگر از نظر سیاسی بخواهید نه. در حالی که به موقعیت و جایگاه پدرم افتخار می کنم ولی اگر هم نبود برای بنده فرقی نمی کرد و باز هم تاکید می کنم که جایگاه علمی پدربرای من قابل احترام و دارای ارزش است. البته خیلی مواقع شغل ما و سمت های پدر برای بنده دردسرسازهم شده. در واقع جز حقوقدان بودن او در شورای نگهبان حضور در دولت برای من دردسر ساز بوده چون بالاخره مراجعه از طرف دیگران و دوستان زیاد شد.
*سمت هایی که پدر شما در آن مطرح شدند و به عنوان چهره شناخته شدند سخنگویی در قوه قضاییه، شورای نگهبان و غیره بوده است، تغییر سمت پدر (چون آقای الهام از سال 60 در کارهای اجرایی بوده اند) که باعث بیشتر مطرح شدن پدر شد، تأثیری در رفتارشان گذاشت؟
در سمت هایی که پدر داشتند تغییر زمانی صورت گرفت که پدر وارد دولت نهم شد، دیگر خانه نمی آمدند و فرصت صحبت کردن نداشتند و در عین حال ما هم انتقادات و حرف هایی داشتیم که پدر به دلیل خستگی توانایی پاسخگویی نداشتند و گاهی باعث دلخوری ما هم می شد. تغییر در همین مطالبی بود که عرض کردم وگر نه در مسائل رفتاری و مالی خیر.
*از رفتار پدر در خانه می گویی؟
همیشه دارای آرامش است و به قولی بهتر بگویم او اصلا بلد نیست داد بزند. گاهی هم اگر اشتباهی از من و برادرم سر می زد با آرامش برخورد می کردند. مثلا یکبار شیشه بزرگی توسط ما شکسته شد و خیلی ترسیده بودیم که پدر چطور برخورد می کند. وقتی پدر آمد و مادر موضوع را مطرح کرد او گفت من فکر کردم ماشین را دزدیده اند. شیشه که حالا مهم نیست. البته یک بار هم ماشین را دزدیدند. در کل با مسائل و خسارات مالی راحت کنار می آیند.
* نام غلامحسین الهام به عنوان پدر چقدر تأثیر داشته برای تحصیل در دانشگاه امام صادق (ع)؟ چون خیلی از اساتید همکار پدرت هستند...
فضای دانشگاه امام صادق به گونه ای نیست که به نسب کسی بها داده شود. حضرت آیت ا... مهدی کنی هم که به قول دوستان آشنا سرشان نمی شود. آنجا درس خواندن اولویت اول است حتی من برای مقطع دکترا مشکلی داشتم، زمانی که به ایشان مراجعه کردم هیچ کمکی خارج از قانون دانشگاه نکردند و فرمودند که خودتان باید حل کنید.
البته مشکلی که در واقع به همان دردسر ساز بودن مناصب پدر مربوط می شود این است که از دربان دانشگاه تا افراد دفتر حضرت آقای مهدوی کنی به بنده نامه داده اند برای رساندن به پدر و یا پیگیری مشکلی و از این جهت در رودربایستی با دوستان و اساتید بودم. بعضا هم کار انجام نمی شد و موجبات ناراحتی آنها را فراهم می کرد. در ضمن کار گروه فقه و اصول دانشگاه امام صادق (ع) گروهی کاملا علمی است. به دلیل حضور آقای باقری کنی برادر آقای مهدوی کنی از این جهت نام پدر برای بنده در دانشگاه منفعتی نداشته است.
*اگر طی چند ماه آینده پدر سمتی در جایگاهی دولتی بگیرد و به شما هم پیشنهاد کار بدهد به خاطر مدرک تحصیلیتان وارد آن کار می شوید؟
موضوعی که صورت مساله را پاک خواهد کرد این است که بنده اصلا علاقه ای به کارهای اجرایی که پدر انجام می دهند ندارم. بنابراین کار اجرایی پدر کاملا دور از زندگی شخصی من است و در مورد شغل هم بیشتر دوست دار تدریس هستم، ولی قطعا کاری را که در حوزه اجرایی است نمی پذیرم.
*وقتی کتاب "احمدی نژاد معجزه هزاره سوم" نوشته مادرت را خواندی چه نظری داشتی؟
خوب. نظر بنده که خیلی مثبت بود و اگرچه شاید اکنون نظرات یک مقدار تغییر کرده باشد، ولی من کتاب را خواندم و نویسنده آن را تحسین کردم و نظر پدر هم کاملا مثبت بود. این کتاب در شرایطی نوشته شد که تمام مؤمنان و حزب اللهی ها زیر یک پرچم بودند.
*نوشتن این کتاب موج انتقادهایی را به همراه داشت. نظر غلامحسین الهام در این باره چه بوده؟
بله درست است. پدر من مشخصا هیچ وقت به دنبال جلب نظر دشمنان و معاندان نبوده، ولی معمولا انتقادات را به دوستان در گوشی می گویند، برای اینکه دشمنان سوء استفاده نکنند. ولی همیشه فریادشان در مقابل معاندین انقلاب و نظام بلند است.
*خاطره ای از آیت ا... دوانی در ذهن داری. اصلا کمی در مورد ایشان توضیح می دهی؟
مادر تعبیر جالبی در مورد پدر خود دارند که می گویند: نمی دانم علاقه به روحانیت باعث علاقه به پدرم شد یا علاقه به پدر باعث علاقه به روحانیت. همچنین ارتباطی بین من و پدربزرگ نیز بود و هنوز برای خود من هم حل نشده است. کسانی که آیت ا... دوانی را دیده بودند از نزدیک خصوصیات برجسته اخلاقی و رفتاری ایشان را درک کرده اند. هرکس یک بار با او ملاقات می کرد این را متوجه می شد و حالا چه برسد به بنده که نوه اش بودم و از نظر چهره هم شباهتی به پدربزرگ داشتم که این علاقه را بین ما بیشتر کرده بود.
مطلبی را عرض می کنم و نمی دانم انتشار آن تا چه حد تأثیرگذار است. خودم نامه ای را نوشتم در مورد مسائلی که در سال 85 پیش آمده بود. خیلی پیش ایشان رفتند که پدربزرگ را در مقابل نوه قرار دهند، چون از علاقه بین ما با خبر بودند، ولی حضرت آیت ا.. دوانی هیچ مطلبی را به روی من نیاورد. خیلی ها تأسف خوردند که چرا این رابطه خراب نشد.
*غلامحسین الهام همیشه در کار اجرایی بوده و کمتر در منزل بوده. این در تفریح و نشاط شما تأثیر داشته؟ بالاخره پدر در این طور مسائل یکی از رکن ها هستند.
مسلما این مطلب درست است. ولی عرض کردم، مدیریت مادر باعث شد احساس کمبودی در این زمینه نکنیم. شاید اینطور تفریحات کم بود، ولی برای ما حل شده بود که نیازی نیست.
*الان چه تفریحی داری؟ آیا با پدر هم تفریح مشترکی داری؟
از وقتی که وارد دانشگاه امام صادق (ع) شدم آقای مهدوی کنی این را به من القا کردند که تفریح برای من کتاب خواندن است و این خیلی از فشار درس برای من کم کرد. پدر هم کلا زیاد اهل ورزش نیست. بر خلاف من که دو سوم عمرم را در ورزش گذراندم. شاید به شکلی به ورزش علاقه ای نداشتند. ولی همیشه در زمینه امور ورزشی فرزندان را یاری کرده. از نظر تامین مالی برای ثبت نام در باشگاه و مسائل مرتبط با آن الان هم گاهی اوقات به اجبار با پدر راهی استخر می شوم . تاکید می کنم که به اجبار آن هم 10 دقیقه (با خنده).
*مردم نسبت به فرزندان مسوولین دیدی دارند که هر شخصی که فرزند یکی از مسوولین است منفعت هایی کسب کرده. حالا در هر زمینه مثل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی تا چه حد این را قبول دارید؟
خوب مطمئنا دید مردم تفاوت پیدا می کند نسبت به فرزند یک مسوول. یعنی نمی شود گفت که دید مردم به من مثل یک آدم عادی است. نظر بنده این است که فرد نباید دنبال استفاده از این مرتبه و جایگاهی که پیدا شده است برود، ولی مسائلی که به طور غیرارادی پیش می آید مثل احترام گذاشتن افراد جامعه چیز بدی نیست. به طور کلی سوءاستفاده در هر زمینه ای چه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی به هیچ وجه قابل قبول نیست. مگر آن هایی که عرض کردم خود به خود به وجود می آید به دلیل جایگاه پدر.
* کمی از کودکیات می گویی؟
دو سال و نیمه بودم که به خاطر کار پدر در جنگ به اهواز رفتیم و خاطرات مبهمی از آن زمان دارم. فکر می کنم سال 67 بود و وضعیت موشک باران هم شدید شده بود. مادر من را به تهران برگرداند و خودش در اهواز ماند. خاطرم هست که در آخر جنگ اهواز هم مورد حمله قرار گرفته بود. من پیش پدربزرگم زندگی کردم. آن مدت باعث نزدیکی من و پدربزرگ شد.
*وظیفه خودت را به عنوان یک جوان دانشجو، طلبه و فرزند دکتر الهام چه می دانی؟
اولین و مهمترین مسأله را قوی کردن اعتقادات دینی و مذهبی می دانم. چون اگر فرد دراین جهت کارکرد دیگر پست ها و مناصب پدر، او را دچار تغییر نمی کند. این باعث تأثیر در جامعه می شود که مثلا فرزند فلان مسوول مسائل مذهبی را رعایت می کند. وظیفه خودم می دانم که به عنوان فرزند یک فرد شناخته شده بدون مسامحه کاری اعتقادات مذهبی، باورهای دینی - عقیدتی و ولایی خودم را ابراز کنم.
چون این باعث تأثیرگذاری در جامعه می شود – و این را هم تأکید می کنم که ما در تمام پست های پدر سعی کردیم هیأت مذهبی ای که داریم و پدر در آن حضور دارند را تعطیل نکنیم. چون به عقیده بنده جنبه مذهبی که قوی شد، موضع گیری سیاسی هم قوی می شود. کسی که جنبه اهل بیتی او قوی شد ولایت پذیری او هم بالا می رود و مشکل جامعه حل می شود. وظیفه ما هم این است که بعنوان کسی که دارای موقعیتی است بدون ترس و احساس شرم عقیده ولایی و اسلامی خود را ارائه کنیم . چون بعضا افراد مذهبی هم وجود دارند که فکر می کنند این طور ابراز عقاید برای کسانی که جایگاه و وجهه ای دارند، نیست در حالی که این اشتباه است
اهمال مسئولین خرید بنزین و جولان دلالها در واردات بنزین ایران
گرچه دولت امریکا به هر نحوی می خواهد نشان دهد که با صدور قعطنامه در مورد ممنوعیت واردات بنزین به ایران به اقتصاد ایران لطمه وارد کرده اما ایجاد جنگ روانی باعث شده است که عده ای از مسئولین خریداری بنزین راه را برای جولان دلا لهای بنزین به این بازار بگشایند و قیمت خریداری بنزین برای ایران افزایش قابل توجهي نشان دهد.
به گزارش رجانيوز، اين در حالی است که ایران نه تنها می تواند بازار بنزين را به دست خود بگیرد بلکه با یک برنامه ریزی مناسب می تواند نرخ خریداری بنزین را خود تعیین كند نه کشورهای دیگر.
براساس گزارش "ترک استات" که بهتازگي منتشر شده است، ترکیه به میزان 1،2 میلیون بشکه معادل 138673 تن به ایران در ماه ژوئن بنزین صادر کرده و این میزان حدود 10 درصد بنزین وارداتی به ایران است. ترکیه برای صادرات این میزان بنزین به ایران، مبلغ 121،8 میلیون دلار از ایران دریافت کرده است که بهطور متوسط، قیمت بنزین 878 دلار در هر تن برای ایران محاسبه میشود.
اگر این قیمت را با قیمت ماه ژوئن بنزین در دریای مدیترانه مقایسه كنیم که هر تن بهطور متوسط 700 دلار بوده است، بالغ بر 20 درصد بیشتر از قیمت تحویلی بنزین در دریای مدیترانه یعنی شاخص قیمت گذاری در این منطقه را نشان می دهد که ظاهراً این میزان به جیب دلالهای واسطه سرازیر شده است.
شکی نیست که دولت اوباما بهدنبال نشان دادن ضعف ایران در تأمین بنزین وارداتی است و در این زمینه چه از بعد رسانهای و چه از ابعاد دیگر می خواهد نشان دهد که ایران چگونه از 19 صفحه قعطنامه تحریمی با ضمائم و الحاقات آن تحت تأثیر! قرار می گیرد اما متأسفانه بخشهای منفعل در سیستم نيز که در این زمینه ها فعالیت و تلاش می کنند فضايي در ایران ایجاد می کنند که به بهانه تحریم قیمت ها را افزایش دهند و صاحب اموال باد آورده ای شوند.
اما در این زمینه تنها کار عملی که برای اختلال در برنامه تأمین بنزین ایران اتفاق افتاد، نه در زمینه قعطنامه شورای امنیت علیه ایران بلکه اقدام غیرقانونی "کمیته جنگ بیمه لویدز" انگلستان است که در یک اقدام غیرقانونی اعلام کرد که نمی تواند کشتیهايی را که برای ایران بنزین حمل میکنند، بیمه كند. در پي اين اقدام، چند مالک تانکرهای حمل فرآورده نفتی بنزین به ایران از انتقال بنزین به بنادر ایران خودداری کردند.
اين در حالي است كه مقابله با اين ترفند راهحلهاي مشخصي دارد و اگر برخي صاحبان تانکرهای حمل فرآورده از ارسال و حمل فرآورده به ایران امتناع کردهاند، در مقابل تعداد زيادي از صاحبان حمل فرآورده علاقمند هستند با دادن تخفیف های مناسب به ایران و امضای قراردادهای دراز مدت با ایران برای چند سال فرآورده های نفتی به ایران را حمل كنند. بهنظر ميرسد این موضوع یک ترفند رسانه ای است که متاسفانه مسئولین در اين زمينه هم با عدم کارایی و توجه به آن دامن زده و حقوق ملت را پایمال می کنند
به گزارش رجانيوز، اين در حالی است که ایران نه تنها می تواند بازار بنزين را به دست خود بگیرد بلکه با یک برنامه ریزی مناسب می تواند نرخ خریداری بنزین را خود تعیین كند نه کشورهای دیگر.
براساس گزارش "ترک استات" که بهتازگي منتشر شده است، ترکیه به میزان 1،2 میلیون بشکه معادل 138673 تن به ایران در ماه ژوئن بنزین صادر کرده و این میزان حدود 10 درصد بنزین وارداتی به ایران است. ترکیه برای صادرات این میزان بنزین به ایران، مبلغ 121،8 میلیون دلار از ایران دریافت کرده است که بهطور متوسط، قیمت بنزین 878 دلار در هر تن برای ایران محاسبه میشود.
اگر این قیمت را با قیمت ماه ژوئن بنزین در دریای مدیترانه مقایسه كنیم که هر تن بهطور متوسط 700 دلار بوده است، بالغ بر 20 درصد بیشتر از قیمت تحویلی بنزین در دریای مدیترانه یعنی شاخص قیمت گذاری در این منطقه را نشان می دهد که ظاهراً این میزان به جیب دلالهای واسطه سرازیر شده است.
شکی نیست که دولت اوباما بهدنبال نشان دادن ضعف ایران در تأمین بنزین وارداتی است و در این زمینه چه از بعد رسانهای و چه از ابعاد دیگر می خواهد نشان دهد که ایران چگونه از 19 صفحه قعطنامه تحریمی با ضمائم و الحاقات آن تحت تأثیر! قرار می گیرد اما متأسفانه بخشهای منفعل در سیستم نيز که در این زمینه ها فعالیت و تلاش می کنند فضايي در ایران ایجاد می کنند که به بهانه تحریم قیمت ها را افزایش دهند و صاحب اموال باد آورده ای شوند.
اما در این زمینه تنها کار عملی که برای اختلال در برنامه تأمین بنزین ایران اتفاق افتاد، نه در زمینه قعطنامه شورای امنیت علیه ایران بلکه اقدام غیرقانونی "کمیته جنگ بیمه لویدز" انگلستان است که در یک اقدام غیرقانونی اعلام کرد که نمی تواند کشتیهايی را که برای ایران بنزین حمل میکنند، بیمه كند. در پي اين اقدام، چند مالک تانکرهای حمل فرآورده نفتی بنزین به ایران از انتقال بنزین به بنادر ایران خودداری کردند.
