شنبه ۷ مهٔ ۲۰۱۱

اوباما:سر القاعده را از بدن جدا کرده‌ایم / سرانجام القاعده را شکست خواهیم داد

نمایی از سخنرانی باراک اوباما در قرارگاه نظامی «فورت کمپ‌بل»

نمایی از سخنرانی باراک اوباما در قرارگاه نظامی «فورت کمپ‌بل»
۱۳۹۰/۰۲/۱۷
باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در دیدار با تیم عملیاتی حمله به اقامتگاه اسامه بن‌لادن گفت که «سر القاعده را از بدن جدا کرده‌ایم» و افزود که «ما سرانجام القاعده را شکست خواهیم داد.»

هم‌زمان با این سخنان، سازمان القاعده کشته شدن اسامه بن‌لادن در آغاز هفته جاری را تأیید کرد و تهدید کرد که ایالات متحده «دیگر روی آرامش و امنیت را به خود نخواهد دید.»

بنا بر گزارش‌ها، رئیس‌جمهور آمریکا اظهارات فوق را روز جمعه در قرارگاه نظامی «فورت کمپ‌بل» واقع در ایالت کنتاکی که تیم عملیاتی مذکور در آن مستقر است بیان کرد و در جریان سخنرانی او، ۲۳۰۰ تن از نظامیانی که به تازگی از افغانستان بازگشته‌اند نیز حضور داشتند.

آقای اوباما در سخنرانی خود اظهار داشت: «راهبرد ما ثمربخش است و بهترین گواه آن هم این است که اسامه بن‌لادن سرانجام به سزای کردار خود رسید.»

رئیس‌جمهور ایالات متحده افزود: «ما هنوز همان آمریکایی هستیم که کارهای سخت را به انجام می‌رساند، همان آمریکایی که کارهای بزرگ انجام می‌دهد.»

باراک اوباما در این قرارگاه با تیم تکاوران عملیات علیه اسامه بن‌لادن نیز به‌طور جداگانه دیدار کرد که سربازی که بنا بر گزارش‌ها، تیر کشنده را به‌سوی رهبر سازمان القاعده شلیک کرده نیز در میان این گروه بود.

وی خطاب به اعضای این تیم گفت: «این فرصتی است تا از طرف همه مردم آمریکا و مردم سراسر جهان به شما 'دست مریزاد' بگویم.»

تیم عملیاتی حمله به سکونتگاه اسامه بن‌لادن، جمعی یگان ویژه تکاوران آمریکایی معروف به «سیل تیم سیکس» با نام رسمی «گروه پیشبرد رزم ویژه نیروی دریایی ایالات متحده» (NSWDG) است.

بخش اعظم اطلاعات مربوط به این گروه کاملاً محرمانه است و کاخ سفید و پنتاگون نیز معمولاً از اطلاع‌رسانی در مورد فعالیت‌های این گروه خودداری می‌کنند.

اسامه بن‌لادن روز دوشنبه در ویلایی در شهر ایبت‌آباد در نزدیکی اسلام‌آباد در حمله تکاوران ویژه آمریکا کشته شد و باراک اوباما خبر داده است که آمریکا عکس‌های جسد اسامه بن لادن را منتشر نخواهد کرد.

مقام‌های آمریکایی که این عکس‌ها را دیده‌اند، آنها را وحشت‌آور و مخوف خوانده‌اند و به گزارش خبرگزاری فرانسه احتمال دارد که در صورت انتشار این عکس‌ها، موج خشم و واکنش شدید عمومی علیه آمریکا در جهان اسلام ایجاد شود.

تأیید مرگ بن‌لادن و تهدید آمریکا

همزمان سازمان القاعده در بیانیه‌ای چهار صفحه‌ای که روز جمعه به زبان عربی در یک وب‌سایت مرتبط با خود منتشر کرد، نوشت: «مجاهد و مهاجر باتقوا، شیخ ابوعبدالله اسامه بن لادن کشته شده است.»

بنا بر گزارش‌ها گروه القاعده در واکنش به کشته شدن رهبر خود روز جمعه اعلام کرده‌است: «آمریکا و تمامی کسانی که در آن زندگی می‌کنند هرگز روی آرامش و امنیت را نخواهند دید.»

بیانیه القاعده می‌افزاید: «از برادران مسلمان خود در پاکستان، که شیخ اسامه در کشورشان کشته شده می‌خواهیم تا بپا خیزند و خود را از این ننگ پاک کنند، ... بپا خیزند و کشورشان را از وجود آمریکایی‌ها که در این خاک مفسده بپا کرده‌اند پاک کنند.»

گروه طالبان افغانستان نیز، در ساعات اولیه روز شنبه در بیانیه‌ای کشته شدن اسامه بن‌لادن به دست نیروهای آمریکایی را مورد تأیید قرار داد.

این گروه که در زمان در دست داشتن قدرت در افغانستان به اسامه بن‌لادن و القاعده پناه داده بود، در این بیانیه گفته که کشته شدن اسامه بن‌لادن، «روح تازه ای» به نبرد عليه نيروهای خارجی می‌بخشد.

طالبان افغانستان پيشتر اعلام کرده بود که برای تأييد کشته شدن بن‌لادن به مدارک کافی نياز دارد.

«عملیات آمریکا نقض حاکمیت پاکستان بود»

در همین حال پرویز مشرف، رئیس‌جمهور پیشین پاکستان، روز شنبه ایالات متحده را مورد انتقاد قرار داد و افزود که آمریکا با حمله به سکونتگاه اسامه بن‌لادن، «حاکمیت دولت اسلام‌آباد را نقض کرده‌است.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای مشرف در یک مصاحبه رادیویی با یک شبکه آمریکایی گفت: «همه مردم صلح‌دوست جهان باید خوشحال باشند که بن‌لادن کشته شده‌است اما هیچ پاکستانی نقض حاکمیت کشور خود را نمی‌پذیرد.»

به گفته پرویز مشرف، ایالات متحده با این عملیات، حقوق «حاکمیت، ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان» را نقض کرده‌است.

با این وجود آقای مشرف تأکید کرد که پاکستان و ایالات متحده باید برای شکست دادن تروریسم با یکدیگر همکاری کنند و باید از ایجاد تنش میان این دو کشور در این زمینه پرهیز کرد.

واشینگتن هم‌چنان از اسلام آباد انتظار داشته‌است که مبارزات خود را علیه طالبان و القاعده در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان تشدید کند اما شماری از ناظران سیاسی بر این باورند که ارتش پاکستان، تمایلی جدی به مبارزه با این گروه‌ها ندارد و می‌خواهد با استفاده از اهرم طالبان افغانستان، از نفوذ هند در افغانستان جلوگیری کند.

فیلم/ درگيري مخالفان و طرفداران بن لادن در انگليس +تظاهرات طرفداران بن لادن در پاکستان، ترکیه، مصر،فیلیپین و اندونزی


گروهی از طرفداران اسامه بن لادن سرکرده گروه القاعده عصر امروز با راهپیمایی در مرکز لندن و سپس تجمع در مقابل سفارت آمریکا قتل وی را توسط نیروهای آمریکایی محکوم کردند.

این تجمع توسط یک گروه تندرو موسوم به 'المهاجرون' که فعالیت آن نیز رسما ممنوع شده برای اعتراض به ادامه بازداشت شیخ عمر عبدالرحمان روحانی مصری که در آمریکا زندانی است فراخوان شده بود ولی عملا به صحنه حمایت از بن لادن و القاعده و محکومیت عملیات اخیر آمریکا در پاکستان تبدیل شد.
شرکت کنندگان در این تجمع از مقابل مسجد مرکزی 'ریجنت' به سمت سفارت آمریکا راهپیمایی کردند در حالی که شعارهایی در حمایت از بن لادن، تاکید بر انتقام قتل وی و علیه سیاست های آمریکا سر می دادند.
همزمان با این تجمع، تعدادی از اعضای گروه تندرو و نژادپرست 'لیگ دفاعی انگلیس' نیز اقدام به برگزاری یک تجمع متقابل در حمایت از عملیات آمریکا علیه اسامه بن لادن کردند.
در جریان این دو تجمع رقیب درگیری های مختصری نیز میان دو طرف روی داد و ماموران پلیس برای جداکردن دو گروه تندرو از یک دیگر اقدام به مداخله نموده و چند نفر را دستگیر کردند


















طالبان: مرگ بن لادن به ما انگیزه نبرد می دهد/شادي آمريكايي‌ها از مرگ بن‌لادن را به غم تبديل مي‌كنيم

طالبان با انتشار بيانيه‌اي اعلام کرد كه کشته شدن «اسامه بن لادن»، رهبر سازمان تروريستي القاعده توسط نيروهاي آمريکايي، انگيزه‌ تازه‌اي براي مبارزه با متجاوزان خارجي در افغانستان است.
به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، «طارق غزني‌وال»، سخنگوي طالبان در بيانيه‌اي اعلام کرد كه کشته شدن اسامه بن لادن محرک تازه‌اي براي مبارزه عليه متجاوزان در اين برهه حساس است.
همچنين خبرگزاري فرانسه گزارش داد كه القاعده نيز با انتشار بيانيه‌اي در اينترنت ضمن تأييد مرگ بن‌لادن به آمريکايي‌ها هشدار داده است که شادي آنها به غم تبديل مي‌شود.
گفته شده كه القاعده با انتشار بيانيه‌‌هايي بر روي وب‌سايت‌هاي خود، عهد کرده است به حمله عليه امريکا و متحدانش در داخل و خارج امريکا ادامه دهد.
اين گروه همچنين قول داده به زودي پيام صوتي را که بن لادن يک هفته پيش از مرگش ضبط کرده،منتشر کند. القاعده در اين پيام پاکستاني‌ها را نيز ترغيب کرده تا عليه دولت بپا خيزند و کشورشان را از شرمساري ناشي از مرگ بن لادن در پاکستان پاک کنند.
بنا بر اين گزارش، مقام‌هاي اطلاعاتي پاکستان جمعه اعلام کرده بودند که يکي از همسران بن لادن به آنان گفته است پنج سال در مجتمعي که رهبر القاعده در آن کشته شد، اقامت داشت.
اين زن يمني يکي از سه همسر بن لادن است

جزئیاتی تازه از زندگی رهبر القاعده

سرویس اطلاعاتی پاکستان در گزارشی اعلام کرد: یکی از همسران اسامه بن لادن که اصلیت یمنی دارد 6 سال تمام در منزل رهبر القاعده در پاکستان بوده و لحظه ای هم این خانه را ترک نکرده است.

به گزارش  الجزیره، سرویس اطلاعاتی پاکستان روز گذشته با انتشار جزئیاتی تازه از زندگی رهبر القاعده اعلام کرد: همسر یمنی بن لادن 6 سال در منزل وی در طبقه دوم ساختمانی در ابت آباد زندگی کرده بدون اینکه لحظه ای آن را ترک کند.

سرویس اطلاعاتی پاکستان علاوه بر این زن که به تازگی بازداشت شده دو زن دیگر را که همسر بن لادن شناخته می شوند تحت بازداشت داشته و در نظر دارد آنان را نیز مورد بازجویی قرار دهد.



تصویری از محل اقامت بن لادن در پاکستان

همچنین علاوه بر این زنها تعدادی از فرزندان بن لادن هم که پس از عملیات نیروهای آمریکایی در منزل وی باقی مانده بودند تحت بازداشت قرار دارند.

سرویس اطلاعاتی پاکستان در نظر دارد با بازجویی از این افراد که همگی از نزدیکان درجه یک رهبر القاعده می شوند به جزئیاتی تازه از زندگی وی دست یابد. این در حالی است که اخیر سخنگوی سرویس اطلاعاتی پاکستان در جواب خبرنگار شیکه روسیه الیوم که پرسیده بود آیا واقعا بن لادن از سال 2006 با همسرش در پاکستان و در این منزل زندگی می کرده، پاسخی نداد.

جمعه ۶ مهٔ ۲۰۱۱

عکس/عزت‌الله ضرغامي در کنار مجسمه آزادی

ضرغامی، رييس سازمان صدا و سيمای رژیم
http://www.khodnevis.org/files.php?file=zarghamiusaamerica_467605053.jpg

آخوند آقا تهرانی در دفاع از احمدی نژاد در ولایت پذیری احمدی نژاد

عکس/کتک خوردن جوانی که عکس خمینی روی پیراهن اش بود





مستند ظهور بسیار نزدیک است+پاسخ به سوالات توسط تهیه کنندگان مستند













واکنش خامنه ای به مستند ظهور بسیار نزدیک است


پاسخ به سوالات توسط تهیه کنندگان مستند


القاعده باصدور بيانيه‌اي کشته شدن بن لادن را تاييد کرد


http://www.doobybrain.com/wp-content/uploads/2011/05/time-magazine-dead-osama-bin-laden.jpg

پنج روز پس از کشته شدن اسامه بن لادن رهبر و موسس شبکه القاعده، این تشکیلات ضمن تاکید بر اینکه "خون اسامه بن لادن و همراهان او هدر نخواهد رفت"، کشته شدن رهبر القاعده را تایید کرد و عده داد از آمریکا و متحدانش انتقام خواهد گرفت .

روز جمعه 6-5- 2011 شبکه القاعده با انتشار بیانه ای در شبکه اینترنت کشته شدن اسامه بن لادن توسط آمریکا را تایید کرد .

در این بیانیه آمده است که "یک نوار صوتی از بن لادن را که یک هفته پیش از کشته شدن وی ضبط شده بود" پخش خواهد کرد.