اين در حالي است كه مقابله با اين ترفند راهحلهاي مشخصي دارد و اگر برخي صاحبان تانکرهای حمل فرآورده از ارسال و حمل فرآورده به ایران امتناع کردهاند، در مقابل تعداد زيادي از صاحبان حمل فرآورده علاقمند هستند با دادن تخفیف های مناسب به ایران و امضای قراردادهای دراز مدت با ایران برای چند سال فرآورده های نفتی به ایران را حمل كنند. بهنظر ميرسد این موضوع یک ترفند رسانه ای است که متاسفانه مسئولین در اين زمينه هم با عدم کارایی و توجه به آن دامن زده و حقوق ملت را پایمال می کنند
هاشمی رفسنجانی: نگذاریم خبرهای ایران را دیگران به اطلاع مردم برسانند
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: خبرنگاری، شغل شرافتمندانهای است که رسالت بزرگی را بر دوش خبرنگاران میگذارد.
به گزارش ایسنا؛ آیتالله هاشمی رفسنجانی در بیان دیدگاه خود به مناسبت ۱۷ مرداد؛ روز خبرنگار افزود: این گروه(خبرنگاران) که تمام همتشان ارتقای اطلاعات در جوامع است، نمیگذارند جامعه در بیخبری بماند و با رشد آگاهی مردم، باعث تسریع حرکت قافله انسانی به سوی قلههای دانش و علم و در نتیجه پیشرفت و سعادت میشود.
وی ادامه داد: توجه داشته باشیم که خبرنگاری با خبرسازی تفاوت دارد، خبرسازی که متأسفانه در کنار رشد نرمافزاری و سختافزاری اطلاعرسانی درست، در حال اشاعه در جامعه میباشد، بر پایه دروغ و شایعه استوار است و نمیتواند منبع و مرجع باشد، اما میبینیم که بسیاری از بوقهای استعماری و استبدادی برای جبران عدم اعتماد مردم، به دروغگویی و خبرسازی روی آورده و نمیدانند آنچه باعث افزایش رویگردانی مردم از آنان شده، همین حالت است.
وی خاطرنشان کرد: در دنیای فراصنعتی امروز که همه ابزار اطلاعرسانی با پیشرفتهترین تکنولوژی ساخته شدهاند، نمیتوان خبری را کتمان و یا سانسور کرد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه « عصر انفجار اطلاعات است» گفت: هر حادثهای که در هر گوشه این جهان اتفاق بیفتد، خیلی سریع با عبور بر شهپر اطلاعرسانی به اقصی نقاط جهان میرسد و حتی اخیراً در کنار خبر، تصاویر و فیلم آن نیز مخابره میشود. مانند تصاویری که در زمان هجوم ارتش اشغالگر اسرائیل به غزه از جنایات و کشتار صهیونیستها پخش شد و به دنبال آن ادعای مظلومیّت کذایی گروه افراطی یهودی که بر اثر مظلوم نمایی و تبلیغات غرب حاصل شده بود، بر باد رفت.
وی یادآور شد: تصویر به شهادت رسیدن نوجوانی در آغوش پدر در خیابانهای سرزمینهای اشغالی که نگذاشت ندای ریاکارانه حقوق بشری اسرائیل و حامیان جنایتپیشه آن، در گوش مردم جهان بنشیند.
وی اظهار کرد: این همه مرهون افزایش روزافزون خبرنگاران و توسعه ابزار اطلاعرسانی در جامعه است. شایسته است انقلاب اسلامی پایه و اساس نظام خویش را بر پایه اطلاعرسانی صحیح و سریع قرار داده و با حضور خبرنگاران متعهد در صحنه رسالت آگاهسازی را انجام دهد.
هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرد: نکتهای که باید به آن توجه کنیم، اینکه هر چقدر دایره خبرسازی و کتمان حقایق را گستردهتر باشد، به همان اندازه محدوده اعتماد مردم به مسوولان و رسانههای داخلی کم و توجه آنان به رسانههای خارجی زیاد میشود. نباید بگذاریم خبرهای مربوط به کشور ایران را دیگران به اطلاع مردم ما برسانند، مخصوصاً که میدانیم آنان اهداف خاص خود را در چیدمان کلمات در خبرها دارند و اگر ما واقعیتها را براساس حقیقت محض بگوییم، مردم نیز از آنان روی برمیگردانند.
وی اظهار کرد: به هر حال روز خبرنگار فرصت بسیار خوبی است تا من به عنوان مسوولی که در طول ۳۰ سال در سفر و حضر با آنان همراه بودهام، از همه خبرنگاران تشکر کنم و بر روح بلند خبرنگاران شهید درود فرستم که خون پاکشان علاوه بر ارزش شهادت، در راه افزایش آگاهی مردم به زمین ریخته شد
به گزارش ایسنا؛ آیتالله هاشمی رفسنجانی در بیان دیدگاه خود به مناسبت ۱۷ مرداد؛ روز خبرنگار افزود: این گروه(خبرنگاران) که تمام همتشان ارتقای اطلاعات در جوامع است، نمیگذارند جامعه در بیخبری بماند و با رشد آگاهی مردم، باعث تسریع حرکت قافله انسانی به سوی قلههای دانش و علم و در نتیجه پیشرفت و سعادت میشود.
وی ادامه داد: توجه داشته باشیم که خبرنگاری با خبرسازی تفاوت دارد، خبرسازی که متأسفانه در کنار رشد نرمافزاری و سختافزاری اطلاعرسانی درست، در حال اشاعه در جامعه میباشد، بر پایه دروغ و شایعه استوار است و نمیتواند منبع و مرجع باشد، اما میبینیم که بسیاری از بوقهای استعماری و استبدادی برای جبران عدم اعتماد مردم، به دروغگویی و خبرسازی روی آورده و نمیدانند آنچه باعث افزایش رویگردانی مردم از آنان شده، همین حالت است.
وی خاطرنشان کرد: در دنیای فراصنعتی امروز که همه ابزار اطلاعرسانی با پیشرفتهترین تکنولوژی ساخته شدهاند، نمیتوان خبری را کتمان و یا سانسور کرد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه « عصر انفجار اطلاعات است» گفت: هر حادثهای که در هر گوشه این جهان اتفاق بیفتد، خیلی سریع با عبور بر شهپر اطلاعرسانی به اقصی نقاط جهان میرسد و حتی اخیراً در کنار خبر، تصاویر و فیلم آن نیز مخابره میشود. مانند تصاویری که در زمان هجوم ارتش اشغالگر اسرائیل به غزه از جنایات و کشتار صهیونیستها پخش شد و به دنبال آن ادعای مظلومیّت کذایی گروه افراطی یهودی که بر اثر مظلوم نمایی و تبلیغات غرب حاصل شده بود، بر باد رفت.
وی یادآور شد: تصویر به شهادت رسیدن نوجوانی در آغوش پدر در خیابانهای سرزمینهای اشغالی که نگذاشت ندای ریاکارانه حقوق بشری اسرائیل و حامیان جنایتپیشه آن، در گوش مردم جهان بنشیند.
وی اظهار کرد: این همه مرهون افزایش روزافزون خبرنگاران و توسعه ابزار اطلاعرسانی در جامعه است. شایسته است انقلاب اسلامی پایه و اساس نظام خویش را بر پایه اطلاعرسانی صحیح و سریع قرار داده و با حضور خبرنگاران متعهد در صحنه رسالت آگاهسازی را انجام دهد.
هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرد: نکتهای که باید به آن توجه کنیم، اینکه هر چقدر دایره خبرسازی و کتمان حقایق را گستردهتر باشد، به همان اندازه محدوده اعتماد مردم به مسوولان و رسانههای داخلی کم و توجه آنان به رسانههای خارجی زیاد میشود. نباید بگذاریم خبرهای مربوط به کشور ایران را دیگران به اطلاع مردم ما برسانند، مخصوصاً که میدانیم آنان اهداف خاص خود را در چیدمان کلمات در خبرها دارند و اگر ما واقعیتها را براساس حقیقت محض بگوییم، مردم نیز از آنان روی برمیگردانند.
وی اظهار کرد: به هر حال روز خبرنگار فرصت بسیار خوبی است تا من به عنوان مسوولی که در طول ۳۰ سال در سفر و حضر با آنان همراه بودهام، از همه خبرنگاران تشکر کنم و بر روح بلند خبرنگاران شهید درود فرستم که خون پاکشان علاوه بر ارزش شهادت، در راه افزایش آگاهی مردم به زمین ریخته شد
فریبا خاتمی: اگر دزدانه به نام انقلاب به انقلاب لطمه بزنند هنرمند حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه « یکی از شاخصههای هنرمند انقلابی ما مثل خود انقلاب؛ سرفرازی و نفروختن این سرمایهگران قدر به هیچ بهایی است»، گفت:« آنجایی که انقلاب در خطر است و به خصوص اگر دزدانه به نام انقلاب به انقلاب لطمه بزنند این هنرمند حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و مقاومت میکند و کارش را انجام میدهد.»
به گزارش«پارلماننیوز»، جمعی از شاعران جوان از سراسر کشور، با رییس موسسه بین المللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها دیدار کردند.
آغاز این دیدار صمیمی شعرخوانی تعدادی از شاعران جوان بود و در ادامه حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به تببین جایگاه هنر، نقش هنرمند و جایگاه شعر در جامعه پرداخت.
وی گفت:« درباب هنر و اینکه هنربرای هنر است یا هنر متعهدان فراوان بحث شده است، در اینجا این پرسش را مطرح میکنم که آیا هنر می تواند سفارشی باشد؟»
رئیس بنیاد باران افزود:« آیا آنچه در تاریخ رخ داده که بعضی از هنرمندان و شاعران به خاطر ضعف نفس خود یا به سبب فزون خواهی قدرتمندان، قلدران رامداح و ستایش کردهاند یا به سفارش اصحاب زر و زور شعر میسرودند و هنرنمائی میکردند را آیا میتوان آنها را واقعا هنربدانیم یا چیز دیگری است؟»
وی با بیان اینکه « معتقدم هنر در ذات خودش امری است خودکفا و هدف»، اظهار داشت:« بسیاری ازعالمان و علمای اخلاق میگویند خیر واقعی که محتوا و هدف اخلاق است خیری است که خودش برای خودش خواسته بشود؛آنچه وسیله چیز دیگری باشد لااقل اخلاقی نیست.»
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد:« میتوان چنین تعبیری را در مورد هنر هم به کار برد؛هنر برای خودش امر مقدس و عزیزی است و نمیتواند در خدمت چیز دیگری باشد.»
خاتمی در پاسخ به این سئوال که «هنر چیست؟»، گفت:« اما هنر چیست؟هنر امتداد وجود هنرمند است.هنر آن چیزی است که از متن جان انسان هنرمند بر میخیزد بسته به آنکه آن ذات و جان انسان چه باشد رنگ و بو و مشخصه هنر معین میشود.»
وی تاکید کرد:« اگر جان، جان متعهدی باشد و هنرمند،اندیشه و باور درست داشته باشد، هنراو نیز هنرمتعهد خواهد بود، یعنی تعهد هنرمند نسبت به حق و زیبایی و دغدغهاش نسبت به انسان و سرنوشت او در هنر او که البته بدون سفارش و تکلف پدید آمده است متجلی خواهد بود.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« واگر آن جان ؛ جان غیرمتعهد بود و آلوده بود هنر نیز آلوده خواهد بود، بنابراین هنر مقدستر از آن است که برای چیز دیگر غیر از خودش باشد،منتهی آنچه مهم است اینکه جان هنرمند که خاستگاه هنر است چه جانی است؟میدانیم که پیامبران بزرگ الهی برای تربیت جان آدمی آمدهاند و مصلحان و معلمان اخلاق نیز مربیان بشر بودهاند برای اینکه جان نیکو در انسان پا بگیرد.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با اشاره به اینکه «آغاز رسالت پیامبر و نقطه شروع حرکت پیامبر تزکیه است»، گفت:« تزکیه یعنی رشد دادن و فزونی دادن جان و رستگار کسی است که جان خود را رشد بدهد(قد افلح من زکیّها)حتی تزکیه بر تعلیم و کتاب و حکمت مقدم است.»
خاتمی تصریح کرد:« پس باید جان را تربیت کرد تا از درون آن گوهرهای شفاف و زیبای هنر که هم ظاهر زیبا و هم باطن زیبا داشته باشد بجوشد؛ به همین دلیل هم وقتی بعضی شاعران مدیحهسرا را میبینید با اینکه شاید از نظر صناعت و ظاهرآرائی کارهای بزرگی کردهاند، ولی کلام آنها تهی است یعنی معلوم است با تصنع و تکلف، شاعر مطلبی را گفته است که به آن اعتقاد نداشته است و ما به خاطر آن امر آن هنرمند و شاعر را ستایش نمیکنیم.»
وی ادامه داد:« ستایش ما از بزرگانی چون حافظ و سعدی، آنجا است که حافظ ،حافظ است و سعدی، سعدی است و برای دل پاک و آفریننده خود سخن گفته است.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «هنر برای هنر به یک معنی درست است منتهی در ارزیابی هنر باید دید که هنرمند چه جانی دارد»، اظهار داشت:« هنر مطلوب یاهنرواقعی آن است که در خدمت اعتلاء و رشد انسان است ولی اگرتجلی جان آلوده بود، درواقع هنر نیست.»
وی تاکید کرد:« هنرمند حتما باید جان خود را پاک نگه دارد و نیز آگاهیها و اطلاعات و دغدغههای خود را لحظه لحظه بالا ببرد.هنرمندی که زمان و دردهای زمان خودش را نشناسد طبعا اثر او خنثی یا حتی زیان بار است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« نکته دیگر، نقشی است که هنر در جامعه و زندگی بشر دارد و بی همتاست و به خصوص هنر شعر؛ اگر انسان را حیوان ناطق تعریف کردهاند از آن جهت است که سخن نماد و پدیدار خرد و جان زیبایینگر و کلی نگر و حقیقت نگر انسان است.»
وی با بیان اینکه «کلام نمایانگر عقلانیت انسان و عشق انسان و درون بزرگتر از طبیعت انسان است»، گفت:« و الا ممکن است طوطی هم سخن بگوید، ولی طوطی حیوان ناطق نیست چون تفکر ندارد،عشق ندارد، ولی در انسان؛ عشق و عقل و احساس او در کلام اوست که تجلی پیدا میکند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« بنابراین کلام که نماد انسانیت انسان است و اوج کلام در شعر است، یعنی اگر انسانیت انسان به کلام است اوج والایی کلام انسان به شعر است بنابر این شاعران جایگاه بسیار والایی دارند البته در صورتی که آن کلام در تجلیگاه یک جان برجسته و بزرگ باشد، احساس بزرگ،اندیشه بزرگ، عاطفه بزرگ، عشق بزرگ که به هر حال باز هم در هنرمندان این را بیشتر میبینیم. هنر در درازنای تاریخ نقش بزرگی داشته است.»
خاتمی یادآور شد:«شما وقتی تحولات تاریخ بشری را می بینید همگی مسبوق به گونه ای دگرگونی در عرصه هنر است.قبل از اینکه چیزی به نام مشروطیت در ایران ببینید یک نوع تحول در هنر این مرز و بوم می بینید و این تحول است که در تحول اجتماعی اثر دارد.»
وی افزود:« یا مثلا در رنسانس ؛اول در عرصه هنر چه شعر چه نقاشی چه مجسمه سازی چه جاهای دیگر دگرگونی پدید میآید و بعد این تحول در عرصه اجتماعی ظاهر میشود یعنی هنرمندان و شاعران پیشتازان تحول اجتماعی هستند در حالیکه هنرهای مختلف همگی زیباهستند ولی هنرکلامی سلطان همه هنرهاست.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:« شاعر واقعی را باید در راس هنرمندانی دید که پیشتاز و قهرمان تحولات اجتماعی هستند، در عین حال بزرگترین جلوه گاه و تجلی گاه تحولات و اوضاع و احوال اجتماعی نیزهنر است.»
وی سپس اظهار داشت:« شاید راویان تاریخ همیشه صداقت نداشته باشند یا محدود بتوانند مسائل را منتقل کنند یا محذوراتی داشته باشند، راویان نمیتوانند همه ابعاد قضیه را ببینند و هم ملاحظاتی دارند و محذوراتی، گرچه تاریخنگاری و تاریخ دانستن کار لازمی است ولی به خاطر همین ملاحظات و محدودیتهای اجتماعی خیلی کار مشکلی است که حقیقت اصلی و همه واقعیت و ابعادش را از درون تاریخ مدوّن در بیاوریم؛اما اگر ما به هنر ؛ -هنر غیر سفارشی – که برخاسته از جان هنرمند است رجوع کنیم بیشتر میتوانیم چهره زمان و روزگاران را در آئینه هنر بنگریم، همچنانکه میتوانید در سخن حافظ و سعدی تصویر درستی از روزگاری که آنها زندگی می کرده اند داشته باشید.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« هنرمند بی درد هنرمندی است که فقط صورت هنر را در اختیار دارد وبه نظرم به هنر خیانت می کند؛ درست است که هنر وسیله ای برای چیز دیگری نیست، هنرمند باید کاملا آزاد باشد تا بتواند آنچه که در درون اوست بجوشد و ظاهر شود ولی هرچه از درون هنرمند بر آید نمیشود اسمش را هنر گذاشت!»
خاتمی ادامه داد:« هنری که از جان پاک و جان زیبا میتراود هنر واقعی است و انسانی که آن جان را دارد و در زمان خود زندگی میکند دغدغههای زمان خودش را دارد هنر او بهترین روایت گر واقعیتی است که در آن زمان وجود داشته است.»
وی افزود:« شاعران و هنرمندان خدمتگزاران بزرگ جامعه بشریاند؛ با وجود اینکه انسان زیباست و برای زیبائی آفریده شده است ولی واقعیت زندگی انسان زشت بوده است.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با بیان اینکه « آنچه در تاریخ تحقق پیدا کرده زشت بوده»، گفت:« یعنی درست است که خواست همه پیامبران عدالت و کرامت انسان بوده است ولی آنچه در تاریخ گم بوده است عدالت و کرامت انسان است که پایمال شده است ولی خوبی شاعر و هنرمند این است که او زیبایی را میبیند چون با خیال واقعی نه وهم و پندارگرایی سر و کار دارد و زیبایی را با همه وجود احساس میکند و در عالم خیال نگارین زیبایی را محسوس و ملموس میکند.»
به عقیده سیدمحمد خاتمی، هنرمند واقعی انسان را از روزمرگی نجات میدهد در عین حالیکه به او لذت میدهد ولی درد را هم از او نمیگیرد بلکه درد درونش را ملموس و محسوس میکند و به جلو میرود.
وی ادامه داد:« هنر عنصر بسیار ارزنده است که خیلی ارزان و آسان به افراد نمیدهند، افرادی که دسترسی به این گوهر گران بها پیدا کردند قدر آن را بدانند و شکر آن را با پروردن جان متلاطم خویش و با توجه دادن این هنر خداداد به سوی رهایی انسان و زیبا تر کردن زندگی انسان و بیان دردهای او وحتی نشان دادن درمانهای آن هدایت بکنند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:« الحمدالله ما شاهد چهرههای ارزنده هنری هستیم، انقلاب ما که انقلاب انسان بود، انقلاب رهایی و آزادی و زیبایی و اخلاق بود در متن خود هنرمندان خوبی را نیز پرورانید.حالا اگر در عرصه خارج ما گاهی یا خیلی وقتها این زیبائیها را نمیبینیم و حتی گاه احساس میکنیم که در آن آرمانها و ارزشها دور افتادهایم؛ این از قدر انقلاب ما نمیکاهد.»
وی تصریح کرد:« ما در متن انقلابمان شاهد ظهور نسلی و نسلهایی از هنرمندان و اندیشمندان بودیم و هستیم که فرزند این انقلابند و به همین دلیل به اصطلاح ژن این زیباییها و عظمت انقلاب در متن جان اینها وجود دارد و به همین دلیل نسبت به مسائلی که ناگوار است چه به نام انقلاب و چه به نام اسلام مطرح بشود چه به هر نام دیگری حساسیت نشان می دهند و یکی از شاخصههای هنرمند انقلابی ما مثل خود انقلاب ؛ سرفرازی است و نفروختن این سرمایه گران قدر به هیچ بهایی.»
خاتمی تاکید کرد:«احساس مسئولیت نسبت به جامعه، نسبت به سرنوشت انسان، نسبت به جهان و سعی کردن که در میان سیاهیها نور دیدن و در متن زشتیها زیبایی دیدن کار هنرمند انقلابی ماست، منتهی زیبایی را چنان دیدن و بیان کردن که مخاطب احساس بی دردی و بی غمی نکند بلکه در عین حال که لذت میبرد درد درون را هم احساس کندو هیجان پیدا کند و انشالله باز هم در سایه همین هنرمندان و هنروران شاهد خواهیم بود روز به روز جامعه ما به سوی آینده بهترحرکت خواهد کرد.»
وی در پاسخ به سئوال یکی از شاعران که از او پرسید«به نظر شما آیا دوستان هنرمند توانستهاند واقعیتهای این یک سال رابیان کنند؟»، اظهار داشت:« بله نمونه آن همین جلسه بود به اینان کسی سفارش نداده چنین بگویند و بسرایند.این کار شما هنرمندان ارزنده است متاسفانه بعضی اوقات چنان صحنه سخت و تنگ می شود که بعضی ها از همان اصالتهایی هم که به آن دل بسته بودیم و هستیم زده می شوند.»
خاتمی سپس گفت:« متاسفانه شاهد هستیم که گاه نسل جوان ما به علل مختلف از نظامی که برآمده از انقلاب است دورتر میشود و بدتر از آن از دین ممکن است زده شود و این حاصل کار رفتارها و سیاستهایی است که درست نیست و معتقدیم متناسب با آن آرمان های اسلام وانقلاب و نیز خواست تاریخی انسان ایرانی نیست.»
وی تاکید کرد:« تفاوت شما این است که متعهد به آن اصول هستید و میگویید کسی نهالی را کج کرد ما نباید نهال را بشکنیم بلکه باید دست او را از آن نهال برداریم تا ان نهال کج نماند و راست شود؛ شما دل بسته به آن نهال و رویش آن هستند در عین حالیکه کجی هم میبینید و دلتان میخواهد آنها را رفع کنید.»
خاتمی یادآور شد:« معتقدم خیلی کارهای خوبی در طول دورانهای مختلف انقلاب توسط نسلهای انقلاب ما و هنرمندان برآمده از متن انقلاب انجام شده، البته از یاد نبریم پیش از انقلاب هم هنرمندان ارزنده ای داشتهایم که در روند و تقویت و پیروزی انقلاب نقش داشتهاند.»
وی افزود:« به همین دلیل آنجایی که انقلاب در خطر است و به خصوص اگر دزدانه به نام انقلاب به انقلاب لطمه بزنند این هنرمند حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و مقاومت میکند و کارش را انجام میدهد.»
به عقیده رخاتمی، معتقدم هنرهای بزرگ در تنگناها آفریده شده است نه در فراخ گاهها! هرچه تنگنا بیشتر باشد ما هنر را نابتر و زیباتر و موثرتر و آفرینندهتر میبینیم.
سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد:« اهنرمند چون فراتر از زمان و مکان است و همواره وضع بهتر را میطلبد،اگر در فراخنای واقعی هم قرار بگیرد و ظاهرا هم برخوردار باشد به وضعیت موجود راضی نیست و وضع بهتری را طلب میکند و از رکود و در جا زدن پرهیز دارد.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ؛ «افشین علا»، شاعرنام آشنای کشورمان در آغاز این دیدار صمیمی، طی سخنانی کوتاه خطاب به حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی گفت : «جمع حاضر گروهی از شاعران جوان و مومن از سراسر کشور هستند که شما را به عنوان تکیهگاه فرهنگی و محبوب خودشان میدانند و این دیدار ونشست برای شاعران جوان بسیار مغتنم و باعث دلگرمی ما است. »
وی در ادامه گفت:« شما نه تنها در هشت سال ریاست جمهوری، عزیز ما بودید بلکه بعد از آن هم همچنان پشتوانه فکری، قلبی و معنوی جوانان هنرمند مومن و معتقد به انقلاب اسلامی، که با دغدغه و بیادعا کار می کنند هستید.»
افشین علا در این دیداریاد و خاطره شاعران متعهد «قیصر امین پور» و «سید حسن حسینی» را گرامی داشت و از ایشان به عنوان ستارههای درخشان شعر انقلاب یاد کرد که جریان شعر جوان انقلاب سرمشقهای شکوه مندش را از شعراین دو شاعر عزیز گرفت.
در این دیدارصمیمی که از ساعت ۱۹ شروع شد و تا هنگام اذان مغرب ادامه داشت احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصلاحات نیز حضور داشت و تعدادی از شاعران جوان از شهرهای شیراز ، نیشابور، قم ، ساری ،تهران، شیراز ، مشهد و اصفهان ، سرودههای خود را در وصف حضرت ولی عصر (عج)، حضرت سیدالشهدا (ع)، امام خمینی (ره)، دفاع مقدس و همچنین اشعاری با مضامین اجتماعی و طنز خواندند.
در پایان این نشست، حاضران نماز مغرب و عشا را به امامت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی اقامه کردند
به گزارش«پارلماننیوز»، جمعی از شاعران جوان از سراسر کشور، با رییس موسسه بین المللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها دیدار کردند.
آغاز این دیدار صمیمی شعرخوانی تعدادی از شاعران جوان بود و در ادامه حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به تببین جایگاه هنر، نقش هنرمند و جایگاه شعر در جامعه پرداخت.
وی گفت:« درباب هنر و اینکه هنربرای هنر است یا هنر متعهدان فراوان بحث شده است، در اینجا این پرسش را مطرح میکنم که آیا هنر می تواند سفارشی باشد؟»
رئیس بنیاد باران افزود:« آیا آنچه در تاریخ رخ داده که بعضی از هنرمندان و شاعران به خاطر ضعف نفس خود یا به سبب فزون خواهی قدرتمندان، قلدران رامداح و ستایش کردهاند یا به سفارش اصحاب زر و زور شعر میسرودند و هنرنمائی میکردند را آیا میتوان آنها را واقعا هنربدانیم یا چیز دیگری است؟»
وی با بیان اینکه « معتقدم هنر در ذات خودش امری است خودکفا و هدف»، اظهار داشت:« بسیاری ازعالمان و علمای اخلاق میگویند خیر واقعی که محتوا و هدف اخلاق است خیری است که خودش برای خودش خواسته بشود؛آنچه وسیله چیز دیگری باشد لااقل اخلاقی نیست.»
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد:« میتوان چنین تعبیری را در مورد هنر هم به کار برد؛هنر برای خودش امر مقدس و عزیزی است و نمیتواند در خدمت چیز دیگری باشد.»
خاتمی در پاسخ به این سئوال که «هنر چیست؟»، گفت:« اما هنر چیست؟هنر امتداد وجود هنرمند است.هنر آن چیزی است که از متن جان انسان هنرمند بر میخیزد بسته به آنکه آن ذات و جان انسان چه باشد رنگ و بو و مشخصه هنر معین میشود.»
وی تاکید کرد:« اگر جان، جان متعهدی باشد و هنرمند،اندیشه و باور درست داشته باشد، هنراو نیز هنرمتعهد خواهد بود، یعنی تعهد هنرمند نسبت به حق و زیبایی و دغدغهاش نسبت به انسان و سرنوشت او در هنر او که البته بدون سفارش و تکلف پدید آمده است متجلی خواهد بود.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« واگر آن جان ؛ جان غیرمتعهد بود و آلوده بود هنر نیز آلوده خواهد بود، بنابراین هنر مقدستر از آن است که برای چیز دیگر غیر از خودش باشد،منتهی آنچه مهم است اینکه جان هنرمند که خاستگاه هنر است چه جانی است؟میدانیم که پیامبران بزرگ الهی برای تربیت جان آدمی آمدهاند و مصلحان و معلمان اخلاق نیز مربیان بشر بودهاند برای اینکه جان نیکو در انسان پا بگیرد.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با اشاره به اینکه «آغاز رسالت پیامبر و نقطه شروع حرکت پیامبر تزکیه است»، گفت:« تزکیه یعنی رشد دادن و فزونی دادن جان و رستگار کسی است که جان خود را رشد بدهد(قد افلح من زکیّها)حتی تزکیه بر تعلیم و کتاب و حکمت مقدم است.»
خاتمی تصریح کرد:« پس باید جان را تربیت کرد تا از درون آن گوهرهای شفاف و زیبای هنر که هم ظاهر زیبا و هم باطن زیبا داشته باشد بجوشد؛ به همین دلیل هم وقتی بعضی شاعران مدیحهسرا را میبینید با اینکه شاید از نظر صناعت و ظاهرآرائی کارهای بزرگی کردهاند، ولی کلام آنها تهی است یعنی معلوم است با تصنع و تکلف، شاعر مطلبی را گفته است که به آن اعتقاد نداشته است و ما به خاطر آن امر آن هنرمند و شاعر را ستایش نمیکنیم.»
وی ادامه داد:« ستایش ما از بزرگانی چون حافظ و سعدی، آنجا است که حافظ ،حافظ است و سعدی، سعدی است و برای دل پاک و آفریننده خود سخن گفته است.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «هنر برای هنر به یک معنی درست است منتهی در ارزیابی هنر باید دید که هنرمند چه جانی دارد»، اظهار داشت:« هنر مطلوب یاهنرواقعی آن است که در خدمت اعتلاء و رشد انسان است ولی اگرتجلی جان آلوده بود، درواقع هنر نیست.»
وی تاکید کرد:« هنرمند حتما باید جان خود را پاک نگه دارد و نیز آگاهیها و اطلاعات و دغدغههای خود را لحظه لحظه بالا ببرد.هنرمندی که زمان و دردهای زمان خودش را نشناسد طبعا اثر او خنثی یا حتی زیان بار است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« نکته دیگر، نقشی است که هنر در جامعه و زندگی بشر دارد و بی همتاست و به خصوص هنر شعر؛ اگر انسان را حیوان ناطق تعریف کردهاند از آن جهت است که سخن نماد و پدیدار خرد و جان زیبایینگر و کلی نگر و حقیقت نگر انسان است.»
وی با بیان اینکه «کلام نمایانگر عقلانیت انسان و عشق انسان و درون بزرگتر از طبیعت انسان است»، گفت:« و الا ممکن است طوطی هم سخن بگوید، ولی طوطی حیوان ناطق نیست چون تفکر ندارد،عشق ندارد، ولی در انسان؛ عشق و عقل و احساس او در کلام اوست که تجلی پیدا میکند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« بنابراین کلام که نماد انسانیت انسان است و اوج کلام در شعر است، یعنی اگر انسانیت انسان به کلام است اوج والایی کلام انسان به شعر است بنابر این شاعران جایگاه بسیار والایی دارند البته در صورتی که آن کلام در تجلیگاه یک جان برجسته و بزرگ باشد، احساس بزرگ،اندیشه بزرگ، عاطفه بزرگ، عشق بزرگ که به هر حال باز هم در هنرمندان این را بیشتر میبینیم. هنر در درازنای تاریخ نقش بزرگی داشته است.»
خاتمی یادآور شد:«شما وقتی تحولات تاریخ بشری را می بینید همگی مسبوق به گونه ای دگرگونی در عرصه هنر است.قبل از اینکه چیزی به نام مشروطیت در ایران ببینید یک نوع تحول در هنر این مرز و بوم می بینید و این تحول است که در تحول اجتماعی اثر دارد.»
وی افزود:« یا مثلا در رنسانس ؛اول در عرصه هنر چه شعر چه نقاشی چه مجسمه سازی چه جاهای دیگر دگرگونی پدید میآید و بعد این تحول در عرصه اجتماعی ظاهر میشود یعنی هنرمندان و شاعران پیشتازان تحول اجتماعی هستند در حالیکه هنرهای مختلف همگی زیباهستند ولی هنرکلامی سلطان همه هنرهاست.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:« شاعر واقعی را باید در راس هنرمندانی دید که پیشتاز و قهرمان تحولات اجتماعی هستند، در عین حال بزرگترین جلوه گاه و تجلی گاه تحولات و اوضاع و احوال اجتماعی نیزهنر است.»