تشکیلات القاعده همچنین اعلام کرد "شیخ بن لادن (که رحمت خدا براو باد)تمایل داشت پیش از مرگ خود در شادی پیروزی انقلاب های امت اسلامی علیه ظلم شرکت کند و به همین منظور یک هفته قبل از مرگ خود پیامی برای امت اسلامی فرستاد."

در بیانه القاعده همچنین آمده است "نفرین خون بن لادن، آمریکا و مزدورانش را در داخل و خارج سرزمین هایشان دنبال خواهد کرد و به زودی شادی آنها تبدیل به اندوه شده، خون ها و اشک هایشان درهم خواهد آمیخت."

تشکیلات القاعده در بیانه خود افزود "ما اعضای القاعده با خداوند پاک و منزه پیمان بسته ایم و از او یاری و حمایت می طلبیم تا ما را در راه جهاد، راهی که رهبران ما و در راس آنها اسامه بن لادن گام نهادند ثابت قدم گرداند

."

القاعده خطاب به مردم پاکستان اعلام کرد"ما از ملت مسلمان پاکستان که شیخ اسامه بن لادن در سرزمین آنها کشته شد می خواهیم، این لکه ننگ را از دامن خود زدوده وعلیه خائنان و دزدانی که همه ارزش ها را به دشمنان امت فروخته اند قیام کنند و کشورمسلمان پاکستان را از وجود آمریکایی های نجس که فساد را در سرزمین مسلمانان رواج می دهند، پاک کنند"


Al-Qaida confirms Osama bin Laden’s death in an Internet statement, warns of retaliation


CAIRO — Al-Qaida on Friday confirmed the killing of Osama bin Laden and warned of retaliation, saying Americans’ ”happiness will turn to sadness.”

The confirmation came in an Internet statement posted on militant websites, signed by “the general leadership” of al-Qaida. The announcement opens the way for the group to name a successor to bin Laden. His deputy Ayman al-Zawahri is now the most prominent figure in the group and is a very likely contender to take his place.


The statement, dated May 3, was the first by the terror network since bin Laden was killed Monday by U.S. commandos in a raid on his hideout in Abbottabad, Pakistan. The statement’s authenticity could not be independently confirmed, but it was posted on websites where the group traditionally puts out its messages.

“The blood of the holy warrior sheik, Osama bin Laden, God bless him, is too precious to us and to all Muslims to go in vain,” the statement said. “We will remain, God willing, a curse chasing the Americans and their agents, following them outside and inside their countries.”

“Soon, God willing, their happiness will turn to sadness,” it said, “their blood will be mingled with their tears.”

There was no indication how the group will retaliate. Rather than making vehement cries of vengeance, the statement — entitled “You lived as a good man, you died as a martyr” — struck a tone of calmness and continuation. Though it included praise of bin Laden, much of the 11-paragraph statement was dedicated to underlining that al-Qaida would live on, depicting him as just another in a line of “martyrs” from the group.

“It is impossible, impossible. Sheik Osama didn’t build an organization to die when he dies,” the statement read. “The university of faith, Quran and jihad from which bin Laden graduated will not close its doors,” it added.

“The soldiers of Islam will continue in groups and united, plotting and planning without getting bored, tired, with determination, without giving up until striking a blow,” the statement.

It said bin Laden was killed “along an established path followed by the best of those who came before him and those who will come after him.”

In the statement, al-Qaida also called on Pakistanis to rise up in revolt against its leaders to “cleanse the shame.” It also said that an audio message bin Laden recorded a week before his death would be issued soon.

The writers of the statement appeared unaware of the announcement by American officials that bin Laden’s body had been buried at sea. The statement warned against mishandling or mistreating bin Laden’s body and demanded that be handed over to his family, saying “any harm (to the body) will open more doors of evil, and there will be no one to blame but yourselves.”



Al-Qaida bestätigt Tod Osama Bin Ladens


Diese Mitteilung dürfte viele Zweifler überzeugen: Das Terrornetzwerk al-Qaida hat den Tod seines einstigen Anführers Osama Bin Laden nun offiziell bestätigt. Eine Stellungnahme wurde in dschihadistischen Internetforen verbreitet.

Hamburg - Al-Qaida bestätigt den Tod seines Gründers und Chefs Osama Bin Laden. Das Kommuniqué liegt SPIEGEL ONLINE vor. Bin Laden sei als "Märtyrer" gestorben, heißt es darin.

Das Dokument trägt die Unterschrift der "allgemeinen Führung" al-Qaidas, es ist auf den 3. Mai datiert und wurde auf einer maßgeblichen Qaida-nahen Web-Seite veröffentlicht. In dem vier Seiten langen Schriftstück heißt es unter anderem: "Osama Bin Laden war kein Prophet, sondern ein einfacher Muslim." Die Muslime in Pakistan fordert al-Qaida auf, sich zu erheben, um die "Schande" zu tilgen, dass Osama Bin Laden in ihrem Land getötet wurde. "Die Amerikaner können nicht das töten, wofür Scheich Osama gelebt hat - mit all ihren Medien nicht, ihren Armeen, ihren Spionen, Werkzeugen und Nachrichtendiensten", schreiben die Extremisten.

Das Kommuniqué ist für die Bestätigung des Todes eines Qaida-Kaders außergewöhnlich lang. Es enthält absatzlange Verherrlichungen Bin Ladens und betont zudem, dass der bewaffnete Kampf weitergehen werde. "Wenn es möglich wäre, das Licht des Islam und des Dschihad mit dem Tod eines Mannes auszulöschen, wäre es bereits nach dem Tod des Propheten Mohammed erloschen", heißt es unter anderem.

Bin Laden war nach US-Angaben in der Nacht zum Montag in einem Anwesen in Pakistan von einem Spezialkommando der Navy Seals getötet worden. Die US-Soldaten nahmen die Leiche des seit mehr als zehn Jahre gesuchten Mannes mit. Sie wurde von einem Flugzeugträger aus auf See bestattet. Da die US-Regierung sich weigert, eine Foto der Leiche zu veröffentlichen, waren in der islamischen Welt Zweifel am Tod Bin Ladens laut geworden.

Uno-Experten verlangen Aufklärung über Bin Ladens Tod

ANZEIGE
Doch auch die Uno-Hochkommissarin für Menschenrechte und weitere Uno-Experten haben von Washington Aufklärung über den Tod Bin Ladens verlangt. "Die USA sollten die Fakten offenlegen, die erläutern, ob die jüngste Anwendung tödlicher Gewalt gegen Osama Bin Laden den Standards des internationalen Völkerrechts entsprechen", erklärten zwei Uno-Sonderberichterstatter für Menschenrechte am Freitag in Genf. Uno-Hochkommissarin Navi Pillay hatte von der US-Regierung mehr Einzelheiten über die Umstände der Tötung Bin Ladens verlangt.

Die Uno-Experten Christof Heyns und Martin Scheinin erkennen zwar an, dass es unter gewissen Umständen nötig sein kann, sozusagen als letzte Maßnahme gegen den Terrorismus, auch tödliche Gewalt anzuwenden, um Menschenleben zu schützen. "(Aber) Aktionen von Staaten im Kampf gegen den Terrorismus, besonders in so herausragenden Fällen, setzen auch Maßstäbe in der Art, wie das Recht auf Leben in zukünftigen Fällen behandelt wird", erklärten die Experten.

So sei es besonders wichtig, zu erfahren, ob bei der Planung der Mission auch vorgesehen gewesen sei, Bin Laden zu verhaften. Dies müsse öffentlich gemacht werden. Es sollte die Norm sein, dass Terroristen als Kriminelle behandelt werden, mit rechtlichem Verfahren, Urteil und juristisch gerechtfertigter Strafe.



زن بن لادن: اسامه از پنج سال پيش در ابوت آباد زندگي مي کرد/عکس یکی از زنان حرمسرای بن لادن منتشر شد


مسئولان ارتش پاکستان پنجشنبه اعلام کردند همسر اسامه بن لادن به بازرپرسان گفته است سرکرده القاعده از پنج سال پیش در ابوت آباد زندگی می کرد. به گفته مسئولان ارتش پاکستان،‌ زن بن لادن به بازپرسان گفت خود او به مدت پنج سال از این اتاقش خارج نشده بود و اسامه نیز در این مدت در آنجا بود.

این منابع افزودند سه زن بن لادن و سیزده فرزند او تحت نظارت مقامات پاکستان قرار دارند। زن یمنی اسامه بن لادن که به گفته آمریکایی ها اسامه از او به عنوان سپر انسانی استفاده کرده بود اعلام کرد بن لادن تا پیش از آنکه او از ناحیه پا هدف گلوله قرار بگیرد و به زمین بیفتد زنده بود اما دختر بن لادن گفته است پدرش جلوی چشمان وی کشته شد. به گزارش خبرگزاری شین هوا از اسلام آباد، مسئولان پاکستانی اعلام کردند پاکستان اطلاعاتی محرمانه به آمریکا داده بود. آنها اعلام کردند درخواست های یک فرد که به زبان عربی سخن می گفت و درباره انتقال پول صحبت می کرد نیز رهگیری شده بود. مسئولان پاکستانی تاکید کرد اگر در مورد محل اختفای بن لادن اطلاعاتی داشتند نیروهای پاکستانی خود برای دستگیری وی وارد عمل می شدند.



عکس یکی از زنان حرمسرای بن لادن منتشر شد

برخی رسانه های غربی صبح امروز برای اولین بار عکس زن جوانی را منتشر کرده و او را خانم "أمل احمد عبدالفتاح السادة” ۲۹ ساله معرفی کردند.

به گزارش شیعه آنلاین، این رسانه های غربی این زن جوان را همسر پنجم "بن لادن” معرفی کرده و اعلام کردند که وی در درگیری دو روز پیش نیروهای امنیتی با بن لادن، زخمی شد.

گفتنی است تا به این لحظه درستی یا نادرستی این ادعا رسانه های غربی اثبات نشده است.

شیان ذکر است "أمل الساده” همسر یمنی "بن لادن” است. او پس از خروج از یمن، هیچ گاه به کشورش بازنگشت و همواره از همسران نزدیک رهبر شبکه تروریستی القاعده بوده است.



تظاهرات هواداران بن لادن در پاکستان، مصر و فیلیپین



هواداران رهبر پیشین القاعده پس از برگزاری نماز جمعه در شهر هیبت آباد پاکستان، شهری که اسامه بن لادن درآن به دست نظامیان آمریکایی کشته شد تظاهرات کردند.

در حالی که دولت پاکستان از ادامه همکاری خود با آمریکا برای مقابله با تروریسم خبر داده است، تظاهرکنندگان از دولت این کشور خواستند تا از این اقدام خودداری کند.

محمد ابراهیم رهبر حزب جماعت اسلامی می گوید:“ما به خیابان ها آمده ایم تا علیه تصمیم حاکمان خود و نیز حمله آمریکایی ها برضد همبستگی و حق حاکمیت پاکستان تظاهرات کنیم.”

اسلام آباد نیز شاهد اعتراض پس از برپایی نماز جمعه بود اما نیروهای امنیتی اجازه ندادند که این تظاهرات شکل گیرد.

بعد از کشته شدن اسامه بن لادن، تدابیر امنیتی شدیدی در این کشور حکمفرماست.

هیبت آباد که پیش از این شهرکی گمنام در حومه اسلام آباد، پایتخت پاکستان بود بعد از مرگ بن لادن به کانون توجهات جهانی تبدیل شده است.

در شهر مانیل، پایتخت فیلیپین نیز شماری از مسلمانان، خشمگین از کشته شدن بن لادن به خیابان ها آمده و تظاهراتی برپا کردند. حدود شصت تن از آنان نیز در پی راهپیمایی پس از نمازجمعه به سوی سفارت آمریکا، با پلیس درگیر شدند.


عزاداری اسلامگرایان مصری برای بن لادن

خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی از قاهره نوشت، حدود سیصد تن از اسلامگرایان مصری امروز با شرکت در تظاهراتی در قاهره، برای اسامه بن لادن، سرکرده القاعده که یکشنبه گذشته بدست نیروهای ویژه ارتش آمریکا در پاکستان بهلاکت رسید، عزاداری کردند.

به گفته این منبع، اسلامگرایان که در مقابل مسجدی در قاهره تجمع کرده بودند، با حمل پارچه نوشته هايی که روی آن نوشته شده بود "به یاد اسامه؛ مجاهد اعظم" به عزاداری برای سرکرده القاعده پرداختند و علیه رئیس جمهور آمریکا شعار می دادند.


8 نفر دیگری که آمریکا پس از بن لادن در پی شکار آنهاست


مركز مطالعات امنيتي آمريكا در «استراسفور» اعلام كرد: پس از بن لادن، سازمان سيا براي دستيابي به 8 نفر ديگر از رهبران تروريست ها در جهان برنامه ريزي كرده است.

خبری «الجزيره» با انتشار این خبر در ادامه نوشت: اين اسامي را «لئون پانتا» از مديران ارشد سيا در اختيار موسسه مذكور قرار داده است و بر اساس گزارشی که منتشر شده به نظر می رسد این افراد در روزهای آینده تحرکات بیشتری از خود نشان خواهند داد.

1 ـ ايمن الظواهري:

اين شخص دستيار بن لادن در افغانستان و نفر دوم القاعده محسوب می شود و گفته می شود جانشین بن لادن در این تشکیلات خواهد شد. وی که فارغ‌التحصیل رشته پزشکی از مصر است همواره در کنار بن لادن قرار داشته است.