وی سپس اظهار داشت:« شاید راویان تاریخ همیشه صداقت نداشته باشند یا محدود بتوانند مسائل را منتقل کنند یا محذوراتی داشته باشند، راویان نمیتوانند همه ابعاد قضیه را ببینند و هم ملاحظاتی دارند و محذوراتی، گرچه تاریخنگاری و تاریخ دانستن کار لازمی است ولی به خاطر همین ملاحظات و محدودیتهای اجتماعی خیلی کار مشکلی است که حقیقت اصلی و همه واقعیت و ابعادش را از درون تاریخ مدوّن در بیاوریم؛اما اگر ما به هنر ؛ -هنر غیر سفارشی – که برخاسته از جان هنرمند است رجوع کنیم بیشتر میتوانیم چهره زمان و روزگاران را در آئینه هنر بنگریم، همچنانکه میتوانید در سخن حافظ و سعدی تصویر درستی از روزگاری که آنها زندگی می کرده اند داشته باشید.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« هنرمند بی درد هنرمندی است که فقط صورت هنر را در اختیار دارد وبه نظرم به هنر خیانت می کند؛ درست است که هنر وسیله ای برای چیز دیگری نیست، هنرمند باید کاملا آزاد باشد تا بتواند آنچه که در درون اوست بجوشد و ظاهر شود ولی هرچه از درون هنرمند بر آید نمیشود اسمش را هنر گذاشت!»
خاتمی ادامه داد:« هنری که از جان پاک و جان زیبا میتراود هنر واقعی است و انسانی که آن جان را دارد و در زمان خود زندگی میکند دغدغههای زمان خودش را دارد هنر او بهترین روایت گر واقعیتی است که در آن زمان وجود داشته است.»
وی افزود:« شاعران و هنرمندان خدمتگزاران بزرگ جامعه بشریاند؛ با وجود اینکه انسان زیباست و برای زیبائی آفریده شده است ولی واقعیت زندگی انسان زشت بوده است.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با بیان اینکه « آنچه در تاریخ تحقق پیدا کرده زشت بوده»، گفت:« یعنی درست است که خواست همه پیامبران عدالت و کرامت انسان بوده است ولی آنچه در تاریخ گم بوده است عدالت و کرامت انسان است که پایمال شده است ولی خوبی شاعر و هنرمند این است که او زیبایی را میبیند چون با خیال واقعی نه وهم و پندارگرایی سر و کار دارد و زیبایی را با همه وجود احساس میکند و در عالم خیال نگارین زیبایی را محسوس و ملموس میکند.»
به عقیده سیدمحمد خاتمی، هنرمند واقعی انسان را از روزمرگی نجات میدهد در عین حالیکه به او لذت میدهد ولی درد را هم از او نمیگیرد بلکه درد درونش را ملموس و محسوس میکند و به جلو میرود.
وی ادامه داد:« هنر عنصر بسیار ارزنده است که خیلی ارزان و آسان به افراد نمیدهند، افرادی که دسترسی به این گوهر گران بها پیدا کردند قدر آن را بدانند و شکر آن را با پروردن جان متلاطم خویش و با توجه دادن این هنر خداداد به سوی رهایی انسان و زیبا تر کردن زندگی انسان و بیان دردهای او وحتی نشان دادن درمانهای آن هدایت بکنند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:« الحمدالله ما شاهد چهرههای ارزنده هنری هستیم، انقلاب ما که انقلاب انسان بود، انقلاب رهایی و آزادی و زیبایی و اخلاق بود در متن خود هنرمندان خوبی را نیز پرورانید.حالا اگر در عرصه خارج ما گاهی یا خیلی وقتها این زیبائیها را نمیبینیم و حتی گاه احساس میکنیم که در آن آرمانها و ارزشها دور افتادهایم؛ این از قدر انقلاب ما نمیکاهد.»
وی تصریح کرد:« ما در متن انقلابمان شاهد ظهور نسلی و نسلهایی از هنرمندان و اندیشمندان بودیم و هستیم که فرزند این انقلابند و به همین دلیل به اصطلاح ژن این زیباییها و عظمت انقلاب در متن جان اینها وجود دارد و به همین دلیل نسبت به مسائلی که ناگوار است چه به نام انقلاب و چه به نام اسلام مطرح بشود چه به هر نام دیگری حساسیت نشان می دهند و یکی از شاخصههای هنرمند انقلابی ما مثل خود انقلاب ؛ سرفرازی است و نفروختن این سرمایه گران قدر به هیچ بهایی.»
خاتمی تاکید کرد:«احساس مسئولیت نسبت به جامعه، نسبت به سرنوشت انسان، نسبت به جهان و سعی کردن که در میان سیاهیها نور دیدن و در متن زشتیها زیبایی دیدن کار هنرمند انقلابی ماست، منتهی زیبایی را چنان دیدن و بیان کردن که مخاطب احساس بی دردی و بی غمی نکند بلکه در عین حال که لذت میبرد درد درون را هم احساس کندو هیجان پیدا کند و انشالله باز هم در سایه همین هنرمندان و هنروران شاهد خواهیم بود روز به روز جامعه ما به سوی آینده بهترحرکت خواهد کرد.»
وی در پاسخ به سئوال یکی از شاعران که از او پرسید«به نظر شما آیا دوستان هنرمند توانستهاند واقعیتهای این یک سال رابیان کنند؟»، اظهار داشت:« بله نمونه آن همین جلسه بود به اینان کسی سفارش نداده چنین بگویند و بسرایند.این کار شما هنرمندان ارزنده است متاسفانه بعضی اوقات چنان صحنه سخت و تنگ می شود که بعضی ها از همان اصالتهایی هم که به آن دل بسته بودیم و هستیم زده می شوند.»
خاتمی سپس گفت:« متاسفانه شاهد هستیم که گاه نسل جوان ما به علل مختلف از نظامی که برآمده از انقلاب است دورتر میشود و بدتر از آن از دین ممکن است زده شود و این حاصل کار رفتارها و سیاستهایی است که درست نیست و معتقدیم متناسب با آن آرمان های اسلام وانقلاب و نیز خواست تاریخی انسان ایرانی نیست.»
وی تاکید کرد:« تفاوت شما این است که متعهد به آن اصول هستید و میگویید کسی نهالی را کج کرد ما نباید نهال را بشکنیم بلکه باید دست او را از آن نهال برداریم تا ان نهال کج نماند و راست شود؛ شما دل بسته به آن نهال و رویش آن هستند در عین حالیکه کجی هم میبینید و دلتان میخواهد آنها را رفع کنید.»
خاتمی یادآور شد:« معتقدم خیلی کارهای خوبی در طول دورانهای مختلف انقلاب توسط نسلهای انقلاب ما و هنرمندان برآمده از متن انقلاب انجام شده، البته از یاد نبریم پیش از انقلاب هم هنرمندان ارزنده ای داشتهایم که در روند و تقویت و پیروزی انقلاب نقش داشتهاند.»
وی افزود:« به همین دلیل آنجایی که انقلاب در خطر است و به خصوص اگر دزدانه به نام انقلاب به انقلاب لطمه بزنند این هنرمند حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و مقاومت میکند و کارش را انجام میدهد.»
به عقیده رخاتمی، معتقدم هنرهای بزرگ در تنگناها آفریده شده است نه در فراخ گاهها! هرچه تنگنا بیشتر باشد ما هنر را نابتر و زیباتر و موثرتر و آفرینندهتر میبینیم.
سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد:« اهنرمند چون فراتر از زمان و مکان است و همواره وضع بهتر را میطلبد،اگر در فراخنای واقعی هم قرار بگیرد و ظاهرا هم برخوردار باشد به وضعیت موجود راضی نیست و وضع بهتری را طلب میکند و از رکود و در جا زدن پرهیز دارد.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ؛ «افشین علا»، شاعرنام آشنای کشورمان در آغاز این دیدار صمیمی، طی سخنانی کوتاه خطاب به حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی گفت : «جمع حاضر گروهی از شاعران جوان و مومن از سراسر کشور هستند که شما را به عنوان تکیهگاه فرهنگی و محبوب خودشان میدانند و این دیدار ونشست برای شاعران جوان بسیار مغتنم و باعث دلگرمی ما است. »
وی در ادامه گفت:« شما نه تنها در هشت سال ریاست جمهوری، عزیز ما بودید بلکه بعد از آن هم همچنان پشتوانه فکری، قلبی و معنوی جوانان هنرمند مومن و معتقد به انقلاب اسلامی، که با دغدغه و بیادعا کار می کنند هستید.»
افشین علا در این دیداریاد و خاطره شاعران متعهد «قیصر امین پور» و «سید حسن حسینی» را گرامی داشت و از ایشان به عنوان ستارههای درخشان شعر انقلاب یاد کرد که جریان شعر جوان انقلاب سرمشقهای شکوه مندش را از شعراین دو شاعر عزیز گرفت.
در این دیدارصمیمی که از ساعت ۱۹ شروع شد و تا هنگام اذان مغرب ادامه داشت احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصلاحات نیز حضور داشت و تعدادی از شاعران جوان از شهرهای شیراز ، نیشابور، قم ، ساری ،تهران، شیراز ، مشهد و اصفهان ، سرودههای خود را در وصف حضرت ولی عصر (عج)، حضرت سیدالشهدا (ع)، امام خمینی (ره)، دفاع مقدس و همچنین اشعاری با مضامین اجتماعی و طنز خواندند.
در پایان این نشست، حاضران نماز مغرب و عشا را به امامت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی اقامه کردند
اطلاعیه افتتاح شبکه تلوزیونی رسا و انتشار منشور ده ماده ای رسانه
www.rasatv.net
به مناسبت اعلام موجودیت شبکه تلویزیونی رسا، مسئولین این شبکه با صدور بیانیه ای منشور ده ماده ای چشم انداز این رسانه سبز را ترسیم کرده اند. لازم به ذکر است که این رسانه که در اینترنت قابل دسترسی عمومی می باشد. متن کامل بیانیه افتتاحیه و منشور ده ماده ای «رســـا»، به شرح زیر می باشد:
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَکَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِیبًا
سوره احزاب، آیه ۳۹
جنبش سبز ملت ایران همانند کلمه ای پاک و پیراسته ، برغم رنج های بسیار و طاقت سوزی که ملت بزرگ ما در راه دفاع از حق گمشده خویش تحمل کرد، بالید و برکشید و روز به روز بر استواری و گستره و ژرفایش افزوده شد.
صدای ملت ما صدای آزادی، عدالت و حاکمیت قانون است. صدایی که با گلوله، زندان، شکنجه، تحقیر و تهمت نه تنها خاموش نشده است، بلکه طنینی جهانی یافته است.
اقتدارگرایان با تکیه بر استبداد دینی و سرکوب، بسیار کوشیده اند تا صدایی از مردم ما در درون و بیرون کشور به گوش نرسد. در برابر این یکه سالاری و غوغای رسانه های حکومتی، مردم ما خود به میدان آمدند. شعار “هر شهروند یک رسانه” به حقیقت پیوست. ملتی بزرگ وارد صحنه شد و جنبش سبز ملت ایران در رسانه های مکتوب و مجازی و صوتی و تصویری ثبت شد. تا به حال جهان چنین تجربه ای را شاهد نبوده است. ضبط فیلم و خبر رسانی از شهیدانی که در خیابان ها کشته شدند، نشانه ای از این حضور سبز و گسترده ملتی بود که نمی خواست خون جوانانش از یاد برود.
از همان روزهای نخست شکوفایی جنبش سبز، آشکار بود که صدا و سیما و نشریات و تریبون های حکومتی چه رفتاری خواهند داشت. از سویی تمامی رسانه های مکتوب و حتی مجازی یکی پس از دیگری توقیف و تعطیل شدند. روزنامه نگاران به زندان افتادند، آواره شدند، از ایران به خارج ایران کوچیدند…اما پرچم خبر رسانی را لحظه ای از دوش نیفکندند. از این رو به حق رهبران جنبش سبز به صراحت از نیاز ملی و مردمی تحقق یک رسانه آزاد سخن گفتند.
می بایست در کنار امواج بی پایان رسانه های خُرد، رسانه هائی شکل بگیرد که بتوانند صدای ملت ایران را با کیفیت بهتر و موثر تر بازتاب دهند. رسا یکی از آن رسانه هاست. تجربه هم نشان داده بود، رسانه های فارسی زبانی که از بودجه دولت های دیگر تغذیه می کنند، در نهایت در جهت منفعت و سیاست همان کشور ها حرکت می کنند.
مثل تشنه ای که در جستجوی آب است،رسانه ای نیاز بود که مثل چشمه ای خوشگوار و زلال باشد. تاسیس یک رسانه کاری است سترگ و نیازمند امکانات گسترده. رسانه سبز ملت ایران بی هیچ ادعایی گام کوچکی است در این راه. گامی کوچک و البته استوار و سنجیده. این رسانه مخاطب اصلی خویش را ایرانیانی می داند که به دلیل انسداد فضای سیاسی و اجتماعی از خبر محروم مانده اند.
رسا تلاشی است برای این که صدای ملت ایران باشد، صدایی که نمایندگان آن رهبران شناخته شده و مورد اطمینان ملت ایران هستند. رسا برای تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران یعنی آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ که سکه ی رایج حکومت ایران شده است، بازتاب دهنده ی مطالبات برحق ملت ایران است.
رسا با چنین رویکرد و خط مشی ملی و مردمی، به غیر از مردم ایران که خود پشتوانه و نقطه اتکای چنین رسانه ای هستند و خواهند بود، به هیچ دولت و سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده کند، پیوندی نخواهد داشت. خیر کثیر در همان تکیه بر خداوند و ملت بزرگ ایران است.
اگر می خواهید این رسانه تداوم و ارتقا یابد با کمکهای مالی خود در اداره رسا شریک شوید. تک تک شهروندان سبز ایران سهامدار رسانه سبز ایران هستند.
منشور رسا که شناسنامه رسانه سبز ایران است به پیوست منتشر می شود. تلویزیون اینترنتی رسا همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد نهضت مشروطیت در روز جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ آغاز بکار می کند. تلویزیون ماهواره ای رسا در نخستین دهه ماه مبارک رمضان به یاری خدا مهمان سفره افطار هموطنان خواهد بود.
می دانیم انتظارات همراهان جنبش سبز از تلویزیون خودشان بسیار زیاد است، اما با توجه به مقدورات اقتصادی و محدودیتهای مختلف امنیتی، سیاسی و فرهنگی کاستی های ما را به بزرگی خود خواهند بخشید. رسا چشم انتظار پیشنهادات، انتقادات و همکاری یکایک هموطنان است .برنامه های تولیدی صوتی تصویری خود را هرچند کوتاه و با هر کیفیتی بویژه عکسها و فیلمهای خبری روز را برای ما بفرستید. شما چشم و گوش رسا هستید.
منشور رسانه سبز ایران – رسا:
در شرائطی که اقتدارگرایان حاکم بر ایران با در اختیارداشتن همه امکانات رسانه ای، ایجاد انحصار خبری و سوء استفاده از صدا وسیما تلاش کرده اند کلیه مجاری اطلاع رسانی را به روی ملت ایران ببندند و جنبش سبز اعتراضی مردم را از پیگیری اهدافش باز دارند، بازکردن راه اطلاع رسانی آزاد به روی مردم ایران یکی از ضرورت های این مرحله از جنبش و به مثابه فریضه ای ملی به شمار می رود. از این رو به همت جمعی از همراهان جنبش سبز مردم ایران شبکه ماهواره ای – اینترنتی به نام شبکه سبز ایران (رسا) تأسیس شده است.
ماهیت شبکه
رسا شبکهای است که به زبان فارسی (و در صورت لزوم به زبانهای دیگر) برای ایرانیان راه اندازی شده و به انعکاس و پخش اخبار، تحلیل، گزارش و برنامه های فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می پردازد.
استقلال سیاسی و مالی شبکه
رسا موسسه ای است غیر انتفاعی و مستقل از احزاب، سازمانها و نهادهای سیاسی دولتی و غیر دولتی که به دلیل خفقان موجود در کشور، خارج از ایران ثبت شده و در چارچوب اصول مطرح شده دراین منشور فعالیت می کند. منابع مالی این شبکه تنها از طریق کمکهای مردمی و تبلیغات خواهد بود و از هیچ دولت و یا سازمان دولتی خارجی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مطلقا کمکی دریافت نخواهد کرد.
اصول کلی و خط مشی دهگانه شبکه
یک: کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حقوق بشر
رعایت عدالت در تمامیابعاد آن، حفظ کرامت انسانها و پایبندی به موازین حقوق بشراز اصول بنیادین است. این شبکه مخالف هرگونه تبعیض جنسیتی، قومیّتی، دینی، مذهبی و نژادی است و برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران تلاش می کند. ایران متعلق به همه ایرانیان است و تمامیافراد در برابر قانون برابر و از حقوق مساوی برخوردارند.
دو: اسلام رحمانی و اخلاق
رسا اسلام رحمانی را متضمن ارتقای اخلاق نزد حاکمان و شهروندان دانسته و خود را مروج اسلامی می داند که عدالت شاکله آن است، خردورزی را پاس می دارد، مقتضیات زمان و مکان را نیک می شناسد، با مردمسالاری و حقوق بشر منافاتی ندارد و مخالف هرگونه حقوق ویژه برای اشخاص و اقشار خاص در سطح جامعه و حاکمیت است. رسا حفظ موازین اخلاقی را در تمامی فعالیتهای خود الزامی میداند و رسیدن به اهداف خود را تنها از طرق مجاز اخلاقی دنبال می کند.
سه: حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری
رأی و خواست مردم منشأ مشروعیت قدرت سیاسی است و خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. رسا حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش را پیگیری می کند و حق انتخابات آزاد را که از خواستهای اصیل جنبش سبز مردم ایران است از اولویتهای خود دانسته و از آن دفاع می کند و مخالف محدود کردن انتخابات آزاد تحت عنوان نظارت استصوابی وعناوین دیگر است. رسا تکیه بر خرد جمعی را راه بهینه اداره جامعه می داند.
چهار: تمامیت ارضی و وحدت ملی
رسا بر پایه دفاع ازتمامیت ارضی و وحدت ملی و ارتقای شأن و جایگاه کشور در عرصه بین المللی عمل می کند و در عین دفاع از خواسته های بحق اقوام ایرانی با هرگونه جریان جدایی طلبی مخالف است.
پنج: استفاده از روشهای مسالمت آمیز و مدنی
رسا با تکیه بر منشور جنبش سبز تنها راه عملی و مطلوبِ تغییر وضع کشور و نیل به مردم سالاری و آزادی را روشهای مسالمت آمیز و مدنی میداند.
شش: حاکمیت قانون
راه اداره، ترقی و توسعه کشور حاکمیت قانون در تمامی ابعاد و جوانب برای افراد، گروهها و نهادها و حکومت است و این راهبردی اساسی برای نیل به مردم سالاری حقیقی و پایدار می باشد. رسا عدالت و آزادی را اصول جدائی ناپذیر از حاکمیت قانون دانسته و با هرگونه استفاده ابزاری از قانون مخالف است. قانون نباید وسیله اعمال سلیقه ، خشونت ورزی و نقض حقوق بنیادین شهروندان گردد.
هفت: قرائت دموکراتیک از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی
رسا اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه قرائت دموکراتیک و حقوق بشری در جهت احیای آرمانهای اصیل انقلاب یعنی استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی و نیز توسعه را مبنای فعالیت خود شمرده، طرح بحث اصلاح قانون اساسی و ساختار سیاسی را در یک فرآیند مذاکره و گفتگوی ملی با مشارکت همه اقشار اجتماعی وظیفه خود می داند.
هشت: جریان آزاد اخبار و اطلاعات
رسا به جریان آزاد اخبار واطلاعات باور دارد. آزادی بیان و رسانهها اعم از صوتی، تصویری، مجازی و کاغذی حق شهروندان است. رسا شفافیت درعرصه اطلاع رسانی و رفتار حاکمیت در زمینههای مختلف را مطالبه ملی دانسته و تلاش میکند تا حاکمیت را در برابر تصمیمات و اعمال خود پاسخگو کند.
نُه: پذیرش تنوع و تکثر آراء و مخالفت با انحصارطلبی
رسا مدافع تنوع و تکثر و تضارب آرا بوده و مخالف هرگونه انحصار طلبی است. رسا در حالیکه سعی میکند اخبار و دیدگاههای جنبش سبز مردم ایران را پوشش دهد، تلاش میکند که از دیدگاهها و جریانهای فکری مختلف که معتقد به استفاده از روشهای اخلاقی، مسالمت آمیز، مدنی و دمکراتیک برای ایجاد تغییرات در کشور هستند استفاده کند. رسا تنوع فرهنگی و قومیتی را نقطه ی قوت ملت بزرگ ایران تلقی می کند. احترام به حقوق رقبا و مخالفان و حق پاسخگویی برای افراد از اصول اخلاقی و حرفه ای این رسانه می باشد. رسا دیدگاه افراد و گروههاییکه معتقد به مشی مسلحانه یا جدایی طلبانه هستند یا تغییرات را از راهی جز استقلال ایران دنبال می کنند ترویج نمی کند و از انعکاس دیدگاه های مبتنی بر ادبیات خشن و توهین آمیز خودداری مینماید
ده: فرهنگ گفتگو
یکیاز اهداف رسا، گسترش فرهنگ گفتگو بین اقشار مختلف جامعه میباشد. گسترش گفتگو در حوزه عمومی می تواند به ارتقای سطح آگاهی عمومی و جریان آزاد اطلاعات کمک کند و همچنین زمینه لازم را جهت مشارکت موثر احزاب، تشکلها و نهادهای مدنی و صنفی ، روشنفکران ، اقشار و فعالان سیاسی و اجتماعی و آحاد شهروندان فراهم آورد. رسا بر بازتاب مطالبات و نیازهای اقشار و صنوف کم درآمد مانند معلمان، کارگران و کشاورزان توجه ویژه خواهد داشت
به مناسبت اعلام موجودیت شبکه تلویزیونی رسا، مسئولین این شبکه با صدور بیانیه ای منشور ده ماده ای چشم انداز این رسانه سبز را ترسیم کرده اند. لازم به ذکر است که این رسانه که در اینترنت قابل دسترسی عمومی می باشد. متن کامل بیانیه افتتاحیه و منشور ده ماده ای «رســـا»، به شرح زیر می باشد:
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَکَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِیبًا
سوره احزاب، آیه ۳۹
جنبش سبز ملت ایران همانند کلمه ای پاک و پیراسته ، برغم رنج های بسیار و طاقت سوزی که ملت بزرگ ما در راه دفاع از حق گمشده خویش تحمل کرد، بالید و برکشید و روز به روز بر استواری و گستره و ژرفایش افزوده شد.
صدای ملت ما صدای آزادی، عدالت و حاکمیت قانون است. صدایی که با گلوله، زندان، شکنجه، تحقیر و تهمت نه تنها خاموش نشده است، بلکه طنینی جهانی یافته است.
اقتدارگرایان با تکیه بر استبداد دینی و سرکوب، بسیار کوشیده اند تا صدایی از مردم ما در درون و بیرون کشور به گوش نرسد. در برابر این یکه سالاری و غوغای رسانه های حکومتی، مردم ما خود به میدان آمدند. شعار “هر شهروند یک رسانه” به حقیقت پیوست. ملتی بزرگ وارد صحنه شد و جنبش سبز ملت ایران در رسانه های مکتوب و مجازی و صوتی و تصویری ثبت شد. تا به حال جهان چنین تجربه ای را شاهد نبوده است. ضبط فیلم و خبر رسانی از شهیدانی که در خیابان ها کشته شدند، نشانه ای از این حضور سبز و گسترده ملتی بود که نمی خواست خون جوانانش از یاد برود.
از همان روزهای نخست شکوفایی جنبش سبز، آشکار بود که صدا و سیما و نشریات و تریبون های حکومتی چه رفتاری خواهند داشت. از سویی تمامی رسانه های مکتوب و حتی مجازی یکی پس از دیگری توقیف و تعطیل شدند. روزنامه نگاران به زندان افتادند، آواره شدند، از ایران به خارج ایران کوچیدند…اما پرچم خبر رسانی را لحظه ای از دوش نیفکندند. از این رو به حق رهبران جنبش سبز به صراحت از نیاز ملی و مردمی تحقق یک رسانه آزاد سخن گفتند.
می بایست در کنار امواج بی پایان رسانه های خُرد، رسانه هائی شکل بگیرد که بتوانند صدای ملت ایران را با کیفیت بهتر و موثر تر بازتاب دهند. رسا یکی از آن رسانه هاست. تجربه هم نشان داده بود، رسانه های فارسی زبانی که از بودجه دولت های دیگر تغذیه می کنند، در نهایت در جهت منفعت و سیاست همان کشور ها حرکت می کنند.
مثل تشنه ای که در جستجوی آب است،رسانه ای نیاز بود که مثل چشمه ای خوشگوار و زلال باشد. تاسیس یک رسانه کاری است سترگ و نیازمند امکانات گسترده. رسانه سبز ملت ایران بی هیچ ادعایی گام کوچکی است در این راه. گامی کوچک و البته استوار و سنجیده. این رسانه مخاطب اصلی خویش را ایرانیانی می داند که به دلیل انسداد فضای سیاسی و اجتماعی از خبر محروم مانده اند.
رسا تلاشی است برای این که صدای ملت ایران باشد، صدایی که نمایندگان آن رهبران شناخته شده و مورد اطمینان ملت ایران هستند. رسا برای تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران یعنی آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ که سکه ی رایج حکومت ایران شده است، بازتاب دهنده ی مطالبات برحق ملت ایران است.
رسا با چنین رویکرد و خط مشی ملی و مردمی، به غیر از مردم ایران که خود پشتوانه و نقطه اتکای چنین رسانه ای هستند و خواهند بود، به هیچ دولت و سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده کند، پیوندی نخواهد داشت. خیر کثیر در همان تکیه بر خداوند و ملت بزرگ ایران است.
اگر می خواهید این رسانه تداوم و ارتقا یابد با کمکهای مالی خود در اداره رسا شریک شوید. تک تک شهروندان سبز ایران سهامدار رسانه سبز ایران هستند.
منشور رسا که شناسنامه رسانه سبز ایران است به پیوست منتشر می شود. تلویزیون اینترنتی رسا همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد نهضت مشروطیت در روز جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ آغاز بکار می کند. تلویزیون ماهواره ای رسا در نخستین دهه ماه مبارک رمضان به یاری خدا مهمان سفره افطار هموطنان خواهد بود.
می دانیم انتظارات همراهان جنبش سبز از تلویزیون خودشان بسیار زیاد است، اما با توجه به مقدورات اقتصادی و محدودیتهای مختلف امنیتی، سیاسی و فرهنگی کاستی های ما را به بزرگی خود خواهند بخشید. رسا چشم انتظار پیشنهادات، انتقادات و همکاری یکایک هموطنان است .برنامه های تولیدی صوتی تصویری خود را هرچند کوتاه و با هر کیفیتی بویژه عکسها و فیلمهای خبری روز را برای ما بفرستید. شما چشم و گوش رسا هستید.
منشور رسانه سبز ایران – رسا:
در شرائطی که اقتدارگرایان حاکم بر ایران با در اختیارداشتن همه امکانات رسانه ای، ایجاد انحصار خبری و سوء استفاده از صدا وسیما تلاش کرده اند کلیه مجاری اطلاع رسانی را به روی ملت ایران ببندند و جنبش سبز اعتراضی مردم را از پیگیری اهدافش باز دارند، بازکردن راه اطلاع رسانی آزاد به روی مردم ایران یکی از ضرورت های این مرحله از جنبش و به مثابه فریضه ای ملی به شمار می رود. از این رو به همت جمعی از همراهان جنبش سبز مردم ایران شبکه ماهواره ای – اینترنتی به نام شبکه سبز ایران (رسا) تأسیس شده است.
ماهیت شبکه
رسا شبکهای است که به زبان فارسی (و در صورت لزوم به زبانهای دیگر) برای ایرانیان راه اندازی شده و به انعکاس و پخش اخبار، تحلیل، گزارش و برنامه های فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می پردازد.
استقلال سیاسی و مالی شبکه
رسا موسسه ای است غیر انتفاعی و مستقل از احزاب، سازمانها و نهادهای سیاسی دولتی و غیر دولتی که به دلیل خفقان موجود در کشور، خارج از ایران ثبت شده و در چارچوب اصول مطرح شده دراین منشور فعالیت می کند. منابع مالی این شبکه تنها از طریق کمکهای مردمی و تبلیغات خواهد بود و از هیچ دولت و یا سازمان دولتی خارجی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مطلقا کمکی دریافت نخواهد کرد.
اصول کلی و خط مشی دهگانه شبکه
یک: کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حقوق بشر
رعایت عدالت در تمامیابعاد آن، حفظ کرامت انسانها و پایبندی به موازین حقوق بشراز اصول بنیادین است. این شبکه مخالف هرگونه تبعیض جنسیتی، قومیّتی، دینی، مذهبی و نژادی است و برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران تلاش می کند. ایران متعلق به همه ایرانیان است و تمامیافراد در برابر قانون برابر و از حقوق مساوی برخوردارند.
دو: اسلام رحمانی و اخلاق
رسا اسلام رحمانی را متضمن ارتقای اخلاق نزد حاکمان و شهروندان دانسته و خود را مروج اسلامی می داند که عدالت شاکله آن است، خردورزی را پاس می دارد، مقتضیات زمان و مکان را نیک می شناسد، با مردمسالاری و حقوق بشر منافاتی ندارد و مخالف هرگونه حقوق ویژه برای اشخاص و اقشار خاص در سطح جامعه و حاکمیت است. رسا حفظ موازین اخلاقی را در تمامی فعالیتهای خود الزامی میداند و رسیدن به اهداف خود را تنها از طرق مجاز اخلاقی دنبال می کند.
سه: حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری
رأی و خواست مردم منشأ مشروعیت قدرت سیاسی است و خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. رسا حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش را پیگیری می کند و حق انتخابات آزاد را که از خواستهای اصیل جنبش سبز مردم ایران است از اولویتهای خود دانسته و از آن دفاع می کند و مخالف محدود کردن انتخابات آزاد تحت عنوان نظارت استصوابی وعناوین دیگر است. رسا تکیه بر خرد جمعی را راه بهینه اداره جامعه می داند.
چهار: تمامیت ارضی و وحدت ملی
رسا بر پایه دفاع ازتمامیت ارضی و وحدت ملی و ارتقای شأن و جایگاه کشور در عرصه بین المللی عمل می کند و در عین دفاع از خواسته های بحق اقوام ایرانی با هرگونه جریان جدایی طلبی مخالف است.
پنج: استفاده از روشهای مسالمت آمیز و مدنی
رسا با تکیه بر منشور جنبش سبز تنها راه عملی و مطلوبِ تغییر وضع کشور و نیل به مردم سالاری و آزادی را روشهای مسالمت آمیز و مدنی میداند.
شش: حاکمیت قانون
راه اداره، ترقی و توسعه کشور حاکمیت قانون در تمامی ابعاد و جوانب برای افراد، گروهها و نهادها و حکومت است و این راهبردی اساسی برای نیل به مردم سالاری حقیقی و پایدار می باشد. رسا عدالت و آزادی را اصول جدائی ناپذیر از حاکمیت قانون دانسته و با هرگونه استفاده ابزاری از قانون مخالف است. قانون نباید وسیله اعمال سلیقه ، خشونت ورزی و نقض حقوق بنیادین شهروندان گردد.
هفت: قرائت دموکراتیک از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی
رسا اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه قرائت دموکراتیک و حقوق بشری در جهت احیای آرمانهای اصیل انقلاب یعنی استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی و نیز توسعه را مبنای فعالیت خود شمرده، طرح بحث اصلاح قانون اساسی و ساختار سیاسی را در یک فرآیند مذاکره و گفتگوی ملی با مشارکت همه اقشار اجتماعی وظیفه خود می داند.
هشت: جریان آزاد اخبار و اطلاعات
رسا به جریان آزاد اخبار واطلاعات باور دارد. آزادی بیان و رسانهها اعم از صوتی، تصویری، مجازی و کاغذی حق شهروندان است. رسا شفافیت درعرصه اطلاع رسانی و رفتار حاکمیت در زمینههای مختلف را مطالبه ملی دانسته و تلاش میکند تا حاکمیت را در برابر تصمیمات و اعمال خود پاسخگو کند.