2 ـ ابو يحيي الليبي:

او کسی است که، نشریه «فارن پالیسی» در گزارشی از وی به عنوان "اسامه بعدی" نام برد. وی توانسته به عنوان نماد نسل جدید، خود را در سطوح عالی سازمان برساند. «ابو یحیی» متولد لیبی، مسئول بخش قضایی القاعده است. وی در افغانستان توسط آمریکا بازداشت شد ولی سرانجام فرار کرد. اگر بن‌لادن و ظواهری(نفر دوم) از بین بروند، به احتمال زیاد لیبی به رهبری القاعده خواهد رسید. احتمالاَ در پاکستان است. اين شخص مشاور ارشد بن لادن بوده و گفته مي شود كه متن پيام هاي ويدئويي بن لادن را تهيه مي كرده است.

3 ـ سيف العدل:

وی نیز یکی از اعضای گروه‌های اسلام‌گرای مصر است و پنجاه سال دارد. مسئول بخش نظامی القاعده است‌. وی به دست داشتن در حمله به سفارتخانه‌های آمریکا در نایروبی و دارالسلام در سال ۱۹۸۸ متهم و تحت تعقیب است. برای دستگیری وی نیزپنج میلیون دلار جایزه اختصاص یافته است. نفر سوم القاعده که تابعيت مصري دارد و طراح حملات نظامي القاعده بشمار مي رود.

4 ـ الشكور جمعه:

متولد آمريكا که در دانشگاه هاي بروكلين و فلوريدا در آمريكا تحصيل كرده و متهم اصلي بمب گذاري در مترو نيويورك در سال 2009 است.

5 ـ آدام یحی گدام:

گدام (با نام اصلی آدام پیرل‌من) اولین آمریکایی در ۵۰ سال اخیر است که به خیانت محکوم شده‌است. این فرد ۳۱ ساله که در اورگان آمریکا بدنیا آمده، هنگامی‌که دانشجو بود مسلمان شد. وی در سال ۱۹۹۸ به پاکستان رفت و با یک مهاجر افغانی ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۴ ، تصاویر وی در ویدئوهای القاعده با نام "عزام الآمریکی" (عزام آمریکایی) دیده شد. امروز، متخصصین معتقدند که وی بیشتر نقش ابزار تبلیغاتی تا فرد عملیاتی را دارد. با این وجود وی همچنان در لیست اصلی‌ترین افراد تحت تعقیب اف.بی.آی. قرار دارد که به قتل رسیدنش یکی از اهداف اصلی نیروهای آمریکایی است. اين شخص آمريكايي تبار ابتدا مترجم القاعده بود و بعدها به عنوان كارشناس مخابرات بي سيم با القاعده كار مي كرد.

6 ـ ماتير محمد:

او متهم اصلي انفجار هواپيماي آمريكا در پنج سال پيش است.

7 ـ سعد بن لادن:

فرزند اسامه بن لادن، او كسي است كه در سال 2001 خانواده پدرش به همراه بيش از 45 نفر را به ايران منتقل كرد و سپس در سال 2008 تمامي خانواده را از ايران به پاكستان و افغانستان فراري داد!

8 ـ خالد حبيب:

او اهل مراكش است از سال 2006 به القاعده پيوسته و پس از آنکه ابوالليث کشته شد، از طرف اسامه بن لادن به فرماندهی القاعده در جنوب شرق افغانستان و شمال پاكستان منصوب شد. حبیب در حالی در این لیست قرار گرفته که تا کنون چندین بار خبر مرگ وی منتشر شره است.

به نظر مي رسد انتشار اين اسامي به نوعي انحراف افكار عمومي از حادثه قتل موهوم بن لادن است. موضوعی که این روزها بیشتر از هر کسی از سوی خود آمریکایی ها مورد تردید واقع شده است.

اعلام مرگ بن‌لادن توسط بوتو قبل از ترور



نخست وزير اسبق پاكستان قبل از ترور در اظهاراتي عنوان كرده بود كه بن لادن سركرده القاعده توسط فردي به نام "خالد شيخ محمد " كشته شده است.
به گزارش فارس به نقل از شبكه العالم، بي نظير بوتو قبل از ترور تاكيد كرده بود بن لادن توسط خالد شيخ محمد كشته شده و اين فرد اكنون در زندانهاي آمريكا است.


تصویر بالا مربوط به زمان افشاگری بوتو درباره مرگ بن لادن است که از شبکه های خبری پخش شد


برخي از ناظران معتقدند، اين اظهارات يكي از دلايل ترور بوتو است. باراك اوباما رئيس جمهوري آمريكا اواسط هفته جاري اعلام كرد بن لادن در عمليات نيروهاي آمريكايي اطراف اسلام آباد پاكستان كشته شد.

خبر كشته شدن بن لادن درحالي توسط اوباما مطرح مي شود كه طي سال‌هاي گذشته داستان‌هاي مختلفي درباره مرگ سركرده القاعده توسط رسانه‌ها و منابع مختلف منتشر شده است.


انتشار جزئیات تازه از حمله به اقامتگاه بن لادن



گزارش تازه دولت آمریکا درباره جزئیات حمله به اقامتگاه اسامه بن لادن، رهبر القاعده نشان می دهد که تنها یک نفر از چهار نفری که به وسیله کماندوهای آمریکایی کشته شدند، مسلح بوده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز و روزنامه نیویورک تایمز، ماموران آمریکایی پس از شلیک به یکی از افرادی که فکر می کردند مسلح است، متوجه شدند او سلاحی به همراه ندارد.

این گزارش می افزاید بن لادن در هنگام مرگ مسلح نبوده و ماموران آمریکایی را تهدید هم نکرده بود.

گزارش جدید با روایت قبلی کاخ سفید از ماجرای کشته شدن بن لادن تفاوت دارد.

سخنگوی کاخ سفید پیش تر گفته بود حمله چهل دقیقه ای کماندوهای آمریکایی به اقامتگاه بن لادن با مقاومت و تیراندازی شدید همراه بوده است، حال آن که بر اساس گزارش تازه فرد مسلح کشته شده در این عملیات در ساختمان جداگانه ای حضور داشته است.

در پی انتشار گزارشی درباره غیرمسلح بودن اسامه بن لادن در لحظه مرگ، منتقدان سوال هایی را درباره قانونی بودن به قتل رساندن او مطرح کرده اند.

دولت آمریکا می گوید کشتن بن لادن را قانونی می داند و آن را عملی در دفاع از امنیت ملی ایالات متحده عنوان کرده است.

همزمان، وزارت امنیت داخلی آمریکا به ماموران امنیتی در این کشور هشدار داده است که القاعده برای یادبود حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در پی حمله به قطارهای آمریکایی در این روز است.

این هشدار در نتیجه بررسی اسناد به دست آمده از اقامتگاه بن لادن منتشر شده است.

مقام های ضدتروریستی آمریکا می گویند به نظر می رسد که القاعده تنها به فکر چنین حملاتی بوده و کاری در این راستا صورت نگرفته است زیرا اطلاعاتی درباره تحرک های احتمالی مربوط دریافت نشده است.


بن لادن مدتها تحت مراقبت بود

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) ماه ها مخفیانه خانه ای را که اسامه بن لادن در آن اقامت داشت، تحت نظر گرفته بود.

یک تیم نظارت که در خانه ای امن در ابیت آباد مستقر شده بود، با استفاده از دوربین های مجهز به لنزهای قوی و تجهیزات شنود بسیار حساس، محل زندگی اسامه بن لادن را تحت نظر گرفته بوده است.

جزئیات جدیدی که درباره عملیات هجوم به خانه اسامه بن لادن و کشته شدن او، منتشر شده است، ظاهرا با اطلاعاتی که ابتدا توسط کاخ سفید منتشر شده بود، متفاوت است.

مقامات آمریکا اکنون می گویند که فقط یک مرد به روی نیروهای ویژه آمریکا آتش گشود و او هم در همان ابتدای عملیات کشته شد.

آمریکا:‌ القاعده در تدارک حمله‌ای ديگر در سالگرد يازدهم سپتامبر بود/مقامات امريکايي درباره نامه هاي حاوي پودر مشکوک تحقيق مي کنند

خبر کشته شدن اسامه بن لادن در روزنامه های لاهور در پاکستان


خبر کشته شدن اسامه بن لادن در روزنامه های لاهور در پاکستان
۱۳۹۰/۰۲/۱۶
مقامات آمريکايی می‌گويند مدارک و اسناد اطلاعاتی و امنيتی که از کامپيوترهای ضبط شده در خانه اسامه بن لادن به دست آمده نشان می‌دهند که گروه القاعده در حال طراحی حمله‌ای ديگر به خاک آمریکا در سالگرد حملات يازدهم سپتامبر بوده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از مقامات آمريکايی، طبق اسناد به دست آمده، القاعده طرحی برای حمله به خطوط راه آهن و نيز يک مکان نامشخص در آمريکا در سالگرد حملات تروريستی يازدهم سپتامبر داشته است.

در همین حال وزارت امنيت داخلی آمريکا در بيانيه‌ای اعلام کرد که مدارک و اسنادی که از محل سکونت و کشته شدن اسامه بن لادن به دست آمده، «الزاما دقيق نيست و ممکن است انحرافی باشد».

وزارت امنيت داخلی آمريکا همچنين اعلام کرده است که در حال حاضر هيچ خطر مشخصی نسبت به مراکز حساس و استراتژيک در خاک آمريکا وجود ندارد.

اين وزارتخانه می‌گويد برنامه القاعده اين بود که يک قطار را در مسير حرکت خود از روی پل يا از روی ریل منحرف کند.

اداره امور امنيت حمل و نقل در آمريکا هم اعلام کرده است که در این مورد به شرکت‌های راه‌آهن هشدارهای لازم داده شده است.

اسامه بن لادن، رهبر گروه تروريستی القاعده، چند روز پيش در پاکستان و در عملياتی به دست نيروهای ويژه آمريکايی کشته شد. به دنبال این عملیات، رئيس جمهور آمريکا روز پنج‌شنبه به محل سابق برج‌های دوقلو در نيويورک رفت تا به قربانيان اين حمله تروريستی ادای احترام کند.

باراک اوباما در مراسم ادای احترام گفت که پيام مرگ اسامه بن لادن به جهان اين است که «وقتی ما می‌گوييم فراموش نخواهيم کرد، در آن چه می‌گوييم جدی هستيم».

اين ديدار يک روز پس از آن صورت گرفت که باراک اوباما اعلام کرد تصاوير جنازه اسامه بن لان منتشر نخواهند شد.

باراک اوباما روز چهارشنبه علت اتخاذ چنين تصميمی را جلوگيری از «دامن زدن به خشونت و خطرهای احتمالی اين اقدام برای امنيت ملی» آمريکا عنوان کرد.

اسامه بن لادن، رهبر گروه القاعده، روز دوشنبه در شهر ايبت‌آباد در شمال پاکستان به دست نيروهای ویژه ارتش آمريکا کشته شد و جنازه او به دريا سپرده شد


مقامات امريکايي درباره نامه هاي حاوي پودر مشکوک تحقيق مي کنند

رسانه های امریکا روز پنجشنبه اعلام کردند مقامات این کشور درباره بیست و نه نامه حاوی نوعی پودر سفید مشکوک که به چند مدرسه در واشنگتن ارسال شده بود، تحقیقاتی را آغاز کرده اند. در این نامه ها که از ایالت تگزاس پست شده بود تهدید مشخصی وجود نداشت اما اعلام شده بود که شبکه القاعده انها را ارسال کرده است. مسئولان پلیس فدرال امریکا، اف بی ای، اعلام کردند دریافت کنندگان این نامه ها اسیبی ندیده اند.

شبکه تلویزیونی فاکس نیوز نیز به نقل از منابع رسمی امریکا اعلام کرد پودری که در این نامه ها قرار داشت، از ذرت تهیه شده بود و مواد خطرناکی در آن به کار نرفته نبود.

مرگ اسامه بن لادن،‌سرکرده شبکه القاعده، که یکشنبه شب گذشته در حمله گروهی از کماندوهای امریکایی در خاک پاکستان کشته شد، مقامات امنیتی امریکا را بر ان داشته است تا برای مقابله با حملات تلافی جویانه احتمالی عناصر القاعده، تدابیر امنیتی را تشدید کنند. در سال دو هزار و یازده درست پس از حملات یازدهم سپتامبر، پنج امریکایی پس از باز کردن نامه های مسموم به باکتری سیاه زخم کشته شدند.

این نامه ها از مناطق مختلف واشنگتن ارسال شده بود. به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، بوریس ایوینز، فرستنده این نامه ها دانشمندی بود که با دولت امریکا همکاری می کرد، به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد اما پیش محاکمه، خودکشی کرد

لو رفتن اسرار نظامی آمریکا در جریان کشتن بن‌لادن

آمریکا در جریان حمله به مخفیگاه بن‌لادن، هلی‌کوپتر پیشرفته‌ای را از دست داد که قرار نبود وجود آن لو برود. وزیر خارجه آمریکا می‌گوید مبارزه علیه القاعده به پایان نرسیده است. پاکستان نیز در جستجوی معاون بن‌لادن است.

بسیاری از جزییات یورش کماندوهای آمریکایی به سکونت‌گاه اسامه بن لادن در شهر ایبت‌آباد پاکستان همچنان ناروشن است. خبرهایی که رسما در مورد این عملیات منتشر می‌شوند، گاه متناقض به نظر می‌رسند. کاخ سفید در نخستین گزارش‌های خود اعلام کرد یکی از هلی‌کوپترهایی که در حمله به سکونت‌گاه بن لادن و نزدیکانش شرکت داشت، دچار سانحه شد و سقوط کرد.