نُه: پذیرش تنوع و تکثر آراء و مخالفت با انحصارطلبی
رسا مدافع تنوع و تکثر و تضارب آرا بوده و مخالف هرگونه انحصار طلبی است. رسا در حالیکه سعی میکند اخبار و دیدگاههای جنبش سبز مردم ایران را پوشش دهد، تلاش میکند که از دیدگاهها و جریانهای فکری مختلف که معتقد به استفاده از روشهای اخلاقی، مسالمت آمیز، مدنی و دمکراتیک برای ایجاد تغییرات در کشور هستند استفاده کند. رسا تنوع فرهنگی و قومیتی را نقطه ی قوت ملت بزرگ ایران تلقی می کند. احترام به حقوق رقبا و مخالفان و حق پاسخگویی برای افراد از اصول اخلاقی و حرفه ای این رسانه می باشد. رسا دیدگاه افراد و گروههاییکه معتقد به مشی مسلحانه یا جدایی طلبانه هستند یا تغییرات را از راهی جز استقلال ایران دنبال می کنند ترویج نمی کند و از انعکاس دیدگاه های مبتنی بر ادبیات خشن و توهین آمیز خودداری مینماید
ده: فرهنگ گفتگو
یکیاز اهداف رسا، گسترش فرهنگ گفتگو بین اقشار مختلف جامعه میباشد. گسترش گفتگو در حوزه عمومی می تواند به ارتقای سطح آگاهی عمومی و جریان آزاد اطلاعات کمک کند و همچنین زمینه لازم را جهت مشارکت موثر احزاب، تشکلها و نهادهای مدنی و صنفی ، روشنفکران ، اقشار و فعالان سیاسی و اجتماعی و آحاد شهروندان فراهم آورد. رسا بر بازتاب مطالبات و نیازهای اقشار و صنوف کم درآمد مانند معلمان، کارگران و کشاورزان توجه ویژه خواهد داشت
جمهوری اسلامی و کامبوج توافقنامه نفتی امضا میکنند
همزمان با گسترش تحریمهای بینالمللی علیه ایران، جمهوری اسلامی قصد دارد همکاری خود را با کامبوج گسترش دهد. قرار است سهشنبهی آینده (۱۰ اوت) یک هیئت عالیرتبهی کامبوجی به ریاست وزیر امور خارجهی این کشور به ایران سفر کند. دو کشور مایلاند در زمینهی همکاریهای نفتی موافقتنامهای امضاء کنند. جزئیات این موافقتنامه فاش نشده است
پدیدهای به نام «فارسی وان
برخی ناقدان فرهنگی در ایران می گویند جدا از هر قضاوت مثبت و منفی، کارنامه یک ساله شبکه تلویزیونی ماهواره ای فارسی وان این شبکه را به پدیده ای رسانه ای تبدیل کرده است. از جمله به علت پخش سریال های تلویزیونی دوبله شده به فارسی، عمدتاً ساخت کلمبیا، مکزیک، کره جنوبی و آمریکا برای مخاطبان ایرانی، افغان و تاجیک.
پدیده ای که هم در سالگرد تاسیس هدف پارازیت قرار گرفت و هم در سال گذشته با دو نوع انتقاد از دو جنس گوناگون روبهرو بوده است:
منتقدان مستقل ایرانی به محتوا و شکل ارائه کار از جمله کیفیت دوبله سریال ها خرده گرفته اند.
از سوی دیگر محافل حکومتی نزدیک به سنت گرایان ایران به این شبکه اتهام های سیاسی زده و به آن حمله لفظی کرده اند. وب سایت خبر آنلاین، بازتاب دهنده برخی دیدگاه های نزدیک به علی لاریجانی، رئیس مجلس، این شبکه تلویزیونی را از سویی وابسته به روپرت مورداک، رئیس نیوز کورپوریشن و کلان سرمایه گذار در شبکه های تلویزیونی ماهواره ای، صنعت سینما و اینترنت دانسته و از سویی دیگر زمینه ساز فرهنگ سازی غلط و عادی سازی مسائل غیرمنطقی در جامعه مسلمان مثلاً از طریق ترویج الگوهای رفتاری در خانواده های بی سامان و لجام گسیخته... ترویج عادی جلوه دادن خیانت به همسر... و بی اهمیت جلوه دادن احترام به پدر و مادر.
احمد کمیل، مدیر روابط بین الملل و مشاور ارشد گروه رسانه ای مووی درباره ماهیت شبکه تلویزیونی ماهواره ای فارسی وان با آرش حسننیا از رادیو فردا گفتوگو کرده است؛
آقای کمیل! یکی از بزرگترین اتهاماتی که شبکه تلویزیونی فارسی وان در ایران با آن روبهرو است، «ارتباط و انتساب این شبکه به صهیونیست ها و آقای مورداک»، یکی از بزرگترین سرمایه گذاران در عرصه رسانه است. آیا واقعاً شبکه فارسی وان متعلق به آقای مورداک است؟
احمد کمیل: اتهامات بیشتر فصلی بود. یعنی در هر فصلی از فواصل سیاسی برچسب هایی زده شده به فارسی وان. این برچسب ها گاهی وابستگی فارسی وان را به جنبش سبز تلقی می کردند، گاهی به دولت اسلامی و شخصیت های سیاسی داخل ایران و افغانستان و اخیراً هم اتهاماتی را به آقای مورداک و مجموعه یهودها دارند که شدیداً تکذیب می کنم. پارتنر اصلی ما استار است و نیوز کورپوریشن که ظاهراً اینها یک شراکت هایی با فاکس نیوز دارند که مال آقای مورداک هست و فاکس نیوز هم یک مجموعه خصوصی است و صرفاً برای آقای مورداک نیست. یک مجموعه سهامی عام است. ما در حقیقت مشارکت اصلی مان با استار است و تکذیب می کنیم که هیچ گونه وابستگی یا رابطه مستقیم با آقای مورداک نداریم.
پس صاحبان اصلی این شبکه چه کسانی یا چه شرکت هایی هستند؟
گروه رسانه ای مووی به عنوان یکی از گل های رسانه ای خصوصی در منطقه مطرح است و چهار شبکه تلویزیونی و یک ایستگاه رادیویی دارد و چندین پروداکشن تولیدی و سایت های خبری، که مقر اصلی اش در داخل افغانستان است. در سال ۲۰۰۲ آغاز به فعالیت کرده و همینطور در طرح های توسعه اش شبکه هایش را اضافه کرد که اخیراً شبکه فارسی وان را راه انداخت که از کویت برای افغانستان، تاجیکستان و ایران برنامه پخش می کند. مالک اصلی شبکه فارسی وان گروه رسانه ای مووی و استار پن است.
منتقدان در داخل ایران این شبکه را متهم می کنند که با پخش سریال های خاص قصد دارد تا بنیان های خانوادگی، ارزش های اجتماعی حاکم بر جامعه ایران را که در سی سال گذشته به خصوص روی آنها تبلیغ شده، ویران کند. آیا شما این اتهام را قبول دارید؟
سریال هایی که تا به حال از طریق فارسی وان پخش شده، انتخابشان به هیچ عنوان مغرضانه نبود. چون گذشته از اینکه ما مسلمان هستیم، مجموعه ما مجموعه مسلمان است و در راس ما مدیران مسلمان وجود دارند و مخاطب ما هم مسلمانان و خانواده هاست. اینها سریال هایی نیست جز سریال هایی که از طریق شبکه صدا و سیما هم پخش می شود. منتها فرقش اینست که این در یک سرزمین دیگر تهیه شده و در سرزمین دیگر دوبله شده، و سوژه ها همان سوژه هایی است که در هر سه کشور مسلمان پخش می شود. ما واقعیت های عینی جامعه را نباید کتمان کنیم. اگر سریال های ما ضد ارزشی تلقی می شود، باید نصف پر لیوان را ببینیم. چرا نمی آییم قضاوت های مثبت نمی کنیم. فرض کنید اگر موضوع اخلاقی مطرح است، بیشتر عوارض آن رابطه اخلاقی را بررسی می کنیم. ولی متاسفانه قضاوت ها خیلی منفی است چون جو را رسانه های داخل ایران منفی کرده اند. در حالی که اگر فرض کنیم قصد [براندازی] بنیادهای خانوادگی و فرهنگی را داشته باشیم، مخاطب خانواده های خود ما هستند. چیزهایی نیست که اولین یا آخرین سریال ها باشد. اینها چیزهایی بوده که انتخاب شده و ممکن است تا یک ماه دیگر خیلی از این سریال ها تمام شود. در انتخاب بعدی ما ممکن است تجدید نظر کنیم. ما دنبال امتیاز طلبی از جمهوری اسلامی نیستیم. ولی حداقل خواهان توقف اعتقادات نادرست هستیم. در کل گذشته از هرچیزی فرهنگ ایران به آن غنامندی خودش رسیده که یک سریال و یا یک فیلم کوچکترین تاثیری در آن داشته باشد. شدیداً اینها را سانسور می کنیم. سانسور ما در حد بالاست که هیچ یک از شبکه های فارسی زبان خارج در این حد سانسور ندارند. ولی متاسفانه خیلی از شبکه های دیگر هست که این سانسورهایی را که ما داریم، ندارند. خیلی راحت کار می کنند و در داخل هم دفاترشان فعال است و هیچ کاری هم نه جمهوری اسلامی به آنها دارد و نه رسانه های ایران.
شما بسیاری از صحنه های این سریال ها را سانسور می کنید. اما تم اصلی و فصل مشترک سریال های شما موضوعات واحدی است: تجاوز، رابطه نامشروع و خارج از قاعده قانونی و خانوادگی و خیانت فصل مشترک این سریال ها است. البته در هر سه جامعه هدف شما، ایران، افغانستان و تاجیکستان جزو تابوهای فرهنگی و اجتماعی است. آیا واقعاً ما باید بپذیریم که این انتخاب ها و فصل مشترک هایی که یاد کردم، کاملاً اتفاقی بوده یا هدفمند انتخاب شده؟
انتخاب اینها خیلی اتفاقی بود. چیزهایی است که موضوعات روز است اعم از جامعه اسلامی یا غیر اسلامی. ولی فراموش نکنیم که همان چیزهایی را که مطرح کردید، جزو واقعیت های عینی جامعه است. نه تنها در ایران، در افغانستان هم هست در تاجیکستان هم هست. در کشورهای غیرفارسی زبان هم این اتفاقات می افتد. ولی ما امیدواریم که بیننده ها خوب قضاوت کنند و خوب بیاموزند. بیشتر اینها جنبه های آموزشی دارد که ما یک آگاهی به خانواده ها که مواظب باشید. گفتم در تمام جوامع هست. چیزهایی بوده که در اروپا مد حداقل پنج-شش سال پیش یا ده سال پیش بوده. خریداری و انتخابش هم اتفاقی بوده.
در صحبت هایتان از بازنگری در سیاست های شبکه وان گفتید. این تصمیم نتیجه فشارها و تبلیغات داخل ایران و احتمالاً پارازیت های ارسالی در هفته های گذشته روی موج شبکه شما بوده یا تصمیم کلان مدیران شبکه فارغ از این فشارها و اتفاق ها است؟
البته در کل در نظر داریم که پروژه ها یک مقدار عام پسند شود. یعنی با توجه به نوع نگرشی که در داخل مجموعه ما وجود دارد، و از یک طرف ما در کمتر از یک سال موفقیت کسب کرده ایم که در سطح دنیا حدود ۵۰ میلیون بیننده داریم. بیننده های ما اکثراً خانواده ها هستند. دیدگاه این خانواده ها هم خیلی متفاوت است. خیلی از اینها از ما انتقاد می کنند که چرا سانسور می کنید. خیلی ها وجود دارند که معتقدند سانسور در همین حد کافی است. ولی در صد کمی شاید وجود داشته باشد که شما سانسور را بیشتر کنید. چون بیشتر از این سانسور شود، محتوا از بین می رود. در کل -نه فقط به خاطر فشارهایی که وجود دارد- باید یک کم متفاوت تر از گذشته باشیم. این تفاوت ممکن است چیزی نباشد که ما کل برنامه را عوض کنیم. ولی دلیلش فشار نیست. و راه حل این نیست که ما یک دولت یا رسانه در ایران تبلیغات منفی کند و ما هم بیاییم اهداف خودمان را تغییر دهیم. اهداف همان بحث زبان بوده که سعی کردیم بیشتر زبان فارسی را گسترش دهیم. ولی با توجه به امکانات کمی که در مجموعه ما وجود داشت، نتوانستیم تولید کنیم. حداقل بخواهیم برای یک سال یا دو سال فیلم و سریال داشته باشیم و بعد بیاییم بحث زبان فارسی را مطرح کنیم. متاسفانه با توجه به این وضعیتی که خودتان شاهد هستید، پارازیت و تبلیغات نادرست راه حل نیست. پیشنهاد ما اینست که به جای تخریب کردن بنشینیم تفاهم کنیم. با هر سازمانی که در داخل ایران هست. ما توافقاتی با داخل افغانستان داشتیم. باز هم ما این روحیه انعطاف پذیری را در داخل سازمان مان داریم که بیاییم هر آن چیزی را که ضد ارزشی و ضد فرهنگی است، حذف کنیم و به جایش سریال های و برنامه هایی که عامه پسند و همه پسند باشد، انتخاب کنیم.
یعنی وارد گفت و گو با مسئولان جمهوری اسلامی برای همکاری مشترک هم شده اید؟ آنها چه پاسخی دادند؟
نه. ما اصلاً به شکل رسمی در این راستا تلاشی نکرده ایم. ولی نگرانی ها را متوجه شده ایم. نگرانی ها برحق است و می پذیریم. در کل ما این آمادگی را داریم که در صورتی که صدا و سیما یا هر سازمان دیگر که تمایل داشته باشد، ما این آمادگی را داریم. فعلاً به صورت رسمی نه مذاکراتی صورت گرفته و نه مکاتباتی صورت گرفته است. برنامه ای هم نداریم. ولی در صورتی که تمایل باشد، ما رسماً اعلام می کنیم که آماده مذاکره هستیم.
چرا کیفیت دوبله سریال های شما تا این اندازه پایین است؟
دوبلورهای ما بیشتر آماتور هستند. ولی تلاش هایی صورت گرفته و نسبت به اوایل خیلی بهتر شده و اینها تحت آموزش است. بیش از ۱۰۰ نفر تحت آموزشاند که انشاءالله تا شش ماه دیگر دوبله های ما به مراتب بهتر خواهد شد. ولی دوبله چیزی نیست جز عادت. یعنی صدایی که دوبله می شود بیننده ها تقریباً عادت کرده اند. این موضوع به عنوان مشکل مطرح نبوده. برای هر رسانه بزرگترین سرمایه بیننده است و ما بیشترین بیننده را داشتیم. با همین دوبله ها بیش از ۵۰ میلیون بیننده داریم.
اما گاهی بوده که یک شخصیت در سریال های شما صدای واحدی نداشته و در هر قسمت بیننده شبکه شما صدای جدید از یک شخصیت واحد را شنیده و این حتماً آسیب می زند.
اینکه صداها قطع می شود به دلایل مشکلاتی که داشتیم. مسافرت بوده یا مریضی داشته و به هر دلیلی. دوم اینکه دوبله های ما چیزی نیست که از قبل تهیه شود. مثلاً از یک ماه پیش یا بیست روز پیش. در حقیقت ما آناً دوبله داریم. یعنی اگر سریالی که امشب هست ما روز دوبله اش را انجام دادیم. گروه دوبله ما کوچک است ولی به نسبت امکاناتشان خیلی خوب کار کردند. ما به عنوان مدیران این مجموعه از این کار راضی هستیم. ولی در کل به خاطر تنوع بیشتر و بهتر شدن دوبله ها تلاش داریم.
دوبلورهای شما ایرانی هستند یا فارسی زبانان افغان؟
بیشتر کسانی هستند که سالیان سال در ایران زندگی کرده اند و مهاجرینی که از ایران برگشته اند. اینها تحت آموزش قرار گرفته اند. اکثراً افغان هستند. بله.
تلویزیون؛ پدیدههای خارجی، سانسور داخلی
و اما علت حساسیت محافل سنت گرای حکومتی ایران به محتوای سریال های خارجی دوبله شده به فارسی که از خارج از ایران و از طریق ماهواره پخش می شوند، چیست؟ تماشاگران ایرانی که به این گونه برنامه ها روی می آورند، به دنبال چه می گردند و عیار فرهنگی این کالاها در چه حد است؟ نویسنده کتاب مهارت های ارتباطی چاپ تهران که اکنون مقیم شهر سانفرانسیسکو آمریکا است، به پرسشهای امیرمصدق کاتوزیان پاسخ می گوید. امید معماریان، فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری چند رسانه ای از دانشگاه برکلی کالیفرنیا، میهمان این هفته پیک فرهنگ است.
آقای امید معماریان! اول بگویید علت حساسیت محافل سنت گرای محافل حکومتی ایران به این سریال های تلویزیونی که شبکه های ماهواره ای فارسی زبان از خارج از کشور پخش می کنند، چه می تواند باشد؟
امید معماریان: به نظر من مهمترین عامل به چالش کشیدن وضعیت سانسور در رسانه های داخل کشور است. سانسور در ایران فقط در حوزه مسائل سیاسی و خبرهای مربوط به فعالان سیاسی اعمال نمی شود. در رسانه های کشور و به خصوص در صدا و سیما و رادیو سانسور در مورد مفاهیم اصلی زندگی مانند عشق، عشق وزیدن، دوست داشتن، خیانت کردن، دزدی، مشکلات جامعه و همه اینها اعمال می شود و آن چیزی که در نهایت روی آنتن قرار می گیرد، یک تصویر کج و معوج از واقعیت زندگی است. بنابراین آن چیزی که در رسانه های ایران می بینیم یک ترکیبی است از یک زندگی غیرواقعی. بر خلاف آن در جوامع غربی که آزادی بیشتری وجود دارد و کارگردانها و اهل رسانه فضا و امکانات بیشتری دارند برای طرح مسائل، شما بی پرده زندگی ها را می بینید که ممکن است زندگی همسایه تان باشد، زندگی خودتا باشد، زندگی کسی باشد که درباره اش شنیدید. تمام مسائل اجتماعی و انسانی در موردش بحث می شود، اتفاق می افتد. مثل خیانت، مثل دوست داشتن، مثل فداکاری، مثل ایثار و مشکلات عمده ای که ممکن است در روابط اجتماعی افراد با هم باشد. بنابراین این اتفاقی که الان می افتد و حساسیت ایجاد می کند به خاطر اینست که موضوع سانسور پدیده های مختلف روابط اجتماعی را به چالش می کشد. این برای مسئولان رسانه ای جمهوری اسلامی یک خورده تحملش دشوار است.
خیلی از این مواردی را که گفتید در کشورهای دیگر اسلامی و آسیایی هم تابو است و آنها هم نمی خواهند که بدآموزی شود از طریق تولیدات رسانه ای و فرهنگی. آنها چه کار می کنند که ممکن است تفاوت هایی با ایران داشته باشد؟
به هر حال کشورهایی که حساسیت شبیه ایران دارند، اگر نگاه کنید به رسانه هایشان، مثل برخی از کشورهای عربی یا کشورهای اسلامی می بینیم که آنها در تولیدات رسانه ای شان یک چنین نگاه هدایت آمیز به برنامه های تولید خودشان دارند.
منتها کشورهای آسیایی مثل کره، ژاپن و چین هم هستند که غیر اسلامی اند ولی این حساسیت ها توی آنها هست.
این بخش دیگر از ماجراست. به این ترتیب که کشورهای مختلف، ارزش ها و هنجارهای مختلفی بر روابط بین آدمهایشان برقرار است. بر اساس آن هنجارها و ارزش ها است که کارگردانان، تهیه کنندگان و تولید کنندگان فیلم می سازند. عموماً برای آن کشور ساخته می شود. وقتی فیلمی که در آمریکا ساخته می شود و در انگلیس ساخته می شود، به کره می رود، کره با ارزش ها و هنجارهای دیگری برخورد می کند. بنابراین ممکن است که این هنجارها با هم نخوانند و تعادل نداشته باشد و مسئولان فرهنگی آنجا نگران باشند که آن چیزهایی که پخش می شود و مردم دریافت می کنند، در درازمدت روی هنجارها و ارزش های جامعه شان تاثیر بگذارد. و چون آن ارزش هایی که وارد می شود، محلی نیست، و زمینه بروز و ظهور ندارد در جامعه مقصد، بنابراین نگران اند که با چالش های فرهنگی و اجتماعی در کشور خودشان مواجه شوند.
اینکه این گونه تولید های رسانه ای در ایران مخاطب پیدا می کنند، چه چیزی را درباره وضعیت فرهنگی ایران نشان می دهد؟
اگر این تئوری را قبول داشته باشیم که این یک واکنش به وضعیت سانسور بسیاری از پدیده ها در رسانه های جمعی ایران به خصوص تلویزیون است، می بینیم که مردم حریص اند که زندگی واقعی را حالا هر کجای دنیا که هست، ببینند. ببینند که مردم چطور زندگی می کنند، با همدیگر چطور برخورد می کنند، چطور با مسائلی که برایشان اتفاق می افتد، رو به رو می شوند و از آن گذر می کنند و به هر حال برای شان این عریان دیدن وقایع و حوادث و زندگی ها و روابط جالب است و این نشان می دهد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ارائه محصولاتی که مردم بتوانند با آنها ارتباط واقعی برقرار کنند، ناموفق بوده.
فارغ از حساسیت های حکومتی، آیا راهی هست که عیار فرهنگی تولیدات رسانه ای سنجیده شود، یا مسئله صرفاً سلیقه ای است؟ ناقدان فرهنگی کشورهای دیگر چگونه به این پرسش ها برخورد می کنند؟
اینکه نظر سنجی بر اساس سلیقه مخاطب باشد، آیا چنانکه بعضی ناقدان فرهنگی می گویند، این خطر را ندارد که نازل ترین سطح سلیقه به نظر آنها یا کوچکترین مخرج مشترک را هدف بگیرند کسانی که تولیدات فرهنگی رسانه ای می کنند؟
در کشورهای غربی اصلاً موضوع تولیدات رسانه ای را با خطر و اینطور چیزها قاطی نمی کنند. به هرحال کسی حرفی یا داستانی برای گفتن دارد، آن داستان را مطرح می کند و جامعه واکنش نشان می دهد. البته هر جامعه ای برای خودش خط قرمزهایی دارد. ولی این خط قرمزها متفاوت است. مثلاً در آمریکا مسئله مذهبی و نژادی حساسیت های جدی وجود دارد.
فیلم های اخلاقی زیادی هم ساخته شده. خیلی از این فیلم هایی که در غرب ساخته می شود و مخصوصاً آمریکا که یک جامعه بسیار مذهبی است، در نهایت پیامی که دارد برای خانواده پیام اخلاقی است. یعنی اگر خیانت در آن عنوان می شود و یا روابط اجتماعی عجیب و غریب هست که برای بینندگان ایرانی قابل هضم نیست، اتفاق می افتد، در نهایت کارگردان به آنجا می برد که بگوید هزینه چنین روابطی چیست و چه به سر خانواده و جامعه می آید و از این حرف ها. قسمت عمده اش در این فضا است. ولی تفسیر یک کالای رسانه ای خیلی متناسب با محیط است و ارزش ها و هنجارهای یک جامعه مبداء. بنابراین وقتی به جامعه دیگر می رسد، تفسیر و تاویلش متفاوت می شود و قطعاً سوء تفاهم های زیادی را هم ایجاد می کند.
چشم انداز تولیدات رسانه ای برونمرزی فارسی زبان چگونه است؟ با توجه به سابقه امر و افزایش چشمگیر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای خصوصی در خارج از ایران؟
یک رقابتی هست در سطح جهانی در این حوزه. من از آن به عنوان جدال یا جنگ یاد نمی کنم. ولی چون مسئله اقتصادی است و مسئله مخاطب، به عنوان یک رقابت شدید از آن یاد می کنم. می توانم بگویم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی عملاً جایی را برای خود دست و پا نکرده. به خاطر اینست که یک حالت قیم مآبانه به تولیدات فرهنگی دارد و می خواهند از طریق رسانه مردم را هدایت کنند. یعنی همان برداشتی را که در مورد نهادهای دیگر دارند، مثل آموزش و پرورش، یا دانشگاه ها و حتی ورزش. اینها که می خواهند از آن طریق مردم را هدایت کنند به جای مشخصی، این نوع نگاه باعث شده که بازی را از دست بدهند. مردم چیزی که می خواهند ساده است. آنها می خواهند در تلویزیون با زندگی واقعی رو به رو شوند. خیلی از مردم باهوش اند. بیشتر و بیشتر که به این محصولات نگاه می کنند، متوجه می شوند که آن اتفاقات در یک زمینه خاص اتفاق می افتد و برایشان آن اتفاقات در آن زمینه قابل توجیه است. به همین خاطر ممکن است یک نفر بنشیند آن فیلم را در ایران ببیند و برایش جالب باشد، ولی نتواند بپذیرد که همان اتفاق برای خودش یا همسایه اش بیافتد
پدیده ای که هم در سالگرد تاسیس هدف پارازیت قرار گرفت و هم در سال گذشته با دو نوع انتقاد از دو جنس گوناگون روبهرو بوده است:
منتقدان مستقل ایرانی به محتوا و شکل ارائه کار از جمله کیفیت دوبله سریال ها خرده گرفته اند.
از سوی دیگر محافل حکومتی نزدیک به سنت گرایان ایران به این شبکه اتهام های سیاسی زده و به آن حمله لفظی کرده اند. وب سایت خبر آنلاین، بازتاب دهنده برخی دیدگاه های نزدیک به علی لاریجانی، رئیس مجلس، این شبکه تلویزیونی را از سویی وابسته به روپرت مورداک، رئیس نیوز کورپوریشن و کلان سرمایه گذار در شبکه های تلویزیونی ماهواره ای، صنعت سینما و اینترنت دانسته و از سویی دیگر زمینه ساز فرهنگ سازی غلط و عادی سازی مسائل غیرمنطقی در جامعه مسلمان مثلاً از طریق ترویج الگوهای رفتاری در خانواده های بی سامان و لجام گسیخته... ترویج عادی جلوه دادن خیانت به همسر... و بی اهمیت جلوه دادن احترام به پدر و مادر.
احمد کمیل، مدیر روابط بین الملل و مشاور ارشد گروه رسانه ای مووی درباره ماهیت شبکه تلویزیونی ماهواره ای فارسی وان با آرش حسننیا از رادیو فردا گفتوگو کرده است؛
آقای کمیل! یکی از بزرگترین اتهاماتی که شبکه تلویزیونی فارسی وان در ایران با آن روبهرو است، «ارتباط و انتساب این شبکه به صهیونیست ها و آقای مورداک»، یکی از بزرگترین سرمایه گذاران در عرصه رسانه است. آیا واقعاً شبکه فارسی وان متعلق به آقای مورداک است؟
احمد کمیل: اتهامات بیشتر فصلی بود. یعنی در هر فصلی از فواصل سیاسی برچسب هایی زده شده به فارسی وان. این برچسب ها گاهی وابستگی فارسی وان را به جنبش سبز تلقی می کردند، گاهی به دولت اسلامی و شخصیت های سیاسی داخل ایران و افغانستان و اخیراً هم اتهاماتی را به آقای مورداک و مجموعه یهودها دارند که شدیداً تکذیب می کنم. پارتنر اصلی ما استار است و نیوز کورپوریشن که ظاهراً اینها یک شراکت هایی با فاکس نیوز دارند که مال آقای مورداک هست و فاکس نیوز هم یک مجموعه خصوصی است و صرفاً برای آقای مورداک نیست. یک مجموعه سهامی عام است. ما در حقیقت مشارکت اصلی مان با استار است و تکذیب می کنیم که هیچ گونه وابستگی یا رابطه مستقیم با آقای مورداک نداریم.
پس صاحبان اصلی این شبکه چه کسانی یا چه شرکت هایی هستند؟
گروه رسانه ای مووی به عنوان یکی از گل های رسانه ای خصوصی در منطقه مطرح است و چهار شبکه تلویزیونی و یک ایستگاه رادیویی دارد و چندین پروداکشن تولیدی و سایت های خبری، که مقر اصلی اش در داخل افغانستان است. در سال ۲۰۰۲ آغاز به فعالیت کرده و همینطور در طرح های توسعه اش شبکه هایش را اضافه کرد که اخیراً شبکه فارسی وان را راه انداخت که از کویت برای افغانستان، تاجیکستان و ایران برنامه پخش می کند. مالک اصلی شبکه فارسی وان گروه رسانه ای مووی و استار پن است.
منتقدان در داخل ایران این شبکه را متهم می کنند که با پخش سریال های خاص قصد دارد تا بنیان های خانوادگی، ارزش های اجتماعی حاکم بر جامعه ایران را که در سی سال گذشته به خصوص روی آنها تبلیغ شده، ویران کند. آیا شما این اتهام را قبول دارید؟
سریال هایی که تا به حال از طریق فارسی وان پخش شده، انتخابشان به هیچ عنوان مغرضانه نبود. چون گذشته از اینکه ما مسلمان هستیم، مجموعه ما مجموعه مسلمان است و در راس ما مدیران مسلمان وجود دارند و مخاطب ما هم مسلمانان و خانواده هاست. اینها سریال هایی نیست جز سریال هایی که از طریق شبکه صدا و سیما هم پخش می شود. منتها فرقش اینست که این در یک سرزمین دیگر تهیه شده و در سرزمین دیگر دوبله شده، و سوژه ها همان سوژه هایی است که در هر سه کشور مسلمان پخش می شود. ما واقعیت های عینی جامعه را نباید کتمان کنیم. اگر سریال های ما ضد ارزشی تلقی می شود، باید نصف پر لیوان را ببینیم. چرا نمی آییم قضاوت های مثبت نمی کنیم. فرض کنید اگر موضوع اخلاقی مطرح است، بیشتر عوارض آن رابطه اخلاقی را بررسی می کنیم. ولی متاسفانه قضاوت ها خیلی منفی است چون جو را رسانه های داخل ایران منفی کرده اند. در حالی که اگر فرض کنیم قصد [براندازی] بنیادهای خانوادگی و فرهنگی را داشته باشیم، مخاطب خانواده های خود ما هستند. چیزهایی نیست که اولین یا آخرین سریال ها باشد. اینها چیزهایی بوده که انتخاب شده و ممکن است تا یک ماه دیگر خیلی از این سریال ها تمام شود. در انتخاب بعدی ما ممکن است تجدید نظر کنیم. ما دنبال امتیاز طلبی از جمهوری اسلامی نیستیم. ولی حداقل خواهان توقف اعتقادات نادرست هستیم. در کل گذشته از هرچیزی فرهنگ ایران به آن غنامندی خودش رسیده که یک سریال و یا یک فیلم کوچکترین تاثیری در آن داشته باشد. شدیداً اینها را سانسور می کنیم. سانسور ما در حد بالاست که هیچ یک از شبکه های فارسی زبان خارج در این حد سانسور ندارند. ولی متاسفانه خیلی از شبکه های دیگر هست که این سانسورهایی را که ما داریم، ندارند. خیلی راحت کار می کنند و در داخل هم دفاترشان فعال است و هیچ کاری هم نه جمهوری اسلامی به آنها دارد و نه رسانه های ایران.
«شدیداً اینها را سانسور می کنیم. سانسور ما در حد بالاست که هیچ یک از شبکه های فارسی زبان خارج در این حد سانسور ندارند. ولی متاسفانه خیلی از شبکه های دیگر هست که این سانسورهایی را که ما داریم، ندارند.»
انتخاب اینها خیلی اتفاقی بود. چیزهایی است که موضوعات روز است اعم از جامعه اسلامی یا غیر اسلامی. ولی فراموش نکنیم که همان چیزهایی را که مطرح کردید، جزو واقعیت های عینی جامعه است. نه تنها در ایران، در افغانستان هم هست در تاجیکستان هم هست. در کشورهای غیرفارسی زبان هم این اتفاقات می افتد. ولی ما امیدواریم که بیننده ها خوب قضاوت کنند و خوب بیاموزند. بیشتر اینها جنبه های آموزشی دارد که ما یک آگاهی به خانواده ها که مواظب باشید. گفتم در تمام جوامع هست. چیزهایی بوده که در اروپا مد حداقل پنج-شش سال پیش یا ده سال پیش بوده. خریداری و انتخابش هم اتفاقی بوده.