علت دقیق سقوط این هلی‌کوپتر اعلام نشده است. برخی از مقام‌های آمریکایی از بروز نقص فنی سخن گفته‌اند و عده‌ای گرمای شدید را علت این سانحه می‌دانند. شایعاتی نیز مبنی بر هدف قرار گرفتن این هلی‌کوپتر وجود دارد.

گزارش رسمی کاخ سفید خاطر نشان می‌کند واحد ویژه‌ای که در این عملیات شرکت داشت، موقع ترک محل، هلی‌کوپتر به جا مانده را منفجر کرده‌ تا اسرار تجهیزات بسیار پیشرفته‌ی ایالات متحده به دست دیگران نیفتد.

هلی‌کوپتر ناشناخته‌ی رادارگریز

روز پنجشنبه (۵ مه، ۱۵ اردیبهشت) خبرگزاری رویترز عکسی را منتشر کرد که در آن دو نفر مشغول آماده کردن قطعه‌های بزرگی از هلی‌کوپتر آسیب‌دیده برای انتقال به محل دیگری هستند. کارشناسان می‌گویند این هلی‌کوپتر به هیچ یک از مدل‌های شناخته شده شبیه نیست و به احتمال بسیار از تجهیزات سری ارتش آمریکاست.

به گزارش رویترز این تصویر صبح دوشنبه (۱۲ اردیبهشت) از کنار سکونت‌گاه بن‌لادن گرفته شده است. عملیات واحد ویژه‌ی نیروی دریایی آمریکا که به کشته شدن رهبر القاعده انجامید حدود ساعت یک بامداد به وقت محلی آغاز شد.

به عقیده تحلیلگران فرستنده تلویزیونی" سی ان ان"، تصویرهای منتشر شده نشان می‌دهند که این هلی‌کوپترها به تکنولوژی پیشرفته‌ای مجهز هستند که امکان پنهان ماندن آنها از چشم رادار را فراهم می‌کند. این کارشناسان می‌گویند فرم و ماده‌ای که برای ساختن پره‌ی عقب مورد استفاده قرار گرفته تا کنون ناشناخته بوده است.

تجهیزات سری آمریکا

در مورد هلی‌کوپترهای رادارگریز تاکنون خبری رسمی و موثق منتشر نشده است. بیل سوییت‌من، کارشناس هوانوردی به فرستنده آمریکایی ABC گفت این نخستین بار است که ما شاهد حضور چنین هلی‌کوپتری در یک عملیات نظامی بوده‌ایم. یک کارشناس دیگر در گفتگو با همین فرستنده سخنان سوییت‌من را تایید کرده است. او همچنین به صفحه‌ی مدوری که روی پره‌ها قرار دارد اشاره می‌کند و می‌گوید به این ترتیب از صدای هلی‌کوپتر به میزان قابل توجهی کاسته می‌شود.

به نوشته‌ی اشپیگل انلاین طرح ساختن هلی‌کوپترهای کم‌صدا به دوران جنگ ویتنام و اوایل دهه‌ی هفتاد میلادی بازمی‌گردد، اما چنین دستگاهی هیچگاه رسما ساخته و عرضه نشده است. ظاهرا ایالات متحده سال‌ها مخفیانه بر روی این طرح کار کرده و توانایی دنهان ماندن از دید رادار را نیز به آن افزوده است.

افشای اسرار بهای کشتن بن‌لادن

به این ترتیب پرده از روی یکی از اسرار یورش به مخفیگاه القاعده برداشته شده است. ناظران معتقدند ویژگی‌این هلی‌کوپترها به نیروهای آمریکایی امکان داده است تا پایان عملیات و خروج از حریم هوایی پاکستان از چشم رادارهای این کشور پنهان بمانند. همچنین گفته می‌شود کم‌صدا بودن این هلی‌کوپترها باعث شد ساکنان مخفیگاه بن‌لادن تا آخرین دقایق متوجه حضور آنها نشوند.

اما ظاهرا اقدام کماندوهای آمریکایی در انهدام هلی‌کوپتر سانحه دیده زیاد موفقیت آمیز نبوده و عملیات کشتن رهبر القاعده به لو رفتن یکی از سری‌ترین تجهیزات نظامی ایالات متحده منجر شده که چند دهه وجود آن را مخفی نگه داشته بودند.

"پنتاگون نگران جاسوس‌های چینی"

ریچارد کلارک، مشاور پیشین کاخ سفید و تحلیلگر کنونی فرستنده‌ی ABC می‌گوید «حتما کسانی در پنتاگون هستند که اکنون بسیار نگران‌اند که چه بر سر قطعات به جا مانده از هلی‌کوپتر آمده و اینکه احتمال دارد برخی از این قطعات در راه چین باشند.»

سکونت‌گاه بن‌لادن

سکونت‌گاه بن‌لادن

کلارک خاطر نشان می‌کند چینی‌ها از مدتها پیش سرگرم کار بر روی یک هلی‌کوپتر رادارگریز هستند و با ارتش پاکستان نیز روابط خوبی دارند. فرمانده ارتش پاکستان، ژنرال اشفق پرویز کیانی قصد دارد امروز (پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت) در دیدار با فرماندهان ارشد ارتش به بررسی عملیات نظامی آمریکا در خاک این کشور بپردازد. او پیشتر به بازدید سکونتگاه بن لادن رفته بود.

در جستجوی معاون بن لادن و رهبر طالبان

خبرگزاری آلمان به نقل از منابع پاکستانی گزارش داد این کشور درصدد بازداشت مرد شماره دوی القاعده، ایمان الظواهری و رهبر طالبان افغانستان ملا محمد عمر برآمده است. گمان می‌رود این دو نفر نیز مانند بن‌لادن در پاکستان مخفی شده باشند.

روزنامه‌ی پاکستانی The News نیز در روز ۱۵ اردیبهشت به نقل از محافل نزدیک به سازمان اطلاعات این کشور نوشت، به زودی جستجوی وسیعی برای یافتن این دو نفر آغاز خواهد شد. ظاهرا این جستجو در اطراف شهر کویته و مناطق مرزی افغانستان متمرکز خواهد بود. بنابر این گزارش مقام‌های امنیتی تصمیم گرفته‌اند این دو نفر را در صورت مخفی بودن در پاکستان، در کوتاه‌ترین زمان ممکن شناسایی و دستگیر کنند.

کلینتون: مبارزه با القاعده ادامه دارد

همزمان با این تحولات، هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده با اشاره به کشته شدن بن‌لادن اظهار داشت «نباید فراموش کنیم که مبارزه با القاعده و شاخه‌های آن با مرگ یک نفر به پایان نرسیده است.» او که پنج‌شنبه (۱۵ اردیبهشت) همراه با همتای ایتالیایی‌اش در یک نشست خبری در رم حضور داشت، افزود که با این همه، مرگ بنیانگذار شبکه تروریستی القاعده "یک ضربه استراتژیک با اهمیت" بوده است.

کلینتون که همراه با باراک اوباما و شماری دیگر از مقام‌های ارشد آمریکایی حمله به سکونت‌گاه بن‌لادن را در کاخ سفید و از طریق کنفرانس ویدئویی دنبال می‌کرد گفت، این عملیات در "بالاترین سطح استانداردهای حرفه‌ای" به اجرا درآمد. او تاکید کرد که بن‌لادن دشمن آمریکا و خطری برای بشریت بود و با مرگ او ایالات متحده و جهان امن‌تر شده است.

اصرار شیعه انگلیسی به سگ بودن


حالا كي سانديس خوره !!!!

http://alef.ir/1388/images/sandis%281%29.jpg


وام های میلیاردی آقا زاده های مظلوم !


پس از درج خبری در روزنامه جوان با عنوان" 100 شهرام جزایری که بانک ها را بلعیده اند" ، سازمان حفاظت از حقوق آقازاده ها برای رفع اتهام از آقا زاده ها لیستی از وام های دریافت شده توسط برخی از آنها را منتشر کرد و اعلام داشت که این آقا زاده های شریف هیچ خلافی انجام نداده اند.

1-آقازاده نمونه یک

نامبرده 16 سال قبل درخواست وام خرید خودرو داشته که پس ارائه پیش فاکتور خرید یک فروند "بوئینگ747" با درخواست وام 145میلیاردی خرید خودرو ایشان ایشان موافقت گردیده .

2-آقا زاده نمونه دو

نامبرده 18سال قبل درخواست وام خرید مسکن داشته که پس از تکمیل پرونده و انجام روال قانونی با درخواست وام 200 میلیاردی خرید مسکن ایشان موافقت شده.

میزان تسهیلات اعطایی به ایشان 200 میلیارد تومان با سود 0.001% می باشد که بایستی در 8000000 قسط (666666سال) 25002 تومانی پرداخت شود و سند ملک خریداری شده توسط ایشان ( یک واحد آپارتمان 43 متری واقع در رباط کریم ) در رهن بانک می باشد و بانک می تواند در صورت عدم پرداخت به موقع اقساط ملک را مصادره کند.

3-آقا زاده نمونه سه

نامبرده 8 سال پیش درخواست وام ازدواج داشته که ایشان نیز پس از تشکیل پرونده و ارائه مدارک لازم ( 50000 جلد قباله ازدواج) موفق به دریافت وام 1 میلیون تومانی برای هر قباله ازدواج گشت.

وی تا بحال تمامی اقساط 65000 تومانی خود را پرداخت کرده است.

4-آقازاده نمونه چهار

نامبرده 6 سال پیش درخواست وام خرید لوازم ضروری منزل داشته بود که پس ارائه پیش فاکتور خرید یک دستگاه کوره ذوب سنگ آهن جهت استفاده خانگی ( فر پخت کیک) و یک باب سردخانه با ظرفیت 120 تن با استفاده خانگی (یخچال) با درخواست وام 69 میلیارد تومانی خرید لوازم ضروری ایشان موافقت گردید.

تسهیلات اعطایی به ایشان به صورت مضاربه 1200 ماهه می باشد که پس از 1200 ماه تمامی مبلغ اصل و فرع وام به میزان 69میلیارد و 100 تومان باید پرداخت شود.

این سازمان در انتها ضمن رد امکان هرگونه سو استفاده و رانتخواری توسط آقازاده ها برخورد قاطع با متخلفین را خواستار شد.

یک افتضاح دیگر، اینبار در ارومیه،بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان +تصاویر

تکرار افتضاح تهران، اینبار در ارومیه، دست استکبار و صهیونیسم هم در کار نیست؛ کسی پاسخگو هست؟

به گزارش آینانیوز، خانعلی حسینی یک نمونه دم دستی از بیماری است که گوشه ای از ارومیه رها شده و بدون اینکه دست استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل در کار باشد دارد، زیر سایه بی توجهی و بی اعتنایی مسئولین انتظار مرگ را می کشد.

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

حسین غفاری، معاون مدیرکل اجتماعی استانداری آذربایجان غربی می گوید: تقریبا همه ارگانهایی که احساس می کردم وظیفه دارند تا این بیمار دیابتی را نجات دهند را در جریان گذاشته و درخواست کمک کردم اما همگی  از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند. شهرداری،بهزیستی،نیروی انتظامی،...

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

وی وقتی از کمک این ارگانها برای نجات این پیرمرد عاجز مانده دست به دامن رسانه ها شده است.

بعد از دو هفته از افتضاحی که در رهاسازی بیماران بیمارستان امام خمینی(ره) تهران بوجود آمد و طی آن همه تنبیه شدند الا مسئولینی که باید پاسخ می دادند این بار یک انسان بی کس و فقیر دیگر در گوشه ای از مرکز استان آذربایجان غربی با یک پای قطع شده و یک پای در انتظار قطع شدگی به امان خدا رها شده است.

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

 وقتی عصر چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت با فراخوانی یک شهروند راهی اقامتگاه این پیرمرد شدم  تازه فهمیدم که نزدیک یک ماه است که او را به این حال رها کرده اند و هیچ کس پاسخگو نیست.

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

خانعلی حسینی اهل روستای ترکمان از محال باراندوزچای ارومیه است که به دلیل بیماری دیابت شدید یک پایش را قطع کرده اند و پای دیگرش در انتظار قطع شدگی است. وی بدون کس و کار و سرپناه تنها با کمک کیوسکداران و دست فروشان میدان آذربایجان ارومیه روزگار می گذراند.

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

هادی،یکی از کسبه این میدان هر روز برایش نان،غذا،چای و سیگار می آورد و پشت کانکس سرویس بهداشتی جایی درست کرده و رویش را پوشانده تا از باد و باران در امان باشد.

خانعلی از صبح تا شب هیچ تحرکی ندارد اما هنوز زنده است و قوت روزانه اش را  نان خالی و چای تشکیل می دهد.

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

می گوید یکبار یکی از ارگانهای حمایتی یکی از شهرستانهای استان او را برده و بعد از چند روز در حالیکه نگهبان ورودی آنجا 150 هزار تومان موجودی اش را گرفته رهایش کرده اند.

یکی از کسبه می گوید قبل ترها وقتی سالم بود در یک کارگاه تولیدی نگهبانی می کرد. یک مدتی هم گوسفندچرانی کرده است اما از وقتی بیمارشده و از کار افتاده است به امان خدا رهایش کرده اند.

بیمار دیابتی رها شده کنار خیابان

این گزارش و تصاویر تکان دهنده دل هر انسان باشرفی را به درد می آورد و اگر قرار بر پذیرفتن مسئولیت نگهداری و نجات این پیرمرد است خیلی ها باید امروز پاسخگو باشند.