در صحبت هایتان از بازنگری در سیاست های شبکه وان گفتید. این تصمیم نتیجه فشارها و تبلیغات داخل ایران و احتمالاً پارازیت های ارسالی در هفته های گذشته روی موج شبکه شما بوده یا تصمیم کلان مدیران شبکه فارغ از این فشارها و اتفاق ها است؟
البته در کل در نظر داریم که پروژه ها یک مقدار عام پسند شود. یعنی با توجه به نوع نگرشی که در داخل مجموعه ما وجود دارد، و از یک طرف ما در کمتر از یک سال موفقیت کسب کرده ایم که در سطح دنیا حدود ۵۰ میلیون بیننده داریم. بیننده های ما اکثراً خانواده ها هستند. دیدگاه این خانواده ها هم خیلی متفاوت است. خیلی از اینها از ما انتقاد می کنند که چرا سانسور می کنید. خیلی ها وجود دارند که معتقدند سانسور در همین حد کافی است. ولی در صد کمی شاید وجود داشته باشد که شما سانسور را بیشتر کنید. چون بیشتر از این سانسور شود، محتوا از بین می رود. در کل -نه فقط به خاطر فشارهایی که وجود دارد- باید یک کم متفاوت تر از گذشته باشیم. این تفاوت ممکن است چیزی نباشد که ما کل برنامه را عوض کنیم. ولی دلیلش فشار نیست. و راه حل این نیست که ما یک دولت یا رسانه در ایران تبلیغات منفی کند و ما هم بیاییم اهداف خودمان را تغییر دهیم. اهداف همان بحث زبان بوده که سعی کردیم بیشتر زبان فارسی را گسترش دهیم. ولی با توجه به امکانات کمی که در مجموعه ما وجود داشت، نتوانستیم تولید کنیم. حداقل بخواهیم برای یک سال یا دو سال فیلم و سریال داشته باشیم و بعد بیاییم بحث زبان فارسی را مطرح کنیم. متاسفانه با توجه به این وضعیتی که خودتان شاهد هستید، پارازیت و تبلیغات نادرست راه حل نیست. پیشنهاد ما اینست که به جای تخریب کردن بنشینیم تفاهم کنیم. با هر سازمانی که در داخل ایران هست. ما توافقاتی با داخل افغانستان داشتیم. باز هم ما این روحیه انعطاف پذیری را در داخل سازمان مان داریم که بیاییم هر آن چیزی را که ضد ارزشی و ضد فرهنگی است، حذف کنیم و به جایش سریال های و برنامه هایی که عامه پسند و همه پسند باشد، انتخاب کنیم.
«در هر فصلی از فواصل سیاسی برچسب هایی زده شده به فارسی وان. این برچسب ها گاهی وابستگی فارسی وان را به جنبش سبز تلقی می کردند، گاهی به دولت اسلامی و شخصیت های سیاسی داخل ایران و افغانستان و اخیراً هم اتهاماتی را به آقای مورداک و مجموعه یهودها دارند که شدیداً تکذیب می کنم.»
نه. ما اصلاً به شکل رسمی در این راستا تلاشی نکرده ایم. ولی نگرانی ها را متوجه شده ایم. نگرانی ها برحق است و می پذیریم. در کل ما این آمادگی را داریم که در صورتی که صدا و سیما یا هر سازمان دیگر که تمایل داشته باشد، ما این آمادگی را داریم. فعلاً به صورت رسمی نه مذاکراتی صورت گرفته و نه مکاتباتی صورت گرفته است. برنامه ای هم نداریم. ولی در صورتی که تمایل باشد، ما رسماً اعلام می کنیم که آماده مذاکره هستیم.
چرا کیفیت دوبله سریال های شما تا این اندازه پایین است؟
دوبلورهای ما بیشتر آماتور هستند. ولی تلاش هایی صورت گرفته و نسبت به اوایل خیلی بهتر شده و اینها تحت آموزش است. بیش از ۱۰۰ نفر تحت آموزشاند که انشاءالله تا شش ماه دیگر دوبله های ما به مراتب بهتر خواهد شد. ولی دوبله چیزی نیست جز عادت. یعنی صدایی که دوبله می شود بیننده ها تقریباً عادت کرده اند. این موضوع به عنوان مشکل مطرح نبوده. برای هر رسانه بزرگترین سرمایه بیننده است و ما بیشترین بیننده را داشتیم. با همین دوبله ها بیش از ۵۰ میلیون بیننده داریم.
اما گاهی بوده که یک شخصیت در سریال های شما صدای واحدی نداشته و در هر قسمت بیننده شبکه شما صدای جدید از یک شخصیت واحد را شنیده و این حتماً آسیب می زند.
اینکه صداها قطع می شود به دلایل مشکلاتی که داشتیم. مسافرت بوده یا مریضی داشته و به هر دلیلی. دوم اینکه دوبله های ما چیزی نیست که از قبل تهیه شود. مثلاً از یک ماه پیش یا بیست روز پیش. در حقیقت ما آناً دوبله داریم. یعنی اگر سریالی که امشب هست ما روز دوبله اش را انجام دادیم. گروه دوبله ما کوچک است ولی به نسبت امکاناتشان خیلی خوب کار کردند. ما به عنوان مدیران این مجموعه از این کار راضی هستیم. ولی در کل به خاطر تنوع بیشتر و بهتر شدن دوبله ها تلاش داریم.
دوبلورهای شما ایرانی هستند یا فارسی زبانان افغان؟
بیشتر کسانی هستند که سالیان سال در ایران زندگی کرده اند و مهاجرینی که از ایران برگشته اند. اینها تحت آموزش قرار گرفته اند. اکثراً افغان هستند. بله.
تلویزیون؛ پدیدههای خارجی، سانسور داخلی
و اما علت حساسیت محافل سنت گرای حکومتی ایران به محتوای سریال های خارجی دوبله شده به فارسی که از خارج از ایران و از طریق ماهواره پخش می شوند، چیست؟ تماشاگران ایرانی که به این گونه برنامه ها روی می آورند، به دنبال چه می گردند و عیار فرهنگی این کالاها در چه حد است؟ نویسنده کتاب مهارت های ارتباطی چاپ تهران که اکنون مقیم شهر سانفرانسیسکو آمریکا است، به پرسشهای امیرمصدق کاتوزیان پاسخ می گوید. امید معماریان، فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری چند رسانه ای از دانشگاه برکلی کالیفرنیا، میهمان این هفته پیک فرهنگ است.
آقای امید معماریان! اول بگویید علت حساسیت محافل سنت گرای محافل حکومتی ایران به این سریال های تلویزیونی که شبکه های ماهواره ای فارسی زبان از خارج از کشور پخش می کنند، چه می تواند باشد؟
امید معماریان: به نظر من مهمترین عامل به چالش کشیدن وضعیت سانسور در رسانه های داخل کشور است. سانسور در ایران فقط در حوزه مسائل سیاسی و خبرهای مربوط به فعالان سیاسی اعمال نمی شود. در رسانه های کشور و به خصوص در صدا و سیما و رادیو سانسور در مورد مفاهیم اصلی زندگی مانند عشق، عشق وزیدن، دوست داشتن، خیانت کردن، دزدی، مشکلات جامعه و همه اینها اعمال می شود و آن چیزی که در نهایت روی آنتن قرار می گیرد، یک تصویر کج و معوج از واقعیت زندگی است. بنابراین آن چیزی که در رسانه های ایران می بینیم یک ترکیبی است از یک زندگی غیرواقعی. بر خلاف آن در جوامع غربی که آزادی بیشتری وجود دارد و کارگردانها و اهل رسانه فضا و امکانات بیشتری دارند برای طرح مسائل، شما بی پرده زندگی ها را می بینید که ممکن است زندگی همسایه تان باشد، زندگی خودتا باشد، زندگی کسی باشد که درباره اش شنیدید. تمام مسائل اجتماعی و انسانی در موردش بحث می شود، اتفاق می افتد. مثل خیانت، مثل دوست داشتن، مثل فداکاری، مثل ایثار و مشکلات عمده ای که ممکن است در روابط اجتماعی افراد با هم باشد. بنابراین این اتفاقی که الان می افتد و حساسیت ایجاد می کند به خاطر اینست که موضوع سانسور پدیده های مختلف روابط اجتماعی را به چالش می کشد. این برای مسئولان رسانه ای جمهوری اسلامی یک خورده تحملش دشوار است.
خیلی از این مواردی را که گفتید در کشورهای دیگر اسلامی و آسیایی هم تابو است و آنها هم نمی خواهند که بدآموزی شود از طریق تولیدات رسانه ای و فرهنگی. آنها چه کار می کنند که ممکن است تفاوت هایی با ایران داشته باشد؟
«ببینند که مردم چطور زندگی می کنند، با همدیگر چطور برخورد می کنند، چطور با مسائلی که برایشان اتفاق می افتد، رو به رو می شوند و از آن گذر می کنند و به هر حال برای شان این عریان دیدن وقایع و حوادث و زندگی ها و روابط جالب است و این نشان می دهد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ارائه محصولاتی که مردم بتوانند با آنها ارتباط واقعی برقرار کنند، ناموفق بوده.»
منتها کشورهای آسیایی مثل کره، ژاپن و چین هم هستند که غیر اسلامی اند ولی این حساسیت ها توی آنها هست.
این بخش دیگر از ماجراست. به این ترتیب که کشورهای مختلف، ارزش ها و هنجارهای مختلفی بر روابط بین آدمهایشان برقرار است. بر اساس آن هنجارها و ارزش ها است که کارگردانان، تهیه کنندگان و تولید کنندگان فیلم می سازند. عموماً برای آن کشور ساخته می شود. وقتی فیلمی که در آمریکا ساخته می شود و در انگلیس ساخته می شود، به کره می رود، کره با ارزش ها و هنجارهای دیگری برخورد می کند. بنابراین ممکن است که این هنجارها با هم نخوانند و تعادل نداشته باشد و مسئولان فرهنگی آنجا نگران باشند که آن چیزهایی که پخش می شود و مردم دریافت می کنند، در درازمدت روی هنجارها و ارزش های جامعه شان تاثیر بگذارد. و چون آن ارزش هایی که وارد می شود، محلی نیست، و زمینه بروز و ظهور ندارد در جامعه مقصد، بنابراین نگران اند که با چالش های فرهنگی و اجتماعی در کشور خودشان مواجه شوند.
اینکه این گونه تولید های رسانه ای در ایران مخاطب پیدا می کنند، چه چیزی را درباره وضعیت فرهنگی ایران نشان می دهد؟
اگر این تئوری را قبول داشته باشیم که این یک واکنش به وضعیت سانسور بسیاری از پدیده ها در رسانه های جمعی ایران به خصوص تلویزیون است، می بینیم که مردم حریص اند که زندگی واقعی را حالا هر کجای دنیا که هست، ببینند. ببینند که مردم چطور زندگی می کنند، با همدیگر چطور برخورد می کنند، چطور با مسائلی که برایشان اتفاق می افتد، رو به رو می شوند و از آن گذر می کنند و به هر حال برای شان این عریان دیدن وقایع و حوادث و زندگی ها و روابط جالب است و این نشان می دهد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ارائه محصولاتی که مردم بتوانند با آنها ارتباط واقعی برقرار کنند، ناموفق بوده.
فارغ از حساسیت های حکومتی، آیا راهی هست که عیار فرهنگی تولیدات رسانه ای سنجیده شود، یا مسئله صرفاً سلیقه ای است؟ ناقدان فرهنگی کشورهای دیگر چگونه به این پرسش ها برخورد می کنند؟
هر روز بر تعداد رقبای تلویزیون دولتی ایران اضافه میشود. اما به نظر نمیرسد این موضوع تاثیری بر کیفیت برنامهها و نگرش برنامهسازان صدا و سیمای ایران گذاشته باشد.
مثال بزنم. در آمریکا در طول هفته حداقل ۵۰ تا سریال و برنامه تلویزیونی مختلف برای گروه های سنی مختلف، در ساعت های مختلف، در شبکه های مختلف که مخاطب خاص خودش را دارد. به اشکال مختلف هم خود جامعه واکنش نشان می دهد. یعنی رسانه ها و مجلاتی هستند که در مورد اینها صحبت می کنند، رتبه گذاری می کنند. در مدارس بعضی از چیزها تشویق می شود. من خودم مدرسه روزنامه نگاری می رفتم، مثلاً چند تا سریال را گفتند که برای روزنامه نگاران عالی است و تشویق می کردند که دیده شود. یک سریال هایی گل می کند که کودکان می بینند؛ در مهد کودک ها، مدارس و دبیرستان ها. یک سریال گل می کند برای دانشجویان. خود جامعه متناسب با نیازهایی که دارد آن را پیدا می کنند. نکته جالب اینست که سریال هایی که در این کشورها تولید می شود مثلاً در شش فصل است. شش تا ده قسمتی است. وقتی فصل اول تمام می شود، کلی نظر سنجی می کنند که آیا توانسته اند با گروه مخاطب خودشان ارتباط مناسب و آن چیزی که می خواستند برقرار کنند، آیا توانسته که بیننده را پای تلویزیون بنشاند؟ اگر نتیجه بخش باشد، ادامه می دهند. و خیلی از سریال های تلویزیونی هست که همان فصل اول تمام می شود و دیگر سرمایه گذاری نمی کنند برای بعد. نشان می دهد که مخاطب چقدر برایشان مهم است. ولی باید توجه کنید که آن سریالی که می رسد به ایران در یک جای دیگر تولید شده با ارزش های دیگری تولید شده و هدف تهیه کنندگان آن چیز دیگری بوده برای تولید آن. بنابراین وقتی می رسد به مقصد ممکن است آن جوابی را که سازندگان اصلی داشتند، نگیرند. البته قطعاً سریال های خیلی نامرغوبی هستند که وجود دارند و به هر حال خیلی موقع ها وقتی در آمریکا به عنوان مثال تولید می شود و بازار داخلی شان جای مصرف ندارد. آنقدر کیفیت پایین است که روی آنتن نمی رود، این را صادر می کنند به کشورهای دیگر. فیلم های خیلی زیادی است که تولید می شود و حتی روی پرده نمی رود ولی راهش را به بازارهای کشورهای خاورمیانه یا آسیای دور پیدا می کند. اینکه نظر سنجی بر اساس سلیقه مخاطب باشد، آیا چنانکه بعضی ناقدان فرهنگی می گویند، این خطر را ندارد که نازل ترین سطح سلیقه به نظر آنها یا کوچکترین مخرج مشترک را هدف بگیرند کسانی که تولیدات فرهنگی رسانه ای می کنند؟
در کشورهای غربی اصلاً موضوع تولیدات رسانه ای را با خطر و اینطور چیزها قاطی نمی کنند. به هرحال کسی حرفی یا داستانی برای گفتن دارد، آن داستان را مطرح می کند و جامعه واکنش نشان می دهد. البته هر جامعه ای برای خودش خط قرمزهایی دارد. ولی این خط قرمزها متفاوت است. مثلاً در آمریکا مسئله مذهبی و نژادی حساسیت های جدی وجود دارد.
فیلم های اخلاقی زیادی هم ساخته شده. خیلی از این فیلم هایی که در غرب ساخته می شود و مخصوصاً آمریکا که یک جامعه بسیار مذهبی است، در نهایت پیامی که دارد برای خانواده پیام اخلاقی است. یعنی اگر خیانت در آن عنوان می شود و یا روابط اجتماعی عجیب و غریب هست که برای بینندگان ایرانی قابل هضم نیست، اتفاق می افتد، در نهایت کارگردان به آنجا می برد که بگوید هزینه چنین روابطی چیست و چه به سر خانواده و جامعه می آید و از این حرف ها. قسمت عمده اش در این فضا است. ولی تفسیر یک کالای رسانه ای خیلی متناسب با محیط است و ارزش ها و هنجارهای یک جامعه مبداء. بنابراین وقتی به جامعه دیگر می رسد، تفسیر و تاویلش متفاوت می شود و قطعاً سوء تفاهم های زیادی را هم ایجاد می کند.
چشم انداز تولیدات رسانه ای برونمرزی فارسی زبان چگونه است؟ با توجه به سابقه امر و افزایش چشمگیر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای خصوصی در خارج از ایران؟
یک رقابتی هست در سطح جهانی در این حوزه. من از آن به عنوان جدال یا جنگ یاد نمی کنم. ولی چون مسئله اقتصادی است و مسئله مخاطب، به عنوان یک رقابت شدید از آن یاد می کنم. می توانم بگویم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی عملاً جایی را برای خود دست و پا نکرده. به خاطر اینست که یک حالت قیم مآبانه به تولیدات فرهنگی دارد و می خواهند از طریق رسانه مردم را هدایت کنند. یعنی همان برداشتی را که در مورد نهادهای دیگر دارند، مثل آموزش و پرورش، یا دانشگاه ها و حتی ورزش. اینها که می خواهند از آن طریق مردم را هدایت کنند به جای مشخصی، این نوع نگاه باعث شده که بازی را از دست بدهند. مردم چیزی که می خواهند ساده است. آنها می خواهند در تلویزیون با زندگی واقعی رو به رو شوند. خیلی از مردم باهوش اند. بیشتر و بیشتر که به این محصولات نگاه می کنند، متوجه می شوند که آن اتفاقات در یک زمینه خاص اتفاق می افتد و برایشان آن اتفاقات در آن زمینه قابل توجیه است. به همین خاطر ممکن است یک نفر بنشیند آن فیلم را در ایران ببیند و برایش جالب باشد، ولی نتواند بپذیرد که همان اتفاق برای خودش یا همسایه اش بیافتد
اشتراک در:
پیامها (Atom)