آینانیوز آماده است گردشکار و نتیجه اقدامات دستگاههای مسئول را اطلاع رسانی کند؛ باشد تا این بی مهری دامنه دار نشده و به لکه ننگی بر پیشانی همه مردم و مسئولین استان بدل نشود.

پنجشنبه ۵ مهٔ ۲۰۱۱

رضا گلپور:منزل آلادپوش مأمن میر حسین

http://3.bp.blogspot.com/_Eey13wpHM8I/TQHJJI2Fe3I/AAAAAAAABS4/6ki50QKd4h8/s1600/2013_572.jpg
رضا گلپور


فرازسوّم
منزل آلادپوش مأمن میر حسین





{به نقل از جلد دوّم کتاب تاریخ مجاهدین خلق منتشره توسّط مرکز پژوهش‌هاومطالعات سیاسی :}
..."حسن آلادپوش" ارتباط فعّالی با شاخه "بهرام آرام" داشت و مدّتی تحت مسئولیت "محمّد حسین اکبری آهنگر" ( شوهر خواهرش) قرار گرفت. و در محدوده ‌ی بخش مذهبی سازمان که "اکبری آهنگر" آنرا اداره می کرد،- با عنوان سازمان گروه‌های مبارز اسلامی؛ شاخه‌ای از سازمان مجاهدین خلق ایران- فعّالیّت نمود.
برادر و خواهر وی، "مجتبی" و "سرور آلادپوش" نیز در همین دوره در ارتباط با همین شاخه قرار گرفتند.ولی پس از چندی جدا شدند. بطور دقیق معلوم نیست که "آلادپوش" در چه تاریخی مارکسیست شد. ساواک و کمیته مشترک با تعقیب اطّلاعاتی که از طریق "وحید افراخته" بدست آورده بودند، نسبت به دستگیری یا ضربه به "بهرام آرام"، بوسیله تعقیب ردهایی که از "حسن آلادپوش" داشتند، امیدوار و حسّاس شدند. با تحت نظر قرار دادن "مسعود متّحدین" ( برادر "محبوبه") و افراد مرتبط با او، عملیات مفصل چند ماهه‌ای با نام رمز " کولاک" با استفاده از همه امکانات تعقیب و گریز و مراقبت و شنود تلفنی انجام شد. در جریان این عملیات "حسن آلادپوش" نیز مشاهده شد ولی ناگهان در اواسط تابستان 1355 او را گم کردند. چند روز بعد در 6 شهریور ماه 1355 ، سه مستشار آمریکایی کارمند "راکول اینترنشنال"و فعّال در پروژه‌ی " آی بکس" IBEX ( سیستم استراق سمع در مرزهای شوروی سابق) در حوالی میدان وثوق واقع در شرق تهران ترور شدند. "آلادپوش" در این عملیات راننده فولوکس واگن سد معبر کننده بود و اتومبیل مزبور که به هنگام مراقبت ساواک، "آلادپوش" با آن دیده شده بود در صحنه بجا ماند.




{به نقل از سایت تورجان 27/6/1388}
"میرحسین موسوی" در سال های فعالیت دکتر "شریعتی" به همراه "حسن آلادپوش" (همسر "محبوبه متحدین") و "عبدالعلی بازرگان" (فرزند مهندس "مهدی بازرگان") شرکتی به نام سمرقند را بنیان نهاده بود و در پوشش فعالیت های مهندسی، پاتوقی برای هواداران دکتر درست کرده بودند.
"پرویز خرسند" ، درباره آن روزها می گوید: "یادم هست که دکتر دعوت داشت که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران- ساعت ۸ بعد از ظهر – سخنرانی کند . امّا یکی دو ساعت گذشته بود و از دکتر خبری نبود . جوجه های چپ فرصت یافته بودند که مذهبی ها را – مخصوصاً مرا که دم در نشسته بودم واز درد و نگرانی نفسم بند آمده بود – مسخره کنند.
وقتی دکتر آمد برای اوّلین بار تقریباً سرش جیغ کشیدم که پس از اینجا در دانشکده ورامین سخنرانی داری و الآن باید آنجا باشی ، بی حرمتی به این همه مشتاق هم حدی دارد. دکتر - انگار نه انگار- لبخندی زد و گفت " اگر میان این همه جمعیت یک {"حسن}آلادپوش" ، یک {"میرحسین}موسوی" ، یک {"محمّد علی} نجفی" و… را نشانم بدهی ، آن وقت به تو حق می دهم . خودت بهتر از هر کسی می دانی که من تنها به کیفیت آدم ها بها می دهم نه کمیتشان."
به یاد دارم "میرحسین" نیز یک بار می گفت که پس از اعدام سران سازمان مجاهدین خلق، دکتر به دفتر شرکت سمرقند آمد. از قضا فقط "میرحسین" در آنجا بوده و دکتر که لبریز از خشم و اندوه بود، یکی دو ساعت کنار "میرحسین" می نشنید و فقط سیگار می کشد و با صدای بلند گریه می کند. "میرحسین" هم ترجیح می دهد که سخنی نگوید تا دکتر آرام شود. "شریعتی" هم پس از آنکه خالی می شود باز هم بدون آنکه سخنی بگوید آنجا را ترک می کند.
{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" 1/3/1388:}
... "حبیب الله پیمان" در مصاحبه با شماره 51 هفته نامه شهروند در خصوص حاشیه‌های تاسیس حزب جمهوری اسلامی و نقش همفکرانش می گوید: "ترکیب اصلی در اختیار جناح موتلفه بود امّا از افراد هم عقیده با ما آقای مهندس "میرحسین موسوی" در حزب حضور پیدا کرد که با ما همکاری‌هایی داشت.







ما با آقای "موسوی" نهادی هم ایجاد کردیم که از روحانیت آقای "باهنر" حضور داشتند و بنده و خانم "طاهره صفارزاده" هم حاضر بودیم که فعّالیّتهای این نهاد فرهنگی تا بعد از انقلاب هم ادامه داشت. بعد از پیوستن آقای"موسوی" به دولت و صف‌بندیهای ایجاد شده، این همکاری هم قطع شد.»
او بدین ترتیب به حزب جمهوری اسلامی راه یافت و سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی را برعهده داشت. این سابقه سبب گردید که مجلس به او به عنوان وزیرخارجه دولت "شهید رجایی" اعتماد نماید.
سرانجام در آستانه تشکیل دولت چهارم، حضرت "آیت الله خامنه ای" رییس جمهور وقت که نتوانسته بود مجلس را به نخست وزیری دکتر "ولایتی" قانع نماید، پس از استمزاج ..."هاشمی" از مجلس در 5 آبان 1360 و نظر مساعد نسبت به مهندس "موسوی" از میان گزینه ها، طی یک نامه رسمی به مجلس او را به عنوان نخست وزیر پیشنهاد نمودند. مجلس رای اعتماد داد و او پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی گردید که پس از چند دوره کوتاه نخست وزیری "بازرگان"، "شهید رجایی"، "شهید باهنر" و آیت الله "مهدوی کنی"، رکورد طولانی ترین دوران نخست وزیری را نیز به خود اختصاص داد.

{به نقل ازپایگاه خبری تحلیلی پارسینه. ۴ آذر ۱۳۸۸.مقاله ي درباره مارکسیست شدگان سازمان مجاهدین خلق. حجت الاسلام "رسول جعفریان":}
"اکبر براتی" نیز که با مجاهدین ارتباط داشته از آشنایی خود با "محمّد اکبری آهنگران" یکی از کادرهای بالای سازمان یاد می کند که پس از انحراف در سازمان از آن جدا شد و بعدها همراه همسرش "سرور آلاد پوش" در خیابان شاه (جمهوری اسلامی فعلی) توسط ساواک کشته شد . تاریخ این رخداد ششم مهر 55 است ...
مارکسیست شدن برخی از این نیروهای مذهبی ، چندان شگفت انگیز و ناباورانه بود که "حسن آلادپوش" ( کشته در 14 شهریور 55 ) و "محبوبه متّحدین" ( 17 یا 18 بهمن 55 در میدان دروازه شمیران کشته شد ) که هر دو از خانواده های متدین تهران بودند و با دکتر "شریعتی" ارتباط داشتند و دکتر از تدین آنان آگاهی داشت ، هر دو در تشکیلات مارکسیست شده بودند ...




این در حالی بود که "شریعتی" از مرتد شدن آنان خبر نداشت و قصه حسن و محبوبه خود را که طرحی برای نجات ایران توسط روشنفکران مسلمان ( و نه به دست روحانی و مرجع ) در قالب این زوج انقلابی که از خانواده متدینی بودند،مطرح کرد ...
بعد از انقلاب ، مارکسیست بودن "محبوبه متّحدین" آشکار شد و مدارسی که در روزهای نخست انقلاب به نام وی نامگذاری شده بود به سرعت نامش تغییر کرده و سازمان نیز که با اعتراض سخت پیکاری ها روبرو شده بود با جمع آوری تصاویر او که در سطح وسیع چاپ شده بود عقب نشینی کرد .
آن زمان "ابراهیم یزدی" نیز در آمریکا در سخنرانی خود که تحت عنوان بررسی جنبش های اسلامی و معرفی چهره های ناشناخته روحانیت معاصر چاپ شده ( ص 26 ) از "حسن آلادپوش" و خواهرش "سرور آلادپوش" ( همسر "محمّد اکبری آهنگران" ) یاد کرده است .
"ابراهیم یزدی" خود شرحی از برهم خوردن ارتباط نهضت با مجاهدین از پس از سال 54 ارائه کرده و مخالفت نهضت آزادی خارج از کشور را با جریان ارتداد گوشزد کرده است .
همچنین در کتاب بذرهای گلگون زندگی نامه مجاهدین خلق ایران از "حسن آلادپوش" و "محبوبه متّحدین" به عنوان مجاهدین راستین - یعنی کسانی که در برابر منافقین مقاومت کرده اند ، یاد شده و احتمال داده شده است که اینان توسط منافقین - یعنی مرتدین سازمان لو رفته باشند .
به نظر می رسد حتّی بر نویسندگان این کتاب مانند بسیاری از مجاهدینی که در زندان بودند امر مشتبه شده است . "متّحدین" و "حسن آلادپوش" از کسانی هستند که پس از سال 54 هم با مجاهدین همکاری داشته اند و بسیار بعید است که با داشتن عقیده اسلامی به این همکاری در سازمان مجاهدین ادامه داده باشند .
به سخن دیگر اساساً از سال 54 به این طرف آنچه به عنوان سازمان وجود داشت ، به عبارتي از همان تشکیلات "تقی شهرام" بود که تا سال 55 نیز توسط خودشان و ساواک قلع و قمع شد .
"حسین روحانی" نوشته است که پس از کشته شدن "حسن آلادپوش" در شهریور 55 "محبوبه" مدّتی ارتباطش با سازمان قطع می شود و بعد از وصل به سازمان در کارهای ارتباطی انجام وظیفه می کند . وی در حالی که مسؤول ارتباطات "سعید (شهرام) بوده در 11 بهمن 55 در درگیری با گشتی های ساواک در دروازه شمیران تهران کشته می شود . ( از پرونده روحانی )






"بهجت مهرآبادی" نیز مدّتی در مشهد هم خانه "محبوبه" و "شهرام" بوده و از مسؤولیت "محبوبه" در انجام کارهای ارتباطی "شهرام" سخن می گوید ! وی می افزاید : "محبوبه" مارکسیست شده و بی حجاب بود .... روزی هم که ضربه خورد بی چادر بود ... در مورد "حسن ( آلاپوش" ) هم تا آنجا که اطّلاع دارم مارکسیست شده بود .قبل از کشته شدن "محبوبه" صحبت هایی بین "محبوبه" و "تقی ( شهرام") بود که قرار بود محبوبه چیزی بنویسد .
بعد از شهادتش مطلع شدم که قرار بوده در مورد مارکسیست شدن شوهرش "حسن آلادپوش" چیزی بنویسد که قبل از این کار به شهادت می رسد .....{ شاید تردیدی در مارکسیست شدن "حسن آلادپوش" بوده است } در واقع در آن دوره کسی در تشکلات مذهبی نبود …





درباره مارکسیست شدن "حسن آلادپوش" و "محبوبه متّحدین" و شماری دیگر از مجاهدین در منابع دیگری هم سخن گفته شده است . همچنین در اطّلاعیّه شماره 21 سازمان مجاهدین که ضمن آن فعّالیّت سازمان از 54 تا 57 گزارش شده و نام 25 نفر از کشته شدگان سازمان اعم از تیر باران ، کشته شده در حال مأموریت یا درگیری و یا حتّی کشته شده توسط اپورتونیست ها آمده ، نامی از "حسن آلادپوش" و "محبوبه متّحدین" دیده نمی شود . این بدان معناست که سازمان آنها را از خود نمی دانسته است...

{به نقل از مصاحبه ی دختر بزرگ شیخ" اکبر هاشمی بهرمانی"("فاطمه":)با نشريه ي شهروند امروز 13/10/1388:}
... بعد از سال 54 که پدر در زندان اوین بودند و آقای "لاهوتی" هم زندان بودند، جمعه‌ها که ما برای ملاقات پدر به زندان اوین می‌رفتیم در آنجا خانواده آقای "لاهوتی" را هم همچون خانواده آقای "طالقانی" و "مهدوی کنی" و... می‌دیدیم. خلاصه گاهی هم این دو برادر یعنی "سعید" و "حمید ( لاهوتی")را در آن ملاقات‌ها می‌دیدیم. تا این‌که پدرم از زندان آزاد شدند...




آذرماه1357 بود و حکومت نظامی‌در تهران حاکم بود، یک شب ما به خانه عموی‌مان رفته بودیم و می‌خواستیم شب آنجا بمانیم تا با دخترعموهای‌مان باشیم که پدر تماس گرفتند و گفتند به خانه بیایید، کارتان دارم. ما فکر کردیم که پدر به یک بهانه‌ای می‌خواهد ما را به خانه بکشاند چون خیلی هم دوست نداشتند که ما بیرون از خانه بخوابیم. ما نرفتیم و خودشان آمدند دنبال ما که به خاطر حکومت نظامی‌از دست ما هم عصبانی بودند که چرا به حرف‌شان گوش ندادیم و زودتر به خانه نیامدیم. به خانه آمدیم و یادم هست سر شام، گفتیم که چه کار داشتید با ما؟ گفتند بعد از شام می‌گویم... گفتند که آقای "لاهوتی" برای "سعید" از تو خواستگاری کرده و برای "حمید" هم از "فائزه"...
گفتند که من "سعید" را می‌شناسم و تو همیشه می‌گفتی که یک معلم قرآن خوب می‌خواهی."سعید" اشراف خوبی روی قرآن دارد و مدّتی هم شاگرد من در مسجد هدایت بوده است و من و مامانت با شناختی که از او و خانواده‌اش داریم، موافق هستیم... من هم گفتم که هر چه شما نظر بدهید قبول دارم.
...بعد به پدرم گفتم که چه عجله‌ای بود که امشب به ما بگویید. پدر گفتند که آقای "لاهوتی" می‌خواست به فرانسه برود و گفته بود که این جواب را از شما بگیرم تا با خیال راحت به فرانسه برود. بعد از انقلاب و بازگشت آقای "لاهوتی" از فرانسه، پدر دو سه بار به من گفتند که آقای "لاهوتی" می‌خواهند بیایند و عقد کنند... یادم هست که شب سالگرد "مصدق" بود که آقای "لاهوتی" به خانه ما آمدند، قرار بود که فردای آن روز ما و دوستان‌مان برنامه‌ای را برای "مصدق" در مدرسه پسرانه خوارزمی‌ تجریش برگزار کنیم.
(مصاحبه کننده :) در خانه آقای‌"هاشمی"، مشکلی با "مصدق" وجود نداشت؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:)نه، حتّی یادم هست که به پدر گفتم که یک سخنران برای آن مراسم می‌خواهم و پدر هم، "سعید" را معرفی کردند که او هم فردا آمد و در آن مراسم صحبت کرد. امّا خلاصه شب قبل آقای "لاهوتی" و پسرانشان به خانه ما آمدند...




بعد از شام، مراسم عقد برگزار شد. پدرم وکیل ما شد و آقای "لاهوتی" هم وکیل پسران‌شان شدند... برنامه و مراسمی‌که نبود امّا ایشان آمده بود تا ما را راضی کند. آقای "لاهوتی" و پسران‌اش بودند و من و "فائزه" و برادرها و پدر و مادرم بودیم. خلاصه، آن شب عقد انجام شد ...آقای لاهوتی سال 60 فوت کردند و دوره آشنایی ما از نزدیک بسیار کوتاه بود...
قبل از انقلاب که مشی سیاسی آقای"‌هاشمی"‌و"لاهوتی" شبیه به هم بود. بالاخره در زندان با هم بودند و مبارزه می‌کردند. امّا همانطور که شما هم می‌گویید بعد از انقلاب یک اختلاف‌ نظرهایی پیدا کرده بودند... من در این زمان به مشی پدرم نزدیک‌تر بودم...با حزب{جمهوری} هم همکاری می‌کردم.
(مصاحبه کننده :) آیا این مساله باعث اختلاف آقای "لاهوتی" با شما نمی‌شد؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) نه، من واقعاَ آقای "لاهوتی" را بسیار دوست داشتم و دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها به خانه آقای "لاهوتی" می‌رفتم و شب‌ها هم همان‌جا می‌خوابیدم. من حتّی زیاد به حزب می‌رفتم و اگر یک وقت "سعید" وقت نمی‌کرد که به دنبال من بیاید، چون دفتر حزب نزدیک خانه آقای "لاهوتی" بود، خودم به خانه آقای لاهوتی می‌رفتم.
... رابطه خانواده آقای "لاهوتی" با خانواده امام، بسیار هم بیشتر از رابطه خانواده ما با خانواده ی امام بود. خانم "احمد"آقا با خانم آقای "لاهوتی"، "احمد"آقا هم با خود آقای "لاهوتی"، حسابی رفت‌وآمد داشتند. ولی آقای "لاهوتی" برخی از حرکات و رفتارها را تحمل نمی‌کردند. معمولا بعد از انقلاب، اتّفاقاتی می‌افتد و آشوب‌هایی رخ می‌دهد که طبیعی هم هست. آقای "لاهوتی" برخی رفتارهای تند را نمی‌پسندیدند. من خیلی وقت‌ها در جلسات و صحبت‌های میان آقای "لاهوتی" و پدرم می‌نشستم و گوش می‌دادم. پدر، حرف‌های آقای "لاهوتی" را تأیید می‌کردند و رد نمی‌کردند امّا می‌گفتند که باید صبر کرد چون انقلابی صورت گرفته و به مرور همه چیز به حالت طبیعی خودش می‌رسد...
مثلا آقای "لاهوتی" می‌گفتند که الان افرادی بر سر کار آمده‌اند که اصلاَ سابقه مبارزاتی نداشته‌اند. بابا هم می‌گفتند که درست است مثل من و شما مبارزه نکرده‌اند امّا بعد از انقلاب بالاخره ما به آدم‌های کارشناس و تشکیلاتی که می‌توانند کار کنند و نظر بدهند هم احتیاج داریم...
(مصاحبه کننده :) بچه‌های مجاهدین(منافقین خلق) قبل از انقلاب گویا حتّی بعد از تغییر ایدئولوژی هم به خانه آقای "لاهوتی" رفت‌وآمد داشته‌اند. آیا بعد از انقلاب هم این ارتباط وجود داشت؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) من زیاد به خانه آقای "لاهوتی" می‌رفتم و یادم نمی‌آید که آن بچه‌ها زیاد به آنجا بیایند. شاید یکی دو بار این اتّفاق افتاد. البته تماس‌های تلفنی هم داشتند که یادم هست در برخی از این تماس‌ها آقای لاهوتی به شدت از آنها انتقاد می‌کرد.{!؟}... ما از بچگی زندگی سیاسی داشتیم و با خانواده‌های سیاسی در رفت‌وآمد بودیم. من در مدرسه رفاه دوران راهنمایی را می‌خواندم. بسیاری از معلم‌های مجاهدین بودند. زنِ"علی میهن‌دوست"، "محبوبه متّحدین"، "سرور آلادپوش"، معلم‌های ما بودند. خانم "بازرگان" که همسر "حنیف‌نژاد" بود، مدیر مدرسه ما بود.
برای من "محبوبه متّحدین" و "سرور آلادپوش" الگو بودند. ساده‌زیستی و شور انقلابی آنها برای من الگو بود. من در مراسم‌های آنها شرکت می‌کردم و رابطه‌ای تنگاتنگ با آنها داشتم. یادم هست که اگر یکی از آنها شهید می‌شد، به همراه مادرم در مراسم آنها شرکت می‌کردیم.
پدر من که به زندان رفت، از ماجرای اختلاف در مجاهدین و تغییر ایدئولوژی در بخشی از آنها و تشکیل گروه‌هایی مثل فرقان باخبر شده بود. همیشه به ما سفارش می‌کرد که بچه‌ها وارد گروه‌ها نشوید و من وقتی که از زندان بیرون آمدم، توضیحات کامل را برای شما می‌دهم...
یادم هست که پدرم در زندان بود و من عکس‌های بچه‌های مجاهدین مثل "حنیف ‌نژاد" و "میهن‌دوست" را گرفته بودم و در اتاقم به دیوار زده بودم. امّا پدر که آزاد شد و به خانه آمد، به من گفت که این عکس‌ها را جمع کن...
(مصاحبه کننده :) آیا "وحید لاهوتی" پسر آقای "لاهوتی" (برادر دو دامادِ شیخ اکبر)، ، تمایل خاصی به مجاهدین {خلق}داشتند؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) ایشان تمایل خاص به مجاهدین نداشتند و عضو مجاهدین نبودند. البته "وحید" در زندان قبل از انقلاب با "مسعود رجوی" رابطه برقرار کرده بود. "سعید"، همسر من می‌گوید که در آن زمان خبر ترور یکی از مقامات را به "وحید" می‌دهد و "وحید" هم در زندان خبر را پخش می‌کند. "وحید" را شکنجه می‌کنند تا بگوید که خبر را از کجا فهمیده است و او هم نمی‌خواسته "سعید" را لو بدهد و مانده بوده که چه کند. در همان موقعیت، "رجوی" به او می‌گوید که بگو خبر را در بخش تسلیت روزنامه‌ها خوانده‌ام. از اینجا رابطه او با "رجوی" برقرار می‌شود...
(مصاحبه کننده :) پس علّت بازداشت "وحید" بعد از انقلاب در آبان 1360 چه بود، اگر عضو مجاهدین نبود؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) ما هم نفهمیدیم. یک روز با ما تماس گرفتند و گفتند که "وحید" در زندان است. پدر من هم تماس گرفت با آقای "لاجوردی" و پرسید که چرا "وحید" در زندان است؟ ایشان هم گفتند که یک سری سؤال و جواب است که انجام می‌دهیم و تمام می‌شود. دو روز بعد به ما خبر دادند که پای "وحید" شکسته و در زندان است. پدرم دوباره تماس گرفت که چرا پای او شکسته، قرار بود که آزاد بشود؟ آقای "لاجوردی" هم گفتند که می‌خواستند ما را بر سر قراری ببرد در ساختمان پلاسکو خیابان جمهوری، امّا یک دفعه فرار کرده و خودش را از طبقه‌ای پایین انداخته ...
(مصاحبه کننده :) علّت بازداشت آقای "لاهوتی"، به فاصله دو روز از بازداشت "وحید" چه بود؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) ما واقعاَ نفهمیدیم که علّت این مساله چه بود. یادم هست که روز چهارشنبه بود و من به حزب رفته بودم. معمولا وقتی که من به حزب می‌رفتم، شب "سعید" دنبال من می‌آمد. ساعت حدود چهار بود که "سعید" با من تماس گرفت و گفت که من نمی‌توانم بیایم دنبال تو و خودت به خانه برو. گفتم چرا؟ گفت بچه‌های اوین با حکم آقای "لاجوردی" به خانه ما آمده‌اند و اجازه خروج هم به من نمی‌دهند و من و بابا در خانه‌ایم. من بلافاصله با پدر تماس گرفتم. پدر رئیس مجلس بودند در آن زمان. بابا ناراحت شدند و گفتند که اصلا برای چه به خانه آقای "لاهوتی" رفته‌اند؟ گفتم نمی‌دانم و فقط "سعید" گفته که اینها می‌گویند ما حکم آقای "لاهوتی" را هم داریم که اگر نخواهد با ما بیاید او را می‌کشیم. بابا گفت که من همین الان با آقای "لاجوردی" تماس می‌گیرم و می‌گویم که از خانه آقای "لاهوتی" خارج شوند. با "سعید" تماس گرفتم و گفتم که بابا این کار را دارد می‌کند و بعد که مأمورها رفتند تو بیا دنبال من. یک ساعت بعد مجدداً با "سعید" تماس گرفتم و او گفت که اینها هنوز در خانه هستند و نرفته‌اند.
من دوباره با بابا تماس گرفتم و گفتم که آنها از خانه خارج نشده‌اند. بابا ناراحت شد و گفت که آقای "لاجوردی" به من قول داده‌اند که آنها همین الان از خانه خارج شوند. دوباره "سعی"د با من تماس گرفت که آقای "لاهوتی" را دارند می‌برند و من هم با ایشان می‌روم. گفتم که حدّاقل تو با آنها نرو تا بمانی و پیگیر کار باشی. من بلافاصله به خانه آمدم و به "احمد آقای خمینی" اطّلاع دادم که آقای "لاهوتی" را گرفته‌اند و به اوین برده‌اند و شما هم به امام بگویید. "احمد"آقا هم به امام گفته بودند و امام هم گفته بود که سریعاً آقای "موسوی تبریزی را پیدا کنید...مطابق آنچه که "سیداحمد"آقا به ما گفتند: امّا یک پیک موتورسوار را به اوین فرستادند تا بگویند که آقای "لاهوتی" را بفرستند بیرون. امّا پیک که رسیده بود، گویا گفته بودند که ایشان فوت کرده‌اند. ساعت 9 شب بود که "سعید" به من زنگ زد و گفت که به ما گفته‌اند آقای "لاهوتی" حالشان به هم خورده و ایشان را به بیمارستان برده‌اند که وقتی به بیمارستان رفتم متوجه شدم ایشان فوت کرده‌اند... بابا هم خیلی پیگیری کردند ولی بعد به ما گفتند که شما به خاطر انقلاب، سکوت کنید...
(مصاحبه کننده :) گویا برای مراسم تشییع جنازه آقای "لاهوتی" هم مشکلاتی داشتید. اینطور نیست؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) بله، یادم هست که اعلام شد روز پنجشنبه ساعت 3 بعدازظهر از مسجد ارگ تهران جنازه ایشان تشییع می‌شود. به گمانم ساعت یک‌ونیم بود که ما مقابل مسجد در ماشین نشسته بودیم. یک دفعه یک نفر در ماشین را باز کرد و "سعید" را از داخل ماشین بیرون کشید که سوار ماشین خودش بکند.امّا راننده ما خیلی سریع پرید و "سعید" را گرفت و سوار ماشین خودمان کرد وما به مجلس پیش پدرم رفتیم. بابا گفت که چرا شما اینجا هستید؟ گفتیم که جنازه آقای "لاهوتی" را قبل از ساعت 3 بردند. ... بابا خیلی عصبانی شدند و گفتند که شما چرا اینجا هستید. گفتیم که کجا برویم؟ سریع ماشین اسکورت خودشان را به ما دادند و گفتند سریع به بهشت زهرا بروید. مگر می‌شود شما در هنگام دفن ایشان نباشید. ما که رسیدیم . ایشان را داخل خاک گذاشته بودند.





(مصاحبه کننده :) آقای‌"هاشمی"‌درباره این ماجراها با امّام صحبت کردند؟
(دختر بزرگ شیخ اکبر:) بله، "سیداحمد"آقا هم چند بار آمدند و با پدر صحبت کردند. ولی پدر همانطور که گفتم از ما خواستند که قضیه را به خاطر انقلاب پیگیری نکنیم و سکوت کنیم...

{ به نقل از یادداشتهای تحقیق کتابخانه ای آرشیو ر.گ.چ:}
...هویّت جعلی"زهرا رهنورد" دارای نام و هويّت اصلي "زهره كاظمي" فرزند سرهنگ ارتش ستمشاهی"صادق کاظمی" (شاغل در دانشگاه جنگ)، می باشد .هر چند در تاریخ معاصر ایران عناصری با چند نام قابل اشاره اند امّا حدّاقل نامها و هویت های تغییر یافته معمولاً روال قانونی ثبت را طی می کنند.امّا در مورد هویت تحت شهرت زهرا رهنورد که با آن دارای مدارک احکامی نظیر ریاست دانشگاه الزّهرا اعطا شده توسّط رئیس وقت شورایعالی انقلاب فرهنگی (سید "محمّد خاتمی" )است حتّی کپی شناسنامه هم با این اسم وجود نداشته است و جعلی است !
در پژوهشهای اینجانب ... چرایی ترس ازافشای نام و هویّت اصلی او؛ ریشه در رفاقت صمیمی و خدمات جبران ناپذیر نامبرده با نام ثبتی اصلی خود یعنی "زهره کاظمی" نسبت به امثال"لیلی امیر ارجمندی" عنصر مرتد و معروفه ی دربار ستمشاهی در انتخاب وآوردن خانمهای زیبا روی معلوم الحال(تحت عنوان زنان شایسته!ی ایران زمین) در داخل دربار و سورپریزپارتی های مشهور؛ و نیزحدود دوسال اقامت او و خانواده اش در معیّت "حسین رهجو"(یا همین شوهرفعلی اش "میرحسین موسوی")در ایالات متحده آمریکا در فاصله ی 1355 تا 1357 (تا زمان آمدن "هایزر" به ایران ) دارد...

{ به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 9/10/1386:}
"عباس روافیان)"امیرانتظام) فرزند میرزا "یعقوب" رفوگر عنصر فاسد ...بازار قدیم تهران است که در سال 1311 در تهران متولد شد؛ دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی یهودی خود که به فرقه ضاله بهاییت گرویده بودند، رشد و نمو و تربیت می یابد و درسال 1329 دانشجوی رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران می شود.
او که در دانشکده فنی با مهندس بازرگان آشنا شده بود، سعی به نفوذ در نهضت آزادی می کند و برابر آنچه در خاطرات بازرگان آمده است؛ در کنار "حسن نزیه"، "ابراهیم یزدی" و "مهدی بازرگان" عضو کمیته دانشگاه تهران می گردد.
وی در سال 1332 همزمان با شهادت دانشجویان دانشکده فنی در 16 آذر و در جریان سفر" نیکسون" به ایران، نامه اعتراض آمیز "بازرگان" را از طریق کاتم کارمند سفارت امریکا و عضو سیا به مقامات امریکایی می رساند که به دستگیری "بازرگان" منجر می گردد.
وی خود نیز از بیان این موضوع ابایی ندارد و می گوید: "در موقع دادن نامه، آقای" ریچارد کاتم" پیشنهاد کرد هرچند وقت یکبار من او را ببینم و مطالبی را که دارم به او بدهم"




این ارتباط تا سال 1342 ادامه می یابد.امّا به فاصله اندکی پس از خروج "کاتم" از ایران، قیام 15 خرداد رخ می دهد. او در همان سال به اداره ثبت احوال تهران مراجعه می کند و به طور رسمی شهادت می دهد که مسلمان شده است و نام خانوادگی خود را تغییر می دهد و به پاریس و سپس به شرق خلیج سان فرانسیسکو در امریکا می رود و در دانشگاه برکلی رفته فوق لیسانس مهندسی محاسبات ساختمان می گیرد...
وی در سال 1349 شرکت مهندسی مشاور تدبیر صنعت را در خیابان فردوسی تقاطع خیابان انقلاب اسلامی برای واردات وسایل سنگین از امریکا ایجاد می کند و در پوشش تجارت به ارتباط با "کاتم" ادامه می دهد. ارتباط او با "کاتم" تا پیروزی انقلاب همچنان ادامه داشت...

{ به نقل از یادداشتهای تحقیق کتابخانه ای آرشیو ر.گ.چ:}
"خود"زهره کاظمی" بیان می دارد " ...رژیم شاه جوانها را می كشت. اختناق شدیدی بود به گونه ای كه همه فكر می كردند ‏اطرافیانش ساواكی هستند. تمام فكر و ذكرم این بود كه رژیم شاه را براندازیم و رژیم خوبی بیاوریم كه آزادیخواه باشد. ‏حالا چه رژیمی باشد اصلا مهم نبود. در هر تظاهراتی هم شركت می كردیم. هم ماركسیت ها، هم ملی ها و هم مسلمان ‏ها. خود من دریك فاصله كاملا بی اعتقاد بودم. نه دین سنتی مادر و ماد بزرگم را قبول داشتم و نه هیچ چیز دیگر." در همین فاصله است كه "رهنورد"! شرایط مهندس "ميرحسين موسوي" آن روز ها "رهجو"! را می پذیرد. از آن پس.‏‎ ‎‏
‎ روند زندگی "زهرا رهنور"د پس از ازدواج‏‎ تغییر مي كند.پس حجاب جزئی از زندگی وی شده و یکی از میهمانان ثابت نشست هایی مي شود که در شرکت مهندسان مشاور سمرقند برگزار می شد. شرکت سمرقند ‏شرکتی بود که "میرحسین" و دوستانش آن را تاسیس کرده بودند و هدف نشست های آنها، اقدامات سیاسی و ابراز نظرات ‏مخالف علیه رژیم شاه بود. "عبدالعلی بازرگان"، "حسن آلادپوش"، "محبوبه متحدین" از جمله مؤسّسین نشست های شرکت ‏سمرقند بودند.
بازآنچنان که خود می گوید: "در دانشگاه كه سرشار از شور و مبارزه بود، سه دسته بودند؛ مذهبی ها، ملی گراها، كمونیست ‏ها.‏‎ ‎ولی من جزو هیچ كدام از آنها نبودم." ...
‎ وی به همراه دو فرزندش در سال 1355 به آمریکا مهاجرت کرده و در آنجا به عضویت کنفدراسیون دانشجویان ‏ایرانی در آمد...
... چیزی به پیروزی انقلاب 1357 نمانده بود که رهنورد! در کنار همسرش رهجو! به ایران بازگشت. و سعی ‏کرد در امور اجتماعی فعال باشد. از سال 57 تا 59، جامعه زنان جمهوری اسلامی و زنان مسلمان را پی ریزی کرد. ‏ رهنورد حدّاقل از یک نام مستعار دیگر یعنی زینب بروجردی نیز استفاده میکرد
جالب اینجاست که او در اطّلاعات بانوان که تغییر نام داده و عنوان "راه زینب" را برای خود برگزیده بود، به عنوان اوّلین سردبیر ‏مشغول به کار شد که تا سال 1367 این فعالیت فرهنگی ارتباط داشت...



مرحوم "محمّد مُکری" او و همسرش را فراماسونر دانسته و رهنوردی و رهجویی را به ترتیب نامهای درجه ای 3 و 2 در لجنه (لُژ ماسونی) ورودی آنها...

"رهنورد" در سال 1375 در جبهه اصلاح طلبان در کنار سید "محمّد خاتمی" قرار می گیرد. با پیروزی "خاتمی" در ‏انتخابات دوّم خرداد 76 وی تحت نام جعلي و لجنه اي فاقد شناسنامه ي خود يعني "زهرا رهنورد" به عنوان مشاور سیاسی رئیس جمهوری مأموریّت می یابد.. یک سال بعد به عنوان رئیس ‏دانشگاه الزّهرا منصوب می شود، سمتی که تا سال 1385 در آن مشغول به کار بود. همزمان رئیس گروه هنر سازمان ‏مطالعه و تدوین سمت، وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شد و اجرای طرح ملی نگارش تاریخ هنر ایران در ‏دوره اسلامی را نیز برعهده گرفت.
... "رهنورد"، "شیرین عبادی" برکشیده شده برای دریافت جایزه صلح نوبل را ‏به دانشگاه الزّهرا کشانید...اعتراضات... با روی کار آمدن دولت" احمدی نژاد"...
وی را به تودیع رساند...او با بیان اینكه نه بركنار شده و نه استعفا داده، گفته بود: "با تغییر دولت، من خود خواهان بركناری از ‏این سمت شدم و مسئولیت را با سربلندی به یك سربلند دیگر تحویل دادم، دكتر "مباشری" نیز یك فرد گرانقدری برای ‏دانشگاه است‎".‎‏
.‏.. "زهرا رهنورد"، هنر را والاترین عنصر در هستی عنوان می كند و سریع ترین و كوتاهترین راه رسیدن به معبود. ‏آنچنان که می گوید هنر را پرستش می كند چرا كه او را به بهترین انتخاب رسانده است، انتخابی كه در آزادترین محیط ‏شكل گرفته است. در معرفینامه های تبلیغاتی زمان انتخابات این مطالب پررنگ می گردید:
... تالیف 33 جلد {! عدد مقدّس ملاحده ی فراماسون لعنت خدا بر ایشان بیش باد}کتاب در زمینه های پژوهشی؛ قرآن مجید، هنر، زبان و علوم سیاسی ...
مفتخر به لقب 2000 استاد برجسته جهان در سال 2005 و کسب مدال و درج بیوگرافی در مرکز بیوگرافی کمبریج ...
مفتخر به تایید و تشویق کتابخانه های بزرگ جهان چون برلین کنگره بریتانیا و به خاطر کتاب انگلیسی هنر معاصر ‏ایران در دنیای اسلام ...
مفتخر به چاپ تمبر تصویر ایشان از سوی مفاخر فرهنگی و شرکت پست ایران ...


{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" 1/3/1388:}
پنجشنبه 7 آبان1360، فردای روز رای اعتماد مجلس به "میر حسین"، جلسه ای در دفتر ریاست جمهوری میان سران قوا و نخست وزیر برگزار و مقرّر می گردد همان کابینه شهید "باهنر" با حدّاقل تغییر معرفی گردد.
"میرحسین" که با آرای شکننده ي 115 رای از 202 نفر صاحب رای، به نخست وزیری رسیده بود، به این پیشنهاد روی خوش نشان داد...

{ به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 20/3/1389:}
یکی از وقایع تاریخی که در سال گذشته با زوایای مختلف مورد بازخوانی قرار گرفت، استعفای "میرحسین موسوی" در یکی از حسّاس‌ترین برهه‌های تاریخی و به صورت رسانه‌ای بود. روز 15 شهریور سال 1367 در شرایطی که ایران به تازگی قطعنامه آتش‌بس یا به تعبیر "امام خمینی" جام زهر را پذیرفته بود، روزنامه جمهوری اسلامی که در اختیار "مسیح مهاجری" یکی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به "میرحسین" قرار داشت، در حالی منتشر شد که خبر استعفای "میرحسین موسوی" از نخست وزیری را به عنوان تیتر یک انتخاب کرده بود. استعفایی که بدون هماهنگی رئیس جمهور و رهبر انقلاب نگاشته شده بود...



{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در۱۳۸۸/۳/۱:}
این استعفا پس از پذیرش قطعنامه و پایان یافتن عملیات مرصاد و آغاز گفتگوهای آتش‌بس بین ایران و عراق بود و در واقع استعفای "میرحسین موسوی" با صبح اوّلین روز مذاکرات دکتر "ولایتی" در ژنو همراه ‌شد و جالب تر آنکه از رادیو نیز اعلام گشت.
{ به نقل از سایت محمّد مهدی اسلامی منتشره در 20/3/1389:}
امّا این استعفا ابعاد دیگری نیز داشت که در بازخوانی تاریخی ماجرا، مورد غفلت قرار گرفته است. "موسوی" همزمان با نگارش نسخه مطبوعاتی استعفایش،‌ در همان 14 شهریور‌ماه، نسخه دوّم استعفایش را با دستخط خویش در سربرگ نخست‌وزیری خطاب به رییس‌جمهور منتخب مردم با تعابیری تند و موهن نگاشت.
وی در نامه خویش که خطاب به مقام محترم ریاست جمهوری بدون ذکر نام ایشان و بدون سلام و احترامات معمول آغاز شده است، به بیان نکاتی در توضیح علّت استعفای خویش می‌پردازد که در نسخه ارسال شده به مطبوعات موجود نبوده است. وی علّت بیان این موارد را اینگونه توضیح داده است: "با این نیّت که ذکر آنها انشاء‌الله در آینده کشورمان و دولت‌های بعدی مفید باشد"...
وی در خاتمه ادّعا می‌کند که این استعفا به معنای قهر از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست و تاکید نموده است "این استعفا بدلیل ناتوانی اینجانب برای کار با این شرایط است و درست برای همین ناتوانی است که اینجانب تکلیف را از خود ساقط می‌بینم." اگرچه وی توضیح نداده است که اگر این استعفا به معنای قهر نبود، چرا بعد از تحویل نامه استعفا به روزنامه مخفی شده است...
امّا امام راحل نیز در واکنش به این استعفا، مرقومه عتاب‌آمیزی صادر فرمودند که در نهایت منجر به پس گرفتن استعفا از سوی "موسوی" شد...
در خصوص فاصله زمانی انتشار استعفای "میرحسین" تا زمان پاسخگویی وی به دفتر امام، نقل قول‌های گوناگونی مطرح است.
"جلال‌الدین فارسی" به تازگی در مصاحبه‌ای به ماجرای پس از استعفای موسوی از نخست وزیری اینگونه اشاره کرده است که "در دوران نخست وزیری "موسوی" هم زمانیکه امام راحل قطعنامه را پذیرفتند، "میرحسین" با دادن استعفا مخفی شد تا این‎گونه در جامعه القا کند که من موافق قطعنامه نبودم و از خودش در افکار عمومی قهرمان بسازد. امام هم روسای قوه قضاییه و مقنّنه و اگر اشتباه نکنم یک یا دو نفر دیگر را احضار کردند و بدون بحث در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه "موسوی" به‎دنبال فرد جایگزین بودند که آقا وارد جلسه میشوند و امام شرح جلسه را میفرمایند و نظر آقا را میخواهند که آقا از تصمیم شوم "میرحسین" پرده‎برداری میکنند و به امام می‎گویند با استعفا موافقت نکنید، چراکه او به دنبال قهرمان سازی از خودش است. امام در این زمان دستش را بلند میکند و با اشاره به آقا میفرمایند این درست است..."
بر اساس نقل‌های موجود گویا "میرحسین موسوی" در فاصله زمانی تنظیم استعفا نامه در 14 شهریور تا 17 شهریور که به محضر امام می‌رسد، در منزل "آلادپوش" که از دوستانش بود به سر می‌برده است.








متن پاسخ حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای به استعفای میرحسین موسوی 1367



روز سوّم که حاج "سید احمد خمینی" با تماس با مراکز مختلف از یافتن او نا امید شده بود، به افراد مختلف می سپرد که امام فرموده اند به "میرحسین" بگویید بیاید که اگر نیاید نامه‌ای تنظیم کرده‌ام و در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهم که اگر پخش شود برای او دیگر دنیا و آخرت نمی‌ماند.
روز سوّم "میرحسین" تا ساعت 11 به محضر امام می رسد، آنگونه که منابع آگاه بر اساس یادداشت‌های آن زمان ... : امام راحل نکاتی را بدین شرح به وی فرموده‌اند "من یک گله دارم و یک اعتراض،‌ گله دارم از اینکه شما اگر مشکلی داشتید، مثل گذشته مراجعه می‌کردید و حل می‌کردیم،‌ اگر می‌خواستید بروید، بی سرو صدا می‌رفتید. چرا سر و صدا کردید؟ اعتراض دارم به اینکه این مطالب را چرا به پای نظام نوشتید و نسبت به دولت دادید؟ ... اگر نبود کار این چند سال شما، به ملت اعلام می‌کردم که شما در مقابل انقلاب و نظام ایستاده‌اید. و بعد از این چه توقعی است که از مجلس دارید؟ این حق مجلس است که به هر وزیری که می‌خواهد رای بدهد یا ندهد. شما می‌بایست از نظر مجلس تبعیت کنید. دیگران هم قبل از شما از این قبیل حرفها می‌زدند که مجلس باید هماهنگ با ما باشد. شما مجلس هرچه گفت به مجلس اخترام بگذارید. اگر مسئله‌ای بود شورای مصلحت حل خواهد کرد."
آنچه مسلم است، پس از یک وقفه معنادار، امام بار دیگر حمایت علنی خویش را از دولت تکرار نمودند تا آثار استعفای نابجای "میرحسین"، به عملکرد دولت بیش از این آسیب نرساند. هرچند به نظر ناظران سیاسی جنس این دفاع آشکارا متفاوت بود.
امام اما تا 80 روز در حمایت از دولت مکث نمودند. این مکث که بسیار به ضرر دولت علی‌الخصوص در بعد تبلیغات رسانه‌های بیگانه بود، سرانجام با حکم انتصاب "میرحسین موسوى" به سمت سرپرست امور جانبازان‏ توسط امام پایان یافت.
اینک پرسش اینجاست که آقای میرحسین موسوی...

{ به نقل از یادداشتهای تحقیق کتابخانه ای آرشیو ر.گ.چ:}
ريشه های جاما ... دو تن از كادرهاي جوان حزب ايران يعني "محمّد نخشب" و "عبدالحسين راضي" ... حزب مردم ايران را تحت تأثير به اصطلاح خداپرستان سوسياليست تأسيس نمودند و با اعلام وفاداري كامل به "محمّد مصدق السلطنه" خود را مترقيان مذهبي برمي‌شمردند...
پس از قيام عاشورايي حضرت "امام خميني" و مقلدانشان در خرداد 1342، "نخشب"، نام حزب مردم ايران را به جنبش آزاديبخش ملي ايران (جاما ) تغيير داد. در همين دوران بود كه "صادق قطب‌زاده" به آمريكا رفته و در آنجا با حمايت و همكاري "محمّد نخشب" و ديگر شخصيت هاي متعلق به جبهه ملي، سازمان دانشجويان ايراني در آمريكا را راه‌اندازي كرده بود.
بعد از كناره‌گيري "عبدالحسین راضي" از سياست و مرگ "نخشب" در آمريكا در دهه‌ي 1350، دو نيروي كليدي "جاما" و طرفدارانشان به مبارزه‌ قهرآميز و مسلحانه روي آوردند. آقاي "ميرحسين موسوي" همانند بسياري ديگر از عناصر مرتبط با جريانهاي مبارزه مسلحانه قبل از پيروزي انقلاب داراي اسم مستعار (حدّاقل "حسين رهجو" ) مي‌باشد كه اين هويت از مؤسسين به اصطلاح جنبش مسلمانان مبارز بوده‌است.
معدن اسرار سوابق مبهم "میر حسین موسوی" ؛ دو نفر كليدي، يعني "كاظم سامي كرماني"، روانپزشك مقيم تهران (که قتل بسيارعجیب او در آذر ماه 1367 و یافتن جسد کسی که اعلام شد قاتلش بوده است ؛ همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد) و "حبيب‌الله پيمان" ، دندانپزشك مقيم تهران بوده اند كه براي پژوهش پیرامونشان باید در لینکشان در همراهی عناصري ... که در دهه‌ پنجاه كه به آموزش توليد مواد منفجره و خريد سلاح و مهمات و مبارزه‌ قهرآميز مسلحانه روي آورده بودند توجه نمود.

{به نقل ازخلاصه نوشته ي آقاي اکبر اعلمی آذر 1389:)}
دكتر "كاظم سامي" ... از روانپزشکان سرشناس به شمار مي‌رفت و از دوستان نزدیک ... "شريعتي" ، ... "بازرگان" و دکتر" پیمان" ... قبل از انقلاب عضو نهضت خداپرستان سوسياليست بود.




... پس از خرداد 1342 جنبش آزادیبخش مردم ايران یا "جاما" از آن {حزب مردم ایران}منشعب گردید و بعد از انقلاب نیز با همین نام و در حالیکه "سامی" دبیر کلی آنرا برعهده داشت برای مدّتی به کار خود ادامه داد.
دکتر سامی پس از انقلاب وزير بهداری دولت "بازرگان" شد و حتّی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شد که با احراز کمتر از ده هزار رای دررتبه ششم این انتخابات جای گرفت امّا دراوّلین انتخابات مجلس شورای اسلامی به عنوان نماينده مردم تهران به مجلس راه يافت. در سال 1360 {پس از خروج مسلحانه ی محاربین خلق و همدستانشان که با دفاع همه جانبه ی مردم غیرتمند و مسئولین حزب اللهی به مزبله ی تاریخ ریخته شدند}"سامی" دبیر کل جاما ... به طبابت و فعّالیّت های فرهنگی و اجتماعی روی آورد.
در دوّم آذر ماه سال 1367 دكتر "سامي" در مطبّ خود به معاينه ي بيماران اشتغال داشت که بطور ناجوانمردانه ای با ضربات دشنه فردی که خود را "غلام همّتی" معرفی کرده بود به شدت از ناحیه سر مجروح و با فرق شکافته شده به بیمارستان ساسان منتقل گردید. لیکن دو روز بعد بدلیل شدّت جراحات وارده در همان بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
در آنروزها (نیمه دوّم1367) مدّتی بود که بنده {"اكبر اعلمي"}به عنوان معاون مدیرکل امور انتظامی وزارت کشور در این وزارتخانه مشغول بکار شده بودم و لذا با توجه به ماموریت ذاتی اداره کل امور انتظامی سعی می کردم که به هر طریق ممکن از کم و کیف این حادثه تلخ با خبر شوم ، امّا متاسفانه اطّلاعات موجود در اداره کل انتظامی در حدی نبود که بتوان از جزئیات این حادثه سر درآورد.
حتّی آن بخش از پرونده انتظامی قتل "سامی" هم که در اختیار ما قرار گرفت، آکنده از ابهامات و ضدّ ونقیض گوئی ها بود ، با این وصف در حوزه کاری من کسی بخود اجازه نمی داد که انگشت خود را متوجه ابهامات مذکور کرده و بطور جدی در مقام کشف و رمزگشائی آنها برآید.
موضوعی كه بر پيچيدگي و ابهام اين واقعه تلخ افزود مرگ مشكوك قاتل و نحوه کشف آن بود، به این معنا که مقامات قضائی و مسئولان امنیتی و انتظامی در اواخر آذرماه همان سال اعلام کردند که "محمّد جلیلیان" قاتل دکتر "سامی" بیماری روانی داشته و یکروز پس از ارتکاب قتل در گرمابه برلیان اهواز خود را با کمربند از دوش حمّام حلق آویز کرده و به عمر خود پایان داده است و این در حالی بود که گزارش پزشك قانوني خلاف اين ادّعا را گواهي کرده بود!
در این گزارش همچنین قید شده بود که قاتل چند پاسپورت و تعدادي شناسنامه جعلي و مقداری فشنگ نیز با خود به همراه داشته است.
تا آنجا که بیاد دارم رسانه ها از قول همسر مرحوم "سامی" نوشتند که نامبرده نیز تائید کرده است که فرد معدوم ("محمّد جلیلیان") همان قاتل اصلی است.
"محتشمی پور"وزیر کشور وقت نیز برای پایان دادن به همه ابهامات و تردید هائی که پیرامون این حادثه دلخراش وجود داشت طی مصاحبه ای اعلام کرد که قاتل "سامی" در گرمابه ای در اهواز خودکشی کرده است.
در پی این مصاحبه طی یادداشتی خطاب به دکتر "صدر" معاون سیاسی امنیتی وقت وزارت کشور به ابهامات و ضدّ و نقیض گوئی های پرونده اشاره کردم.
از دید من حدّاقل شش ابهام جدی در گزارش نیروهای امنیتی و انتظامی آنروز وجود داشت:
1-میان متهم شدن قاتل به اختلالات روانی و تهیّه چند پاسپورت و شناسنامه جعلی توسط وی تناسب منطقی وجود نداشت.
2-اخراج یک کارمند که طبق گزارش مسئولان امر دوباره به شغل اوّلش بازگشته بود نمی توانست انگیزه ای قوی برای ارتکاب قتل سبعانه سامی و تصمیم به قتل همسر وی باشد.
3- وجود چندین شناسنامه و پاسپورت جعلی در نزد قاتل حاکی از این بود که وی فرد انگیزه داری بوده و قصد خروج از کشور را داشته است. در این صورت شهرهای مرزی شمالغرب کشور بهترین گزینه ای بود که او می توانست برای فرار از کشور انتخاب کند، بنابراین متواری شدن او به شهر اهواز چندان وجاهتی نداشت.
4-کدام سرنخ توجه ماموران امنیتی و انتظامی را به شناسائی قاتلی جلب کرده بود که تقریبا 20 روز قبل از شناسائی وی در گرمابه ای واقع در اهواز دست به خودکشی زده بود.
5- کسی که قصد خودکشی داشته چرا حمّام را انتخاب کرده و چرا وسیله مناسبی را برای خودکشی با خود به همراه نبرده است تا ناگزیر نشود که با کمربند خود را حلق آویز نماید!
6- فاصله کم دوش از سر استحمام کننده ، کوتاه بودن کمربند برای انجام عملیات خودکشی از طریق دوش ،عدم مقاومت دوش برای تحمل سنگینی قاتل و فاصله آن با زمین و ...از مواردی است که قبول سناریوی خودکشی از طریق حلق آویز شدن از دوش گرمابه را با تردید جدی مواجه می ساخت.
واکنش بعضی از دوستان و مسئولان وقت وزارت کشور به یادداشت مذکور ،به نگارنده فهماند که شتر دیدی،ندیدی!! لذا تردید ها و ابهامات مذکور که امکان انتشارش در رسانه های آنروز کشور میسّر نگردید تا به امروز همچنان در دفترچه خاطراتم جاخوش کرده بود.